1 0:00:00 --> 0:00:04,120 و جتل اسلام وحیدی از سیره و اخلاق و علوان برمون صحبت میکنن 2 0:00:04,120 --> 0:00:08,320 ساعت نو ده دقیقه روایت کتاب اقیانوس مشرق 3 0:00:08,320 --> 0:00:14,940 نو بیس و پنی دقیقه یه حکم شرعی کتاح کار بردید در آیا میدانستید 4 0:00:14,940 --> 0:00:19,900 و ساعت نو سی دقیقه درس خارج مهدویت 5 0:00:19,900 --> 0:00:27,580 صحبت های آیت الله نجم و دین تبسی در نشان صبح انشاءالله تقدیمتون خواهد شد 6 0:00:27,580 --> 0:00:37,380 با شما هستیم همچنان از پخش صدای فضیلت و فطرت شبکه رادیه ی معارف با اعلام ساعت 21 نوه شب دعوت میکنم پارسایان رو بشنن 7 0:00:57,580 --> 0:01:11,580 موسیقی 8 0:01:27,580 --> 0:01:30,820 حجت الاسلام وحیدی 9 0:01:57,580 --> 0:02:02,880 یکی از نکات مورد تأکید هزارات معصومین علیهم صلوات الله 10 0:02:02,880 --> 0:02:06,600 همت بلند استفاده از وقت 11 0:02:06,600 --> 0:02:13,380 مولام امیر المؤمنین علیه السلام فرمودن خیر الهمم اعلاها 12 0:02:13,380 --> 0:02:17,040 بهترین همت ها بلندترین اونهاست 13 0:02:17,040 --> 0:02:22,520 همت بلند با ناملایمات روزگار کتاه نمیاد 14 0:02:22,520 --> 0:02:27,580 همراه میشه بلند هست و میره و به نتیجه میرسه 15 0:02:27,580 --> 0:02:33,080 روایت دیگری نغل بکنم از مولا امیر المؤمنین علیه السلام 16 0:02:33,080 --> 0:02:38,920 حضرت فرمودند هرگاه در طلب چیزی برمیایی 17 0:02:38,920 --> 0:02:43 میخوای به یه جایی برسی باید بلند هممت باشی 18 0:02:43 --> 0:02:46,740 باید آدم با هممت بلند کار بکنه 19 0:02:46,740 --> 0:02:51,640 حضرت فرمودند که آن کسی از همه بیشتر در مزیق و تنگ 20 0:02:51,640 --> 0:03:04,700 حالی است که خواهشهاش بیشتر باشه و خواست و آرمانش بزرگ و خرجیش زیاد و کمک خرج او کم 21 0:03:04,700 --> 0:03:11,720 هممت نداره تلاش نمی کنه و بعد نمی تونه به اون نتیجهی که می خواد برسه 22 0:03:11,720 --> 0:03:19,380 خدا به همه من توفیق بده اهل تلاش برای رسیدن به خواستهای مادی و معنوی من باشیم 23 0:03:19,380 --> 0:03:24,880 و از هممت بلند برای رسیدن به اونها قفلت نکنیم انشاءالله 24 0:03:49,380 --> 0:04:02,160 خدا رحمت کنه مرحوم آیت الله سید مرتزا میر جهانی رحمت الله علیه نرمی کنن ایشون در ایام تحصیلشون در مدرسه صدر اسفهان 25 0:04:02,160 --> 0:04:12,100 علا رغم موفقیت های علمی بسیار خوبی که به دست آورده بودند اما مشکلات اقتصادی فراوانی هم داشتند 26 0:04:12,100 --> 0:04:16,800 گاهی می شود چند روز قضا پیدا نمی کردن که بخورن 27 0:04:16,800 --> 0:04:20,380 اما به هیچ وش درس خودشون رو تعتیل نکردن 28 0:04:20,380 --> 0:04:23,600 کار علمی خودشون رو تعتیل نکردن 29 0:04:23,600 --> 0:04:25,820 خود ایشون نغمی کنن 30 0:04:25,820 --> 0:04:30,100 می گن چهل روز بود که از مدرسه بیرون نرفته بودم 31 0:04:30,100 --> 0:04:32,160 کار علمی داشتم درس داشتم 32 0:04:32,160 --> 0:04:35,320 باید وظیفه علمی خودم رو انجام می دهدم 33 0:04:35,320 --> 0:04:38,920 چهل روز بود که از مدرسه بیرون نرفته بودم 34 0:04:38,940 --> 0:04:40,800 مقداری نان خشک 35 0:04:40,800 --> 0:04:55,640 و مثلا ماست چکیده قضای قابل مصرفی هم از رستای خودمون جرقویه آورده بودم که استفاده بکنم و برای خرد و خوراک از هجره و از مدرسه بیرون نرم 36 0:04:55,640 --> 0:05:01,600 همین نانه خوش که خودم رو میخوردم که نخواهم برم دنبال قضا درست خودم رو بخورم 37 0:05:01,600 --> 0:05:05,900 خیلی خوب جهل روز گذشت و مواد قضایی تمام شد 38 0:05:05,900 --> 0:05:08,260 دیگه چیزی نداشتم برای خوردن 39 0:05:08,260 --> 0:05:11,520 سه روز گذشت و من چیزی نخورده بودم 40 0:05:11,520 --> 0:05:15,720 پولی هم نداشتم که برم بیرون یه چیزی بخرم و بخورم 41 0:05:15,720 --> 0:05:19,580 دلم هم رضایت نمیداد از کسی برم درخواست بکنم 42 0:05:19,580 --> 0:05:20,900 یه کمکی به من بکنن 43 0:05:20,900 --> 0:05:23,400 درس میخاندم و گرسنگی میکشیدم 44 0:05:23,400 --> 0:05:26,780 ایشون میگن روز ثبوت دیدم که 45 0:05:26,780 --> 0:05:30,080 یکی از شاگردهای مدرسه کاهو خریده 46 0:05:30,080 --> 0:05:32,700 میخواد کاهوهای خودش رو تمیز بکنه 47 0:05:32,700 --> 0:05:35,980 اومده دور حوض مدرسه نشسته 48 0:05:35,980 --> 0:05:40,520 این برگهای کلوفت و نامناسب کاهو رو داره میکنه 49 0:05:40,520 --> 0:05:42,400 کنار حوض گذاشته 50 0:05:42,400 --> 0:05:45,420 بقیه کاهوها رو شست و برای خودش برد 51 0:05:45,420 --> 0:05:46,620 نگاه کردم 52 0:05:46,620 --> 0:05:50,060 حواسم جم شد کسی نباشه من رو نبینه 53 0:05:50,060 --> 0:05:51,660 مدرسه که خلبت شد 54 0:05:51,660 --> 0:05:55,700 رفتم اون برگهایی که اون طلبه دور ریخته بود رو برداشتم 55 0:05:55,700 --> 0:06:00,160 تمیز شستم و با همونها خودم رو سیر کردم 56 0:06:00,160 --> 0:06:02,840 ولی درس خودم رو تعتیل نکردم 57 0:06:02,840 --> 0:06:05,340 این یعنی هممت بلند 58 0:06:05,340 --> 0:06:08,560 این یعنی آدم برای اون هدفی که داره 59 0:06:08,560 --> 0:06:11,820 هیچ چیزی جلوی او رو نگیره 60 0:06:11,820 --> 0:06:14,780 همین مرحوم آیت الله میر جهانی 61 0:06:14,780 --> 0:06:18,500 رحمت الله علیه استادی دارن در اسفهان 62 0:06:18,500 --> 0:06:21,260 به نام هاچیخ علی یزدی 63 0:06:21,260 --> 0:06:25,420 این شیخ علی یزدی رحمت الله علیه استاد برجستهی 64 0:06:25,420 --> 0:06:28,220 در شرح لومه هست برای طلبه ها درس میده 65 0:06:28,220 --> 0:06:31,440 از محله بیداباد اسفهان 66 0:06:31,440 --> 0:06:35,340 تا مدرسه پیاده میاد تا مدرسه صدر 67 0:06:35,340 --> 0:06:37,700 هم کمالات علمی داره 68 0:06:37,700 --> 0:06:40,160 هم کمالات اخلاقی معنوی داره 69 0:06:40,160 --> 0:06:44,560 ولی از نظر مالی بسیار فقیر و گرفتاره 70 0:06:44,560 --> 0:06:48,700 آنچنان با حرارت و با نشات درس میده 71 0:06:48,700 --> 0:06:51,020 که اگر کسی ایشون رو نشناسه 72 0:06:51,020 --> 0:06:53,520 باورش نمیشه که ایشون همون کسیست 73 0:06:53,520 --> 0:06:56,380 که از در اقتصادی اینقدر گرفتاره 74 0:06:56,380 --> 0:06:58,480 و هر روز برای رسیدن به درس 75 0:06:58,480 --> 0:07:04,260 این مقدار راه زیاد رو باید پیاد روی بکنه بیاد سر درس 76 0:07:04,260 --> 0:07:11,380 اینقدر علمای بزرگ برای اهداف خودشون هممت بلند داشتند 77 0:07:11,380 --> 0:07:18,020 این ناملایمات زندگی فقر و گرسنگی اونها رو از پا نمی اندازه 78 0:07:18,020 --> 0:07:22,060 این جمدرم عرض بکنم در مورد اون جناب شیخ علی یزدی 79 0:07:22,060 --> 0:07:27,400 که استاد مرحوم آیت الله سید مرتضای میر جهانی در اوائل تحصیلش هست 80 0:07:27,400 --> 0:07:30,560 اونقدر ایشون با نشات درس میداده 81 0:07:30,560 --> 0:07:34,460 که طلبه ها برای ایشون شعر هم ساخته بودن 82 0:07:34,460 --> 0:07:38,820 میگفتن واقعا مدرسه صدر صفایی دارد 83 0:07:38,820 --> 0:07:43,140 بلبلی شیخ علی نام و نوایی دارد 84 0:07:43,140 --> 0:07:45,740 اینقدر زیبا ایشون کار میکرده 85 0:07:45,740 --> 0:07:51,200 یکی از شاگردان مرحوم آیت الله الازمه خوی رحمت الله علی 86 0:07:51,200 --> 0:07:57,780 نقل میکنه که ما در جلسه استفتاء مرحوم آیت الله خویی رحمت الله علی نشسته بودیم 87 0:07:57,780 --> 0:08:03,940 خبر دادن که پسر ایشون آسد علی آقا در جاده کربلا تصادف کرده 88 0:08:03,940 --> 0:08:10,980 مرحوم شیخ عبدالحسین واعز که روزخان هم بودن رو صدا زده بودن که بیاد روزه بخونه 89 0:08:10,980 --> 0:08:18,480 تا اگر خبر فوت سید علی با آیت الله خویی رسید ایشون با روزه خودش رو تسکین بده 90 0:08:18,480 --> 0:08:20,640 برای ایشون اتفاق خاصی نیفته 91 0:08:20,640 --> 0:08:25,240 خلاصه مطرح کردن که به سر شما تصادف سختی کرده 92 0:08:25,240 --> 0:08:27,140 ایشون یه جملهی گفت 93 0:08:27,140 --> 0:08:29,560 حالا هست یا 94 0:08:29,560 --> 0:08:31,760 دیگه بقیه جمله رو نگفت 95 0:08:31,760 --> 0:08:34,320 بچه ای من هست یعنی زنده هست یا 96 0:08:34,320 --> 0:08:35,440 ساکت شد 97 0:08:35,440 --> 0:08:39,740 این شایر دایت الله از مخوی رحمت الله علیه نقل میکنه 98 0:08:39,740 --> 0:08:44,240 من دیدم قلم که دستشون بود لرزید 99 0:08:44,240 --> 0:08:47,580 روزه خوند برهوم شیخ عبدالحسین واعز 100 0:08:47,580 --> 0:08:51,600 ایشون عشقهاش رو بعد از روزه پاک کرد 101 0:08:51,600 --> 0:08:53,780 خبر ارتحال فرزند رو بهش دادن 102 0:08:53,780 --> 0:08:57,800 گفت خیلی خوب حالا کتابها رو بیارید من مشغول کار خودم بشم 103 0:08:57,800 --> 0:09:02,140 شروع کرد به ادامه نوشتن کتاب معجم رجال الحدیث 104 0:09:02,140 --> 0:09:04,560 خبر مرگ پسرش رو داده بودند 105 0:09:04,560 --> 0:09:08,960 اما تا اون شب تا چهار ساعت بعد از این قضیه 106 0:09:08,960 --> 0:09:11,160 کار علمی خودش رو تعتیل نکرد 107 0:09:11,160 --> 0:09:12,760 هممت بلند یعنی این 108 0:09:12,760 --> 0:09:17,400 وظیفه خودش میدونه که من باید کار علمی خودم رو انجام بدم 109 0:09:17,400 --> 0:09:19,520 و اینجور تأثیر نکنم 110 0:09:19,520 --> 0:09:24,120 باز در باره مرحوم آیت الله العزماخوی رحمت الله علیه نقل میکنن که 111 0:09:24,120 --> 0:09:27,400 خب پدر ایشون هم جز علما و بزرگان بودن 112 0:09:27,400 --> 0:09:32,460 یه وقتی میبینن که پسرشون شبها چراق اتاقش روشنه 113 0:09:32,460 --> 0:09:35,140 تا صبح مشغول متالعه هست 114 0:09:35,140 --> 0:09:36,620 مشغول کار علمی هست 115 0:09:36,620 --> 0:09:41,620 گفته بودن که بابا جان من به شما میگم شبها مقداری بخابید 116 0:09:41,620 --> 0:09:43,440 استراحت بکنین 117 0:09:43,440 --> 0:09:46,100 اینجور که شما تا صبح بیدار هستی 118 0:09:46,100 --> 0:09:47,960 زرر به خودت میزنی 119 0:09:47,960 --> 0:09:49,940 مشکلاتی برات درست میشه 120 0:09:49,940 --> 0:09:51,420 آیتو لازم خویی رحمت الله 121 0:09:51,420 --> 0:09:54,280 من اونقدر شوق به علم داشتم 122 0:09:54,280 --> 0:09:57,280 نمیتونستم کتاب رو بگذارم کنار 123 0:09:57,280 --> 0:09:58,960 اصلا خوابم نمیمورد 124 0:09:58,960 --> 0:10:00,180 دلم میخواست که 125 0:10:00,180 --> 0:10:03,760 مطالب علمی رو بیشتر از پیش یاد بگیرم 126 0:10:03,760 --> 0:10:04,980 چراق روشن بود 127 0:10:04,980 --> 0:10:06,140 مشکول متعالیه بودم 128 0:10:06,140 --> 0:10:09,500 پدرم که برای نماز شب بلند میشد 129 0:10:09,500 --> 0:10:13,160 چشمش می افتاد به چراق روشن اتاق من 130 0:10:13,160 --> 0:10:16,900 صدا می زد که مگر نگفتم مقداری استراحت کنید 131 0:10:16,900 --> 0:10:21,100 بلا فاصله من فیتیله این چراق نفتی رو پایین می کشیدم که 132 0:10:21,100 --> 0:10:24,920 پدرم فکر کنن که من دارم استراحت می کنم و به خواب رفتم 133 0:10:24,920 --> 0:10:29,220 ولی شوق درس خوندن اجازه خواب به من نمی داد 134 0:10:29,220 --> 0:10:34,840 خدا هممون رو اهل توجه و اهل عمل قرار بده انشاءالله 135 0:10:39,500 --> 0:10:50,800 اینجا یه باغ پرگوله 136 0:10:50,800 --> 0:10:55,400 اینجا واجه ها تبلور نورند 137 0:10:55,400 --> 0:11:01,140 اینجا جرع نوش زلال وحی و ولایتیون 138 0:11:01,140 --> 0:11:04,100 گوش دل بستان 139 0:11:04,100 --> 0:11:09,080 اینجا صدای فضیلت و فتفت است 140 0:11:09,080 --> 0:11:15,440 راژیو معارف موج اف ایم ردیف 96 مگه هرتز 141 0:11:15,440 --> 0:11:19,800 موج ایم ردیف 1071 کیلو هرتز 142 0:11:35,800 --> 0:11:38,840 روایت کتاب 143 0:11:38,840 --> 0:11:47,660 بر اساس کتاب اقیانوس مشرق نوشته مجید پورولی کلشتری 144 0:11:47,660 --> 0:12:00,240 به نام خدای بزرگ دوستان عزیز سلام 145 0:12:00,240 --> 0:12:03,980 روایت کتاب را از راژیو معرف می شننید 146 0:12:03,980 --> 0:12:11 در این برنامه گذیده ای از کتاب اقیانوس مشرق در ساختار روای نماشی اختباس و روایت می شه 147 0:12:11 --> 0:12:18,180 این کتاب داستان سرگشتگی مردی به اسم امران و فسالش به ولایت امام رزا علیه سلامه 148 0:12:18,180 --> 0:12:26,060 در برنامه های قبل شنیدید که امران به دنبال آب حیات از جنوب به شمال می رفت که در کبیر گم شد 149 0:12:26,060 --> 0:12:36,640 اون خسته و تشنه روی خاک تفتیده یکویر پیش میرفت که مردی به اون رسید و خودش رو فرستادی امام رزا معرفی کرد و مشک آبی به اون داد 150 0:12:36,640 --> 0:12:51,120 بعد مسیری رو به امران نشون داد و گفت که اگه به دنبال آب حیاته باید چهل قدم پیش بره تا به خونه ی پینه دوزی روشنزمیر برسه و از اون نشونی چشمه ی آب حیات رو بگیره 151 0:12:51,120 --> 0:12:57,840 امران خسته به خونه حاج کریم پینه دوز رسید و از اون نشونی آب حیات رو خواست 152 0:12:57,840 --> 0:13:04,060 حاج کریم به اون گفت که چشمه آب حیات حقیقی در خراسان و خونه مامرزا می جوشه 153 0:13:04,060 --> 0:13:08,940 اما امران اصرار داشت به دنبال چشمه آب حیات خیالی بره 154 0:13:08,940 --> 0:13:12,440 اون با کاروانی به سمت دریای شمال رفت 155 0:13:12,440 --> 0:13:15,500 حاج کریم و دخترش راهله هم راهی خراسان شدن 156 0:13:15,500 --> 0:13:19,800 اونا در مسیر خراسان بودند که امران سوار برعص برگشت 157 0:13:19,800 --> 0:13:22,960 و با حاج کریم و دخترش راهل هم سفر شد 158 0:13:22,960 --> 0:13:26,580 حاج کریم و همراهانش در مسیر گرفتار دو راه زن شدن 159 0:13:26,580 --> 0:13:31 اما به شکل معجزه آسایی از دست راه زنها نجات پیدا کردن 160 0:13:31 --> 0:13:35,900 امران حاج کریم و که به دست راه زنها زخمی شده بود به خونه طبیبی برد 161 0:13:35,900 --> 0:13:40,340 طبیب بعد از معاینه و مرهم گذاشتن روی زخم حاج کریم 162 0:13:40,340 --> 0:13:44,200 به امران گفت که دارو و وسائل زیادی دیو خونه نداره 163 0:13:44,200 --> 0:13:50,260 و باید طبیب دیگه ای پیرمرد پین دوز رو با داروهای مناسب مدابع کنه 164 0:13:50,260 --> 0:13:55,920 امران حاج کریم و دخترش راهلر رو سوار برعزب کرد و از خونه ی طبیب بیرون رفت 165 0:13:55,920 --> 0:13:59,560 اونا در منصیر خراسان به رودخانه ای رسیدن 166 0:13:59,560 --> 0:14:04,060 حاج کریم که حالش کمی بهتر شده بود مشغول صحبت با امران شد 167 0:14:04,060 --> 0:14:08,920 حاج کریم از امام رزا علیه سلام گفت و امران با دقت شنید 168 0:14:08,920 --> 0:14:13,720 اونا مشغول صحبت بودند که مردی از دور به اونا نزدیک شد 169 0:14:13,720 --> 0:14:19,820 و حالا ادامه ی روایت کتاب اوگیانوس مشرق در قسمت 23 170 0:14:19,820 --> 0:14:33,920 موسیقی 171 0:14:33,920 --> 0:14:39,340 هاشکریم و امران نزدیک رودخانه نشسته بودن و صحبت میکردن 172 0:14:39,340 --> 0:14:45,220 راهله دختر هاشکریم با کمی فاصله نشسته و پاشو توی آب رودخانه فرو برده بود 173 0:14:45,220 --> 0:14:50,240 مردی که به سمت اونا میرفت از راه رسید و سلام کرد 174 0:14:50,240 --> 0:14:55,320 امران و هاشکریم پین دوز به اون نگاه کردن و جواب سلامشو دادن 175 0:14:55,320 --> 0:14:57,960 مرد با امران و هاشکریم دست داد 176 0:14:57,960 --> 0:15:02,080 بعد به بخشهی که توی دستش بود اشاره کرد و گفت 177 0:15:02,080 --> 0:15:04,440 مقداری نان و اصل آبردم 178 0:15:04,440 --> 0:15:06,840 مرد به امران اشاره کرد و ادامه داد 179 0:15:06,840 --> 0:15:10,380 از این برادر شنیدم که مجروح شده اید 180 0:15:10,380 --> 0:15:13,420 برای زخ اصل حکم دارو دارد 181 0:15:13,420 --> 0:15:15,460 سباس بذارم دوان مرد 182 0:15:15,460 --> 0:15:19,240 از خراسان آمده ایدی و به خراسان می روید 183 0:15:19,240 --> 0:15:21,920 هفت روز در خراسان بودیم 184 0:15:21,920 --> 0:15:25,280 آقبت روز هفتم اقبال یارمان شد و توانستیم 185 0:15:25,280 --> 0:15:28,480 علی ابن موسر رزا را از نزدیک ببینیم 186 0:15:28,480 --> 0:15:30,560 خوشبر اقبال شما 187 0:15:30,560 --> 0:15:33,140 شما هم راهی خورسانید 188 0:15:33,140 --> 0:15:37,920 اگر خدا انایت کند و علی ابن موسر رزا لیا قد دهد 189 0:15:37,920 --> 0:15:41,240 امران که حرفای حاج کریم و مرد رو میشنید 190 0:15:41,240 --> 0:15:45,180 نگاهی به راهله کرد که کنار رودخونه نشسته بود 191 0:15:45,180 --> 0:15:48,960 چند پسر بچه کنار رودخونه مشغول بازی و جست و خیز بودن 192 0:15:48,960 --> 0:15:50,920 صدای خندشون بلند بود 193 0:15:50,920 --> 0:15:53,520 حاج کریم روبه مرد کرد و پرسید 194 0:15:53,520 --> 0:15:55,320 از مولای ما چه خبر 195 0:15:55,320 --> 0:15:56,760 چه بگویم 196 0:15:56,760 --> 0:15:58,820 زبانم ناتبان است 197 0:15:58,820 --> 0:16:01,560 در قافله ما کوری بود که بینا شد 198 0:16:01,560 --> 0:16:03,640 الله اکبر 199 0:16:03,640 --> 0:16:07,360 امران روبه هاج کریمه پینه دوز کرد و گفت 200 0:16:07,360 --> 0:16:08,520 ببینم هاج کریم 201 0:16:08,520 --> 0:16:10,620 ماجرایی را که برایم تریف کردی 202 0:16:10,620 --> 0:16:13,100 خودت با چشمه دیده ای؟ 203 0:16:13,100 --> 0:16:14,260 کدام ماجرا 204 0:16:14,260 --> 0:16:17,380 ماجرای آن مرد که در کیزش خنجری پنهان کرد بود 205 0:16:17,380 --> 0:16:19,560 تا علی ابن موسرزا را بکشد 206 0:16:19,560 --> 0:16:22,200 همسایی دارم به نام رحمان 207 0:16:22,200 --> 0:16:24,280 که خود در این جلسه حاضر بود 208 0:16:24,280 --> 0:16:26,820 و اعتراف آن مرد را دیده باشن 209 0:16:26,820 --> 0:16:28,780 چه میخوایی بگویی؟ 210 0:16:28,780 --> 0:16:29,560 این مرد 211 0:16:29,560 --> 0:16:33,120 حاج کریم به مرد تازه بارد اشاره کرد و ادامه داد 212 0:16:33,120 --> 0:16:36,160 این مرد از کوری خبر داد 213 0:16:36,160 --> 0:16:39,600 که با انایتهای علی ابن حسن رزا بینا شده 214 0:16:39,600 --> 0:16:41,820 این برای تو مفهومی ندارد؟ 215 0:16:42,600 --> 0:16:44,600 دنبال چه هستی جوان؟ 216 0:16:44,600 --> 0:16:45,700 دنبال حقیقت 217 0:16:45,700 --> 0:16:47,820 آیا با نگاهی سراسر تردید 218 0:16:48,420 --> 0:16:50,760 میتوان به حقیقت رسید؟ 219 0:16:50,760 --> 0:16:53,820 من تا چیزی را به چشم نبینم باور نمی کنم 220 0:16:54,440 --> 0:16:55,480 ببین جوان 221 0:16:56,820 --> 0:17:04,160 ما با عقل که حجت درونی ماست در په معرفت حجت بیرونی که همان ما منست جستجو می کنیم 222 0:17:04,160 --> 0:17:12,140 و این جستجو از طریق آیات محکم کتاب خدا و احادیث صحیح و مسلمات تاریخی کامل می شد 223 0:17:12,140 --> 0:17:16,540 نباید در باره همه چیز شک کرد و تردید داشت 224 0:17:16,540 --> 0:17:24,320 اما گاهی آدمی برای پذیرفتن حقای ناچرست به نخل قل و تاریخ و گفتار صادقان اکتفا کند 225 0:17:24,320 --> 0:17:26,120 راهی جزی نیست 226 0:17:26,120 --> 0:17:29,200 اکنون من از تو میپرسم 227 0:17:29,200 --> 0:17:33,220 به من بگو ان چشمه آب حیاتی را که در جسد جویانی 228 0:17:33,220 --> 0:17:37,920 با چشم خودت دیده یا از آب آن چشمه نوشیده ای؟ 229 0:17:37,920 --> 0:17:39,800 ندیدم و ننوشیدم 230 0:17:39,800 --> 0:17:43,880 بس از کجا میدانی چنین چشمه ی هست و آبی دارد 231 0:17:43,880 --> 0:17:46,340 که باعث حیات عبدی 232 0:17:46,340 --> 0:17:53,420 مگر نه این که خودت استدلال کردی که فقط چیزی را بابر میکنی که با چشمه دیده باشیم 233 0:17:53,420 --> 0:17:55,500 امران ساکت بود 234 0:17:55,500 --> 0:17:57,480 حاج کریم پین دوز ادامه داد 235 0:17:57,480 --> 0:18:01,100 تو در باره آن چشمه یا به حیات فقط شنیده 236 0:18:01,100 --> 0:18:03,240 یا این همان نقل است که من گفتم 237 0:18:03,240 --> 0:18:08,340 آدمی به ناچار باید به نقل صادقان اعتماد و استناد کنن 238 0:18:08,340 --> 0:18:10,260 همه چیز رو نمیتواندید 239 0:18:10,260 --> 0:18:15,540 عمر آدمی همانقدر بلند نیست که به طوانت تمام حقائق دنیا رو با خودش 240 0:18:15,540 --> 0:18:18,100 به تنهایی درک کند و ببیند و دریاورد 241 0:18:18,720 --> 0:18:21,040 خیلی چیزها رو باید شنید 242 0:18:21,040 --> 0:18:27,120 این که می گویند فلان جا سردست و فلان سرزمین گرم یا فلان کوه سرسبزست و فلان دشت برهود 243 0:18:27,120 --> 0:18:30,720 تمام اینها شنیدنی هاییست که دیده نشده هست 244 0:18:30,720 --> 0:18:35,040 نمی شود تمام شنیده ها را انکار کرد و نپذیروفد 245 0:18:35,820 --> 0:18:41,040 شیعه درباره ی عمه هم به نقل و روایات اعتماد نکنه 246 0:18:42,060 --> 0:18:43,860 اما نه به تمام آنها 247 0:18:43,860 --> 0:18:47,120 بلکه به موسق ترین و صحیف ترین آنها 248 0:18:47,120 --> 0:18:50,600 مرد تازه وارد به صفره اشاره کرد و گفت 249 0:18:50,600 --> 0:18:52,780 بفرمایید نان و اصل 250 0:18:52,780 --> 0:18:55,500 حاش کریم پیندوز به راهله نگاه کرد 251 0:18:55,500 --> 0:18:57,720 راهله از کنار رودخانه بلند شده 252 0:18:57,720 --> 0:19:00,940 و کمی دورتر کنار تخت سنگ کتاهی نشسته بود 253 0:19:00,940 --> 0:19:05,240 حاش کریم دست دراز کرد و تکه این نون از توی صفره برداشت 254 0:19:05,240 --> 0:19:06,960 و توی زرف اصل فرو برد 255 0:19:06,960 --> 0:19:07,780 مرد پرسید 256 0:19:07,780 --> 0:19:11,440 زخمتان التیام یافته؟ 257 0:19:11,440 --> 0:19:16,660 کبوتری هستم که هوای علی ابن موسر رزا در سرم هست 258 0:19:16,660 --> 0:19:19,740 اما بالم شکسته برایم دعا کن 259 0:19:19,740 --> 0:19:22,680 امران رو به مرد کرد و پرسید 260 0:19:22,680 --> 0:19:27,920 تو چه مرد؟ آیا تو چیزی از علی ابن موسر ازا دیده ای؟ 261 0:19:27,920 --> 0:19:34,660 دوستی داشتم به نام عبو عاشم که امام را در سفر ایشان از احواز به خوراسان همراهی کرده بود 262 0:19:34,660 --> 0:19:40,180 از او داستان عجیبی شنیدم که هر بار روایت میکرد اشت در چشمانش جاری میشد 263 0:19:40,180 --> 0:19:43,660 حاج کریم لغمه ای توی دهنش گذاشت و گفت 264 0:19:43,660 --> 0:19:54,660 مرد به دوروبرش نگاهی کرد و گفت 265 0:19:54,660 --> 0:20:01,700 ابو هاشن برایم تعریف کرد که امام در راه خراسان در اطراف احواز در محلی تبقف کردن 266 0:20:01,700 --> 0:20:04,480 تابستان بود و هوا بسیار گرم و تاقد فرسا 267 0:20:04,480 --> 0:20:10,180 امام از شدت گرما و طولانی شدن سفر بیمار شدند و در بستر بیماری افتادند 268 0:20:10,180 --> 0:20:13,460 در همان حال طبیبی به محضر امام وارد شد 269 0:20:13,460 --> 0:20:19,200 حضرت نوعی گیاه مخصوصا به طبیب معرفی کردند و از او خواستند آن گیاه را تحییه کنند 270 0:20:19,200 --> 0:20:24,460 طبیب با شرمندگی به امام نگاه کرد و عرض کرد که من چنین گیاهی را نمی شناسم 271 0:20:25,040 --> 0:20:30,740 حاش کریم پینه دوز همینطور که حرفای مردم می شنید نونو توی اصل زد و توی دهنش گذاشت 272 0:20:30,740 --> 0:20:31,760 مرد ادامه داد 273 0:20:31,760 --> 0:20:36,840 ابو حاشمی گفت طبیب به امام عرض کرد من حتی نام این گیاه را نشنیدم 274 0:20:36,840 --> 0:20:39,580 اگر هم این گیاه در این حوالی موجود باشد 275 0:20:39,580 --> 0:20:42,480 در چنین فصلی نمی شود آن را پیدا کرد 276 0:20:42,480 --> 0:20:43,560 امام فرمودند 277 0:20:43,560 --> 0:20:47,960 پس مقداری نیشکر برایم بیا بری تا با آن خود را مداوا کنم 278 0:20:47,960 --> 0:20:50,900 طبیب دوباره نگاهی به امام کرد و گفت 279 0:20:50,900 --> 0:20:53,400 این دارو از داروی اول نایاب تر است 280 0:20:53,400 --> 0:20:55,840 زیرا همکنون فصل نیشکر نیست 281 0:20:55,840 --> 0:20:58,500 حضرت لبخندی زدند و فرمودند 282 0:20:58,500 --> 0:21:00,480 هر دو اینهایی که گفتم 283 0:21:00,480 --> 0:21:02,840 در سرزمین شما یافت می شود 284 0:21:02,840 --> 0:21:05,960 مرد نفس بلندی کشید و ادامه داد 285 0:21:05,960 --> 0:21:10,800 ابو آشم همون رفیق من که این داستان را برای هم روایت می کرد می گفت 286 0:21:10,800 --> 0:21:19,240 علی ابن موسا مرا همراه طبیب کرد و فرمود همراه این طبیب به شازروان برو و از فلان رودخانه اوبور کن 287 0:21:19,240 --> 0:21:24,720 وقتی از رودخانه گذشتی شخصی را می بینی که در حال آبیاری کردن زمینی زراییست 288 0:21:24,720 --> 0:21:30,400 سلام مرا به او برسانا از محل کشت نیشکر و گیاهی که گفتم سؤال کن 289 0:21:30,400 --> 0:21:32,620 مرد مکسی کرد و بعد ادامه داد 290 0:21:32,620 --> 0:21:34,700 رفیقم ابو آشم میگفت 291 0:21:34,700 --> 0:21:37,400 طبق دستور امام همراه طبیب به راه افتادم 292 0:21:37,400 --> 0:21:39,660 و طبق راه نمایی علی ابن موسر رزا 293 0:21:39,660 --> 0:21:42,420 به رودخانهی که امام فرموده بود رسیدیم 294 0:21:42,420 --> 0:21:45,340 از رودخانه گذشتیم و مرد کشاورزی را دیدیم 295 0:21:45,340 --> 0:21:48,660 که مشغول زراعت و آبیاری زمین خود بود 296 0:21:48,660 --> 0:21:51,560 طبق فرموده از رد موضوع را به او گفتیم 297 0:21:51,560 --> 0:21:54,040 کشاورز ما را به دو گیاه راه نمایی کرد 298 0:21:54,040 --> 0:22:00,720 حبو آشمی گفت در بین راه طبیب رو به من کرد و پرسید این شخص کیست که علم قیب دارد 299 0:22:00,720 --> 0:22:04,720 گفتم او فرزند رسول خدا و امام مردمان و خلایق است 300 0:22:04,720 --> 0:22:08,400 حاج کریم سر تکون داد و به امران نگاه کرد 301 0:22:08,400 --> 0:22:10 بعد با بغز گفت 302 0:22:10 --> 0:22:13,320 سلام و درود و خدا و ریبت بوسر 303 0:22:13,320 --> 0:22:17,680 از ایشان هر چه بگویند و بگوییم کم گفتیم 304 0:22:17,680 --> 0:22:21,080 میبینی امران این هم نقل دیگری از ایشان 305 0:22:21,080 --> 0:22:24,680 حاج کریم به صفره اشاره کرد و به امران گفت 306 0:22:24,680 --> 0:22:28,720 آل محبتی کن و لغمه ای از این نان و اصل برای راهل بگیر 307 0:22:28,720 --> 0:22:31,120 من توانه برخواستن ندارم 308 0:22:31,120 --> 0:22:34,140 امران با تحجب به حاج کریم نگاه کرد 309 0:22:34,140 --> 0:22:37,140 بابر نمی کرد حاج کریم پین دوز از اون چی خواسته 310 0:22:37,140 --> 0:22:42,120 حاج کریم با لبخند به مردی که براشون نان و اصل آورده بود نگاه کرد و گفت 311 0:22:42,120 --> 0:22:45,040 این محبت را چگونه باید تلافی کنیم 312 0:22:45,040 --> 0:22:48,120 در راه رضای خدا کرده منتی نیست 313 0:22:48,120 --> 0:22:52,680 مرد به چادری که در فاصلهی دور برپا شده بود اشاره کرد و ادامه داد 314 0:22:52,680 --> 0:22:56,460 حقیقت این است که من بیمنظور هم نیامدن 315 0:22:56,460 --> 0:22:59,760 حاج کریم پین دوز به مرد نگاه کرد 316 0:22:59,760 --> 0:23:05,940 منتظر بود تا ادامه حرفای اونو بشنوه و ببینه با چه هدفی به سراغ اونو آمده 317 0:23:18,120 --> 0:23:29,120 موسیقی 318 0:23:29,120 --> 0:23:35,880 دوستان عزیز تا فردا و ادامه به باید کتاب اپیانوس مشرق خدا نگهدارم 319 0:23:35,880 --> 0:23:41,880 موسیقی 320 0:23:48,120 --> 0:24:18,100 موسیقی در موسیقی درسته 321 0:24:18,120 --> 0:24:48,100 آقایون خانم ها 322 0:24:48,120 --> 0:24:49,640 آیا میدانستید رو درباره 323 0:24:49,640 --> 0:24:51,460 مسائل شهری تولید میکنی 324 0:24:51,460 --> 0:24:53,520 گفتم آره عزیزم چطور مگه 325 0:24:53,520 --> 0:24:55,740 گفت آخه یه سؤال شهری دارم 326 0:24:55,740 --> 0:24:57,880 نظر حضرت آقا رو درباره 327 0:24:57,880 --> 0:24:59,940 بسم الله میخواستم بدونم 328 0:24:59,940 --> 0:25:01,800 ایشون اصاسا بسم الله 329 0:25:01,800 --> 0:25:04 رحمان رحیم رو جز سوره 330 0:25:04 --> 0:25:05,500 میدونن یا نه 331 0:25:05,500 --> 0:25:07,860 گفتم محمد جان خیلی سریع 332 0:25:07,860 --> 0:25:09,160 و مختصر برات بگم 333 0:25:09,160 --> 0:25:12,360 به فتوای رحبری بسم الله رحمان رحیم 334 0:25:12,360 --> 0:25:14,720 در ابتدای سوره های قرآن کریم 335 0:25:14,720 --> 0:25:17,200 جزئه سوره محسوب نمیشه 336 0:25:17,200 --> 0:25:18,700 یه دونه استثنا داره 337 0:25:18,700 --> 0:25:20,480 مگر در سوره هم 338 0:25:20,480 --> 0:25:22,960 که جزئه سوره محسوب میشه 339 0:25:22,960 --> 0:25:24,640 اما در هر صورت 340 0:25:24,640 --> 0:25:27,240 قراعت بسم الله رحمان رحیم 341 0:25:27,240 --> 0:25:28,520 در نماز واجب 342 0:25:28,520 --> 0:25:30,860 در ابتدای همه سوره ها 343 0:25:30,860 --> 0:25:33,820 واجبه بجز سوره براعت 344 0:25:33,820 --> 0:25:36,180 پس چی شد؟ 345 0:25:36,180 --> 0:25:37,120 یه بار دیگه بگم 346 0:25:37,120 --> 0:25:39,620 به فتوه رحبری بسم الله رحمان رحیم 347 0:25:39,620 --> 0:25:41,960 در ابتدای سوره های قرآن کریم 348 0:25:41,960 --> 0:25:44,220 جزئه سوره محسوب نمیشه 349 0:25:44,220 --> 0:25:47,340 مگر در سوره هم که جز سوره است 350 0:25:47,340 --> 0:25:50,800 اما در هر سوره در همه نمازهای واجب من 351 0:25:50,800 --> 0:25:53,100 در ابتدای همه سوره ها 352 0:25:53,100 --> 0:25:56,400 واجبه که بسم الله الرحمن الرحیم رو بخونیم 353 0:25:56,400 --> 0:25:58,640 به جز سوره براعت 354 0:25:58,640 --> 0:26:00,740 ارادت من 355 0:26:14,220 --> 0:26:18,100 عشق مدید به عشق پیامبر میشن 356 0:26:18,100 --> 0:26:27,820 در ماه پرورکت رویول اول و همزمان با 1500 اومین 357 0:26:27,820 --> 0:26:33,840 سالگرد ملاد پیامبر رحمت سلالا و عرق و آلهی و سلال 358 0:26:33,840 --> 0:26:43,800 امتی مردمین برای آزادی زندانیان جراگ مقیده اند 359 0:26:43,800 --> 0:26:51,860 زاران زندانی نگازمند در انتظار دستان مکربان شما هستند 360 0:26:51,860 --> 0:27:04,860 بدران، مادران و عزیزانی که تنها به دلیل بدهی هاگ مالی 361 0:27:04,860 --> 0:27:09,420 از آغوش خانواده هاگشان دور ماندند 362 0:27:09,420 --> 0:27:28,440 بیاییم با الهام از سیرگ نبوی با بخشش و همدلی تعم شیرین آزادی را به خانواده هاگ دردمند هدیه و با وحدت و مباسات گره هز زندگی آنها باز کنیم 363 0:27:28,440 --> 0:27:33,720 آدرس تارنماگ ستاد دیگه کشور 364 0:27:33,720 --> 0:27:37,160 آی پی آر آ نقطه آیار 365 0:27:39,420 --> 0:27:45,940 به عشق پیام بر آزادی را بدید 366 0:27:45,940 --> 0:27:50,580 شوراق همه هنگی تبریکات اسلامی 367 0:27:50,580 --> 0:27:55,380 کوهیم و سربلند دشتیم و بیکران 368 0:27:55,380 --> 0:27:59,200 رودیم و پرخوروش صبحیم و آسمان 369 0:27:59,200 --> 0:28:02,700 دموری اسلامی و ملت عزیز ایران 370 0:28:02,700 --> 0:28:07,060 قدرت خود، حزم و اراده خود، استقامت خود 371 0:28:07,060 --> 0:28:10,260 دست پر خود رو به دنیا نشانده 372 0:28:10,260 --> 0:28:19,420 فراخان ارسال آثار و اصناد 373 0:28:19,420 --> 0:28:25,960 در راستای سبت اقتدار و هماسگ بی بدیل دفاع مقدس دوازده روزه 374 0:28:25,960 --> 0:28:31,760 در برابر تهاجم وحشیانه رژیم خبیس سهیونی و امریکای جنایتکار 375 0:28:31,760 --> 0:28:36,460 از عموم ملت قهرمان و قیور ایران اسلامی دعوت می گردند 376 0:28:36,460 --> 0:28:44,160 تا آثار و اصناد خود را از طریق سامانه سازمان اصناد و مدارک دفاع مقدس و مقاومت 377 0:28:44,160 --> 0:28:50,500 به نشانی دفاع داکس دات آی آر بخش اهداع سند ارسال نموگن 378 0:28:50,500 --> 0:28:59,980 بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس و مقاومت 379 0:28:59,980 --> 0:29:03 خب شب شما به خیر 380 0:29:03 --> 0:29:11,780 هموطنان نازنین و شنونده های خوب و همراهی که افتخار میدید به ما 381 0:29:11,780 --> 0:29:19,020 و ما هم افتخار میکنیم که در خدمت شما هستیم در برنامه های رادیوی معارف 382 0:29:19,020 --> 0:29:24,180 سال هاست یا حد اقل میتونم بگم مولوش اشاید هفت اش ده ساله 383 0:29:24,180 --> 0:29:29,360 که دیگه رسانه ها رفتن به سمت رسانه های تعاملی 384 0:29:29,360 --> 0:29:35,100 یعنی مخاطب نقش بسیار مهمی در پویایی اون رسانه داره 385 0:29:35,100 --> 0:29:39,720 شما مخاطبان عزیز میتونید برنامه بسازید در راژیو معارف 386 0:29:39,720 --> 0:29:41,540 میتونید تیعی کننده باشید 387 0:29:41,540 --> 0:29:43,460 میتونید گویندگی کنید 388 0:29:43,460 --> 0:29:46,460 میتونید موضوعات برنامه ها رو هدایت کنید 389 0:29:46,460 --> 0:29:48,120 از چند طریق از دو طریق 390 0:29:48,120 --> 0:29:50,660 هم از طریق برنامه معارف یاران 391 0:29:50,660 --> 0:29:52,700 که توی راژیو معارف پخش میشه 392 0:29:52,700 --> 0:29:59,680 هم از طریق ارتباط با 162 تلفون روابط اومیه سازمان سداوسی ما زنگ بزنید