1 0:00:00 --> 0:00:18,660 اگر در محبسی تاریک بودی ولی با کربلا نزدیک بودی 2 0:00:18,660 --> 0:00:23 مگر همراه تو از دربزه بوز 3 0:00:23 --> 0:00:27,620 که خاک مقدمت چون مشکش بوز 4 0:00:27,620 --> 0:00:32,180 که خاک مقدمت چون مشکش بوز 5 0:00:48,660 --> 0:00:50,660 و جتل اسلام وحیدی می شنویم 6 0:01:18,660 --> 0:01:46,660 موسیقی 7 0:01:46,660 --> 0:01:48,660 بسم الله الرحمن الرحیم 8 0:01:48,660 --> 0:01:50,560 الحمدلله رب العالمین 9 0:01:50,560 --> 0:01:53,520 و صلی اللہ علی محمد و آله طاهرین 10 0:01:53,520 --> 0:01:55,400 سلام علیکم و رحمت الله 11 0:01:55,400 --> 0:01:58,860 دوستان عزیز همراه در برنامه پارسایان 12 0:01:58,860 --> 0:02:00,620 خدا به هممون توفیق بده 13 0:02:00,620 --> 0:02:03,580 جز دوستان واقعی آل الله باشیم 14 0:02:03,580 --> 0:02:06,520 و به دستورات اونها عمل بکنیم 15 0:02:06,520 --> 0:02:09,480 یکی از دستوراتی که هزارات معصومین 16 0:02:09,480 --> 0:02:11,280 علیهم صلوات الله به ما دادن 17 0:02:11,280 --> 0:02:14,120 دعا کردن برای دیگرانه 18 0:02:14,120 --> 0:02:23,060 خودشون برای دیگران دعا می کردن و یاد ددن به اصحابشون و اطرافیانشون که برای دیگران دعا بکنید 19 0:02:23,060 --> 0:02:34,480 اون روایت معروف امام حسن مشتبه علیه السلام که تا صبح مادر رو می دیدن که برای همسایگان برای دیگران دعا می کنن 20 0:02:34,480 --> 0:02:41,260 وقتی از مادر خودشون می پرسن که مادر جان برای دیگران دعا کردید برای خودمون دعا نکردید 21 0:02:41,260 --> 0:02:45,400 حضرت فرمودن یابونی الجار ثمدار 22 0:02:45,400 --> 0:02:48,800 اول همسایه بعد خانه 23 0:02:48,800 --> 0:02:52,280 دعای برای دیگران باعث رشد انسان میشه 24 0:02:52,280 --> 0:02:56,860 باعث استجابت دعا در حق خود آدم میشه 25 0:02:56,860 --> 0:02:59,160 این آیه شریفه رو ببینید 26 0:02:59,160 --> 0:03:01,220 اعوذ بالله من الشیطان الرجیم 27 0:03:01,220 --> 0:03:03,500 و الذین جا او من بعدهم 28 0:03:03,500 --> 0:03:05,980 یقولون ربنا اغفر لنا 29 0:03:05,980 --> 0:03:09,640 ولی اخواننا الذین سبقونا بالایمان 30 0:03:09,640 --> 0:03:16,640 و لا تجعل فی قلوبنا غلا للذین آمنو ربنا انکر اوف الرحیم 31 0:03:17,260 --> 0:03:22,940 مهاجر و انصار میان برای خودشون و برای دیگران دعا می کنن 32 0:03:22,940 --> 0:03:28,560 دعای دست جمعی نه فقط من ما برای هممون دعا می کنیم 33 0:03:28,560 --> 0:03:35,060 ماه رمزان عدیه معروفی که در تأقیب نمازهای واجب خونده می شه 34 0:03:35,060 --> 0:03:50,100 اونجا برای همه بیماران برای همه فقیر ها برای همه کسانی که پوشاک ندارن برای همه کسانی که گرسنه هستن برای همه کسانی که اسیر هستن و گرفتار هستن دعا میکنیم 35 0:03:50,100 --> 0:04:02,840 یاد دادن به ما که برای دیگران دعا بکنیم و این دعای برای دیگران باعث میشه که طبق روایت ملائکه خدا برای ما دعا بکنن 36 0:04:02,840 --> 0:04:10,940 خدا هممون رو اهل دعا قرار بده مخصوصا دعای برای مؤمنین و دیگران انشاءالله 37 0:04:10,940 --> 0:04:22,180 خدا رحمت کنه مرحوم آیت الله الازمان خوئی رحمت الله علیه نقمی کنن یکی از مقلدین ایشون و دوستان ایشون میره خدمتشون 38 0:04:22,180 --> 0:04:25,400 وجوهات رو خدمت ایشون تقدیم میکنه 39 0:04:25,400 --> 0:04:30,740 در زمان جنگ تحمیلی رژیم بعث اراق 40 0:04:30,740 --> 0:04:35,800 با ملت قهرمان ایران اسلامی بوده اون دوران 41 0:04:35,800 --> 0:04:38,440 وقتی که میخواد خداحافظی بکنه 42 0:04:38,440 --> 0:04:40,800 به مرحوم آیت الله الازماخوی رحمت الله علی 43 0:04:40,800 --> 0:04:44,440 به ایشون میگه که آقا جان من دارم میرم مکه 44 0:04:44,440 --> 0:04:48,220 انشاءالله اونجا دعاگوی شما هستم 45 0:04:48,220 --> 0:04:50,120 برای شما دعا میکنم 46 0:04:50,120 --> 0:05:09,540 آیت الله خلخالی که جز اشاگردان مرحوم آیت الله ازماخوی رحمت الله علیه هست نقل میکنه همین که این بنده خدا این رو گفت مرحوم آیت الله خویی فرمود به آیت الله الازماخومینی دعا کن که الان گرفتار جنگ با این ملعون خبیص سدام شده اند 47 0:05:09,540 --> 0:05:15,780 بعد ادامه داد که الحمدلله این ایام سخت و این ایام بد می گذرد 48 0:05:15,780 --> 0:05:20,560 و این نکته اینجا بود که تذکر دادن به دعای برای دیگری 49 0:05:20,560 --> 0:05:24,720 دعای برای یک مرجع تقلید که در ایران هست 50 0:05:24,720 --> 0:05:29,680 و اینجور علم اسلام رو بلند کرده برای او دعا بکن 51 0:05:29,680 --> 0:05:35,980 در احوالات این آله بزرگوار نقش شده که همه افراد رو دوست داشت 52 0:05:35,980 --> 0:05:40,740 و بین اولاد خودشون و اولاد مراجعه دیگه فرقی نمی گذاشت 53 0:05:40,740 --> 0:05:44,220 چه در دعا کردن چه در کمک کردن 54 0:05:44,220 --> 0:05:46,420 این اخلاق اخلاق خیلی زیباییه 55 0:05:46,420 --> 0:05:49,180 آدم برای دیگران دعا بکنه 56 0:05:49,180 --> 0:05:52,680 دستش رو به در خانه خدا بلند بکنه 57 0:05:52,680 --> 0:05:56,800 و برای دیگرانی که اونها رو می شناسه یا نمی شناسه 58 0:05:56,800 --> 0:05:58,620 طلب مغفرت بکنه 59 0:05:58,620 --> 0:05:59,840 خدا رحمت کنه 60 0:05:59,840 --> 0:06:01,920 برهوم آیت الله العظمى بهجد 61 0:06:01,920 --> 0:06:03,360 رحمت الله علیه 62 0:06:03,360 --> 0:06:08,220 وقتی اون چشم پزشک عمل جراحی رو چشم ایشون انجام داده بوده 63 0:06:08,220 --> 0:06:09,520 میخواسته پول نگیره 64 0:06:09,520 --> 0:06:12,300 هرچه اصرار کردن که پول بگیره 65 0:06:12,300 --> 0:06:13,760 او میگفته من پول نمیگیرم 66 0:06:13,760 --> 0:06:16,340 آیتو لازم و بحجت رحمت الله بیش میگن 67 0:06:16,340 --> 0:06:18,700 آجان چه شما پول بگیری 68 0:06:18,700 --> 0:06:20 چه شما پول نگیری 69 0:06:20 --> 0:06:21,760 من به شما دعا میکنم 70 0:06:21,760 --> 0:06:24,580 از ابتدای عمرم تا الان 71 0:06:24,580 --> 0:06:27,700 به همه پزشک هایی که به من خدمت کردن 72 0:06:27,700 --> 0:06:29,020 من دعا میکنم 73 0:06:29,020 --> 0:06:30,620 و اونها رو یاد میکنم 74 0:06:30,620 --> 0:06:36,020 شما پولتو بگیر ما هم دعای شما را از یاد نمی بریم 75 0:06:36,020 --> 0:06:40,320 این اخلاق زیبای دعا کردن برای دیگران 76 0:06:40,320 --> 0:06:43,660 اجازه بدید این قضیه رو هم نقل بکنم 77 0:06:43,660 --> 0:06:49,460 مرحوم آیت الله شیخ محمد حادی تعلیه نقل می کند که 78 0:06:49,460 --> 0:06:57,940 یه بختی یه مرد مؤمنی از احالی شمال که ظاهرن کارمند دولت بود در همه دان آمد پیش من 79 0:06:57,940 --> 0:07:04,780 و گفتش که من فرزندار نمیشم تقاضا میکنم شما برای من دعا کنید 80 0:07:04,780 --> 0:07:10,820 اومده از کسی دیگری تقاضا میکنه از این آله بزرگوار که برای او دعا بکنه 81 0:07:10,820 --> 0:07:17,740 آیت الله محمد حادی تعلیه ایشون میفرماید که من بهش گفتم من برای شما دعا میکنم 82 0:07:17,740 --> 0:07:20,860 اما یه چیزی به ذهنم آمد 83 0:07:20,860 --> 0:07:48,860 و اون این که آنگونه که نبی مکرم اسلام چهل روز معموره به عبادت شدند و از حضرت خدیجه سلام الله علیها کناره گرفتند شما هم چهل روز از همسرت کناره بگیر با او ارتباطی نداشته باش مشغول دعا باش من هم دعا میکنم انشاءالله بعد از چهل روز نماز بخان و از خدا طلب فرزند بکن خدای متعال به تو بچه انایت بکنه دعا بکنی 84 0:07:48,860 --> 0:07:56,860 جمعه یک سال گذاشته بود من از درس برگشتم دیدم یه چند جبه پرتغال رو تو دالان منزل گذاشتن دورفتن 85 0:07:56,860 --> 0:08:02,380 از مشهدی سفر که خاده منزل بود و پیرمرد با سفاهی بود پرسیدم آقا جون چیه اینا 86 0:08:02,380 --> 0:08:08,500 گفت یه نفر با ماشین اومد و اینا رو گذاشت چون شما نبودید گفت میرم عصر بر میگردم 87 0:08:08,500 --> 0:08:15,600 عصر آمد دیدم عجب همان آقاییه که یک سال پیش اومده و از من دعای اولاد خواسته 88 0:08:15,600 --> 0:08:18,420 گفتم خوش آمدید این پرتغال ها چیه؟ 89 0:08:18,420 --> 0:08:24,380 گفت این پرتغال ها محصول باق خودمه و شیرینی فرزندم محمده 90 0:08:24,380 --> 0:08:30,820 چون شما به من توصیه کرده بودید که اگر بچهت پسر شد نام فرزندت رو محمد بگذار 91 0:08:30,820 --> 0:08:39,700 من هم فرزندی که خدای متعال بعد از اون دعا و توصیهی که شما کرده بودید خدا به من داد اسمش رو محمد گذاشتم 92 0:08:39,700 --> 0:08:44,040 حالا اومدم برای اون شیرینی و توفهی بر شما آوردن 93 0:08:44,040 --> 0:08:57,120 چون میگه من بلا فاصله نماز خوندم و شکر خدا کردم که خدای متعال درخواست فرد مؤمنی رو عملی ساخت دعای او و من رو مستجاب کرد 94 0:08:57,120 --> 0:09:07,260 چقدر زیباست که آدم نسبت به دیگران اینقدر مهربان باشه از این که دعای من در حق او مستجاب شده اینقدر خوشحال بشم 95 0:09:07,260 --> 0:09:31,260 خدا رحمت کنه مرحوم حاجمال لافت علی سلطان آبادی جز اولما و عرفای بزرگ نقل می کند محدث نوری از این آله بزرگوار می گه مرحوم حاجمال لافت علی سلطان آبادی فرموده بودن آدت من این بود که هر یک از دوستان اهل بیت که از دنیا می رفت و من خبر فوت او رو می شنیدم چه او رو می شناختم چه او رو نمی شناختم 96 0:09:31,260 --> 0:09:38,260 درکت نماز لیلت و دفت نماز شب اول قبر رو برای او میخانده 97 0:09:38,920 --> 0:09:44,180 فرقی هم نمیکرد که او رو بشناسم و از نزدیکان من باشه یا نشناسم 98 0:09:44,180 --> 0:09:47,640 هیچ کس هم از این کار من خبر نداشت 99 0:09:47,640 --> 0:09:53,380 تا اینکه ایکی از دوستانم من رو در راه ملاقات کرد توی خیابونی توی کوچه بودیم 100 0:09:53,380 --> 0:09:59,380 گفت دیشب فلان شهست که در این ایام فوت شده است رو من در عالم رویا دیدم 101 0:09:59,380 --> 0:10:02,900 ازش پرسیدم بعد از مرگ بر تو چه گذشت 102 0:10:02,900 --> 0:10:06,840 گفت در سختی و بلا بودم گرفتار بودم 103 0:10:06,840 --> 0:10:12,920 تا این که آن درکت نمازی که ملافت علیه سلطان آبادی خون من رو از عذاب نجات داد 104 0:10:12,920 --> 0:10:18,240 خدا رحمت کنه پدرش رو با این احسانی که از او به من رسید 105 0:10:18,240 --> 0:10:20,040 به مرده هامون دعا بکنیم 106 0:10:20,040 --> 0:10:25,620 دعای به دیگران و خیرات رسوندن به دیگران باعث نجات اونها میشه 107 0:10:25,620 --> 0:10:32,100 بعد برهوم حاج ملافت علی سلطانوادی نرخ کرده بودن که اون شخص از من پرسید چه نمازی خوندی؟ 108 0:10:32,100 --> 0:10:39,260 من گفتم من هر شب نماز ليلت و دفت برای محبان اهل بیت که از دنیا میرند میخونم 109 0:10:39,260 --> 0:10:46,380 خدا هممون را اهل دعا و نیکی کردن به دیگران قرار بده انشاءالله 110 0:10:55,620 --> 0:11:05,620 موسیقی 111 0:11:25,620 --> 0:11:28,560 با راژیو معاری 112 0:11:28,560 --> 0:11:33,300 راژیو معاری 113 0:11:33,300 --> 0:11:37,740 در چیم به جهان روشنوی و معرفات 114 0:11:37,740 --> 0:11:57,500 روایت کتاب 115 0:11:57,500 --> 0:12:02,180 بر اساس کتاب اوغیانوس مشرق 116 0:12:02,180 --> 0:12:06,340 نوشته مجید پورولی کلشتری 117 0:12:07,740 --> 0:12:15,740 موسیقی 118 0:12:37,740 --> 0:12:41,200 مجید آینه 119 0:13:07,740 --> 0:13:11,440 از جنوب به شمال می رفت که در کبیر گم شد 120 0:13:11,440 --> 0:13:16,140 اون خسته با تشنه روی خاک تفتیده کبیر پیش می رفت 121 0:13:16,140 --> 0:13:20,440 که مردی به اون رسید و خودشو فرستاده امام رزا معرفی کرد 122 0:13:20,440 --> 0:13:22,560 و مشک آبی به اون داد 123 0:13:22,560 --> 0:13:25,600 بعد مسیری رو به امران نشون داد و گفت 124 0:13:25,600 --> 0:13:27,420 اگه به دنبال آب حیاته 125 0:13:27,420 --> 0:13:32,260 باید چهل قدم پیش بره تا به خونه پین دوزی روشن زمیر برسه 126 0:13:32,260 --> 0:13:35,580 و از اون نشونی چشمه آب حیاتو بگیره 127 0:13:35,580 --> 0:13:42,680 امران خسته به خونه حاج کریم پین دوز رسید و از اون نشونی آب حیات رو خواست 128 0:13:42,680 --> 0:13:49,780 حاج کریم به اون گفت که چشمه آب حیات حقیقی در خراسان و خونه مامرزا می جوشه 129 0:13:49,780 --> 0:13:54,760 اما امران اصرار داشت به دنبال چشمه آب حیات خیالی بره 130 0:13:54,760 --> 0:13:58,580 اون با کاروانی به سمت دریای شمال رفت 131 0:13:58,580 --> 0:14:02,180 حاج کریم و دخترش راهله همراهی خراسان شدن 132 0:14:02,180 --> 0:14:10,840 اونا در مسیر خراسان بودن که امران سوار برعص برگشت و با حاج کریم و دخترش راهل همسفر شد 133 0:14:10,840 --> 0:14:15,580 حاج کریم و همراهانش در مسیر گرفتار دو راه زن شدن 134 0:14:15,580 --> 0:14:20,660 اما به شکل معجز آسایی از دست راه زنها نجات پیدا کردن 135 0:14:20,660 --> 0:14:27,040 امران حاج کریمو که به دست راه زنها زخمی شده بود به خونه ی طبیبی برد 136 0:14:27,040 --> 0:14:40,520 طبیب بعد از ماینه و مرهم گذاشتن روی زخم حاج کریم به امران گفت که دارو و وسایل زیادی توی خونه نداره و باید طبیب دیگه ای پیر مرد پین دوز رو با داروهای مناسب مداوا کنه 137 0:14:40,520 --> 0:14:46,520 امران حاج کریم و دخترش راهلر رو سوار برعصب کرد و از خونه ی طبیب بیرون رفت 138 0:14:46,520 --> 0:14:49,480 اونا در منصیر خراسان به رودخانه ای رسیدن 139 0:14:49,480 --> 0:14:54,260 حاج کریم که حالش کمی بهتر شده بود مشغول صحبت با امران شد 140 0:14:54,260 --> 0:14:58,400 اونا مشغول صحبت بدن که مردی از دور بهشون نزدیک شد 141 0:14:58,400 --> 0:15:06,200 در برنامه قبل تا جایی شنیدید که مرد تازه واردی که برای حاج کریم و دو همراهش نون و اصل برده بود 142 0:15:06,200 --> 0:15:11,800 گفت که غیر از بردن اصل برای حاج کریم منظور دیگه ای هم داشته 143 0:15:11,800 --> 0:15:17,800 و حالا ادامه روایت کتاب اخیانوس مشرق در قسمت 24 144 0:15:24,260 --> 0:15:39,260 موسیقی 145 0:15:39,260 --> 0:15:41,580 صفره کنار رودخانه پن بود. 146 0:15:41,860 --> 0:15:50,580 حاج کریم منتظر بود تا حرفای مرد غریبه رو بشنبه و ببینه غیر از دادن نون و اصل به اونا چه منظور دیگه ای داشته. 147 0:15:51 --> 0:15:56,340 مرد به چادری که با فاصله از اونا برپاشده بود اشاره کرد و گفت 148 0:15:56,340 --> 0:15:57,480 نام من احمد است. 149 0:15:57,760 --> 0:16:01,800 آنجا مردی سربتمند از برادران احل سنت چادر زده است. 150 0:16:01,800 --> 0:16:03,440 او انسان بیمنطقی نیست. 151 0:16:03,560 --> 0:16:06,400 احل قرآن و نماز است و به دنبال حقیقت است. 152 0:16:06,400 --> 0:16:12,400 خاش کریم همینطور که لغمر رو می جوید به چادری که مرد غریبه نشون می داد نگاه کرد 153 0:16:12,400 --> 0:16:13,360 مرد ادامه داد 154 0:16:13,360 --> 0:16:17,320 شب پیش اده از ما شیعان شام مهمان او بودیم 155 0:16:17,320 --> 0:16:23,220 مرد سربتمند از ما در باره اعتقاد من به تشیع و امام علی ابن مسر رزا پرسید 156 0:16:23,220 --> 0:16:27,640 هر چند مختصر در باره شیع و مقام حضرت رزا برایش گفتیم 157 0:16:27,640 --> 0:16:28,800 آنه نشد 158 0:16:28,800 --> 0:16:32,260 خب از من چه کاری ساخته هست؟ 159 0:16:32,260 --> 0:16:38,220 پیش از آن که شما چشم باسکانید و به گوش بیایید از این جوان در باری علم و دانش شما بسیار شنیدم 160 0:16:38,220 --> 0:16:41,200 حاش کریم به امران نگاه کرد مرد ادامه داد 161 0:16:41,200 --> 0:16:48,360 اکنون نیز از نوع حرف زدن اتان فهمیدم که دست کم در مقایش با ما درک و درایت بیشتری از مذاهب دارید 162 0:16:48,360 --> 0:16:55,240 اگر برای اتان مخدور است قبل از نماز مغرب و اشابه ملاقات اینشان بیایید و از مذهب شیعه دفع کنید 163 0:16:55,240 --> 0:16:58,460 منظور دیگر من از آمدن نزده شما همین بود 164 0:16:58,460 --> 0:17:03,500 امران لغمه رو که به درخواست هاج کریم درست کرده بود نشونه اون داد و گفت 165 0:17:03,500 --> 0:17:05,260 لغمه آماده است 166 0:17:05,260 --> 0:17:09 هاج کریم سرچرخوند و به دخترش راهله نگاه کرد و گفت 167 0:17:09 --> 0:17:12,140 لطفی کنو لغمه را به دست راهله بده 168 0:17:12,140 --> 0:17:16,440 امران بلند شد و آروم به سمت دختر هاج کریم پینه دوز رفت 169 0:17:16,440 --> 0:17:20,160 راهله کنار تخت سنگی نشسته بود و آروم قرآن میخوند 170 0:17:20,160 --> 0:17:23,200 امران آروم و با قدم های کتاه به سمت اون رفت 171 0:17:23,200 --> 0:17:25,640 راهله با شنیدن صدای پا ساکت شد 172 0:17:25,640 --> 0:17:27,520 امران پشت سرش ایستاد 173 0:17:27,520 --> 0:17:28,920 راهله گفت 174 0:17:28,920 --> 0:17:31,120 صدای پایتان را میشناسم 175 0:17:31,120 --> 0:17:33,640 شاید از خستگیش هم میشناسی 176 0:17:33,640 --> 0:17:36,720 امران لغمه را به سمت راهله گرفت و گفت 177 0:17:36,720 --> 0:17:38,380 این هم لغمه نان و اسل 178 0:17:38,380 --> 0:17:40,520 پدرت بسیار به تو علاقه دارد 179 0:17:40,520 --> 0:17:43,600 راهله دستش آروم بالا برد و دنبال لغمه گشت 180 0:17:43,600 --> 0:17:46,220 امران لغمه را به اون داد و گفت 181 0:17:46,220 --> 0:17:48,200 اعتراف می کنم که میانه 182 0:17:48,200 --> 0:17:50,320 امران نتونه صرفشو اعدامه بده 183 0:17:50,320 --> 0:17:53,360 آب دهنشو فرور داد و سعی کرد ترف دلشو بزنه 184 0:17:53,360 --> 0:17:55,900 زبونش تو دهنش نمی چرخید راهل پرسید 185 0:17:55,900 --> 0:17:58,300 به چه می خوایید اعتراف کنید؟ 186 0:17:58,300 --> 0:17:59,420 هیچ بگذاریم 187 0:18:16,220 --> 0:18:21,220 موسیقی 188 0:18:46,220 --> 0:18:47,580 فاخری پوشیده بود 189 0:18:47,580 --> 0:18:50,020 کمی که گذشت به پشتی تکیه داد 190 0:18:50,020 --> 0:18:52,260 امران در یک سمت حاج کریم 191 0:18:52,260 --> 0:18:55 و احمد هم سمت دیگه اون نشسته بودن 192 0:18:55 --> 0:18:56,620 در دو طرف میزبان هم 193 0:18:56,620 --> 0:18:59,080 دو مرد همسن و سال اون نشسته بودن 194 0:18:59,080 --> 0:19:00,820 میزبان با دست به مردی 195 0:19:00,820 --> 0:19:02,440 که سمت راستش نشسته بود 196 0:19:02,440 --> 0:19:03,740 اشاره کرد و گفت 197 0:19:03,740 --> 0:19:05,660 این مرد برادرم سردست 198 0:19:05,660 --> 0:19:08,520 میزبان به سمت چپش اشاره کرد و ادامه داد 199 0:19:08,520 --> 0:19:11,500 این هم دوست و برادر دینیم 200 0:19:11,500 --> 0:19:12,160 امر 201 0:19:12,160 --> 0:19:13,980 حاش کریم سر تکنداد 202 0:19:13,980 --> 0:19:19,020 اده دیگه از حاضران پشت سر حاش کریم و امران بیرون چادر استاده بودن 203 0:19:19,020 --> 0:19:22,040 و سعی می کردن مردان داخل چادر رو ببینن 204 0:19:22,040 --> 0:19:26,080 میزبان نگاهی به حاش کریم کرد و با لبخند گفت 205 0:19:26,080 --> 0:19:30,140 فزیرای بیشتر باشد برای بعد از شام که محیاش شده است 206 0:19:30,140 --> 0:19:37,160 اینجا و اکنون غصد داریم مباحثه دوستانه و برادرانه در باره مسائل اعتقادی انجام دهیم 207 0:19:37,160 --> 0:19:40,760 شما بگویید از کجا شروع کنیم 208 0:19:40,760 --> 0:19:42,780 هر طور شما ماهلید 209 0:19:42,780 --> 0:19:46,300 رسم عدب نیست که مهمان در این باره نظر بدهد 210 0:19:46,300 --> 0:19:48,480 میزبان سر سکون داد و گفت 211 0:19:48,480 --> 0:19:51,280 شنیدم که شما شیعه استی درست است؟ 212 0:19:51,280 --> 0:19:51,720 آری 213 0:19:51,720 --> 0:19:54,480 الحمدلله رب العالمین 214 0:19:54,480 --> 0:19:56,360 میزبان رو به امران کرد و پرسی 215 0:19:56,360 --> 0:20:00,240 و تو فهم از شیعانی جوان؟ 216 0:20:00,240 --> 0:20:01,040 من؟ 217 0:20:01,040 --> 0:20:01,580 آری 218 0:20:01,580 --> 0:20:03,900 امران نیم نگاهی به حاج کریم کرد 219 0:20:03,900 --> 0:20:05,660 بعد رو به میزبان گفت 220 0:20:05,660 --> 0:20:07,760 من طرفتار و پیروه حقیقت هستم 221 0:20:07,760 --> 0:20:10,240 در هر لباس و اسمی که باشد 222 0:20:10,240 --> 0:20:12,280 میزبان لبخندی زد و گفت 223 0:20:12,280 --> 0:20:15 احسن به تو نیکو و ساده گفتی 224 0:20:15 --> 0:20:19,200 طرفتار و پیروه حقیقت در هر لباسی که باشد بدور است از صبح 225 0:20:19,200 --> 0:20:23,080 به راستی من نیز مانند تو و صرفتاران حقیقت هستم 226 0:20:23,080 --> 0:20:25,900 تا ببینیم حقیقت چیست و کجاست 227 0:20:25,900 --> 0:20:29,880 آیا حقیقت آن چیزیست که ما به دان معتقدیم 228 0:20:29,880 --> 0:20:33,120 یا آن چیزیست که شیعان به آن معتقدند 229 0:20:33,120 --> 0:20:35,020 میزبان رو به حاش کریم کرد و پرسید 230 0:20:35,020 --> 0:20:36,700 ترا چه خطاب کنم؟ 231 0:20:36,700 --> 0:20:40,280 من پین دوزم سما نیست پین دوز خطابم کنیم 232 0:20:40,280 --> 0:20:43,500 پین دوز قبل از این که حرفی به میان بیاید 233 0:20:43,500 --> 0:20:46,920 اعلام میکنم که من پیروه مکتب خلافه هستم 234 0:20:46,920 --> 0:20:51,460 و مانند شما اعتقادی به امامت علی ابن عبی طالب ندارم 235 0:20:51,460 --> 0:20:54,920 فقط او را چهار رومین خلیفه میدانم 236 0:20:54,920 --> 0:20:57,880 حاج کریم پین دوز حرفی نزد میزبان ادامه داد 237 0:20:57,880 --> 0:21:03,380 در زم اناد و کدورتی نیست با شما شیعه نداشتم و ندارم 238 0:21:03,380 --> 0:21:07,680 و بغضی از شما و آینتان در دلم نیست 239 0:21:07,680 --> 0:21:13,080 در زندگی هم دوستان و همراهان شیعه بسیاری داشتم 240 0:21:13,080 --> 0:21:17,700 آنان مرا میشناسند و از خلوت و زندگی من با خبرند 241 0:21:17,700 --> 0:21:22,620 آنان خوب میدانند که برای علی ابن موسر رزا در جایگاه انسانی 242 0:21:22,620 --> 0:21:26,520 رعوف و دانشمندی آلم احترام قائلم 243 0:21:26,520 --> 0:21:31,440 و او را مردی با خسایس اخلاقی بسیار نیکو میشناسم 244 0:21:31,440 --> 0:21:34,260 حاج کریم سر تکنداد میزبان ندامه داد 245 0:21:34,260 --> 0:21:41,480 اعترافی کنم که در باره ی علی ابن موسر رزا داستان ها و حکایت های باور نکردنی بسیاری شنیدم 246 0:21:41,480 --> 0:21:47,500 حتی راوی و شاهده یکی از آن داستان ها برادرم سعد است 247 0:21:47,500 --> 0:21:51,060 میزبان اینو گفت و با دست به برادر سعد اشاره کرد 248 0:21:51,060 --> 0:21:56,180 سعد از نزدیک و با چشمان خود اجازی از علی ابن موسر رزا دید است 249 0:21:56,180 --> 0:21:59,600 و چیزی که سعد دیده باشد گویی من دیدم 250 0:21:59,600 --> 0:22:02,820 پس تردیدی در گفتار او ندارم 251 0:22:02,820 --> 0:22:05,040 اما از تو پین دوز 252 0:22:05,040 --> 0:22:07,060 بنوان کسی که شیعه است و 253 0:22:07,060 --> 0:22:11,660 علی ابن موسر زارا امام و حجت خدا می داند 254 0:22:11,660 --> 0:22:13,640 چند پرسش کتا دارم 255 0:22:13,640 --> 0:22:15,300 در خدمت شما هستم 256 0:22:15,300 --> 0:22:18,400 دنبال زیاده گوی و پرحرفی های خاصی 257 0:22:18,400 --> 0:22:21,680 که رسم اهل مباحث هست نیستم 258 0:22:21,680 --> 0:22:24,840 کتا می گویم و دوست دارم کتا بشتبم 259 0:22:24,840 --> 0:22:27,680 طولانی شدن کلام خستم می کند 260 0:22:27,680 --> 0:22:32,880 و چون خست شدم بر کلام خط بطلان می کشم 261 0:22:32,880 --> 0:22:37,340 و هیچ کاری ندارم که آن کلام حقیقت است یا دروغ 262 0:22:37,340 --> 0:22:40,040 میزبان با دست به امران اشاره کرد و گفت 263 0:22:40,040 --> 0:22:44,940 شاید در این مباحثه منو تو هنوز بر باور و اعتقاد خود بمانیم 264 0:22:44,940 --> 0:22:47,960 اما ممکن است این گفتگو به کار این جوان بیاید 265 0:22:47,960 --> 0:22:51,240 و او حقیقت را بهتر بشناسد 266 0:22:51,240 --> 0:22:54,160 اوشالله همینطور خواهد بود که شما میگوید 267 0:22:54,160 --> 0:23:00,340 شنیدم که با دخترت و این جوان در سفر خراسانی و غصداری به دیدار علی ابن موسر رزا برابید 268 0:23:00,340 --> 0:23:04,220 و در این راه یک عصب بیشتر ندارید 269 0:23:04,220 --> 0:23:05,120 درست شنیدم 270 0:23:05,120 --> 0:23:10,060 اگر بتوانی به پرسش های من پاسخیده ای که ذهن کنتکاو هم را غانه کند 271 0:23:10,060 --> 0:23:14,040 من عصبی به تو حدی خواهم داد تا از من به یادگار داشته باشی 272 0:23:14,040 --> 0:23:19,640 این برای آن از که بدانی من از تفرق خورسن نیستم 273 0:23:19,640 --> 0:23:24,740 و به دنبال وحدت و یکی شدن و برادری و برابری هستم 274 0:23:24,740 --> 0:23:31,300 البته وحدت به معنی کنار گذاشتن اعتقادات و یکی شدن مذاهب نیست 275 0:23:31,300 --> 0:23:36,380 که اگر چنین بود اختلافی نبود تا از لزوم وحدت سخن به میانایی 276 0:23:36,380 --> 0:23:42,580 ولی که منظور این است که در تاریخ صدر اسلام جستجوب تحقیق کنیم 277 0:23:42,580 --> 0:23:47,240 و اصول حقیقی را که رسول خدا و قرآن از آنها یاد کردن 278 0:23:47,240 --> 0:23:51,360 پیدا کنیم و بر سر آنها همراه و همفکر باشیم 279 0:23:51,360 --> 0:23:53,880 اما آن عصب که گفتید حدیه میدهید 280 0:23:53,880 --> 0:23:56,280 نشانه سخابت شماست 281 0:23:56,280 --> 0:24:02,540 حقیقت اینست که من برای جایزه و سود و فایده دنیاوی به اینجا نیامدم 282 0:24:02,540 --> 0:24:04,780 اگر این عصب هم درکار نبود 283 0:24:04,780 --> 0:24:09,880 با پای پیاده برای ملاقات علی ابن موسر رضا به خراسان میرفتم 284 0:24:09,880 --> 0:24:13,960 میزبان همینطور که باباد به زنی خودش رو باد میزد 285 0:24:13,960 --> 0:24:16,980 به هاج کریم پین دوز نگاه میکرد 286 0:24:16,980 --> 0:24:34,440 دوستان عزیز تا فردا و ادامه روایت کتاب اوغیانوس مشرق 287 0:24:34,440 --> 0:24:35,920 خدایی گردید 288 0:24:46,980 --> 0:25:06,980 موسیقی 289 0:25:06,980 --> 0:25:17,940 اموری اسلامی و ملت عزیز ایران قدرت خود، عزم و اراده خود، استقامت خود، دست پر خود رو به دنیا نشانده 290 0:25:17,940 --> 0:25:27,160 فراخان ارسال آثار و اصناد 291 0:25:27,160 --> 0:25:33,660 در راستای سبت اقتدار و هماسه بی بدیل دفاع مقدس دوازده روزه 292 0:25:33,660 --> 0:25:39,480 در برابر تهاجم وحشیانهی رژیم خدیس سهیونی و امریکای جنایتکار 293 0:25:39,480 --> 0:25:44,160 از عموم ملت قهرمان و قیور ایران اسلامی دعوت می گردند 294 0:25:44,160 --> 0:25:51,880 تا آثار و اصناد خود را از طریق سامانه سازمان اصناد و مدارک دفاع مقدس و مقاومت 295 0:25:51,880 --> 0:25:58,280 به نشانی دفاع داکس دات آی آر بخش اهدای سند ارسال نمویند 296 0:25:58,280 --> 0:26:07,680 بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس و مقاومت 297 0:26:07,680 --> 0:26:11,760 آقایون خانم ها سلام علیکم 298 0:26:11,760 --> 0:26:14,600 پیشب مسعود دوستم زنگ زد و گفت 299 0:26:14,600 --> 0:26:19,900 من شش ماه پیشی خونه رو رهن کامل کردم 300 0:26:19,900 --> 0:26:24,700 ولی حالا فهمیدم که رهن کامل از نظر شرعی اشکال داره و درست نیست 301 0:26:24,700 --> 0:26:27,480 حالا باید چی کار کنم تا مشکل برطرف بشه 302 0:26:27,480 --> 0:26:34,880 گفتم مسعود جان در این حالت به فتوه رهبری اگر صاحب خونه با صرف نظر از قرار داده قبلی 303 0:26:34,880 --> 0:26:39,500 نسبت به تصرف شما در خونه راضی باشه وظیفه ای ندارید 304 0:26:39,500 --> 0:26:47,800 وگرنه اجرت المثل مدت گذشتر و زامن هستید و برای آگنده باید قرار داده جدید ببندید 305 0:26:47,800 --> 0:26:50,920 گفت یه بار دیگه میشه بگی؟ 306 0:26:50,920 --> 0:26:56,060 گفتم ببین مسود جان اگه صاحب خونه اون مدت شش ماه رو به شما بخشید 307 0:26:56,060 --> 0:27:02,420 که نوش جونتون اگر نه باید اجرتل مثل اون شش ماه رو بهش پرداخت کنید 308 0:27:02,420 --> 0:27:08,240 یعنی ارفن اجاره ماهانه یه خونه مثل خونه شما توی همون منطقه 309 0:27:08,240 --> 0:27:14,640 هر چقدر که بوده باید همون رو با مالک حساب کنید و مدت شش ماه رو بهش پرداخت بکنید 310 0:27:14,640 --> 0:27:18,140 بعد از این هم که برای ادامه حضورتون توی اون خونه 311 0:27:18,140 --> 0:27:20,680 حتما باید قرارداد جدید بنویسید 312 0:27:20,680 --> 0:27:24,600 البته یاد نرها رهن کامل کردن یه خونه 313 0:27:24,600 --> 0:27:27,640 یا مغازه شرعن درست نیست 314 0:27:27,640 --> 0:27:30,160 ارادتمند 315 0:27:36,620 --> 0:27:39,240 رادیو یه رسانه شنیداریه 316 0:27:39,240 --> 0:27:43,280 اما این به اون معنی نیست که فقط ما بگیم و شما بشنوید 317 0:27:43,280 --> 0:27:46,820 ما مشتاق شنیدن صدای شما هستیم 318 0:27:46,820 --> 0:27:49,540 دوست داریم از نیازهای رسانه ایتون 319 0:27:49,540 --> 0:27:52,360 از انتظاراتتون بیشتر بدونیم 320 0:27:52,360 --> 0:27:55,560 نظر شما برای ما مقتنم و محترمه 321 0:27:55,560 --> 0:27:59,040 باید با سلیغتون آشنا باشیم تا بتونیم 322 0:27:59,040 --> 0:28:01,500 طبق میل شما برنامه بسازیم 323 0:28:01,500 --> 0:28:03,220 هر جای این دیار که هستید 324 0:28:03,220 --> 0:28:07,060 کافیه با شماره 162 تماس بگیرید 325 0:28:07,060 --> 0:28:12,320 راه نمای ما باشید 326 0:28:12,320 --> 0:28:15,460 تا براتون برنامه های بهتری بسازید 327 0:28:15,460 --> 0:28:18,360 ما به شوق شما اینجاییم 328 0:28:18,360 --> 0:28:28,640 شماره تلفون روابط امومی سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران 329 0:28:28,640 --> 0:28:37,920 شب تابستانتون بخیر همراهان گرامی رادیو معارف 330 0:28:37,920 --> 0:28:41,060 بله عزیزن از این راه ها میتونید با ما در ارتباط باشید 331 0:28:41,060 --> 0:28:50,400 و نظرها و پیشناتهای خودتون رو در باره برامه های رادیو و تلویزیون و خصوصا رادیو معارف ابراز بفرمایید 332 0:28:50,400 --> 0:28:53,640 راه نمایی کنید و سآلاتتون رو جویا بشید 333 0:28:53,640 --> 0:29:00,060 بسیار خوشحال میشیم که بتونیم صدای گرم شما رو بشنویم و نظرات شما رو بیشتر از گذشته تأمین کنیم 334 0:29:00,060 --> 0:29:11,060 ساعت 21 و 28 دقیقه شنبه شب 29 شهریفر 1404 هست و نیمه شب شهریفر ساعت 2119 دقیقه 335 0:29:11,660 --> 0:29:20,600 ازان صبح فرده هم ساعت 4 و 31 دقیقه هست و آخرین برنامه که در این بخش تقدیم حضورتون میکنیم برنامه برکرانه نور هست 336 0:29:20,600 --> 0:29:27,060 و این برنامه اختصاص داره به تفسیر آیات دوازده هم و سیزده هم سوره مبارک انعام 337 0:29:27,060 --> 0:29:30,300 از زبان از ذاتهای طلاح جوادی آمولی 338 0:29:30,300 --> 0:29:35,380 من مصطفی اسمالی در این بخش در خدمت شما بودم به اتفاق همکاران عرجمندم 339 0:29:35,380 --> 0:29:38,360 آقایان سید احمد محمودی تهیه کننده 340 0:29:38,360 --> 0:29:44,100 علیه میرزاییان صدا بردار و سید مجتبه هاشمی همه هنگی پخش 341 0:29:44,100 --> 0:29:49,420 که انشاءالله تلاشمون مورد رزعت خداوند و انایت شما عزیزان قرار گرفته باشید 342 0:29:49,420 --> 0:29:55,240 و توفیق باشده باشید در نوبت دیگر هم در محصرتون حاضر بشیم 343 0:29:55,240 --> 0:29:58,780 و با این امید و عرضو با شما خداحافظی میکنیم 344 0:29:58,780 --> 0:30:00,060 و امیدوارم