1 0:00:00 --> 0:00:02 غیرت و شرف 2 0:00:02 --> 0:00:06 بر زمین عاشقان 3 0:00:30 --> 0:00:32,640 خودکی خواب نان میبیند 4 0:00:32,640 --> 0:00:36,420 در آهوش مادری که لالایی هایش 5 0:00:36,420 --> 0:00:37,820 خاموش شدند 6 0:00:37,820 --> 0:00:39,480 و لبخند نورسیدهی 7 0:00:39,480 --> 0:00:43,080 پشت مرزهایی که گردها ساختهند 8 0:00:43,080 --> 0:00:44,720 پیر شدند 9 0:00:44,720 --> 0:00:48,820 برای زنده نگه داشتن دین و انسانیت 10 0:00:48,820 --> 0:00:50,280 همه ما ایرانیان 11 0:00:50,280 --> 0:00:54,100 همدلانه همراه مردم مظلوم غزه هستیم 12 0:00:54,100 --> 0:00:57,140 بویش ایران همدل ادامه دارد 13 0:00:57,140 --> 0:00:58,960 و شما عزیزان 14 0:00:58,960 --> 0:00:59,980 از این مردم 15 0:00:59,980 --> 0:01:01,300 این دو طریق میتوانید 16 0:01:01,300 --> 0:01:03,680 به مردم مظلوم غزه 17 0:01:03,680 --> 0:01:04,700 کمک کنید 18 0:01:04,700 --> 0:01:15,420 خود دستوری ستاره 14 19 0:01:15,420 --> 0:01:16,680 مربع 20 0:01:29,980 --> 0:01:33,600 خدایی از جانبی دینی 21 0:01:33,600 --> 0:01:37,620 رای در این جهان امروز 22 0:01:37,620 --> 0:01:43,980 دادلاه بزرگ بجدان است 23 0:01:43,980 --> 0:01:47,680 صدایی مندگاه 24 0:01:47,680 --> 0:01:49,680 جلوی از جامعه دینی 25 0:01:49,680 --> 0:01:51,520 رادیو معارف 26 0:01:51,520 --> 0:01:56,300 دریجهی به جهان روشنایی و معرفت 27 0:01:56,300 --> 0:01:58 رادیو معارف 28 0:01:58 --> 0:01:59,800 صدای فضیلت و فتحه 29 0:01:59,980 --> 0:02:01,180 سادسpath 30 0:02:01,180 --> 0:02:08,100 دستوری ستاره 14 31 0:02:08,100 --> 0:02:13,500 کلترbar 32 0:02:13,500 --> 0:02:17,260 ماروز 33 0:02:17,260 --> 0:02:20,420 استورد 34 0:02:20,420 --> 0:02:26,020 ها افراد 35 0:02:26,020 --> 0:02:27,040 من سال 36 0:02:27,040 --> 0:02:29,960 mimar 37 0:02:29,980 --> 0:02:40,980 موسیقی 38 0:02:59,980 --> 0:03:01,980 موسیقی 39 0:03:29,980 --> 0:03:32,860 علامه سید محسن امینه 40 0:03:32,860 --> 0:03:38,980 لطفا اولین داستان رو با نام ماه در کشتی بشنوید 41 0:03:39,640 --> 0:03:50,240 سدای بوغ کشتی ها تو بندر اسکندریه مصر تنین انداخته بود 42 0:03:50,240 --> 0:03:56,520 آخرین روزهای سال 1948 میلادی بود 43 0:03:56,520 --> 0:03:59,520 کشتی بزرگ مسافر بری 44 0:03:59,520 --> 0:04:03,400 کنار بندر لنگر انداخته بود 45 0:04:03,400 --> 0:04:07,720 و مسافرها یکی یکی قدم تو کشتی میزاشتن 46 0:04:07,720 --> 0:04:10,720 تا راهی امریکا بشن 47 0:04:10,720 --> 0:04:14,520 سید قطب آخرین مسافری بود که 48 0:04:15,400 --> 0:04:19,300 چمدون به دست قدم به عرشه کشتی گذاشت 49 0:04:19,300 --> 0:04:24,420 کمی بعد سدای سوت کشتی تو فضا پیچید 50 0:04:26,520 --> 0:04:28,460 مسافرها رو عرشه ایستاده بودن 51 0:04:28,460 --> 0:04:35,780 تا حرکت کشتی و جدا شدنش از بندر اسکندریه رو تماشا کنن 52 0:04:35,780 --> 0:04:40,720 بدرق کننده ها هم تو اسکله جم شده بودن 53 0:04:40,720 --> 0:04:46,640 کشتی آروم آروم از بندر فاصله گرفت و به راه افتاد 54 0:04:46,640 --> 0:04:50,460 کشتی آب و میشه گافت و پیش میرفت 55 0:04:51,420 --> 0:04:56,460 بندر اسکندریه پیچه چشم مسافرها لحظه به لحظه 56 0:04:56,460 --> 0:04:58,260 کچیک و کچیکه 57 0:04:58,460 --> 0:04:59,740 کچیک تر میشود 58 0:04:59,740 --> 0:05:06,940 مسافرها کم کم از عرشه دل کندن و به اتاقشون رفتن 59 0:05:06,940 --> 0:05:10,200 اما سید قطر نرفت 60 0:05:10,200 --> 0:05:16,720 روی عرشه موند و محو دریای با عزمت شد 61 0:05:16,720 --> 0:05:22,980 خرشی دارو ماروم تو دل دریای مدیتران فرو رفت 62 0:05:22,980 --> 0:05:27,940 قروب دریا زیبا و شگفتنگیز بود 63 0:05:28,460 --> 0:05:33,240 سید همینطور که به آبهای مواج نگاه میکرد 64 0:05:33,240 --> 0:05:34,980 با خودش گفت 65 0:05:34,980 --> 0:05:43,440 تسخیر دریا برای انسانها و امکان حرکت کشتیها روی آب 66 0:05:43,440 --> 0:05:47,780 یکی از نعمتهای بزرگ خداونده 67 0:05:47,780 --> 0:05:56,260 از اینجا بهتر میشه بزرگی دریا و عزمت خداوند رو حس کرد 68 0:05:56,260 --> 0:05:58,440 کشتی مواجه دریا و محو دریا با خودش گفتنگیز بود 69 0:05:58,460 --> 0:06:02,080 کشتی مسافرارو سوار بر دوش خودش گرفته بود 70 0:06:02,080 --> 0:06:08,800 و مثل نقطهی کچیک تو دل دریای پهناور پیش میرفت 71 0:06:08,800 --> 0:06:11,920 همواج دریا متلاتم بود و 72 0:06:11,920 --> 0:06:18,120 اطراف کشتی مسافربری کشتیهای دیگهی در حرکت بودن 73 0:06:18,120 --> 0:06:25,460 سید قطر در حالی که داشت به قروب سهرنگیز دریا نگاه میکرد 74 0:06:25,460 --> 0:06:27,460 زیر لب گفت 75 0:06:28,460 --> 0:06:34,480 حقیقتن که جز قدرت خدا و لطف و انایتش 76 0:06:34,480 --> 0:06:44,140 و جز قانون طبیعی مقررش که این کشتی رو تو سینه امواج خروشان و هلنا کمل میکنه 77 0:06:44,140 --> 0:06:48,680 هیچ آمل دیگه ای نمیتونه در کار باشه 78 0:06:50,800 --> 0:06:57,680 سید قطر همینطور به امواج خروشان آب نگاه میکرد و تو فکر بوده 79 0:06:58,460 --> 0:07:10,460 حالا ادهه دیگه ای از مسافرا هم روی عرشه برگشته و محوه دریا و امواج خروشان اون چوده بودن 80 0:07:10,460 --> 0:07:14 هوا کم کم داشت تاریک میشد 81 0:07:14 --> 0:07:20,260 با تاریک شدن هوا مسافرانی که روی عرشه بودن به اتاقاشون رفتن 82 0:07:20,260 --> 0:07:24 سید قطر هنوزی استاده بود 83 0:07:24 --> 0:07:27,300 با دیدن این پدیده هایش گفت 84 0:07:27,300 --> 0:07:28,440 ایمانه های امواج خروشان بودن 85 0:07:28,460 --> 0:07:32,440 ایمانه های امواج خروشان و اتمینانش به خداوند بیشتر شده بود 86 0:07:32,440 --> 0:07:38,800 کشتی خیلی نرم روی امواج پیش میرفت 87 0:07:38,800 --> 0:07:47,140 تون لحظه های روحانی و شاعرانه سید حسه حال عجیبی پیدا کرده بود 88 0:07:47,140 --> 0:07:51,460 باز تو فکر رفت و با خودش گفت 89 0:07:52,320 --> 0:07:56,640 واقعا الان برای چی دارم میرم امریکا 90 0:07:58,460 --> 0:08:04,500 یا دارم میرم که مثل اعظام های عادی به خواب و خور اكتفا کنم 91 0:08:04,500 --> 0:08:07,380 یا این که اسلامو تبلیغ کنم 92 0:08:07,380 --> 0:08:12,900 سید با این فکر چمدونشو برداشت و به اتاقش رفت 93 0:08:12,900 --> 0:08:15,820 تصمیمشو گرفته بود 94 0:08:15,820 --> 0:08:21,240 میخواست دو سالی که توی امریکا میموند اسلامو تبلیغ کنه 95 0:08:21,240 --> 0:08:26,820 قدم که تو اتاق گذاشت چمدونو گوشهی گذشت 96 0:08:27,540 --> 0:08:28,320 اتاق這是ایی بيای امتحانی از این؟ 97 0:08:28,320 --> 0:08:38,360 با تختی کچیک و پنجری دایری شکل که از پشت شیشه زخیم اون می شد دریا رو دید 98 0:08:38,360 --> 0:08:45,320 کنار تخت کماده چوبی بود و آینهی که به دیوار زده بودن 99 0:08:46,100 --> 0:08:54,160 لحظه ها می گذشت و سید قرغ فکر بود که چند ضربه به در خورد 100 0:08:54,160 --> 0:09:00,320 با شنیدن صدا سگیت بلند شد و به سمت در رفت 101 0:09:00,860 --> 0:09:04,320 دستگیره رو گرفت و سمت خودش کشید 102 0:09:04,920 --> 0:09:10,580 در که باز شد سگیت سر جا خشکش زد 103 0:09:10,580 --> 0:09:13,920 فکر کرد خواب می بینه 104 0:09:15,320 --> 0:09:18,380 سحنهی که می دید براش باور کردنی نبود 105 0:09:18,380 --> 0:09:23,320 زن جوانی با چهره زیبا و قدقامه 106 0:09:24,160 --> 0:09:27,220 باید برخواهند روبروش ایستاده بود 107 0:09:27,220 --> 0:09:31,160 از لحن صداش معلوم بود که مسته 108 0:09:31,800 --> 0:09:38,460 زن از سید می خواست که اون شب و مهمونش باشه 109 0:09:38,460 --> 0:09:42,240 سید وقتی درخواست زن رو شنید 110 0:09:42,240 --> 0:09:46,160 تو چارچوب در ایستاد و قاتع گفت 111 0:09:46,880 --> 0:09:48,800 از می خوام 112 0:09:48,800 --> 0:09:51,500 اتاق فقط یه تخت داره 113 0:09:51,500 --> 0:09:52,760 اونم یه نفر است 114 0:09:54,160 --> 0:10:24,140 قدم تو اتاق بذاره 115 0:10:24,160 --> 0:10:28,060 سید قطب صدای افتادن و رفتنشو شنید 116 0:10:28,060 --> 0:10:33,600 در را قفل کرد و برگشت و رو تخت نشست 117 0:10:33,600 --> 0:10:40,120 بعد دستاشو رو صورتش گذاشت و شونهاش لرزید 118 0:10:40,120 --> 0:10:45,540 میخواست تو غربت به اسلام پایبند باشه 119 0:10:45,540 --> 0:10:51,340 و خدا چه زود با زنی زیبا امتحانش کرده بود 120 0:10:51,340 --> 0:10:54,140 تا ببینه به عهدش پایبنده 121 0:10:54,160 --> 0:10:58,160 یا حرفش لقلقه ی زبونشه 122 0:10:58,740 --> 0:11:04,100 سید به سجده رفت و خدا رو شکر کرد 123 0:11:04,100 --> 0:11:08,200 که از این امتحان سربلند بیرون اومده 124 0:11:20,200 --> 0:11:24,140 سبه روز بعد سید قطب به عرشه یه 125 0:11:24,160 --> 0:11:25,640 کشتی رفت 126 0:11:25,640 --> 0:11:30,700 نسیم میوزید و روح و جسم و نوازش میکرد 127 0:11:30,700 --> 0:11:36,940 جمعه بود و سید خودشو سرشار از نیروی ایمان میدید 128 0:11:36,940 --> 0:11:43,940 مبلغی مسیحی ادهی از مسلمونا رو دور خودش جم کرده 129 0:11:43,940 --> 0:11:48,280 و مشخول تبلیغ آین مسیحیت بود 130 0:11:48,280 --> 0:11:52,680 لحظه ها میگذشت و خرشید داشت آروم آروم 131 0:11:52,680 --> 0:11:54,140 به وسط آسمونیدید 132 0:11:54,160 --> 0:11:56,060 و از این درخواستان نزدیک میشد 133 0:11:56,060 --> 0:12:02,800 با دیدن مبلغ مسیحی احساسات دینی سید به جوش اومد 134 0:12:02,800 --> 0:12:06,680 یه دفعه فکری به ذهنش رسید 135 0:12:06,680 --> 0:12:12,200 به سمت اتاق ناخدای کشتی رفت 136 0:12:12,200 --> 0:12:17,160 بعد اجازه گرفت و قدم تو اتاق گذاشت و سلام کرد 137 0:12:17,820 --> 0:12:22,540 ناخدا همینطور که سکان کشتی تو دستش بود گفت 138 0:12:22,840 --> 0:12:23,980 بله آقا 139 0:12:24,160 --> 0:12:25,720 کاری داشتین؟ 140 0:12:26,820 --> 0:12:29,520 سید قطب گفت 141 0:12:29,520 --> 0:12:31,680 اگه اجازه بدین 142 0:12:31,680 --> 0:12:33,960 میخوام رو عرشه کشتی 143 0:12:33,960 --> 0:12:37,060 برای مسلمان نماز جمعه بخونم 144 0:12:37,060 --> 0:12:39,720 ناخدا گفت 145 0:12:40,320 --> 0:12:42,440 ایرادی نداره آقا 146 0:12:42,440 --> 0:12:45,920 هرکس در انجام دادن فرایز دینیش آزاده 147 0:12:45,920 --> 0:12:48,500 شما هم مثل بقیه آزادین 148 0:12:48,500 --> 0:12:51,820 فکر نمی کنم برای اقامه یه عمر دینی 149 0:12:51,820 --> 0:12:53,960 نیازی به اجازه من باشه 150 0:12:54,160 --> 0:12:59,300 سید قطب از ناخدا تشکر کرد و 151 0:12:59,300 --> 0:13:02,040 به سمت جمعی رفت که 152 0:13:02,040 --> 0:13:05,600 اطراف کشیش مسیحی جم شده بودن 153 0:13:05,600 --> 0:13:08,360 همه مسلمان بودن 154 0:13:08,360 --> 0:13:10,800 سید به اونا گفت که 155 0:13:10,800 --> 0:13:12,660 میخواد نماز جمعه رو 156 0:13:12,660 --> 0:13:14,780 رو عرشه کشتی بخونه 157 0:13:14,780 --> 0:13:17,080 همه قبول کردن 158 0:13:17,080 --> 0:13:18,640 وضوع گرفتن و 159 0:13:18,640 --> 0:13:22,800 صفحای نماز رو عرشه کشتی تشکیل شد 160 0:13:22,800 --> 0:13:23,860 سید قطب از ناخدا تشکر کرده باشه 161 0:13:23,860 --> 0:13:23,880 ناماز جمعه رو عرشه کشتی بخونه 162 0:13:23,880 --> 0:13:26,240 سحنه باشکویی شده بود 163 0:13:26,240 --> 0:13:29,440 مسافرهای دیگه که این سحنه رو 164 0:13:29,440 --> 0:13:31,300 به قصد تفریح میدیدن 165 0:13:31,300 --> 0:13:33,440 تعجب کرده بودن 166 0:13:33,440 --> 0:13:36,880 سید قطب جلو ایستاد و 167 0:13:36,880 --> 0:13:39,620 مشغول خوندن خطبه شد 168 0:13:39,620 --> 0:13:42,080 بعد از خطبه ها و نماز 169 0:13:42,080 --> 0:13:45,100 زنی جلو رفت و به سید گفت 170 0:13:45,100 --> 0:13:49,100 من مسیحیم و اهل یوگسلاوی 171 0:13:49,100 --> 0:13:52,780 سخنرانی و قرآن خوندن شما منو 172 0:13:52,780 --> 0:13:53,580 خیلی تحریم داریم 173 0:13:53,580 --> 0:13:55,240 بی تحت تحصیر قرار داد 174 0:13:55,240 --> 0:13:57,860 سید گفت 175 0:13:57,860 --> 0:14:00,460 آموزه های دینی ما 176 0:14:00,460 --> 0:14:02,880 همش جذاب و اثر گذاره 177 0:14:02,880 --> 0:14:06,080 هر کس دل به این دین و آین بده 178 0:14:06,080 --> 0:14:08,580 خدا هدایتش میکنه 179 0:14:09,520 --> 0:14:13,380 زن مسیحی کنار عرشه کشتی ایستاد و 180 0:14:13,380 --> 0:14:16,900 به آبهای خروشان خیره شد 181 0:14:16,900 --> 0:14:18,940 عرفای سید 182 0:14:18,940 --> 0:14:21,780 اونو به فکر فرو برده بود 183 0:14:23,580 --> 0:14:48,580 موسیقی 184 0:14:48,580 --> 0:14:53,580 کشتی همچنان تو آبهای پهناور پیش میدهد 185 0:14:53,580 --> 0:14:58,480 تا اینکه به تنگه جبل و تارق رسید 186 0:14:58,480 --> 0:15:01,120 یه سمت اروپا بود و 187 0:15:01,120 --> 0:15:03,540 سمت دیگه آفریقا 188 0:15:03,540 --> 0:15:08,500 برنها پیش مسلمان با عبور از این تنگه 189 0:15:08,500 --> 0:15:11,240 اسلامو به اروپا برده بودن 190 0:15:11,240 --> 0:15:12,760 و حالا سید قطب 191 0:15:12,760 --> 0:15:16,040 سوار بر کشتی با عبور از 192 0:15:16,040 --> 0:15:18,520 تنگه جبل و تارق 193 0:15:18,520 --> 0:15:21,220 وارد اوگیانوس اطلست میشد 194 0:15:21,220 --> 0:15:23,200 تا به امریکا بره و 195 0:15:23,580 --> 0:15:25,240 سلامو ترویج کنه 196 0:15:25,240 --> 0:15:28,760 حالا شب از راه رسیده بود 197 0:15:28,760 --> 0:15:31,960 شبی آروم و محتابی 198 0:15:31,960 --> 0:15:35,460 نسیمی وزید و ماه 199 0:15:35,460 --> 0:15:40,020 عبشه کشتی رو پر از نور کرده بود 200 0:15:40,020 --> 0:15:45,760 حس خوبی وجود سیدو پر کرده بود 201 0:15:53,580 --> 0:16:12,860 دوستان عزیز اولین داستان رو با نام ماه در کشتی شنیدین 202 0:16:12,860 --> 0:16:20,020 حالا لطفا دومین داستان رو با نام فقط برای خدا بشنوید 203 0:16:23,580 --> 0:16:39,120 اداره پست دمشق تو خیابونی بود که به میدون مرکزی شهر وصل میشد 204 0:16:39,120 --> 0:16:46,300 پسچی بسته های پستی و نامه ها رو تحویل گرفت و گذاشت تو خرجینه 205 0:16:46,300 --> 0:16:50,320 دوچرخش و از اداره بیرون رفت 206 0:16:50,320 --> 0:16:52,760 بعد به سمت میدون 207 0:16:52,760 --> 0:16:53,560 رمزیده بود 208 0:16:53,580 --> 0:16:58,420 رکاب زد و یه راست رفت سمت مدرسه علویه 209 0:16:58,420 --> 0:17:07,720 نسیمی وزید و پسچیو که رو دوچرخ نشسته بود و رکاب میزد سرحال میابرد 210 0:17:07,720 --> 0:17:13,180 به مدرسه علویه که رسید از دوچرخ پیاده شد 211 0:17:13,180 --> 0:17:20,080 بعد با دست به دانشاموزی که تو حیات مدرسه بود اشاره کرد 212 0:17:20,680 --> 0:17:23,560 دانشاموز به پسچی نزدیک شده 213 0:17:23,560 --> 0:17:24,220 و گفت 214 0:17:24,220 --> 0:17:25,920 سلام آقا 215 0:17:25,920 --> 0:17:27,560 با من کاری داشتین؟ 216 0:17:29,340 --> 0:17:32,200 پسچی جواب به سلام دانشاموز و داد و 217 0:17:32,200 --> 0:17:36,560 در حالی که داشت نامه ها رو از خرجینش بیرون میاورد گفت 218 0:17:37,080 --> 0:17:39,240 ببینم پسرم 219 0:17:39,240 --> 0:17:41,560 آقای امین تشریف دارن؟ 220 0:17:43,920 --> 0:17:45,200 دانشاموز گفت 221 0:17:45,200 --> 0:17:46,320 بله آقا 222 0:17:46,320 --> 0:17:47,620 تشریف دارن 223 0:17:47,620 --> 0:17:49,560 لطفا برین دفتر مدرسه 224 0:17:50,560 --> 0:17:52,560 پسچی گفت 225 0:17:52,560 --> 0:17:55 از خارج نامه دارن 226 0:17:55 --> 0:17:57,020 من عجله دارم 227 0:17:57,020 --> 0:17:59,500 این نامه رو ببر و بهشون بده 228 0:17:59,500 --> 0:18:03,360 دانشاموز نامه رو گرفت 229 0:18:03,360 --> 0:18:08,680 پسچی سوار دوچرخه شد و رکاب زنان رفت 230 0:18:08,680 --> 0:18:15,520 دانشاموز در حالی که نامه تو دستش بود به سمت دفتر مدرسه رفت 231 0:18:15,520 --> 0:18:21,720 به اونجا که رسید در زد و قدم تو دفتر گذاشت و سلام کرد 232 0:18:22,560 --> 0:18:29,200 آقا سید محسن امین که مشغول مطالب بود سرش رو از رو کتاب برداشت و 233 0:18:29,200 --> 0:18:34,700 با گرمی جواب سلام دانشاموز رو داد و گفت 234 0:18:34,700 --> 0:18:37,720 علیکم و سلام و رحمت الله 235 0:18:37,720 --> 0:18:41,340 آقای علی قزمانی 236 0:18:41,340 --> 0:18:44 اسم تو که درست گفتن بله 237 0:18:44 --> 0:18:46,900 دانشاموز گفت 238 0:18:46,900 --> 0:18:48 بله آقا 239 0:18:48,600 --> 0:18:51 سید محسن امین گفت 240 0:18:52,560 --> 0:18:55,100 شنیدم معذن مدرسه شدی 241 0:18:55,100 --> 0:18:57,040 علی گفت 242 0:18:57,040 --> 0:19:00,240 بله دو هفتهی هست که معذن شدم 243 0:19:00,240 --> 0:19:02,500 سید گفت 244 0:19:02,500 --> 0:19:04,460 تبریک میگم 245 0:19:04,460 --> 0:19:06,120 تبریک میگم 246 0:19:06,120 --> 0:19:09,560 حالا بگو ببینم با من کاری داری؟ 247 0:19:10,700 --> 0:19:13,560 علی به سمت میز سید رفت و گفت 248 0:19:14,080 --> 0:19:17 آقا این نامه برای شماست 249 0:19:17 --> 0:19:19,520 بسیع اجله داشت رفت 250 0:19:19,520 --> 0:19:22,240 از من خواست این نامه رو برای شما بیارم 251 0:19:22,560 --> 0:19:26,340 سید نامه رو گرفت و گفت 252 0:19:26,340 --> 0:19:29,020 ممنونم پسرم 253 0:19:29,020 --> 0:19:32,360 شما برو به درس و مشخد برس 254 0:19:32,360 --> 0:19:38,900 علی گرفت سید نگاهی به پشت روی نامه انداخت 255 0:19:38,900 --> 0:19:41,500 از امریکا پوست شده بود 256 0:19:41,500 --> 0:19:46,080 تاریخ ارسال اول نوامر بود 257 0:19:46,080 --> 0:19:49,080 با دیدن نشونی فرستنده 258 0:19:49,080 --> 0:19:51,080 لبخند به لبش نشست 259 0:19:52,560 --> 0:19:55,840 نامه رو بسام حسین نوشته بود 260 0:19:55,840 --> 0:20:00,220 دانش آموز شیعه مدرسه علویه که 261 0:20:00,220 --> 0:20:04,320 سالها قبل برای ادامه تحصیل به امریکا رفته بود 262 0:20:04,320 --> 0:20:07,660 سید پاکت نامه رو باز 263 0:20:07,660 --> 0:20:11,220 و شروع کرد به خوندن نامه 264 0:20:22,560 --> 0:20:25,700 آقا جان سلام 265 0:20:25,700 --> 0:20:28,500 امیدوارم حالتون خوب باشه 266 0:20:28,500 --> 0:20:32,320 میخواستم زودتر از اینا براتون نامه بنویسم 267 0:20:32,320 --> 0:20:36,920 از این که نوشتن اون به تأخیر افتاد محضرت میخوام 268 0:20:36,920 --> 0:20:40,960 هنوز خاطرات شیرین دوران تحصیل 269 0:20:40,960 --> 0:20:44,780 در مدرسه علویه تو زهن من باقی مونده 270 0:20:44,780 --> 0:20:49,640 افسوس که اون دوران به سرعت برقبات گذشت 271 0:20:49,640 --> 0:20:53,180 هرچند من برای ادامه تحصیل 272 0:20:53,180 --> 0:20:56,240 ناچار شدم به امریکا سفر کنم 273 0:20:56,240 --> 0:21:00,040 قلبم تو دمشق و مدرسه علویه جا مونده و 274 0:21:00,040 --> 0:21:03,060 هنوز چهره نورانی و سخنانه 275 0:21:03,060 --> 0:21:05,720 دلنشینتون رو فراموش نکردم 276 0:21:05,720 --> 0:21:10,780 وضعیت فرهنگی و اجتماعی اینجا خیلی متفاوته 277 0:21:10,780 --> 0:21:15,940 طوری که در بدو ورود به نیویورک متعجب شدم 278 0:21:15,940 --> 0:21:19,620 اینجا آزادی بیغید و بندی در کاره 279 0:21:19,620 --> 0:21:22,660 اما من سعی کردم مفید باشم 280 0:21:22,660 --> 0:21:26,700 فرایز دینی رو تو خونه به جا میارم 281 0:21:26,700 --> 0:21:29,960 درسم و با دقت و منظم میخونم 282 0:21:29,960 --> 0:21:34,540 توی یه خوابگاه دانشجوی اقامت دارم 283 0:21:34,540 --> 0:21:37,920 که تا دانشگاه فاصله زیادی نداره 284 0:21:37,920 --> 0:21:41,640 آقا جان زیاد وقت شما رو نمیگیرم 285 0:21:41,640 --> 0:21:44,600 نامر رو با ذکر خاطرهی به پایان میبرم 286 0:21:44,600 --> 0:21:49,600 و منتظر پاسخ شما و زیارت خط مبارکتون هستم 287 0:21:49,620 --> 0:21:54,440 سید به اینجای نامه که رسید 288 0:21:54,440 --> 0:21:58,680 مکسی کرد و بعد ادامه نامر رو خوند 289 0:21:58,680 --> 0:22:02,720 من بعد از ورود به نیویورک 290 0:22:02,720 --> 0:22:05,400 تو دانشگاه بزرگ این شهر 291 0:22:05,400 --> 0:22:09,500 و رشته مهندسی ساختمان نام نویسی کردم 292 0:22:09,500 --> 0:22:12,200 همون رشتهی که بهش علاقه داشتم 293 0:22:12,200 --> 0:22:16,080 و شما به ادامه تحصیل در اون تشفیق کردین 294 0:22:16,080 --> 0:22:19,600 اما خاطرهی که میخوام براتون بگم اینه 295 0:22:19,620 --> 0:22:24,780 دو هفته قبل امتحانات سالیانه دانشگاه بود 296 0:22:24,780 --> 0:22:30,360 اون روز عصر همه دانشجوها به محل امتحان اومده بودن 297 0:22:30,360 --> 0:22:34,100 البته امتحان به صورت فردی بود 298 0:22:34,100 --> 0:22:41,620 حیط ممتحنه توی ایکی از اتاقای کنار محل برگزاری امتحان مستخر شدن 299 0:22:41,620 --> 0:22:46,120 دانشجوها تک تک برای امتحان به اونجا میرفتن 300 0:22:46,120 --> 0:22:49,600 سوالات شفاهی و مددی 301 0:22:49,620 --> 0:22:53,160 امتحان هر دانشجو حدود ده دقیقه بود 302 0:22:53,160 --> 0:22:57,700 من در فهرست جزو آخرین ها بودم 303 0:22:57,700 --> 0:23:02,200 غیر از من دانشجوی مسلمان دیگه ای هم تو دانشگاه بود 304 0:23:02,200 --> 0:23:05,120 اون لبنانی و اهل ترابلوس بود 305 0:23:05,120 --> 0:23:08,960 اون روز من نماز زهر رو تو خونه خونده بودم 306 0:23:08,960 --> 0:23:13,300 محل برگزاری امتحان کم کم خلبت شد 307 0:23:13,300 --> 0:23:16,900 اما هنوز نوبت من و دوستم نرسیده بود 308 0:23:16,900 --> 0:23:19,600 بلند شدم و از پنجه در امتحان بودم 309 0:23:19,620 --> 0:23:21,240 پنجره به بیرون نگاه کردم 310 0:23:21,240 --> 0:23:23,820 آفتاب داشت قروب میکرد 311 0:23:23,820 --> 0:23:26,560 به یاد نماز عصر افتادم 312 0:23:26,560 --> 0:23:29,400 به سمت در خروجی رفتم 313 0:23:29,400 --> 0:23:31,620 دوستم گفت کجا میری؟ 314 0:23:32,580 --> 0:23:34,240 گفتم میرم نماز بخونم 315 0:23:34,240 --> 0:23:38,040 دوستم گفت چیزی نمونده که نوبت ما بشه 316 0:23:38,040 --> 0:23:40,680 گفتم وقت نماز میگذره 317 0:23:40,680 --> 0:23:44,400 دوستم گفت امتحانم وقتش میگذره 318 0:23:44,400 --> 0:23:46,920 و برای جلسه خصوصی نمیذرن 319 0:23:47,280 --> 0:23:48,920 گفتم هرچه باداباده 320 0:23:49,620 --> 0:23:51,920 من از تکلیف دینی خودم 321 0:23:51,920 --> 0:23:53,760 سرف نظر نمی کنم 322 0:23:53,760 --> 0:23:56,180 و از محل امتحان بیرون رفتم 323 0:23:56,180 --> 0:23:59,920 و خودمو به محبتی بزرگ دانشگاه رسوندم 324 0:23:59,920 --> 0:24:01,920 بزرگ گرفتم و 325 0:24:01,920 --> 0:24:04,120 تو جای خلوتی زیر درختا 326 0:24:04,120 --> 0:24:05,860 مشغول نماز شدم 327 0:24:05,860 --> 0:24:08,020 وقتی برگشتم 328 0:24:08,020 --> 0:24:10,360 به جز دوست لبنانیم 329 0:24:10,360 --> 0:24:11,980 هیچ دانشجوی نبود 330 0:24:11,980 --> 0:24:14,440 اون منو که دید با خوشحالی 331 0:24:14,440 --> 0:24:15,840 به سمتم اومد و گفت 332 0:24:15,840 --> 0:24:17,560 باورت نمیشه 333 0:24:17,560 --> 0:24:19,240 حیط ممتحنه 334 0:24:19,620 --> 0:24:21,640 میخواست برات قیبت رد کنه 335 0:24:21,640 --> 0:24:24,040 گفتم رفتی نماز بخونی 336 0:24:24,040 --> 0:24:25,620 میدونی چی گفتن؟ 337 0:24:26,540 --> 0:24:27,880 گفتن چون این دانشجو 338 0:24:27,880 --> 0:24:30,120 در انجام وظیفه دینیش 339 0:24:30,120 --> 0:24:30,820 جدیه 340 0:24:30,820 --> 0:24:33,620 روا نیست براش قیبت رد کنیم 341 0:24:33,620 --> 0:24:34,800 حالا هم برات 342 0:24:34,800 --> 0:24:37,600 جلسه خصوصی گذاشتن 343 0:24:37,600 --> 0:24:38,400 زود باش برو 344 0:24:49,620 --> 0:24:54,540 از این مدرسه دیدنی برات 345 0:24:54,540 --> 0:24:56,620 سید محسن امین نامه رو که خوند 346 0:24:56,620 --> 0:24:58,620 اونو تو پاکت گذاشت 347 0:24:58,620 --> 0:25:00,620 بعد در حالی که عشق تو چشماش 348 0:25:00,620 --> 0:25:02,620 هلقه زده بود 349 0:25:02,620 --> 0:25:04,620 زیر لب گفت 350 0:25:04,620 --> 0:25:06,620 الحمدلله 351 0:25:06,620 --> 0:25:10,620 بچه های مدرسه علویه 352 0:25:10,620 --> 0:25:14,620 مقید به ادای فرایض دینی هستن 353 0:25:14,620 --> 0:25:18,620 حتی تو بلاد قربت 354 0:25:18,620 --> 0:25:19,580 بچه های مدرسه علویه مقید به ادای فرایض دینی هستن 355 0:25:19,580 --> 0:25:21,580 بچه هایی که اگه تو دریا بندازیشون 356 0:25:21,580 --> 0:25:23,580 بچه هایی که اگه تو دریا بندازیشون 357 0:25:23,580 --> 0:25:25,580 دامنشون تر نمیشه 358 0:25:25,580 --> 0:25:27,580 دامنشون تر نمیشه 359 0:25:49,580 --> 0:25:51,580 دامنشون تر نمیشه 360 0:25:51,580 --> 0:25:53,580 دامنشون تر نمیشه 361 0:25:53,580 --> 0:25:59,580 داستان عرجمند داستان فقط برای خدا رو هم شنیدین 362 0:25:59,580 --> 0:26:10,580 امیدوارم از دو داستان ماه در کشتی و فقط برای خدا که این هفته براتون تعریف کردم بهره کافی برده باشین 363 0:26:10,580 --> 0:26:16,580 شما خوبان رو تا هفته و داستانی دیگه به خدای یگانه میسپرم 364 0:26:16,580 --> 0:26:18,580 خدا نگهدار سربلند باشین 365 0:26:18,580 --> 0:26:43,580 موسیقی 366 0:26:43,580 --> 0:26:45,580 موسیقی 367 0:26:45,580 --> 0:26:47,580 موسیقی 368 0:26:47,580 --> 0:26:48,580 موسیقی 369 0:26:48,580 --> 0:26:52 کمالی نصوب است 370 0:26:52 --> 0:26:56,840 خیش را در خیش پیدا کن 371 0:26:56,840 --> 0:27:00,080 کمالی نصوب است 372 0:27:00,080 --> 0:27:03,980 سنگ دل را سرمه کن 373 0:27:03,980 --> 0:27:08,580 در آسیای رنج و درم 374 0:27:08,580 --> 0:27:16,180 سنگ دل را سرمه کن 375 0:27:16,180 --> 0:27:20,920 در آسیای رنج و درم 376 0:27:20,920 --> 0:27:27,360 دیده را زین سرمه بینا کن 377 0:27:27,360 --> 0:27:29,780 بینا کن 378 0:27:29,780 --> 0:27:33,660 کمالی نصوب است 379 0:27:33,660 --> 0:27:36,660 کمالی نصوب است 380 0:27:46,180 --> 0:28:16,160 سنگ دل را سرمه کن 381 0:28:16,160 --> 0:28:22,200 در درون اهل دل جا کن 382 0:28:22,200 --> 0:28:26,940 در درون اهل دل جا کن 383 0:28:26,940 --> 0:28:29,940 کمالی نصوب است 384 0:28:29,940 --> 0:28:33,020 پند من بشنو 385 0:28:33,020 --> 0:28:38,260 به جز با نفس شومه بطرشت 386 0:28:38,260 --> 0:28:42,940 با همم عالم مدارا کن 387 0:28:42,940 --> 0:28:45,940 کمالی نصوب است 388 0:28:46,160 --> 0:28:47,520 با همه طول جمله کن 389 0:28:47,520 --> 0:28:52,900 کمالی نصوب است 390 0:28:52,900 --> 0:28:57,860 چون به دست خوِّشتان guitar 391 0:28:57,860 --> 0:29:02,980 بستی پو پای خویشتان 392 0:29:02,980 --> 0:29:07,580 هم به دست خویشتان باکن 393 0:29:07,580 --> 0:29:10,760 ت ت ت 394 0:29:10,760 --> 0:29:15,780 هم به دست خویشت أن باکن 395 0:29:15,780 --> 0:29:16,020 اک سنر بانperson 396 0:29:16,020 --> 0:29:29,020 موسیقی 397 0:29:29,020 --> 0:29:33,060 توس را سرمه چشمان ملائک کردند 398 0:29:33,060 --> 0:29:36,960 این چونین است خراسام شما مشهور است 399 0:29:36,960 --> 0:29:42,820 السلام علیک یا عبل حسن یا علی ابن موسر رزد مرپزا 400 0:29:42,820 --> 0:29:55,600 در ایام پایانی ماه سفر و ازای آل الله با رادیو معارف از مشهد و رضا همراه باشید