1 0:00:00 --> 0:00:20 امراض علی 2 0:00:20 --> 0:00:29,200 ای خدای بزرگ و بند نواز در رحمت به روی من کن باز بی نیاز از خودی و غیرم کن بنده آقبت به خیرم کن 3 0:00:29,200 --> 0:00:59,180 ای خدای بزرگ و بند نواز در رحمت به روی من کن باز بی نیاز از خودی و غیرم کن بند نواز در روی من کن باز بی نیاز 4 0:00:59,200 --> 0:01:29,180 ای خدای بزرگ و بند نواز در روی من کن باز بی نیاز از خودی و غیرم کن باز بی نیاز 5 0:01:29,200 --> 0:01:59,180 ای خدای بزرگ و بند نواز در روی من کن باز بی نیاز از خودی و غیرم کن باز بی نیاز از خودی و غیرم کن باز بی نیاز 6 0:01:59,200 --> 0:02:03,500 اجت الاسلام وحیدی 7 0:02:29,200 --> 0:02:59,180 اجت الاسلام وحیدی 8 0:02:59,200 --> 0:03:29,180 اجت الاسلام وحیدی 9 0:03:29,200 --> 0:03:59,180 اجت الاسلام وحیدی 10 0:03:59,200 --> 0:04:29,180 اجت الاسلام وحیدی 11 0:04:29,200 --> 0:04:31,200 اجت الاسلام وحیدی 12 0:04:31,200 --> 0:04:33,200 اجت الاسلام وحیدی 13 0:04:33,200 --> 0:04:59,180 اجت الاسلام وحیدی 14 0:04:59,200 --> 0:05:01,200 اجت الاسلام وحیدی 15 0:05:01,200 --> 0:05:28,560 اجت الاسلام وحیدی 16 0:05:28,560 --> 0:05:29 اجت الاسلام وحیدی 17 0:05:29 --> 0:05:33,460 می گسترانه و اونجا می ره خدمت گذاری می کنه به فقرها 18 0:05:33,460 --> 0:05:38,860 خدایت الله مرعشی نجفی فرموده بودن شاید در قوم خانه ای نباشد 19 0:05:38,860 --> 0:05:42,300 که من به خاطر موضوعی به آن سر نزده باشم 20 0:05:42,300 --> 0:05:45,800 از جشن و عذا تا بحانه دیگر 21 0:05:45,800 --> 0:05:51,500 اینجور مراقبت می کردن از مؤمنین اهل صفر انداختن بودند 22 0:05:51,500 --> 0:05:55,280 خدا حفظ بکنه یکی از اساتید 23 0:05:55,280 --> 0:05:58,480 نقل می کنه که یکی از دوستان حیعتی 24 0:05:58,480 --> 0:06:01,800 با موتور دنبال من اومده بود تا مجلسی بریم 25 0:06:01,800 --> 0:06:04,540 من اونجا مثلا سخرانی داشتم برنامهی داشتم 26 0:06:04,540 --> 0:06:07,500 تو راه یه داستانی تعریف کرد 27 0:06:07,500 --> 0:06:12,540 گفت چند سال پیش موتورم رو به یکی از رفقا امانت داده بودم 28 0:06:12,540 --> 0:06:16,120 که خب متاسفانه یک خلافی انجام داده بود 29 0:06:16,120 --> 0:06:19,680 مثلا از چراب قرمزی چیزی رد شده بود و موتور رو توقیف شده بود 30 0:06:19,680 --> 0:06:25,040 و درگیر بودم گرفتار هرچی می کردم این موتور رو نمی تونستم آزاد بکنم 31 0:06:25,040 --> 0:06:29,980 یه حاجت مهم دیگری هم داشتم که اون حاجت هم براورده نمی شود 32 0:06:29,980 --> 0:06:37,280 برای حل این مشکل رفتم خدمت برهم آیتوله حاجه آنسولای شاهبادی و ماجره رو گفتم 33 0:06:37,280 --> 0:06:41,060 تا قضیه رو گفتم که آقا کارم گیر افتاده مشکل دارم 34 0:06:41,060 --> 0:06:43,980 ایشون فرمود نظر شکم کردی؟ 35 0:06:45,180 --> 0:06:46,020 نظر شکم 36 0:06:46,020 --> 0:06:47,980 گفتم آقا نظر شکم چیه؟ 37 0:06:47,980 --> 0:06:53,100 فرمود منظورم خاله و امه و فامیلت نیستا 38 0:06:53,100 --> 0:06:58,340 برو یه فقیر واقعی کسی که معلوم باشه قضایی خوب نخورده پیدا کن 39 0:06:58,340 --> 0:07:02,800 ببر رستوران هر قضایی درش خواست سفارش بده 40 0:07:02,800 --> 0:07:07,840 خودت هم کنارش بنشین و باهاش قضا بخور تا با آرامش قضاشو بخوره 41 0:07:07,840 --> 0:07:14,900 وقتی که کاملا سیر شد و با رضایت گفت آخهش همون لحظه زمان استجابت دعاست 42 0:07:14,900 --> 0:07:16,640 ازش بخواه که دعا بکنه 43 0:07:16,640 --> 0:07:21,720 این بنده خدا میگه منم همین کار رو کردم نظر شکم کردم 44 0:07:21,720 --> 0:07:26,720 رفتم یک گرسنهی رو پیدا کردم و رفتیم با هم رستوران هر قضایی که درش خواست خورد 45 0:07:26,720 --> 0:07:31,760 اون وقتی که دیگه رضایت داشت دعا کردم که خدا مشکلم رو حل بکنه 46 0:07:31,760 --> 0:07:33,900 همون روز مشکلم حل شد 47 0:07:33,900 --> 0:07:35,800 هم مشکل توقیف موتور حل شد 48 0:07:35,800 --> 0:07:38,280 هم اون حاجتم براورده شد 49 0:07:38,280 --> 0:07:41,940 اتعام اینجور مورد تأکید قرار گرفته 50 0:07:41,940 --> 0:07:49,660 اجازه بدید این قضیه رو از مرحوم حاجه نسل الله شاهبادی رحمت الله علیه نقل بکنم که 51 0:07:49,660 --> 0:07:54 ایشون فرموده بودن که ما خانمون همیشه مهمان میامد 52 0:07:54 --> 0:07:57,420 در خانمون بروی مهمان باز بود 53 0:07:57,420 --> 0:07:59,480 فرموده بودن شب شنبهی بود 54 0:07:59,480 --> 0:08:03,660 در نجف در اتاق بیرونی برای درس فردا مشغول مطالعه بودم 55 0:08:03,660 --> 0:08:05,760 خانواده خواستن شام بیارن 56 0:08:05,760 --> 0:08:09,020 یه دفعه صدای در خانه زده شد 57 0:08:09,020 --> 0:08:11,540 کسی آمد تو در باز کردین دیدین بله 58 0:08:11,940 --> 0:08:13,780 محمد امامزادهی شوشدری اومده 59 0:08:13,780 --> 0:08:16,840 به خانواده گفتم که برای دو نفر شام آمده کنید 60 0:08:16,840 --> 0:08:19 یه چند دقیقه نکزشته بود که 61 0:08:19 --> 0:08:21,300 آشق محمد رضای جعفری هم وارد شد و 62 0:08:21,300 --> 0:08:23,260 عرض کردم برای سه نفر 63 0:08:23,260 --> 0:08:26,300 بعد دو مرتبه شیخ حسن اسلامی هم وارد شد 64 0:08:26,300 --> 0:08:27,640 گفتم چهار نفر 65 0:08:27,640 --> 0:08:30,560 همینجور یه دفعه خانواده من رو صدا زد 66 0:08:30,560 --> 0:08:34,180 رفتم و ایشون گفت من فقط یک بشقاب لوبیا پولو 67 0:08:34,180 --> 0:08:36,860 از زهر برای شام شما نگه داشتیم 68 0:08:36,860 --> 0:08:38,720 غذای دیگه هم نداریم 69 0:08:38,720 --> 0:08:40,380 ایشون گفتم نگران نباشید 70 0:08:40,380 --> 0:08:41,980 چیز دیگه ای تو خونه داریم 71 0:08:41,980 --> 0:08:44,960 گفتن بله یه کاست ماست و دوتا خیار داریم 72 0:08:44,960 --> 0:08:46,200 دیم همونها رو بدید 73 0:08:46,200 --> 0:08:47,860 آبدو خیار درست میکنیم 74 0:08:47,860 --> 0:08:49,360 ایشون گفت نون نداریم 75 0:08:49,360 --> 0:08:51,680 گفتم خبون نون خوشقه هایی که گذاشتیم 76 0:08:51,680 --> 0:08:54,480 کنار برای اون بنده خدایی که میبرد 77 0:08:54,480 --> 0:08:55,420 برای حیوانهاش 78 0:08:55,420 --> 0:08:58,240 اونها رو بیارید نانهایی که قابل استفاده هست 79 0:08:58,240 --> 0:09:00,520 اونها رو خورد میکنیم میریزیم توی این 80 0:09:00,520 --> 0:09:02,220 آبدو خیار 81 0:09:02,220 --> 0:09:03,560 و به مهمان ها میدیم 82 0:09:03,560 --> 0:09:06,240 اینجور ما مهمانداری کردیم 83 0:09:06,820 --> 0:09:08,560 بعد آیت الله شاهبادی 84 0:09:08,560 --> 0:09:09,880 رحمت الله فرموده بودن 85 0:09:09,880 --> 0:09:12,620 اگر در زندگی من موفق به تحصیل علم 86 0:09:12,620 --> 0:09:14,220 و در امور اجتماعی موفق 87 0:09:14,220 --> 0:09:15,960 به خدمت بندگان خدا شدم 88 0:09:15,960 --> 0:09:18,240 در همه اینها همسرم 89 0:09:18,240 --> 0:09:19,160 مؤثر بوده 90 0:09:19,160 --> 0:09:21,720 یه روزی همسرم به من گفتن که من از مهمانی 91 0:09:21,720 --> 0:09:23,980 و مهمانی دادن بدم نمیاد 92 0:09:23,980 --> 0:09:26,100 ولی کسی که انقدر مهمان داره 93 0:09:26,100 --> 0:09:27,680 تو خونهش صفر پند میکنه 94 0:09:27,680 --> 0:09:30 لاقل باید بساطه پذیرایشم 95 0:09:30 --> 0:09:30,900 فراهم باشه 96 0:09:30,900 --> 0:09:33,580 با این چراغ نفتی سفه تیلیی که نمیشه 97 0:09:33,580 --> 0:09:35,480 برای جمعیت قضا درست کرد 98 0:09:35,480 --> 0:09:38 به ایشون گفتم وقتی در خانه ما 99 0:09:38 --> 0:09:39,980 بازست و مهمان می آید 100 0:09:39,980 --> 0:09:42,120 و می رود خدا هم می بینه 101 0:09:42,120 --> 0:09:44,040 این رو اگر لازم باشه به همون 102 0:09:44,040 --> 0:09:45,700 اجاق انایت می کنه 103 0:09:45,700 --> 0:09:47,060 شما قصه این رو نخور 104 0:09:47,060 --> 0:09:48,600 بعد نقل می کنه 105 0:09:48,600 --> 0:09:51,640 حاجه ها نسل الله شاهبادی رحمت الله علیه 106 0:09:51,640 --> 0:09:53,960 فردای همون روز من داشتم می رفتم 107 0:09:53,960 --> 0:09:55,980 آقا عبدالحسین معذی رو دیدم 108 0:09:55,980 --> 0:09:58,620 گفت من پنج دینار نظر شما کردم 109 0:09:58,620 --> 0:09:59,860 دلم می خواد بهتون بدم 110 0:09:59,860 --> 0:10:01,720 گفتم اشکال نداره دستگردان می کنی 111 0:10:01,720 --> 0:10:04,140 من ازت قبول می کنم دومرتا بهت هدیه می دم 112 0:10:04,140 --> 0:10:06,400 گفت نه اگر دستگردان بکنی 113 0:10:06,400 --> 0:10:08,580 می خوایی به من پس بده دیگه نمی تونم نظرت بکنم 114 0:10:08,580 --> 0:10:09,700 از من قبول کن 115 0:10:09,700 --> 0:10:12,700 گفتم عیبی نداره می پذیرم 116 0:10:12,700 --> 0:10:14,660 هر وسیلهی که دلت می خواد برو 117 0:10:14,660 --> 0:10:15,800 بر منزل ما بخر 118 0:10:15,800 --> 0:10:17,160 خودم هم چیزی نگفتم 119 0:10:17,160 --> 0:10:18,820 بدون این که من بگم 120 0:10:18,820 --> 0:10:21,260 ایشون رفته بود یک اجاق گاز 121 0:10:21,260 --> 0:10:24,040 سشعله و یک کفصول گاز 122 0:10:24,040 --> 0:10:26,200 و یک رگراتور رو اینها خریده بود 123 0:10:26,200 --> 0:10:28,260 و به منزل ما برده بود 124 0:10:28,260 --> 0:10:30,360 من هم مجبور شدم به اون هممال 125 0:10:30,360 --> 0:10:32,460 یه روب دینار انعام بدم 126 0:10:32,460 --> 0:10:34,580 بعد به شوخی به منحوم آقا عبدالحسین 127 0:10:34,580 --> 0:10:36,820 معذی اینجور می گفتم 128 0:10:36,820 --> 0:10:38,960 روب دینار به من زرر زدی 129 0:10:38,960 --> 0:10:41,040 روب دینار به من زرر زدی 130 0:10:41,040 --> 0:10:42,580 خدا به همه من توفیق بده 131 0:10:42,580 --> 0:10:44,520 اهل صفرداری باشیم 132 0:10:44,520 --> 0:10:46,720 تو خونه همون صفر بیاندازیم 133 0:10:46,720 --> 0:10:48,580 و از مؤمنین دعوت کنیم 134 0:10:48,580 --> 0:10:50,280 که این اتعام مؤمن 135 0:10:50,280 --> 0:10:52,940 باعث برکت برای ما می شه انشال 136 0:11:06,820 --> 0:11:12,820 موسیقی 137 0:11:36,820 --> 0:11:40,820 موسیقی 138 0:12:06,820 --> 0:12:08,820 موسیقی 139 0:12:08,820 --> 0:12:10,820 موسیقی 140 0:12:10,820 --> 0:12:12,820 موسیقی 141 0:12:12,820 --> 0:12:14,820 موسیقی 142 0:12:14,820 --> 0:12:16,360 نویسنده 143 0:12:16,360 --> 0:12:19,120 تحیی کننده و کارگردان 144 0:12:19,120 --> 0:12:21,940 حسن توکلی زاده 145 0:12:21,940 --> 0:12:22,820 راوی 146 0:12:23,560 --> 0:12:24,820 امیر زنددلان 147 0:12:25,740 --> 0:12:26,820 بازیگران 148 0:12:27,780 --> 0:12:28,820 معصومه 149 0:12:29,340 --> 0:12:30,840 عزیز محمدی 150 0:12:30,840 --> 0:12:32,840 عباس توفیقی 151 0:12:32,840 --> 0:12:34,960 امیر زنددلان 152 0:12:34,960 --> 0:12:36,800 صدا برده 153 0:12:36,820 --> 0:12:38,820 مجید آینه 154 0:13:06,820 --> 0:13:07,760 گویانوس مشرق 155 0:13:07,760 --> 0:13:10,840 دستان سرگشتگی مردی به اسم امران 156 0:13:10,840 --> 0:13:12,760 و وساله اش به ولایت 157 0:13:12,760 --> 0:13:14,320 امام رزا علیه سلامه 158 0:13:14,320 --> 0:13:16,400 لطفاً اولین قسمت 159 0:13:16,400 --> 0:13:18,560 از روایت این کتاب رو بشنوید 160 0:13:18,560 --> 0:13:28,280 موسیقی 161 0:13:28,280 --> 0:13:34,880 افتاب امود به زمین می تابید 162 0:13:34,880 --> 0:13:35,860 و هوا گرم بود 163 0:13:35,860 --> 0:13:36,660 مرد 164 0:13:36,660 --> 0:13:36,740 موسیقی 165 0:13:36,740 --> 0:13:36,780 موسیقی 166 0:13:36,780 --> 0:13:36,800 موسیقی 167 0:13:36,800 --> 0:14:01,920 ماری زخم خورده روی خاک تفدیده یک کویر افتاده بود و با لباسی که اونه با پاره افتان و خیزان پیش می رفت. دهن شبیه ماهی تشنهی بود که به دنبال آبی که نبود مدام بازو بسته می شد. دستای استخونی و رنجورشو قبل از تن خستش روی خاک می زاشد و رمل برهوتو می شکافد. رد خشکیده ی خون روی بازوش پیدا بود. 168 0:14:01,920 --> 0:14:12,060 نفساش کشدار و خشدار نوبت به نوبت از دهن خشکیدش بیرون می اومد. لبهای ترک خورده و ورم کردش از بی آبی سفید شده بود. 169 0:14:12,200 --> 0:14:26,120 مدتی که گذشت سایه ای مقابلش حس کرد. فکر کرد به تخت سنگی برخورد کرده. ناامید چشمای نیمه بازش رو تا جایی که رمق داشت بازتر کرد. بعد سرشو بالا برد تا تخت سنگو ببینه. 170 0:14:26,120 --> 0:14:31,460 اون چه می دید رو باور نمی کرد. تو فکر رفت و با خودش گفت. 171 0:14:31,460 --> 0:14:41,880 آه آه گویا پای مردیست که بالای سرم استاده. نه نه نه نه دوباره خیالاتی شدی امران. خیالاتی شدی. 172 0:14:42,280 --> 0:14:48,460 امران همه ی توانش رو جمع کرد و سرشو بالا گرفت و به مردی که فکر می کرد چاید سراب باشه گفت. 173 0:14:49,300 --> 0:14:51,460 تو دیگر از کجا پیدایت شد؟ 174 0:14:51,460 --> 0:14:53,700 امران مرفض همیقی کشید و ادامه داد. 175 0:14:54,360 --> 0:14:55,460 سراب لحنتی؟ 176 0:14:56,120 --> 0:14:58,860 از سر راهم دور شد. 177 0:14:59,060 --> 0:15:02,780 امران دستشو به پاهای مرد گوبید. پاها تکو نخورد. 178 0:15:02,900 --> 0:15:04,960 امران بریده بریده با نفس زنان گفت. 179 0:15:05,400 --> 0:15:10,840 تو را خوب می شناسم. می دانم که دروغ چشمای منی. برو کنار. 180 0:15:11,460 --> 0:15:17,360 تو همان خیال واهی و دروغی که پدرت خستگیست و مادرت تشنگی. 181 0:15:17,960 --> 0:15:24,320 امران اینو گفت و دستهای بیرمغش رو روی خاک گذاشت و از کنار پاهای مردی که فکر می کرد سراب رد شد. 182 0:15:24,320 --> 0:15:25,660 مرد راه اونو بست. 183 0:15:25,660 --> 0:15:28,600 امران به پاهای اون خیره شد و گفت. 184 0:15:29,480 --> 0:15:34,220 آمده ایست تا آب را نشانم بده ای و تشنه به میرانیم. 185 0:15:34,700 --> 0:15:38,760 گور خانده ای. من دیگر فری به هیچ سرابی را نمی خورم. 186 0:15:39,160 --> 0:15:42,400 امران مشتشو پر از خاک کرد و روی کفشای مرد ریخت. 187 0:15:42,780 --> 0:15:46,940 سعی کرد و دستهای کم رمغش سراب رو پس بزنه و راه را باس کنه. 188 0:15:46,940 --> 0:15:51,940 اما اینگار سراب سخت و محکم مقابلش ایستاده بود و خیال کنار رفتن نداشت. 189 0:15:51,940 --> 0:16:00,060 امران ناباورتر از قبل سر بلند کرد و با چشمه خاک گرفتش به پاهای خیره شد که مقابلش ایستاده بود. 190 0:16:01,140 --> 0:16:03,740 بگو که دروغ و خیالی بیش نیستی. 191 0:16:04,380 --> 0:16:05,640 جوابی نشانید. 192 0:16:05,700 --> 0:16:06,980 امران دوباره گفت. 193 0:16:06,980 --> 0:16:14,760 تو نیستم آنند همه یادم آی مشک به دوش که این روزا هزار بار دیدم فری به چشمه منی. 194 0:16:15,640 --> 0:16:18,240 همه ایتان برای مرگ من آمده اید. 195 0:16:18,400 --> 0:16:20,500 مرد بالای سر امران زانو زد. 196 0:16:20,580 --> 0:16:21,900 بعد دستشو آروم زیره. 197 0:16:21,940 --> 0:16:25,440 چونه اون گرفت و صورتشو بالا آورد و گفت. 198 0:16:25,480 --> 0:16:27,020 تو امران پسر داودی؟ 199 0:16:27,720 --> 0:16:29,020 امران در اوج درد خندید. 200 0:16:31,340 --> 0:16:33,300 من تشنه هم. 201 0:16:33,840 --> 0:16:35,320 تشنه پسر تشنه. 202 0:16:35,320 --> 0:16:40,100 در تمام سرزمین ایران زمین آن کس همه تشنه ترست منم. 203 0:16:40,580 --> 0:16:45,460 امران با دستای رنجور و زخم خوردش به ردای مرد چنگ زد و با التماس گفت. 204 0:16:45,740 --> 0:16:47,360 به من بگو که سرابی. 205 0:16:47,800 --> 0:16:48,780 بگو که تو نیست. 206 0:16:49,240 --> 0:16:51,480 وحمه گرمازدهی بیش نیستی. 207 0:16:51,480 --> 0:16:54,820 که در غالب مردی خودت را به من نشان میدهی. 208 0:16:55,540 --> 0:17:00,160 در این براهوت بی سر انجام که نه پس پیداست و نه پیش. 209 0:17:00,300 --> 0:17:05,220 من از امید بیهوده بیش از گرستنگی و تشنگی میترسم. 210 0:17:05,560 --> 0:17:09,600 مرد مشکی پر از آب به سمت امران گرفت و گفت. 211 0:17:09,660 --> 0:17:12,200 این حدیه ایست از علی ابن موسر رزا. 212 0:17:12,600 --> 0:17:16,800 امران با چشمهای ناباور و با تمع به مشک نگاه کرد. 213 0:17:16,960 --> 0:17:19,780 هنوز نمیدونست اون که میبینه خیال یا واقعیت. 214 0:17:20,040 --> 0:17:21,160 آب آب آب. 215 0:17:21,480 --> 0:17:24,920 امران با دستای لرزان مشکو گرفت و درشو باز کرد. 216 0:17:24,920 --> 0:17:28,800 بعد بالای سرش گرفت و دیوانوار مشکو به سمت دهنش برد. 217 0:17:29,120 --> 0:17:31,280 مرد نگاش کرد و گفت. 218 0:17:31,300 --> 0:17:34,240 علی ابن موسر رزا فرمودند به تو بگویم. 219 0:17:35,080 --> 0:17:39,760 نشان با نشان که هفت روز در براهوت راه گم کرده ای آواره ای. 220 0:17:40,260 --> 0:17:46,240 نشان با نشان که از دریای جنوب آمده ای و به قصد دریای شمال در راه ای. 221 0:17:46,400 --> 0:17:47,920 گفتی دریای شمال؟ 222 0:17:47,920 --> 0:17:51,240 تو در باره دریای شمال چه میدانی؟ 223 0:17:51,240 --> 0:17:53,540 مرد لبخند زد و چیزی نگفت. 224 0:17:53,640 --> 0:17:57,380 امران دوباره با ولع مشکو به دهنش نزدیک کرد و آب خورد. 225 0:17:57,500 --> 0:18:02,800 قطرهای آب از دور دهنش روی خاک میریخت و بین داغی رمل محب میشد. 226 0:18:03,020 --> 0:18:03,900 مرد ادامه داد. 227 0:18:04,140 --> 0:18:06,740 علی ابن موسر رزا فرمود به تو بگویم. 228 0:18:07,420 --> 0:18:16,820 نشان با نشان که شب قبل چاره گم کردی و سبر از کفدادی و از همه قطع امید کردی و دلت از تمام دنیا شکست. 229 0:18:16,820 --> 0:18:20,440 امران دهنش رو از مشک دور کرد و به مرد خیله شد. 230 0:18:20,920 --> 0:18:22,480 نگاهش پر از سؤال بود. 231 0:18:22,900 --> 0:18:23,640 مرد گفت. 232 0:18:23,780 --> 0:18:26,840 علی ابن موسر رزا گفت به تو بگویم. 233 0:18:27,460 --> 0:18:40,080 نشان با نشان که فریادی از ته دل کشیدی و بغزت شکست و خاک برهوت را بر تاغ آسمان پاشیدی و صاحب زمین و زمان را صدا زدی. 234 0:18:40,420 --> 0:18:42,800 امران کم رمق سعی کرد بشینه. 235 0:18:42,800 --> 0:18:45,640 مرد کمکش کرد و امران نشست و گفت. 236 0:18:46,820 --> 0:18:50,820 تو از کجا میدانی من چه کردم و چه گفتم؟ 237 0:18:51,580 --> 0:18:53,080 تو مرا میشناسی؟ 238 0:18:53,080 --> 0:18:56,020 مرد حرفی نزد. امران به دورو برش نگاه کرد. 239 0:18:56,060 --> 0:18:59,100 تا چشم کار میکرد برهوت بود. پرسید. 240 0:19:00 --> 0:19:02,820 اینجا کجاست؟ من کجای برهوتم؟ 241 0:19:03,420 --> 0:19:05,120 مرد فقط لبخند میزد. 242 0:19:05,480 --> 0:19:10,020 امران به برهوت نگاهی کرد و انگار که روی خاک دنبال چیزی میگرده گفت. 243 0:19:10,920 --> 0:19:15,160 بگو به دانم از کجایی این برهوت میایی که اسبی و شطری همراهت نیست. 244 0:19:15,160 --> 0:19:18,160 من از طرف علی ابن موسر رزا آمدم. 245 0:19:19,340 --> 0:19:23,940 امران دستشو بلند کرد و با نکه انگشتاش پیشونی مردو لمس کرد. 246 0:19:24,500 --> 0:19:27,380 چگونه از که عرقی بر پیشانی نداری؟ 247 0:19:27,380 --> 0:19:29,460 امران به لباسهای مرد خیره شد. 248 0:19:29,960 --> 0:19:35,160 و نمیدر لباست نیست. نه خستهی و نه تشنه. گفتی من کیستم؟ 249 0:19:35,680 --> 0:19:37,160 تو امران پسر داودی. 250 0:19:38 --> 0:19:41,160 هستیم. اما تو من را از کجا شناختی؟ 251 0:19:41,480 --> 0:19:44,820 من پی که علی ابن موسر رزا هستم. 252 0:19:45,160 --> 0:19:47,160 علی ابن موسر رزا؟ 253 0:19:47,980 --> 0:19:51,300 او همان است که زمین و زمان را به او سپردند. 254 0:19:52,020 --> 0:19:54,340 صاحب زمین و زمان؟ 255 0:19:54,340 --> 0:19:56,400 مرد به سمتی اشاره کرد و گفت. 256 0:19:56,460 --> 0:20:03,360 چهل قدم که از این سو برداری به دهی میرسی که تو را به آب حیات میرساند. 257 0:20:04,040 --> 0:20:06,780 امران دست راست کرد و دست مردو گرفت. 258 0:20:07,680 --> 0:20:09,160 گفتی آب حیات؟ 259 0:20:09,880 --> 0:20:11,280 راست بگو مرد. 260 0:20:11,920 --> 0:20:15,160 تو از کجا دانستی که من کیستم و دنبال چه هستم؟ 261 0:20:15,160 --> 0:20:16,420 من نمی دانم. 262 0:20:16,940 --> 0:20:19,800 اینها را علی ابن موسر رزا به من فرماند. 263 0:20:20,380 --> 0:20:23,460 امران به سمتی که مرد اشاره کرده بود نگاه کرد. 264 0:20:23,600 --> 0:20:24,500 مرد ادامه داد. 265 0:20:25 --> 0:20:27,980 آنجا سراغ منزل پین دوز را بگیر. 266 0:20:28,520 --> 0:20:32,160 او راه چشمه آب حیات را نشانت خواهد داد. 267 0:20:32,860 --> 0:20:34,660 پین دوز؟ 268 0:20:34,660 --> 0:20:36,160 کدام پین دوز؟ 269 0:20:36,680 --> 0:20:39,600 تو در باره آب حیات چی می دانی؟ 270 0:20:39,600 --> 0:20:43,520 اینها که تو گفتی رازی بود در دلم و هیچ کس از آن خبر نداشت. 271 0:20:43,520 --> 0:20:47,500 تو از کجا مندهی که راز فاش نشده ی دل مرا می دانی؟ 272 0:20:47,500 --> 0:20:49,780 مرد اصطاد و به افقی دور خیره شد. 273 0:20:50,160 --> 0:20:55,500 آن چشمه آب حیات که تو در پی آنی درون قلعه ی استوار می جوشد. 274 0:20:55,980 --> 0:21:00,640 اگر به درون آن قلعه بروید آب حیات از آن تو خواهد بود. 275 0:21:01,560 --> 0:21:02,520 قلعه؟ 276 0:21:03,200 --> 0:21:04,440 کدام قلعه؟ 277 0:21:04,440 --> 0:21:07,940 مرد دستای امران را گرفت و اون را بلند کرد. 278 0:21:08,180 --> 0:21:12,740 امران با ترس به پاهای لرزانش خیره شد و به اطراف نگاه کرد. 279 0:21:12,740 --> 0:21:15,500 هیچ خبری از آبادی و درخت و سرسبدی نبود. 280 0:21:16,020 --> 0:21:18,100 تا چشم کار می کرد برهوت بود. 281 0:21:18,580 --> 0:21:21,040 با بخت به سمت مرد چرخید و گفت. 282 0:21:21,740 --> 0:21:23,740 گفتی چهل قدم؟ 283 0:21:24,260 --> 0:21:25,840 اما از کجا؟ 284 0:21:25,840 --> 0:21:29,780 از اینجا که جز خاک آفتاب خورده و آب ندیده چیزی نیست. 285 0:21:30,600 --> 0:21:33,560 علی ابن موسر رزا فرمود به تو بگویم. 286 0:21:34,120 --> 0:21:36,740 این مشک را از آب همون چشم پر کردند. 287 0:21:37,540 --> 0:21:40,260 اما تو حیات جاودانه نخواهی داشت. 288 0:21:40,260 --> 0:21:42,900 مگر آن که به این قلعه در آیی. 289 0:21:43,220 --> 0:21:46,640 امران به مشک خیره شد و دوباره به مرد نگاه کرد و گفت. 290 0:21:47,420 --> 0:21:49,780 از کدام قلعه سخن می گوی؟ 291 0:21:49,780 --> 0:21:53 چرا من تا به حال چیزی در بارش نشنیدم؟ 292 0:21:53 --> 0:21:58,420 امران چند جرعه دیگه از آب مشک خورد و در حالی که به دور دست خیره شده بود ادامه داد. 293 0:21:59,440 --> 0:22:05,320 من تمام نخشه های دریای شمال را دیده و وجب به وجبش را جسد و جور کردم. 294 0:22:06,360 --> 0:22:08,440 نه نام قلعی را که گفتی شنیدم. 295 0:22:08,440 --> 0:22:11,720 و نه کسی در بارش برایم سخن گفت است. 296 0:22:11,900 --> 0:22:15,420 امران به سمتی که مرد نشونش داده بود نگاه کرد و پرسید. 297 0:22:16,240 --> 0:22:17,440 گفتی نامش چه بود؟ 298 0:22:18,220 --> 0:22:19,880 همان که تو را فرستاده است. 299 0:22:20,320 --> 0:22:21,460 مرد حرفی نزد. 300 0:22:21,620 --> 0:22:24,440 امران کنشکا به سمت مرد چرخید تا دوباره بپرسه. 301 0:22:25,760 --> 0:22:26,880 اما کسی را ندید. 302 0:22:27,760 --> 0:22:30,460 مبهود سرچرخوند و به دربرش نگاه کرد. 303 0:22:31,080 --> 0:22:33,900 تا چشم کار میکرد برهود بود و صدای باد می اومد. 304 0:22:33,900 --> 0:22:35,920 نه کسی پیدا بود و نه سواری. 305 0:22:36,560 --> 0:22:39,200 امران وحشت زده و مبهود به مشک آب خیره شد. 306 0:22:39,420 --> 0:22:44,400 بعد آروم دست برد و مشک را لمس کرد و زیر لب گفت. 307 0:22:44,860 --> 0:22:46,320 مشک دروخ نیست. 308 0:22:47,420 --> 0:22:48,560 خیال نیست. 309 0:22:49,480 --> 0:22:50,480 سراب نیست. 310 0:22:51,660 --> 0:22:53,940 مشک حقیقت محس است. 311 0:22:54,580 --> 0:23:00,180 امران نگاهش را از مشک گرفت و مبهود به اطراف خیره شد. 312 0:23:03,900 --> 0:23:33,880 امران نگاهش را از مشک گرفت و مبهود به اطراف خیره شد. 313 0:23:33,900 --> 0:24:03,880 امران نگاهش را از مشک گرفت و مبهود به اطراف خیره شد. 314 0:24:03,900 --> 0:24:33,880 امران نگاهش را از مشک گرفت و مبهود به اطراف خیره شد. 315 0:24:33,900 --> 0:25:03,880 امران نگاهش را از مشک گرفت و مبهود به اطراف خیره شد. 316 0:25:03,900 --> 0:25:33,880 امران نگاهش را از مشک گرفت و مبهود به اطراف خیره شد. 317 0:25:33,900 --> 0:26:03,880 امران نگاهش را از مشک گرفت و مبهود به اطراف خیره شد. 318 0:26:03,880 --> 0:26:33,860 امران نگاهش را از مشک گرفت و مبهود به اطراف خیره شد. 319 0:26:33,880 --> 0:27:02,400 امران نگاهش را از مشک گرفت و مبهود به اطراف خیره شد. 320 0:27:02,400 --> 0:27:03,220 امران نگاهش را از مشک گرفت و مبهود به اطراف خیره شد. 321 0:27:03,220 --> 0:27:03,240 امران نگاهش را از مشک گرفت و مبهود به اطراف خیره شد. 322 0:27:03,240 --> 0:27:03,860 امران نگاهش را از مشک گرفت و مبهود به اطراف خیره شد. 323 0:27:03,880 --> 0:27:05,880 موسیقی 324 0:27:33,880 --> 0:27:35,880 موسیقی 325 0:28:03,880 --> 0:28:05,880 موسیقی 326 0:28:33,880 --> 0:28:35,880 موسیقی 327 0:28:35,880 --> 0:28:37,880 موسیقی 328 0:29:03,880 --> 0:29:05,460 موسیقی 329 0:29:05,460 --> 0:29:07,880 موسیقی 330 0:29:10,380 --> 0:29:10,740 موسیقی 331 0:29:10,740 --> 0:29:10,880 موسیقی 332 0:29:10,880 --> 0:29:11,880 موسیقی 333 0:29:12,980 --> 0:29:14,220 موسیقی 334 0:29:14,220 --> 0:29:15,880 موسیقی 335 0:29:15,880 --> 0:29:18,160 یا با همکارانمون در رواتومی 336 0:29:18,160 --> 0:29:20,360 سازمان صدا و سیما در ارتباط 337 0:29:20,360 --> 0:29:20,860 باشید 338 0:29:20,860 --> 0:29:24,200 تلفون سرغمی 162 339 0:29:24,200 --> 0:29:25,740 و سامان پیمکتا 340 0:29:25,740 --> 0:29:28,100 30162 341 0:29:28,100 --> 0:29:30,880 بندرزا حبیبی 342 0:29:30,880 --> 0:29:32,220 به اتفاق دوستان عزیزم 343 0:29:32,220 --> 0:29:33,540 آقایان روح الله اسمایلی 344 0:29:33,540 --> 0:29:33,840 تایه کنید 345 0:29:33,880 --> 0:29:38,820 امید روحی صدا بردار و سید مشتبه هاشمی 346 0:29:38,820 --> 0:29:41,640 همه اینگه پخش با شما خداحافظی میکنیم 347 0:29:41,640 --> 0:29:46,480 و دوت میکنم که آخرین برامه این بخش حدیث آفتاب رو بشنند 348 0:29:46,480 --> 0:29:48,220 یک بار دیگه در این شب جمعه 349 0:29:48,220 --> 0:29:51,260 یاد و خاطره امام عزیزمون 350 0:29:51,260 --> 0:29:54,880 بنیانگذار جمهوری اسلام ایران حضرت امام خمینی 351 0:29:54,880 --> 0:29:59,980 رحمت الله علی و همه شهده عزیز و عرضشمندمون