1 0:00:00 --> 0:00:06,920 دوستان عزیز همراه در برنامه پارسایان خدا همه ما رو اهل توازع قرار بده 2 0:00:06,920 --> 0:00:16,240 که توازع یکی از زیبا ترین رفتار هاییست که حضرات معصومین علیه سلوات الله هم خودشون این اخلاق زیبا رو داشتند 3 0:00:16,240 --> 0:00:24,180 و هم توصیه می کردن که مهمنین اهل توازع باشند خودشون رو نسبت به دیگران برتر ندونند 4 0:00:24,180 --> 0:00:32,460 در سیره پیانبر گرامی اسلام صلی اللہ علیه و آلیه و سلم همه رفتاراشون نشان از توازع داره 5 0:00:32,460 --> 0:00:37,740 البته در جمع معمولین بله در مقابل کفار آدم تکبر می کنه 6 0:00:37,740 --> 0:00:45,220 در مقابل کسانی که اهل تکبر هستند و می خوان برما برتری داشته باشند انسان محکم می ایسته 7 0:00:45,220 --> 0:00:49,460 ولی در مقابل دوستان خدا آدم باید متوازع باشه 8 0:00:49,460 --> 0:00:52,500 تمام رفتارهای پیانبر اینجوره 9 0:00:52,500 --> 0:00:53,540 ببینید 10 0:00:53,540 --> 0:00:54,160 برخیره 11 0:00:54,160 --> 0:00:56,040 از این صفات رو نقل بکنم 12 0:00:56,040 --> 0:01:01,320 با سروتمند با فقیر با کچک با بزرگ حضرت دست می دادن 13 0:01:01,320 --> 0:01:03,140 ابتدای به سلام می کردن 14 0:01:03,140 --> 0:01:09,880 وقتی که راه می رفتن اینجور نبود که گردن کش باشند و خودشون رو جور خاصی نشون بدن 15 0:01:09,880 --> 0:01:12,120 که مثلا من مقامی دارم در اینجا 16 0:01:12,120 --> 0:01:16,080 براحتی با سادگی حضرت راه می رفتن 17 0:01:16,080 --> 0:01:19,440 هر مرکبی که ممکن بود سوار می شدن 18 0:01:19,440 --> 0:01:20,760 اهل توازع بودن 19 0:01:20,760 --> 0:01:23,520 نمی گفتن مثلا این مرکب در شعن من 20 0:01:23,520 --> 0:01:24,580 شعن من نیست 21 0:01:24,580 --> 0:01:27,340 من باید مرکب بالاتری سوار بشم 22 0:01:27,340 --> 0:01:28,440 اگر قاتر بود 23 0:01:28,440 --> 0:01:30,080 اگر استر بود 24 0:01:30,080 --> 0:01:31,460 اگر اسب بود 25 0:01:31,460 --> 0:01:32,300 هرچه بود 26 0:01:32,300 --> 0:01:37,820 حضرت سوار می شدند و برای خودشون شعن اینگونه قائل نبودند 27 0:01:37,820 --> 0:01:39,100 بالاتر از اون 28 0:01:39,100 --> 0:01:40,460 خیلی زیباست 29 0:01:40,460 --> 0:01:42,940 نشانه توازع پیانبر گرامی اسلام 30 0:01:42,940 --> 0:01:45,960 حضرت گاهی سواره بر اولاقی می شدند 31 0:01:45,960 --> 0:01:52 و بعد یه قلامی رو هم پشت خودشون روی اون مرکب سوار می کردند و می بردند 32 0:01:52 --> 0:01:56,540 اصلا برای خودشون شعنی از این جهاد قائل نبودند 33 0:01:56,540 --> 0:01:58,780 و این توصیه کردند به ما 34 0:01:58,780 --> 0:02:01,440 که ما باید اهل توازع باشیم 35 0:02:01,440 --> 0:02:04,920 و این توازع رو باید انتخاب بکنیم 36 0:02:04,920 --> 0:02:07,960 پیانبر خدا صلی اللہ علیه و آلیه و سلم 37 0:02:07,960 --> 0:02:11,800 فرمودند که جبرئیل به من نگاه کرد 38 0:02:11,800 --> 0:02:15,980 و با دستش به من اشاره کرد که توازع بکن 39 0:02:15,980 --> 0:02:20,060 بعد حضرت فرمودند که من بندگی و توازع رو 40 0:02:20,060 --> 0:02:23,600 همراه با رسالت و نبوت انتخاب کردم 41 0:02:23,600 --> 0:02:27,860 توازع باعث می شه انسان بالا بره و رشد بکنه 42 0:02:27,860 --> 0:02:32,360 خدای متعال همه ایمارو اهل توازع قرار بده انشاءالله 43 0:02:50,060 --> 0:03:00,080 خدا رحمت کنه مرحوم آیت الله الازمان 44 0:03:00,080 --> 0:03:04,700 بهجت رحمت الله علیه بسیار اهل توازع بودند 45 0:03:04,700 --> 0:03:06,760 هرچه علم ایشون بالاتر می رفت 46 0:03:06,760 --> 0:03:08,900 معنویت ایشون بالاتر می رفت 47 0:03:08,900 --> 0:03:11,180 افتادهالتر می شدند 48 0:03:11,180 --> 0:03:14,800 یه وقتی خود این آله وزرگوار نقف فرموده بود 49 0:03:14,800 --> 0:03:17,560 از علامه تبا تبایی رحمت الله علیه 50 0:03:17,560 --> 0:03:20,040 که اون اولی که من ازدواج کرده بودم 51 0:03:20,060 --> 0:03:23,920 خانواده همسرم به من یک امامهی هدیه دادند 52 0:03:23,920 --> 0:03:25,840 هجده متر طولش بود 53 0:03:25,840 --> 0:03:29,580 که حالا این امامه رو با یه شکل خاصی بچینن 54 0:03:29,580 --> 0:03:33,180 یک امامه بزرگ بسیار با جبروت خاصی 55 0:03:33,180 --> 0:03:37,200 شون می گفت بلا فاصله همون موقع من این امامه رو نصف کردم 56 0:03:37,200 --> 0:03:40,880 بعدها همون نصف رو هم نصف کردم 57 0:03:40,880 --> 0:03:44,540 برای خودشون شعنی در این عالم قائل نبودن 58 0:03:44,540 --> 0:03:47,260 که حالا باید امامهی که من به سر می گذارم 59 0:03:47,260 --> 0:03:49,420 چنین خصوصیتی داشته باشه 60 0:03:49,420 --> 0:03:50,520 این گونه باشه 61 0:03:50,520 --> 0:03:53,540 یا مثلا بزرگیش باید اون باشه 62 0:03:53,540 --> 0:03:56,020 خود این عالم بزرگوار مرحوم آیت الله بهجد 63 0:03:56,020 --> 0:03:57,540 رحمت الله علیه 64 0:03:57,540 --> 0:03:59,620 اهل توازع بودند 65 0:03:59,620 --> 0:04:03,440 به حدی که برخی از کسانی که ایشون رو نمی شناختند 66 0:04:03,440 --> 0:04:09,100 نمی تونستن تشخیص بدن که این آقایی که داره عبور می کنه آیت الله بهجده 67 0:04:09,100 --> 0:04:11,280 دعاون می کنن یه وقتی تو خیابون 68 0:04:11,280 --> 0:04:16,340 یه آقایی گفته که این آقای بهجد که می گن هر روز از اینجا رد می شه 69 0:04:16,340 --> 0:04:17,700 رو به من نشون بدید 70 0:04:17,700 --> 0:04:22,420 همون موقع آیت الله بهجد رحمت الله علیه از جلی این بنده خدا رد می شه 71 0:04:22,420 --> 0:04:26,380 و او اصلا فکر نمی کنه که با این لباس به این سادگی 72 0:04:26,380 --> 0:04:30,140 با این توازعی که این آله بزرگوار داره توی کوچه راه می ره 73 0:04:30,140 --> 0:04:35,540 همان آیت الله الازمه بهجد صاحب مقامات آلیه فقهی باشه 74 0:04:35,540 --> 0:04:40,220 آیت الله رحمانی همدانی یه خاطره نقل می کنه 75 0:04:40,220 --> 0:04:44,480 ایشون در تهران بودند و طلبه های مدرسه علمیه داشتند 76 0:04:44,480 --> 0:04:46,460 طلبه های نزده ایشون درس می خوندند 77 0:04:46,460 --> 0:04:51,640 ایشون نقل می کنه من برای بار اولی که می خواستم آیت الله بهجد رو ببینم 78 0:04:51,640 --> 0:04:59,100 از تهران آمدم قوم رفتم در خانه منحوم آیت الله الازمه بهجد رحمت الله علیه که در بزنم 79 0:04:59,100 --> 0:05:02,260 و با ایشون گفتگو بکنم بعد از نماز زهر بود 80 0:05:02,260 --> 0:05:08,820 در زدم یه پیره مردی با پیراهن سفید ساده آمدم در 81 0:05:08,820 --> 0:05:11,060 و گفت بفرمایید امری دارید 82 0:05:11,060 --> 0:05:13,420 گفتم بله با آقا کار دارم 83 0:05:13,420 --> 0:05:15,880 اون آقا گفت بفرمایید 84 0:05:15,880 --> 0:05:19,160 گفتم نه با خود آقا کار دارم 85 0:05:19,160 --> 0:05:23,280 دو مرتبه اون آقا گفت که خب امرتون رو بفرمایید 86 0:05:23,280 --> 0:05:27,300 گفتم ببخشید اگه می شه من با خودشون کار دارم 87 0:05:27,300 --> 0:05:31,440 ایشون فرمود همین اندازه مقدور ماست 88 0:05:31,440 --> 0:05:34,800 شما مختارید و خداحافظ 89 0:05:34,800 --> 0:05:38,380 خداحافظی کردیم و ایشون در رو بست و من هم رفتم 90 0:05:38,380 --> 0:05:41,460 شب رفتم مسجد آیت الله بهجد 91 0:05:41,460 --> 0:05:43,380 گفتم ایشون برای نماز میگید 92 0:05:43,420 --> 0:05:45,100 میاد و من ایشون رو میبینم 93 0:05:45,100 --> 0:05:48,020 همونجا منتظر بودم که ایشون تشریف بیارن 94 0:05:48,020 --> 0:05:51,400 یه دفعه دیدم که یه آقای لباس خیلی ساده 95 0:05:51,400 --> 0:05:53,200 تلبگی به تن کردن 96 0:05:53,200 --> 0:05:54,520 یه آقای پیره مردی 97 0:05:54,520 --> 0:05:58,820 که خیلی شبیه همون خادمیست که زهر در رو باز کرده بود 98 0:05:58,820 --> 0:06:01,980 با سرعت از کنار من رد شد و رفت تو محراب 99 0:06:01,980 --> 0:06:03,020 استاد برای نماز 100 0:06:03,620 --> 0:06:04,880 من به اطرافیان گفتم 101 0:06:04,880 --> 0:06:07,280 امروز آیت الله بهجد تشریف نمیارن 102 0:06:07,280 --> 0:06:09,680 اینا گفتن خب آقا تشریف او بردن 103 0:06:09,680 --> 0:06:11,580 ایشون همینن که در محراب هستن 104 0:06:11,580 --> 0:06:13,840 مات و مبهوت مونده بودم 105 0:06:13,840 --> 0:06:15,440 همینجور داشتم نگاه میکردم 106 0:06:15,440 --> 0:06:18,460 یعنی این آقایی که زهر در رو باز کرد 107 0:06:18,460 --> 0:06:20,760 با اون حیبت ساده که من فکر کردم 108 0:06:20,760 --> 0:06:23,080 خادم ایشون هست خودش بود 109 0:06:23,080 --> 0:06:25,940 هی من میگفتم با خود آقا کار دارم 110 0:06:25,940 --> 0:06:27,620 ایشون میگفت بفرمایید 111 0:06:27,620 --> 0:06:30,300 باز من میگفتم نه با خود آقا کار دارم 112 0:06:30,300 --> 0:06:32,920 باز ایشون میفرمایید خب بفرمایید 113 0:06:32,920 --> 0:06:36,580 آخر هم من باورم نمیشد که ایشون خود آیت الله بهجد باشن 114 0:06:36,580 --> 0:06:40,040 آقازاده مرحوم آیت الله بازم و بهجد رحمت الله نه 115 0:06:40,040 --> 0:06:41,500 این خاطره رو نقل میکنه 116 0:06:41,500 --> 0:06:44,480 یه اتفاقا همان روز موقع نهار بود 117 0:06:44,480 --> 0:06:47,920 ما داشتیم بساط نهار رو آماده میکردیم که 118 0:06:48,620 --> 0:06:51,660 آیت الله بهجد رو دعوت کنیم برای صفره قضا 119 0:06:51,660 --> 0:06:53,780 ایشون وضوع گرفته بودن در زدن 120 0:06:53,780 --> 0:06:55,920 من خواستم برم در رو باز کنم 121 0:07:00,300 --> 0:07:02,620 بعد از مدت کمی برگشتن 122 0:07:02,620 --> 0:07:05,580 من با آیت الله بهجد با پدرم 123 0:07:05,580 --> 0:07:08,340 گفتم که آقا کی بود چطور بود 124 0:07:08,340 --> 0:07:11,840 آیت الله بهجد فرماید درن آقای محترمی بود 125 0:07:11,840 --> 0:07:12,660 رفت 126 0:07:12,660 --> 0:07:14,020 گفتم چه کار داشت 127 0:07:14,020 --> 0:07:16,720 ایشون فرماید درن با خودش کار داشت 128 0:07:16,720 --> 0:07:18,300 گفتم با خودش کار داشت 129 0:07:18,820 --> 0:07:20,560 پس چرا در خانه ما رو زده بود 130 0:07:20,560 --> 0:07:22,460 آیت الله بهجد فرماید درن نه 131 0:07:22,460 --> 0:07:24,060 با خود آقا کار داشت 132 0:07:24,060 --> 0:07:25,560 هرچی من گفتم بفرمایید 133 0:07:25,560 --> 0:07:28,980 ایشون گفت من با خود آقا کار دارم دیگه تشریف بردن 134 0:07:28,980 --> 0:07:35,080 اینم یک مایه تنز و لبخندی شده بود برای طلاع بهجد و فرزندانشون 135 0:07:35,080 --> 0:07:37,320 اینجور متوازع بودن 136 0:07:37,320 --> 0:07:42,940 آدم یاد اون روایتی میفته که در مورد پیانبر گرامی اسلام فرمودن 137 0:07:42,940 --> 0:07:48,640 وقتی یه قریبهی وارد میشد هرچه نگاه میکد از ظاهر از محل نشستن 138 0:07:48,640 --> 0:07:54,860 از طرز صحبت کردن نمیفهمید که کدام یک از این افراد پیانبر هستن 139 0:07:54,860 --> 0:07:57,860 اینگونه متوازعانه رفتار میکردن 140 0:07:57,860 --> 0:08:03,020 خدای متعال همه ما رو اهل توازع قرار بده انشاءالله 141 0:08:18,680 --> 0:08:23,180 قضی شهر عشق و خون 142 0:08:23,180 --> 0:08:24,840 قضی شهر عشق و خون 143 0:08:24,840 --> 0:08:24,860 قضی شهر عشق و خون 144 0:08:24,860 --> 0:08:54,840 قضی شهر عشق و خون 145 0:08:54,840 --> 0:08:58,660 اینجا سرزمین زیتون و سفر هست 146 0:08:58,660 --> 0:09:01,240 خودکی خواب نان میبیند 147 0:09:01,240 --> 0:09:06,420 در آغوش مادری که لالایی هایش پامون شدند 148 0:09:06,420 --> 0:09:12,820 و لبخند نورسیدهی پشت مرزهایی که گردها ساختند پیر میشد 149 0:09:12,820 --> 0:09:16,840 برای زنده نگه داشتن دین و انسانیت 150 0:09:17,440 --> 0:09:22,680 همه ما ایرانیان همدلانه همراه مردم مظلوم غزه هست 151 0:09:22,680 --> 0:09:24,460 اون یش ایران همدل 152 0:09:24,840 --> 0:09:25,740 ادامه دارد 153 0:09:25,740 --> 0:09:27,560 و شما عزیزان 154 0:09:27,560 --> 0:09:30,220 از این دو طریق میتوانید 155 0:09:30,220 --> 0:09:32,280 به مردم مظلوم غزه 156 0:09:32,280 --> 0:09:33,320 کمک کنید 157 0:09:33,320 --> 0:09:34,940 از طریق شماره کارت 158 0:09:34,940 --> 0:09:36,320 637 159 0:09:36,320 --> 0:09:38,560 99822 160 0:09:38,560 --> 0:09:40,700 707 161 0:09:40,700 --> 0:09:41,580 و یا 162 0:09:41,580 --> 0:09:44,040 خود دستوری ستاره 14 163 0:09:44,040 --> 0:09:45,280 مربع 164 0:09:54,840 --> 0:09:58,160 چشم این جهان امروز 165 0:09:58,160 --> 0:10:02,260 دابلاه بزرگ بشنان است 166 0:10:02,260 --> 0:10:11,300 چه بحونه ای برای بیتا رفتنم بیارم 167 0:10:11,300 --> 0:10:16,120 جاده روبروم نشسته 168 0:10:16,120 --> 0:10:19,440 پای برگشتن ندارم 169 0:10:19,440 --> 0:10:21,840 روایت عشق 170 0:10:21,840 --> 0:10:24,680 چجوری بگم که در این درسته ندارم 171 0:10:24,680 --> 0:10:24,820 چه جوری بگم که درسته ندارم 172 0:10:24,840 --> 0:10:26,520 نیستیم 173 0:10:26,520 --> 0:10:29,100 هم دل همیشه 174 0:10:29,100 --> 0:10:30,640 هم در 175 0:10:30,640 --> 0:10:32,460 جای خالیتا 176 0:10:32,460 --> 0:10:34,940 نمیشه 177 0:10:34,940 --> 0:10:36,880 با یه آم 178 0:10:36,880 --> 0:10:38,840 خاطر پرکرم 179 0:10:40,120 --> 0:10:40,900 به نام خدا 180 0:10:40,900 --> 0:10:41,940 و سلام 181 0:10:41,940 --> 0:10:44,620 با برنامه روایت عشق 182 0:10:44,620 --> 0:10:46,160 در خدمت شمایی 183 0:10:46,160 --> 0:10:48,980 برنامهی به یاد همه شهده 184 0:10:48,980 --> 0:10:50,920 و خانواده های عزیزشون 185 0:10:50,920 --> 0:10:52,340 به خصوص 186 0:10:52,340 --> 0:10:54,360 مادران و همسرانی که 187 0:10:54,360 --> 0:10:54,840 آشمایی 188 0:10:54,840 --> 0:11:24,820 باید باید برداریم 189 0:11:24,820 --> 0:11:26,680 دست در دست 190 0:11:26,680 --> 0:11:28,820 یک نگردانیم 191 0:11:29,340 --> 0:11:31,220 منتی نیست 192 0:11:31,220 --> 0:11:32,820 همچنان دادیم 193 0:11:33,720 --> 0:11:34,980 آیه این 194 0:11:34,980 --> 0:11:36,820 انقلاب اگر دادیم 195 0:11:37,960 --> 0:11:38,820 آیه این 196 0:11:39,340 --> 0:11:41,960 انقلاب اگر دادیم 197 0:11:41,960 --> 0:11:43 چند هفته یک 198 0:11:43 --> 0:11:44,820 مهمونه ی مادر شهیدیم 199 0:11:45,800 --> 0:11:46,940 مادر شهید 200 0:11:46,940 --> 0:11:49,400 مدافع حرم که آشقانه های 201 0:11:49,400 --> 0:11:50,800 زندگی فرزندشو 202 0:11:50,800 --> 0:11:52,980 با احساسی زیبا 203 0:11:52,980 --> 0:11:53,980 و مادرانه براون تعریف کرده 204 0:11:54,820 --> 0:11:57,420 و حالا باز هم میخواییم 205 0:11:57,420 --> 0:11:59,720 حرف های این مادر را بشنبیم 206 0:11:59,720 --> 0:12:02,520 ما مهمون خانم حسینی 207 0:12:02,520 --> 0:12:04,960 مادر شهید مدافع حرم 208 0:12:04,960 --> 0:12:06,860 سید محمد حسینی 209 0:12:06,860 --> 0:12:09,500 از شهده افغانستان هستیم 210 0:12:09,500 --> 0:12:10,760 و این مادر 211 0:12:10,760 --> 0:12:12,240 برامون گفت که 212 0:12:12,240 --> 0:12:14,800 چقدر دلبسته ی فرزندش بوده 213 0:12:14,800 --> 0:12:17,500 و آشقانه هم دیگر را دوست داشتند 214 0:12:17,500 --> 0:12:18,880 تا این که 215 0:12:18,880 --> 0:12:20,720 سید محمد به سوریه میره 216 0:12:20,720 --> 0:12:22,760 و به شهادت میرسه 217 0:12:22,760 --> 0:12:24,480 از خانم حسینی خواستیم 218 0:12:24,480 --> 0:12:26,080 برامون بگه چطور 219 0:12:26,080 --> 0:12:29,420 از شهادت فرزندش اطلاع پیدا کرد 220 0:12:29,420 --> 0:12:31,580 نوود و دو بود دو شنبه 221 0:12:31,580 --> 0:12:34,800 کلن همه خبر داشته بودم 222 0:12:34,800 --> 0:12:37,940 همون روز شهادت امام رزا محمد شهید شد 223 0:12:37,940 --> 0:12:40,880 بعد اینا دیگه 224 0:12:40,880 --> 0:12:43,320 دلشورم خیلی زیاد شد 225 0:12:43,320 --> 0:12:44,700 دیگه رفتم 226 0:12:44,700 --> 0:12:46,880 قصل حضرت زینب کردم 227 0:12:46,880 --> 0:12:48,280 قصل صبر کردم 228 0:12:48,280 --> 0:12:50,760 گفتم دیگه 229 0:12:50,760 --> 0:12:52,380 حتما خبرهایی هست 230 0:12:52,380 --> 0:12:54,380 پس بیا قصل کنم 231 0:12:54,480 --> 0:12:56,480 قصل صبر کنم 232 0:12:56,480 --> 0:12:59,480 که حضرت زینب شامل حالم بشه 233 0:12:59,480 --> 0:13:01,480 دیگه یعنی واقعا اون روز 234 0:13:01,480 --> 0:13:05,480 موجزه حضرت زینب اون روز اجام بلند شدم 235 0:13:05,480 --> 0:13:08,480 خونه رو مرتب کردم تمیز کردم 236 0:13:08,480 --> 0:13:09,480 ولی جارو نکشدم 237 0:13:09,480 --> 0:13:12,480 گفتم این جاروی محمده بذار بمونه 238 0:13:12,480 --> 0:13:14,480 اومدم نماز شکر به جا خوندم 239 0:13:14,480 --> 0:13:16,480 نماز صبر خوندم 240 0:13:16,480 --> 0:13:18,480 اومختم دیگه ایچی 241 0:13:18,480 --> 0:13:20,480 ولی دل تو دلم نیست 242 0:13:20,480 --> 0:13:23,480 یعنی لطف خدا اون روز 243 0:13:24,480 --> 0:13:27,480 شب عروسی ما که چنان برفی اومد 244 0:13:27,480 --> 0:13:31,480 اون روزم تا ساعت دوی بعد از زور 245 0:13:31,480 --> 0:13:35,480 هیچ هوا عبری این چیزا نشده بود 246 0:13:35,480 --> 0:13:38,480 ولی چنان بارونی گرفت 247 0:13:38,480 --> 0:13:40,480 یعنی چی بارونی 248 0:13:40,480 --> 0:13:42,480 شوهرم رفته بود سر کار 249 0:13:42,480 --> 0:13:45,480 و مقدرم ساعت یک اومد 250 0:13:45,480 --> 0:13:49,480 گفتم که این هیچ وقت وسط روز نمیاد 251 0:13:49,480 --> 0:13:52,480 پس یه خبرهایی هست 252 0:13:54,480 --> 0:14:01,480 خبرها شگفتم 253 0:14:01,480 --> 0:14:05,480 از اون عاشقایی 254 0:14:05,480 --> 0:14:10,480 که حاجت گرفتم 255 0:14:10,480 --> 0:14:15,480 سفر کرده ها رو سفید اومدن 256 0:14:15,480 --> 0:14:21,480 جوون ها دوباره شهید اومدن 257 0:14:21,480 --> 0:14:23,480 ببین قهرمان ها 258 0:14:23,480 --> 0:14:25,480 در این عاشقایی که از استفاده 259 0:14:25,480 --> 0:14:28,480 از این عاشقایی که از این عاشقایی که ندهد 260 0:14:28,480 --> 0:14:30,480 روزایی که خودتون از روزهایی 261 0:14:30,480 --> 0:14:32,480 دردناک میگه 262 0:14:32,480 --> 0:14:35,480 روزایی که تک تک لحظه هاش 263 0:14:35,480 --> 0:14:38,480 برای هر مادری سخت میگذره 264 0:14:38,480 --> 0:14:41,480 این مادر با یه احساس خاصی 265 0:14:41,480 --> 0:14:43,480 از اون لحظه ها برامون میگه 266 0:14:43,480 --> 0:14:46,480 این احساس مادرانه رو تحسین میکنیم 267 0:14:46,480 --> 0:14:50,480 و با این مادر و خاطراتش همراه میشیم 268 0:14:50,480 --> 0:14:57,100 دیگه قرآن گرفتم به همین سینم گذاشتم 269 0:14:57,100 --> 0:15:01,840 گفتم پناه میبرم از شعر شیطان به تو ای خدا ای قرآن 270 0:15:01,840 --> 0:15:05,680 پس کمکم کن محکم استوار باشم 271 0:15:05,680 --> 0:15:08,960 حالا باید بگردم دنبال لباس سفید جور کنم 272 0:15:08,960 --> 0:15:13,540 دیگه تا این که کم کم کم کم برقی فامیله اومدن 273 0:15:13,540 --> 0:15:17,580 گفتم چی شد شما اومدید حالا با این که خودم میدونم 274 0:15:17,580 --> 0:15:22,700 شبشم سید محمود پیامک فرست داد به باباش 275 0:15:22,700 --> 0:15:27,080 گفتش که سلام بابا من و محمد داریم برمیگردیم ایران 276 0:15:27,080 --> 0:15:28,820 بازم سربارتون هستیم 277 0:15:28,820 --> 0:15:32,860 گفتم به این زودی هیچ وقت اینا بر نمیگردن 278 0:15:32,860 --> 0:15:37,020 پس خبرهایی هست که این محمود انقدر زود برمیگرده 279 0:15:37,020 --> 0:15:41,580 باباش به امزنی زد گفتش که خانم یه خبر خوش 280 0:15:41,580 --> 0:15:44,280 گفتم چی شده گفت محمود پیامک کرده 281 0:15:44,280 --> 0:15:45,700 گفته ما داریم میعیم ایران 282 0:15:45,700 --> 0:15:48,680 فردا گفتم پس زودتر بیا 283 0:15:48,680 --> 0:15:52,460 گفت فردا از سری کار میام که بریم بدرقش 284 0:15:52,460 --> 0:15:53,780 گفتم باشه 285 0:15:53,780 --> 0:15:57,340 ولی قبل از این که محمود بیاد باباش اومد 286 0:15:57,340 --> 0:15:59,060 ساعتی یک بعد از زور 287 0:15:59,060 --> 0:16:03,400 بگه همه جوری دیگه کم کم فامیلا اومدن جمع شدم 288 0:16:03,400 --> 0:16:09,440 گفتن که خب حسین آقا دوتا پسراتو فرستدی سوریه 289 0:16:09,440 --> 0:16:12,180 هر لحظه کلامه که اونا میگه 290 0:16:12,180 --> 0:16:14,520 تپش قلب من شدیدتر میشه 291 0:16:15,700 --> 0:16:19,220 فرستدم آره محمود داره میاد خیلی خوشحال شدم اینا 292 0:16:19,220 --> 0:16:23,340 گفت که اه محمود داره میاد خب به سلامتی ایشالله اینا 293 0:16:23,340 --> 0:16:26,740 گفت آره پسرت محمد عمر شداد به شما 294 0:16:26,740 --> 0:16:30,260 همین که گفت گفتم که 295 0:16:30,260 --> 0:16:32,100 فدای سر امام زمان 296 0:16:32,100 --> 0:16:34,860 صدقه سر امام زمان 297 0:16:34,860 --> 0:16:38,420 فدای بدن قطع قطعه ی علی اکبر 298 0:16:38,420 --> 0:16:40,600 محمد من قابل ندارم 299 0:16:40,600 --> 0:16:42,140 چی میگید شما 300 0:16:42,140 --> 0:16:45,680 ولی همونجا دیگه 301 0:16:45,700 --> 0:16:49,080 با همون سختیی که داشتم که رفت خوابم پهم بود 302 0:16:49,080 --> 0:16:51,400 سر بلند شدم 303 0:16:51,400 --> 0:16:52,760 سجده کردم 304 0:16:52,760 --> 0:16:55,100 قربون امام حسین برم 305 0:16:55,100 --> 0:16:58,860 که با اون حالش رفت بالا سر بدن علی اکبر 306 0:16:58,860 --> 0:17:01,880 قطعه قطعه نمیتونست بلندش کنه 307 0:17:01,880 --> 0:17:03,740 که اون اشعارو میخوندن 308 0:17:03,740 --> 0:17:06,380 جوانان بنی هاشم بیایید 309 0:17:06,380 --> 0:17:08,940 علی را دادر خیمه رسانید 310 0:17:08,940 --> 0:17:11,700 حالا محمد من و محمود داره میاره 311 0:17:11,700 --> 0:17:14,100 پس بگو که چرا داره میاد 312 0:17:15,700 --> 0:17:19,260 یه ساعت چهار که به همون خبر دادن 313 0:17:19,260 --> 0:17:23,080 من که اون موقع چون ساعت قبلش ساعت ده یازده بود 314 0:17:23,080 --> 0:17:25,760 رفته بودم قص کرده بودم نماز خونده بودم 315 0:17:25,760 --> 0:17:27,700 لباس رنگی پوشیدم 316 0:17:27,700 --> 0:17:30,260 فامیلا اومدن لباس مشکی رو تنم بدن 317 0:17:30,260 --> 0:17:33,740 گفتم من لباس مشکی نمیپوشم 318 0:17:33,740 --> 0:17:39,400 پس خدا و حضرت زینب الان منو اولین قدم بلندم کرده اجام 319 0:17:39,400 --> 0:17:41,600 من نمیپوشم لباس سیاه 320 0:17:41,600 --> 0:17:43,140 دنبال لباس سفیدم 321 0:17:43,140 --> 0:17:45,540 تو بخشه ها میگردم لباس سفید رو پیدا کنم 322 0:17:45,700 --> 0:17:48,900 دیگه اینا رو میخواستم پاچه سیاه بزنه 323 0:17:48,900 --> 0:17:52,280 گفتم تو رو به حضرت زهر و پاچه سیاه نزنید در خونم 324 0:17:52,280 --> 0:17:54,060 پسرم راضی نیست 325 0:17:54,060 --> 0:17:56,740 هجله بیارید بره وچم بذارید 326 0:17:56,740 --> 0:17:58,300 بهترین اکسشو چاب کنید 327 0:17:59,260 --> 0:18:03,400 دیگه اومدن نزاشتم پاچه سیاه بزنن 328 0:18:03,400 --> 0:18:06,100 واقعا همینجوری اکس ها زده شد 329 0:18:06,100 --> 0:18:09,300 و نرزده شد 330 0:18:09,300 --> 0:18:12,920 ولی خودمم لباس سفید پوشیده بودم 331 0:18:12,920 --> 0:18:15,360 ولی واقعا دست های 332 0:18:15,360 --> 0:18:17,300 حضرت زینبو 333 0:18:17,300 --> 0:18:20,480 به قفص سینم و به پشتم حس میکردم 334 0:18:20,480 --> 0:18:22,840 که اینجوری منو بلندم کردم 335 0:18:42,300 --> 0:18:45,160 با برنامه روایت عشق 336 0:18:45,160 --> 0:18:47,980 از شبکه رادیای معارف در خدمت شماییم 337 0:18:47,980 --> 0:18:49,260 و در این برنامه 338 0:18:49,260 --> 0:18:51,180 مهمون خانم حسینی 339 0:18:51,180 --> 0:18:53,520 مادر شهید مدافع حرم 340 0:18:53,520 --> 0:18:55,740 سید محمد حسینی هستیم 341 0:18:55,740 --> 0:18:59,060 شهیدی از جوونای قیور افغانستان 342 0:18:59,060 --> 0:19:02,060 داریم آشقانه های این مادر 343 0:19:02,060 --> 0:19:03,340 و روایتش 344 0:19:03,340 --> 0:19:06,340 از روزای سخت زندگیش رو میشنبیم 345 0:19:06,340 --> 0:19:11,200 یعنی اون زمان من واقعا روی هوا را میرفتم 346 0:19:11,200 --> 0:19:12,740 الان من روی زمین را میشم 347 0:19:13,740 --> 0:19:14,740 من بیشترمیم 348 0:19:15,160 --> 0:19:16,420 نون خدا هستم 349 0:19:16,420 --> 0:19:18,340 اینا لطف خدا بود 350 0:19:18,340 --> 0:19:21,220 که معجزه شد اینجوری بر من نشون داد 351 0:19:21,220 --> 0:19:23,780 یعنی محمد وقتی که شعر شد 352 0:19:23,780 --> 0:19:25,500 بوم بی بود که منفجر شد 353 0:19:25,500 --> 0:19:26,440 بین فامیلان 354 0:19:26,440 --> 0:19:27,920 تمام دوستام 355 0:19:27,920 --> 0:19:30,600 تمام دوستام میامدن زدجه میزدن 356 0:19:30,600 --> 0:19:32,760 میگفت روغه یه تو بچه به این خوشکلی 357 0:19:32,760 --> 0:19:34,020 چجوری دست کشیدی 358 0:19:34,020 --> 0:19:36,760 گفتم امام حسین علی اکبر چجور دست کشید 359 0:19:36,760 --> 0:19:39,520 من مقابله به اونا میکردم 360 0:19:39,520 --> 0:19:40,780 آرامش میگرفتم 361 0:19:40,780 --> 0:19:42,460 ولی گریه نمیکردم 362 0:19:42,460 --> 0:19:45,480 گفتم اگه گریه کنم برای علی اکبر گریه میکردم 363 0:19:45,480 --> 0:19:47,480 چون نمیتونستم گریه کنم 364 0:19:47,480 --> 0:19:49,140 کمرم میگرفت 365 0:19:49,140 --> 0:19:51,440 همه میگفتن که تا لبه کچه 366 0:19:51,440 --> 0:19:53,640 میعیم تمام پاها من میلرزه 367 0:19:53,640 --> 0:19:55,680 قلب من به تپش میفته 368 0:19:55,680 --> 0:19:58,120 که بیاییم تو رو با چه حالی میبینیم 369 0:19:58,120 --> 0:19:59,560 ولی میعیم میبینیم 370 0:19:59,560 --> 0:20:01,740 این اینو عروسا نشستی رو سندلی 371 0:20:01,740 --> 0:20:04,120 رو مول داره خوش آمد میگی 372 0:20:04,120 --> 0:20:05,680 گفتم آخه خواسته پسرمه 373 0:20:06,440 --> 0:20:08,020 اگر پسرم خواسته 374 0:20:08,020 --> 0:20:10,680 پس خدا خواسته که اینو تو دل بچم انداخته 375 0:20:10,680 --> 0:20:12,700 آدم همینجوری نمیتونه 376 0:20:12,700 --> 0:20:14,860 حرف بزن قادر به حرف زدن نیست 377 0:20:14,860 --> 0:20:16,800 گفت اینجا میعیم 378 0:20:16,800 --> 0:20:18,100 حرف هست عروسی داره 379 0:20:18,100 --> 0:20:20,620 گفتم آخه عروسی محمد منه دیگه 380 0:20:20,620 --> 0:20:23,420 خوش اومدید عروسی محمد من 381 0:20:23,420 --> 0:20:26,840 یه اینجا دختر اماش گفتن 382 0:20:26,840 --> 0:20:28,060 که زنده ای 383 0:20:28,060 --> 0:20:31,020 صفره عقب بندازیم برای محمد 384 0:20:31,020 --> 0:20:32,800 گفتم آره بندازیم 385 0:20:33,720 --> 0:20:34,720 من لیستا رو 386 0:20:34,720 --> 0:20:36,500 مینویسم شما برید بخرید 387 0:20:36,500 --> 0:20:38,900 من نمیتونم مهمونه محمد رو بل کنم 388 0:20:38,900 --> 0:20:40,640 برم بر محمد خرید کنم 389 0:20:40,640 --> 0:20:42,680 اونجوری که صفره عقب 390 0:20:42,680 --> 0:20:44,200 تو گلخونه ها میگشتم 391 0:20:44,200 --> 0:20:47,380 الان برید بره تو قرنادی ها 392 0:20:47,380 --> 0:20:48,900 تنظینات بیارید 393 0:20:48,900 --> 0:20:49,880 بره محمد من 394 0:20:49,880 --> 0:20:52,780 گوشه خونه با غاب عکس 395 0:20:52,780 --> 0:20:55,160 صفره عقب و سش انداختم 396 0:20:55,160 --> 0:20:58,240 یعنی هرکی میومد میدید 397 0:20:58,240 --> 0:20:59,800 لباس استفید منو 398 0:20:59,800 --> 0:21:02,320 صفره عقب محمدو 399 0:21:02,320 --> 0:21:04,380 بیشتر زدجه میزدن 400 0:21:04,380 --> 0:21:06,380 یعنی میگفتم بره 401 0:21:06,380 --> 0:21:07,880 محمد من دست بزنید 402 0:21:07,880 --> 0:21:09,480 چرا داره گریه میکنید 403 0:21:09,480 --> 0:21:11,980 چرا داره ناله میکنید 404 0:21:11,980 --> 0:21:14,800 حالا مسئولین اومدن خبر بدن 405 0:21:14,800 --> 0:21:15,960 یک شب بعدش 406 0:21:15,960 --> 0:21:17,740 میگفت تا اومدیم 407 0:21:17,740 --> 0:21:20,580 وارد کوچه شدیم 408 0:21:20,580 --> 0:21:22,180 مونده بودیم 409 0:21:22,180 --> 0:21:23,780 چجوری بهتون خبر بدیم 410 0:21:23,780 --> 0:21:25,360 تا وارد کوچه شدیم دیدیم 411 0:21:25,360 --> 0:21:27,720 تمام برنره ها زده همه چی آماده 412 0:21:27,720 --> 0:21:30,440 میگفت وزیر پلاه خونه داشتیم 413 0:21:30,440 --> 0:21:32,620 میومدیم که خدایا جمعیت پره 414 0:21:32,620 --> 0:21:34,220 با ما چه برخوردی دارن 415 0:21:34,220 --> 0:21:37,040 ولی باباش واقعا مردونه 416 0:21:37,040 --> 0:21:38,760 با احترام سلامون علیک 417 0:21:38,760 --> 0:21:39,600 اووردن تو 418 0:21:39,600 --> 0:21:41,340 پذیرایی و اینا 419 0:21:41,340 --> 0:21:44,280 گفتن آقا حسینی ما همه جا رفتیم 420 0:21:44,280 --> 0:21:46,580 اما اینجا مجلس عروسیه 421 0:21:46,580 --> 0:21:47,480 چه حسیه 422 0:21:47,480 --> 0:21:50,500 گفتم آخه مجلس عروسیه پسر همه 423 0:21:50,500 --> 0:21:52,300 خوش آمدید 424 0:21:52,300 --> 0:21:54,200 دیگه احتیاجی هم نبود که مسئولین 425 0:21:54,200 --> 0:21:55,680 بیاد به ما خبر بدن 426 0:21:55,680 --> 0:21:58,060 مجلس محمد جلو جلو 427 0:21:58,060 --> 0:21:59 برگذار شده بود 428 0:22:04,220 --> 0:22:29,220 موسیقی 429 0:22:29,220 --> 0:22:32,120 و ما به لحظه های سختر میرسیم 430 0:22:32,120 --> 0:22:33,440 به روزی که 431 0:22:33,440 --> 0:22:34,200 قرار اینه 432 0:22:34,220 --> 0:22:36,100 این مادر و فرزند همدیگر رو 433 0:22:36,100 --> 0:22:37,080 ملاقات کنن 434 0:22:37,080 --> 0:22:40,140 این مادر میخواد فرزند شهیدشو 435 0:22:40,140 --> 0:22:42,540 ببینه و این آخرین 436 0:22:42,540 --> 0:22:43,280 دیداره 437 0:22:43,280 --> 0:22:45,640 دیداری که این مادر 438 0:22:45,640 --> 0:22:48,200 هیچ وقت فراموش نمی کنه 439 0:22:48,200 --> 0:22:50,040 آشقانه های اون لحظه 440 0:22:50,040 --> 0:22:51,840 دیدار رو از زبان 441 0:22:51,840 --> 0:22:53,480 این مادر بشنبید 442 0:22:53,480 --> 0:22:56,160 فردا بیاید بشمسومه 443 0:22:56,160 --> 0:22:57,300 دیدن محمد 444 0:22:57,300 --> 0:22:59,280 گفتم با جون و دل میام 445 0:22:59,280 --> 0:23:02,100 نغل گرفتم گلاب گرفتم 446 0:23:02,580 --> 0:23:04,100 لباس سیفید و پوشید 447 0:23:04,220 --> 0:23:06,700 قبلش رفتم قصد کردم 448 0:23:06,700 --> 0:23:07,620 قصد سبر 449 0:23:07,620 --> 0:23:10,440 که بتونم وایستم 450 0:23:10,440 --> 0:23:12,480 محمدم ناراحت نشه 451 0:23:12,480 --> 0:23:14,720 حالا که پیش خدا هست 452 0:23:14,720 --> 0:23:16,380 منم شرمندش نکنم 453 0:23:16,380 --> 0:23:18,420 رفتم قصد کردم 454 0:23:18,420 --> 0:23:19,680 اومدم نماز خوندم 455 0:23:19,680 --> 0:23:22,220 لباس سیفید و پوشیدم و رفتم 456 0:23:22,800 --> 0:23:24,200 گفتم محمد 457 0:23:24,200 --> 0:23:26,220 حرف مردم برام 458 0:23:26,220 --> 0:23:27,820 دیگه ملاک نیست 459 0:23:27,820 --> 0:23:29,900 حرف مردم دیگه برمن 460 0:23:29,900 --> 0:23:32,220 اهمیت نداره آیا تو راضی شدی؟ 461 0:23:32,220 --> 0:23:34,220 اینا لباس پوشیدنه 462 0:23:34,220 --> 0:23:35,700 خوشحال شدی؟ 463 0:23:35,700 --> 0:23:38,700 منم شدم اون مادر شهیدی که تعریفشو کرده بودی 464 0:23:38,700 --> 0:23:40,700 منم دوست داشتم 465 0:23:40,700 --> 0:23:42,080 مثل اون مادر باشم 466 0:23:42,080 --> 0:23:43,620 ولی خدا رو شکرم 467 0:23:43,620 --> 0:23:46,220 خدا اگر قبول کنه منم پوشیدم اومدم 468 0:23:46,800 --> 0:23:48,500 دیگه بعد از اون 469 0:23:48,500 --> 0:23:50,340 به پسرهای امنش 470 0:23:50,340 --> 0:23:52,360 دوستاش میگفت که صورت زخمی 471 0:23:52,360 --> 0:23:53,720 محمد رو دیده بودی؟ 472 0:23:53,720 --> 0:23:56,160 گفتم آره گفتش که اونا شب شهادت 473 0:23:56,160 --> 0:23:58,280 حضرت روغاییه انقدر زده بود 474 0:23:58,280 --> 0:24:00,420 به خودش که منو بذار بیام 475 0:24:00,420 --> 0:24:01,020 سوریه 476 0:24:01,020 --> 0:24:03,620 اونجا به باباش داشتم 477 0:24:03,620 --> 0:24:06,520 می نشون می دادم که بالا سرش رفته بودیم 478 0:24:06,520 --> 0:24:08,220 باباش هم گریه نمی کرد 479 0:24:08,220 --> 0:24:10,500 می گفت که کسی حق نداره بالا سر پسر من 480 0:24:10,500 --> 0:24:12,040 گریه کنه هرکی گریه می کرد 481 0:24:12,040 --> 0:24:13,160 بیرونش می کردن 482 0:24:13,160 --> 0:24:15,580 اومدم دیگه من گفتم 483 0:24:15,580 --> 0:24:18,080 حسن آقا می بینه اینجای سیای محمد رو 484 0:24:18,080 --> 0:24:19,660 گفت چی؟ من خوشبه حالش 485 0:24:19,660 --> 0:24:21,700 یه نشونی می بره پیش روغاییه 486 0:24:21,700 --> 0:24:24,660 بگه منم تو درست ازاداریت شرکت کردم 487 0:24:24,660 --> 0:24:26,120 تو سیلی خوردی 488 0:24:26,120 --> 0:24:27,520 من سیلی نخوردم 489 0:24:27,520 --> 0:24:29,640 بلی یه زخمی آوردم 490 0:24:29,640 --> 0:24:31,920 که از سوز دل و سه تا زخمی کردم 491 0:24:31,920 --> 0:24:35,060 بگو محمد چرا اون شب به من نگفت 492 0:24:35,060 --> 0:24:36,980 چون می خواسته که ریا نشه 493 0:24:36,980 --> 0:24:38,380 الان که فهمیدم 494 0:24:38,380 --> 0:24:39,880 محمد لو رفتی یا 495 0:24:39,880 --> 0:24:42,240 اینجا یه زخمی پیشانید 496 0:24:42,240 --> 0:24:44,220 اینجا شکایی نشون می دادم 497 0:24:44,220 --> 0:24:46,160 همجور فقط دارم سراخ میکنم 498 0:24:46,160 --> 0:24:48,200 می گم رو لو رفتی محمد 499 0:24:48,200 --> 0:24:50,560 فهمیدم که اینو واسه چی زخمی کرده بودی تو 500 0:24:50,560 --> 0:24:54,960 امیدوارم که شرمنده شهده نشیم 501 0:24:54,960 --> 0:25:00,340 امیدوارم که شرمنده خدا و حضرت زهران نشیم 502 0:25:00,340 --> 0:25:03,660 محمدم که اومد گریه کردیم 503 0:25:03,660 --> 0:25:05,520 دیدیم ساکش رو آوردن 504 0:25:05,520 --> 0:25:07,660 محمد گفت میگه من نگفتم گریه کن 505 0:25:07,660 --> 0:25:08,260 نکن 506 0:25:08,260 --> 0:25:10,600 گفتم الان دارم گریه میکنم 507 0:25:10,600 --> 0:25:12,880 که خدا من حقیر روسیه رو 508 0:25:12,880 --> 0:25:14,680 شما رو قبول کرده 509 0:25:14,680 --> 0:25:16,820 ولی خدا رو شکر 510 0:25:16,820 --> 0:25:18,320 الحمدلله بعد از 511 0:25:18,320 --> 0:25:20,260 مراسم محمد 512 0:25:20,560 --> 0:25:22,780 محمد دوباره رفت 513 0:25:22,780 --> 0:25:24,400 گفت مامان اجازه میدی برم 514 0:25:24,400 --> 0:25:26,580 گفتم برو فدای حضرت زینه 515 0:25:26,580 --> 0:25:27,820 فدای حضرت روغیه 516 0:25:27,820 --> 0:25:31,240 دو تا بچه دارم حضرت روغیه دو تا پا داره 517 0:25:31,240 --> 0:25:32,580 پاهاشم پرابله 518 0:25:32,580 --> 0:25:35,320 پس محمد یه پای مرحمشه 519 0:25:35,320 --> 0:25:36,620 تا هم یه پای مرحمش 520 0:25:36,620 --> 0:25:39,820 خدا کنه که این مرحم به دردش بخوره 521 0:25:39,820 --> 0:25:41,500 دوای دردش باشه 522 0:25:41,500 --> 0:25:43,620 یه محمد که رفت 523 0:25:44,380 --> 0:25:46,260 بعد از دو سال جانباز شد 524 0:25:46,260 --> 0:25:49,760 از یه قدم شهادت برگشت 525 0:25:49,760 --> 0:25:50,500 یعنی 526 0:25:50,500 --> 0:25:52,620 همه یعنی بعد از اون 527 0:25:52,620 --> 0:25:54,680 محمد چی کشیدم 528 0:25:54,680 --> 0:25:56,680 چی زخم زبونات شنیدم 529 0:25:56,680 --> 0:25:57,700 چی 530 0:25:57,700 --> 0:25:59,660 بستادها بود 531 0:25:59,660 --> 0:26:01,540 که اینا به خاطر پول فرستد 532 0:26:01,540 --> 0:26:03,640 اصلا پول چه عرضشی داره 533 0:26:03,640 --> 0:26:05,560 مهم اینه احلو بیت که همیشه 534 0:26:05,560 --> 0:26:07,080 تو این دنیا تو اون دنیا 535 0:26:07,080 --> 0:26:08,620 احتیاجش داریم 536 0:26:08,620 --> 0:26:11,060 قبول کنه امزا کنه 537 0:26:11,060 --> 0:26:13,840 دیگه گفتم بسه چی برخودم نگردارم 538 0:26:13,840 --> 0:26:15,120 برخودم هم که نمونه 539 0:26:15,120 --> 0:26:17,140 اگه شعید نشن میمیرن دیگه 540 0:26:17,140 --> 0:26:18,580 برخوره که میمیرن 541 0:26:18,580 --> 0:26:21,140 پس چرا رو سفید نمیرن 542 0:26:21,140 --> 0:26:23,300 یعنی ساکه محمودو خودم آماده 543 0:26:23,300 --> 0:26:23,980 میکردم 544 0:26:23,980 --> 0:26:26,940 ساکه محمودو یعنی محمود 545 0:26:26,940 --> 0:26:28,480 به یکی از دوستاش گفته بود 546 0:26:28,480 --> 0:26:30,500 آره مامانم ساکه مامانه کرده 547 0:26:30,500 --> 0:26:32,160 آجیل گذاشته خوراکی گذاشته 548 0:26:32,160 --> 0:26:34,440 گفت بچه واقعا 549 0:26:34,440 --> 0:26:36,460 مامانتو با این کلونگ شده داده 550 0:26:36,460 --> 0:26:38,820 گفت آره نمیدونم گفت چه مادری داری 551 0:26:38,820 --> 0:26:39,080 تو 552 0:26:39,080 --> 0:26:41,840 گفتم اصلا 553 0:26:41,840 --> 0:26:44,500 شوهر من هر لحظه میگفت 554 0:26:44,500 --> 0:26:46,760 من میرم سوریه دلم آتیش گرفته 555 0:26:46,760 --> 0:26:48,740 گفتم باباتو وردار ببر 556 0:26:48,740 --> 0:26:50,380 باباتو وردار ببر 557 0:26:50,380 --> 0:26:52,500 چون بابات الان به تو نیاز داره 558 0:26:53,100 --> 0:26:55,400 من که لیاغت ندارم 559 0:26:55,400 --> 0:26:57,700 خواه که پای حضرت زینب بشم 560 0:26:57,700 --> 0:26:59,880 خواه که پای حضرت روباب بشم 561 0:26:59,880 --> 0:27:01,960 ولی حتی اقل الان فهمیدم 562 0:27:01,960 --> 0:27:03,340 چه دردی در کشیدن 563 0:27:03,340 --> 0:27:06,120 اونا را اسیر کردن 564 0:27:06,120 --> 0:27:07,400 منو که اسیر نکردن 565 0:27:07,400 --> 0:27:08,360 اونا را کتک زدن 566 0:27:08,360 --> 0:27:09,640 منو که کتک نزدن 567 0:27:09,640 --> 0:27:12,480 اومدن با من هم دردیده کردن 568 0:27:12,480 --> 0:27:14,700 تمام دوست، آشنا، فامیل همه 569 0:27:14,700 --> 0:27:16,420 هم دردی کردن با من 570 0:27:16,420 --> 0:27:18,940 ولی حضرت زینب را هم دردی نکردن 571 0:27:18,940 --> 0:27:20,920 که تمام زندگی 572 0:27:20,920 --> 0:27:22,460 تمام آلام فدای 573 0:27:22,460 --> 0:27:24,020 یک آه حضرت زینب 574 0:27:24,020 --> 0:27:25,760 یک ناله حضرت زینب 575 0:27:25,760 --> 0:27:28,540 که چی کشید و کسی هم دردش نشد 576 0:27:42,480 --> 0:28:02,420 از این برنامه باید برنامه روایت عشق رسیدیم 577 0:28:02,420 --> 0:28:03,460 در این برنامه 578 0:28:03,460 --> 0:28:05,380 مهمون خانم حسینی 579 0:28:05,380 --> 0:28:07,720 مادر شهید مدافع حرم 580 0:28:07,720 --> 0:28:09,240 سید محمد حسینی 581 0:28:09,240 --> 0:28:12,260 از جونای قیور افغانستان بودیم 582 0:28:12,260 --> 0:28:12,460 از جونای قیور افغانستان بودیم 583 0:28:12,480 --> 0:28:16,820 و آشقانه های بیریاب و ساده این مادر رو شنیدیم 584 0:28:16,820 --> 0:28:20,480 این آشقانه ها باز هم ادامه داره 585 0:28:21,040 --> 0:28:22,480 تا یه روایت عشق دیگه 586 0:28:23,340 --> 0:28:23,900 خدا می دنید 587 0:28:42,480 --> 0:29:12,460 و از این برنامه باید برنامه روایت عشق رسیدیم 588 0:29:12,460 --> 0:29:15,340 مدافع حرم داد 589 0:29:15,340 --> 0:29:17,800 واسه مدد 590 0:29:17,800 --> 0:29:20,700 سدایی مندگار 591 0:29:20,700 --> 0:29:22,680 جلوی از جامعه دینی 592 0:29:22,680 --> 0:29:24,520 رادیو معارف 593 0:29:24,520 --> 0:29:29,920 یعنی چهی به جمهان روشنایی و معرفت 594 0:29:29,920 --> 0:29:31,340 رادیو معارف 595 0:29:31,340 --> 0:29:33,260 سدای فضیلت و فطرت 596 0:29:33,260 --> 0:29:38,460 رسیده و مکدن بریدن 597 0:29:38,460 --> 0:29:41,800 سوی رخایی برکه 598 0:29:41,800 --> 0:29:43,800 رسیدن 599 0:29:43,800 --> 0:29:47,800 بیا محاجرن 600 0:29:48,380 --> 0:29:49,800 لالا 601 0:29:50,320 --> 0:29:53,800 رسیده موسمه 602 0:29:54,320 --> 0:29:55,800 رسیدن 603 0:29:56,380 --> 0:29:59,660 رسیده موسمه