1 0:00:00 --> 0:00:09,060 اینجور به این که کاشت عبرو توسط پزشک غیر همجنس انجام میشه و همجنس حازق هم در دست رست نیست 2 0:00:09,060 --> 0:00:13 در این صورت این کار از نظر شرعی درسته یا خیلی؟ 3 0:00:13,640 --> 0:00:20,440 پاسخه حجتال اسلام و المسلمی جواهری به سآل شرعی این مقلد حضرت آیتالله شبیری زنجانی 4 0:00:20,440 --> 0:00:26,580 اگر ضرورت نداشته باشه چنین عملی و در دستس هم نباشه 5 0:00:26,580 --> 0:00:33,580 محرم در صورتی فقط این عمل جایزه که این مسترزم لمس نباشد 6 0:00:33,580 --> 0:00:38,340 لمس با پوسته او و مسترزم نظر حرام هم نباشد 7 0:00:38,340 --> 0:00:40,660 یعنی موهای این شخص پیدا نباشد 8 0:00:40,660 --> 0:00:46,500 و خدای نکرده نظر حرام دیگه هم در کار نباشد 9 0:00:46,500 --> 0:00:53,160 ولی اگر عمل ضروری نباشد و مسترزم لمس حرام باشد 10 0:00:53,160 --> 0:00:56,960 یا موهایی که نباید نمایش داده بشه نمایش داده بشه 11 0:00:56,960 --> 0:01:00,380 یا بدنش قسمت هایی که نباید دیده بشه دیده بشه 12 0:01:00,380 --> 0:01:02,240 نه این کار جایی نیست 13 0:01:23,160 --> 0:01:32,620 یه نفر از من سآل کرده ایش که اگر که این بند خدا جزا کومیت امدار هستش و واقعا وضع مالش کمه 14 0:01:32,620 --> 0:01:42,160 ولی با اینه که وضع مالش کمه همون حقوقی که از کومیت امدار یا بهزیسی که میگیره خرده میکنه 15 0:01:42,160 --> 0:01:48,800 و قولم از جمع میکنه میگه که اینو بذارم برای مواده روزهای مواده 16 0:01:48,800 --> 0:01:55,120 یا مثلا بتونم یه خونهی بگیرم یا حد دقیقا یه چیزی که بیشتر لازم دارم 17 0:01:55,120 --> 0:02:02,520 آیا من این سآلمه که آیا به این پولی که از کمیت امداری و بهترسی میگیرن 18 0:02:02,520 --> 0:02:05,780 اینم خونف تعلق میگیره یا نه 19 0:02:05,780 --> 0:02:10,020 چون واقعا وضع مالش بده ولی از شکم خورش میزنه 20 0:02:10,020 --> 0:02:16,960 مثلا به قول محروف نون و پیاز و یا نون خورما و یا نون و سبزی میخوره 21 0:02:16,960 --> 0:02:21,360 تا بتونه اونو جمع بکنه برای مواداب داره 22 0:02:21,360 --> 0:02:24,040 با تشکر خدا نگهده 23 0:02:24,040 --> 0:02:30,700 سآل تلفونی که براتون پخش کردیم مربوط می شد به ایکی از مقلدین حضرت امام خمینی رزبانو لا تعالی 24 0:02:30,700 --> 0:02:35,960 و جتول اسلام وال مسلمین محمدی شیخ شبانی در پاسخه این سآل گفتند 25 0:02:35,960 --> 0:02:44,240 طبق سآلی که مطرح کردید نمساله 1753 رساله حضرت امام رحمت الله علی 26 0:02:44,240 --> 0:02:51,020 این پولی که اشون از کمیت امداد یا بهزیستی دریافت میکنه خمس نداره 27 0:02:51,020 --> 0:02:57,660 اون چه که از راه کسب و درامت باشه اگر بمانه خمس داره 28 0:02:57,660 --> 0:03:02,020 و این پولایی که کمیت امداد میده بهزیستی میده کم باشه یا زیاد 29 0:03:02,020 --> 0:03:07,240 اگر بمانه و تا سال خمسی مصرف نشه خمس نداره 30 0:03:07,240 --> 0:03:14,280 آقا امام رزا علیه السلام فرمودن کلید روزی شما در پرداخت خمسه 31 0:03:14,280 --> 0:03:16,240 انشانا محفظ باشید 32 0:03:16,240 --> 0:03:20,400 خانم و آقایی که فرزندار نمی شوند 33 0:03:20,400 --> 0:03:23,120 اگر از پرورشگاه بچه ای رو بیارند 34 0:03:23,120 --> 0:03:28,400 از نظر فقهی چه کاری باید انجام بدند تا این بچه به اونها محرم بشه 35 0:03:28,400 --> 0:03:32,640 عزت آیت الله صبحانی در پاسخ به این سآل فرمودند 36 0:03:32,640 --> 0:03:36,340 ظاهر سآل این است که زن شوهر حفظا عقیم هست 37 0:03:36,340 --> 0:03:40,100 یعنی در اونها به اصطلاح شایستگیه فرزند آوره نیست 38 0:03:40,100 --> 0:03:44,500 خب فرزند دیگری را بیارند و از کنم محرم کنند 39 0:03:44,500 --> 0:03:48,720 اینو باید مراجعه کنند به یک آدم محل تا اون بتواند 40 0:03:48,720 --> 0:03:52,780 ببیند که آیا میشود یک نوع محرمیت ایجاد کنند یا نه 41 0:04:06,340 --> 0:04:36,320 موسیقی در موسیقی درسته 42 0:04:36,340 --> 0:05:04,340 موسیقی 43 0:05:04,340 --> 0:05:07,280 زمزم احکام رو از رادیم عارف میشنوید 44 0:05:07,280 --> 0:05:10,540 انشاله که فرصتتون اجازه بده همچنان با این برنامه باشید 45 0:05:10,540 --> 0:05:16,580 شنواندگی عزیزی در سآلشون نوشتن من وضوع گرفتم و نمازم را به جا آوردم 46 0:05:16,580 --> 0:05:24,880 بعد از یک ساعت متوجه شدم داخل ناخونم خودکاری بوده و به مقدار خیلی کمی هم به انگوشتم سرایت کرده 47 0:05:24,880 --> 0:05:30,580 نمازی که به این صورت اقامه کردم آیا از نظر فقهی و شرعی درست است یا خیلی 48 0:05:30,580 --> 0:05:37,460 باسخه حجت الاسلام و المسلمین محمودی به سآل شریع این مقلد حضرت آیتو لانسیستانی 49 0:05:37,460 --> 0:05:41,860 اینها رنگ روی پوست هست اشکالی نداره و نماز درسته 50 0:05:41,860 --> 0:05:46,520 مانع رسیدن آب به پوست نیست بنابراین اشکالی نداره 51 0:05:46,520 --> 0:05:49,240 شنوانده این نوشته کسی به من پولی را حدیه داده 52 0:05:49,240 --> 0:05:54,960 بعد همسر من اون پول رو برداشته و کنار باقی پسنداز ها گذاشته 53 0:05:54,960 --> 0:05:58,960 اما من راضی نیستم و میخوام این پول رو در جای دیگه حضینه کنم 54 0:05:58,960 --> 0:06:04,320 آیا من مجازم بدون اجازه ایشون این پول رو بردارم و حزینه کنم یا خیلی 55 0:06:04,320 --> 0:06:12,120 توضیحات حجت الاسلام والمسلمین زینلا بدینی در پاسخ به سآل شریع این مقلد حضرت آیتولا جوادی آمالی 56 0:06:12,120 --> 0:06:15,720 اگر قطع دارید این ملک شماست 57 0:06:15,720 --> 0:06:18,540 حالا ام از حدیه است ارسه هرچی 58 0:06:18,540 --> 0:06:19,540 این ملک منه 59 0:06:19,540 --> 0:06:22,900 و اران همسرم بدون اجازه من نگه داشته 60 0:06:22,900 --> 0:06:26,840 و از ایشون مطالبه میکنید چند بار که آقام به پولم نیاز دارم 61 0:06:26,840 --> 0:06:29,120 پول من را برگردان 62 0:06:29,120 --> 0:06:31,360 و امتناع میکنه 63 0:06:31,360 --> 0:06:33,560 اینجا با رعایت احتیاط 64 0:06:33,560 --> 0:06:34,600 اونم زندگی 65 0:06:34,600 --> 0:06:36,940 یعنی کیان خانواده به هم نریزه 66 0:06:36,940 --> 0:06:38,300 اون موقع میتونید 67 0:06:38,300 --> 0:06:40,900 فقط اون مقداری که ملک شماست 68 0:06:40,900 --> 0:06:43,480 و قد دارید نه اینکه استنباد کرده باشید 69 0:06:43,480 --> 0:06:45,100 احتمالم مال منه 70 0:06:45,100 --> 0:06:47,580 به همسرم داده ولی حتما گفته به 71 0:06:47,580 --> 0:06:49,860 مثلا زوجت به زنت بده 72 0:06:49,860 --> 0:06:51,220 اینجور استنبادی نیست 73 0:06:51,220 --> 0:06:54,200 مطمئن باشید و یقین داشته باشید 74 0:06:54,200 --> 0:06:55,560 واقعا ملک شماست 75 0:06:55,560 --> 0:06:59,240 اما این همسر داره لجاجت میکنه پول نگه داره 76 0:06:59,240 --> 0:07:02,940 میدونید فقط اون مقداری که حق شماست و پول شماست 77 0:07:02,940 --> 0:07:05,960 بدون اجازه ایشون بردارید 78 0:07:05,960 --> 0:07:11,380 ولی گفتم وراءات احتیاط و کیان خانواده و نظامش به هم نریزه 79 0:07:25,560 --> 0:07:27,560 شریعت گرهی 80 0:07:28,860 --> 0:07:31,560 می شوی با 81 0:07:31,560 --> 0:07:33,580 مذهب و دین 82 0:07:33,580 --> 0:07:35,560 قریب 83 0:07:35,560 --> 0:07:37,980 ای رو بی از دین 84 0:07:37,980 --> 0:07:39,600 یقین احکام 85 0:07:39,600 --> 0:07:40,180 اون 86 0:07:40,180 --> 0:07:43,620 هست احکام 87 0:07:43,620 --> 0:07:46,560 شریعت جزه دین 88 0:07:46,560 --> 0:07:49,640 در انگام وضوع گرفتن 89 0:07:49,640 --> 0:07:51,740 اگر آب دست من روی پاها بریزد 90 0:07:51,740 --> 0:07:53,560 و خیز شبد آیا اشکال دارد 91 0:07:53,560 --> 0:07:55,680 وجهت الاسلام و المسلمین علیان نجات 92 0:07:55,680 --> 0:07:59,860 پتوای از رتایت الله مخانم شیرازی را در این باره یاد آبر می شوند 93 0:07:59,860 --> 0:08:02,260 جای مصب باید خوشک باشه 94 0:08:02,260 --> 0:08:05,840 ولی اگر رتوبت مختصری وجود داشته باشه 95 0:08:05,840 --> 0:08:10,600 به طوری که آب دست هنگام مصب را قلب کنه اشکالی نداره 96 0:08:10,600 --> 0:08:13,400 بنابراین اگر موقع وضوع گرفتن 97 0:08:13,400 --> 0:08:17,560 مقداری آب وضوع از دست یا سورت روی پاها بریزه 98 0:08:17,560 --> 0:08:20,220 اول اون رتوبت را برطرف کنید 99 0:08:20,220 --> 0:08:22,020 بعد مصب بکشید 100 0:08:22,020 --> 0:08:24,220 مگر این که به مقداری کم باشه 101 0:08:24,220 --> 0:08:26 ای که روتوات مصفران قلبه بکنه 102 0:08:26 --> 0:08:28,280 که در این صورت اشکالی نداره 103 0:08:28,280 --> 0:08:29,440 و وضوع درسته 104 0:08:29,440 --> 0:08:38,440 شنو بندگان عزیز و گرامی به پایان برنامه 105 0:08:38,440 --> 0:08:40,240 امروز زمزم احکام رسیدیم 106 0:08:40,240 --> 0:08:42,220 قبل از خود حافظی دونکتر 107 0:08:42,220 --> 0:08:43,880 خدمتتون یاد آور میشم 108 0:08:43,880 --> 0:08:46,260 بعضی از سوال هایی که برای برنامه 109 0:08:46,260 --> 0:08:47,420 ما ارسال میکنید 110 0:08:47,420 --> 0:08:50 کیفیت لازم رو برای پخش 111 0:08:50 --> 0:08:52,260 ندارن. از این شنواندگان عزیز 112 0:08:52,260 --> 0:08:54,100 تقاضا میکنم مجددن 113 0:08:54,100 --> 0:08:55,940 سآلشون رو مطرح کنن تا انشالله 114 0:08:55,940 --> 0:08:58,040 ما پاسخ خوب باشیم. بعضی از 115 0:08:58,040 --> 0:08:59,920 سآلهای شما عزیزان هم قابلیت 116 0:08:59,920 --> 0:09:02,400 تره در رسانه رو ندارن 117 0:09:02,400 --> 0:09:04,060 این عزیزان میتونن با 118 0:09:04,060 --> 0:09:06,700 دفاتر مراجع معظم تقلید 119 0:09:06,700 --> 0:09:08,120 ارتباط برقرار کنن 120 0:09:08,120 --> 0:09:09,880 و پاسخ سآلها شون رو 121 0:09:09,880 --> 0:09:12,200 دریافت کنن. خیلی ممنونیم 122 0:09:12,200 --> 0:09:13,760 از همراهیتون و در پایان 123 0:09:13,760 --> 0:09:22,360 شماره تلفون های 329-10-551 و 552 با پیشماره 325 رو خدمتون اعلام میکنم 124 0:09:22,360 --> 0:09:26,160 تا از این طریق تلفون بزنید به برنامه ما و سآلتون رو مطرح کنید 125 0:09:26,160 --> 0:09:33,940 شماره پیامک 30553 هم برای سآلهای پیامک شما بزرگ برای آن در نظر گرفته شده 126 0:09:33,940 --> 0:09:36,300 تا زمزم احکامی دیگر خدا نگه دار 127 0:09:43,760 --> 0:09:51,380 ای همیشه آشنا 128 0:09:51,380 --> 0:09:59,820 هر کجا نگاه می کنم 129 0:09:59,820 --> 0:10:10,280 بطری از کلام روشن تو می بزن 130 0:10:10,280 --> 0:10:22,340 ای همیشه آشنا هر کجا میبانی کنم 131 0:10:22,340 --> 0:10:29,700 عطری از کلام روشنه تو میبزه 132 0:10:29,700 --> 0:10:37,420 ماجه های افتابی کلام تو 133 0:10:37,420 --> 0:10:42,820 می برد مرا به نور 134 0:10:42,820 --> 0:10:47,960 می برد مرا به آسمان 135 0:10:47,960 --> 0:10:56,700 می برد مرا به لحظه های حابی دعا 136 0:10:59,700 --> 0:11:06,700 موسیقی 137 0:11:29,700 --> 0:11:33,580 رادیو معارف 138 0:11:33,580 --> 0:11:36,220 صدای فضیلت و فطرت 139 0:11:36,220 --> 0:11:55,020 دوستانی 140 0:11:55,020 --> 0:11:56,620 هفته 141 0:11:59,700 --> 0:12:24,700 موسیقی 142 0:12:24,700 --> 0:12:27,200 بسم الله الرحمن الرحیم 143 0:12:27,200 --> 0:12:30 همراهان گرامی سلام 144 0:12:30 --> 0:12:34,240 روز شما به خیر و سلامتی باشه انشالله 145 0:12:34,240 --> 0:12:42,400 من علی فرهناک توفیق دارم این هفته هم به اتفاق حسن توکلیزاده 146 0:12:42,400 --> 0:12:48,720 تهیه کننده سردویر و نویسنده داستان هفته 147 0:12:48,720 --> 0:12:55,080 و عبدالله جوادی صدا بردار در خدمت شما خوباند باشم 148 0:12:55,080 --> 0:13:00,740 برای این هفته دو داستان کتاه انتخاب شده 149 0:13:00,740 --> 0:13:06,680 به نامهای زلال وقف و ترنج 150 0:13:06,680 --> 0:13:14,040 لطفا اولین داستان کتاه رو با نام زلال وقف بشنویم 151 0:13:14,040 --> 0:13:28,940 هوا گرمه و از آسمون آتیش میباره 152 0:13:28,940 --> 0:13:34,200 قدم تون میکنم و به آخر خیابون میرسم 153 0:13:34,200 --> 0:13:38,420 جایی که یه آب سرد کن گذاشتن 154 0:13:38,420 --> 0:13:40,880 تشنمه 155 0:13:40,880 --> 0:13:45,680 به آب سرد کن که میرسم شیر رو باز میکنم 156 0:13:45,680 --> 0:13:51,740 دستم رو میگیرم زیر شیر و یه دل سیر آب میخورم 157 0:13:51,740 --> 0:13:58,340 چشمم که به تابلوه سبز رنگ سلام بر حسین میفته 158 0:13:58,340 --> 0:14:01,280 لبم به ذکر باز میشه 159 0:14:01,280 --> 0:14:05 یاد دوران بچگی میفتم 160 0:14:05 --> 0:14:10,960 یاد روزای دبستان و کلاس سوم ابتدایی 161 0:14:10,960 --> 0:14:16,040 اوایل خرداد بود و هوا گرم 162 0:14:16,040 --> 0:14:20,180 خرشید با همه ی توانش میتابید 163 0:14:20,180 --> 0:14:22,620 زنگ ورزش بود 164 0:14:22,620 --> 0:14:27,640 خدا خدا میکردیم زودتر زنگ تموم بشه 165 0:14:27,640 --> 0:14:33,040 از تشنگی نای ورزش کردن نداشتیم 166 0:14:33,040 --> 0:14:40,540 عرق از سر و صورتمون می ریخت و لبمون خوشک شده بود 167 0:14:40,540 --> 0:14:49,140 چشممون به معلم ورزش بود که سوت بزنه و زنگ ورزش تموم بشه 168 0:14:50,360 --> 0:14:57,720 به لخره معلم ورزش تو سوت زرد رنگش فوت کرد 169 0:14:57,720 --> 0:15:00,880 بعد دستشو بالا آورد و گفت 170 0:15:00,880 --> 0:15:03,660 تو پا و تنابه رو جمع کنین 171 0:15:03,660 --> 0:15:05,780 زنگ ورزش تمومه 172 0:15:05,780 --> 0:15:11,820 همه به آبخوری گوشه ی حیات نگاه کردیم 173 0:15:11,820 --> 0:15:19,060 چند تا شیر روح از چه مستتیلی شکل سیمانی ردیف شده بود 174 0:15:19,060 --> 0:15:24,660 همراه بچه ها به سختی خودم رو به آبخوری رسوندم 175 0:15:24,660 --> 0:15:31,180 به شیر آب که رسیدم باز کردم و دستمو گرفتم زیر آب 176 0:15:31,180 --> 0:15:36,960 اونقدر گرم بود که دستمو تند پس کشیدم 177 0:15:36,960 --> 0:15:41,040 دیگه هیچ میلی به خوردن آب نداشتم 178 0:15:41,040 --> 0:15:47,880 بقیه بچه هام کمی که آب خوردن زیر لب قرر و لندی کردن 179 0:15:47,880 --> 0:15:53,960 و به اونایی که هنوز نخورده بودن گفتن نخوردنش از خوردنش بهتره 180 0:15:53,960 --> 0:16:02,720 بچه ها برای خوردن یه لیوان آب خونک تو حیات مدرسه لح لح می زدن 181 0:16:02,720 --> 0:16:10,940 اما به جز آب خوری سیمانی با آب گرم خبری از آب خونک نبود 182 0:16:10,940 --> 0:16:21,480 همه منتظر بودن زود زنگ آخر بشه و برن خونه و یه دل سیر آب خونک بخورن 183 0:16:21,480 --> 0:16:27,420 تو مدرسه دیگه کسی از اون آب خوری آب نمی خورد 184 0:16:27,420 --> 0:16:32,980 بعضی از بچه ها گمگمه می آوردن و هر وقت تشنه می شدن 185 0:16:32,980 --> 0:16:38,360 آب خونک گمگمه شونو با ولع سر می کشیدن 186 0:16:38,360 --> 0:16:43,920 به کسی هم تعرف نمی کردن که مبادا زود تموم بشه 187 0:16:43,920 --> 0:16:57,240 اونایی که تشنه بودن تا آخر زنگ حال گوش دادن به درس و نشستن توی کلاس رو نداشتن و رو سندلیاشون چورت می زدن 188 0:16:57,240 --> 0:17:02,620 دیگه زنگ تفریح کسی از کلاس بیرون نمی رفت 189 0:17:03,640 --> 0:17:08,440 هوای گرم توی حیات تشنه ترشون می کرد 190 0:17:08,440 --> 0:17:16,340 همه توی کلاس می نشستیم و به لبای خشک و ترک خرده ی همدیگه نگاه می کردیم 191 0:17:16,340 --> 0:17:20,440 و با آب دهن لبهامونو خیص می کردیم 192 0:17:21,860 --> 0:17:27,920 خرداد که می اومد دیگه زنگای تفریح به همون خوش نمی گذشت 193 0:17:27,920 --> 0:17:34,100 یادم یه روز شمبه مثل همیشه ریاضی داشتیم 194 0:17:35,440 --> 0:17:36,660 خیلی تشنه بودیم 195 0:17:36,660 --> 0:17:41,880 منم مثل بقیه حوصله جمع و تفریق نداشتم 196 0:17:41,880 --> 0:17:46,360 اول خواستم برم و از آب خوری آب بخورم 197 0:17:46,360 --> 0:17:53,720 ولی بعد فکر کردم به بهونهی برم آبدارخونه و از یخچال آب بردارم 198 0:17:53,720 --> 0:17:58,720 از کلاس که بیرون رفتم در رو بستم 199 0:17:58,720 --> 0:18:01,940 ته راه رو آبدارخونه بود 200 0:18:01,940 --> 0:18:12,480 نزدیک آبدارخونه که رسیدم گوشه ای استادم و منتظر پیرزن آبدارشی مدرسه موندم 201 0:18:12,480 --> 0:18:17,680 پیرزن بد اخلاق و خسیس و گرگرو بود 202 0:18:17,680 --> 0:18:20,680 اون حتی جواب سلام ما رو نمی داد 203 0:18:20,680 --> 0:18:24,080 چه برسه به یه لیوان آب خونک 204 0:18:24,080 --> 0:18:32,120 بعضی وقتا یواشکی می رفتیم و از آبدار خونهش آب یخ و خوردنی بر می داشتیم 205 0:18:33,200 --> 0:18:38,020 اون روز هرچی منتظر موندم پیر زن نیومد 206 0:18:38,020 --> 0:18:44,120 اونقدر تشنه بودم که دلم می خواست یه بشک آب خونک بخورم 207 0:18:44,640 --> 0:18:48,300 نراحت به سمت حیات رفتم 208 0:18:48,300 --> 0:18:51,960 تا سرم رو بلند کردم 209 0:18:51,960 --> 0:18:59,800 چشمم افتاد به جعبه فلزی نقرهی رنگی که گوشه حیات بود 210 0:18:59,800 --> 0:19:05,200 اولین بار بود که اون جعبه فلزی رو می دیدم 211 0:19:05,200 --> 0:19:08,240 نمی دونم که اون رو آورده بودن 212 0:19:08,240 --> 0:19:11,980 نزدیک رفتم و روش رو خوندم 213 0:19:11,980 --> 0:19:19,500 نوشته بود واقف حاج عبولحسن سنعتگر 214 0:19:19,500 --> 0:19:25,640 شیر آب سردکونو که فشار دادم آب یخ بیرون زد 215 0:19:25,640 --> 0:19:28,980 با خوشحالی به سمت کلاس دویدم 216 0:19:28,980 --> 0:19:32,020 در رو که باز کردم فریاد زدم 217 0:19:32,020 --> 0:19:34,800 بچه ها بچه ها آب سردکون 218 0:19:34,800 --> 0:19:37,380 یه آب سردکون تو حیات مدرسه است 219 0:19:37,380 --> 0:19:39,820 آبش خونک و تگریه 220 0:19:39,820 --> 0:19:41,360 یخ یخ 221 0:19:41,360 --> 0:19:49,600 با شنیدن این حرف بچه ها به سمت حیات حجوم بردن 222 0:19:49,600 --> 0:19:56,820 صدای خنده ها و شادیشون تو مدرسه پیچیده بود 223 0:20:11,360 --> 0:20:27,460 دوستان گرامی داستان زلال وقف رو شنیدید 224 0:20:27,460 --> 0:20:33,500 لطفاً دومین داستان رو با نام تورنج بشنوید 225 0:20:41,360 --> 0:20:58,520 قطرهای عشق روی صورتش جاری شده بود 226 0:20:58,520 --> 0:21:02,240 دستشو بالا ورد و با نراحتی 227 0:21:02,240 --> 0:21:06,120 آستین لباسشو روی چشماش کشید 228 0:21:06,120 --> 0:21:15,480 بعد کارد و پرد کرد توی زرفشوی و با اجله شیر آبو باز کرد 229 0:21:15,480 --> 0:21:20,860 دو سه بار دستاشو پر از آب کرد و به صورتش پاشید 230 0:21:20,860 --> 0:21:25,840 چشماش می سخت و هنوز عشق می ریخت 231 0:21:26,840 --> 0:21:31,660 به سمت آینه رفت و با حوله صورتشو خوش کرد 232 0:21:31,660 --> 0:21:34,840 بعد به آینه خیره شد 233 0:21:34,840 --> 0:21:41,620 رگای قرمز رنگی تو سفیدی چشماش پخ شده بود 234 0:21:41,620 --> 0:21:46,280 زن زیر لب قر رو لندی کرد و گفت 235 0:21:46,280 --> 0:21:49,100 هچه پیاز تندیه 236 0:21:49,100 --> 0:21:57,640 به آشپسخونه برگشت و زیر قابلمه رو روشن کرد و چند تیک گوشت رو پیازا انداخت 237 0:21:57,640 --> 0:22:06,500 بعد کمی روغن به اونا اضافه کرد و با قاشوق بزرگی همه رو با هم قاطی کرد 238 0:22:06,500 --> 0:22:14,340 باز طرح فرشی که میخواست به بافه تو زهنش اومد و زیر لب گفت 239 0:22:14,340 --> 0:22:18,580 حتما باید تورنج زیاد داشته باشه 240 0:22:20,280 --> 0:22:26,480 با صدای جلز و ولز سرخ شدن گوشت و پیاز به خودش اومد 241 0:22:26,480 --> 0:22:31,900 یه قاشق نمک رونا پاشید و باز تو فکر رفت 242 0:22:31,900 --> 0:22:43,480 چهار تا ترنج چهار گوشه و اطراف می دازم و با اسلیمی های پیچ در پیچ فضای خالی رو پر می کنم 243 0:22:44,200 --> 0:22:52,480 گوشتا قهوهی کمرنگ شده بود به اتاق برگشت و به غالی وسط اتاق نگاه کرد 244 0:22:52,480 --> 0:22:58,360 بعد گوشه غالی رو گرفت و از زمین بلند کرد و با خودش گفت 245 0:22:58,360 --> 0:23:02,060 باید خیلی بزرگتر از این باشه 246 0:23:02,060 --> 0:23:09,840 دوباره به آشپسخونه رفت و فلفل و زرچوبه رو روی گوشتا پاشید 247 0:23:09,840 --> 0:23:13,600 گوشت و پیازا رنگ گرفتن 248 0:23:13,600 --> 0:23:17 زن باز تو فکر رفت 249 0:23:17 --> 0:23:20,740 نباید زیاد رنگش روشن باشه 250 0:23:20,740 --> 0:23:24,960 بعد از زورا که بچه ها تو امامزاده کلاس دارن 251 0:23:24,960 --> 0:23:29,280 رفت و اومد زیاده و قالی زود کسیف میشه 252 0:23:29,280 --> 0:23:34,760 شوله گازو کمتر کرد و لبیه های قرمزو 253 0:23:34,760 --> 0:23:37,820 تو قابلمه ریخت و زیر لب گفت 254 0:23:37,820 --> 0:23:42,900 باید چند تا شهباسی هم به اطرافش اضافه کنم 255 0:23:42,900 --> 0:23:45,960 با این فکر 256 0:23:45,960 --> 0:23:49,280 سبزی های خورد شده رو آورد و 257 0:23:49,280 --> 0:23:54,240 آروم رو لوبیاها ریخت و باز تو فکر رفت 258 0:23:54,240 --> 0:24:00,920 باید زمینه اصلیشو هنائی کنم 259 0:24:00,920 --> 0:24:06,500 قاشقو برداشت و همه چیو خوب با هم قاطی کرد 260 0:24:06,500 --> 0:24:13,300 بعدم شعله رو زیادتر کرد و دوتا لیوان آب تو قابلمه ریخت 261 0:24:13,300 --> 0:24:20,780 چند روز بود که فکر امامزاده حسابی ذهنشو مشغول کرده بود 262 0:24:20,780 --> 0:24:24,600 آخرین باری که برای زیارت رفته بود 263 0:24:24,600 --> 0:24:31,500 قالی رنگ رو رفته و کهنگ امامزاده دلشو شکسته بود 264 0:24:31,500 --> 0:24:34,460 تصمیمشو گرفته بود 265 0:24:34,460 --> 0:24:39,700 میخواست هر طور شده برای سحن امامزاده قالی به بافه 266 0:24:39,700 --> 0:24:44,900 سراغ ترهایی رفت که از غالیای قبلی داشت 267 0:24:44,900 --> 0:24:49,960 نمیخواست فرش امامزاده شبیه اونا باشه 268 0:24:49,960 --> 0:24:57,500 قلم و کاغذ رو برداشت و ترهیو که تو آشپسخونه به ذهنش رسیده بود 269 0:24:57,500 --> 0:25:00,400 رو کاغذ کشید 270 0:25:00,400 --> 0:25:07 نخش پر بود از ترنج و اسلیمی و شاهباسی 271 0:25:07 --> 0:25:11,700 با خوشحالی تره روبروش آویزون کرد 272 0:25:11,700 --> 0:25:16,660 بسم الله گفت و با دقت و حوصله 273 0:25:16,660 --> 0:25:21,400 تار و پود قالی رو رودار آماده کرد 274 0:25:21,400 --> 0:25:25,280 میخواست هرچی زودتر شروع کنه 275 0:25:25,280 --> 0:25:29,180 دستشو رو تار و پودا کشید 276 0:25:29,180 --> 0:25:32,360 اولین گرهو که زد 277 0:25:32,360 --> 0:25:35,140 شوهرش رحمان اومد تو 278 0:25:35,140 --> 0:25:38,380 رحمان کلاهشو برداشت 279 0:25:38,380 --> 0:25:45,300 گشتی تو اتاق زد و با بیحوصلگی رفت سمت دارقالی 280 0:25:45,300 --> 0:25:49,180 زن سلام کرد و گفت 281 0:25:49,180 --> 0:25:54,380 خدا قوت باز چی شده؟ چرا نراحتی؟ 282 0:25:55,200 --> 0:25:56,380 رحمان گفت 283 0:25:56,380 --> 0:26:00,380 هیچی بابا راضیه دیگه چی میخواستی بشه؟ 284 0:26:00,380 --> 0:26:05,980 بازم احالی ده بالا همه دریچه های آبو بستن 285 0:26:05,980 --> 0:26:08,040 درخت ها تشنن 286 0:26:08,040 --> 0:26:10,960 اگه همین جور پیش بره 287 0:26:10,960 --> 0:26:13,620 همه درخت ها خوشک میشن 288 0:26:13,620 --> 0:26:16,620 رازیه گفت 289 0:26:16,620 --> 0:26:22,200 مگه حاج قدرت نگفت رفتن با ریش سفیده مشکل رو حل کنن 290 0:26:22,200 --> 0:26:25,460 رحمان با نراحتی گفت 291 0:26:25,460 --> 0:26:31,140 این مشکل حل شدنی نیست 292 0:26:31,140 --> 0:26:33,880 این از خدا بی خبرها 293 0:26:33,880 --> 0:26:37,020 بزرگ و کچیک سرشون نمیشه 294 0:26:38,380 --> 0:26:39,960 رازیه گفت 295 0:26:39,960 --> 0:26:42,440 حالا نراحت نباش 296 0:26:42,440 --> 0:26:44,380 خدا بزرگه 297 0:26:44,380 --> 0:26:47,140 رحمان گفت 298 0:26:47,140 --> 0:26:49,480 توقل به خدا 299 0:26:49,480 --> 0:26:54,900 بعد نگاهی به دار قالی انداخت و ادامه داد 300 0:26:54,900 --> 0:26:58,720 دوباره دار قالی علم کردی رازیه 301 0:26:58,720 --> 0:27:00,740 مگه چه خبره 302 0:27:00,740 --> 0:27:03,480 رازیه گفت 303 0:27:03,480 --> 0:27:07,600 گفته بودم میخوام برای امامزاده یک کاری بکنم 304 0:27:07,600 --> 0:27:09,460 تصمیم گرفتم 305 0:27:09,460 --> 0:27:13,220 یه قالی به بافم و وقف امامزاده کنم 306 0:27:13,220 --> 0:27:17,460 رحمان لبش به خنده باز شد و گفت 307 0:27:18,300 --> 0:27:21,200 خوش به حال امامزاده 308 0:27:21,200 --> 0:27:24,140 کاشی یکی هم به فکر ما بود 309 0:27:24,140 --> 0:27:28,180 رازیه حرفا عوض کرد و گفت 310 0:27:28,180 --> 0:27:31,320 قضا حاضره برات بیارم 311 0:27:31,320 --> 0:27:35,580 رحمان نفس بلندی کشید و گفت 312 0:27:35,580 --> 0:27:37,380 نه 313 0:27:37,380 --> 0:27:40,340 الان گشنن نیست 314 0:27:40,340 --> 0:27:42,880 میخوام یکم دراز بگیشم 315 0:27:42,880 --> 0:27:46,080 اگه خواب رفتم بیدارم کن 316 0:27:46,080 --> 0:27:49,100 رازیه گفت 317 0:27:49,100 --> 0:27:50,380 باشه 318 0:27:50,380 --> 0:27:52,440 برو استراحت کن 319 0:27:52,440 --> 0:27:58,460 بعد دوباره بسم الله گفت و شروع کرد 320 0:27:58,460 --> 0:28:03,320 تون تون گره ها رو کنار هم می کاشد 321 0:28:03,320 --> 0:28:07,440 رچ ها روی هم سوار می شدن و 322 0:28:07,440 --> 0:28:11,140 کم کم نقشا جون می گرفتن 323 0:28:11,140 --> 0:28:15,160 تا رنگا خود نمایی کنن 324 0:28:22,440 --> 0:28:34,540 یک سال بعد 325 0:28:34,540 --> 0:28:48,440 مشرم زون متولی امام زاده مثل همیشه 326 0:28:48,440 --> 0:28:55,040 با جاروی دستی کچیکش پادری جلوی امام زاده رو جارو کشید 327 0:28:55,040 --> 0:29:00,720 بعد کفشا رو جفت کرد و کنار دیوار گذاشت 328 0:29:00,720 --> 0:29:07,080 از اون روزایی بود که امام زاده مهمون قریبه داشت 329 0:29:07,080 --> 0:29:15,580 گاهی ادهی برای گردش و تفریح به حوالی سرسبز امام زاده می اومدن 330 0:29:15,580 --> 0:29:21,100 اونجا پر بود از سپیدارای بلند و زیبا 331 0:29:22,440 --> 0:29:29,820 مردمی که می اومدن وقتی از احالی ده متوجه کرامات امام زاده می شدن 332 0:29:29,820 --> 0:29:33,120 برای زیارت به اونجا هم میرفتن 333 0:29:33,120 --> 0:29:39 حالا ادهه زیادی تو امامزاده جم شده بودن 334 0:29:39 --> 0:29:43,760 مشرم از اون قدم تو امامزاده گذاشت و 335 0:29:43,760 --> 0:29:48,900 مهرای گوشه و کنار دیوار و سحنو جم کرد و 336 0:29:48,900 --> 0:29:52,380 گذاشت تو کارتون مخصوص مهرا 337 0:29:52,380 --> 0:29:56,480 بعد پارچه سبزه رو زریح و 338 0:29:56,480 --> 0:29:59,940 صاف کرد و شیشه گلابو از روتو