1 0:00:00 --> 0:00:10 و همه شنان با این صلاح که زبان ما زبان مدرنه، زبان علمیه، زبان تمدن روزه 2 0:00:10 --> 0:00:18 اگر پیشرفت میخواید، اگر میخواید جهانی بشید، اگر میخواید به کاروان علم و تمدن و اینها 3 0:00:18 --> 0:00:25 که دو سه قرن، یکی دو قرن جهان اسلام ترمز زد و تقریبا عقب موند، اگر میخواید برسید 4 0:00:25 --> 0:00:31 باید از طریق زبان ما برسید و همه جا به مردم اونجا، به خصوص نسلهای بعد که دیگه 5 0:00:31 --> 0:00:38 در زیر سلطه اونها متولده شده بودن، از کودکی آموختن و تلغین کردن که 6 0:00:38 --> 0:00:47 زبان خودتون که خبالا خیلی زبان مهمی نیست، اما زبان علم، زبان عربابه، زبان عرباب اشعالگر 7 0:00:47 --> 0:00:55 و همه جا هم همینو گفتم، لذا دوستان ملازم بفرماین، شما در امریکای لاتین 8 0:00:55 --> 0:01:03 یعنی کل غاره امریکا شمالی و جنوبی مرکزی و در آفریقا و آسیا و هر جا که برید 9 0:01:03 --> 0:01:19 ببینید در دو غرن اخیر اینها یک به یک تحت سلطه چند رژیم استعماری و استکباری عربی و افتداع اروپایی قرار گرفتن 10 0:01:19 --> 0:01:25 تقریبا هیچ سرزمین اشعال نشده و قارت نشده ای در این مردم هسته، 11 0:01:25 --> 0:01:37 این به خصوص دو سه غرن اخیر در کل جهان نموند، الا اینکه زیر پایه اینا افتاد، قارت شد، قتل آم کردن، توحین کردن، تحقیر کردن 12 0:01:37 --> 0:01:45 با فرهنگشون، زبانشون، دینشون، اخلاقشون، آدابشون، لباس ملیشون، با همه چی دار افتادن 13 0:01:45 --> 0:01:53 و یک حس هقارتی به همه کشورها، ملتها وارد کردن و کاری کردن که شما تو همین الان هم که ملازمی فرمایید ببینید، 14 0:01:53 --> 0:02:07 در هر کشوری زبان عرباب همون کشور اجباری شده، یعنی شده زبان دوم اجباری که باید خودشون تو مدارس خودشون، 15 0:02:07 --> 0:02:14 با مخارج خودشون، با خرج خودشون، اینها رو تدریس کنند و اجباری هم نه است، 16 0:02:14 --> 0:02:23 در عراق، در ترکیه، در همین شبه غاره هند، پاکستان، هند، این هم هستند، 17 0:02:23 --> 0:02:31 این ها در کشورهای عربی که تحت سلطه انگلیس همون هستند، از جمعه، و در ترکیه و ایمان، 18 0:02:31 --> 0:02:38 هر جا که مستعمره انگلیس بود و به دست ارتش انگلیس اشغال شد، زبان انگلیسی اونجا اجباری شد، 19 0:02:38 --> 0:02:47 با کوشش اینکه این زبان علم، زبان تمدنه، و با تحقیل زبانهای اصلی و بومی خود اون مردم، 20 0:02:47 --> 0:02:53 همینطور برید در آفریقا، در آسیا، کشورهایی که تحت کنترل انگلیس ها قرار گرفتند، برید ببینید، 21 0:02:53 --> 0:03:01 مصر، سودان، همینطور برید آفریقا، بعد آفریقای جنوبی، بعضی کشورها در آفریقای شرقی، مرکزی، این ها، 22 0:03:01 --> 0:03:08 حالا جالبه اگر این زبان زبان علمه، چطور در مستعمرات فرانسه، همه جا زبان فرانسوی اجباری شد، 23 0:03:08 --> 0:03:15 اونجا زبان علم شده زبان فرانسه، چون زبان عربابه، یعنی کشورهایی که در جنگ اول و دوم جهانی، 24 0:03:15 --> 0:03:21 تو این صد سال اخیر، تحت سلطه فرانسوی ها قرار گرفتند، تحت اشغال ارتش فرانسه، 25 0:03:21 --> 0:03:26 و فرانسوی ها اونجا حاکم شدند یا حاکمان دست نشانده خودشون رو گماشدند، 26 0:03:26 --> 0:03:33 تا همین الان زبان فرانسه تو کل مدارسشون اجباریه، اونو هم میگن زبان علم زبان فرانسه است، 27 0:03:33 --> 0:03:41 زبان تمدن، زبان پیشرفت، زبان جهانی شدند، شما ملازم کنید در الجزائر، در مراکش، 28 0:03:41 --> 0:03:49 در سوریه و لبنان، و از این غبیر، در قارراهای مختلف، کشورهای مستعمره فرانسه، 29 0:03:49 --> 0:03:57 در آفریقا، در آسیا، تو مدارسشون زبان فرانسه اجباریه، با پول خودشون، 30 0:03:57 --> 0:04:03 و اعلام هم بکنند که این زبان، عرض کردم زبان مدرن، زبان علم، زبان پیشرفت، 31 0:04:03 --> 0:04:13 این پس یک روشی است که استعمارگران در هر کشوری که تحت سلطه میگنند، همی کنند، همه شنون با عدبیاتی که ما میخواییم شما پیشرفت کنید، 32 0:04:13 --> 0:04:20 آدم بشید، رشد کنید، جهانی بشید، این زبان علم، زبان مدرنیته، و از این حرف هاشند. 33 0:04:20 --> 0:04:28 حالا یک کم برید اغلبتر، شما الان در قاررای امریکا، امریکای جنوبی و مرکزی اگر برید، 34 0:04:28 --> 0:04:37 همه اون کشورها مردمشون به زبان اسپانیولی صحبت میکنند، با اینکه اصلا این زبان، زبان اونا نبوده، 35 0:04:37 --> 0:04:47 زبان اسپانیولی رو تبدیل کردن، زبان دوم و ثوم بود، کردنش زبان اول، و اجباری شد، و دیگه اصلا اونجا مردم زبانهای بومی خودشون رو تقریبا دیگه نمیدونند، 36 0:04:47 --> 0:04:54 نسل های تدید دیگه همه اسپانیولی زبان به دنیا میگنند، چرا؟ چون این کشورها همه مستعمری اسپانیا بود، 37 0:04:54 --> 0:05:07 تغییر اجباری زبان رسمی، از شرق آسیا تا آفریقا تا قلب اروپا، هر جا مسلمین بودند، زبانهای محلی باید نابود میشود، 38 0:05:07 --> 0:05:16 حالا به طور مشخص همین هند که دیگه خیلی مفتزه عمل شد، و در عثمانی، میدونید در عثمانی وقتی که غربی ها، انگلیسی ها حاکم شدند، 39 0:05:16 --> 0:05:23 تو قرن گذشته، خط عثمانی کلن ممنوع شد، و خط لاتین اجباری و ارزامی شد، 40 0:05:23 --> 0:05:31 یک نوع خط لاتین که الان دیگه شما جوانان ترکیه، مردم ترکیه که یک زمانی تا ست سال به پیش، 41 0:05:31 --> 0:05:41 اینا چند قرن یک عبر قدرت اسلامی بودند، و از پدر بزرگاشون به عنور به قبل، همه زبان عربی و فارسی میدونستند، 42 0:05:41 --> 0:05:50 و با همین خط عربی فارسی می نوشتند، الان هیچ کدومشون نمیتونند، نه عربی، نه فارسی، نه خط عثمانی بخونند، 43 0:05:50 --> 0:05:53 این یعنی چی؟ یعنی ارتباط به خط عثمانی؟ 44 0:05:53 --> 0:06:02 ارتباطشون با کل فرهنگشون، تاریخشون، تمدنشون قطع شد، یعنی یک بطه بیریشه شد، 45 0:06:02 --> 0:06:11 یعنی دیگه اینگار این ملت ست سال بیشتر عمرش نیست، اون قرنها تمام شد، دود شد، رفت هوا، ست سال فقط اینگار عمرش است، 46 0:06:11 --> 0:06:22 و اون ست سال هم با خط لاتین و فرهنگ استعماری حاکم، ارتش های دست نشانده غرب، امریکا، انگلیس، ساینستا و اینجوری، 47 0:06:22 --> 0:06:32 و در شرق هم همین اتفاق در شبه قاره هند، شما صده ها شاعر مسلمان شیعه و سننی دارید، شاعران بزرگ، 48 0:06:32 --> 0:06:43 که دیوانهای شعر دارن با لطیفترین محتواهای اسلامی، قرآنی، اخلاقی، فلسفی، ارفانی و به زبان فارسی، 49 0:06:43 --> 0:06:50 و همه مردم زبان فارسی میدونستن، ولی وقتی انگلیسان مسلط شدن، ظرف ست، سد و پنجات سال کاری کردن، 50 0:06:50 --> 0:06:58 که دیگه در هند و پاکستان و اینها، شبه قاره، هیچ کس زبان فارسی و زبان عربی تقریبا نمیدونه، 51 0:06:58 --> 0:07:06 یعنی ارتباطشون با قرآن، با اسلام، با فرهنگ اسلامی، با سابقه تاریخی، با اون تمدن عظیم، کلن غط، 52 0:07:06 --> 0:07:16 زبان، برادران و خوهران شما بهتر میدونید، زبان دریچه ی فرهنگه، وقتی یک زبانی رو آموختی، هر زبانی ی محتوای داره، 53 0:07:16 --> 0:07:26 الان شما مثلا زبان چینی بیاموزید، خب طبیعیه بعد میشینید فیلم های چینی میبینید، کتاب های چینی، اخبار چین، رسانه های چین، و فرهنگ اون میاد، 54 0:07:26 --> 0:07:36 وقتی زبان انگلیسی رو بر کل جهان تحمیل میکنن، یعنی همه شما مصرف کننده ی فرهنگ امریکایی، انگلیسی، انگلوساکسون بشید، 55 0:07:36 --> 0:07:45 وقتی روسی باشه همینطور، فرماسوی باشه همینطور، وقتی عربی و فارسی باشه، محتوا محتوای اسلامه، محتوای قرآنه، محتوای سنت هست، 56 0:07:45 --> 0:07:56 هر زبانی بسته به تاریخ و فرهنگ و تمدن و سابقی سرزمین به اون مردم حامل یه مفاهمی یا ارزش هایی است، 57 0:07:56 --> 0:08:05 بنابراین فکر نکنیم زبان فقط یک مهارته، زبان فقط یک مهارت نیست، زبان فقط ابزار تفاهم و گفتگو نیست، که اونم خیلی مهمه، 58 0:08:05 --> 0:08:23 زبان عملا یعنی اتصال به منبع عظیمی از یک فرهنگ و فرض فکر، اگر اون فرهنگ فرهنگ توحیدی و آزادی بخش باشه، فرهنگ انسانی الهی باشه، فرهنگ عدالت و برادری باشه، 59 0:08:23 --> 0:08:34 وقتی اون زبان هرچی گسترش پیدا کنه این محتوا جهانی تر میشه، وقتی یک زبانی دریچه خروجی یک فرهنگی است که مملوب و از مزخرانی، 60 0:08:35 --> 0:09:04,980 وقتی یک زبانی دریچه خروجی یک فرهنگی است که مملوب و از مزخرانی، 61 0:09:05 --> 0:09:13 ما اینجا دعوت به ممنوعیت زبان های مثلا خاصی از زمین این زبان انگلیسی و اینها نمی کنیم هرگز، 62 0:09:13,900 --> 0:09:25 بحث ما اینه که زبان آموزش زبان های مختلف نباید با شیوه استعماری و تحمیلی صورت بگیره، 63 0:09:25 --> 0:09:31 ما تو پروژه دشمن نباید قرار بگیریم، زبان های مختلف باید در پروژه ما قرار بگیرم، 64 0:09:31 --> 0:09:33 یعنی ما یک مسیری برای رشد جامعه و کشوری، 65 0:09:35 --> 0:09:40 کشور و سرزمین و ملت های مسلمان خودمون، امت اسلامی باید تعریف بکنیم، 66 0:09:40 --> 0:09:46 که آقا ما چه چیزایی کم داریم، چه چیزایی چه فرصت هایی داریم، چه امکاناتی داریم، چه کمگوده هایی داریم، 67 0:09:46 --> 0:09:53 از همه ی جهان هم باید چیزهایی بی آموزیم، اما به شدت باید مراقب باشیم که بر ما مسلط نشن، 68 0:09:53 --> 0:10:00 این شعار نشرقی نقربی که امام و انقلاب ما سرداد در دوره ای که کل کره زمین بین شرق و غرب، 69 0:10:00 --> 0:10:04 بین کومونیست ها و نظام سرمایداری تقسیم شده بود، 70 0:10:04 --> 0:10:10 یک شعار ساختار شکن بود، جهان دو قطبی رو سه قطبی کرد، آغاز این نهزت عظیم بیداری اسلامی شد، 71 0:10:10 --> 0:10:20 که داریم همچنان جلو میره، اونجا مراد امام و انقلاب از نشرقی و نقربی این بود که ما نه تحت سلطه غرب خواهیم بود، نه تحت سلطه شرق، 72 0:10:20 --> 0:10:30 ما نه از شما دنبال روی و اطاعت می کنیم، نه از شما، ما مستقلیم، ما مسلمانیم، فرهنگ دیگری، اصول دیگری داریم، 73 0:10:30 --> 0:10:37 اشتراکاتی هم با هر دوی شما داریم، تفاوتایی هم داریم، ما هم بنا جنگ و نابود کردن کسی رو نداریم، 74 0:10:37 --> 0:10:53 ولی از کرامت مسلمین و مستضعفین و از هوییت دینی خودمون دفاع میکنیم، از زبان اسلام، فرهنگ اسلامی و تمدن خودمون دفاع میکنیم، 75 0:10:53 --> 0:11:03 میخوایم دوباره احیاعش کنیم، دوباره به قدرت و صرفت و علم و منزلت و معرفت برسیم و اینا همه البته به نام خدا و در یک چارچوب آدلانه و توحیدی، 76 0:11:03 --> 0:11:07 نه به سبک شرق و غرب، چپ و راه، 77 0:11:07 --> 0:11:16 اما نه شرقی نه غربی به این معناه نبود که ما میخوایم رابطه منو با شرق و غرب غرق بکنیم و چیزی از شماها نخواهیم آموخت و نه خواهیم آموخت، 78 0:11:16 --> 0:11:26 برابر بنیشینیم، از موضع برابر پشت میز با هم صحبت بکنیم و اشکال نداریم، اما اگر بخوایید به زبان عرباب با نوکرش با ما حرف بزنی، 79 0:11:26 --> 0:11:36 به ما دستور بدید که چی چی، کجا چه بکنید با فرهنگتون، با اقتصادتون، با زبان، با خط، با لباس، او رو نمیپذیریم، اسلام وجزه نمیده، 80 0:11:36 --> 0:11:49 بنابراین هر جا استعمار آمده، حمله کرده به زبان بومی اونجا، به فرهنگ و تمدنشون، لباسشون، رژیم قضاییشون، آداب و رسومشون، سبک زندگیشون، حمله کرده، 81 0:11:49 --> 0:12:01 و در جهان اسلام به طور خاص با زبان عربی که زبان قرآن است و با زبان فارسی که در بیش از هفتاد درصد جهان اسلام حامل مفاهم اسلامی بود و اینها رو برد، 82 0:12:01 --> 0:12:18 و شروع کردن زبان خودشون رو گسترش دادن. یکی از مستشرقان مشهور انگلیسی در وزارت مستعمراتش میگه که ما عملاً با زبان انگلیسی توانستیم استمرار ببخشیم تسلطمونو بر کشورهای ضعیف تر، 83 0:12:18 --> 0:12:31 حتی بعد از اینکه ارتشمون رو خارج کردیم، اما وقتی زبان ما اونجا زبان رسمی و اجباری موند، عملاً فرهنگ ما، آداب و رسوم ما، و تفکر انگلیسی اونجا حاکم موند، 84 0:12:31 --> 0:12:47 اما اونکه در مستعمرات فرانسه شما الان میبینید، زبان و فرهنگ و طرز لباس پوشیدن، طرز حرف زدن، اصلاً به زبان فرانسوی فکر میکنه، مخصوصاً این قربزده ها و روشنفکر ها و صرفتمنده ها شده، در منطقه روس هم همینطوره. 85 0:12:47 --> 0:12:58,100 میگه ما شیوه آموزش زبان همین وسط خیلی مهمه که کمک کرده برای تحکیم استعمار و تعمیق استعمار به شیوه غیرمستقیم که حتی اینا افتخار کنن. 86 0:12:58,100 --> 0:13:10,860 و اون میگه که کشورهایی که ما تونستیم در آسیا، آفریقا و امریکای لطین برای زبان خودمون پرستیج و پرنسیب ایجاد بکنیم، جوری که به زبان ما وقتی حرف میزنن به همدیگه پوز میدن. 87 0:13:10,860 --> 0:13:15,860 اونجا ما در اون جامعه میتونیم امیدوار باشیم که همچنان سلطه ما ادامه پیدا بکنیم. 88 0:13:15,860 --> 0:13:21,700 من دوباره تکرار میکنم، ما میگیم آقا پروژه رو تعریف کن، بعد بگو حالا چه زبانهایی و چرا است؟ 89 0:13:21,700 --> 0:13:28,280 همینطور که در خود این کشورها شما میرید میبینید دو سه تا زبان رو به انوان اختیاری اعلام میکنن غیر از زبان خودشون. 90 0:13:28,280 --> 0:13:30,560 مثلا تو روسیه، انگلیس، فرانسوی، این هم همینطوره. 91 0:13:30,560 --> 0:13:43,560 سه تا چهار تا زبان بیگانه، یکی شما انتخاب کن. کنار زبان انگلیسی او باشه، کنار او خب چرا چهار تا زبان دیگه هم بدره نباشه که ببینیم مذایع ما، فرصت های ما اونجا چیست؟ 92 0:13:43,560 --> 0:13:50,560 الان زبان ملایی، بیشترین جمعیت مسلمان در جهان در شرق آسیا هستن، با اون زبان صحبت میکنن. 93 0:13:50,560 --> 0:13:56,560 هم به لحاظ اقتصادی و هم فرهنگی، چرا ما اون زبان های شرق آسیا رو نوید بخشی از ما بیاموزن؟ 94 0:13:56,560 --> 0:14:03,560 همین زبان اسپانیولی الان جمعیت به این زبان دارن صحبت میکنن، به خصوص در قراره امریکا. 95 0:14:03,560 --> 0:14:09,560 زبان چیهی الان چیه شده اقتصاد اول جهان، زبان انگلیسی، فرانسی، روسی نه هم باشن. 96 0:14:09,560 --> 0:14:18,560 زبان اردو ده ها میلیون هستن و زبان های مختلفی که به لحاظ اقتصادی ما باید کارشناسانی داشته باشیم، 97 0:14:18,560 --> 0:14:22,560 زبان ها رو بدانن به لحاظ فرهنگی، ارتباطات جهانی و از این قبیل. 98 0:14:22,560 --> 0:14:28,560 چرا فقط زبان انگلیسی در مستمرات انگلیس، زبان فرانسی در مستمرات فرانسی و از این قبیل؟ 99 0:14:28,560 --> 0:14:34,560 ادوارد سعید که در شرق شناسی بحثای خوبی داره فلسطینیه، یعنی حسالتا فلسطینی است، 100 0:14:34,560 --> 0:14:47,560 اما به شرق شناسیش یه بحث مفصلی داره راجب اینکه در عصر پسا استعماری و نو استعماری شرق و شرقی ها رو چگونه اینا تعریف میکنن؟ 101 0:14:47,560 --> 0:14:53,560 به این حال یک موجودات وابسته اقب موندهی که باید تو سرشون بخوره و باید مدیریت بشن، 102 0:14:53,560 --> 0:15:00,560 و بعد تعصف از اینکه خود ما شرقی ها از چشم اونا به خودمون نگاه میکنیم، 103 0:15:00,560 --> 0:15:04,560 یعنی ما خودمونم وقتی میخواییم با هم حرف بزنیم راجب خودمون اظهاراتی، 104 0:15:04,560 --> 0:15:06,560 از این حال نظر و غذابت بکنیم، 105 0:15:06,560 --> 0:15:10,560 بعد طبق معیارهای اونها، معیارهای مستشرقین غربی حرف بزنیم. 106 0:15:10,560 --> 0:15:19,560 الان من مسلمان با شمای مسلمان که کشور همسایه ایمانی یا عربی یا پاکستانی و هندی هستی یا ترکیه هست، 107 0:15:19,560 --> 0:15:23,560 ما با هم دیگه مرگونیم با زبان انگلیسی و زبان اون عرباب استعمارگر با هم صحبت بکنیم. 108 0:15:23,560 --> 0:15:31,560 جهان رو با توصیف او ببینیم، اخبار سیاسی رو از طریق رسانه او و با تحلیل او بشنویم. 109 0:15:31,560 --> 0:15:34,560 مستقیم با هم ارتباطی نداریم، نمیتونیم با هم حرف بزنیم، 110 0:15:34,560 --> 0:15:44,560 چون دیگه زبان مشترکی نداریم، زبان مشترک، زبان عربی و در کنارش زبان فارسی که اینا نگهره تمام شد، 111 0:15:44,560 --> 0:15:49,560 این فارسی هم که من میگم من به عنوان یک ایرانی فارسی زبان این رو نمیگم. 112 0:15:49,560 --> 0:15:54,560 بنده اگر از یک ملدت دیگه قوم و نجات دیگری، زبان دیگری بودم، بازم همین رو میگفتم، 113 0:15:54,560 --> 0:15:56,560 چون دارم به تاریخ واقعی نگاه میکنم. 114 0:15:56,560 --> 0:16:08,560 نویسنده های انگلیسی و فرانسوی در قرن ۱۹ و ۲۰ میلادی راجع به همین که چگونه زبان خودمون رو در کشورهای اسلامی باید اجباری و تحمیل بکنیم، 115 0:16:08,560 --> 0:16:18,560 خیلی واضح صحبت میکنن که ما اگر بخوایم فرهنگ خودمون رو بر این کشورها مسلط کنیم و بتونیم اینا رو بر این کشورها سلطه سیاسی نظامی و اقتصادی داشته باشیم، 116 0:16:18,560 --> 0:16:20,560 باید حتما رو زبان کار کنیم. 117 0:16:20,560 --> 0:16:26,560 یعنی نقش زبان در فرایند استعمار به شدت جدی و پر رنگه. 118 0:16:26,560 --> 0:16:29,560 ما سیاستگذاری زبانی نداریم. 119 0:16:29,560 --> 0:16:34,560 دشمن سیاست زبانی داره راجع به در مورد همه ما. 120 0:16:34,560 --> 0:16:39,560 دشمن با زبان خودش به زبان ما حمله کرده. 121 0:16:39,560 --> 0:16:42,560 زبان ما رو تغییر کرده. 122 0:16:42,560 --> 0:16:50,560 زبان ما که رابطه بین ما و اسلام بود این رو گنگ کرد. 123 0:16:50,560 --> 0:16:58,560 برای ترویج سبک زندگی تربی و زبان به شدت مؤثره در تغییر سبک زندگی. 124 0:16:58,560 --> 0:17:03,560 چون زبان با سیاست در آمیختست، با فرهنگ، با اقتصاد، با خانواده، 125 0:17:03,560 --> 0:17:08,560 همه ما هم به هیچ وجه قطع ترجمه جریان ترجمه نیست. 126 0:17:08,560 --> 0:17:11,560 به معنای جلو گیری از آموزش زبانهای بیگانه نیست. 127 0:17:11,560 --> 0:17:13,560 همه اینا لازمه. 128 0:17:13,560 --> 0:17:16,560 اما ارز بردم یک گذینش عقلانی باید صورت بگیره. 129 0:17:16,560 --> 0:17:19,560 مواد مناسب برای تدریس یا ترجمه. 130 0:17:19,560 --> 0:17:27,560 و اینکه اینا باید هم با منافع ملی هر ملت و کشور و هم با مسلحت عمومی جهان اسلام سازگار باشه. 131 0:17:27,560 --> 0:17:35,560 زبانهایی رو به حدی و به نحوی بیاموزیم که کمک کنه به رشد و پیشرفت و عزت و استقلال کشورهای اسلامی. 132 0:17:35,560 --> 0:17:42,560 نه اینکه یک مجرایی باشه برای نفوذ و سلطه در همین راستایی که عرض کردن بوده. 133 0:17:42,560 --> 0:17:44,560 و السلام علیکم و رحمت الله. 134 0:17:57,560 --> 0:18:15,560 موسیقی 135 0:18:15,560 --> 0:18:17,560 وصف دین سدا 136 0:18:17,560 --> 0:18:26,560 موسیقی 137 0:18:27,560 --> 0:18:30,560 موسیقی 138 0:18:30,560 --> 0:18:35,560 راژیو معرف صدای فضیلت و فطرت 139 0:18:35,560 --> 0:18:51,560 موسیقی 140 0:18:51,560 --> 0:18:54,560 روایت کتاب 141 0:18:54,560 --> 0:18:55,560 موسیقی 142 0:18:55,560 --> 0:18:57,560 بر اساس کتاب اخیاری 143 0:18:57,560 --> 0:18:59,560 اقیانوس مشرق 144 0:18:59,560 --> 0:19:03,560 نوشته مجید پورولی کلشتری 145 0:19:03,560 --> 0:19:12,560 موسیقی 146 0:19:12,560 --> 0:19:15,560 به نام خدای بزرگ دوستان عزیز سلام 147 0:19:15,560 --> 0:19:18,560 روایت کتاب را از راژیو معرف میشنن 148 0:19:18,560 --> 0:19:22,560 در این برنامه گذیده ای از کتاب اقیانوس مشرق 149 0:19:22,560 --> 0:19:26,560 در ساختار روای نماشی اختباس و روایت میشه 150 0:19:26,560 --> 0:19:33,560 این کتاب داستان سرگشتگی مردی به اسم امران و فسالش به ولایت امام رضا علیه سلامه 151 0:19:33,560 --> 0:19:41,560 در برنامه های قبل شنیدید که امران به دنبال آب حیات از جنوب به شمال میرفت که در کویر گم شد 152 0:19:41,560 --> 0:19:51,560 اون خسته و تشنه روی خاک تفتیده ی کویر پیش میرفت که مردی به اون رسید و خودش رو فرستادی امام رضا معرفی کرد و مشک آبی به اون داد 153 0:19:51,560 --> 0:20:06,560 بعد مسیری رو به امران نشون داد و گفت که اگه به دنبال آب حیاته باید چهل قدم پیش بره تا به خونه ی پینه دوزی روشن زمیر برسه و از اون نشونی چشمه ی آب حیات رو بگیره 154 0:20:06,560 --> 0:20:12,560 امران خسته به خونه ی حاج کریم پینه دوز رسید و از اون نشونی آب حیات رو خواست 155 0:20:12,560 --> 0:20:19,560 حاج کریم به اون گفت که چشمه ی آب حیات حقیقی در خراسان و خونه ی مام رضا میجوشه 156 0:20:19,560 --> 0:20:24,260 اما امران اصرار داشت به دنبال چشمه ی آب حیات خیالی بره 157 0:20:24,260 --> 0:20:27,760 اون با کاروانی به سمت دریای شمال رفت 158 0:20:27,760 --> 0:20:30,820 حاج کریم و دخترش راهله همراهی خراسان شدن 159 0:20:30,820 --> 0:20:38,280 اونا در مسیر خراسان بودن که امران سوار برعص برگشت و با حاج کریم و دخترش راهله هم سفر شد 160 0:20:38,280 --> 0:20:46,160 حاج کریم و همراهانش در مسیر گرفتار دو راهزن شدن اما به شکل معجزه آسایی از دست راهزن ها نجات پیدا کردن 161 0:20:46,160 --> 0:20:51,540 امران حاج کریم رو که به دست راهزن ها زخمی شده بود به خونه ی طبیبی برد 162 0:20:51,540 --> 0:20:59,540 طبیب بعد از معاینه و مرهم گذاشتن روی زخم حاج کریم به امران گفت که دارو و وسائل زیادی توی خونه نداره 163 0:20:59,540 --> 0:21:05,580 و باید طبیب دیگه ی پیرمرد پین دوز رو با داروهای مناسب مداوا کنه 164 0:21:05,580 --> 0:21:11,260 امران حاج کریم و دخترش راهله رو سوار برعص ب کرد و از خونه ی طبیب بیرون رفت 165 0:21:11,260 --> 0:21:14,940 اونا در منصیر خراسان به رودخانه ی رسیدن 166 0:21:14,940 --> 0:21:19,360 حاج کریم که حالش کمی بهتر شده بود مشغول صحبت با امران شد 167 0:21:19,360 --> 0:21:24,260 حاج کریم از امام رزا علیه سلام گفت و امران با دقت شنید 168 0:21:24,980 --> 0:21:29,320 اونا مشغول صحبت بودن که مردی از دور به اونا نزدیک شد 169 0:21:29,320 --> 0:21:35,580 و حالا ادامه ی روایت کتاب اوگیانوس مشرق در قسمت 23 بوم 170 0:21:41,260 --> 0:21:49,260 موسیقی 171 0:22:11,260 --> 0:22:13,240 مرد با امران و حاش کریم دست داد 172 0:22:13,240 --> 0:22:17,160 بعد به بخشایی که توی دستش بود اشاره کرد و گفت 173 0:22:17,160 --> 0:22:19,740 مقداری نان و اصل آوردم 174 0:22:19,740 --> 0:22:22,160 مرد به امران اشاره کرد و ادامه داد 175 0:22:22,160 --> 0:22:25,680 از این برادر شنیدم که مجروح شده اید 176 0:22:25,680 --> 0:22:28,780 برای زخم اصل حکم دارو دارد 177 0:22:28,780 --> 0:22:30,760 سپاس گذارم جوان مرد 178 0:22:30,760 --> 0:22:34,260 از خراسان آمده ایدی و به خراسان می روید 179 0:22:35,180 --> 0:22:37,220 هفت روز در خراسان بودیم 180 0:22:37,220 --> 0:22:40,580 آقابت روز هفته و مقبال یارمان شد و توانستیم 181 0:22:40,580 --> 0:22:43,220 علی ابن موسر رزا رو از نزدیک ببینیم 182 0:22:43,780 --> 0:22:45,860 خوشبر اقبال شما 183 0:22:45,860 --> 0:22:48,440 شما هم راهی خراسانید 184 0:22:48,440 --> 0:22:53,220 اگر خدا انایت کند و علی ابن موسر رزا لیاقت دهد 185 0:22:53,220 --> 0:22:56,540 امران که حرفای حاش کریم و مرد رو می شنید 186 0:22:56,540 --> 0:23:00,260 نگاهی به راهله کرد که کنار رودخونه نشسته بود 187 0:23:00,260 --> 0:23:04,220 چند پسر بچه کنار رودخونه مشغول بازی و جست و خیز بودن 188 0:23:04,220 --> 0:23:06,240 صدای خندشون بلند بود 189 0:23:06,240 --> 0:23:08,820 حاش کریم روبه مرد کرد و پرسید 190 0:23:08,820 --> 0:23:10,240 از مولای ما چه خبره؟ 191 0:23:10,580 --> 0:23:12,640 چه بگویم؟ 192 0:23:12,640 --> 0:23:14,120 زبانم ناتبان است 193 0:23:14,120 --> 0:23:16,860 در قافله ما کوری بود که بینا شد 194 0:23:16,860 --> 0:23:18,940 الله اکبر 195 0:23:18,940 --> 0:23:22,720 امران روبه حاش کریم پینه دوز کرد و گفت 196 0:23:22,720 --> 0:23:23,920 ببینم حاش کریم 197 0:23:23,920 --> 0:23:25,960 ماجرایی را که برایم تریف کردی 198 0:23:25,960 --> 0:23:28,420 خودت با چشمه دیده ای؟ 199 0:23:28,420 --> 0:23:29,840 کدام ماجرا؟ 200 0:23:29,840 --> 0:23:32,720 ماجرای آن مرد که در کیزش خنجری پنهان کرد بود 201 0:23:32,720 --> 0:23:34,900 تا علی ابن موسر رزا را بکشد 202 0:23:34,900 --> 0:23:37,540 همسایی دارم به نام رحمان 203 0:23:37,540 --> 0:23:39,620 که خود در این جلسه حاضر بود 204 0:23:39,620 --> 0:23:42,200 و اعتراف آن مرد را دیده بشند 205 0:23:42,200 --> 0:23:44,120 چه میخوایی بگوی؟ 206 0:23:44,120 --> 0:23:44,920 این مرد 207 0:23:44,920 --> 0:23:48,460 حاش کریم به مرد تازه بارد اشاره کرد و ادامه داد 208 0:23:48,460 --> 0:23:51,500 این مرد از کوری خبر داد 209 0:23:51,500 --> 0:23:54,960 که با انایتهای علی ابن موسر رزا بینا شده 210 0:23:54,960 --> 0:23:57,960 این برای تو مفهومی ندارد؟ 211 0:23:57,960 --> 0:23:59,940 دنبال چه هستی جوان؟ 212 0:23:59,940 --> 0:24:01,040 دنبال حقیقت 213 0:24:01,040 --> 0:24:03,760 آیا با نگاهی سراسر تردید 214 0:24:03,760 --> 0:24:06,080 میتوان به حقیقت رسید؟ 215 0:24:06,080 --> 0:24:09,300 من تا چیزی را به چشم نبینم باور نمی کنم 216 0:24:09,620 --> 0:24:10,840 ببین جبان 217 0:24:10,840 --> 0:24:14,660 ما با عقل که حجت درونی ماست 218 0:24:14,660 --> 0:24:18,220 در په معرفت حجت بیرونی که همانه ما ماست 219 0:24:18,220 --> 0:24:20,380 جستجو می کنیم و این جستجو 220 0:24:20,380 --> 0:24:23 از طریق آیات محکم کتاب خدا 221 0:24:23 --> 0:24:27,540 و احادیث صحیح و مسلمات تاریخی کامل می شد 222 0:24:27,540 --> 0:24:31,880 نباید در باره همه چیز شک کرد و تردید داشت 223 0:24:31,880 --> 0:24:34,900 اما گاهی آدمی برای پذیرفتن حقایق 224 0:24:34,900 --> 0:24:39,380 ناچرست به نخل قل و تاریخ و گفتار صادقان اکتفاق کنن 225 0:24:39,620 --> 0:24:41,460 راهی جزی نیست 226 0:24:41,460 --> 0:24:44,480 اکنون من از تو می پرسم 227 0:24:44,480 --> 0:24:48,560 به من بگو ان چشمی آب حیاتی را که در جستجویانی 228 0:24:48,560 --> 0:24:53,240 با چشم خودت دیده یا از آب آن چشم نوشیده ی؟ 229 0:24:53,240 --> 0:24:55,120 ندیدم و ننوشیدم 230 0:24:55,120 --> 0:24:59,220 بس از کجا می دانی چنین چشمی هست و آبی دارد 231 0:24:59,220 --> 0:25:01,680 که باعث حیات عبدی 232 0:25:01,680 --> 0:25:04,780 نگر نه این که خودت استدلال کردی 233 0:25:04,780 --> 0:25:08,760 که فقط چیزی را بابر می کنی که با چشمهایت دیده باشیم 234 0:25:08,760 --> 0:25:10,840 امران ساکت بود 235 0:25:10,840 --> 0:25:12,820 حاج کریم پین دوز ادامه داد 236 0:25:12,820 --> 0:25:18,580 تو در باره آن چشم آب حیات فقط شنیده یا این همان نقل است که من گفتم 237 0:25:18,580 --> 0:25:23,680 آدمی به ناچار باید به نقل صادقان اعتماد و استناد کنن 238 0:25:23,680 --> 0:25:25,840 همه چیز را نمی تواندید 239 0:25:25,840 --> 0:25:30,880 عمر آدمی همانقدر بلند نیست که به طوانه تمام حقائق دنیا را با خودش 240 0:25:30,880 --> 0:25:34 به تنهایی درک کند و ببیند و دریابند 241 0:25:34 --> 0:25:36,380 خیلی چیزها را باید شنید 242 0:25:36,380 --> 0:25:39,560 این که می گوین فلان جا سردست و فلان سرزمین گرم 243 0:25:39,560 --> 0:25:42,460 یا فلان کوه سرسبزست و فلان دشت و رهود 244 0:25:42,460 --> 0:25:46,080 تمام این ها شنیدنی هاییست که دیده نشده است 245 0:25:46,080 --> 0:25:50,380 نمی شود تمام شنیده ها را انکار کرد و نپذیروفت 246 0:25:50,980 --> 0:25:56,380 شیعه در باره یه عمه هم به نقل و روایات اعتماد می کنه 247 0:25:57,400 --> 0:25:59,140 اما نه به تمام آنها 248 0:25:59,140 --> 0:26:02,380 بلکه به موسق ترین و صحیف ترین آنها 249 0:26:02,380 --> 0:26:05,880 مرده تازه وارد به صفره اشاره کرد و گفت 250 0:26:06,380 --> 0:26:07,840 بفرمایید نان و اصل 251 0:26:07,840 --> 0:26:10,780 حاش کریم پیندوز به راهله نگاه کرد 252 0:26:10,780 --> 0:26:16,220 راهله از کنار رودخانه بلند شده و کمی دورتر کنار تخت سنگ کتاهی نشسته بود 253 0:26:16,220 --> 0:26:22,260 حاش کریم دست دراز کرد و تکه اینون از توی صفره برداشت و توی ظرف اصل فرو برد 254 0:26:22,260 --> 0:26:23,440 مرد پرسید 255 0:26:23,440 --> 0:26:26,740 زخمتان ارتیام یافته؟ 256 0:26:26,740 --> 0:26:31,960 کبوتری هستم که هوای علی ابن موسر رزا در سرم هست 257 0:26:31,960 --> 0:26:35,060 اما بالم شکسته برایم دعا کن 258 0:26:35,060 --> 0:26:37,980 امران رو به مرد کرد و پرسید 259 0:26:37,980 --> 0:26:43,220 تو چه مرد؟ آیا تو چیزی از علی ابن موسر رزا دیده ای؟ 260 0:26:43,220 --> 0:26:49,940 دوستی داشتم به نام عبو عاشم که امام را در صفره ایشان از احواز به خراسان همراهی کرده بود 261 0:26:49,940 --> 0:26:55,480 از او داستان عجیبی شنیدم که هر بار ویبایید می کرد عشق در چشمانش جاری می شد 262 0:26:55,480 --> 0:26:58,940 حاش کریم لغمه ای توی دهنش گذاشت و گفت 263 0:26:58,940 --> 0:27:02,500 ماجران اترابن رایم تعریف کن 264 0:27:02,500 --> 0:27:06,900 تو شاید انده که بر ایمان ارادت ما به امام بیار ساید 265 0:27:06,900 --> 0:27:09,980 مرد به دوروبرش نگاهی کرد و گفت 266 0:27:09,980 --> 0:27:17 عبو عاشم برایم تعریف کرد که امام در رای خراسان در اطراف احواز در محلی توقف کردن 267 0:27:17 --> 0:27:19,780 تابستان بود و هوا بسیار گرم و طاقت فرسا 268 0:27:19,780 --> 0:27:25,480 امام از سدت گرما و طولانی شدن صفر بیمار شدند و در بستر بیماری افتادند 269 0:27:25,480 --> 0:27:28,760 در همان حال طبیبی به محضر امام وارد شد 270 0:27:28,760 --> 0:27:34,500 حضرت نوعی گیاه مخصوصا به طبیب معرفی کردند و از او خواستند آن گیاه را تعییه کنند 271 0:27:34,500 --> 0:27:39,760 طبیب با شرمندگی به امام نگاه کرد و عرض کرد که من چنین گیاهی را نمی شناسم 272 0:27:40,340 --> 0:27:46,040 حاش کریم پیندوز همینطور که حرفای مردم می شنید نونو توی اصل زد و توی دهنش گذاشت 273 0:27:46,040 --> 0:27:47,060 مرد ادامه داد 274 0:27:47,060 --> 0:27:52,160 عبو عاشمی گفت طبیب به امام عرض کرد من حتی نام این گیاه را نشنیدم 275 0:27:52,160 --> 0:27:57,980 اگر هم این گیاه در این حوالی موجود باشد در چنین فصلی نمی شود آن را پیدا کرد 276 0:27:57,980 --> 0:28:03,300 امام فرمودند پس مقداری نیشکر برایم بیاوری تا با آن خود را مدابا کنم 277 0:28:03,300 --> 0:28:08,740 طبیب دوباره نگاهی به امام کرد و گفت این دارو از داروی اول نایابتر است 278 0:28:08,740 --> 0:28:11,160 زیرا همکشون فصل نیشکر نیست 279 0:28:11,160 --> 0:28:18,180 حضرت لبخندی زدند و فرمودند هر دو اینهایی که گفتم در سرزمین شما یافت می شود 280 0:28:18,180 --> 0:28:21,280 مرد نفس بلندی کشید و ادامه داد 281 0:28:21,280 --> 0:28:26,120 ابو آشم همون رفیق من که این داستان را برای هم روایت می کرد می گفت 282 0:28:26,120 --> 0:28:34,580 علی ابن موسا مرا همراه طبیب کرد و فرمود همراه این طبیب به شازروان برو و از فلان رودخانه اوبور کن 283 0:28:34,580 --> 0:28:40,060 وقتی از رودخانه گذشتی شخصی را می بینه که در حال آبیاری کردن زمینی زراییست 284 0:28:40,060 --> 0:28:45,760 سلام مرا به او برسان و از محل کشت نیشکر و گیاهی که گفتم سؤال کن 285 0:28:45,760 --> 0:28:47,960 مرد مکسی کرد و بعد ادامه داد 286 0:28:47,960 --> 0:28:57,760 رفیقم ابو آشم می گفت طبق دستور امام همراه طبیب به راه افتادم و طبق راه نمایی علی ابن موسا رزا به رودخانهی که امام فرموده بود رسیدیم 287 0:28:57,760 --> 0:29:04,220 از رودخانه گذشتیم و مرد کشاورزی را دیدیم که مشغول زراعت و آبیاری زمین خود بود 288 0:29:04,220 --> 0:29:09,380 طبق فرموده از رد موضوع را به او گفتیم کشاورز ما را به دو گیاه راه نمایی کرد 289 0:29:09,380 --> 0:29:16,020 ابو آشم می گفت در بین راه طبیب رو به من کرد و پرسید این شخص کیست که علم قیب دارد 290 0:29:16,020 --> 0:29:20,060 گفتم او فرزند رسول خدا و امام مردمان و خلایق است 291 0:29:20,060 --> 0:29:23,740 حاج کریم سر تکون داد و به امران نگاه کرد 292 0:29:23,740 --> 0:29:25,320 بعد با بغز گفت 293 0:29:25,320 --> 0:29:29,460 سلام و درود و خدا و ریبت بوسر رزا 294 0:29:29,460 --> 0:29:33,020 از ایشان هر چه بگویند و بگوییم کم گفتیم 295 0:29:33,020 --> 0:29:36,380 می بینی امران این هم نقل دیگری از ایشان 296 0:29:36,640 --> 0:29:39,380 حاج کریم به صفره اشاره کرد و به امران 297 0:29:39,380 --> 0:29:40,020 امران گفت 298 0:29:40,020 --> 0:29:44,060 آل محبتی کن و لغمه ای از این نان و اصل برای راهل بگیر 299 0:29:44,060 --> 0:29:46,480 من توانه برخواستن ندارم 300 0:29:46,480 --> 0:29:49,500 امران با تحجب به حاج کریم نگاه کرد 301 0:29:49,500 --> 0:29:52,460 بابر نمی کرد حاج کریم پینه دوز از اون چی خواسته 302 0:29:52,460 --> 0:29:57,460 حاج کریم با لبخند به مردی که براشون نان و اصل آورده بود نگاه کرد و گفت 303 0:29:57,460 --> 0:30:00,120 این نابت را چگونه باید تلافی کنه