1 0:00:00 --> 0:00:04,120 بعد او آمده رودخانه رو گرفته و یک کم زورش بوده ما هم وضع ما خراب بوده 2 0:00:04,120 --> 0:00:06,980 بعد ما جنگیدیم و اینقدر کشته دادیم اینقدر چیسته 3 0:00:06,980 --> 0:00:08,960 بعد ام اینجا رو گرفتیم آخر جنگم اینجایی شده و فلا 4 0:00:08,960 --> 0:00:11,480 اینا چه چیزیه مثلا؟ 5 0:00:11,480 --> 0:00:18,280 این تاریخ جنگ فقط به شرکی عرضش داره که محمل زمینه باشه برای گفتن اون مسائل اصلی جنگ 6 0:00:18,280 --> 0:00:21,420 زمینه که خود تاریخ جنگم درست گفتنش مهمه 7 0:00:21,420 --> 0:00:25,180 اطلاعات خارجی هم که در دنیا چه بحثایی بوده همزمان 8 0:00:25,180 --> 0:00:28,060 ما اون وقت که اینها نمیدونستیم که ما امام میگفت بریم برفتیم دیگه 9 0:00:28,060 --> 0:00:30,480 کار نداشتیم که دنیا چه خبره 10 0:00:30,480 --> 0:00:35,560 ولی الان که اونا رو مخونم میبینم که عجب تو اون لحظاتی که مثلا عملیات بوده 11 0:00:35,560 --> 0:00:37,480 بچه های ما درگیر بودن تو منطقه 12 0:00:37,480 --> 0:00:40,180 تو همون لحظه تو دنیا چه اتفاقات داشته میفتده 13 0:00:40,180 --> 0:00:43,760 و چقدر کار ماها کار همین بچه های ما چقدر مهم بوده 14 0:00:43,760 --> 0:00:45,340 چقدر عباد بینون مللی داشته 15 0:00:45,340 --> 0:00:49,500 حالا الان که نگاه میکنم میبینم نه فقط عباد جهانی داشته همون موقع 16 0:00:49,500 --> 0:00:52,180 عباد تاریخی داشته الان داریم میفهمیم 17 0:00:52,180 --> 0:00:56,900 کی شکل داره که الان امریکا جرعت نمی کنه به ایران حمله کنه 18 0:00:56,900 --> 0:00:58,280 بله چی جرعت نمی کنه 19 0:00:58,280 --> 0:01:01,300 بله آقا ما موشت ساختیم که در سانیه اینقدر میره 20 0:01:01,300 --> 0:01:04,260 موشک های دو هزار کلیمتری زدن خیلی خوب دستون درد نکنه 21 0:01:04,260 --> 0:01:07,340 انشالله ده هزار کلیمتریشون بسازیم 22 0:01:07,340 --> 0:01:10,720 ولی شما فکر میکنین امریکا از اینا میترسه؟ 23 0:01:10,720 --> 0:01:13,460 خب هرچی ما داریم که صد برابرش امریکا داره که 24 0:01:13,460 --> 0:01:17,240 ما که انظرات سلاح و موشک و اینا که ما 25 0:01:17,240 --> 0:01:20,720 ما هیچ مذیعیت هیچ برتری ما بر کفار نداریم 26 0:01:21,360 --> 0:01:24,740 هرچی شما دارین قوی ترین سلاح ها رو هم بسازیم 27 0:01:24,740 --> 0:01:28,320 که البته اینا مای امید امامم من دیدم تو پیام قدنامه 28 0:01:28,320 --> 0:01:30,180 و حتی تو وسیعتنامه اینو پیشبینی کرده 29 0:01:30,180 --> 0:01:31,780 که اگر این اعتماد به نفس رو افز کنین 30 0:01:31,780 --> 0:01:34,980 شما همه چیز خواهید ساخت همه چیز و همه چیز داره میشه انشالله 31 0:01:34,980 --> 0:01:38,900 ولی من خواهم بگم ما تکیه همون به این چیزهایی هم نیست 32 0:01:38,900 --> 0:01:42,440 ما با موشک با این چیزها تاریخ رو نمیشه ساخت 33 0:01:42,440 --> 0:01:44,540 تاریخ رو فقط با همون چیزهایی نمیشه ساخت 34 0:01:44,540 --> 0:01:48,520 که زمان جنگ تو عملیات رو دیدیم اونایی که تاریخ رو میسازه 35 0:01:48,520 --> 0:01:50,400 فقط همونه هیچ چیز دیگه نیست 36 0:01:50,400 --> 0:01:56 همون وقتی که بچه های خچکن قواس ها که وارد خیین وارد او 37 0:01:56 --> 0:01:59,720 باطلاغا میشدن به سمت خیین و هم خداحافظی کردن 38 0:01:59,720 --> 0:02:02,520 و وقتی وارد میشدن ستون قواس ها همه یه مرتبه شروع کردن 39 0:02:02,520 --> 0:02:06,620 لبیک اللهم لبیک لبیک لا و شریک لک لبیک 40 0:02:06,620 --> 0:02:08,360 او لبیکی که او بچه های قواس 41 0:02:08,360 --> 0:02:11,800 که من هر وقت هنوز یادم میه صدای لبیکی بچه ها 42 0:02:11,800 --> 0:02:14,840 هر وقت روز و هر جایده باشم اصلا بدنم مرتایش میشه 43 0:02:14,840 --> 0:02:17,620 اوی لبیک لبیکی که ای بچه ها میگفتن و میرفتن 44 0:02:17,620 --> 0:02:21,140 اونای تاریخ ساخته امریکا و اسرائیل هم از اینا میترسن 45 0:02:21,140 --> 0:02:23,760 نه از منورای ما 46 0:02:23,760 --> 0:02:26,840 او کنم باید بکنیم تا جایی که میتونیم 47 0:02:27,960 --> 0:02:30,740 انتقال او فرهنگ بی اینا خیلی مهمه 48 0:02:30,740 --> 0:02:32,880 یه آدمی هم مثل بنده که 49 0:02:32,880 --> 0:02:36,380 خب همی آیاها و روایت ها همه رو هم اجمالا بلد بدیم میگفتیم هم 50 0:02:36,380 --> 0:02:41,660 ولی تو مرحله بحران سخ اینا تا جز حقیقت آدم نباشه 51 0:02:41,660 --> 0:02:43,920 حتی دیگه به زبان آدم هم نمیاد 52 0:02:43,920 --> 0:02:47,900 ای که تو روایت میگن از خدا بخواین اون لحظه که در حال احتضارین 53 0:02:47,900 --> 0:02:51,200 اون لحظه بتونیم شهادت این بگین اون لحظه هنره 54 0:02:51,200 --> 0:02:53,020 شهادت این الان که همه میگن به زبون 55 0:02:53,020 --> 0:02:55,120 اونای که اون لحظه مرگ بتونن 56 0:02:55,120 --> 0:02:58,020 با زبان و با قلبشون شهادت این رو بگن 57 0:02:58,020 --> 0:02:59,300 خیلی کار مهم میگه 58 0:02:59,300 --> 0:03:00,560 من اونجا یادمه که ای 59 0:03:00,560 --> 0:03:03,080 با چار پنج در از بچه ها بودیم 60 0:03:03,080 --> 0:03:07,280 اونجا تیپ جواد و لحظه سمتره هاست ما بود که اولم خاکیز اونا سقوط کرد 61 0:03:07,280 --> 0:03:10,480 که ما سقوط او خاکیزی دیدیم و ای که جنگ تن بدن شد 62 0:03:10,480 --> 0:03:12,620 اراقی و بچه های ما قاطی بودن 63 0:03:12,620 --> 0:03:15,460 که من یادمه بالای خاکیز آمدم تیرندزی میکردم 64 0:03:15,460 --> 0:03:19,840 آقای اکبر پورنامی بود که مسئول گروهان بود نمیدونم دیگه نیدمش اصلا 65 0:03:19,840 --> 0:03:21,640 ایشون گفتش که 66 0:03:21,640 --> 0:03:24,520 ببالای خاکیزی دیده میگه گفت کیو داریم زنی؟ 67 0:03:24,520 --> 0:03:25,700 گفتن امینا اراقی ها دیگه 68 0:03:25,700 --> 0:03:27,860 گفت که اونا بچه های خودمون هم قاطی پاتی تو 69 0:03:27,860 --> 0:03:29,880 گفتن ما اراقی هاشو میزنم 70 0:03:29,880 --> 0:03:35 گفت تو از کجا میفهمیدید که اراقی های این همه تو هم دارن میدونن 71 0:03:35 --> 0:03:37,100 و او روز 72 0:03:37,100 --> 0:03:39,640 یه وقت که خمپاره خود 73 0:03:39,640 --> 0:03:41,200 خمپاره که خب خیلی مخوردی 74 0:03:41,200 --> 0:03:43,700 یه وقت که خورد ما 3-4 نفر 4-5 نفر کنارم بودیم 75 0:03:43,700 --> 0:03:46,680 من یه لحظه دیدم که دود و 76 0:03:46,680 --> 0:03:50,300 بوی باروت و دیگه هیچی نمیبینم نمیشنم 77 0:03:50,300 --> 0:03:52,560 و یک درد اینجا افتادم شاید چند دقیقه طول کشید 78 0:03:52,560 --> 0:03:53,320 تا به حال آمدم 79 0:03:53,320 --> 0:03:55,200 دوروبرم رو نکنه کردم دیدم 80 0:03:55,200 --> 0:03:57,720 یه دو سه نفری که کنارم بودیم سر تیر شهید شدن 81 0:03:57,720 --> 0:04:00,300 یعنی مثل که ست ساله که نیستن رفتن 82 0:04:00,300 --> 0:04:03,340 و یکی دو نفرشون لباساشون آتش گرفته بود 83 0:04:03,340 --> 0:04:05,860 شعله ور بود نمیدونم چرا داشتن میسختن 84 0:04:05,860 --> 0:04:09,140 و من پاهم درد میگرف 85 0:04:09,140 --> 0:04:10,480 میفهمیدم یک کاری شده 86 0:04:10,480 --> 0:04:12,260 فقط میترسیدم نگاه کنم به پاهم 87 0:04:12,260 --> 0:04:14,280 میگفتم یه حتما قد شده 88 0:04:14,280 --> 0:04:15,980 یه جوری کجوکوله یه چیزی نگاه نکنم 89 0:04:15,980 --> 0:04:17,200 که روحیم از دست ندم 90 0:04:17,200 --> 0:04:19,980 یادمه تا یک دقیقه دو دقیقه چقدر 91 0:04:19,980 --> 0:04:21,780 من به پاهم نگاه نکنم آخرشم باور کن 92 0:04:21,780 --> 0:04:23,240 زیر چشمی نگاه کردم یوار 93 0:04:23,240 --> 0:04:25,540 چون خیلی درد میکرد 94 0:04:25,540 --> 0:04:27,600 من مطمئنم یک کاری شده 95 0:04:27,600 --> 0:04:29,060 بعد یه وقت زیر چشمی نگاه کردم 96 0:04:29,060 --> 0:04:30,880 بیدم نه هنوز مثل همشی 97 0:04:30,880 --> 0:04:32,860 حیکل کلش سر جشه 98 0:04:32,860 --> 0:04:35,440 من چند دقیقه طول گشید که 99 0:04:35,440 --> 0:04:36,900 به خودم به زندم فشار آوردم 100 0:04:36,900 --> 0:04:38,640 که یه آیه قرآن یادم بیاد 101 0:04:38,640 --> 0:04:40,760 آیات جهاد 102 0:04:40,760 --> 0:04:42,560 آیات مرود شهید شهادت 103 0:04:42,560 --> 0:04:44,480 شاید چند دقیقه گذاشت 104 0:04:44,480 --> 0:04:45,440 هیچی یادم نیامد 105 0:04:45,440 --> 0:04:48,180 حالا اینایی که این همه حرف زدیم گفتیم 106 0:04:48,180 --> 0:04:50,860 کم کم سلوات و الله و اکبر اینا یادم اومد 107 0:04:50,860 --> 0:05:00,080 از سلوات شروع کردیم 108 0:05:00,080 --> 0:05:02,260 کم کم دوسته تا آیه یادم اومد 109 0:05:02,260 --> 0:05:03,720 میخوام بگم اینم خیلی 110 0:05:03,720 --> 0:05:05,900 ولی ما خب بچه هایی میدیم که در لحظه 111 0:05:05,900 --> 0:05:07,400 که داره پرپر میزنه 112 0:05:07,400 --> 0:05:10,100 اسم مبارک 113 0:05:10,100 --> 0:05:11,420 اللہ سر زبانشه 114 0:05:11,420 --> 0:05:14,060 دو لحظه که داره پرپر میزنه 115 0:05:14,060 --> 0:05:15,880 و حواسش با ما نیست اینجا 116 0:05:15,880 --> 0:05:18,160 خب ما آدمی هم داشتیم که مجروم شد 117 0:05:18,160 --> 0:05:19,300 موج میگرفته شینا 118 0:05:19,300 --> 0:05:21,140 شما هم دیده دیگه میزن 119 0:05:21,140 --> 0:05:22,520 ترانه میخوند 120 0:05:22,520 --> 0:05:24,960 ما آدم دیدیم که پاش قد شده بود 121 0:05:24,960 --> 0:05:25,940 شکمش دریده شده بود 122 0:05:25,940 --> 0:05:28,360 و احشایش قشته بود رو خاک 123 0:05:28,360 --> 0:05:29,900 کنار خاکریز 124 0:05:29,900 --> 0:05:32,400 و رنگش پریده بود و وقتی حرف میزد 125 0:05:32,400 --> 0:05:34,140 زبونش از دهنش خدا شاده میفتد بیرون 126 0:05:34,140 --> 0:05:35,620 اینقدر خونه داشت 127 0:05:35,620 --> 0:05:37,020 نیست جمع کنه زبونشو 128 0:05:37,020 --> 0:05:39,220 بعد به ما نگاه میکرد 129 0:05:39,220 --> 0:05:41,240 میدید ما به ید مجروع اطرافش افتادیم 130 0:05:41,240 --> 0:05:42,300 لبخند میزد به ما 131 0:05:42,300 --> 0:05:44,600 به زور میخندید که یعنی 132 0:05:44,600 --> 0:05:46,300 نخنده یا زهرا یا حسین 133 0:05:46,300 --> 0:05:47,060 به اون حالتش 134 0:05:47,060 --> 0:05:50,080 از این آدم های متفاوت و متعدد 135 0:05:50,080 --> 0:05:51,960 که این همه رو شما دیدید 136 0:05:51,960 --> 0:05:53,880 ارتباط جنگ با انقلاب 137 0:05:53,880 --> 0:05:56,700 تاریخ صدر اسلام و مفهوم جهاد 138 0:05:56,700 --> 0:05:58,360 در قرآن و نهج البلاقه 139 0:05:58,360 --> 0:06:00,960 تفاوت جهاد اسلامی 140 0:06:00,960 --> 0:06:02 با جنگ مادی 141 0:06:02 --> 0:06:03,860 تفاوت بین مجاهد اسلامی 142 0:06:03,860 --> 0:06:05,580 با سرباز کماندوهای غربی 143 0:06:05,580 --> 0:06:08,300 و نکته بعدی 144 0:06:08,300 --> 0:06:10,180 سه تا بود رو در بنظر من 145 0:06:10,180 --> 0:06:11,400 این بچه ها باید زنده کنید 146 0:06:11,400 --> 0:06:14,080 یکی بود هماسه شجاعت 147 0:06:14,080 --> 0:06:17,280 یکی بود آتفه و عشق 148 0:06:17,280 --> 0:06:19,620 معنویت 149 0:06:19,620 --> 0:06:20,740 یکی هم بود 150 0:06:20,740 --> 0:06:23,140 عقلانیت و معرفت و تحلیل 151 0:06:23,140 --> 0:06:24,120 معرفت اسلامی 152 0:06:24,120 --> 0:06:26,560 اصلا جنگ بره چی 153 0:06:26,560 --> 0:06:29,220 شما بیدونید یه عدلیت سنگینی 154 0:06:29,220 --> 0:06:30,720 علیه مایه سر مسئله جنگ 155 0:06:30,720 --> 0:06:32,360 اصلا قرآنشون 156 0:06:32,360 --> 0:06:34,560 همین آیات جهاد در قرآن ببینید 157 0:06:34,560 --> 0:06:36,880 چقدر مزامین انسانی و اخلاقی 158 0:06:36,880 --> 0:06:38 و عدالتخواهی و 159 0:06:38 --> 0:06:40 حتی مهربانی و انسانی 160 0:06:40,180 --> 0:06:42,880 نهج البلاقه 161 0:06:42,880 --> 0:06:44,720 همون خطبه های جهاد امیر المؤمنین 162 0:06:44,720 --> 0:06:46,920 چقدر سرشار از اخلاق و عدالت 163 0:06:46,920 --> 0:06:48,920 و حقوق بشر و انسانیت 164 0:06:48,920 --> 0:06:49,660 ما اصلا جنگ بریم 165 0:06:49,660 --> 0:06:53,340 یا اون بخشی از اعدامه 166 0:06:53,340 --> 0:06:54,600 مالک اشتر که مربوط به 167 0:06:54,600 --> 0:06:56,080 فرماندهان نظامیه 168 0:06:56,080 --> 0:06:57,980 دوستان دیدین یه بار دیگه ببینید 169 0:06:57,980 --> 0:07:00,420 بذار من برای تبرک 170 0:07:00,420 --> 0:07:01,520 اینکی رو اقلن بخونم 171 0:07:01,520 --> 0:07:03,500 دران میگن اونجا در حکومت اسلامی 172 0:07:03,500 --> 0:07:05,280 چه کسی رو سر چه شغلایی بذار 173 0:07:05,280 --> 0:07:07,900 مثلا کیار قاضی با چجور آدمی باشه 174 0:07:07,900 --> 0:07:10,180 نمیدونم حاکم چجور آمر 175 0:07:10,180 --> 0:07:11,280 مسئول مالیات گیری 176 0:07:11,280 --> 0:07:13,800 بعد میرسه به نیروی نظامی 177 0:07:13,800 --> 0:07:15,320 به سردار جنگ 178 0:07:15,320 --> 0:07:18,420 اولا مالک اشتران خودش چه آدمیه 179 0:07:18,420 --> 0:07:20,120 آدمی که 180 0:07:20,120 --> 0:07:21,880 فرمانده کل قوای حضرت امیر 181 0:07:21,880 --> 0:07:24,020 که به قول ایق آقایون باید مظهر خشونت باشه 182 0:07:24,020 --> 0:07:25,320 حالا این کسافت هایی که خودشون 183 0:07:25,320 --> 0:07:27,720 مثل آب خوردن آدم میکشن 184 0:07:27,720 --> 0:07:29,700 اینو آموزش میدونن قصاوت قلب 185 0:07:29,700 --> 0:07:31,120 آموزش قصاوت قلب ببینن 186 0:07:31,120 --> 0:07:33,220 این سروزای غربیهی رو بدونین 187 0:07:33,220 --> 0:07:35,640 وقت فرهنگ جهاد اسلامین ما و شما خودمون دیدین 188 0:07:35,640 --> 0:07:37,080 تو جنگ خودشون ما بودید 189 0:07:37,080 --> 0:07:39,380 فرمانده های ما بچه هایی که بودن شهده های ما 190 0:07:39,380 --> 0:07:41,980 مظهر اکثرشون واقعا مظهر اخلاق و 191 0:07:41,980 --> 0:07:45,080 عدب و آتفه و انسانیت و احساسات 192 0:07:45,080 --> 0:07:46,320 وقتی مالک 193 0:07:46,320 --> 0:07:48,600 شنیدین این روایت رو که یه وقت داشت 194 0:07:48,600 --> 0:07:49,140 تو خیامون رو بکنه 195 0:07:49,140 --> 0:07:51,400 با خودم میگم واقعا اگه یه کسی کار با ما بکنه 196 0:07:51,400 --> 0:07:52,200 ما چی کارش میدونم 197 0:07:52,200 --> 0:07:55,520 میگه مالک فرمانده کل قوای حضرت امیر 198 0:07:55,520 --> 0:07:57,660 سپه سالا فرمانده کل سپاهش بوده 199 0:07:57,660 --> 0:07:58,880 تو کوچه در رد میشه 200 0:07:58,880 --> 0:08:02,240 یه جوانی یه زباله آشقالی طرفش پرت میکنه 201 0:08:02,240 --> 0:08:04,060 تو بعضی روایت نقش شده فرش میده 202 0:08:04,060 --> 0:08:05,380 تو روایت نقش شده 203 0:08:05,380 --> 0:08:07,140 مالک بر نگشت حتی درست 204 0:08:07,140 --> 0:08:09,300 تو چهره یه آدم نگاه کنه که بشنسش 205 0:08:09,300 --> 0:08:10,780 که حالا یه وقتی 206 0:08:10,780 --> 0:08:12,880 حالت بردم بگیرم 207 0:08:12,880 --> 0:08:14,540 حتی اینم نبوده 208 0:08:14,540 --> 0:08:16,380 میگن اصلا نگاه نمیکنه میره 209 0:08:16,380 --> 0:08:17,880 یه کسی بعد میاد بهش میگه 210 0:08:17,880 --> 0:08:19,180 مردک چی کار کرده تو 211 0:08:19,180 --> 0:08:21,640 گفت میدونی کشی بود 212 0:08:21,640 --> 0:08:23,740 فرمانده سپاه علی بود 213 0:08:23,740 --> 0:08:26,300 ای ها ترسید 214 0:08:26,300 --> 0:08:28,360 گفت ای هوا پسه 215 0:08:28,360 --> 0:08:29,600 فلان نام من نمیدونستم 216 0:08:29,600 --> 0:08:31,320 یا شرمنده شد 217 0:08:31,320 --> 0:08:34,260 نقش شده که ای دنبال مالک دوید پیداش کنه 218 0:08:34,260 --> 0:08:35,320 یه جیره عدلش بیاره بیرون 219 0:08:35,320 --> 0:08:37,220 آمد تا رسید گفتن تو مسجده 220 0:08:37,220 --> 0:08:38,820 آمد دید مالک بسیار در نماز مخونه 221 0:08:38,820 --> 0:08:39,960 وقت نمازم نبوده 222 0:08:39,960 --> 0:08:42,420 نمازو که وی میسته نمازش تاون شده 223 0:08:42,420 --> 0:08:44,160 میاد جلوم یه آقا ببخشین اصولت فهم شده 224 0:08:44,160 --> 0:08:45,860 من مخواستم محضرت خواهی کنم ببخش 225 0:08:45,860 --> 0:08:47,780 من اشتباهی شما رو به کسی دیگه 226 0:08:47,780 --> 0:08:48,900 این مطالعه عوضی گرفتم 227 0:08:48,900 --> 0:08:51,560 مالک میدون چی جوابش داده 228 0:08:51,560 --> 0:08:54,380 گفته من اصلا نیه آمدم 229 0:08:54,380 --> 0:08:55,940 مسجد فقط برای که دو رکع 230 0:08:55,940 --> 0:08:57,780 الایی که دو رکع نماز بخونم 231 0:08:57,780 --> 0:08:59,140 برای تو استغفار کنم 232 0:08:59,140 --> 0:09:01,940 آقا اینا کین 233 0:09:01,940 --> 0:09:04,280 میگه اصلا من آمدم 234 0:09:04,280 --> 0:09:06,200 مسجد برای که این دو رکع نماز 235 0:09:06,200 --> 0:09:08,100 برای تو خوندم من نمیدون تو کی 236 0:09:08,100 --> 0:09:10,520 و من نمیدون تو با من چی خصومتی داری 237 0:09:10,520 --> 0:09:11,640 و چرا این کار رو با من کردی 238 0:09:11,640 --> 0:09:14,020 من آمدم دو رکع نماز بخونم 239 0:09:14,020 --> 0:09:15,620 بگم خدای این رو 240 0:09:15,620 --> 0:09:17,980 ببخشیم ما بخشیدیمش 241 0:09:17,980 --> 0:09:19,780 آقا اینا خیلی 242 0:09:19,780 --> 0:09:21,120 عظیمه 243 0:09:21,120 --> 0:09:23,920 وقت امام دارن میگن چجوری به مالک 244 0:09:23,920 --> 0:09:25,380 میگن فرمانده نظامی کیا باشه 245 0:09:25,380 --> 0:09:27,980 میگه فرماندهی و نظامی رو 246 0:09:27,980 --> 0:09:29,720 به کسانی بده که 247 0:09:29,720 --> 0:09:31,880 برای خدا و رسولش فقط بجنگن 248 0:09:31,880 --> 0:09:34,020 برای حقیقت برای دین نه برای منافعشون 249 0:09:34,020 --> 0:09:35,980 برای شهرت قدرت قنیمت 250 0:09:35,980 --> 0:09:38,180 سروت پوز این کارا نیست 251 0:09:38,180 --> 0:09:39,240 برای زمین قدرت 252 0:09:39,240 --> 0:09:41,160 حالا بجنگیم بعدن سهمون بیشتر 253 0:09:41,160 --> 0:09:43,940 شما دیدین که روز دوم خلافت امیر المومنین 254 0:09:43,940 --> 0:09:46,140 روز دوم خلافتش 255 0:09:46,140 --> 0:09:47,620 که همه چیز میگه 256 0:09:47,620 --> 0:09:49,040 آقا دیگه یک کمی مصماله کن 257 0:09:49,040 --> 0:09:51,540 که دشمن کم بشه دیگه این همه دشمن داری 258 0:09:51,540 --> 0:09:53,140 روز دوم یه آدم آمده 259 0:09:53,140 --> 0:09:55,780 توی سخنرانش خوندین چی گفته 260 0:09:55,780 --> 0:09:57,520 روز دوم خلافتش 261 0:09:57,520 --> 0:09:59,300 آمد گفت که تا به حال 262 0:09:59,300 --> 0:10:01,940 هر طور با شما عمل شده امروز روز دیگریش 263 0:10:01,940 --> 0:10:03,260 این یه حکومت اسلامی دیگه 264 0:10:03,260 --> 0:10:05,600 گفت از فردا 265 0:10:05,600 --> 0:10:07,600 سهمه همه تون از بیتلمان درست 266 0:10:07,600 --> 0:10:08,540 به یک اندازه است 267 0:10:08,540 --> 0:10:10,600 عرب و عجم 268 0:10:10,600 --> 0:10:13,780 فقیر و غنی عرباب و برده 269 0:10:13,780 --> 0:10:14,660 همه با همید 270 0:10:14,660 --> 0:10:17,520 وقت اونجا داره که همون روز 271 0:10:17,520 --> 0:10:19,200 همون روز تو مسجد 272 0:10:19,200 --> 0:10:20,920 دو تا نماز جماعت تشکیل شد 273 0:10:20,920 --> 0:10:23,380 یه ادهه دیگه گفتن ما به این آدم اختدانه میگویم 274 0:10:23,380 --> 0:10:25,780 با اینه میشه راحت زندگی کرد 275 0:10:25,780 --> 0:10:27,380 این آمده کاسل کوزه همه رو بشکل 276 0:10:27,380 --> 0:10:29,680 فقیر دو تا نماز شد میدونین این رو 277 0:10:29,680 --> 0:10:30,880 روز دوم خلافت 278 0:10:30,880 --> 0:10:34,300 یه ادهه از اصحاب و مسلمان ها و رزمنده ها و جبهه ای ها 279 0:10:34,300 --> 0:10:36,400 رفتن یک طرف جدا به علی اختدانه کردن 280 0:10:36,400 --> 0:10:37,240 یه نماز دیگه قوندن 281 0:10:37,240 --> 0:10:39,380 که امیرمون اصحابانی شد فرمود 282 0:10:39,380 --> 0:10:40,280 انا عبالحسن 283 0:10:40,280 --> 0:10:42,340 وقتی که حضرت امیر مخاص رجع از بقونه 284 0:10:42,340 --> 0:10:44,320 دیگه بگفت من عبالحسنم 285 0:10:44,320 --> 0:10:45,360 من پدر حسنم 286 0:10:45,360 --> 0:10:47,020 وقت اونجا اون نطق حضرت 287 0:10:47,020 --> 0:10:48,980 اونجا داره که یه کسی آمد گفتش که 288 0:10:48,980 --> 0:10:51,980 یه زن عرب اشرافی سلوکتمند آمد گفتش که 289 0:10:51,980 --> 0:10:54,980 یعنی از فردا من و این کنیز عجمم به یه اندازه؟ 290 0:10:55,620 --> 0:10:55,980 من و یکی؟ 291 0:10:56,780 --> 0:10:58,980 اونجا داره حضرت خمش و دو مشت خاک از زمین برداشت 292 0:10:59,980 --> 0:11:02,980 از اون زن پرسید این خاک و این مشت با این مشت چه فرق داره؟ 293 0:11:03,600 --> 0:11:04,140 گفت هیچی 294 0:11:04,140 --> 0:11:05,820 گفت شما دوتم هیچ فرق نداریم 295 0:11:05,820 --> 0:11:07,100 خاک ریختون باشت گفت برو 296 0:11:07,100 --> 0:11:11,060 گفت اگر همون سدر همه تو میخوایی فردا بیا 297 0:11:11,060 --> 0:11:12,980 اگر نیه همون هم بهت نمیرسه 298 0:11:12,980 --> 0:11:15,240 خب آخو اینجا یه میانه حکومت اسلام؟ 299 0:11:15,240 --> 0:11:18,040 اینها حضرت میگن بگرد پاک دامنترین 300 0:11:18,040 --> 0:11:19,980 پاکترین یارانت رو 301 0:11:19,980 --> 0:11:23,340 که اهل سبر و بردباری و زرفیت دارن 302 0:11:23,340 --> 0:11:24,440 اینا رو پیدا کن 303 0:11:24,440 --> 0:11:26,840 کسانی که دیر به خشم آیند 304 0:11:26,840 --> 0:11:27,400 گوش بنید 305 0:11:27,400 --> 0:11:29,420 کسانی که دیر به خشم آیند 306 0:11:29,420 --> 0:11:30,640 آدم های خشمی نباشن 307 0:11:30,640 --> 0:11:33,240 آدم های با محبت و انسان باشن 308 0:11:33,240 --> 0:11:34,680 اینا رو بکن فرمانده نظامیت 309 0:11:34,680 --> 0:11:36,800 این فرهنگ جهاد اسلام رو باید سی کن 310 0:11:36,800 --> 0:11:38,440 با فرهنگ جنگ تلوی غربی 311 0:11:38,440 --> 0:11:40,280 اونا میگردن هر که خشنتر 312 0:11:40,280 --> 0:11:41,760 وحشیتر کسیفتر 313 0:11:41,760 --> 0:11:43,900 که خون و جان انسان پیش چشمش 314 0:11:43,900 --> 0:11:45,180 هیچ عرضه چی نداشته بشه 315 0:11:45,180 --> 0:11:47,480 لذت ببره اصلا از آدم کشتن 316 0:11:47,480 --> 0:11:48,020 اونا میان 317 0:11:48,020 --> 0:11:51,200 اصلا ما تو فکر جهادمون 318 0:11:51,200 --> 0:11:53,300 ما لذت نمیبریم از کشتن 319 0:11:53,300 --> 0:11:55,740 حتی از کشتن دشمن لذت نمیبریم 320 0:11:55,740 --> 0:11:57,260 شما یاد تونه اگه یه نفر پیدا میشد 321 0:11:57,260 --> 0:11:59,080 اسیر رو میکشت 322 0:11:59,080 --> 0:12:00,700 بالاخره پیش میامد بود دیگه 323 0:12:00,700 --> 0:12:02,140 یک کسی مثلا اسیر رو میکشت 324 0:12:02,140 --> 0:12:03,540 یا اسیر رو میزد 325 0:12:03,540 --> 0:12:06,160 شمایه که همه بچه ها اکثر بچه ها ناراحت میشنن 326 0:12:06,160 --> 0:12:07,580 یکی این فرهنگ ما این نبود 327 0:12:07,580 --> 0:12:09,980 از اون طرف اسیر میشد 328 0:12:09,980 --> 0:12:11,900 اون پسره یاد تونه که نمیدونم 329 0:12:11,900 --> 0:12:13,200 چرا اصلا ازش حرف نمیزنن 330 0:12:13,200 --> 0:12:16,720 که فراش یک مدرسه بود 331 0:12:16,720 --> 0:12:18,860 تو عملیات بدر 332 0:12:18,860 --> 0:12:20,700 تو عملیات بدر 333 0:12:20,700 --> 0:12:21,580 اسیر شد 334 0:12:21,580 --> 0:12:23,860 من نمیدونم چرا فیلمش پخش کردن اشتباهی 335 0:12:23,860 --> 0:12:25,580 یاد تونه او فیلم رو 336 0:12:25,580 --> 0:12:27,780 که این دستاشو بسته بودن 337 0:12:27,780 --> 0:12:28,280 از اقب 338 0:12:28,280 --> 0:12:30,800 اون سحنه رو حالا اونهایی که ندیدن 339 0:12:30,800 --> 0:12:33,560 این آدم اسیر شده دستاشو از اقب 340 0:12:33,560 --> 0:12:34,940 بستن تو خط هم اصلا 341 0:12:34,940 --> 0:12:35,840 اون حساب کتاب نداره 342 0:12:35,840 --> 0:12:39,560 این تا میبینه که دوربین 343 0:12:39,560 --> 0:12:41,580 فیلم بردارو خبرنگارهای خارجیه 344 0:12:42,180 --> 0:12:43,500 واقعا این چیه 345 0:12:43,500 --> 0:12:45,180 تا میبینه دوربینه 346 0:12:45,180 --> 0:12:46,520 روشو میکنه به دوربین 347 0:12:46,520 --> 0:12:48,180 منمم از خسته تشنه 348 0:12:48,180 --> 0:12:49,880 کتکم خورده 349 0:12:49,880 --> 0:12:52,480 هر وقت یاد این آدم بیفتن 350 0:12:52,480 --> 0:12:54,720 افتخار باید کردن 351 0:12:54,720 --> 0:12:56,600 رو میکنه به دوربین 352 0:12:56,600 --> 0:12:58,820 مرد بر صدام زده اسلام 353 0:12:58,820 --> 0:13:00,440 حالا اگه میگفت درود بر امام 354 0:13:00,440 --> 0:13:02,140 بازی چیزی مرد بر صدام 355 0:13:02,140 --> 0:13:03,580 دست به اسیار 356 0:13:03,580 --> 0:13:05,860 اینا رو باید پیدا کرد 357 0:13:05,860 --> 0:13:07,780 یا او دوتا بچه که اسیر شدن فیلماشونو 358 0:13:07,780 --> 0:13:10,280 اون میگفت که خمینی میخواد 359 0:13:10,280 --> 0:13:11,460 میگه سول نباشه 360 0:13:11,460 --> 0:13:13,880 که شما اینجا اسیر باشین 361 0:13:13,880 --> 0:13:15,640 این بچه ایست که سیزده ساله بوده 362 0:13:15,640 --> 0:13:17,920 اسیر شده اون موقع به نظرم پونزر شونده سالش بود 363 0:13:17,920 --> 0:13:19,900 میگه که من نمیدونم 364 0:13:19,900 --> 0:13:20,720 امام چی گفته 365 0:13:20,720 --> 0:13:23,220 یا حرف ها سیاسیه ولی هر چی گفته 366 0:13:23,220 --> 0:13:24,920 اون رهبره منه هر چی بگه همونه 367 0:13:24,920 --> 0:13:27,460 که این خبرنگار خارجی 368 0:13:27,460 --> 0:13:28,820 تحقیر میشه 369 0:13:28,820 --> 0:13:32 بعد اوی که دیگه خبرنگار آمده بهش میگه که 370 0:13:32 --> 0:13:33,640 میخواد ازش به اسم میگه بچه باش 371 0:13:33,640 --> 0:13:35,540 مثلا گوگولی مثلا یه چیزی بگو 372 0:13:35,540 --> 0:13:37,640 علیه امام و اینا و یه مرتبه 373 0:13:37,640 --> 0:13:39,840 برمیگرده که میگه ای زن به تو از فاطمه 374 0:13:39,840 --> 0:13:41,620 این گونه خطابه هست حالا زنه نه مسلمونه 375 0:13:41,620 --> 0:13:42,100 نه هیچی 376 0:13:42,100 --> 0:13:45,880 ای زن به تو از فاطمه این گونه خطابه هست 377 0:13:45,880 --> 0:13:47,540 بهترین زینت زن حفظ حجاب هست 378 0:13:47,540 --> 0:13:49,940 زنه رو تحقیرش میکنه که من یادمه 379 0:13:49,940 --> 0:13:51,760 زنه یه روی سریع انداخت رو سرش 380 0:13:51,760 --> 0:13:53,840 گفت حالا با من مساحبه 381 0:13:53,840 --> 0:13:54,880 میکنی گفت حالا بپرس 382 0:13:54,880 --> 0:13:57,500 حالا این خطبه رو برگشتون بخونین که اونجا امام 383 0:13:57,500 --> 0:13:59,460 میگه کسی رو فرمانده ارتشیت بکن 384 0:13:59,460 --> 0:14:01,200 فرمانده نیروهای عملیاتی بکن 385 0:14:01,200 --> 0:14:03,220 که با نوتوانان مهربان 386 0:14:03,220 --> 0:14:05,780 و با زورمندان پرخاشگر 387 0:14:05,780 --> 0:14:07,360 و شجاع باشند 388 0:14:07,360 --> 0:14:09,460 با قوی به جنگ در برابر زعیف 389 0:14:09,460 --> 0:14:11,180 متوازعه باشه 390 0:14:11,180 --> 0:14:13,160 درست برعکس معیارای غرب و دنیا 391 0:14:13,160 --> 0:14:15 و السلام علیکم و رحمتون 392 0:14:27,500 --> 0:14:45,500 موسیقی 393 0:14:57,500 --> 0:14:59,500 موسیقی 394 0:15:27,480 --> 0:15:27,500 موسیقی 395 0:15:27,500 --> 0:15:29,500 موسیقی 396 0:15:29,500 --> 0:15:31,500 موسیقی 397 0:15:31,500 --> 0:15:33,500 موسیقی 398 0:15:38,500 --> 0:15:39,500 موسیقی 399 0:15:40,040 --> 0:15:41,500 روایت کتاب 400 0:15:42,260 --> 0:15:45,280 بر اساس کتاب نشان حوزن 401 0:15:45,280 --> 0:15:47,640 نوشته لیلا مهدوی 402 0:15:47,640 --> 0:15:49,500 موسیقی 403 0:15:49,500 --> 0:15:51,500 موسیقی 404 0:15:51,500 --> 0:15:53,500 موسیقی 405 0:15:54,220 --> 0:15:55,500 موسیقی 406 0:15:56,340 --> 0:15:56,900 موسیقی 407 0:15:56,900 --> 0:15:58,440 به نام خدای بزرگ 408 0:15:58,440 --> 0:15:59,740 دوستان عزیز سلام 409 0:15:59,740 --> 0:16:01,480 روایت کتاب و از رادیو 410 0:16:01,480 --> 0:16:02,480 معرف میشه نوید 411 0:16:02,480 --> 0:16:05,260 در این بررامه گذیده ای از کتاب نشان حوزن 412 0:16:05,260 --> 0:16:07,100 در ساختار روای نمایشی 413 0:16:07,100 --> 0:16:09,200 اقتباس و روایت میشه 414 0:16:09,200 --> 0:16:11,560 نشان حوزن داستانی جذاب 415 0:16:11,560 --> 0:16:13,040 و روایتی تأثیر گذار از 416 0:16:13,040 --> 0:16:15,580 زندگی فرزندان امام حسن مشتبه 417 0:16:15,580 --> 0:16:17,340 علیه سلام و حضور اون 418 0:16:17,340 --> 0:16:19,480 بزرگواران در واقعی کربلاست 419 0:16:20,080 --> 0:16:21,300 نویسنده در این اثر 420 0:16:21,300 --> 0:16:23,560 زمن بهرگیری از منابع تاریخی 421 0:16:23,560 --> 0:16:25,480 از انصر خیال هم بهره گرفته 422 0:16:25,480 --> 0:16:27,500 و به سراغ روزهی مشهور 423 0:16:27,500 --> 0:16:28,780 از کربلا رفته 424 0:16:28,780 --> 0:16:31,720 جایی که آینه ها به پای خرشید میفتند 425 0:16:31,720 --> 0:16:33,840 و اطر حضور امام حسن 426 0:16:33,840 --> 0:16:36,120 مشتبه در دشت پراکنده میشه 427 0:16:36,120 --> 0:16:37,420 در بررامه غرب 428 0:16:37,420 --> 0:16:39,360 تا جایی شنیدید که امام حسین 429 0:16:39,360 --> 0:16:41,280 علیه سلام در مسیر رفتن به 430 0:16:41,280 --> 0:16:43,180 کوفه در منزلگاهی 431 0:16:43,180 --> 0:16:45,480 ایستادن. در این منزل نفعیله 432 0:16:45,480 --> 0:16:47,400 وقتی مظلومیت امام حسین رو دید 433 0:16:47,400 --> 0:16:48,900 به پسران ای سفارش کرد 434 0:16:48,900 --> 0:16:51,260 لحظه از اموی بزرگوارشون 435 0:16:51,260 --> 0:16:53,360 جدا نشن. در همین منزل 436 0:16:53,360 --> 0:16:54,840 حضرت زینب 437 0:16:54,840 --> 0:16:57 به خیمه برادرزادش 438 0:16:57 --> 0:16:59,460 حسن مصنع رفت و از اون خواست 439 0:16:59,460 --> 0:17:01,640 به خیمه اموی بزرگوارش 440 0:17:01,640 --> 0:17:03,040 امام حسین بره 441 0:17:03,040 --> 0:17:05,520 و حالا ادامه روایت 442 0:17:05,520 --> 0:17:07,080 کتاب نشان حسن 443 0:17:07,080 --> 0:17:09,340 در قسمت شانزده هم 444 0:17:18,900 --> 0:17:30,060 شب بود 445 0:17:30,060 --> 0:17:32,520 امام حسین علیه سلام در خیمه 446 0:17:32,520 --> 0:17:34,540 نشسته بودن که حسن وارد شد 447 0:17:34,540 --> 0:17:36,060 و سلام کرد. امام 448 0:17:36,060 --> 0:17:38,700 جواب سلام برادرزادشون رو دادن 449 0:17:38,700 --> 0:17:40,440 و با اشاره از اون 450 0:17:40,440 --> 0:17:42,440 خواستن بشینه. حسن 451 0:17:42,440 --> 0:17:44,440 نشست. امام کلامشون رو 452 0:17:44,440 --> 0:17:46,820 با همدوستانای الهی شروع کردن 453 0:17:46,820 --> 0:17:48,380 همه چیزود 454 0:17:48,380 --> 0:17:50,160 آماده شد و امام خطبه 455 0:17:50,160 --> 0:17:52,300 عقد عروس و دامادو خوندن 456 0:17:52,300 --> 0:17:54,420 حسن هنوز مبهود 457 0:17:54,420 --> 0:17:56,620 نشسته بود که امام از خیمه 458 0:17:56,620 --> 0:17:58,340 بیرون رفتن. حسن 459 0:17:58,340 --> 0:18:00,220 به شکرانه اون وصلت 460 0:18:00,220 --> 0:18:02,180 به نماز ایستاد. بعد 461 0:18:02,180 --> 0:18:03,800 از خیمه بیرون رفت 462 0:18:03,800 --> 0:18:06,100 صدای شادی بلند و 463 0:18:06,100 --> 0:18:08,560 بوی اسپند همه جا پیچیده بود 464 0:18:08,560 --> 0:18:10,180 حسن سربزیر 465 0:18:10,180 --> 0:18:12,420 از بین زنها رد شد و نزدیک 466 0:18:12,420 --> 0:18:14,280 مادرش رسید. خوله 467 0:18:14,280 --> 0:18:16,380 از ته دل میخندید. حسن 468 0:18:16,380 --> 0:18:18,380 روبروی مادرش ایستاد. نمیدونست 469 0:18:18,380 --> 0:18:20,560 چی بگه. خوله دست اونو گرفت 470 0:18:20,560 --> 0:18:22,220 و انگوشتری با عقیق 471 0:18:22,220 --> 0:18:24,500 سبز تو انگوشت اون کرد و گفت 472 0:18:24,500 --> 0:18:26,400 امانتدار خوبی باش 473 0:18:26,400 --> 0:18:28,760 پسرم. نه برای انگوشتری 474 0:18:28,760 --> 0:18:30,520 تو هم نام پدرت 475 0:18:30,520 --> 0:18:32,340 هستی. برای نام 476 0:18:32,340 --> 0:18:34,300 حسن و اکنون نام 477 0:18:34,300 --> 0:18:36,380 حسین امانتداری 478 0:18:36,380 --> 0:18:38,140 شایسته باش. حسن 479 0:18:38,140 --> 0:18:40,140 خم شد و اول عقیق سبز 480 0:18:40,140 --> 0:18:42,600 انگوشتر رو بوسید و بعد دست مادرش 481 0:18:42,600 --> 0:18:44,060 خوله رو. مادر 482 0:18:44,060 --> 0:18:46,340 سر پسرش حسن رو بلند کرد و پیشونش 483 0:18:46,340 --> 0:18:48,760 رو بوسید و گفت. برو پسرم 484 0:18:48,760 --> 0:18:50,460 به سمت امت زینب 485 0:18:50,460 --> 0:18:52,380 برو. او تو را به خیمه 486 0:18:52,380 --> 0:18:53,740 عروست فاطمه 487 0:18:53,740 --> 0:18:56,460 راه نمایی خواهد کرد. حسن 488 0:18:56,460 --> 0:18:58,420 به سمت امه بزرگوارش 489 0:18:58,420 --> 0:19:00,240 حضرت زینب رفت. که 490 0:19:00,240 --> 0:19:01,980 بیرون خیمه ای استاده بود. 491 0:19:02,380 --> 0:19:03,980 حضرت زینب حسن رو 492 0:19:03,980 --> 0:19:06,280 به داخل خیمه برد. عروس 493 0:19:06,280 --> 0:19:08,200 وسط خیمه استاده بود. 494 0:19:08,400 --> 0:19:10,200 حضرت زینب رو به حسن کرد و 495 0:19:10,200 --> 0:19:12,040 فرمود. عروست 496 0:19:12,040 --> 0:19:14,220 فاطمه شبیه مادرم 497 0:19:14,220 --> 0:19:16,200 زهراست. زیبا 498 0:19:16,200 --> 0:19:18,280 و با کمال و فضیلت. 499 0:19:19,080 --> 0:19:20,060 بهتر از او چه 500 0:19:20,060 --> 0:19:22,120 میخواستی؟ حسن 501 0:19:22,120 --> 0:19:24,420 سرشو پایین انداخته بود و نمیدونست 502 0:19:24,420 --> 0:19:25,980 چی بگه. حضرت زینب دست 503 0:19:25,980 --> 0:19:27,980 اونو گرفت و تو دست فاطمه 504 0:19:27,980 --> 0:19:29,940 گذاشت. دستای فاطمه از 505 0:19:29,940 --> 0:19:31,920 شدت حیام میلرزید. حضرت 506 0:19:31,920 --> 0:19:34,020 زینب دستشو رو دستای گره 507 0:19:34,020 --> 0:19:36 خورده عروس و داماد گذاشت و گفت 508 0:19:36 --> 0:19:38,200 شما را به هم میسپارم 509 0:19:38,200 --> 0:19:40,340 و هر دوی شما را به خدا. 510 0:19:40,340 --> 0:19:42,260 امشب پدرم 511 0:19:42,260 --> 0:19:43,540 علی مرتزا 512 0:19:43,540 --> 0:19:46 مادرم صدیقی کبرا 513 0:19:46 --> 0:19:48,680 و برادرم حسن مجتبا 514 0:19:48,680 --> 0:19:50,460 از این وسط مبارک 515 0:19:50,460 --> 0:19:52,660 خورسندند. میدانم 516 0:19:52,660 --> 0:19:54,120 چون این پیوندی را 517 0:19:54,120 --> 0:19:56,240 ملائک در آسمان 518 0:19:56,240 --> 0:19:57,860 جشن گرفتند. 519 0:19:58,140 --> 0:20:00,260 حضرت زینب اینو گفت و از خیمه 520 0:20:00,260 --> 0:20:02,500 بیرون رفت. حسن نفس بلندی 521 0:20:02,500 --> 0:20:04,440 کشید و سرشو بالا آورد 522 0:20:04,440 --> 0:20:06,520 بعد عباشو صاف کرد و با گوشه 523 0:20:06,520 --> 0:20:08,500 دستارش عرق پیشونیشو 524 0:20:08,500 --> 0:20:10,260 گرفت. زربان قلبش 525 0:20:10,260 --> 0:20:12,600 تونتر شده بود. حسن دست برد 526 0:20:12,600 --> 0:20:14,220 و آروم پارچهی رو که 527 0:20:14,220 --> 0:20:16,640 رو صورت عروس افتاده بود کنار زد. 528 0:20:16,900 --> 0:20:18,460 خواست حرفی بزنه اما 529 0:20:18,460 --> 0:20:20,440 هرچه سعی کرد نتونست چیزی بگه. 530 0:20:20,760 --> 0:20:22,360 کمی که گذشت با تکسور 531 0:20:22,360 --> 0:20:24,100 فی صداشو صاف کرد و گفت 532 0:20:24,100 --> 0:20:26,380 تا لحظاتی پیش 533 0:20:26,380 --> 0:20:28,340 فکرش رو هم نمی کردم که اینجا 534 0:20:28,340 --> 0:20:30,600 در برابر دختری بیستم 535 0:20:30,600 --> 0:20:31,860 که قرار است این پس 536 0:20:31,860 --> 0:20:34,380 هم راه و هم نفسم باشد. 537 0:20:34,620 --> 0:20:36,420 با شنیدن این حرف فاطمه 538 0:20:36,420 --> 0:20:38,240 لبخند زد اما چیزی نگفت. 539 0:20:38,300 --> 0:20:40,440 حسن با صدایی که حیا در اون 540 0:20:40,440 --> 0:20:41,800 موج می زد ادامه داد. 541 0:20:42,440 --> 0:20:44,560 سعادتی بالاتر از این نمی بینم 542 0:20:44,560 --> 0:20:46,560 که بیرانده شدن رازم 543 0:20:46,560 --> 0:20:48,240 بر زبان از سوی 544 0:20:48,240 --> 0:20:49,740 بهترین خلق خدا 545 0:20:49,740 --> 0:20:51,540 به مقصود دسید باشم. 546 0:20:52,200 --> 0:20:54,220 خدا بهتر از تمنای دلم 547 0:20:54,220 --> 0:20:54,940 خبر داشت. 548 0:20:55,700 --> 0:20:58,320 با شنیدن این حرف لبخند فاطمه 549 0:20:58,320 --> 0:21:00,560 و سرخی صورتش پررنگ تر شد. 550 0:21:00,900 --> 0:21:02,300 حسن منتظر بود تا عروس 551 0:21:02,300 --> 0:21:04,180 حرفی بزنه اما اون 552 0:21:04,180 --> 0:21:06,220 بازم ساکت بود. 553 0:21:06,220 --> 0:21:07,480 حسن گفت 554 0:21:07,480 --> 0:21:09,180 می گویند 555 0:21:09,180 --> 0:21:11,980 تو شبیه ترین کس به جده من 556 0:21:11,980 --> 0:21:13,620 صدیقه کبرا هستی. 557 0:21:14,580 --> 0:21:16,300 فاطمه سرشو پایین انداخت 558 0:21:16,300 --> 0:21:17,020 و گفت 559 0:21:17,020 --> 0:21:19,460 پس تو نیز شبیه ترین کس 560 0:21:19,460 --> 0:21:22,160 به جده من علی مرتزا باش. 561 0:21:34,180 --> 0:21:41,340 قاروان امام در مسیر رفتن به کوفه 562 0:21:41,340 --> 0:21:43,840 در منزلگاهی توقف کرده بود. 563 0:21:44,160 --> 0:21:45,800 قاسم و برادرش عبدالله 564 0:21:45,800 --> 0:21:46,920 همراه اون 565 0:21:46,920 --> 0:21:48,800 پسر حضرت زینب 566 0:21:48,800 --> 0:21:50,980 بالای تپهی نشسته بودن 567 0:21:50,980 --> 0:21:52,820 و با هم صحبت می کردن. 568 0:21:53,040 --> 0:21:54,200 کمی که گذشت اون 569 0:21:54,200 --> 0:21:56,040 رو به قاسم کرد و گفت 570 0:21:56,040 --> 0:21:58,420 چه خوب شد ما هم آمدیم قاسم. 571 0:21:58,640 --> 0:22:00,380 قبل از این که قاسم حرفی بزنه 572 0:22:00,380 --> 0:22:03,420 عبدالله غلوه سنگی رو با پاش کناری انداخت و گفت 573 0:22:03,420 --> 0:22:04,060 آره. 574 0:22:04,800 --> 0:22:07,900 ما فکر می کردیم پدرت شما را آورده است 575 0:22:07,900 --> 0:22:09,740 و اونیز می خواهد بماند. 576 0:22:10,120 --> 0:22:11 اگر بدانی 577 0:22:11 --> 0:22:12,900 امه با چه شوخی 578 0:22:12,900 --> 0:22:15,400 قاسم با چشمورهی حرف برادرش عبدالله 579 0:22:15,400 --> 0:22:17,500 و قطع کرد و رو به اون گفت 580 0:22:17,500 --> 0:22:21,100 خدا را شکر که تو و برادرت محمد 581 0:22:21,100 --> 0:22:24,060 اینک در کنار امه بزرگوار من 582 0:22:24,060 --> 0:22:25,580 زینب هستید. 583 0:22:25,920 --> 0:22:28 قاسم بلند شد و لباسش را تکند. 584 0:22:28,300 --> 0:22:29,680 اون هم بلند شد. 585 0:22:29,840 --> 0:22:31,700 قاسم رو به محمد کرد و گفت 586 0:22:31,700 --> 0:22:33,400 تو هم برخیز محمد. 587 0:22:33,420 --> 0:22:35,780 باید به خیمگاه باز کردیم. 588 0:22:36,220 --> 0:22:38,900 به برادرم حسن قول داده ایم که زود... 589 0:22:38,900 --> 0:22:40,420 قاسم حرفش را ادامه نداد 590 0:22:40,420 --> 0:22:41,540 و گوشتیز کرد. 591 0:22:41,700 --> 0:22:43,800 از دور صدایی شبیه ناله بلند بود. 592 0:22:44 --> 0:22:47,140 قاسم روب عبدالله و محمد اون کرد و گفت 593 0:22:47,140 --> 0:22:49,420 شما هم می شنوید؟ 594 0:22:50,540 --> 0:22:52,060 صدای ناله می آید. 595 0:22:53,740 --> 0:22:55,820 هر سه در سکوت گوشتیز کردن. 596 0:22:56,020 --> 0:22:56,920 عبدالله گفت 597 0:22:56,920 --> 0:22:58,800 صدایی نمی آید قاسم. 598 0:22:59,120 --> 0:22:59,800 شاید... 599 0:22:59,800 --> 0:23:03,360 قاسم دستشو به نشونه سکوت بالا برد و آروم گفت 600 0:23:03,360 --> 0:23:06,080 شما اینجا بمانید تا من باز گردم. 601 0:23:06,260 --> 0:23:09,980 قاسم پاورچین پاورچین از تپ پاین رفت. 602 0:23:10,380 --> 0:23:13,840 صدای لغزیدن سنگریزه ها از زیر پاش بلند بود. 603 0:23:13,840 --> 0:23:17,200 قاسم دستشو روزمین گذاشت تا تعادلشو حفظ کنه. 604 0:23:17,560 --> 0:23:19,960 پاین تپه که رسید دوباره گوشتیز کرد. 605 0:23:20,220 --> 0:23:21,920 بازم صدای ناله شنیده می شد. 606 0:23:22,140 --> 0:23:24,280 قاسم تو فکر رفت و با خودش گفت 607 0:23:24,280 --> 0:23:26,740 شبیه ناله یک مرد هست. 608 0:23:27,240 --> 0:23:30,180 یا شاید حیوانی باشد که گرفتار شده. 609 0:23:30,580 --> 0:23:32,820 قاسم با این فکر به اطرافش نگاه کرد 610 0:23:32,820 --> 0:23:35,300 تا شاخه خشکیده یا تکه چوبی پیدا کنه. 611 0:23:35,300 --> 0:23:36,940 هرچی گه هرچیزی پیدا نکرد. 612 0:23:37,160 --> 0:23:38,320 تکه سنگی برداشت. 613 0:23:38,340 --> 0:23:42,740 برادرش عبدالله که کنار اون و محمد بالای تپه استاده بود گفت 614 0:23:42,740 --> 0:23:44,300 چه شد قاسم؟ 615 0:23:45,220 --> 0:23:47,300 قاسم به بالای تپه نگاه کرد و گفت 616 0:23:48,100 --> 0:23:50,300 هنوز صدای ناله رو می شنوم. 617 0:23:50,300 --> 0:23:54,040 بزرگ محمد بیایی. 618 0:23:54,600 --> 0:23:55,440 نه عبدالله. 619 0:23:55,760 --> 0:23:58,640 همونجا بمانی تا اگر لازم شد بروید و 620 0:23:58,640 --> 0:24:01,140 حسن یا عمرو خبر کنید. 621 0:24:01,140 --> 0:24:04,540 من می روهم ببینم صدا از کجا می آید. 622 0:24:05,520 --> 0:24:09,060 نه قاسم تنها نرو خطرناک هست. 623 0:24:09,440 --> 0:24:10,960 بزرگ محمد بیایی. 624 0:24:11,320 --> 0:24:12,260 نه عبدالله. 625 0:24:12,620 --> 0:24:14,940 همونجا که اصداده ای بمان تا. 626 0:24:15,220 --> 0:24:19,100 هنوز حرف قاسم تمام نشده بود که اون از تپه سرازی شد. 627 0:24:19,440 --> 0:24:20,140 قاسم رو به اون کرده. 628 0:24:20,300 --> 0:24:20,880 و گفت. 629 0:24:21,440 --> 0:24:23,300 چرا آمدی اون؟ 630 0:24:23,880 --> 0:24:26,520 اگر خطری باشد برای تو هم هست. 631 0:24:27 --> 0:24:29,480 دو نفر باشیم خیال من راحت تر است. 632 0:24:30,700 --> 0:24:34,960 اون و قاسم مشخول صحبت بودن که دوباره صدای ناله بلند شد. 633 0:24:35,400 --> 0:24:36,980 هر دو به سمت صدا رفتن. 634 0:24:37,060 --> 0:24:40,360 قاسم تک سنگو تو دستش آماده نگه داشته بود. 635 0:24:40,620 --> 0:24:43,200 اون هم خم شد و چوبی از روز زمین برداشت. 636 0:24:43,420 --> 0:24:45,100 دوباره صدای ناله بلند شد. 637 0:24:45,540 --> 0:24:46,960 صدا این بار نزدیک تر بود. 638 0:24:46,960 --> 0:24:50,420 قاسم و اون هرچی به اطراف نگاه کردن چیزی ندیدن. 639 0:24:50,660 --> 0:24:53 اما هرچی پیش می رفتن صدا واضح تر می شد. 640 0:24:53,120 --> 0:24:55,180 اون به تخت سنگی اشاره کرد و گفت. 641 0:24:55,480 --> 0:24:58,080 قاسم به آن تخت سنگ نگاه کن. 642 0:24:58,540 --> 0:25:00,680 صدا از پشت آن تخت سنگ می آید. 643 0:25:01,180 --> 0:25:03,340 هر که هست آنجا پناه گرفت است. 644 0:25:03,980 --> 0:25:06,700 قاسم و اون به سمت تخت سنگ رفتن. 645 0:25:07,140 --> 0:25:11,920 مردی با جسی دا غرق خون پشت تخت سنگ افتاده بود. 646 0:25:11,920 --> 0:25:15,580 پیشونی شکسته شده بود و خون از اون جاری بود. 647 0:25:16 --> 0:25:18,300 اون به مرد مجروح نگاه کرد و گفت. 648 0:25:30,160 --> 0:25:34,100 قاسم قلب سنگو که تو دستش بود روزمین انداخت و گفت. 649 0:25:41,920 --> 0:25:46,080 اون مقابل قاسم استاد و نگران گفت. 650 0:26:02,080 --> 0:26:07,220 قاسم دوباره به خراش امیغ پیشونی مرد و زخم پای اون نگاه کرد و ادامه داد. 651 0:26:11,200 --> 0:26:11,900 قاسم برسانید. 652 0:26:11,900 --> 0:26:13,400 اگر نم می میرد. 653 0:26:13,980 --> 0:26:17,900 بیا کمک کن تا او را بلند کنه. 654 0:26:18,940 --> 0:26:25,400 قاسم و اون زیر بازوهای مرد زخمی رو گرفتن و به سختی اون رو از زمین بلند کردن. 655 0:26:25,680 --> 0:26:28,120 بعد کشون کشون چند قدم پیش بردن. 656 0:26:28,440 --> 0:26:29,900 اون نفس زنان گفت. 657 0:26:31,460 --> 0:26:36,680 بالا بردنه این مرد مجروح از تپه سخت است. 658 0:26:37,520 --> 0:26:41,180 اگر نتابانم او را نگه داریم و بیفتد. 659 0:26:41,900 --> 0:26:43,280 حتما می بیرد. 660 0:26:44,500 --> 0:26:45,860 درست می گویی. 661 0:26:47,080 --> 0:26:51,040 خودم نیست به این موضوع فکر کردم. 662 0:26:52,020 --> 0:26:57,220 قاسم از همون جایی که استاده بود روبه برادرش عبدالله کرد و با صدای بلند گفت. 663 0:26:57,580 --> 0:27:00,900 عبدالله صدای همراه می شه نبی؟ 664 0:27:02,580 --> 0:27:06,580 قاسم منتظر بود که عبدالله از بالای تپه جواب بده. 665 0:27:06,940 --> 0:27:08,980 اما صدای اون از پشت سرش شنید. 666 0:27:09,380 --> 0:27:10,980 وای این چه حال روزه؟ 667 0:27:11,900 --> 0:27:16,200 قاسم رو کرد به عبدالله و محمد و گفت. 668 0:27:22 --> 0:27:22,900 عبدالله گفت. 669 0:27:22,900 --> 0:27:23,400 عبدالله گفت. 670 0:27:23,400 --> 0:27:26,100 هر که منتظر ماندیم نه آمدید. 671 0:27:26,180 --> 0:27:27,400 نگران شدیم و آمدیم. 672 0:27:29,200 --> 0:27:30,400 نباید می آمدید. 673 0:27:31,120 --> 0:27:31,740 عبدالله. 674 0:27:32,480 --> 0:27:35,240 حالا بروید و حسن را خبر کنید. 675 0:27:35,740 --> 0:27:36,360 بروید. 676 0:27:37,380 --> 0:27:41,400 بگذار کمک کنیم و این مرد مجروح را تا بالای تپه برسانیم. 677 0:27:41,900 --> 0:27:45,560 اونگاه من و محمد می رویم و حسن را خبر می کنیم. 678 0:27:46 --> 0:27:49,800 عبدالله و محمد به اون و قاسم کمک کردن 679 0:27:49,800 --> 0:27:52,740 و مرد مجروح را تا بالای تپه بردن. 680 0:27:53 --> 0:27:58,460 موقعی بالا رفتن از تپه کف دست قاسم به سنگریزه های تیز کشیده و زخمی شده بود. 681 0:27:58,780 --> 0:28:02,680 کمی که گذشت عبدالله و محمد رفتن تا کمک بیارن. 682 0:28:02,760 --> 0:28:06,060 خون رو زخم دست قاسم دلمه بسته بود. 683 0:28:06,500 --> 0:28:09,880 اما اون سعی می کرد به سوزش زخم اهمیت نده. 684 0:28:09,880 --> 0:28:14 زمان زیادی نگذشت که حسن و چند نفر دیگه از راه رسیدن. 685 0:28:14,200 --> 0:28:16,960 چند نفر مرد زخمی رو به خیمگاه بردن. 686 0:28:17,160 --> 0:28:21,320 با اشاره حسن، عبدالله، اون و محمدم به خیمگاه رفتن. 687 0:28:21,480 --> 0:28:24,120 حالا فقط حسن مونده بود و برادرش قاسم. 688 0:28:24,720 --> 0:28:28,920 لحظهی که قاسم از اون فرار می کرد، فرار سیده بود. 689 0:28:39,880 --> 0:28:55,440 خدا نگهدار. 690 0:28:55,440 --> 0:29:09,440 خدا نگهدار. 691 0:29:09,880 --> 0:29:37,880 خدا نگهدار. 692 0:29:39,880 --> 0:29:59,880 خدا نگهدار.