1 0:00:00 --> 0:00:13,420 همیشه سرای امید است و اشق و انشاءالله که این میهن آباد رو آبادتر کنیم و نگهدار این میهن باشیم به لطف خداوند مهربان 2 0:00:13,420 --> 0:00:24 هموطنان عزیز چنوندگان عرجمند راژیو معارف میرسیم به ساعت 21 شمعه چهارمه مرداد و زمان پخش بررامه پارسایان 3 0:00:24 --> 0:00:34,220 در این بررامه قرص کردیم خجت الاسلام المسلمین وحیدی به اراده سخن میپردازند و در باره زندگی و اخلاق علما صحبت میفرمایند 4 0:00:34,220 --> 0:00:37,220 ده دقیقه پارسایان رو میشنریم 5 0:00:54 --> 0:01:02,240 آشفتگان مویت از خود خبر مدارد 6 0:01:02,240 --> 0:01:12,140 پارسایان 7 0:01:12,140 --> 0:01:19,420 بر درگه تو بهریست از آب چشم اوشا 8 0:01:19,420 --> 0:01:23,780 خلق جهان از آن رو 9 0:01:23,780 --> 0:01:23,980 پارسایان 10 0:01:24 --> 0:01:29,640 خجت الاسلام وحیدی 11 0:01:54 --> 0:01:55,800 باید در مقابل او بایستیم 12 0:01:55,800 --> 0:02:00,120 اگر به صورت اجتماعی میخواد به جامعه دینی ظلم بکنه 13 0:02:00,120 --> 0:02:02,800 باید در مقابل او بایستیم 14 0:02:02,800 --> 0:02:08,020 ظالم همیشه باید مورد اعتراض مؤمن قرار بگیره 15 0:02:08,020 --> 0:02:09,340 قرآن کریم میفرماید 16 0:02:09,340 --> 0:02:17,280 کسانی که ایمان اووردند میجنگند در راه خدای متعال 17 0:02:17,280 --> 0:02:20,200 و البته در مقابل اینجور میفرماید 18 0:02:20,200 --> 0:02:23,420 و لذین کفرو یقاتلون فی سبیل تاقوت 19 0:02:24 --> 0:02:26,160 قاتلو اولیا از شیطان 20 0:02:26,160 --> 0:02:29,180 این نکید از شیطانه کان وعیفا 21 0:02:29,180 --> 0:02:32 خب اونهایی هم که کافرند در راه تاقوت میجنگند 22 0:02:32,520 --> 0:02:36,640 شما باید با یاران شیطان پیکار بکنید 23 0:02:36,640 --> 0:02:39,460 با کسانی که در راه شیطان هستند 24 0:02:39,460 --> 0:02:41,920 در مقابل اونها بایستید 25 0:02:41,920 --> 0:02:45,140 و بدانید که نقشه شیطان زعیفه 26 0:02:45,140 --> 0:02:48,660 مؤمن در مقابل استکبار جهانی 27 0:02:48,660 --> 0:02:51,340 در مقابل کسانی میخوان ظلم بکنند 28 0:02:51,340 --> 0:02:52,460 کتاه نمیاد 29 0:02:52,460 --> 0:02:53,860 خدا به هممون توفیق بدهد 30 0:02:54 --> 0:02:57,080 اهل استقامت در مقابل ظلم 31 0:02:57,080 --> 0:02:58,380 چه ظلم فردی 32 0:02:58,380 --> 0:02:59,920 چه ظلم اجتماعی 33 0:02:59,920 --> 0:03:01,680 باشیم انشاءالله 34 0:03:24 --> 0:03:53,980 از این مقابل شیطان در راه شیطان 35 0:03:53,980 --> 0:03:56,940 مدتی اراق اعلام استقلال کرده 36 0:03:56,940 --> 0:04:00,340 انگلیسی ها نمیخواستن که دست از 37 0:04:00,340 --> 0:04:02,980 سرپرستیه بر اراق بردارن 38 0:04:03,580 --> 0:04:04,620 گفتن خیلی خوب 39 0:04:04,620 --> 0:04:08,880 ما بخاطر این که به اعتراض مردم و علما احترام بگذاریم 40 0:04:08,880 --> 0:04:12,220 یک حیعت هفت نفره رو مشخص میکنیم 41 0:04:12,220 --> 0:04:13,960 که این حیعت هفت نفره 42 0:04:13,960 --> 0:04:16,160 در باره استقلال 43 0:04:16,160 --> 0:04:21,180 یا این که همچنان اراق تحت حاکمیت انگلستان بماند 44 0:04:21,180 --> 0:04:23,360 رأی گیری کنند و نظر بدند 45 0:04:23,360 --> 0:04:24,460 طبیعی بود 46 0:04:24,460 --> 0:04:26,840 کسانی که اونها انتخاب بکنند 47 0:04:26,840 --> 0:04:28,800 به نفع اونها رأی میدادند 48 0:04:28,800 --> 0:04:31,900 در این نیان مرحوم آیت الله خالصی 49 0:04:31,900 --> 0:04:34,380 و بسیاری دیگر از علما 50 0:04:34,380 --> 0:04:39,520 این انتخابات رو و این شورای چند نفره رو تحریم کردن 51 0:04:39,520 --> 0:04:41,300 گفتن ما اساسا قبول نداریم 52 0:04:41,300 --> 0:04:43,560 نتیجه هرچه باشه نمیپذیریم 53 0:04:43,560 --> 0:04:47,580 خب انگلیسی ها برای این که مانع آیت الله خالصی رو بردارند 54 0:04:47,580 --> 0:04:49,180 و بعد از ایشان 55 0:04:49,180 --> 0:04:53,200 عده از علما رو تبعید کردن به ایران 56 0:04:53,200 --> 0:04:55,700 گفتن شما حق ندارید در ایراغ بمانید 57 0:04:55,700 --> 0:04:56,920 ناستقامت کردن 58 0:04:56,920 --> 0:04:58,400 گفتن ما نمیپذیریم 59 0:04:58,400 --> 0:05:03,580 نتیجه این ظلمی که شما دارید به جامعه ایراغ میکنید رو نمیپذیریم 60 0:05:04,160 --> 0:05:04,580 اونها برگشتن 61 0:05:05,260 --> 0:05:10,040 بعد از مدتی که حالا کارها شنو کردند و انگلیسی ها مسلط شدن بر اوضاع 62 0:05:10,040 --> 0:05:14,480 پیغام دادن که آیت الله خالصی اگر میخواد برگرده میتونه برگرده 63 0:05:14,480 --> 0:05:15,480 ایشان صلاح نداریدن 64 0:05:15,480 --> 0:05:17,200 گفتن من بر نمیگردم 65 0:05:17,200 --> 0:05:19,960 در مشهد ساکن شدند 66 0:05:19,960 --> 0:05:27,820 به مبارزه خودشون با انگلستان از همون جا با پیام ها و نام ها و اطلاعی هایی که میدادن ادامه دادن 67 0:05:27,820 --> 0:05:30,200 تا انگلستان دید نه فایده نداره 68 0:05:30,200 --> 0:05:34,700 باید این انصاری که بر علیه اونها هست رو حضف فیزیکی بکنه 69 0:05:34,700 --> 0:05:40,440 اون بزرگوار رو مسموم کردند و به شهادت رسوندن 70 0:05:40,440 --> 0:05:45,520 در احوال مرحوم آیت الله خالصی رحمت الله علیه نقل میکنن 71 0:05:45,520 --> 0:05:51,280 که در همون اوضاع انقلاب عراق و مبارزه با انگلیسی ها 72 0:05:51,280 --> 0:05:56,860 بالاخره اون انقلاب در مقابل انگلیسی ها شکست خورد و انقلابیون تارومار شدند 73 0:05:56,860 --> 0:06:03,820 آیت الله مهدی خالصی رحمت الله علیه سه ماه مخفیانه در یک منظری سکونت میکردن 74 0:06:03,820 --> 0:06:10,240 تو این مدت ایشون کتاب از شریعت و سمحا که رساله عملی ایشون بود رو خود تعریف کرد 75 0:06:10,240 --> 0:06:15,520 بیکار ننشست در اوج مبارزه مشغول نوشتن کتاب میشه 76 0:06:15,520 --> 0:06:21,820 مرحوم امام رحمت الله علیه که در مقابل دیکتاتوری پهلوی قیام میکنه 77 0:06:21,820 --> 0:06:26,480 و اونها اون آله بزرگوار رو تبعید میکنند به ترکیه 78 0:06:26,480 --> 0:06:30,480 در مدتی که در ترکیه هستن از این فرصت استفاده میکنند 79 0:06:30,480 --> 0:06:34,240 و کتاب تحریر الوسیده که یک کتاب فقیه هست رو مینویسند 80 0:06:34,240 --> 0:06:39,600 در اوج مبارزه با تاقوت وقت خودشون رو قنیمت میشمارند 81 0:06:39,600 --> 0:06:41,740 و کارهای علمیشون رو رهانه میکنند 82 0:06:41,740 --> 0:06:47,900 پسر آیت الله خالصی مرحوم محمد خالصی زاده هم 83 0:06:47,900 --> 0:06:52,820 تو همین ایام مبارزه هجده ماه در کازمین محصور بود 84 0:06:52,820 --> 0:06:55,240 به صورت مخفیانه زندگی میکرد 85 0:06:55,240 --> 0:07:00,320 ایشون جلد اول کتاب معارف محمدگی که کتاب اعتقادات هست 86 0:07:00,480 --> 0:07:08,900 در اوج مبارزه با ظلم همچنان کارهای علمی خودشون رو پیگیری میکنند 87 0:07:08,900 --> 0:07:12,780 قضیه دیگری نقل بکنم براتون 88 0:07:12,780 --> 0:07:17,660 در دوران زعامت مرحوم آیت الله سید محمد تبا تبایی رحمت الله علی 89 0:07:17,660 --> 0:07:22,740 جنگهای بین ایران و روس دوره دومش آغاز شده 90 0:07:22,740 --> 0:07:30,460 روحانیت شیعه برای دفاع از سرزمین ایران نقش اساسی رو بازی میکنه 91 0:07:30,480 --> 0:07:33,040 خب دوران فتح علی شاه هست 92 0:07:33,040 --> 0:07:40,580 اونجا برخی از سردمداران حکومتی سوست انصرن در دفاع از ایران اسلامی 93 0:07:40,580 --> 0:07:42,020 کتاهی میکنن 94 0:07:42,020 --> 0:07:47,160 اما مرحوم سید محمد تبا تبایی که معروف به سید مجاهد میشه 95 0:07:47,160 --> 0:07:51,060 فتوای قیام میده و خودش حرکت میکنه 96 0:07:51,060 --> 0:07:55,780 قزمین تا به سمت شمال بره و از ایران دفاع بکنه 97 0:07:55,780 --> 0:07:57,880 معروف میشه به سید مجاهد 98 0:07:57,880 --> 0:07:58,800 ایشون در 99 0:07:58,800 --> 0:08:00 هوز 100 0:08:00,480 --> 0:08:03,740 مسجد جامع قزمین که مسجد بزرگی هست 101 0:08:03,740 --> 0:08:06,380 و هوز بزرگی هم داره وضوع میگیرن 102 0:08:06,380 --> 0:08:12,100 مردم قدر شناس قزمین به احترام این آله بزرگوار که 103 0:08:12,100 --> 0:08:15,180 سیدیست که در راه خدای متعال قیام کرده 104 0:08:15,180 --> 0:08:18,680 آب اون هوز رو به تبرک جمع میکنن 105 0:08:18,680 --> 0:08:23,840 که البته در اون مسیر این آله بزرگوار دوچار بیماری شدند و 106 0:08:23,840 --> 0:08:25,440 به رحمت خدا رفتند 107 0:08:25,440 --> 0:08:29,840 ولی اصل حرکت این آله بزرگوار در مقابل تاقوت 108 0:08:30,480 --> 0:08:32,740 مثال زدنی شد 109 0:08:32,740 --> 0:08:37,520 همینطور مرحوم کاشوف القطاب رحمت الله علیه در اون دوره 110 0:08:37,520 --> 0:08:41,600 رساله هایی رو نوشتند با عنوان رساله های جهادیه 111 0:08:41,600 --> 0:08:47,940 و مردم رو ترقیب کردن که در مقابل ظلم و تجاوز دشمن بیستند 112 0:08:47,940 --> 0:08:54,140 این علمای دین در طول تاریخ با استعانت از آیات شریفه قرآن 113 0:08:54,140 --> 0:08:58,440 و یاد گرفتن از سیره هزارات معصومین علیهم صلوات الله 114 0:08:58,440 --> 0:09:02,360 زیر بار ظلم نرفتند و از حق دفاع کردند 115 0:09:02,360 --> 0:09:07,900 خدا به همه ما توفیق بده که ما هم در انجام وظیفه خودمون 116 0:09:07,900 --> 0:09:14,560 و دفاع از میهن اسلامیمون و مقابلت در مقابل ظلم و استکبار موفق باشیم 117 0:09:14,560 --> 0:09:15,400 انشاءالله 118 0:09:28,440 --> 0:09:44,440 موسیقی 119 0:09:44,440 --> 0:09:46,440 موسیقی 120 0:09:46,440 --> 0:09:54,760 سدای رمپوری اسلامی که تقریبا به بسیاری از کشورها میرسد 121 0:09:54,760 --> 0:09:57,760 این سدا باید یک سدایی باشد که 122 0:09:58,440 --> 0:10:04,520 مردم را ارشاد کند و اسلام را معرقی کند 123 0:10:04,520 --> 0:10:08,160 نشاط و معنویت 124 0:10:08,160 --> 0:10:12,200 ایمان و معرفت 125 0:10:12,200 --> 0:10:16,340 دین و هجمت 126 0:10:16,340 --> 0:10:20,840 سدای فضیلت و فطرت 127 0:10:20,840 --> 0:10:28,320 رادیو معارف 128 0:10:28,440 --> 0:10:30,440 موسیقی 129 0:10:30,440 --> 0:10:36,440 موسیقی 130 0:10:36,440 --> 0:10:38,440 موسیقی 131 0:10:38,440 --> 0:10:40,440 موسیقی 132 0:10:40,440 --> 0:10:58,240 روایت کتاب 133 0:10:58,240 --> 0:10:58,340 موسیقی 134 0:10:58,340 --> 0:10:58,400 موسیقی 135 0:10:58,400 --> 0:10:58,420 موسیقی 136 0:10:58,440 --> 0:11:01,240 بر اصاس کتاب نشان حسن 137 0:11:01,240 --> 0:11:03,680 نوشته لیلا محتوی 138 0:11:03,680 --> 0:11:08,440 موسیقی 139 0:11:08,440 --> 0:11:10,440 موسیقی 140 0:11:10,440 --> 0:11:12,440 موسیقی 141 0:11:12,440 --> 0:11:14,440 موسیقی 142 0:11:14,440 --> 0:11:16,040 دوستان عزیز سلام 143 0:11:16,040 --> 0:11:18,840 روایت کتاب و از رادیو معرف میشنوید 144 0:11:18,840 --> 0:11:21,920 در این برامه گذیده ای از کتاب نشان حسن 145 0:11:21,920 --> 0:11:23,940 در ساختار روای نمویشی 146 0:11:23,940 --> 0:11:25,920 اقتباس و روایت میشه 147 0:11:25,920 --> 0:11:28,420 نشان حسن داستانی جذاب و روایتیده 148 0:11:28,440 --> 0:11:33,060 روایاتی تأثیر گذار از زندگی فرزندان امام حسن مشتبا علیه سلام 149 0:11:33,060 --> 0:11:36,300 و حضور اون بزرگواران در واقعی کربلا است 150 0:11:36,300 --> 0:11:39,800 نویسنده در این اثر زمن بهرگیری از منابع تاریخی 151 0:11:39,800 --> 0:11:44,580 از انصر خیال هم بهرگرفت و به سراغ روزهی مشهور از کربلا رفته 152 0:11:44,580 --> 0:11:47,560 جایی که آینه ها به پای خرشید میفتند 153 0:11:47,560 --> 0:11:51,320 و اطر حضور امام حسن مشتبا در دشت پراکنده میشه 154 0:11:51,320 --> 0:11:55,360 در بررامه قبل تا جایی شنیدید که کاروان امام حسن علیه سلام 155 0:11:55,360 --> 0:12:00,620 در ادامه مسیر کوفه به منزلگاه اوزایی بلحجانات رسید 156 0:12:00,620 --> 0:12:04,380 لشکریان هر سایه به سایه کاروان امام حرکت میکردن 157 0:12:04,380 --> 0:12:08 و هر جا امام توقف میکردن اونا هم میاستادن 158 0:12:08 --> 0:12:11,820 در منزلگاه اوزایی بلحجانات مردی به اسم ترماه 159 0:12:11,820 --> 0:12:14,840 با هشت سوار وارد کاروان امام شد 160 0:12:14,840 --> 0:12:18,580 و از حضرت خواست از رفتن به کوفه منتصرف بشن 161 0:12:18,580 --> 0:12:22,700 بعد هم با وعده ی رسوندن آزوغه به کاروان امام 162 0:12:22,700 --> 0:12:25,580 با حضرت خداحافظی کرد و رفت 163 0:12:25,580 --> 0:12:31,740 و حالا ادامه ی روایت کتاب نشان حسن در قسمت 24 164 0:12:31,740 --> 0:12:45,440 کاروان امام در مسیر حرکت به کوفه به سرزمین نینوار رسیده بود 165 0:12:45,440 --> 0:12:48,340 از اردوگاه امام تا شریعه 166 0:12:48,340 --> 0:12:49,740 راه کمی نبود 167 0:12:49,740 --> 0:12:53,760 هر بار ادده ی سوار برعصب به سمت شریعه میرفتن 168 0:12:53,760 --> 0:12:56,180 و برای خیمه ها آب میاوردن 169 0:12:56,180 --> 0:13:00,460 این بار حسن و برادرش امر با چند نفر سوار دیگه 170 0:13:00,460 --> 0:13:02,960 برای آوردن آب به شریعه رفته بودن 171 0:13:02,960 --> 0:13:05,360 امر که کنار شریعه نشسته بود 172 0:13:05,360 --> 0:13:09,380 دستشو تو خونکی آف رو برد و مشتی آب به صورتش ریخت 173 0:13:09,380 --> 0:13:13,140 تا کمی از گرمای تند و تیز سرزمین نینوارو 174 0:13:13,140 --> 0:13:15,640 از روح و جسمش دور کنه 175 0:13:15,640 --> 0:13:18,320 بعد رو به برادرش حسن کرد و گفت 176 0:13:18,320 --> 0:13:24,780 این بیابانی که هر ابن یزید ریاهی ما را مجبور به توقف دران کرده کجاست؟ 177 0:13:24,780 --> 0:13:27,200 حسن آبی به صورتش پاشید و گفت 178 0:13:27,200 --> 0:13:28,480 نامش نینوارست 179 0:13:28,480 --> 0:13:30,960 این نهرم الغمست 180 0:13:30,960 --> 0:13:34,100 اهم دستشو مش کرد و با خشم گفت 181 0:13:34,100 --> 0:13:39,780 اگر همون وقت که زوهایر ابن غین پیشنهاد نبر با هر را مطرح کرد جنگیده بودیم 182 0:13:39,780 --> 0:13:41,420 اکشون ورق برگشته بود 183 0:13:41,420 --> 0:13:43,140 یالن عجب 184 0:13:43,140 --> 0:13:46,240 مگر نشنیدی اموی من ابا عبدالله چه فرمود؟ 185 0:13:46,240 --> 0:13:47,200 شنیدم برادر 186 0:13:47,200 --> 0:13:51,520 فرمود ما هرگز آغاز کننده نبردی نخواهیم بود 187 0:13:51,520 --> 0:13:54,420 شنیدی و باز هم اصرار میکنیم؟ 188 0:13:54,420 --> 0:13:56,340 ما برای جنگ نیامده ایم اهم 189 0:13:56,340 --> 0:13:59,500 مگر اینکه کفیان به ما حجوم بیاورند 190 0:13:59,500 --> 0:14:02,860 اگر چونین کنند ما نیز از خود دفاع میکنیم 191 0:14:02,860 --> 0:14:04,480 ام دیگه حرفی نزد 192 0:14:04,480 --> 0:14:07,120 حاصلشو بالا زد و وضوع گرفت 193 0:14:07,120 --> 0:14:08,700 بعد استاد و گفت 194 0:14:08,700 --> 0:14:10,980 کفیان برای نبرد با ما آمدند 195 0:14:10,980 --> 0:14:13,580 جنگ نزدیک است و در این شکی نیست 196 0:14:13,580 --> 0:14:16,160 آره امر جنگ نزدیک است 197 0:14:16,160 --> 0:14:19,300 لشکریان آل امیر راهی باقی نگذاشته 198 0:14:19,300 --> 0:14:21,120 و مولای من ابا عبدالله را 199 0:14:21,120 --> 0:14:25,060 بین دراهی تسلیم و سازش یا نبرد گذاردند 200 0:14:25,060 --> 0:14:29,200 اما خودت خوب میدانی که ابا عبدالله هرگز ناامید نمیشود 201 0:14:29,200 --> 0:14:33,260 دیدی با هر چگونه سخن گفتند؟ 202 0:14:33,260 --> 0:14:37,680 اموی بزرگوار من همچنان امید به هدایت و اصلاح دارند 203 0:14:37,680 --> 0:14:38,920 حق با تو سفر دار 204 0:14:38,920 --> 0:14:43,180 اما من نمیتوانم اموی من را با اهل بیتش این گونه در راه مانده 205 0:14:43,180 --> 0:14:46,940 و در دل سهرای ببینم که روزگاری در چند فرسخیش 206 0:14:46,940 --> 0:14:49,860 مرکز خلافت پدرش علی مرتضا بوده است 207 0:14:49,860 --> 0:14:52,920 براست این کوفیان بیوفا خود را مسلمان میدانند؟ 208 0:14:53,520 --> 0:14:55,920 مسلمانی فقط به نام و کلمه نیست برادر 209 0:14:56,820 --> 0:15:00,380 باید روح آدمی تسلیم محض پروردگار باشد 210 0:15:00,380 --> 0:15:01,920 ما را چه میشود برادر؟ 211 0:15:01,920 --> 0:15:06,920 آیا براستی کوفیان بر اهل بیت رسول خدا تیخ خواهند کشید؟ 212 0:15:07,560 --> 0:15:10,320 مگر بر پدر تیخ نکشیدند؟ 213 0:15:10,320 --> 0:15:13,520 عمر در سکوت به نهر الغمه خیر شده بود 214 0:15:13,520 --> 0:15:15,300 حسن بلند شد و گفت 215 0:15:15,300 --> 0:15:19,920 برخیز عمر باید به خیمگاه بازگردیم 216 0:15:21,020 --> 0:15:23,980 زنان و کودکان منتظر آبند 217 0:15:23,980 --> 0:15:28,460 عمر مشکی رو که پر از آب کرده بود رو دوشش انداخت 218 0:15:28,460 --> 0:15:31,460 بعد همراه برادرش حسند و چند سوارده 219 0:15:31,920 --> 0:15:35,060 دیگه به اردوگاه امام برگشتن 220 0:15:35,060 --> 0:16:00,180 خاک سرزمین نینواه نرم و شبیه شنهای ریزی بود 221 0:16:00,180 --> 0:16:01,900 که داغی آفدا بود 222 0:16:01,920 --> 0:16:03,680 و تو خودش نگه میداره 223 0:16:03,680 --> 0:16:05,820 هوا به شدت گرم بود 224 0:16:05,820 --> 0:16:08,060 انگار خرشید به زمین چسبیده بود 225 0:16:08,060 --> 0:16:11,060 حسن به سمت خیمه ی همسرش رفت 226 0:16:11,060 --> 0:16:12,580 فاطمه تو خیمه نبود 227 0:16:12,580 --> 0:16:16,080 اما قرآنش روی ره آماده گذاشته بود 228 0:16:16,080 --> 0:16:19,040 حسن امامه و عباش و از سر و دوشش 229 0:16:19,040 --> 0:16:21,080 برداشت و گوشه ی خیمه گذاشت 230 0:16:21,080 --> 0:16:23,340 و منتظر همسرش فاطمه نشست 231 0:16:23,340 --> 0:16:26,720 کمی که گذشت از خستگی به خواب رفت 232 0:16:26,720 --> 0:16:28,420 نمیدونست چقدر خوابیده که 233 0:16:28,420 --> 0:16:31,880 صدای آروم و گرم فاطمه رو شنید 234 0:16:31,880 --> 0:16:34,440 تا از آن مغرب چیزی نمانده حسن 235 0:16:34,440 --> 0:16:35,580 بیدار شو 236 0:16:35,580 --> 0:16:38,420 حسن چشماشو باز کرد و نیمخیز شد 237 0:16:39,060 --> 0:16:42,080 عشق تو چشمای فاطمه حلق زده بود 238 0:16:42,080 --> 0:16:44,980 حسن نشست فاطمه سرشو پایین انداخت 239 0:16:44,980 --> 0:16:47,540 تا شوهرش چشمای عشقالودشون نبینه 240 0:16:47,540 --> 0:16:51,360 حسن با مهبانی صورت همسرشو بالا گرفت 241 0:16:51,360 --> 0:16:54,740 بعد به چشمای پر از عشقو نگاه کرد و پرسید 242 0:16:54,740 --> 0:16:56,600 چشمه فاطمه جان 243 0:16:56,600 --> 0:16:59,820 چرا چشمان خیستت را از من پنهان میکنی؟ 244 0:16:59,820 --> 0:17:01,960 فاطمه ساکت بود و حرفی نمیزد 245 0:17:01,960 --> 0:17:04,440 بغز گلوشو گرفته بود 246 0:17:04,440 --> 0:17:06,880 حسن دلنگرام پرسید 247 0:17:06,880 --> 0:17:09,600 چرا با من سخن نمیگویی فاطمه؟ 248 0:17:10,120 --> 0:17:13,880 بغز فاطمه شکست و عشق رو صورتش راه باز کرد 249 0:17:13,880 --> 0:17:19,780 پدرم لحظه از ایزیستن در زلت پسر موافی را 250 0:17:19,780 --> 0:17:22,140 دهم و لح خواهد کرد 251 0:17:22,140 --> 0:17:23,880 معلوم است فاطمه جان 252 0:17:23,880 --> 0:17:26,140 نه پدرت نه پدرم 253 0:17:26,600 --> 0:17:28,400 نه جدمان علی 254 0:17:28,400 --> 0:17:31,240 و نه رسول خدا اینگونه نزیستند 255 0:17:31,240 --> 0:17:33,920 اکنونیست از مدینه تا کربلا 256 0:17:33,920 --> 0:17:36,580 راه پیمودیم برای این که زیر بار 257 0:17:36,580 --> 0:17:39,280 زلت آل امیه نرویم 258 0:17:39,280 --> 0:17:43,600 عرصه تنگ است و جان عزیزانم در خطر 259 0:17:43,600 --> 0:17:46,720 گوت صبح و شامم شده قم 260 0:17:46,720 --> 0:17:49,820 از آن چه بر ما خواهد گذشت 261 0:17:49,820 --> 0:17:51,560 حراست دارم 262 0:17:51,560 --> 0:17:53,740 بیمه جان پدرم 263 0:17:53,740 --> 0:17:55,840 بیمه جان برادرانم 264 0:17:55,840 --> 0:17:56,580 بیمه جان پدرم 265 0:17:56,600 --> 0:17:57,520 بیمه جان تو 266 0:17:57,520 --> 0:18:00,900 باید به خدا توقل کنیم 267 0:18:00,900 --> 0:18:04,040 دلت را با یاد خدا قوی کن فاطمه جان 268 0:18:04,040 --> 0:18:04,980 حسن با دست 269 0:18:04,980 --> 0:18:06,780 عشقای همسرشو پاک 270 0:18:06,780 --> 0:18:08,860 و سعی کرد طوری حرف بزنه 271 0:18:08,860 --> 0:18:10,960 که حال اونو عوض کنه 272 0:18:10,960 --> 0:18:12,540 به من نگا کن بانو 273 0:18:12,540 --> 0:18:15,780 سولت حیدری را در نگاهم نمیبینی 274 0:18:15,780 --> 0:18:17,720 دست خیبر شکن دارم 275 0:18:17,720 --> 0:18:20,040 خودم ده مرد جنگی را حریفم 276 0:18:20,040 --> 0:18:22,860 شجاحت حیدری از سیمایت پیدا سسن 277 0:18:22,860 --> 0:18:24,280 شکی ندارم 278 0:18:24,280 --> 0:18:24,940 اما 279 0:18:24,940 --> 0:18:28,020 دیگر ولی و اما ندارد فاطمه جان 280 0:18:28,020 --> 0:18:31,240 دلت را قوی کن و نگذار حراس از آینده 281 0:18:31,240 --> 0:18:32,980 قلبت را بلرزاند 282 0:18:32,980 --> 0:18:35,820 دلی که یاد خدا آن را پر کند 283 0:18:35,820 --> 0:18:37,840 ترس در آن راه ندارد 284 0:18:37,840 --> 0:18:41,020 حسن و فاطمه مشغوله گفت و گفت 285 0:18:41,020 --> 0:18:44,800 بودن که صدای ازان تو اردوگاه امام پیچید 286 0:18:44,800 --> 0:18:46,740 هر دو از خیمه بیرون رفتن 287 0:18:46,740 --> 0:18:49,460 عبدالله که بیرون خیمه ایستاده بود 288 0:18:49,460 --> 0:18:52,600 با دیدن برادرش حسن به سمت اون رفت و گفت 289 0:18:52,600 --> 0:18:54,700 برادر 290 0:18:54,700 --> 0:18:57,660 تازه واردن به غافله را دیده ای؟ 291 0:18:57,660 --> 0:19:00,600 حسن دسته برادرش عبدالله را گرفت و پرسید 292 0:19:00,600 --> 0:19:03,240 کدام تازه واردن را میگویی؟ 293 0:19:03,240 --> 0:19:07,940 همان مردی که با مادر و همسرش به کاروان آمده است 294 0:19:07,940 --> 0:19:09,860 و میگوین نصرانی است 295 0:19:09,860 --> 0:19:12,420 شنیدم اما او را ندیدم 296 0:19:12,420 --> 0:19:16,600 مگر میشود کسی نصرانی باشد و به ما بپیوندن؟ 297 0:19:17,460 --> 0:19:20,640 پاید را جای پای غاسم گذاشته ای عبدالله 298 0:19:20,640 --> 0:19:24,320 زین پس باید شاهد پرسش های تو نیست باشم 299 0:19:24,320 --> 0:19:27,300 عبدالله لبخند زد 300 0:19:27,300 --> 0:19:28,580 حسن ادامه داد 301 0:19:28,580 --> 0:19:35,020 عبدالله در برابر خدا آن چه اهمیت دارد ایمان و تقویست 302 0:19:35,020 --> 0:19:38,800 تفاوتی نمی کند مسلمان باشی یا نصرانی 303 0:19:38,800 --> 0:19:40,960 عرب باشی یا عجم 304 0:19:40,960 --> 0:19:46,120 اگر هرچی می کنی برای خدا باشد و تسلیم محض او باشی 305 0:19:46,120 --> 0:19:48,380 برگذیده می شوید 306 0:19:48,380 --> 0:19:50,480 اما او نماز نمی خوند 307 0:19:50,480 --> 0:19:52,120 صفت کن عبدالله 308 0:19:52,120 --> 0:19:54,300 اگر او راهش را درست آمده باشد 309 0:19:54,320 --> 0:19:56,960 راه نماز خاندنش نیست فراهم می شود 310 0:19:56,960 --> 0:20:03,080 مگر می شود کسی در جوار مولای امان عبا عبدالله و از دوستاران ایشان باشد و 311 0:20:03,080 --> 0:20:05,240 شیفته نماز نشود 312 0:20:05,240 --> 0:20:08,300 عبدالله دیگه حرفی نزد و به سمت اون و محمد 313 0:20:08,300 --> 0:20:11,540 پسران امه بزرگوارش حضرت زینب رفت 314 0:20:24,320 --> 0:20:54,300 از اینجا برگذیده می کنید 315 0:20:54,300 --> 0:20:57,260 و بعد با محبت به همسرش نگاه کرد 316 0:20:57,260 --> 0:21:00,200 فاطمه نفس بلندی کشید و گفت 317 0:21:00,200 --> 0:21:03,880 دلم را آرام کردم حسن 318 0:21:03,880 --> 0:21:06,420 از جانب من پریشان نباش 319 0:21:06,420 --> 0:21:09,660 هرچه خدا بخواهد همان می شود 320 0:21:09,660 --> 0:21:12,300 از جانب تو خیالم راحت است فاطمه جان 321 0:21:12,820 --> 0:21:14,300 از خودم مطمئن نیستم 322 0:21:15,400 --> 0:21:19,800 می دانم که اکنون همه ما در بوته ای امتحان الهی نشسته ایم 323 0:21:19,800 --> 0:21:22,860 می خواهم در این آزمون سرفراز باشم 324 0:21:24,300 --> 0:21:27,440 خدایو کلف الله و نفسن الا وز اها 325 0:21:27,440 --> 0:21:29,920 خودت را دست کم نگیر حسن 326 0:21:29,920 --> 0:21:33,760 خون امویم ابا محمد در رکایت می جوشد 327 0:21:33,760 --> 0:21:35,880 کاش پدرم اکنون حاضق بود 328 0:21:35,880 --> 0:21:38,740 تا عروس فازل و مهر بانش را ببیند 329 0:21:38,740 --> 0:21:42 با شنیدن این حرف صورت فاطمه سر شد 330 0:21:42 --> 0:21:44,980 و با حجب و حیایی خواست لبخند زد 331 0:21:44,980 --> 0:21:47,300 بعد روبه همسرش حسن کرد و گفت 332 0:21:47,900 --> 0:21:51,520 امروز به دیدار برادرم علی اکبر رفته بودم 333 0:21:51,520 --> 0:21:54,280 می خواستم از احوال پدرم با خبر شده 334 0:21:54,300 --> 0:21:56,300 خب بعدش چی شد؟ 335 0:21:57 --> 0:22:00,580 آن زمان تو برای آوردن آب به شریعه رفته بودی 336 0:22:00,580 --> 0:22:04,980 به خیمه برادرم رفتم و احوال پدرم را پرسیدم 337 0:22:04,980 --> 0:22:08,660 علی اکبر در گفتن سخنی تردید داشت 338 0:22:08,660 --> 0:22:12,360 او را قسم دادم تا این که زبان باز کرد 339 0:22:12,360 --> 0:22:14,160 فاطمه ساکت شد 340 0:22:14,160 --> 0:22:18,240 حسن بیتاب منتظر ادامه حرف های همسرش بود 341 0:22:18,240 --> 0:22:21,040 فاطمه نفس بلندی کشید و گفت 342 0:22:24,300 --> 0:22:28,640 یادت هست در تف توقف کتاهی داشتیم؟ 343 0:22:28,640 --> 0:22:31,880 همون روستایی که بر فراز دشت نینوا بود؟ 344 0:22:31,880 --> 0:22:35,460 آره یادم هست منزل آخر قبل از نینوا 345 0:22:35,460 --> 0:22:40,540 درانجا پدرم ندایی شنیدن که آیه استرجا می خونده 346 0:22:40,540 --> 0:22:43,800 علی اکبر می گفت در کنار پدر بوده 347 0:22:43,800 --> 0:22:45,500 و دیده هست که ایشان 348 0:22:45,500 --> 0:22:49,640 انا لله و انا اله راجعون و همد را خونده 349 0:22:50,160 --> 0:22:53,520 علی اکبر می گفت به اصرار از پدر 350 0:22:53,520 --> 0:22:55,360 علت این کار را پرسیدم 351 0:22:55,360 --> 0:22:57,640 خب امو چه فرموده؟ 352 0:22:58,740 --> 0:23:01,220 پدرم از شهادت خیش 353 0:23:01,220 --> 0:23:04,460 و مردان کارفون خبر داده است 354 0:23:04,460 --> 0:23:10,080 عشق رو صورت فاطمه راه باز کرده بود 355 0:23:10,080 --> 0:23:13,560 حسن بحت زده شده بود و نمی دونست چی بگه 356 0:23:13,560 --> 0:23:16,720 کمی که گذشت روبه همسرش کرد و گفت 357 0:23:16,720 --> 0:23:20,400 چه باک از مرگ اگر بدانی به سوی خدا می رویم 358 0:23:20,400 --> 0:23:22,440 و آقابت من شهادت است 359 0:23:22,440 --> 0:23:27,840 چه سعادتی بالاتر از این که خونمان در راه احقاق حق بریزد 360 0:23:27,840 --> 0:23:32,660 جهاد در راه خدا این سعادت و نیک بختیست 361 0:23:32,660 --> 0:23:35,460 من نیز بیمی از مرگ ندارم حسن 362 0:23:35,460 --> 0:23:39,940 با شنیدن این حرف بغز به گلوی حسن چنگ انداخت 363 0:23:39,940 --> 0:23:42,520 و به بحانه وضو از خیمه بیرون دفت 364 0:23:42,520 --> 0:23:45,740 با آب مشک وضو گرفت و به نمازی استاد 365 0:23:52,440 --> 0:24:22,420 و با شنیدن این حرف بیرون دفت 366 0:24:22,420 --> 0:24:33,380 بنام خدا سلام 367 0:24:33,380 --> 0:24:39,700 آگه استفاده از مرخصی استعلاجی بدون این که بیمار باشیم شرعن جایزه 368 0:24:39,700 --> 0:24:44,360 داداش من حاج سعید توی یه اداره مشغول کاره 369 0:24:44,360 --> 0:24:45,560 چند روز پیش می گفت 370 0:24:45,560 --> 0:24:48,960 یکی از همکارای ما گواهی استعلاجی از پیزش گرفته بود 371 0:24:48,960 --> 0:24:51 و یک هفته ای اداره نیومد 372 0:24:51 --> 0:24:52,260 ولی بعدش فهمیدیم که 373 0:24:52,420 --> 0:24:56,100 گواهی علکی بوده و اصلا ایشون بیمار نبوده 374 0:24:56,100 --> 0:25:00,020 بعد بهش گفتم داداشان خب مشکل این کار کجاست؟ 375 0:25:00,020 --> 0:25:02,100 گفت اخوی مشکلش اینجاست که 376 0:25:02,100 --> 0:25:06,900 طبق فتفای رهبر معظم انقلاب استفاده از مرخصی استعلاجی 377 0:25:06,900 --> 0:25:09,460 به شکل سوری یعنی این ساختگی 378 0:25:09,460 --> 0:25:14,360 چنانچه فرد بیمار نبوده باشه شرعن جایز نیست 379 0:25:14,360 --> 0:25:17,520 با شنیدن این جبله گفتم 380 0:25:17,520 --> 0:25:22,100 خب اخوی تکلیف حقوقی که بابت اون چند روز گرفته چی میشه؟ 381 0:25:22,420 --> 0:25:26,420 گفت طبق نظر رهبری چگونگی بازپرداخته حقوقی 382 0:25:26,940 --> 0:25:29,660 که بابت اون چند روز دریافت گرده 383 0:25:29,660 --> 0:25:31,880 طابع قوانین و مقرراته 384 0:25:31,880 --> 0:25:34,180 ارادتمند 385 0:25:34,180 --> 0:25:50,480 در سال گذشته ما شعار جهش تولید 386 0:25:50,480 --> 0:25:52,400 با مشارکت مردم رو بطرحه 387 0:25:52,420 --> 0:25:53,420 گردیم 388 0:25:53,420 --> 0:25:57,760 که این برای کشور لازم بود بلکه به یک معنا حیاتی بود 389 0:25:57,760 --> 0:25:59,380 ایرانی 390 0:25:59,380 --> 0:26:03,400 حیات ایران در گروه حضور تو هست 391 0:26:03,400 --> 0:26:06,940 امسال هم مسئله امده ما مسئله اقتصاد 392 0:26:06,940 --> 0:26:12,300 مشارکت و سرمایه گذاری با من و تو 393 0:26:12,300 --> 0:26:16,300 برنامه ریزی دقیق و دلسوزانه با مسئولان 394 0:26:16,300 --> 0:26:20,940 بایستی حتما هم دولت و هم مردم با عزم و انگیزه فراغان سرمایه گذاریم 395 0:26:20,940 --> 0:26:21,900 با ازم و انگیزه فراغان سرمایه گذاریم 396 0:26:22,420 --> 0:26:26,180 سرمایه گذاریه برای تولید رو کدید بگیرن و دنبال کنن 397 0:26:26,180 --> 0:26:29,700 تا باز شبد گره های کور اقتصاد 398 0:26:29,700 --> 0:26:31,820 و جانی دوباره بگیرن 399 0:26:31,820 --> 0:26:34,700 ایران عزیز 400 0:26:34,700 --> 0:26:40,480 کار مردم هم این است که سرمایه های خورد و سرمایه های بزرگ خود رو 401 0:26:40,480 --> 0:26:43,440 بتوانند در راه تولید بکار بودن 402 0:26:43,440 --> 0:26:51,660 و امسال سال 1404 403 0:26:51,660 --> 0:26:52,400 سال 1404 404 0:26:52,400 --> 0:26:55,460 سار امسال سرمایه گذاری برای تولید 405 0:26:55,460 --> 0:27:01,220 که این انشالله مایه گشایشی برای معیشت مردم خواهد شد 406 0:27:01,220 --> 0:27:03,400 سرمایه گذاری برای تولید 407 0:27:03,920 --> 0:27:07,260 رمز حیات ایرانی آباد 408 0:27:07,260 --> 0:27:08,400 ایرانی آباد 409 0:27:08,980 --> 0:27:13,560 ای چکاد سرفراز سرولند آزاد 410 0:27:13,560 --> 0:27:14,400 ایران 411 0:27:15,040 --> 0:27:19,520 ای حسار استوار با ستار همزاد 412 0:27:19,520 --> 0:27:20,400 ایران 413 0:27:20,400 --> 0:27:22,400 ای دیار خودتونه 414 0:27:22,400 --> 0:27:25,800 حرم همار آباد 415 0:27:25,800 --> 0:27:27,240 ایران 416 0:27:27,240 --> 0:27:29,540 حیث تیغ سر کشیده 417 0:27:29,540 --> 0:27:31,780 از کمند بیداد 418 0:27:31,780 --> 0:27:33,340 ایران 419 0:27:33,340 --> 0:27:34,340 ایران 420 0:27:34,340 --> 0:27:36,340 ایران 421 0:27:36,340 --> 0:27:38,340 ایران 422 0:27:38,340 --> 0:27:40,340 ایران 423 0:27:40,340 --> 0:27:42,340 ایران 424 0:27:42,340 --> 0:27:46,860 درود بر شما همراهان گرامی رادیو معارف 425 0:27:46,860 --> 0:27:49,220 شب تابستانیتون بخیر باشه انشاءالله 426 0:27:49,220 --> 0:27:52,260 ساعت 21 و 27 دقیقه هستم 427 0:27:52,400 --> 0:28:01,300 شنبه شب در شب دوم ماه سفر هستیم و امروز هم که چهارمه مرداد 1404 بود 428 0:28:01,300 --> 0:28:09,380 آرزو میکنم در هر نقطه از این میهن پهناور که هستی سلامت باشید و موفق در پناه خداوند مهربان 429 0:28:09,380 --> 0:28:12,220 زمین اینکه ملتمس دای خیرتون هم هستیم 430 0:28:12,220 --> 0:28:17,320 ارز میکنم آخرین برنامه ما در این بخش برنامه برکرانه نور هست 431 0:28:17,320 --> 0:28:20,860 و چون گذشت از دتای تلاش جوادی آمالی 432 0:28:20,860 --> 0:28:24,520 امشب هم آیات دیگر را تفسیر خواهند کرد 433 0:28:24,520 --> 0:28:31,620 و امشب تفسیر آیات 111 تا 120 سوره مبارکه ماعده رو از زبانشون میشنویم 434 0:28:31,620 --> 0:28:37,520 در این بخش بند مصطفی اسمایلی توفیق داشتم که در محصرتون باشم به اتفاق همکاران عرجمندم 435 0:28:38,220 --> 0:28:41,320 آقای سید احمد محمودی تیعیه کننده 436 0:28:41,320 --> 0:28:43,960 آقای امید روحی صدا بردار 437 0:28:43,960 --> 0:28:47,540 و آقای سید مشتبه هاشمی همه هنگی پخش 438 0:28:50,860 --> 0:28:53,880 در از ذات خداوند و اناعت شما عزیزان قرار گرفته باشه 439 0:28:53,880 --> 0:28:57,880 و از مجبورم های رادیو معارف در این بخش هم راضی باشید 440 0:28:58,420 --> 0:29:00,060 دیگر بار عرض میکنم 441 0:29:00,060 --> 0:29:05,880 اگر در باری رادیو معارف و دیگر برامه های رادیو و تلویزیون 442 0:29:06,420 --> 0:29:09,020 نقطه نظر پیشنهاد و انتقادی داشتید 443 0:29:09,020 --> 0:29:13,260 حتما تماس بگیرید با شماره 162 444 0:29:13,260 --> 0:29:16,140 که این شماره روابطونی سازمان صدا و سیماست 445 0:29:16,140 --> 0:29:20,620 یا به شماره 3162 پیامک ارسال کنید 446 0:29:20,620 --> 0:29:24,460 و همینطور میتونید مختص رادیو معارف 447 0:29:24,460 --> 0:29:27,500 تماس بگیرید با همکارانمون در روابطونی رادیو معارف 448 0:29:27,500 --> 0:29:35,360 با شماره 319-551 و 319-552 با پیش شماره 025 449 0:29:35,360 --> 0:29:40,220 یا به 3553 پیامک ارسال کنید 450 0:29:40,220 --> 0:29:44,140 و از این راه ها نظرات خودتون رو ابراز بفرود 451 0:29:44,140 --> 0:29:48,880 انشالله در حد مقدوراتمون نظراتتون رو تأمین خواهیم کرد 452 0:29:48,880 --> 0:29:50,580 با این امیدار زو 453 0:29:50,580 --> 0:29:50,600 با این امیدار زو 454 0:29:50,600 --> 0:29:53,120 با شما بزرگواران خداحافظی میکنیم 455 0:29:53,120 --> 0:29:57,320 تا نوبتی دیگر که افتخار داشته باشیم در خدمتتون باشیم 456 0:29:57,320 --> 0:30:00,120 دوت میکنم اکرون برکرانه نور رسیده