1 0:00:00 --> 0:00:04,800 مردم می دیدند، مردم برای اونها اصل بودند 2 0:00:04,800 --> 0:00:10,560 و لذا برای خدمت به مردم سر از پانه می شناختند 3 0:00:10,560 --> 0:00:18,380 امیر المؤمنین علیه السلام در بیان نورانی خطاب اشعصب نقیز فرمود 4 0:00:18,380 --> 0:00:21,980 وعلم ان املک لیس لکه به تعمه 5 0:00:21,980 --> 0:00:26,140 فرمود بدان این جایگاهی که درش قرار گرفتی 6 0:00:26,140 --> 0:00:30,200 تعمه نیست، نگاهت به مسئولیت 7 0:00:30,200 --> 0:00:35,080 نگاه به یک فرصت چپابلگری نباشد 8 0:00:35,080 --> 0:00:39,040 ولیکن نهون فی اونق که امانه 9 0:00:39,040 --> 0:00:42,820 این فرصت امانتیست که خدای متعال 10 0:00:42,820 --> 0:00:46,060 مدتی در اختیار تو قرار داده است 11 0:00:46,060 --> 0:00:49,480 حقیقتن این نگاه به مسئولیت 12 0:00:49,480 --> 0:00:54,180 اگر در بین هر مسئولی، در هر ردهی، در هر 13 0:00:54,180 --> 0:00:58,480 سطحی از سطوح ایجاد بشود 14 0:00:58,480 --> 0:01:03,020 انسان در آلی ترین شکل کار خودش رو انجام خواهد داد 15 0:01:03,020 --> 0:01:06,360 یک کارمندی که در یک اداره این مسئولیتی به اون 16 0:01:06,360 --> 0:01:10,480 محول شده ولو بفرمایید یک کارشناس ساده 17 0:01:10,480 --> 0:01:15,020 بالاخره این مسئولیتی که در اختیار اون قرار گرفته 18 0:01:15,020 --> 0:01:16,260 این امانت است 19 0:01:16,260 --> 0:01:21,100 این فرمایش امیر المؤمنین در مورد اون هم صادق است 20 0:01:21,100 --> 0:01:23,480 این شهدان همه این طور بودن 21 0:01:24,180 --> 0:01:29,800 ولذا در مورد شهید رجائی و میزان کار و تلاش ایشان 22 0:01:29,800 --> 0:01:32,500 تو خاطرات خیلی مطلب هست 23 0:01:32,500 --> 0:01:34,720 استراحتش بسیار کم بود 24 0:01:34,720 --> 0:01:38,740 گاهی در لابلای کار دیگه خیلی خسته می شد 25 0:01:38,740 --> 0:01:43,160 ده دقیقه استراحت میکرد دوباره ادامه می داد به کار و تلاش 26 0:01:43,160 --> 0:01:47,460 شهید آیتالله رئیسی رو که خب از نزدیک دیده بودیم 27 0:01:47,460 --> 0:01:52,460 در شبان روز شاید 19 ساعت 20 ساعت کار ایشون بود 28 0:01:52,460 --> 0:01:56,560 خواب ایشون در شبان روز گاهی 2 ساعت 3 ساعت 29 0:01:56,560 --> 0:02:04,100 البته اینها باور کردنش برا بعضی از اشخاصی که عادت کردن به تنپروری سخته 30 0:02:04,100 --> 0:02:08,760 اما خب یه مسئول وقتی نیتش خالص باشد 31 0:02:08,760 --> 0:02:12,460 تمام هم مقمش خدمت به مردم باشد 32 0:02:12,460 --> 0:02:20,340 این مدت خدمت گذاری را یک فرصت محدود ببیند که مثل برق می گذرد 33 0:02:20,340 --> 0:02:22,040 از لحظه لحظهش 34 0:02:22,460 --> 0:02:25,540 و خدمت به مردم استفاده می کنه 35 0:02:25,540 --> 0:02:29,480 ویژگی چهارمی که به اون اشاره بکنم 36 0:02:29,480 --> 0:02:33,820 مسئله ساده زیستی و پرهیز از تشریفات 37 0:02:33,820 --> 0:02:35,660 خیلی جالبه 38 0:02:35,660 --> 0:02:39,960 همه کسانی که به مراتب بالای معنوی می رسن 39 0:02:39,960 --> 0:02:44,240 خدای متعال توفیق شهادت رو به اونها اطامی کند 40 0:02:44,240 --> 0:02:48,760 نوعا کسانی هستن که زندگی های ساده ای دارن 41 0:02:48,760 --> 0:02:51,760 من فکر می کنم یک رابطه مستقیمی 42 0:02:52,460 --> 0:02:56,860 این زندگی ساده و پرهیز از تشریفات 43 0:02:56,860 --> 0:03:01,540 با رسیدن به نقام شهادت وجود دارد 44 0:03:01,540 --> 0:03:05,060 مسئولی که اهل اشرافیگری باشد 45 0:03:05,060 --> 0:03:08,020 ما سابقه نداریم و ندیدیم 46 0:03:08,020 --> 0:03:12,220 که توفیق شهادت رو خدای متعال به اون انایت کند 47 0:03:12,220 --> 0:03:16,900 مرحوم شهید رجایی بسیار بسیار ساده زیست بود 48 0:03:16,900 --> 0:03:21,960 می دونید پیامبران الهی هم قالبن بلکه قاتبتن همین طور بودن 49 0:03:22,460 --> 0:03:25,880 حتی حضرت سلیمان که پادشاهی داشت 50 0:03:25,880 --> 0:03:30,100 اما در سلوک شخصی بسیار ساده زیست بود 51 0:03:30,100 --> 0:03:32,460 و زاهدانه زندگی می کرد 52 0:03:32,460 --> 0:03:36,620 قرآن در باره پیامبران داره سوره مبارکه فرغان 53 0:03:36,620 --> 0:03:38,880 می فرماد که 54 0:03:38,880 --> 0:03:44,300 پیامبران الهی همه همین طور بودن 55 0:03:44,300 --> 0:03:46,500 مثل مردم غذا می خوردن 56 0:03:46,500 --> 0:03:49,460 مثل مردم تو بازارها تردد می کردن 57 0:03:49,460 --> 0:03:52,460 هوایج روزمرر خودشون دارن 58 0:03:52,460 --> 0:03:53,880 گاهی تهیه می کردن 59 0:03:53,880 --> 0:03:57,480 البته حالا مسائل امنیتی سر جای خودش 60 0:03:57,480 --> 0:03:59,960 اما این روحیه ساده زیست 61 0:03:59,960 --> 0:04:02,960 که شخص بدون هیچگونه تکلفی 62 0:04:02,960 --> 0:04:04,900 تو خاطرات شهید رجائی داره 63 0:04:04,900 --> 0:04:07,740 می گه دیدم در همون ایام نخست وزیری 64 0:04:07,740 --> 0:04:10,720 خودش آمده است نانوایی نان بگیره 65 0:04:10,720 --> 0:04:11,800 بهشون اصطاد کردن 66 0:04:11,800 --> 0:04:13,720 مقایی سویدید من این کار رو انجام بدم 67 0:04:13,720 --> 0:04:16,560 گفت نه خودم باید این کار رو انجام بدم 68 0:04:16,560 --> 0:04:20,680 لباسهای تن شهید رجائی می نویسن 69 0:04:20,680 --> 0:04:23,160 لباسهای ساده و تکراری بود 70 0:04:23,160 --> 0:04:25,720 خیلی لباسهای متنوی نداشت 71 0:04:27,220 --> 0:04:29,040 در خاطرات ایشون می خوندم 72 0:04:29,040 --> 0:04:31,740 بعضی از اعضای دفتر ایشون 73 0:04:31,740 --> 0:04:34,080 یک میوه خوبی 74 0:04:34,080 --> 0:04:36,120 یه سیب درشتی آوردن 75 0:04:36,120 --> 0:04:37,600 گذاشتن مقابل ایشون 76 0:04:37,600 --> 0:04:39,780 گفتن ایشون خیلی کار می کنه 77 0:04:39,780 --> 0:04:41,640 ممکنه بدنش زعیف بشه 78 0:04:41,640 --> 0:04:42,980 مقدار تقویت بشه 79 0:04:42,980 --> 0:04:46,420 خب ایشون که اومد اون سیب گران قیمت رو دید 80 0:04:46,420 --> 0:04:48,160 گفت اینو برای چی آوردید 81 0:04:48,160 --> 0:04:50,900 گفتن آقام بخواهم شما تقویت بشید 82 0:04:50,900 --> 0:04:52,840 خیلی ناراحت شد ایشون 83 0:04:52,840 --> 0:04:55,080 فرمود همه مردم این امکان رو دارن 84 0:04:55,080 --> 0:04:58,200 بعد فرمود شما فکر می کنید 85 0:04:58,200 --> 0:05:00,540 شاه چگونه شاه شد 86 0:05:00,540 --> 0:05:05,120 همین دفتارها آرام آرام به جایی رساند 87 0:05:05,120 --> 0:05:09,420 که خود رو متمایز و متفاوت با دیگران دید 88 0:05:09,420 --> 0:05:12,860 احساس می کند خب من خیلی آدم مهمی هستم 89 0:05:12,860 --> 0:05:14,940 باید در یک زندگی مرفقهی باشم 90 0:05:14,940 --> 0:05:17,840 که بتونم کشور رو اداره بکنم 91 0:05:18,160 --> 0:05:20,760 بزرگان ما اولیاء ما 92 0:05:20,760 --> 0:05:25,120 پیامبر و امامان سلام الله علیهم اجمعین 93 0:05:25,120 --> 0:05:28,040 که سنگینترین مسئولیت بشر 94 0:05:28,040 --> 0:05:31,340 رو دوششون بود همواره زندگی ها 95 0:05:31,340 --> 0:05:32,880 زندگی های ساده 96 0:05:32,880 --> 0:05:36,780 به دور از تشریفات و اشرافیگرین 97 0:05:36,780 --> 0:05:40,640 رهبر عزیز انقلاب و رهبر حکیم انقلاب 98 0:05:40,640 --> 0:05:41,800 همین طور است 99 0:05:41,800 --> 0:05:45,600 اونایی که از نزدیک با ایشون محشورن 100 0:05:45,600 --> 0:05:48,100 این عمل به روایت نورانی است 101 0:05:48,100 --> 0:05:50,380 امیر المؤمنین سلام الله علیه فرمود 102 0:05:50,380 --> 0:05:51,940 اما الله عزیز و جل 103 0:05:51,940 --> 0:05:55,540 فرض علی امت المسلمین 104 0:05:55,540 --> 0:05:59,100 خدای متعال بر پیشبایان 105 0:05:59,100 --> 0:06:00,940 و بر رهبران 106 0:06:00,940 --> 0:06:03,580 و بر حاکمان مسلمانان 107 0:06:03,580 --> 0:06:05,240 فرض کرده است 108 0:06:05,240 --> 0:06:07,280 حتم کرده است 109 0:06:07,280 --> 0:06:11,860 ان یقدرو انفسهم به ضعفت ناس 110 0:06:11,860 --> 0:06:14,340 باید زندگیشون رو 111 0:06:14,340 --> 0:06:17,100 با زندگی مستضعفان 112 0:06:18,100 --> 0:06:20,140 هماهنگ کنند 113 0:06:20,140 --> 0:06:29,140 تا فقر فقیر را آزار ندهد 114 0:06:29,140 --> 0:06:33,520 فقیر احساس نکند که در جامعه خار است 115 0:06:33,520 --> 0:06:34,540 خفیف است 116 0:06:34,540 --> 0:06:38,480 ببینه رهبر جامعه هم مثل او داره زندگی میکنه 117 0:06:38,480 --> 0:06:40,420 مثل توده های مردم 118 0:06:40,420 --> 0:06:41,820 مثل عموم مردم 119 0:06:41,820 --> 0:06:44,560 این خسیسه خسیسه مهم میست 120 0:06:44,560 --> 0:06:47,560 که گاهی در برخی از دولت ها متاسفانه 121 0:06:48,100 --> 0:06:49,480 کمرنگ شده است 122 0:06:49,480 --> 0:06:52,580 اما در این رئسای جمهور شهید 123 0:06:52,580 --> 0:06:54,420 این مسئله خیلی پررنگ بود 124 0:06:54,420 --> 0:06:57 پرهیز از اشرافیگری 125 0:06:57 --> 0:06:58,920 آیتالله رئیسی هم همینطور بود 126 0:06:58,920 --> 0:07:00,460 در سفرهای استانی 127 0:07:00,460 --> 0:07:03,260 ایشون معمولا بیرفت در یک 128 0:07:03,260 --> 0:07:06,740 مهمانسرای از این مهمانسراهای متعارفی 129 0:07:06,740 --> 0:07:07,820 که ادارات دارن 130 0:07:07,820 --> 0:07:09,280 با این که 131 0:07:09,280 --> 0:07:11,700 در بعضی از دولت های قبل رئسای جمهور 132 0:07:11,700 --> 0:07:13,840 تو هتل اقامت میگذیدن 133 0:07:13,840 --> 0:07:16,680 بالاخره رئیس جمهور مملکت 134 0:07:16,680 --> 0:07:19,180 اما ایشون پرهیز میکرد از این گونه هزینه ها 135 0:07:19,180 --> 0:07:21,160 قضاها قضاهای معمولی 136 0:07:21,160 --> 0:07:25,320 همون قضایی که کارمندان ادارات میخونن 137 0:07:25,320 --> 0:07:27,660 همون قضایی که همه از اون قضا میل میکنن 138 0:07:27,660 --> 0:07:28,880 ایشون هم همون قضا 139 0:07:28,880 --> 0:07:30,800 شهید رجایی همینطور بود 140 0:07:30,800 --> 0:07:32,380 قضایی ویژه نداشت 141 0:07:32,380 --> 0:07:33,780 تو سیره اش من خوندم 142 0:07:33,780 --> 0:07:36,980 که قضایی که برا رئیس جمهور میابردن 143 0:07:36,980 --> 0:07:39,200 با قضایی که به کارمندان ساده 144 0:07:39,200 --> 0:07:41,760 نهاد ریاست جمهوری 145 0:07:41,760 --> 0:07:43,740 یا دولت میدادن یکسان بود 146 0:07:43,740 --> 0:07:46,420 این روحیات روحیاتیست که باید 147 0:07:46,420 --> 0:07:48,780 این روحیات رو قدر دانست 148 0:07:48,780 --> 0:07:51,920 برگردم و اون روایتی که اول ارائزم خوندم 149 0:07:51,920 --> 0:07:56,340 فرمود انهو لیکون رجلو من کنف المحل 150 0:07:56,340 --> 0:07:58,860 گایی تو محلات شما یک کسانیان 151 0:07:58,860 --> 0:08:01,180 فردای قیامت خدای متعال 152 0:08:01,180 --> 0:08:04,560 به وسیله همانها بر شما احتجاج میکند 153 0:08:04,560 --> 0:08:08,140 نکند فردای قیامت خدای متعال 154 0:08:08,140 --> 0:08:10,440 به واسطه شهید رجایی 155 0:08:10,440 --> 0:08:11,740 شهید با 156 0:08:11,740 --> 0:08:13,740 هنر و شهید رئیسی 157 0:08:14,320 --> 0:08:17 بر سایر مسئولان احتجاج کند 158 0:08:17 --> 0:08:18,740 و اونها شرمنده بشوند 159 0:08:19,940 --> 0:08:22,580 بیشگی پنجامی که عرض میکنم 160 0:08:22,580 --> 0:08:26,220 توجه ویجه به مردم 161 0:08:26,220 --> 0:08:27,740 مخصوصا محرومان 162 0:08:28,280 --> 0:08:31,640 این سیره پیغمبر گرامی اسلام است 163 0:08:31,640 --> 0:08:33,220 سیره همه پیغمبران 164 0:08:33,220 --> 0:08:35,240 به حضرت نوح گفتن 165 0:08:35,240 --> 0:08:39 قالو انو منو لکه و تبعک الارذلون 166 0:08:39 --> 0:08:39,880 یا نوح 167 0:08:39,880 --> 0:08:41,720 ما بیاییم اتو پیروی بکنیم 168 0:08:41,720 --> 0:08:44,740 در حالی که پابرهنه ها دوروبره تورو گرفتن 169 0:08:44,740 --> 0:08:47,980 این سیره پیغمبران الهی بوده 170 0:08:47,980 --> 0:08:50,080 پیغمبر ما هم بهش میگفتن 171 0:08:50,080 --> 0:08:52 این پابرهنه ها را از خود دور کن 172 0:08:52 --> 0:08:54,720 میفرمود وما انبه تار دلدین آمنو 173 0:08:55,340 --> 0:08:57,840 این آدم های مؤمنی که شما 174 0:08:57,840 --> 0:09:00,640 اینا را پابرهنه میبینید و 175 0:09:00,640 --> 0:09:01,600 حقیر و 176 0:09:01,600 --> 0:09:03,820 سقیر میشمارید 177 0:09:03,820 --> 0:09:05,120 اینا بزرگن 178 0:09:05,120 --> 0:09:07,560 اینا در نزد خدا جایگاه دارن 179 0:09:07,560 --> 0:09:09,780 درود خدا بر امام ما 180 0:09:09,780 --> 0:09:10,720 که 181 0:09:10,720 --> 0:09:10,840 که 182 0:09:10,840 --> 0:09:11,560 که 183 0:09:11,560 --> 0:09:13,200 به همه ما آموخت 184 0:09:13,200 --> 0:09:14,820 عرضش و عزت 185 0:09:14,820 --> 0:09:18,240 مستضعفان و محرومان رو در یک بیانی فرمود 186 0:09:18,240 --> 0:09:19,920 من یک تار موی این 187 0:09:19,920 --> 0:09:22,160 کوخنشینان را 188 0:09:22,160 --> 0:09:24,420 با دنیا کاخنشینان 189 0:09:24,420 --> 0:09:26,800 عوض نخ آهم کرد 190 0:09:26,800 --> 0:09:29,280 توجه ویجه به محرومان 191 0:09:29,280 --> 0:09:32,180 ولذا رئیس شمور شهید ما 192 0:09:32,180 --> 0:09:35,300 در این سفرهای استانی 193 0:09:35,300 --> 0:09:38,020 ایشون دقدقه بسیاری داشت 194 0:09:38,020 --> 0:09:40,480 که برود به نقاط محروم کشور 195 0:09:40,480 --> 0:09:41,380 مناتقه 196 0:09:41,560 --> 0:09:42,860 دوردست 197 0:09:42,860 --> 0:09:45,360 به استان خوزستان 198 0:09:45,360 --> 0:09:48,760 چند مرتبه ایشون سفر کرد به استان کردستان 199 0:09:48,760 --> 0:09:49,980 چند بار 200 0:09:49,980 --> 0:09:51,460 توی جلسه ای به ایشون گفتن 201 0:09:51,460 --> 0:09:53,460 آقا شما چند بار می آیید 202 0:09:53,460 --> 0:09:55,620 در این استان بخواید مسافرت کنید 203 0:09:55,620 --> 0:09:56,860 فرمود من 204 0:09:56,860 --> 0:09:59,360 تعداد سفرم محدودیت نداره 205 0:09:59,360 --> 0:10:03 من سقف سفرم جاییست که مشکلات 206 0:10:03 --> 0:10:06,360 مردم محروم منطقه بر طرف بشه 207 0:10:06,360 --> 0:10:09,560 تا وقتی مشکلات بر طرف نشده من می آم 208 0:10:09,560 --> 0:10:11,560 وقت در همون ایام یه عده می گفت 209 0:10:11,560 --> 0:10:13,880 اینها کارهای پوپولیستیست 210 0:10:13,880 --> 0:10:16,220 اینها عوامفریبیست 211 0:10:16,220 --> 0:10:18,660 که رهبر حکیم انقلاب 212 0:10:18,660 --> 0:10:21,320 در دیدارشون با حیط دولت 213 0:10:21,320 --> 0:10:23,560 این حرف رو رد کردن 214 0:10:23,560 --> 0:10:25,960 فرمودن نه به این حرفا توجه نکنید 215 0:10:25,960 --> 0:10:29,140 به رئیس جمهور محترم هم سفارش کردن 216 0:10:29,140 --> 0:10:32,400 شما حتما سفرهای استانی بروید 217 0:10:32,400 --> 0:10:36,420 از نزدیک پای درد دل محرومان و مردم بنشینید 218 0:10:36,420 --> 0:10:38,820 شهید رجایی هم همین طور بود 219 0:10:38,820 --> 0:10:41,540 خیلی به مردم اعتقاد بشهده 220 0:10:41,560 --> 0:10:42,840 اعتقاد داشت به محرومان 221 0:10:42,840 --> 0:10:46,060 اعتقاد داشت باز در خاطراتش می خوندم 222 0:10:46,060 --> 0:10:47,520 خانواده ایشون می گن 223 0:10:47,520 --> 0:10:49,500 ایشون تأکید داشت می گفت 224 0:10:49,500 --> 0:10:51 خرید می خواید بکنید 225 0:10:51 --> 0:10:54,560 برید از همین دست فروشا خرید بکنید 226 0:10:54,560 --> 0:10:57,360 اینا معمولا سرمایهی ندارن 227 0:10:57,360 --> 0:10:58,980 وز زندگیشون خوب نیست 228 0:10:58,980 --> 0:11:02,220 بذارید یه کمکی آئد اینا بشود 229 0:11:02,220 --> 0:11:05,680 حتی یه جایی خوندم ایشون تأکید می کرد 230 0:11:05,680 --> 0:11:08,040 می گفت از این دست فروشا میرید خرید می کنید 231 0:11:08,040 --> 0:11:09,720 میوه می خواید بخرید 232 0:11:09,720 --> 0:11:12,200 میوه های خوب رو جدا نکنید 233 0:11:12,200 --> 0:11:13,920 درهم ازشون بخرید 234 0:11:13,920 --> 0:11:17,180 شما وقتی میوه های خوب رو جدا می کنید 235 0:11:17,180 --> 0:11:19,860 میوه های نامرغوب رو دستشون می مونه 236 0:11:19,860 --> 0:11:21,920 بعد اونا رو کسی ازشون نمی خره 237 0:11:21,920 --> 0:11:23,900 و سرمایهشون اینجور 238 0:11:23,900 --> 0:11:25,740 زعیفتر می شود 239 0:11:25,740 --> 0:11:26,900 این روحیات 240 0:11:26,900 --> 0:11:29,720 روحیاتیست که قرآن و روایات 241 0:11:29,720 --> 0:11:31,940 بر اون تأکید ورزیده است 242 0:11:31,940 --> 0:11:33,200 ویژگی ششم 243 0:11:33,200 --> 0:11:35,100 که من تأکید کنم 244 0:11:35,100 --> 0:11:37,420 بر این ویژگی سابقه 245 0:11:37,420 --> 0:11:40,160 بسیار ارزشمند 246 0:11:40,160 --> 0:11:42,220 جهاد و مبارزه 247 0:11:42,220 --> 0:11:43,620 این شهده 248 0:11:43,620 --> 0:11:44,900 گرانقدر است 249 0:11:44,900 --> 0:11:46,700 شهید رجائی 250 0:11:46,700 --> 0:11:49,520 سالها در زندانهای تاغود 251 0:11:49,520 --> 0:11:50,740 شکنجه شد 252 0:11:50,740 --> 0:11:53,040 و چه شکنجه های سختی 253 0:11:53,040 --> 0:11:55,300 در خاطراتش می خوندم 254 0:11:55,300 --> 0:11:57,600 میگه یک روز نیمه رمزان 255 0:11:57,600 --> 0:12:00,160 مرا ساعت هشت بردن 256 0:12:00,160 --> 0:12:02,140 با زبان روزه 257 0:12:02,140 --> 0:12:04,140 تا یک بعد از زور 258 0:12:04,140 --> 0:12:05,060 هنگام بازه 259 0:12:05,100 --> 0:12:06,540 بازگشتن حالم 260 0:12:06,540 --> 0:12:08,260 بگونه ای بود که مرا 261 0:12:08,260 --> 0:12:10,060 کشان کشان 262 0:12:10,060 --> 0:12:13,120 به سمت سلولم می آوردن 263 0:12:13,120 --> 0:12:15,400 نزدیک پنج ساعت 264 0:12:15,400 --> 0:12:16,740 با زبان روزه 265 0:12:16,740 --> 0:12:19,660 این مرد رو شکنجه کرده بودن 266 0:12:19,660 --> 0:12:20,900 اما ببینید چطور 267 0:12:20,900 --> 0:12:23,080 توصیف میکنه اون روز رو 268 0:12:23,080 --> 0:12:24,820 میگه یکی از روزهای 269 0:12:24,820 --> 0:12:27,100 خیلی خوب زندگی من 270 0:12:27,100 --> 0:12:28,220 آن روز بود 271 0:12:28,220 --> 0:12:30,940 و خیلی خوشحال بودم 272 0:12:30,940 --> 0:12:33,280 که روزه هستم و شکنجه 273 0:12:33,280 --> 0:12:33,940 می شدم 274 0:12:35,100 --> 0:12:41,020 عزیزان ما در دعای کومهل 275 0:12:41,020 --> 0:12:43,140 عرضه می دانیم به محضر پروردگار 276 0:12:43,140 --> 0:12:45,100 قب و علا خدمت که جوارهی 277 0:12:45,700 --> 0:12:47,420 بله این جمله رو 278 0:12:47,420 --> 0:12:49,320 من و شما با آرامش میگیم 279 0:12:49,320 --> 0:12:50,620 اما شهید رجایی 280 0:12:50,620 --> 0:12:52,660 میگوید در اون هنگام 281 0:12:52,660 --> 0:12:55,140 که من رو شکنجه بودن 282 0:12:55,140 --> 0:12:57,220 و در حال روزه بودم 283 0:12:57,220 --> 0:12:59,060 دست به دعا بر می داشتم 284 0:12:59,060 --> 0:13:01,380 این جمله رو در اون حال می گفتم 285 0:13:01,380 --> 0:13:04,660 قب و علا خدمت که جوارهی 286 0:13:04,660 --> 0:13:05,080 خداییم 287 0:13:05,100 --> 0:13:06,260 خدایی کمکم کن 288 0:13:06,260 --> 0:13:09,100 این اعضا و جواره هم رو بتونم 289 0:13:09,100 --> 0:13:11,240 در مسیر خدمت تو 290 0:13:11,240 --> 0:13:12,420 به کار بگیرم 291 0:13:12,420 --> 0:13:14,320 میگه پیوسته 292 0:13:14,320 --> 0:13:17 ذکر و ورد من این دعا بود 293 0:13:17 --> 0:13:18,900 یا منزل از سکینت 294 0:13:18,900 --> 0:13:21,560 فی قلوب المؤمنین 295 0:13:21,560 --> 0:13:23,700 ای خدایی که آرامش را 296 0:13:23,700 --> 0:13:25,320 در قلوب 297 0:13:25,320 --> 0:13:27,100 مؤمنین حاکم می کنی 298 0:13:27,100 --> 0:13:29,440 عزیزان برادران خوهران 299 0:13:29,440 --> 0:13:31 من اینجا 300 0:13:31 --> 0:13:32,480 این جمله رو عرض بکنم 301 0:13:32,480 --> 0:13:34,740 این انقلاب به سادگی 302 0:13:35,100 --> 0:13:36,560 استماع نرسیده است 303 0:13:36,560 --> 0:13:37,800 چه خونه ها 304 0:13:37,800 --> 0:13:40,080 بر زمین ریخته شده است 305 0:13:40,080 --> 0:13:41,560 چه خونه دلها 306 0:13:41,560 --> 0:13:43,520 خورده شده است 307 0:13:43,520 --> 0:13:45,060 چه شکنجه ها 308 0:13:45,060 --> 0:13:48 و چه خاطرات تلخی 309 0:13:48 --> 0:13:50 که انسان وقتی اینها رو می خاند 310 0:13:50 --> 0:13:52,260 متاسف می شود 311 0:13:52,260 --> 0:13:53,320 از اون رژیم 312 0:13:53,320 --> 0:13:56,200 تاغوتی که اینچنین 313 0:13:56,200 --> 0:13:58,340 جوانان و مردان 314 0:13:58,340 --> 0:14:00,400 و زنان این کشور رو شکنجه 315 0:14:00,400 --> 0:14:01,920 می کرد و آزار می داد 316 0:14:01,920 --> 0:14:04,040 خدا به ما لطف کرده است 317 0:14:05,100 --> 0:14:07,780 خدا به ما انایت کرده است 318 0:14:07,780 --> 0:14:09,660 نظامی برپاشده است 319 0:14:09,660 --> 0:14:11,800 که در رأس این نظام 320 0:14:11,800 --> 0:14:13,620 یک حکیم 321 0:14:13,620 --> 0:14:15,560 یک آلم فرزانه 322 0:14:15,560 --> 0:14:17,680 یک فقیه مجاهد 323 0:14:17,680 --> 0:14:20,760 که شرق و غرب آلم 324 0:14:20,760 --> 0:14:23,300 امروز منتظر 325 0:14:23,300 --> 0:14:26,460 اقدام او و تصمیم او هستن 326 0:14:26,460 --> 0:14:29,980 رژیم سهیونیستی رو متحیب کرده است 327 0:14:29,980 --> 0:14:32,100 چنین فرصتی امروز 328 0:14:32,100 --> 0:14:35,080 در اختیار آلم تشیع قرار دارده است 329 0:14:35,100 --> 0:14:39,100 خدا می داند اگر زرعی نسبت به این نعمت بزرگ 330 0:14:39,100 --> 0:14:41,100 ناسپاسی کنیم 331 0:14:41,100 --> 0:14:45,100 خدای متعال این نعمتها را و این نعمت رو از ما بگیرد 332 0:14:45,100 --> 0:14:48,100 دیگه پشیمانی و افسوس ما 333 0:14:48,100 --> 0:14:51,100 دردی دوان نخواهد کرد 334 0:14:51,100 --> 0:14:54,100 امروز کسانی در این کشور 335 0:14:54,100 --> 0:14:56,100 حکومت کرده اند 336 0:14:56,100 --> 0:14:58,100 در این چهل سال پس از انقلاب 337 0:14:58,100 --> 0:15:00,100 امثال شهید رجایی 338 0:15:00,100 --> 0:15:02,100 امثال شهید با هنر 339 0:15:02,100 --> 0:15:04,100 امثال شهید رئیسی که باید 340 0:15:04,100 --> 0:15:08,100 با افتخار نام اونها رو بر زبان آورد 341 0:15:08,100 --> 0:15:11,100 و خدا را شاکر بود بر چنین حکومتی 342 0:15:11,100 --> 0:15:13,100 ویژگی هفتم و آخرین ویژگی 343 0:15:13,100 --> 0:15:16,100 مسئله بصیرت دینی بود 344 0:15:16,100 --> 0:15:19,100 حقیقتا این رؤسای جمهور 345 0:15:19,100 --> 0:15:22,100 از یک بصیرت خاصی برخوردار بودن 346 0:15:22,100 --> 0:15:24,100 چه شهید رجایی بزرگوار 347 0:15:24,100 --> 0:15:26,100 چه شهید با هنر 348 0:15:26,100 --> 0:15:29,100 رضوانالله تعالی علیه که مقام معظم رهبری 349 0:15:29,100 --> 0:15:33,100 درباره ایشان فرمود ایشان ناشناخته است 350 0:15:33,100 --> 0:15:35,100 و هنوز او رو نشناختن مردم ما 351 0:15:35,100 --> 0:15:39,100 و چه شهید آیتالله رئیسی رضوانالله تعالی علیه 352 0:15:39,100 --> 0:15:42,100 شهید با هنر قبل از انقلاب 353 0:15:42,100 --> 0:15:47,100 اینطور تشخیص داد که باید به دنبال تربیت نیرو بود 354 0:15:47,100 --> 0:15:54,100 ولذا در جهت تربیت نسل اقدامات بسیار مهم میانجام داد 355 0:15:54,100 --> 0:15:58,100 به هر شکلی بود در درون وزارت آموزش و پرورش 356 0:15:58,100 --> 0:16:03,100 راه پیدا کرد کار تدوین کتب دینیه 357 0:16:03,100 --> 0:16:05,100 دانش آموزان رو به دست گرفت 358 0:16:05,100 --> 0:16:10,100 و در زمان تاغوت در اون زمانی که فساد قوقان میکرد 359 0:16:10,100 --> 0:16:17,100 این مرد تلاش میکرد از این مسیر دینداری رو در کشور ترویج کند 360 0:16:17,100 --> 0:16:24,100 همچنین بعد از انقلاب ایشان تاسیس مدارس مختلف رو برعهده گرفت 361 0:16:24,100 --> 0:16:31,100 با مقامات علمی که داشت اما در این حال تشخیص داد باید به سمت تربیت نوجوانان برود 362 0:16:31,100 --> 0:16:35,100 چند مدرسه ایشان تاسیس کرده است 363 0:16:35,100 --> 0:16:40,100 نهاد امور تربیتی را در وزارت آموزش و پرورش تاسیس کرد 364 0:16:40,100 --> 0:16:48,100 به عنوان یک نهاد انقلابی که آموزش های انقلابی رو برای نوجوانان و جوانان دنبال کند 365 0:16:48,100 --> 0:16:55,100 اینها زمانشناسی و بصیرت این دولتمردان خدوم رو میرساند 366 0:16:55,100 --> 0:16:59,100 که باید از این جهت هم قدردان اونها بود 367 0:16:59,100 --> 0:17:01,100 و شاکر خدای مجموعه بود 368 0:17:01,100 --> 0:17:05,100 و امورتعال که چنین مسئولی رو به ما انایت فرمود 369 0:17:05,100 --> 0:17:08,100 درود خدا بر همه این شهدای راه حق 370 0:17:08,100 --> 0:17:11,100 درود خدا بر شهید بزرگوار 371 0:17:11,100 --> 0:17:15,100 رجائی درود خدا بر شهید بزرگوار با هنر 372 0:17:15,100 --> 0:17:21,100 و درود خدا بر سید و شهدا خدمت شهید آیت الله رئیسی 373 0:17:21,100 --> 0:17:27,100 انشالله که ارواهشون با ارواه طیبه شهدای کربلا محشور باشد 374 0:17:27,100 --> 0:17:31,100 و بر سر صفر عبی عبدالله علیه السلام 375 0:17:31,100 --> 0:17:33,100 به من باشند 376 0:18:01,100 --> 0:18:05,100 در اینجایی به جهان روشنایی و معرفت 377 0:18:05,100 --> 0:18:09,100 جلوه از جامعه دینی 378 0:18:09,100 --> 0:18:12,100 رادیو معارف 379 0:18:12,100 --> 0:18:14,100 صدای فضیلت و فطرت 380 0:18:14,100 --> 0:18:30,100 موسیقی 381 0:18:30,100 --> 0:18:33,100 روایت کتاب 382 0:18:33,100 --> 0:18:37,100 بر اساس کتاب اغیانوس مشرق 383 0:18:37,100 --> 0:18:41,100 نوشته مجید پوروالی کلشتری 384 0:18:41,100 --> 0:18:50,100 موسیقی 385 0:18:50,100 --> 0:18:53,100 به نام خدای بزرگ دوستان عزیز سلام 386 0:18:53,100 --> 0:18:56,100 روایت کتاب رو از رادیو معارف میشنوید 387 0:18:56,100 --> 0:18:59,100 در این برنامه گذیده ای از کتاب اغیانوس مشرق 388 0:18:59,100 --> 0:19:02,100 در ساختار روای نمایشی اختباس و روایت میشه 389 0:19:02,100 --> 0:19:06,100 این کتاب داستان سریشتگی مردی به اسم امران 390 0:19:06,100 --> 0:19:10,100 و وسالش به ولایت امام رضا علیه السلامه 391 0:19:10,100 --> 0:19:14,100 در دو برنامه قبل تا جایی شنیدید که امران به دنبال آب حیات 392 0:19:14,100 --> 0:19:17,100 از جنوب به شمال میرفت که در کبیر گم شد 393 0:19:17,100 --> 0:19:19,100 اون خسته و تشنه و راه گم کرده 394 0:19:19,100 --> 0:19:22,100 روی خاک تفدیده کبیر پیش میرفت که مردی به اون رسید 395 0:19:22,100 --> 0:19:25,100 و خودش رو فرستاده امام رضا علیه السلام معرفی کرد 396 0:19:25,100 --> 0:19:28,100 بعد مسیری رو به امران نشون داد و گفت 397 0:19:28,100 --> 0:19:31,100 اگه به دنبال آب حیاته باید چهل قدم پیش بره 398 0:19:31,100 --> 0:19:34,100 تا به خونه پینه دوزی برسه و از اون نشونی 399 0:19:34,100 --> 0:19:36,100 چشمه آب حیاتو بگیره 400 0:19:36,100 --> 0:19:39,100 امران خسته به خونه پینه دوز رسید 401 0:19:39,100 --> 0:19:42,100 پینه دوز کفش تازه ای برای اون دوخت 402 0:19:42,100 --> 0:19:45,100 و به پاهای زخمی و تاول زده امران مرهم مالید و بست 403 0:19:45,100 --> 0:19:50,100 امران در طب مدام اسم امام رضا علیه السلام رو تکرار کرده بود 404 0:19:50,100 --> 0:19:55,100 و پیرمرد پینه دوز و دخترش راهله با شنیدن اسم امام عشق ریخته بودن 405 0:19:55,100 --> 0:20:01,100 و حالا ادامه روایت کتاب اقیانوس مشرق در قسمت سه بوم 406 0:20:15,100 --> 0:20:23,100 پینه دوز پیر پشت پرده سبزرنگ وسط دو اتاق استاد و دخترش راهله رو صدا زد 407 0:20:23,100 --> 0:20:27,100 کمی که گذشت دست دخترانه ای از پشت پرده بیرون اومد 408 0:20:27,100 --> 0:20:30,100 پینه دوز پیاله ی صفالی رو به اون داد 409 0:20:30,100 --> 0:20:31,100 پرده افتاد 410 0:20:31,100 --> 0:20:34,100 نگاه امران هنوز به پرده خیله مونده بود 411 0:20:34,100 --> 0:20:37,100 پینه دوز به سمت اون رفت و مقابلش استاد 412 0:20:37,100 --> 0:20:41,100 بعد خمیره بین انگشتاشو با دستمالی پای کرد و گفت 413 0:20:41,100 --> 0:20:43,100 من فردا راهی خراسانم 414 0:20:43,100 --> 0:20:49,100 اما تو می توانی در خانم بمانی تا زخم و تاولهایت التیام یاده 415 0:20:49,100 --> 0:20:52,100 آن وقت می توانی به سوی مقصدت برویم 416 0:20:52,100 --> 0:20:54,100 مقصد من دریای شمال است 417 0:20:54,100 --> 0:20:56,100 چشمه آب حیات 418 0:20:56,100 --> 0:20:57,100 کجا؟ 419 0:20:57,100 --> 0:20:59,100 چشمه آب حیات 420 0:20:59,100 --> 0:21:02,100 آب حیات؟ کدام آب حیات؟ 421 0:21:02,100 --> 0:21:06,100 امان کر که به نوشت زندگی جافدان پیدا می کند 422 0:21:06,100 --> 0:21:09,100 نگو که چیزی درباره آن نشنیده 423 0:21:09,100 --> 0:21:12,100 من می دانم که تو از آن باخبری 424 0:21:12,100 --> 0:21:13,100 من؟ 425 0:21:13,100 --> 0:21:15,100 از کجا باید بدانم؟ 426 0:21:15,100 --> 0:21:17,100 از آن قلعه چه؟ 427 0:21:17,100 --> 0:21:21,100 آیا از آن قلعه نیست که چشمه آب حیات داران است؟ بیخبری؟ 428 0:21:21,100 --> 0:21:24,100 خدام قلعه کدام چشمه؟ 429 0:21:24,100 --> 0:21:26,100 پینه دوز به امران نزدیک شد و پرسید 430 0:21:26,100 --> 0:21:29,100 از چه سخن می گوی جوان؟ 431 0:21:29,100 --> 0:21:31,100 پینه دوز به دیوار تکیه داد و نشست 432 0:21:31,100 --> 0:21:34,100 امران به پینه دوز نگاه کرد و گفت 433 0:21:34,100 --> 0:21:37,100 شاید گمان می کنی دیوانه شدم 434 0:21:37,100 --> 0:21:41,100 اما این که می گویم نه سهر است و نه جادو است 435 0:21:41,100 --> 0:21:44,100 نه عدیث جنیان و دعا نبیسان 436 0:21:44,100 --> 0:21:47,100 من در پی آب حیات بودم 437 0:21:47,100 --> 0:21:48,100 آب حیات؟ 438 0:21:48,100 --> 0:21:51,100 آره جایی کنار دریای شمال 439 0:21:51,100 --> 0:21:56,100 به دنبالان بودم که اسیره برهود شدم و راه گم کردم 440 0:21:56,100 --> 0:21:59,100 ناگه آن مردی را مقابل خودم دیدم 441 0:21:59,100 --> 0:22:03,100 ابتدا گمان کردم سراب است 442 0:22:03,100 --> 0:22:06,100 اما او مشک آبی به من داد و 443 0:22:06,100 --> 0:22:10,100 مرا به سوی خانه تو راه نمایی کرد 444 0:22:10,100 --> 0:22:14,100 آن مرد گفت به خانه پین دوست برو 445 0:22:14,100 --> 0:22:18,100 او راه آن قلعه را نشانت خواهد داد 446 0:22:18,100 --> 0:22:23,100 کدام قلعه؟ من نه قلعه می شناستم نه آب حیات 447 0:22:23,100 --> 0:22:26,100 نمی شناسی؟ من را به سخره گرفته ای 448 0:22:26,100 --> 0:22:29,100 یا خودت را به ندانستن می زنی؟ 449 0:22:29,100 --> 0:22:32,100 تو مهمان من و حبیب خدایی 450 0:22:32,100 --> 0:22:35,100 چرا باید تو را به سخره بگیرم؟ 451 0:22:35,100 --> 0:22:39,100 پس نگو که از آن قلعه و آب حیات بیخبری؟ 452 0:22:39,100 --> 0:22:44,100 از آبی سخن می گویم که با نوشیدن آن 453 0:22:44,100 --> 0:22:48,100 حیات جافتان در رکعه چریان می آبد 454 0:22:48,100 --> 0:22:52,100 و هرگز کولت و مرگ در تن اثر نمی کند 455 0:22:52,100 --> 0:22:54,100 آره، قبول دارم 456 0:22:54,100 --> 0:22:58,100 این آب حیات که می گویی در قصص و تعالیم ما نیز آمده است 457 0:22:58,100 --> 0:23:02,100 کسی را می شناسی که از آب آن چشمه خورده باشد؟ 458 0:23:02,100 --> 0:23:04,100 آره، می شناستم 459 0:23:04,100 --> 0:23:07,100 من چه کسی را؟ او خضر نبی است 460 0:23:07,100 --> 0:23:08,100 که اکنون در پس پرده غیبت است؟ 461 0:23:08,100 --> 0:23:10,100 و از چشمه دور؟ 462 0:23:10,100 --> 0:23:14,100 خضر نبی؟ آه، او اکنون زنده است؟ 463 0:23:14,100 --> 0:23:19,100 آره، اما از آب حیاتی که تو در په آنی بیخبرم 464 0:23:19,100 --> 0:23:22,100 خوب گوش کن، پین دوز 465 0:23:22,100 --> 0:23:26,100 آنچه من در براهود دیدم خواب و خیال نبود 466 0:23:26,100 --> 0:23:30,100 خودت گفتی اجاز بوده است، نبوده؟ 467 0:23:30,100 --> 0:23:33,100 اکنون به سخنان من گوش کن 468 0:23:33,100 --> 0:23:36,100 آن چشمه که خضر نبی از آن نوشید 469 0:23:36,100 --> 0:23:38,100 جایی است که نارایی داره بوده؟ 470 0:23:38,100 --> 0:23:40,100 آن چشمه که نار دریای شمال؟ 471 0:23:40,100 --> 0:23:43,100 من موقعیت آن چشمه را یافتم 472 0:23:43,100 --> 0:23:46,100 اما هیچ وقت ما نمی کردم ممکن است 473 0:23:46,100 --> 0:23:50,100 آن چشمه در حسار یا قلعه باشد 474 0:23:50,100 --> 0:23:55,100 خوب می دانم که تو از جای آن قلعه با خبری 475 0:23:55,100 --> 0:24:00,100 هر قدر به خواهی به تو خواهم داد تا مرا به آن قلعه برسانی 476 0:24:00,100 --> 0:24:04,100 پین دوز ساکت بود و حرفی نمی زد، امران ادامه داد 477 0:24:04,100 --> 0:24:05,100 قبول؟ 478 0:24:05,100 --> 0:24:07,100 پین دوز هنوز ساکت بود 479 0:24:07,100 --> 0:24:10,100 از پرده گذشت صدای دخترانه ای از پشت پرده سبز بلند شد 480 0:24:10,100 --> 0:24:13,100 صدای راهله بود که پدرش را صدا می زد 481 0:24:13,100 --> 0:24:16,100 پین دوز بلند شد و به سمت پرده رفت 482 0:24:16,100 --> 0:24:36,100 موسیقی 483 0:24:36,100 --> 0:24:41,100 امران با صدای پچ پچ آرومی از خواب بیدار شد و وحشت زده سر جاش نشست 484 0:24:41,100 --> 0:24:44,100 به دربرش نگاه کرد تا یادش بیاد کجاست 485 0:24:44,100 --> 0:24:47,100 بستر و رواندازش نشونی از براهوت نداشت 486 0:24:47,100 --> 0:24:50,100 به لبش دست کشید، در اون اثری از تشنگی نبود 487 0:24:50,100 --> 0:24:54,100 به در دیوار نگاه کرد و یادش اومد که تو خونه پین دوزه 488 0:24:54,100 --> 0:24:57,100 پیاله ی صفالی و درد پاهاش یادش اومد 489 0:24:57,100 --> 0:24:59,100 با دستش دنبال چیزی گشت 490 0:24:59,100 --> 0:25:02,100 همین که مشک و لمس کرد نفس آرومی کشید و 491 0:25:02,100 --> 0:25:07,100 کنجکاف و با دقت سر شرخوند و به جایی که صدا از اونجا میمد خیره شد 492 0:25:07,100 --> 0:25:09,100 صدا از اتاق کناری بود 493 0:25:09,100 --> 0:25:16,100 انگار کسی سعی می کرد با صدای آروم و طوری که شنیده نشه با کس دیگه ی حرف بزنه 494 0:25:16,100 --> 0:25:18,100 امران تو فکر رفت و با خودش گفت 495 0:25:18,100 --> 0:25:20,100 مبادر توطعی در کار باشد 496 0:25:20,100 --> 0:25:27,100 امران در نور کمجون اتاق خزیده و خمیده به سمت کیف کیسه ای شکلی رفت که پای دیوار افتاده بود 497 0:25:27,100 --> 0:25:31,100 با عجله درشو باز کرد و داخل اونو گشت و نخشه ای رو بیرون کشید 498 0:25:31,100 --> 0:25:36,100 بعد نخشه رو مقابل چشمش گرفته و با خیالی آسوده و لبخند به لب نگاش کرد 499 0:25:36,100 --> 0:25:38,100 دوباره صدای پچ پچ بلند شد 500 0:25:38,100 --> 0:25:40,100 امران سعی کرد بلند بشه 501 0:25:40,100 --> 0:25:45,100 یه دفعه درد تو وجودش پیچید و دهنشو که برای آهی باز شده بود بی صدا بست 502 0:25:45,100 --> 0:25:50,100 بعد با دو دستش پاهاشو که با پارچه بسته شده بود مالی دو زیر لب گفت 503 0:25:50,100 --> 0:25:53,100 لعنت به این درد 504 0:25:53,100 --> 0:25:56,100 هنوز نگاه کنجکابش به اتاق کناری بود 505 0:25:56,100 --> 0:25:58,100 امران گوشتیز کرد تا دوباره بشنوه 506 0:25:58,100 --> 0:26:02,100 اون به زحمت دست به زانوش گذاشت و اصطاد و خمیده خمیده پیش رفت 507 0:26:02,100 --> 0:26:10,100 گره پارچه پیچیده یه دور پاهاش باز شده بود و مثل سر آزاد شده ی کلافی دنبالش روی زمین کشیده می شد 508 0:26:10,100 --> 0:26:19,100 امران آروم و بی صدا و با احتیاط پرده رو کنار زد و پینه دوز رو دید که زیر نور لرزان شم کنج و اتاق نشسته بود و نزوا می کرد 509 0:26:19,100 --> 0:26:22,100 شونهاش از شدت گریه تکوم می خورد 510 0:26:22,100 --> 0:26:27,100 امران چشمه خواب زده شو مالید و با تحجب به پینه دوز خیره شد و زیر لب گفت 511 0:26:27,100 --> 0:26:30,100 این وقتش را با کسی خود می گوید؟ 512 0:26:30,100 --> 0:26:33,100 کمی که گذشت پینه دوز پیشونیش رو روی خاک گذاشت 513 0:26:33,100 --> 0:26:36,100 امران با تحجب به اون نگاه می کرد 514 0:26:36,100 --> 0:26:37,100 امران چیزی نمی فهمید 515 0:26:37,100 --> 0:26:41,100 کمی که گذشت پینه دوز عشقهاش رو با پارچه سفید پای کرد 516 0:26:41,100 --> 0:26:43,100 بعد یا علی گفت و بلند جد 517 0:26:43,100 --> 0:26:45,100 امران سریع پرده رو انداخت 518 0:26:45,100 --> 0:26:49,100 پینه دوز شم رو از مقابلش برداشت و با قدم های آروم به حیات رفت 519 0:26:49,100 --> 0:26:52,100 امران دستش رو به دیوار گرفت و دنبالش رفت 520 0:26:52,100 --> 0:26:55,100 ردی از پارچه پشت سرش پیدا بود 521 0:26:55,100 --> 0:26:56,100 امران به زحمت جلو می رفت 522 0:26:56,100 --> 0:26:58,100 درد پاهاش بیشتر شده بود 523 0:26:58,100 --> 0:26:59,100 لبش رو به دندون گرفت 524 0:26:59,100 --> 0:27:01,100 عرق روی پیشونیش نشسته بود 525 0:27:01,100 --> 0:27:09,100 نفس عمیقی کشید و به هر زحمتی بود خودش رو به حیات رسند و پینه دوز رو دید که لب حوز سنگی نشسته بود 526 0:27:09,100 --> 0:27:12,100 پینه دوز با دیدن امران به اون نگاه کرد و لبخند زد 527 0:27:12,100 --> 0:27:14,100 امران نشست و به دیوار تکیه داد و گفت 528 0:27:14,100 --> 0:27:18,100 با خودم فکر می کردم در این نیمه شب 529 0:27:18,100 --> 0:27:23,100 چه چیزی ممکن از دلیلی قانه کننده برای گریه های پینه دوزی باشد؟ 530 0:27:23,100 --> 0:27:30,100 بهتر بود به جای فکر کردن به گریه بی وقت من به پاهای خودت فکر کنی جوان 531 0:27:30,100 --> 0:27:36,100 در لیوان زهر بریزی و بنوشی کارگردتر است تا اینکه با این زهرها راه بروی 532 0:27:36,100 --> 0:27:42,100 در گوشهایت فروک کن که برای تماشای دریای شمال که این همه آرزویش را داری 533 0:27:42,100 --> 0:27:46,100 داشتن این پاها از داشتن چشمهایت واجب تر است 534 0:27:46,100 --> 0:27:49,100 امران به پاهاش نگاه کرد و آروم دستی به اونا کشید و گفت 535 0:27:49,100 --> 0:27:52,100 من خواه بودم که صدای تو را شنیدم 536 0:27:52,100 --> 0:27:56,100 راستش از صدای پچ پچ را ترسیدم 537 0:27:56,100 --> 0:28:01,100 نمیدانم چرا فکر کردم مبادا توتری در کار باشد 538 0:28:01,100 --> 0:28:04,100 درد این تاول ها حریفه کنجکاویم نشد 539 0:28:04,100 --> 0:28:08,100 پین دوز با دست مال سفید رد نمناه که زیر چشمشو پاک کرد 540 0:28:08,100 --> 0:28:12,100 بعد دست مالو تا زد و دوباره تو جیب لباسش گذشت و گفت 541 0:28:12,100 --> 0:28:16,100 من را ببخش یادم نبوده امشب حبیب خدا در این خانه است 542 0:28:16,100 --> 0:28:19,100 پین دوز به چشمش اشاره کرد و ادامه داد 543 0:28:19,100 --> 0:28:23,100 یه ریستن برای این چشمها تنها چار است 544 0:28:23,100 --> 0:28:27,100 این چشمها بیشتر از دل حرف شنوی دارند تا از عقله 545 0:28:27,100 --> 0:28:31,100 وقتی دل تنگ شدن جز گریه دستشون به جای بند نیست 546 0:28:31,100 --> 0:28:34,100 آیان چه شنیدم؟ مناجات نبود؟ 547 0:28:34,100 --> 0:28:37,100 نمیدانم میشه بعد اسمش را مناجات گذاشت شیانه 548 0:28:37,100 --> 0:28:39,100 مناجات در برابر دیوار؟ 549 0:28:39,100 --> 0:28:43,100 پین دوز سربلند کرد و به ستاره های آسمان خیره شد و گفت 550 0:28:43,100 --> 0:28:47,100 در تمام آن سالهایی که در جنوب زندگی میکردی 551 0:28:47,100 --> 0:28:50,100 چیزی درباره شیعیان شنیده ای؟ 552 0:28:50,100 --> 0:28:54,100 نه آن اندازه که از مناجات روبه دیوارشان مبود نباشم 553 0:28:54,100 --> 0:28:56,100 به اندازه کفایت میدانم 554 0:28:56,100 --> 0:28:58,100 بگو چه میدانی؟ 555 0:28:58,100 --> 0:29:02,100 میدانم فرقی هستن جدا شده از فرقی دیگر 556 0:29:02,100 --> 0:29:04,100 شاخه ای از درخت اسلام 557 0:29:04,100 --> 0:29:06,100 کم شنیدم یا دروغ؟ 558 0:29:06,100 --> 0:29:10,100 پین دوز دستش رو توی آب حوزه سنگی فرو برد آب موج برداشت 559 0:29:10,100 --> 0:29:14,100 پین دوز گفت از خدا مسلمان نیستی 560 0:29:14,100 --> 0:29:16,100 نصرانی هستی یا یهودی؟ 561 0:29:16,100 --> 0:29:20,100 هیچ کنم من در جسد و جوی آب حیاتم 562 0:29:20,100 --> 0:29:23,100 کدام یک از اینها در این راه به کارم میاید؟ 563 0:29:23,100 --> 0:29:26,100 یهود، نصارا یا اسلام؟ 564 0:29:26,100 --> 0:29:28,100 بس هدف تو از زندگی فقط یافتنه؟ 565 0:29:28,100 --> 0:29:30,100 این آب حیات هست 566 0:29:30,100 --> 0:29:34,100 و هر چه در دنیا هست وسیله هست برای رسیدن به آن 567 0:29:34,100 --> 0:29:36,100 آره، همین هست 568 0:29:36,100 --> 0:29:40,100 به من بگو جوانم، خداوند در کجای زندگی توست؟ 569 0:29:40,100 --> 0:29:41,100 خداوند؟ 570 0:29:41,100 --> 0:29:43,100 شهابی از آسمان رد جد 571 0:29:43,100 --> 0:29:47,100 امران در سکوت واجه ها رو تو زینش مرتب کرد و گفت 572 0:29:47,100 --> 0:29:50,100 من نه گبرم، نه کافرم، نه مشرک 573 0:29:50,100 --> 0:29:52,100 الحمدلله رب العالم 574 0:29:52,100 --> 0:29:54,100 بس به گو چه هستی؟ 575 0:29:54,100 --> 0:29:56,100 به خدایی معتقدم که یکی هست 576 0:29:56,100 --> 0:29:58,100 و خالق زمین و آسمان 577 0:29:58,100 --> 0:30:00,100 همین به نبی درست داریم