1 0:00:00 --> 0:00:00,960 کار مشغول شوید 2 0:00:00,960 --> 0:00:04,080 در ازایش مانند بقیه کارگران که 3 0:00:04,080 --> 0:00:05,460 در مزاره مشغولند 4 0:00:05,460 --> 0:00:06,940 موز دریافت می کنید 5 0:00:06,940 --> 0:00:08,060 خوبه است؟ 6 0:00:08,060 --> 0:00:10,980 آره بهتر از این نمی شود برادر 7 0:00:10,980 --> 0:00:13,420 قاسم که مطمئن شده بود خطری برادرش 8 0:00:13,420 --> 0:00:15,200 حسن رو تحدید نمی کنه 9 0:00:15,200 --> 0:00:16,760 و اون شبها برای کمک 10 0:00:16,760 --> 0:00:19,220 به نیازمندان از خونه بیرون می ره 11 0:00:19,220 --> 0:00:21,340 نفس راحتی کشید و 12 0:00:21,340 --> 0:00:23,200 همراه برادرانش 13 0:00:23,200 --> 0:00:24,700 به سمت خونه رفت 14 0:00:30 --> 0:00:47,660 حسن سرشو از رو قرآن برداشت 15 0:00:47,660 --> 0:00:49,880 و با لبخند به قاسم لگاه کرد 16 0:00:49,880 --> 0:00:51,260 و با خودش گفت 17 0:00:51,260 --> 0:00:54,560 قاسم چه چهره گندانگون و کشمان سیایی دارد 18 0:00:54,560 --> 0:00:57,040 همه می گویند شبیه رسول خداست 19 0:00:57,040 --> 0:00:59,740 اما نه به قدر علی اکبر 20 0:00:59,740 --> 0:00:59,980 قاسم چه چهره گندانگون و کشمان سیایی دارد 21 0:00:59,980 --> 0:01:03,160 می گویند قاسم هم چهره شبیه به رسول خدا دارد 22 0:01:03,160 --> 0:01:05,160 بلندی قدر امرانه دارد 23 0:01:05,160 --> 0:01:07,200 و به اندازه من چارشانه نیست 24 0:01:07,200 --> 0:01:09,580 اما ورزیده و چابک است 25 0:01:09,580 --> 0:01:11,160 نمی دانم خدا 26 0:01:11,160 --> 0:01:12,660 چه در وجود اونهاده است 27 0:01:12,660 --> 0:01:14,480 که همیشه با نشات است و 28 0:01:14,480 --> 0:01:16,100 اخلاق نیکو دارد 29 0:01:16,100 --> 0:01:18,960 خوب می داند که با همه اهل خانه 30 0:01:18,960 --> 0:01:20,260 چگونه رفتار کند 31 0:01:20,260 --> 0:01:22,100 حتی مادرم خوله 32 0:01:22,100 --> 0:01:24,160 گایی که وارد خانه می شدم 33 0:01:24,160 --> 0:01:26,180 می بینم قاسم نشسته است 34 0:01:26,180 --> 0:01:28,300 و خوله برایش سخن می گوید 35 0:01:28,300 --> 0:01:30,340 او هم با دقیقت 36 0:01:30,340 --> 0:01:32,740 به درد دلهای مادرم گوش می داد 37 0:01:32,740 --> 0:01:34,720 حسن با این فکر 38 0:01:34,720 --> 0:01:37,080 قرآنو از روی رحل برداشت 39 0:01:37,080 --> 0:01:39,520 و بوسید و رو چشمش گذاشت 40 0:01:39,520 --> 0:01:42,440 عبدالله قرآنو از قاسم گرفت 41 0:01:42,440 --> 0:01:45,240 و با خودش به اتاق مادرش برد 42 0:01:45,240 --> 0:01:48,480 قرآن یادگار امام حسن مشتبه بود 43 0:01:48,480 --> 0:01:50,960 که به همسرش نفعیلسه برده بود 44 0:01:50,960 --> 0:01:52,160 کمی که گذشت 45 0:01:52,160 --> 0:01:54,200 یه دفعه در خونه با اجله باز شد 46 0:01:54,200 --> 0:01:56,060 و سلیمان نفس زنان 47 0:01:56,060 --> 0:01:58,140 قدم تو خونه گذاشت و گفت 48 0:01:58,140 --> 0:01:59,920 خبری آوردم 49 0:01:59,920 --> 0:02:01,300 با شنیدن این حرف 50 0:02:01,300 --> 0:02:03,720 حسن و عمر از پله ها پایین دویدن 51 0:02:03,720 --> 0:02:05,960 سلیمان از شدت نفس دادن 52 0:02:05,960 --> 0:02:07,260 نمی تونست حرف زنه 53 0:02:07,260 --> 0:02:09,540 قاسم با تعجب به اون نگاه می کرد 54 0:02:09,540 --> 0:02:12,280 همه یه اهل خونه دور سلیمان جمع شدن 55 0:02:12,280 --> 0:02:15,300 ابو سلیمان شونه های پسرشو تکنداد و گفت 56 0:02:16,160 --> 0:02:17,520 آرام باش سلیمان 57 0:02:17,520 --> 0:02:19,580 آرام باش و به گوچه شده پسرم 58 0:02:19,580 --> 0:02:21,980 سلیمان نفسی تازه کرد و گفت 59 0:02:21,980 --> 0:02:22,800 معاویه 60 0:02:22,800 --> 0:02:24,360 معاویه مرده است 61 0:02:24,360 --> 0:02:25,560 با شنیدن این حرف 62 0:02:25,560 --> 0:02:27,740 سکوت امیغی به جمع حاکم شد 63 0:02:27,740 --> 0:02:29,100 کمی که گذشت 64 0:02:29,100 --> 0:02:30,220 زید گفت 65 0:02:30,220 --> 0:02:39,980 قاسم با تعجب به برادرش زید نگاه کرد و گفت 66 0:02:39,980 --> 0:02:41,500 استرجاه خوندن 67 0:02:41,500 --> 0:02:43,560 آن هم برای قاتل پدر؟ 68 0:02:49,580 --> 0:02:57,900 با شنیدن این حرف حسن رو به برادرش زید کرد و گفت 69 0:02:57,900 --> 0:03:02,420 نه یا مختیم از مرگ انسانی ولو دشمن باشد یا بدخا خورسن شویم 70 0:03:02,420 --> 0:03:06,580 اما در باره معاویه قضیه متفاوت است برادر 71 0:03:07,380 --> 0:03:10,820 او پدرمان را با دستان جهده به شهادت رسند 72 0:03:10,820 --> 0:03:12,760 جهده بحانه بود 73 0:03:12,760 --> 0:03:16,640 قاتل اصلی پدرمان معاویه بود که اکنون مرده است 74 0:03:16,640 --> 0:03:19,560 از مرگ او تصف نمیخورم 75 0:03:19,580 --> 0:03:22,860 وجود شرقی از زمین کم شد 76 0:03:22,860 --> 0:03:25,880 امر دنبال کلام برادرش حسن رو گرفت 77 0:03:25,880 --> 0:03:27,820 من با حسن موافقم 78 0:03:27,820 --> 0:03:33,560 دشمنی او با خاندان پدر و جدمان علی را نمیتوان کتمان کرد 79 0:03:33,560 --> 0:03:36,560 راه روشنست و مسیر آشگار برادر 80 0:03:36,560 --> 0:03:40,880 برچه امویمان ابا عبدالله کرد ما نیز همان میکنیم 81 0:03:40,880 --> 0:03:45 کافیست به رفتار پدر و جدمان علی فکر کنیم 82 0:03:45 --> 0:03:48,560 مولایمان حسین میتوانست خونخواه پدر شبد 83 0:03:48,560 --> 0:03:50,880 اما حکمت را در این دید 84 0:03:50,880 --> 0:03:54,880 که بر سرنامه میان پدرمان و معاوی باقی بماند 85 0:03:54,880 --> 0:03:57,720 پس تردیدی برای ما نمیماند 86 0:03:57,720 --> 0:04:03,700 جز برای خدا و خواسته فرزند رسول خدا شمشیر از نیام بیرون نمی کشیم 87 0:04:03,700 --> 0:04:08,940 امروح حسن با شنیدن حرفهای زید دیگه حرفی نزدن 88 0:04:08,940 --> 0:04:13,060 قاسم در سکوت به حرفهای برادرانش فکر میکرد 89 0:04:13,060 --> 0:04:17,600 حس میکرد زخمی قدیمی دهن باز کرد و درد 90 0:04:18,560 --> 0:04:20,120 وجودش پیچیده 91 0:04:40,920 --> 0:04:46,820 دوستان عزیز تا فردا و الامه روایت کتاب نشان حسن خدا نگردیم 92 0:04:48,560 --> 0:04:54,360 امیدوارم از خدا را در اینجا درخواست کنید 93 0:04:54,360 --> 0:05:18,540 امیدوارم از خدا را درخواست کنید 94 0:05:18,560 --> 0:05:48,540 امیدوارم از خدا را درخواست کنید 95 0:05:48,560 --> 0:06:18,540 امیدوارم از خدا را درخواست کنید 96 0:06:18,560 --> 0:06:26,440 پار سایان 97 0:06:26,440 --> 0:06:30,380 بردرگه تو بهریست 98 0:06:30,380 --> 0:06:34,280 از آب چشم اوشان 99 0:06:34,280 --> 0:06:38,680 خلق جهان از آن رو 100 0:06:38,680 --> 0:06:41,440 در ره گذر ندار 101 0:06:41,440 --> 0:06:44,020 حجت الاسلام وحیدی 102 0:06:44,020 --> 0:06:46,100 در ره گذر ندار 103 0:06:46,100 --> 0:06:48,420 بسم الله الرحمن الرحیم 104 0:06:48,560 --> 0:06:50,560 الحمدلله رب العالمین 105 0:06:51,100 --> 0:06:53,560 و صلی اللہ علی محمد و آله طاهرین 106 0:06:54,160 --> 0:06:56,100 سلام علیکم و رحمت الله 107 0:06:56,100 --> 0:06:57,720 دوستان عزیز همراه 108 0:06:57,720 --> 0:06:59,740 در برنامه پارسایان 109 0:06:59,740 --> 0:07:02,040 خدا به هممون توفیق بده 110 0:07:02,040 --> 0:07:04,100 آنگونه که هزارات معصومین 111 0:07:04,100 --> 0:07:05,560 علیهم سلوات الله میپسندن 112 0:07:06,180 --> 0:07:07,320 زندگی کنیم 113 0:07:07,320 --> 0:07:08,560 زندگی هامون رو 114 0:07:08,560 --> 0:07:11,700 برنگ زندگی هزارات معصومین 115 0:07:11,700 --> 0:07:13,860 علیهم سلوات الله در بیاریم 116 0:07:13,860 --> 0:07:16,440 یکی از دستوراتی که به ما دادن 117 0:07:16,440 --> 0:07:18,540 اینه که آلم رو احترام داریم 118 0:07:18,560 --> 0:07:20,620 استاد خودمون رو 119 0:07:20,620 --> 0:07:22,980 مورد کرامت قرار بدیم 120 0:07:22,980 --> 0:07:24,240 امام کازم 121 0:07:24,240 --> 0:07:25,140 علیه السلام 122 0:07:25,140 --> 0:07:28,980 فرمودن عظم العالم لعلمه 123 0:07:28,980 --> 0:07:30,740 آلم رو به خاطر 124 0:07:30,740 --> 0:07:33,440 علمش تعظیم و احترام کن 125 0:07:33,440 --> 0:07:34,260 با این آلم 126 0:07:34,260 --> 0:07:36,340 منازعه و جنگ نکن 127 0:07:36,340 --> 0:07:38,520 همین که میبینی کسیست که آلم است 128 0:07:38,520 --> 0:07:40,340 به خاطر علمش به او 129 0:07:40,340 --> 0:07:41,920 احترام بگذار 130 0:07:41,920 --> 0:07:44,660 باز روایت دیگری نغب بکنم 131 0:07:44,660 --> 0:07:46,360 از وجود نازنین مولام 132 0:07:46,360 --> 0:07:47,340 امیر المؤمنین 133 0:07:47,340 --> 0:07:48 علیه السلام 134 0:07:48 --> 0:07:50,740 حضرت طبق نغف فرمودن 135 0:07:50,740 --> 0:07:52,260 من وقر عالمن 136 0:07:52,260 --> 0:07:54,160 فقد وقر ربه 137 0:07:54,160 --> 0:07:57,200 کسی که یه آلمی رو تکریم بکنه 138 0:07:57,200 --> 0:07:59,560 بزرگ بداره و احترام بکنه 139 0:07:59,560 --> 0:08:02,580 مثل این نمونه که خدا رو احترام کرده 140 0:08:02,580 --> 0:08:04,120 چقدر زیباست 141 0:08:04,120 --> 0:08:05,680 احترام عالم 142 0:08:05,680 --> 0:08:07,860 احترام خدای متعال 143 0:08:07,860 --> 0:08:10,220 پیانبر عظیم الشن 144 0:08:10,220 --> 0:08:12,280 صلی اللہ علیه و آلهی وسلم 145 0:08:12,280 --> 0:08:14,500 فرمودن اکرم العلماء 146 0:08:14,500 --> 0:08:17,100 فانهم ورثت الانبیاء 147 0:08:17,100 --> 0:08:17,980 فمن اکرم العلماء 148 0:08:18 --> 0:08:20,900 فقد اکرم الله و رسوله 149 0:08:20,900 --> 0:08:22,820 علماء رو احترام کنید 150 0:08:22,820 --> 0:08:24,140 اکرام کنید 151 0:08:24,140 --> 0:08:26,160 اونها رو بزرگ بدارید 152 0:08:26,160 --> 0:08:27,200 گرامی بدارید 153 0:08:27,200 --> 0:08:30,420 برای این که علماء ورثان انبیاء هستن 154 0:08:30,420 --> 0:08:32,320 انبیاء صاحبان علمند 155 0:08:32,320 --> 0:08:35,180 و این علماء ورثه انبیاء هستن 156 0:08:35,180 --> 0:08:37,460 از انبیاء علم رو به ارس بردن 157 0:08:37,460 --> 0:08:39,180 بعد ادامه حضرت فرمودن 158 0:08:39,180 --> 0:08:40,260 طبق این نقل 159 0:08:40,260 --> 0:08:41,940 کسی که علماء رو اکرام بکنه 160 0:08:41,940 --> 0:08:43,120 و احترام بکنه 161 0:08:43,120 --> 0:08:45,140 مثل این میمونه که خدا و رسول 162 0:08:45,140 --> 0:08:46,560 رو احترام کرده باشه 163 0:08:46,560 --> 0:08:49,020 خدا به هممون توفیق بده 164 0:08:49,020 --> 0:08:51,200 اهل توجه به این معارف 165 0:08:51,200 --> 0:08:52,760 و عمل کردن به اونها 166 0:08:52,760 --> 0:08:54,600 باشیم انشاءالله 167 0:09:15,140 --> 0:09:45,120 خدا به این معارف 168 0:09:45,140 --> 0:09:46,740 در بحث استسحاب 169 0:09:46,740 --> 0:09:48,920 یه کلامی رو از استاد خودشون 170 0:09:48,920 --> 0:09:50,340 مرحوم آخوند خراسانی 171 0:09:50,340 --> 0:09:53,240 رحمت الله علی نقل کرده بودند 172 0:09:53,240 --> 0:09:54,840 و بعد گفته بودند 173 0:09:54,840 --> 0:09:57,100 این کلام وهم است 174 0:09:57,100 --> 0:09:59,240 میخواستن اشکال بکنن 175 0:09:59,240 --> 0:10:01,620 که این حرف استاد رو من قبول ندارم 176 0:10:01,620 --> 0:10:04,440 این جمله رو انتخاب کرده بودند 177 0:10:04,440 --> 0:10:06,640 که این کلام وهم است 178 0:10:06,640 --> 0:10:08,960 شاگردان میگن 179 0:10:08,960 --> 0:10:11,180 تا این کلام از زبان 180 0:10:11,180 --> 0:10:13,320 مرحوم آیت الله اسفهانی 181 0:10:13,320 --> 0:10:14,820 رحمت الله علی خارج 182 0:10:15,140 --> 0:10:15,700 شد 183 0:10:15,700 --> 0:10:19,120 یه چند لحظه ای ساکت شدند 184 0:10:19,120 --> 0:10:21,560 و گفتن جلسه تأتیله 185 0:10:21,560 --> 0:10:23,220 درس رو تأتیل کردن 186 0:10:23,220 --> 0:10:24,320 دو تشریف بردن 187 0:10:24,320 --> 0:10:25,300 خب 188 0:10:25,300 --> 0:10:27,680 اونقدر عظمت داشتن 189 0:10:27,680 --> 0:10:29,340 که شاگردان جرعت نمی کردن 190 0:10:29,340 --> 0:10:31,320 به اون حالی که ایشون پیدا کرده بود 191 0:10:31,320 --> 0:10:33,880 بپرسن آقا برای چی وسط درس که دفعه 192 0:10:33,880 --> 0:10:35,480 جلسه رو تأتیل میکنید 193 0:10:35,480 --> 0:10:38,560 اما بعدها خود ایشون فرموده بود 194 0:10:38,560 --> 0:10:40,640 ما که این گونه به بزرگان 195 0:10:40,640 --> 0:10:42,140 بی احترامی میکنیم 196 0:10:42,140 --> 0:10:44,120 و زرفیت لازم 197 0:10:44,120 --> 0:10:46,180 برای رعایت احترام 198 0:10:46,180 --> 0:10:48,060 استاد خود رو نداریم 199 0:10:48,060 --> 0:10:50,280 لیاقت درس گفتن هم نداریم 200 0:10:50,280 --> 0:10:51,500 نباید درس بگیم 201 0:10:51,500 --> 0:10:53,660 توجه پیدا کرده بود که این کلام 202 0:10:53,660 --> 0:10:56,020 شاید مناسب شهن استاد نباشه 203 0:10:56,020 --> 0:10:58,040 بل همین درس رو تأتیل کرده بود 204 0:10:58,040 --> 0:11:01,020 خب البته بعدها دو مرتبه درس رو آغاز میکنن 205 0:11:01,020 --> 0:11:03,100 ولی خود همین درسی که میدن 206 0:11:03,100 --> 0:11:04,700 خودشون توجه دارن 207 0:11:04,700 --> 0:11:07,020 و به شاگردان خودشون هم درس میدن 208 0:11:07,020 --> 0:11:09,820 که باید به وساطید خودمون احترام بگذاریم 209 0:11:09,820 --> 0:11:13,060 کلمات رو با کلمات حساب شدهی 210 0:11:13,060 --> 0:11:14,960 در مورد اونها به کار ببریم 211 0:11:14,960 --> 0:11:18,120 حتی اگر انتقاد علمی داریم به اونها 212 0:11:18,120 --> 0:11:21,320 خدا رحمت کنه مرحوم آیت الله الازمان هائری 213 0:11:21,320 --> 0:11:23,300 حادشخ عبدالکریم هائری 214 0:11:23,300 --> 0:11:25,760 مؤسس حوض علمی قوم 215 0:11:25,760 --> 0:11:28,520 ایشون فرموده بودن در یه کلامی 216 0:11:28,520 --> 0:11:32,060 توفیقاتی که در زندگی نصیب من شد 217 0:11:32,060 --> 0:11:33,700 و تونستم بیام قوم 218 0:11:33,700 --> 0:11:36,540 حوض علمی قوم رو باز تأسیس بکنم 219 0:11:36,540 --> 0:11:37,900 و این رونق رو بدم 220 0:11:37,900 --> 0:11:42,540 همه این توفیقها به خاطر خدماتیست 221 0:11:42,540 --> 0:11:46,060 که من به استادم مرحوم سید محمد فشارکی دادم 222 0:11:46,060 --> 0:11:48,480 خدمت ایشون بودن 223 0:11:48,480 --> 0:11:50,760 ایشون مریض شده بودند 224 0:11:50,760 --> 0:11:56,760 شش ماه من در خدمت استادم سید محمد فشارکی میرفتم 225 0:11:56,760 --> 0:12:01,700 حتی برای کارهای خصوصی ایشون من خدمت گذاری میکردم 226 0:12:01,700 --> 0:12:04,040 برای ایشون تشتی بیارم ببرم 227 0:12:04,040 --> 0:12:05,780 آبی بیارم ببرم 228 0:12:05,780 --> 0:12:07,500 خدمت ایشون میکردم من 229 0:12:07,500 --> 0:12:11,760 همه این توفیقاتی که خدای متعال در عمرم به من داده 230 0:12:11,760 --> 0:12:17,460 به خاطر خدمتیه که به استادم مرحوم فشارکی رحمت الله علیه داشتم 231 0:12:17,460 --> 0:12:20,940 میبینید مرحوم امام رحمت الله علیه 232 0:12:20,940 --> 0:12:29,020 نسبت به استادشون به هر مناسبتی که نام استادشون مرحوم آیت الله شاهبادی رو میبردند 233 0:12:29,020 --> 0:12:33,240 خیلی با جلال و جبروت از استاد خودشون یاد میکردن 234 0:12:33,240 --> 0:12:35,580 با احترام از استاد خودشون یاد میکردن 235 0:12:35,780 --> 0:12:37,800 تعبیر مرحوم امام اینه 236 0:12:37,800 --> 0:12:40,900 شیخ آرف کامل روحی فدا 237 0:12:40,900 --> 0:12:45,480 ببینید چه تعابیر بلندی در باره استاد بکار میبرند 238 0:12:45,480 --> 0:12:46,720 مقام علمه 239 0:12:46,720 --> 0:12:51,260 مقام یاد گرفتن از استاد وظیفه داریم 240 0:12:51,260 --> 0:12:54,880 احترام بکنیم تا رشد بکنیم و بالا بریم 241 0:12:54,880 --> 0:12:58,340 خدا رحمت کنه مرحوم آیت الله الازمه بروجردی 242 0:12:58,340 --> 0:13:02,020 رحمت الله علیه در مسجد بالاسر 243 0:13:02,020 --> 0:13:05,400 در حرم بیوی دوالم حضرت فاطمه ایم اسمه 244 0:13:05,780 --> 0:13:07,380 و علیه درس میگفتند 245 0:13:07,380 --> 0:13:09,440 خب منبری گذاشته بودن 246 0:13:09,440 --> 0:13:12,760 این جمعیت طلبه های محترم شلوخ شده بود 247 0:13:12,760 --> 0:13:18 تا به قبر متحره برخی از مراجعه 248 0:13:18 --> 0:13:20,800 مثل مرحوم آرشخ عبدالکریم هایری رسیده بود 249 0:13:20,800 --> 0:13:24,340 از منبر تا این قبر متحر 250 0:13:24,340 --> 0:13:26,920 بعدیشون از همون دور دیده بودن که 251 0:13:26,920 --> 0:13:30,280 یه طلبه محترمی به این قبر که حالا 252 0:13:30,280 --> 0:13:33,780 بالاتر از زمین هست تکیه داده 253 0:13:33,780 --> 0:13:35,760 نشسته سر درس مثل این که به دیوانه 254 0:13:35,780 --> 0:13:39,620 بار تکیه میدن به قبر مرحوم آیت الله هایری رحمت الله علیه 255 0:13:39,620 --> 0:13:43,660 تکیه داده تا مرحوم آیت الله علیه از ما برو جردی 256 0:13:43,660 --> 0:13:46,300 این سحنه رو دیدن با تندی گفتن 257 0:13:46,300 --> 0:13:48,680 آقا به قبر تکیه نکنید 258 0:13:48,680 --> 0:13:51,620 این بزرگان برای اسلام زحمت کشیدن 259 0:13:51,620 --> 0:13:53,760 احترام بگذارید 260 0:13:53,760 --> 0:13:58,260 قبر آلم هم باید مورد احترام ما قرار بگیره 261 0:13:58,260 --> 0:14:00,720 این قدر دقت میکردن 262 0:14:00,720 --> 0:14:02,560 این جمله رو هم عرض بکنم 263 0:14:02,560 --> 0:14:04,320 نقم میکنن در مورد مرحوم 264 0:14:04,320 --> 0:14:07,120 مرزا حیبالله گلپایگانی رحمت الله علیه 265 0:14:07,120 --> 0:14:09,360 وقتی که ایشون میرفتن برای درس 266 0:14:09,360 --> 0:14:12,280 وضوع میگرفتن قبل از درس 267 0:14:12,280 --> 0:14:16,540 سوره مبارک یاسین رو در مسیر از حفظ میخوندند 268 0:14:16,540 --> 0:14:20,440 و بعد کنار قبر استادشون 269 0:14:20,440 --> 0:14:22,720 این سوره یاسین رو تمام میکردن 270 0:14:22,720 --> 0:14:24,860 هدیه به استادشون میکردن 271 0:14:24,860 --> 0:14:26,660 و بعد سر درس حاضر میشدن 272 0:14:26,660 --> 0:14:30,260 این توجه به استاد و احترام استاد رو نگه داشتن 273 0:14:30,260 --> 0:14:32,100 خدا به هممون توفیق بده 274 0:14:32,100 --> 0:14:33,860 اهل دقت به این 275 0:14:34,320 --> 0:14:35,460 رائف باشین 276 0:14:35,460 --> 0:14:36,460 انشاءالله 277 0:15:04,320 --> 0:15:34,320 از این وقتی که از این وقتی که از این وقتی که از این وقتی که از این وقتی که از این وقتی که از این وقتی که از این وقتی که از این وقتی که از این وقتی که از این وقتی که از این وقتی که از این وقتی که از این وقتی که از این وقتی که از این وقتی که از این وقتی که از این وقتی که از این وقتی که از این وقتی که از این وقتی که از این وقتی که از این وقتی که از این وقتی که از این و 278 0:15:34,320 --> 0:16:04,320 وقتی که از این وقتی که از این وقتی که از این وقتی که از این وقتی که از این وقتی که از این وقتی که از این وقتی که از این وقتی که از این وقتی که از این وقتی که از این وقتی که از این وقتی که از این وقتی که از این وقتی که از این وقتی که از این وقتی که از این وقتی که از این وقتی که از این وقتی که از این وقتی که از این وقتی که از این وقتی که از این وقتی که از این وقتی که 279 0:16:04,320 --> 0:16:13,560 دوستانی 280 0:16:13,560 --> 0:16:15,120 هفته 281 0:16:34,320 --> 0:16:41,360 بسم الله الرحمن الرحیم 282 0:16:41,360 --> 0:16:44,580 دوستان عزیز سلام 283 0:16:44,580 --> 0:16:51,860 من علی فرحناک توفیق دارم این هفته هم به اتفاق حسن توکلی زاده 284 0:16:51,860 --> 0:16:57,280 سردبیر تهیه کننده و نویسنده داستان هفته 285 0:16:57,280 --> 0:17:03,240 و مهدی سلیمی صدا بردار در خدمت شما خوبان باشم 286 0:17:03,240 --> 0:17:04,300 برای این دوستانی هفته 287 0:17:04,300 --> 0:17:10,080 این هفته داستانی انتخاب شده به نام لباس پاسداری 288 0:17:10,080 --> 0:17:12,480 لطفاً بشنوید 289 0:17:34,300 --> 0:18:04,280 محمود جان 290 0:18:04,300 --> 0:18:06,960 جا به جا کرد و با لبخند گفت 291 0:18:06,960 --> 0:18:10,120 اومدم بدرغت کنم مادر 292 0:18:10,120 --> 0:18:15 چون ممکنه به همین زودیا شما مجبور بشین بدرغم کنین 293 0:18:15 --> 0:18:18,180 مادر اخم کرد و گفت 294 0:18:18,180 --> 0:18:19,540 منظور 295 0:18:19,540 --> 0:18:26,340 محمود یه تیکه از سوهان اصلی رو تو دهنش گذاشت و کمی چای خورد و گفت 296 0:18:26,340 --> 0:18:32,660 یادتونه وقتی میخواستم برم تو سپاه چقدر ناراحت بودین و مخالفت میکردین 297 0:18:33,620 --> 0:18:33,660 اصلاً 298 0:18:34,300 --> 0:18:38,020 استخاره و سوره یوسف بود که به دادم رسید 299 0:18:38,020 --> 0:18:39,300 یادتونه؟ 300 0:18:40,240 --> 0:18:43,480 صورت مادر کمی قرمز شد و گفت 301 0:18:43,480 --> 0:18:46,480 خب مادر جون اول وحشت داشتم 302 0:18:46,480 --> 0:18:50,300 بعد دلو زدم به دریا و توکل کردم به خدا 303 0:18:50,300 --> 0:18:53,460 مادر اینو گفت 304 0:18:53,460 --> 0:18:58,460 بعد به لباس خاکالود محمود نگاه کرد و ادامه داد 305 0:18:58,460 --> 0:19:00,580 خب محمود جان 306 0:19:00,580 --> 0:19:03,660 بگو از مکه چی برات سوغات بیارم 307 0:19:04,300 --> 0:19:05,920 محمود گفت 308 0:19:05,920 --> 0:19:08,780 مگی نمیخواستی منظورم رو بدونین؟ 309 0:19:09,820 --> 0:19:11,400 مادر لبخندی زد و گفت 310 0:19:12,140 --> 0:19:15,420 اول بگو سوغات چی میخوای بد 311 0:19:15,420 --> 0:19:18,620 محمود خندید و گفت 312 0:19:18,620 --> 0:19:22,500 سوغات 313 0:19:22,500 --> 0:19:28,160 یه ساعت موچی مردونه برا وقتی که خواستم ازدواج کنم 314 0:19:28,160 --> 0:19:33,100 با شنیدن این حرف دل مادر قنج رفت و 315 0:19:33,100 --> 0:19:34,140 با همه یوردیکوییمه برمی داریم. 316 0:19:34,140 --> 0:19:34,280 ومفرمی خب مادر نموشه ماندیده های خوردونی. 317 0:19:34,300 --> 0:19:36,300 وجودش خندید و گفت 318 0:19:36,300 --> 0:19:39,020 مبارکه انشالله 319 0:19:39,020 --> 0:19:40,720 مبارکه 320 0:19:40,720 --> 0:19:43,720 پس خبرهای ما بیخبریم هان؟ 321 0:19:45,300 --> 0:19:47,920 محمود تیکه دیگه ای از سوهان اصلی رو 322 0:19:47,920 --> 0:19:49,580 تو دهنش گذاشت و 323 0:19:49,580 --> 0:19:51,720 وقیه چایشو سر کشید و گفت 324 0:19:52,400 --> 0:19:56,720 اگه زنده موندم که هیچ 325 0:19:56,720 --> 0:19:58,900 ولی اگه شهید شدم 326 0:19:58,900 --> 0:20:02,920 باید این ساعتو به یکی از برادرهای پاستار بدیم 327 0:20:02,920 --> 0:20:05,720 یکی که بخواد ازدباش کنه 328 0:20:05,720 --> 0:20:09,680 مادر دستای پسرشو محکمتر گرفت و 329 0:20:09,680 --> 0:20:11,340 با اخم گفت 330 0:20:11,340 --> 0:20:13,680 این چه حرفیه محمود جان؟ 331 0:20:15,020 --> 0:20:16,520 تو فقط بیس سالته 332 0:20:16,520 --> 0:20:19,780 آرزو دارم دمادی تو ببینم 333 0:20:19,780 --> 0:20:22,680 من طاقت دوری تو ندارم 334 0:20:23,360 --> 0:20:27,780 محمود نفس بلندی کشید و گفت 335 0:20:27,780 --> 0:20:32,320 حضرت علی اکبرم جوون بود که شهید شد 336 0:20:32,320 --> 0:20:35,980 اما مادرش تا قطع برد 337 0:20:35,980 --> 0:20:39,680 مادر بخص کرد و گفت 338 0:20:39,680 --> 0:20:42,680 منو با کی مقایسه میکنی؟ 339 0:20:43,500 --> 0:20:47,140 با حرفات اینقدر دل من مسافر و خون نکن مادر 340 0:20:47,140 --> 0:20:50,820 محمود بلند شد و 341 0:20:50,820 --> 0:20:53,660 استکان خالی خودش و مادرشو 342 0:20:53,660 --> 0:20:58,380 تو سینی مسیی گذاشت که کمی دورتر از اونا بود 343 0:20:58,380 --> 0:20:59,680 بعد گفت 344 0:21:00,240 --> 0:21:01,680 شما برو خونه خدا رو زیارتونه 345 0:21:02,320 --> 0:21:06,560 منم اگه قابل باشم خدا رو زیارت میکنم 346 0:21:06,560 --> 0:21:11,320 مادر سرشو پایین انداخت و 347 0:21:11,320 --> 0:21:15,680 در حالی که عشق توی چشماش جم شده بود گفت 348 0:21:15,680 --> 0:21:18,980 پس پیمانتو بستی 349 0:21:18,980 --> 0:21:20,320 بله؟ 350 0:21:21,960 --> 0:21:23,440 محمود گفت 351 0:21:23,440 --> 0:21:25,560 بستم مادر 352 0:21:25,560 --> 0:21:28,240 فقط قبل از تشرف 353 0:21:28,240 --> 0:21:30,560 بریم مسجد جمکران و 354 0:21:30,560 --> 0:21:32,300 از آقا امام زنگیر 355 0:21:32,320 --> 0:21:37,320 و از زمان بخواین شهادت نصیبم بشه 356 0:21:37,320 --> 0:21:41,320 مادر به پنجره نگاه کرد و گفت 357 0:21:41,320 --> 0:21:44,320 چشم مادر 358 0:21:44,320 --> 0:21:47,320 هم خدمت آقا میرم 359 0:21:47,320 --> 0:21:50,320 هم وقتی دستم به کهبه رسید 360 0:21:50,320 --> 0:21:56,320 از خدا میخوام اسماییلمو قبول کنه 361 0:21:56,320 --> 0:21:59,320 محمود دست دور گردن مادرش انداخت و 362 0:21:59,320 --> 0:22:01,320 سرشو رو شونه اون گذاشت 363 0:22:01,320 --> 0:22:02,320 محمود دست دور گردن مادرش انداخت و سرشو رو شونه اون گذاشت 364 0:22:02,320 --> 0:22:04,320 مادر نفس بلندی کشید و آروم گفت 365 0:22:04,320 --> 0:22:09,320 مادر نفس بلندی کشید و آروم گفت 366 0:22:09,320 --> 0:22:15,320 وقتی میخواستی بری سپاه استخاره کردم 367 0:22:15,320 --> 0:22:19,320 سوره یوسف اومد 368 0:22:19,320 --> 0:22:25,320 از همون موقع باید میفهمیدم که امانتی 369 0:22:25,320 --> 0:22:27,320 محمود گفت 370 0:22:27,320 --> 0:22:30,320 همه دوستان رفتن مادر 371 0:22:30,320 --> 0:22:31,320 جعفر هیدریان 372 0:22:31,320 --> 0:22:33,320 چه نسüğ خریدن 373 0:22:33,320 --> 0:22:34,320 تقایش برطلب 374 0:22:34,320 --> 0:22:35,320 امر درفت تمرین 375 0:22:35,320 --> 0:22:36,320 راس بار رفت 376 0:22:36,320 --> 0:22:37,320 وجود راست 377 0:22:37,320 --> 0:22:39,320 رائش 378 0:22:39,320 --> 0:23:00,320 عهد 379 0:23:00,320 --> 0:23:01,240 فهمن اومدی 380 0:23:01,240 --> 0:23:03,480 سرازیر میشن اینجا 381 0:23:03,480 --> 0:23:33,460 محمود و سایی 382 0:23:33,460 --> 0:24:03,440 محمود و سایی 383 0:24:03,460 --> 0:24:04,700 سرفکنده کنی 384 0:24:04,700 --> 0:24:08,700 هرگاه خبر شهادتم را شنیدی 385 0:24:08,700 --> 0:24:11,540 جشن بگیر و سبز بپوش 386 0:24:11,540 --> 0:24:13,740 مبادا محزون شوی 387 0:24:13,740 --> 0:24:14,920 که چهرت را 388 0:24:14,920 --> 0:24:17,400 نمیخواهم محزون ببینم 389 0:24:17,400 --> 0:24:18,860 میخواهم 390 0:24:18,860 --> 0:24:21,240 همچون مادر وحب باشی 391 0:24:21,240 --> 0:24:23,360 که وقتی سر پسرش را 392 0:24:23,360 --> 0:24:25,060 به سوی او انداختند 393 0:24:25,060 --> 0:24:27,160 پس فرستاد و گفت 394 0:24:27,160 --> 0:24:30,280 من چیزی را که در راه خدا دادم 395 0:24:30,280 --> 0:24:31,800 پس نمیگیرم 396 0:24:33,460 --> 0:24:36,940 محمود دیگه چیزی ننوشت 397 0:24:36,940 --> 0:24:39,640 چشماش سرخ شده بود 398 0:24:39,640 --> 0:24:41,880 و سرش درد میکرد 399 0:24:41,880 --> 0:24:44,180 این سردرد 400 0:24:44,180 --> 0:24:46,980 سالها بود اونو آزار میداد 401 0:24:46,980 --> 0:24:49,340 فقط وقتی جبهه بود 402 0:24:49,340 --> 0:24:51,300 سردرد نداشت 403 0:24:51,300 --> 0:24:54,100 تا صبح زیاد نمونده بود 404 0:24:54,100 --> 0:24:55,960 ساعتو کوک کرد و 405 0:24:55,960 --> 0:24:57,940 بالای سرش گذاشت 406 0:24:57,940 --> 0:25:00,500 بعد چراغو خاموش کرد و 407 0:25:00,500 --> 0:25:02,360 سعی کرد بخوابه 408 0:25:02,360 --> 0:25:03,440 محمود دیگه چیزی ننوشت 409 0:25:03,440 --> 0:25:05,520 از خواب خبری نبود 410 0:25:05,520 --> 0:25:08,120 رو گرده راست چرخید 411 0:25:08,120 --> 0:25:10,840 یه دفعه دردی خفیف 412 0:25:10,840 --> 0:25:13,460 از پشت سر تا رو پیشونیش 413 0:25:13,460 --> 0:25:14,920 رد کشید 414 0:25:14,920 --> 0:25:16,900 نشست 415 0:25:16,900 --> 0:25:19,300 بارون میبارید 416 0:25:19,300 --> 0:25:21,140 بلند شد و رفت 417 0:25:21,140 --> 0:25:22,780 کنار پنجره 418 0:25:22,780 --> 0:25:25,340 پشت دریو کنار زد و 419 0:25:25,340 --> 0:25:28,800 زل زد به قطرهای بارون که 420 0:25:28,800 --> 0:25:32,060 آروم رو درختهای باخچه میریخت 421 0:25:33,440 --> 0:25:36,700 تا سهر مدت زیادی نمونده بود 422 0:25:36,700 --> 0:25:40,480 دوباره برگشت و سعی کرد بخوابه 423 0:25:40,480 --> 0:25:43,920 زیر لب چند بار سلوات فرستاد 424 0:25:43,920 --> 0:25:48,300 کم کم چشماش گرم شد و خوابید 425 0:25:48,300 --> 0:25:52,520 تو غاب دید که دو دشتی بزرگ ایستاده 426 0:25:52,520 --> 0:25:56,060 دشتی که تهش به کوه میرسید 427 0:25:56,060 --> 0:25:59,260 کوهی بلند و خاکستری 428 0:25:59,260 --> 0:26:03,080 عصب سفیدی تند اومد و 429 0:26:03,080 --> 0:26:03,420 دشتی که تهش به کوه میرسید 430 0:26:03,440 --> 0:26:07,500 جلی پاش ایستاد و سم رو زمین کبید 431 0:26:07,500 --> 0:26:11,800 بعد سرشو بالا آورد و شیهه کشید 432 0:26:11,800 --> 0:26:15,220 محمود نگاهی به خودش کرد 433 0:26:15,220 --> 0:26:20,240 کل پشتی دستش بود و لباس خاکی بسیجی تنش 434 0:26:20,240 --> 0:26:26,620 عصب باز سرخم کرد و سم رو زمین زد 435 0:26:26,620 --> 0:26:30,440 محمود به دلش افتاد که باید سوار بشه 436 0:26:30,960 --> 0:26:33,440 کوله رو رو پشتش اندازه 437 0:26:33,440 --> 0:27:03,420 محمود به دلش افتاد که باید سوار بشه 438 0:27:03,440 --> 0:27:06,640 محمود شد وزو گرفت و نماز خوند 439 0:27:06,640 --> 0:27:09,740 بعد لباس پوشید 440 0:27:09,740 --> 0:27:14,440 باید به ایسکاه راه آهنگ میرفت 441 0:27:14,960 --> 0:27:24,300 قطار به سرعت پیش میرفت 442 0:27:24,300 --> 0:27:25,920 هوا سرد بود 443 0:27:25,920 --> 0:27:30,440 تو کوپه فقط محمود و دوستش حسین بودن 444 0:27:30,440 --> 0:27:33,440 از غم تا احواز فاصله کم ندارد 445 0:27:33,440 --> 0:27:38,520 و محمود و حسین وقت زیادی برای حرف زدن داشتن 446 0:27:38,520 --> 0:27:44,380 برای مرور خاطرات مشترکشون از روزای مدرسه 447 0:27:44,380 --> 0:27:47,640 از بچه هایی که بیشترشون شهید شدن 448 0:27:47,640 --> 0:27:51,980 از منافقینی که مثل مار چمبره میزدن 449 0:27:51,980 --> 0:27:55,440 و تو موقعیت هایی که حس میکردن دیگران درگیرن 450 0:27:56,080 --> 0:27:59,420 سر بلند میکردن و زهرشونو میریختن 451 0:27:59,420 --> 0:28:03,420 محمود و حسین تعریف میکردن و میخندندن 452 0:28:03,440 --> 0:28:07,980 کمی که گذشت محمود لبخند زنان 453 0:28:07,980 --> 0:28:12,340 سرشو به پشتی نیمکت چرمی تکیه داد 454 0:28:12,340 --> 0:28:16,400 و مدتی تو سکوت به بیرون نگاه کرد 455 0:28:16,400 --> 0:28:18,580 حسین گفت 456 0:28:18,580 --> 0:28:22,420 چیه محمود؟ رفتی تو فکر؟ 457 0:28:23,900 --> 0:28:26,800 محمود نفس بلندی کشید و گفت 458 0:28:26,800 --> 0:28:33,240 میدونی حسین مادرم خیلی سخت قبول کرد که برم تو سپاهو 459 0:28:33,440 --> 0:28:35,480 لباس پاستاری بپوشم 460 0:28:35,480 --> 0:28:40,880 تنها چیزی که کمکم کرد استخارش بود 461 0:28:40,880 --> 0:28:45,560 سوره یوسف اومد و رضایت داد 462 0:28:45,560 --> 0:28:49,420 حالا میخوام ازت یه خواهشی کنم حسین 463 0:28:49,420 --> 0:28:53,180 حسین لبخندی زد و گفت 464 0:28:53,180 --> 0:28:55,580 مادر خدمتیم دادش 465 0:28:55,580 --> 0:28:58,680 هرچی میخواهد دل تنگت بگو 466 0:28:58,680 --> 0:29:01,320 محمود گفت 467 0:29:01,320 --> 0:29:03,320 ازت میخوام اگه خدا خواهشیم 468 0:29:03,440 --> 0:29:04,600 و ازت شهید شدم 469 0:29:04,600 --> 0:29:07,620 این خبر رو تو به مادرم بدی 470 0:29:07,620 --> 0:29:11,340 حسین خندید و گفت 471 0:29:11,340 --> 0:29:14,020 باز شروع کردی محمود 472 0:29:14,020 --> 0:29:16,660 تا پلوی عروسیتو نخورم 473 0:29:16,660 --> 0:29:18,820 محال دست از سرت بردارم 474 0:29:18,820 --> 0:29:24,540 محمود چند تا مهره سبز تسبیح و 475 0:29:24,540 --> 0:29:27,320 یه جا جدا کرد و دوتا دوتا 476 0:29:27,320 --> 0:29:30,440 از دیره انگشتاش سر داد و گفت 477 0:29:31,480 --> 0:29:33,400 بازی در نه یا حسین 478 0:29:33,440 --> 0:29:35,500 نگا کن 479 0:29:35,500 --> 0:29:37,040 خوب اومد 480 0:29:37,040 --> 0:29:41,480 لبای خندون حسین جم شد و گفت 481 0:29:42,200 --> 0:29:44,360 که این طور 482 0:29:44,360 --> 0:29:46,480 محمود گفت 483 0:29:47,300 --> 0:29:48,340 آره حسین جون 484 0:29:48,340 --> 0:29:50,600 میخوای بازم استخاره کنم 485 0:29:50,600 --> 0:29:51,500 بیا 486 0:29:51,500 --> 0:29:54,840 و دوباره چند تا دونه تسبیح و 487 0:29:54,840 --> 0:29:55,900 یه جا گرفت و 488 0:29:55,900 --> 0:29:58,420 از دو سر اون جفت جفت 489 0:29:58,420 --> 0:30:00,020 جدا کرد و گفت