1 0:00:00 --> 0:00:04,260 ویژه ی ازانگاهی زهره باز هم در خدمت شما خواهیم بود 2 0:00:04,260 --> 0:00:08,560 و ادامه ی جدر پخش برنامه های امروز رو برای شما میخونم 3 0:00:08,560 --> 0:00:14,360 با اعلام ساعت شش بامداد برنامه ی برکرانه نور رو تخطیم شما میکنیم 4 0:00:14,360 --> 0:00:18,160 همراه میشیم با محفظتر علی قدر حضرت آیت الله جوادی آمولی 5 0:00:18,160 --> 0:00:25,740 و تفسیر آیات نورانی سوره مبارکه انعام آیات دوازده هم تا هجده هم رو میشنویم 6 0:00:30 --> 0:00:59,980 موسیقی در موسیقی درسته 7 0:01:00 --> 0:01:06,700 بر چراقی نور 8 0:01:30 --> 0:01:42 موسیقی 9 0:02:00 --> 0:02:02,600 و النهار زباست سمیع العلیم 10 0:02:02,600 --> 0:02:07,320 قول اعوذ الله اتخذ و بلیان فاقر السماوات و الارض 11 0:02:07,320 --> 0:02:09,560 و هویت عمو لایت عم 12 0:02:09,560 --> 0:02:15,380 قول انی امرت و ان اكون عب و لمن اسلم بلا تكونن بدل مشتین 13 0:02:15,380 --> 0:02:19,560 قول انی اخاف ان اصطیت ربی عظام یوم عبیم 14 0:02:19,560 --> 0:02:22,560 من یوز کراف عنه یوم ادن فغب رحمه 15 0:02:23,080 --> 0:02:24,880 و ذالک الفوزر مبین 16 0:02:24,880 --> 0:02:28,600 و این یمسس کالله ببرین فلا کاشفه لهو 17 0:02:28,600 --> 0:02:33 اما این امساس که بخیرن فوه را کنشه این قبیر 18 0:02:33 --> 0:02:37,160 ووالقاه رفون وعبادهی ووالحکیم الخبیر 19 0:02:37,160 --> 0:02:41,140 در باقی اصل این سوره که سوره انبارکه انعام 20 0:02:41,140 --> 0:02:44,560 که هفتاد هزار فرشته او رو بدرغه کردن 21 0:02:44,560 --> 0:02:50,940 اگر روایاتی در زمینه تشبیه طالبان علم وارد شده است 22 0:02:50,940 --> 0:02:55,640 که اگر کسی از منزلش خارج شد برای تحصیل علم 23 0:02:55,640 --> 0:02:58,480 هفتاد هزار فرشته او رو بدرغه می کنن 24 0:02:58,480 --> 0:03:05,600 اینها البته تعیید میکنه با که قلوم و معارف با تشریف فرشتدان آمیخته است 25 0:03:05,600 --> 0:03:12,760 اما در اون روایات احتمال این که منظور از هفتاد هزار کسرت باشد 26 0:03:12,760 --> 0:03:15,660 نه خصوص هفتاد هزار این بعید نیست 27 0:03:15,660 --> 0:03:19,700 ولی در باره خصوص سوره مارکن آم که محل بحث است 28 0:03:19,700 --> 0:03:22,140 چون تعلیمی در اون نصوص دارد 29 0:03:22,140 --> 0:03:28,240 فرمود به این که چون اسم خدا در هفتاد موزه این سوره آمده است 30 0:03:28,240 --> 0:03:32,440 به این مناسبت هفتاب هزار فرشتو را بدرقه کردن 31 0:03:32,440 --> 0:03:34,540 اما درباره رحمت 32 0:03:34,540 --> 0:03:37,500 که فهمید کسه به علا نفسه رحمه 33 0:03:37,500 --> 0:03:40,820 هیچ موجودی برخود حاکم نیست 34 0:03:40,820 --> 0:03:43,340 که خود محکوم خودش باشد 35 0:03:43,340 --> 0:03:47,280 که اگر کنین که خودش بخواهد خود را محدود بکند 36 0:03:47,280 --> 0:03:48,120 بتواند 37 0:03:48,120 --> 0:03:49,680 این چنین فرض ندارد 38 0:03:49,680 --> 0:03:52,380 همونطور که هیچ موجودی خالق خود نیست 39 0:03:52,380 --> 0:03:53,600 علت خود نیست 40 0:03:53,600 --> 0:03:56,580 هیچ موجودی هم حاکم برخود نیست 41 0:03:56,580 --> 0:03:58,080 که برخود بتواند 42 0:03:58,080 --> 0:04:00,560 حکمی را تنفیس کند 43 0:04:00,560 --> 0:04:04,500 طوری که دیگر مجبور باشد به پذیرش اون حکم 44 0:04:04,500 --> 0:04:07,140 و نتواند از حکم خود بیرون برود 45 0:04:07,140 --> 0:04:08,060 این چیزی نیست 46 0:04:08,060 --> 0:04:11,940 حتی در موارد ندر و احد و یمین و مانندهان 47 0:04:11,940 --> 0:04:14,700 با این که در موارد احد و ندر 48 0:04:14,700 --> 0:04:18,580 گرچه خود انسان چیزی را برخود لازم می کند 49 0:04:18,580 --> 0:04:21,740 و این در حقیقت انسان موضوع را فراهم می کند 50 0:04:21,740 --> 0:04:24,380 و حکم از نایه شر می آید 51 0:04:24,380 --> 0:04:31,680 مثلا در مسئله احد نظر یمین و معنندهان اگر کسی چیزی را برخود واجب شده است 52 0:04:31,680 --> 0:04:39,480 به معنی نیست که خودش حاکم برخود شد و دیگر نتواند از زیر حکم خود بیرون برود 53 0:04:39,480 --> 0:04:47,220 ولی که اگر نظر کرد یا احد و یمین را انشا کرد موضوعی می شود برای حکم خدا 54 0:04:47,220 --> 0:04:51,100 که از اون به بد نمی تواند اون حکم را نغز بکند 55 0:04:51,100 --> 0:04:56,220 فس بنابراین فرض صحیح ندارد که کسی بر خودش حاکم باشد 56 0:04:56,220 --> 0:04:59,740 قهران این که فهمود کسب على نفسه رحمه 57 0:04:59,740 --> 0:05:05,520 این به هم معنای وجوب صدور رحمت ان الله هست 58 0:05:05,520 --> 0:05:11,340 نه وجوب رحمت بر خدا خواه موجب خود خدا باشد 59 0:05:11,340 --> 0:05:12,940 خواه موجب غیر خدا 60 0:05:12,940 --> 0:05:15,120 غیر خدا که فرض ندارد 61 0:05:15,120 --> 0:05:19,860 در باره خود خدا هم در این ده تحلیل فرض صحیح ندارد 62 0:05:19,860 --> 0:05:22,600 که یک شی برخود غاهر باشد 63 0:05:22,600 --> 0:05:23,920 حاکم خودش باشد 64 0:05:23,920 --> 0:05:27,440 و اما درباره و لهو ما سکنه فی لیل و نهار 65 0:05:27,440 --> 0:05:30,480 منظور از این سکنه همون سکنه است 66 0:05:30,480 --> 0:05:32,420 نه سکنه در مقابل حرکت 67 0:05:32,420 --> 0:05:35,520 چون اگر می فهمود و لهو ما سکنه فی لیل 68 0:05:35,520 --> 0:05:40,020 ممکن بود گفته شود که منظور از این سکن مقابل حرکت است 69 0:05:40,020 --> 0:05:44,680 برای این که خداوند شب را وسیله سکن و ثبات قرار داد 70 0:05:44,680 --> 0:05:48,340 چین که فهمود ما لیل را ثبات قرار دادیم 71 0:05:48,340 --> 0:05:51,940 صبات باسین یعنی آرامش به تأتیلی 72 0:05:51,940 --> 0:05:54,420 روز شمبر هم که روز سبز میگوین 73 0:05:54,420 --> 0:05:55,560 به همین معنی است 74 0:05:55,560 --> 0:05:56,860 یعنی روز تأتیل 75 0:05:56,860 --> 0:06:01,080 یا در اون حدیثی که بسیار دوباره که امیرون امری سرامون لعبید برد 76 0:06:01,080 --> 0:06:03,680 نعوذ بالله این صبات العقل 77 0:06:03,680 --> 0:06:05,800 ما به خدا پناه میبریم 78 0:06:05,800 --> 0:06:07,640 از سکون عقل 79 0:06:07,640 --> 0:06:09,420 یعنی به خدا پناه میبریم 80 0:06:09,420 --> 0:06:11,760 از این که عقل فرد یا جامعه 81 0:06:11,760 --> 0:06:13,760 ساکن بشود 82 0:06:13,760 --> 0:06:15,620 و تأتیل بشود 83 0:06:15,620 --> 0:06:17,140 سبت باسین 84 0:06:17,140 --> 0:06:19,500 صبات باسین همون تعتیلی 85 0:06:19,500 --> 0:06:20,660 و سکون است 86 0:06:20,660 --> 0:06:23,080 و این که در قرآن فرمون ما شب را 87 0:06:23,080 --> 0:06:25,020 صبات قرار دادیم یعنی مایه 88 0:06:25,020 --> 0:06:26,860 تعتیلی کارهاست 89 0:06:26,860 --> 0:06:28,620 مایه سکون و 90 0:06:28,620 --> 0:06:30,320 پرهیز از حرکت است 91 0:06:30,320 --> 0:06:32,960 اما چون کلمه نهار هم آمده است 92 0:06:32,960 --> 0:06:34,440 و اون گلغو ما سکنه 93 0:06:34,440 --> 0:06:36,200 فی لیل و نهار 94 0:06:36,200 --> 0:06:39,080 معلوم شد منظور از این سکون 95 0:06:39,080 --> 0:06:40,960 سکناست یعنی هرچی در 96 0:06:40,960 --> 0:06:42,940 شب مستقرر است و هرچی در 97 0:06:42,940 --> 0:06:44,140 روز مستقرر است 98 0:06:44,140 --> 0:06:47,160 نمنظور سکون دار مقابل حرکت باشد 99 0:06:47,160 --> 0:06:51,340 مطلع بعدیان است که اون که مربوط به آفری نشست 100 0:06:51,340 --> 0:06:53,860 بحثای قدرت بیشتر مدرست 101 0:06:53,860 --> 0:06:56,760 اون که مربوط به محاسبه است 102 0:06:56,760 --> 0:07:00,780 مسئله سمی و علیم بودن خدا زیاد مدرست 103 0:07:00,780 --> 0:07:04,860 در باره اصل معاب مسئله قدرت خدا مدرست 104 0:07:04,860 --> 0:07:07,920 که قوله لذی یوهیه لذی انشاها اول مره 105 0:07:07,920 --> 0:07:13,520 و اما اون نهبره اصلی محاسبه بر اساس سمی و علیم بودن خدا است 106 0:07:13,520 --> 0:07:19,660 چون خدا سمیع است تمام حرف ها می شنود و خدا علیم است 107 0:07:19,660 --> 0:07:27,780 تمام خاطرات افکار اندیشه ها اعمال سرزی و علم را می داند و می تواند محاصر بکند 108 0:07:27,780 --> 0:07:37,820 لذا درباره اصل آفری نشه موجودات در معام و احیای مجدد انسان ها مسئله قدرت خدا وقت است 109 0:07:37,820 --> 0:07:45,060 درباره رسیدگی به اعمال صالحین و تالحین سمیع و علیم بودن خدا مطرح است 110 0:07:45,060 --> 0:07:49,440 کذا بعد از این که فرمود و لحوم ما سکنه فیلده گونده ها 111 0:07:49,440 --> 0:07:52,220 که از قدرت خدا سخنده میرامد 112 0:07:52,220 --> 0:07:55,040 با وز سمیع و علیم را زک فرمود 113 0:07:55,040 --> 0:07:59,740 تا گریان محاسبه بر اساس قصد و عدل تنظیم بشد 114 0:07:59,740 --> 0:08:03,540 اما مجددرن که بارده مسئله توحید شدن 115 0:08:03,540 --> 0:08:10,600 برهانی که اقام می کنن روی قالب یا همه براهینی که در قرآن کریم هست 116 0:08:10,600 --> 0:08:13 و نفی شرک برمی گردد 117 0:08:13 --> 0:08:18,200 و اثبات ذات عقدس اله مفروغان هست 118 0:08:18,200 --> 0:08:22,380 یعنی قرآن برهان قام نمی کند که خدا هست 119 0:08:22,380 --> 0:08:25,780 برهان قام میکند که غیر خدا معصر نیست 120 0:08:25,780 --> 0:08:30,660 قالب براهین یا همه براهینی که در قرآن کریم هست 121 0:08:30,660 --> 0:08:33,560 برای نفی شیرک هست 122 0:08:33,560 --> 0:08:36,240 نه برای اثبات اصل خدا 123 0:08:36,240 --> 0:08:39,380 اثبات اصل خدا مفروعان هست 124 0:08:39,380 --> 0:08:44,960 لذا این کلمه لا اله الا الله را گفتن 125 0:08:44,960 --> 0:08:47,660 این دوتا جمعه نیست دوتا پیام ندارد 126 0:08:47,660 --> 0:08:49,280 اینکه نف به دیگری اثبات 127 0:08:49,280 --> 0:08:52,080 در قضایی هایی که کلمه حسر هست 128 0:08:52,080 --> 0:08:53,800 الله هست و مانند آن 129 0:08:53,800 --> 0:08:57,620 این با تحلیل به دو قضیه منتحیم میشود 130 0:08:57,620 --> 0:09:00 اینکه نفی که دیگری اثبات 131 0:09:00 --> 0:09:02,180 یکی مستثنامه دیگری مستثنامه 132 0:09:02,180 --> 0:09:03,480 مثلا اگر گفته شد 133 0:09:03,480 --> 0:09:06,160 ما جا ان الغوم و الا زیدن 134 0:09:06,160 --> 0:09:07,960 این دو تا پیام دارد 135 0:09:07,960 --> 0:09:09,300 این دو قضیه دارد 136 0:09:09,300 --> 0:09:12,120 یکی نفی مجی دیگران 137 0:09:12,120 --> 0:09:14,540 یکی اثبات مجی زید 138 0:09:14,540 --> 0:09:17,080 یعنی لم یجی اینی احد 139 0:09:17,080 --> 0:09:19,140 و جا ان زید 140 0:09:19,140 --> 0:09:21,560 نوع قضایی که 141 0:09:21,560 --> 0:09:25,420 با حسرو استثنا و امثال زارک آمیخته است 142 0:09:25,420 --> 0:09:28,580 وقتی تحلیل میکنید به دو قضیه برمیگرده 143 0:09:28,580 --> 0:09:34,280 لذا در اصول در باب مفهوم و منطق سخن از مفهوم هست و مطرح هست 144 0:09:34,280 --> 0:09:36,820 یعنی یه منطقی دارد و یه مفهومی 145 0:09:36,820 --> 0:09:40,320 هر جا مفهوم و منطق کنار هم بود میشه دو قضیه 146 0:09:40,320 --> 0:09:46,580 ولی نظر تحقیقی در باره لا اله الا الله اینست که 147 0:09:47,200 --> 0:09:49,780 این لا اله الا الله دوتا قضیه نیست 148 0:09:49,780 --> 0:09:54,780 که انسان بخواهد یه چیزی رو اثبات کند و یه چیزی رو نعفی بکند 149 0:09:54,780 --> 0:09:59,620 یعنی آله دیگر رو نفی بکند و الله رو اثبات بکند 150 0:09:59,620 --> 0:10:02,480 ازا گفتن این الا معنی غیر است 151 0:10:02,480 --> 0:10:06,380 وقتی الا معنی غیر شد معنی وصفی دارد 152 0:10:06,380 --> 0:10:11,600 اونگاه لا اله الا الله که به معنی لا اله غیر الله است 153 0:10:11,600 --> 0:10:14,160 این در تحلیل به این سر درمی آید 154 0:10:14,160 --> 0:10:20,320 غیر از خدایی که وجودش بیان است و مسلم است و مفروغ انه است 155 0:10:20,320 --> 0:10:21,380 دیگران نه 156 0:10:21,380 --> 0:10:28,320 نه این که لا اله الا الله بخواهد برای ازهان خالی دو مسئله را اثبات کند 157 0:10:28,320 --> 0:10:33,800 یعنی ازهان به فطرت ها خالی است از توحید به شرک 158 0:10:33,800 --> 0:10:38,740 و با لا اله الا الله میخواهد الله را اثبات بکنند 159 0:10:38,740 --> 0:10:42,780 بعد شرک شرک ها را نخلی بکنند این چیزی نیست 160 0:10:42,780 --> 0:10:46,600 یه وقت است که در یه فضایی هیچ کس نیست خالی مهد است 161 0:10:46,600 --> 0:10:51,460 میگوین در این فضا فرون شخص باید بیاید دیگران نباید بیاید 162 0:10:51,460 --> 0:10:53,280 در اینجا دو تا پیام هست 163 0:10:53,280 --> 0:10:56,580 یکی اجازه ورود فرون شخص 164 0:10:56,580 --> 0:11:00,420 دیگر نفی جواز ورود دیگران 165 0:11:00,420 --> 0:11:03,020 اون سحنه خالی از همه است 166 0:11:03,020 --> 0:11:07,020 با یک حکم اون شخص معین وارد میشود 167 0:11:07,020 --> 0:11:11,060 با حکم دیگر اشراس دیگر ممنوع میشود 168 0:11:11,060 --> 0:11:14,540 آیا در سحنه فیترت ما این چنین است 169 0:11:14,540 --> 0:11:17,360 که نه خدا هست نه غیر خدا 170 0:11:17,360 --> 0:11:20 اونگاه با لا اله الا لا 171 0:11:20 --> 0:11:24,340 میخواهیم اصل اعتقاد به خدا را ثابت بکنیم 172 0:11:24,340 --> 0:11:29,540 و ورود دیگران را در سحنه اعتقاد فطرت نعفی بکنیم 173 0:11:29,540 --> 0:11:33,740 اینه معنی که لا اله الا لا به دو قضیه من حل میشود 174 0:11:33,740 --> 0:11:38,740 یعنی الله موجود و ما سواه مدومون 175 0:11:38,740 --> 0:11:41,540 یا نه این اعلامان غیر هست 176 0:11:41,540 --> 0:11:46,260 یعنی در سحنی فطرت ما اعتقاد به خدا هست 177 0:11:46,260 --> 0:11:50,260 جان ما ترزی سرشته شد 178 0:11:50,260 --> 0:11:54,760 که بردگی او را میپذیرد و عبودیت او را قبول کرده است 179 0:11:54,760 --> 0:12:01,860 اونگاه عقل و وحی دوتایی دارن تعیید میکنن به انسان میگوین 180 0:12:01,860 --> 0:12:07,820 در نهان خود که خدا هست غیر خدا را راه نده 181 0:12:07,820 --> 0:12:12,460 لا اله غیر از این اللهی که هر 182 0:12:12,460 --> 0:12:17,620 بنابراین خطرت مبهدانه خرق شد 183 0:12:17,620 --> 0:12:21,680 این طور نیست که در سحنی نفس انسان 184 0:12:21,680 --> 0:12:23,700 گراهش به خدا نباشد 185 0:12:23,700 --> 0:12:25,480 بینش خدا نباشد 186 0:12:25,480 --> 0:12:27,280 سحنه دل خالی باشد 187 0:12:27,280 --> 0:12:31,820 حالا با این تحلیل دوباره که برمی گردیم خدمت این آگه 188 0:12:31,820 --> 0:12:35,720 می بینیم همون لا اله الا الله 189 0:12:35,720 --> 0:12:38,140 که به معنای غیره است 190 0:12:38,140 --> 0:12:42,760 یعنی لا اله غیر الله مفروغ مسلم 191 0:12:42,760 --> 0:12:45,540 همین در تلیح این آیه آمده 192 0:12:45,540 --> 0:12:49,560 قل ها غیر الله اتقذ و ولیم 193 0:12:49,560 --> 0:12:52,020 الله که مسلم و مفروغن هست 194 0:12:52,020 --> 0:12:54,060 ما غیر او رو ولی بگیریم 195 0:12:54,060 --> 0:12:57,780 یعنی الله ولایت او مقبول است 196 0:12:57,780 --> 0:12:59,600 این رو هم باز ملازم فرمودید 197 0:12:59,600 --> 0:13:02,940 که قرآن یک کتاب علمی نیست نظیر حکمت و کلام 198 0:13:02,940 --> 0:13:04,080 نور است 199 0:13:04,080 --> 0:13:07,040 یعنی علم را با عمل همراه میکند 200 0:13:07,040 --> 0:13:13,360 یک کتاب علمی محض نیست که فقط در صدد اثبات این باشد که جهان خدایی دارد 201 0:13:13,360 --> 0:13:15,300 اون باشه کتاب علمی محض 202 0:13:15,300 --> 0:13:16,320 این نور است 203 0:13:16,320 --> 0:13:20,640 یعنی علم را حکمت نظری را با حکمت عملی همه هنگ میکند 204 0:13:20,640 --> 0:13:24,060 خدا را به عنوان واجب و وجود اثبات نمیکند 205 0:13:24,060 --> 0:13:26,860 خدا را به عنوان ولی اثبات میکند 206 0:13:26,860 --> 0:13:29,180 یعنی انسان تحت ولایت او است 207 0:13:29,180 --> 0:13:30 او هست 208 0:13:30 --> 0:13:31,580 سرپرست هست 209 0:13:31,580 --> 0:13:33,740 ما تولیه او را داریم 210 0:13:33,740 --> 0:13:35,160 فتحت ولایه وی 211 0:13:35,160 --> 0:13:39,280 لذا در تلیئه این آیه محل بس 212 0:13:39,280 --> 0:13:42,820 خدا ترز سخن گفتن رام و پیغمبرش 213 0:13:42,820 --> 0:13:45,100 صلی اللہ علیه و سلم آمو خبود قول 214 0:13:45,100 --> 0:13:48,560 اه غیر الله اتخذو ولیگن 215 0:13:48,560 --> 0:13:52,640 اونها آمدن غیر خدا را ولی گرفتن 216 0:13:52,640 --> 0:13:54,320 یعنی مشتد شدن 217 0:13:54,320 --> 0:14:00,180 این سخنان الهی درد شیرک زدائی میکند 218 0:14:00,180 --> 0:14:03,320 نه توحید نه اصل ذات را اثبات بکند 219 0:14:03,320 --> 0:14:05,240 اصل ذات مفروغ هن هست 220 0:14:05,240 --> 0:14:09,780 پس تمام یا قالب بحث های قرآنی 221 0:14:09,780 --> 0:14:12,300 برای همه این غبار رو بیست 222 0:14:12,300 --> 0:14:15,700 که شرک ننشیده در سحنه فطرت 223 0:14:15,700 --> 0:14:18,160 نه این که الله ظهور کند 224 0:14:18,160 --> 0:14:20,360 اون الله ظهور کرده هست 225 0:14:20,360 --> 0:14:24,200 قل اغیر الله اتخذو بلیگن 226 0:14:24,200 --> 0:14:27,640 قل از آن هست که در همون آیاتی که خدا دارد 227 0:14:27,640 --> 0:14:29,980 خالق را اثبات می کند 228 0:14:29,980 --> 0:14:35,320 در کنارش مسئله بلی بودن رب بودن او را مصباح میکند 229 0:14:35,320 --> 0:14:39,520 بعد هم دیگری را نفر میکند 230 0:14:39,520 --> 0:14:44,320 با احیای همون ارتکاز فطرت ارجام میدهد 231 0:14:44,320 --> 0:14:49,420 و که شما در نهانتون و در درونتون به یک مبدع گرایش دارید 232 0:14:49,420 --> 0:14:53,460 حالا اگر اون آیه و امثال اون آیه بر قرآن پیدا بشود 233 0:14:53,460 --> 0:14:58,580 ولی غالب بحث های قرآنی برای نفی شیرک است 234 0:14:58,580 --> 0:15:07,880 در مسئله افلا شکن فاتر سماوات و عرض خودشم در حقیقت این نهوه تعلیقه های بر بس بیست که مشعره به علیت است 235 0:15:07,880 --> 0:15:14,540 اینجا هم اقیرالله اتخذو بلیان فاتر سماوات و عرض هم از همین قبیل است 236 0:15:14,540 --> 0:15:23,640 منتها این کونه از تعلیقه ها که مشعره به علیت است اینا روحش به تنبیه در میگردنه تعلیل 237 0:15:23,640 --> 0:15:33,780 تعلیم در جاییست که زین خالی باشد و با علت اثباتی مطلبی ثابت می شود 238 0:15:33,780 --> 0:15:40,620 تنبیه مال جاییست که یک شیعی در فضای زین ثابت هست 239 0:15:40,620 --> 0:15:43,480 منتها مورد قفلت هست 240 0:15:43,480 --> 0:15:47,820 با تنبوه دادن قفلت زدائی می کنند 241 0:15:47,820 --> 0:15:50,720 انسان قافل متذکر می شود 242 0:15:50,720 --> 0:15:53,580 انسان ناسی متذکر میشود 243 0:15:53,580 --> 0:15:56,460 این تحبیلی که فرمود قول 244 0:15:56,460 --> 0:15:58,920 ادقیر الله ادتخی زور وری 245 0:15:58,920 --> 0:16:01,960 یعنی فاتیر استماعات و عرض 246 0:16:01,960 --> 0:16:04,820 روحش برمیگردد به تنبیه 247 0:16:04,820 --> 0:16:07,660 یعنی شما به نهانتون سری بزنید 248 0:16:07,660 --> 0:16:09,980 ببینید به کی تکیه میکنید 249 0:16:09,980 --> 0:16:11,680 محتاج هستید یا نه؟ 250 0:16:11,680 --> 0:16:12,940 یقیناً محتاجید 251 0:16:12,940 --> 0:16:14,360 به کی محتاجید؟ 252 0:16:14,360 --> 0:16:15,900 به محتاج محتاجید 253 0:16:15,900 --> 0:16:17,520 یا به غیر محتاج؟ 254 0:16:17,520 --> 0:16:18,520 به غیر محتاج 255 0:16:18,520 --> 0:16:20,600 خب غیر محتاج کسیست که 256 0:16:20,600 --> 0:16:27,460 هم فاطر شما هدوثا هم تعمیم کننده نیاز شما بقاهم 257 0:16:27,460 --> 0:16:33,060 این که یعنی ویت امو ولا یت ام معناش این نیست که او غذا میدهد که 258 0:16:33,060 --> 0:16:36,080 این تعم کنایه از نیاز است 259 0:16:36,080 --> 0:16:39,960 در تعبیرات فارسی هم فراوان است 260 0:16:39,960 --> 0:16:41,760 تو عربی هم کرایج است 261 0:16:41,760 --> 0:16:47,120 وقتی در تعبیرات فارسی گفتن اینا چی بخورن چی میخورن 262 0:16:47,120 --> 0:16:49,620 یعنی حاجاتشون رو باشی تعمیم میکنن 263 0:16:49,620 --> 0:16:54,780 وقتی گفتن فرون کس مال مردم رو خورد یا مال مردم رو نخورید 264 0:16:54,780 --> 0:17:00,020 منظور این نیست که نانو گوشت حرام رو نخورید که 265 0:17:00,020 --> 0:17:02,580 منظور آنست که در مال مردم تصرف نکنی 266 0:17:02,580 --> 0:17:05,400 خوب این تعبیر تعبیر رائج است که 267 0:17:05,400 --> 0:17:09,960 لا تعکلو انهان ترهاست 268 0:17:09,960 --> 0:17:13,680 این لا تعکلو معنیش این نیست که مال مردم رو نخورید که 269 0:17:13,680 --> 0:17:16,240 معنیش هست که در مال مردم تصرف نکنید 270 0:17:16,240 --> 0:17:18,860 یه تعبیر عرفی است که همه امامی دانید 271 0:17:18,860 --> 0:17:22,280 وقتی گفتن فرونکس مال مردم رو خود 272 0:17:22,280 --> 0:17:24,920 با این که فرش مردم رو غصب کرد 273 0:17:24,920 --> 0:17:26,820 یا زمین مردم رو غصب کرد 274 0:17:26,820 --> 0:17:29,500 منظور از این خوردن مطلق تصرف است 275 0:17:29,500 --> 0:17:33,400 چون عمره تصرف که حیات انسان رو تعمیم می کند 276 0:17:33,400 --> 0:17:34,800 همین قضا خوردن است 277 0:17:34,800 --> 0:17:37,920 از مطلق تصرف به عقل تعبیر می شود 278 0:17:37,920 --> 0:17:39,460 و اگر گفته شد 279 0:17:39,460 --> 0:17:41,340 وَيُتْ اِمُو وَلَا يُتْ اَم 280 0:17:41,340 --> 0:17:44,100 معنیش نیست که خدا تعام به آدم می دهد 281 0:17:44,100 --> 0:17:45,740 خودش تعام داده نمی شود 282 0:17:45,740 --> 0:17:47,120 نیازی به تعامل ندارد 283 0:17:47,120 --> 0:17:49,900 بلکه منظوران از که اون حاجت انسان را 284 0:17:49,900 --> 0:17:52,280 برطرف میکند و خود محتاج نیست 285 0:17:52,280 --> 0:17:54,300 خب پس حدوثم 286 0:17:54,300 --> 0:17:56,420 انسان مفتور اوست 287 0:17:56,420 --> 0:17:57,960 بقا ام 288 0:17:57,960 --> 0:18:00,180 در کنار صفر او نشسته است 289 0:18:00,180 --> 0:18:01,840 خب بنابراین 290 0:18:01,840 --> 0:18:02,740 وقتی این فهمد 291 0:18:02,740 --> 0:18:06,160 یعنی 292 0:18:06,160 --> 0:18:09,880 انسانی که 293 0:18:09,880 --> 0:18:11,840 محتاج است محتاج به 294 0:18:11,840 --> 0:18:14,300 قنیست نمحتاج به مثل خود 295 0:18:14,300 --> 0:18:17,760 فس بابا یت امو ولا یت اند 296 0:18:17,760 --> 0:18:20,520 منطقه قالب این سنها 297 0:18:20,520 --> 0:18:27,140 اون مهنه اولی که خداوند هستی بخشست مبدع هستیست 298 0:18:27,140 --> 0:18:29,520 شاید به این سمت حرکت نکنند 299 0:18:29,520 --> 0:18:33,680 قالب این سنها به کسی سر می سپارند 300 0:18:33,680 --> 0:18:37,820 و در آسان کسی سر می سایند که مشکلات اونا را حل بکند 301 0:18:37,820 --> 0:18:40,120 همون شوقن الی جنه است 302 0:18:40,120 --> 0:18:46,240 گروهی هم روی ترس و بردگی خدا را عبادت میکنند 303 0:18:46,240 --> 0:18:52,100 لذا هم در این بخش فاتر و سماوات و عرض بودن خدا مطرح شد 304 0:18:52,100 --> 0:18:55,280 هم متعیم بودن خدا مطرح شد 305 0:18:55,280 --> 0:18:58,140 هم تقریبا منتقم بودن ای 306 0:18:58,140 --> 0:19:02,180 قول اقیر اللهیت تخیزو ورگن 307 0:19:02,180 --> 0:19:04,740 اون وقت اون غیر مفتور است 308 0:19:04,740 --> 0:19:10,620 چون هرچی باشد یا جز موجودات سماعیس یا موجود جز موجودات عرضی 309 0:19:10,620 --> 0:19:16,440 اگر یا موجود سماعیس یا موجود عرضی به خدا فاتر و سماع باطور عرضه است 310 0:19:16,440 --> 0:19:18,680 پس اون غیر مفتور است 311 0:19:18,680 --> 0:19:21,740 آیا من مفتور را به جای فاتر بنشانم؟ 312 0:19:22,600 --> 0:19:24,980 مخلوق را به جای خالق بنشانم؟ 313 0:19:24,980 --> 0:19:26,740 محتاج را به جای غنی بنشانم؟ 314 0:19:27,280 --> 0:19:31,820 ادقیر الله اتخذو ولیین فاتر سماع باطور عرض 315 0:19:31,820 --> 0:19:34,140 به قویت امو ولایتم 316 0:19:34,140 --> 0:19:40,600 در بعضی از تفاصیل آمده است که ابن عباس می گوید من معنای فاسر را نمی فهمیدم 317 0:19:40,600 --> 0:19:46,600 مگر اینکه دوتا عرابی در باره یک چاه اختلاف شدن 318 0:19:46,600 --> 0:19:50,860 یکی می گفت این چاه آب مال من است دیگری می گفت مال من 319 0:19:50,860 --> 0:19:55,780 و اون یکی که استدلال می شد گفت انا فتر توها 320 0:19:55,780 --> 0:20:02,580 از این که گفت انا فتر توها یعنی من ابتدا این چاه را فاری کردم 321 0:20:02,580 --> 0:20:05,700 من به معنی فاتر پی بردم 322 0:20:05,700 --> 0:20:08,940 که فاتر یعنی بدیق 323 0:20:08,940 --> 0:20:12,260 یعنی کسی که نوزهور می آورد 324 0:20:12,260 --> 0:20:18,220 یعنی کسی که چیزی را بدون علقوی قبلی می آفریند 325 0:20:18,220 --> 0:20:21,320 یه وقت از که شی قبلن موجود است 326 0:20:21,320 --> 0:20:24,440 برابر او انسان کار انجام می دهد 327 0:20:24,440 --> 0:20:26,920 در اینجا نوزهور نیست 328 0:20:26,920 --> 0:20:29,720 این یا تقلید است یا تمثیل است 329 0:20:29,720 --> 0:20:31,780 یعنی مثال اون ساخته مثل ما آمده 330 0:20:31,780 --> 0:20:36,200 یک وقت اصلا ببیع است نو ظهور است پدیده تازه است 331 0:20:36,200 --> 0:20:39,300 تیش بست بیرون میگن فاتر فطرت 332 0:20:39,300 --> 0:20:42,200 از این که این اعرابی گفت 333 0:20:42,200 --> 0:20:48,620 انا فتر توها ابن عباس مقدر من پی بردم که فاتر یعنی نو پدید آورنده 334 0:20:48,620 --> 0:20:53,780 آسمان زمین نسبت به اصل خلقتشون فطرت است 335 0:20:53,780 --> 0:20:58,700 که فرمود بر سوره فاتر الحمدلله فاتر استماع واتر است 336 0:20:58,700 --> 0:21:00,480 در همین جهان فرمود 337 0:21:00,480 --> 0:21:04,800 قل اغیرالله اتخذ و ولیان فاطر سماواتی و الارض 338 0:21:04,800 --> 0:21:09,660 وقتی اصل ماده را با شکاف تقریبا عدم 339 0:21:09,660 --> 0:21:12,520 پدید آورد اصل ماده را 340 0:21:12,520 --> 0:21:14,900 بدون سابق پدید آورد 341 0:21:14,900 --> 0:21:19,520 این ماده را بخواهد به صورت سماوات سر در بیاورد 342 0:21:19,520 --> 0:21:23,780 بخواهد به صورت رمینا الارضی مثله هنه در بیاورد 343 0:21:23,780 --> 0:21:27,140 به عنوان و الارض بعد ذاره که دهه ها 344 0:21:27,140 --> 0:21:30,660 از اون به بعد میشه مسئله خلقت 345 0:21:30,660 --> 0:21:33,340 پس اصل اون ماده را 346 0:21:33,340 --> 0:21:36,520 خدا به عنوان فاطر آفرید 347 0:21:36,520 --> 0:21:39,720 این ماده بسته را بخواهد باز کند 348 0:21:39,720 --> 0:21:41,320 سماوات سب کند 349 0:21:41,320 --> 0:21:43,380 به مدر ارزه مستهان نکند 350 0:21:43,380 --> 0:21:45,440 از اون به بعد میشه باید خلقه 351 0:21:45,440 --> 0:21:48,500 که زیر بر تلیعه همین سوره انام 352 0:21:48,500 --> 0:21:52,500 فمود الحمدلله لذی خلق از سماوات و الارض 353 0:21:52,500 --> 0:21:55,900 در سوره بارکه انبیاء 354 0:21:55,900 --> 0:21:57,540 آیه سین است 355 0:21:57,540 --> 0:22:10,420 این ها بسته بودن ما باز کردیم 356 0:22:10,420 --> 0:22:12,380 رتق یعنی بسته 357 0:22:12,380 --> 0:22:14,580 فتق یعنی گوشودن 358 0:22:14,580 --> 0:22:16,400 فرمود اولم یرو 359 0:22:16,400 --> 0:22:19,380 یعنی خوب بررسی علمی نکردن 360 0:22:19,380 --> 0:22:23,160 تا ببینن که این ها بسته بودن ما باز کردیم 361 0:22:23,160 --> 0:22:28,100 یعنی این منظومه ها را این قرارتا یکی از دیگری جدا کردنی به مانند آن 362 0:22:28,100 --> 0:22:33,060 خب پس اگر گاهی در باری آسمان ها به زمین گفته می شود خلقت 363 0:22:33,060 --> 0:22:35,100 گاهی گفته می شود فطرت 364 0:22:35,100 --> 0:22:36,920 و خدا هم خالق است 365 0:22:36,920 --> 0:22:38,420 هم فاطر است 366 0:22:38,420 --> 0:22:39,880 هم راتق است 367 0:22:39,880 --> 0:22:41,340 هم فاطق است 368 0:22:41,340 --> 0:22:43,080 روی حالات گناگون است 369 0:22:43,080 --> 0:22:47,140 این که فرمود خلق از سماوات و ارزه فی ست تیان 370 0:22:47,140 --> 0:22:50,540 تطوراتی را آسمان و زمین پوش سر گذاشتن 371 0:22:50,540 --> 0:22:54,380 که در بخش از تطورات رتخ بودن یعنی بسته بودن 372 0:22:54,380 --> 0:22:58,620 در بخش از تطورات مفتوخ شدن یعنی باز شدن 373 0:22:58,620 --> 0:23:02,220 رتخ و فتخش یعنی قبض و بستش 374 0:23:02,220 --> 0:23:04,420 یعنی بستن و بشودنش 375 0:23:04,420 --> 0:23:06,080 در اخیار خداست 376 0:23:06,080 --> 0:23:10,720 از اینجا حد می شود خالق باره مسفر ماننده اون 377 0:23:10,720 --> 0:23:14,220 چین که پدید آوردن اصلشم بخده خداست 378 0:23:14,220 --> 0:23:16,080 از اینجا حد می شود فاتر 379 0:23:16,080 --> 0:23:19,580 پس خدا فاتر و سماوات و عرض است 380 0:23:19,580 --> 0:23:24,720 یعنی اصل هستی نظام کیهانی را خدا با اتا شد 381 0:23:24,720 --> 0:23:27,200 و ویت امو ولایت ام 382 0:23:27,200 --> 0:23:30,240 چون هست متعلق دلیلی بر امومه است 383 0:23:30,240 --> 0:23:33,620 یعنی نیاز هر محتاجی را براورده می کند 384 0:23:33,620 --> 0:23:35,420 و خود محتاج نیست 385 0:23:35,420 --> 0:23:40,840 گویا اون ظلمت عدم را شکافت به این هستی را پدید آورد 386 0:23:40,840 --> 0:23:44,960 چون شیعی قبلن نبود که ذات اقدس اله 387 0:23:44,960 --> 0:23:47,420 اون شیع را بشکافت 388 0:23:47,420 --> 0:23:49,760 و از او آسمان و زمین بسازد 389 0:23:49,760 --> 0:23:58,160 اون مسئله آفرینش ماده و رتق بودن ماده از اون مواد درست است که ماده را شکافت 390 0:23:58,160 --> 0:24:02,820 و فتح کرد و آسمان و زمین را تصویه کرد 391 0:24:02,820 --> 0:24:11,700 چنگ که در سوره امبارکه شورا جریان عظمت ره به این صورت تبین شد 392 0:24:11,700 --> 0:24:14,140 آیه پنج سوره شورا این است 393 0:24:14,140 --> 0:24:20,260 تکاد و سماواتوی تفترن من فوقهنه و ملاکتوی سببون و همدربهن 394 0:24:20,260 --> 0:24:22,480 این وحی به قدر عظیم است 395 0:24:22,480 --> 0:24:24,980 وقتی از بالا تنظر می کند 396 0:24:24,980 --> 0:24:27,680 گوی آسمان ها می خواهند به شکافهن 397 0:24:27,680 --> 0:24:28,920 این می شه تفتر 398 0:24:28,920 --> 0:24:33,800 چین که شمس و ستاره هایی که موجودن 399 0:24:33,800 --> 0:24:38,360 این شکافه بعد از وجود اینها رو می گن انفتار 400 0:24:38,360 --> 0:24:40,180 این از سواؤن فتره 401 0:24:40,180 --> 0:24:42,660 این انفتار بدل هسته هستیست 402 0:24:42,660 --> 0:24:49,160 اما در بدع پیدایش که نوزهور بودن آسمان زمین را میخواد بیان کنند 403 0:24:49,160 --> 0:24:52,800 گویانست که ظلمت عدم را شکافت 404 0:24:52,800 --> 0:24:54,900 از عدم چیزی به برابر 405 0:24:54,900 --> 0:24:58,400 نه این که عدم را مبدع قابلی قرار داد 406 0:24:58,400 --> 0:25:04,280 بلکه میخواد فرماید که این آسمان و زمین قبلن چیزی نبودن 407 0:25:04,280 --> 0:25:08,120 مادهی نبود که ما از اون ماده آسمان زمین بسازیم 408 0:25:08,120 --> 0:25:12,060 بلکه بعدان با انشاء چیزی را آفریدیم 409 0:25:12,060 --> 0:25:13,720 نبا تکوین 410 0:25:13,720 --> 0:25:17,080 اونگاه این شیعه آفریده که رتبود 411 0:25:17,080 --> 0:25:19,180 او را فتح کردیم و گوشدیم 412 0:25:19,180 --> 0:25:21,520 خب گوهباییت امو ولایت ام 413 0:25:21,520 --> 0:25:24,460 چون حس متعلق دلیل بر امومه است 414 0:25:24,460 --> 0:25:27,780 به این معنی است که نیاز هر موجودی را 415 0:25:27,780 --> 0:25:29,980 ذات اقدس اله برطرف می کند 416 0:25:29,980 --> 0:25:33,460 قل اینی امر تو ان اکون اول من اسلم 417 0:25:33,460 --> 0:25:36,820 هم سبق زمانی دارد هم سبق رتبی 418 0:25:36,820 --> 0:25:39,380 ولا تکونن نمیل المشکین 419 0:25:39,380 --> 0:25:43,620 در حقیقت تمام این بحث ها برای نفی شرک است 420 0:25:43,620 --> 0:25:46 این لا تکونن نه اتفست بر قول 421 0:25:46 --> 0:25:48,880 این نهی بر اون عمر اتفست 422 0:25:48,880 --> 0:25:52,840 قول انی امر تو و لا تکونن نه من المشتکین 423 0:25:52,840 --> 0:25:56,940 قول انی اخاف و انعسیت و ربی عذاب یوم نه ادین 424 0:25:56,940 --> 0:26:02,180 من اگر معصیت بکنم خدا را معتقد نباشم ویا نپرستم 425 0:26:02,180 --> 0:26:05,480 از عذاب روز عظیم حراسناکم 426 0:26:05,480 --> 0:26:10,160 این ناظره به گروه سه وم است که خوفر میرن نار عبادت می کنن 427 0:26:10,160 --> 0:26:13,960 البته اونهای که به مقام احرار رسیده ان 428 0:26:13,960 --> 0:26:17,900 همونطور که در نوبت قلب ملازفه رو مدید هر دو قسم رو دارن 429 0:26:17,900 --> 0:26:22,580 لذا دعاها و مناجات ایمه رو سرم کاملا قابل توجیه است 430 0:26:22,580 --> 0:26:27,260 یعنی اون کسی که شوقاً الالله خدا را عبادت می کند 431 0:26:27,260 --> 0:26:29,700 یقیناً از جهنم اون می ترسد 432 0:26:29,700 --> 0:26:31,680 به بهشت اون علاق مند است 433 0:26:31,680 --> 0:26:34,780 چون اینها مراقب نازلن اون مرحله کامل است 434 0:26:34,780 --> 0:26:37,560 اگر کسی مرحله کامله توحید را داشت 435 0:26:37,560 --> 0:26:40,220 مرحله نازل وستارم پاید داشت 436 0:26:40,220 --> 0:26:43,720 و شاید این که فرمود بلوان خواهد مقام ربیه جنتان 437 0:26:43,720 --> 0:26:46,480 بعدم فرمود ببین دونه همان جنتان 438 0:26:46,480 --> 0:26:49,620 در ازیات گنابونی برای بهشت باشد 439 0:26:49,620 --> 0:26:52,060 اگر کسی اون مرحله بالا را دارست 440 0:26:52,060 --> 0:26:53,640 مرحله پاید را پاید داشت 441 0:26:53,640 --> 0:26:56,260 لذا اگر در مناجات میبینیم 442 0:26:56,260 --> 0:26:58,180 ایمه علیه موسلم ناله میکنند 443 0:26:58,180 --> 0:26:59,480 واقعا گریه میکنند 444 0:26:59,480 --> 0:27:01,100 و واقعا حراسناکند 445 0:27:01,100 --> 0:27:02,420 این نقص نیست 446 0:27:02,420 --> 0:27:05,300 اگر کسی در همین حد باشد نقص است 447 0:27:05,300 --> 0:27:07,800 بذار در دعای کمه رو امسان کمه آمده است 448 0:27:07,800 --> 0:27:10,280 که حد نیست برکه آبه هر ناره که فکر که ایوست 449 0:27:10,280 --> 0:27:11,860 بروحانه نبرگاه کرامته 450 0:27:11,860 --> 0:27:13,940 یعنی جهنم قابل تحمل است 451 0:27:13,940 --> 0:27:17,040 اما هجران لغای حق قابل تحمل نیست 452 0:27:17,040 --> 0:27:19,820 اگر کسی اون مرحله رو درک کرده است 453 0:27:19,820 --> 0:27:22,260 مرحله پایین برای اون قابل تحمل است 454 0:27:22,260 --> 0:27:25,420 پس این مناجات و این عدیه 455 0:27:25,420 --> 0:27:28,800 که همه بسیار از اینها دلالت دارد 456 0:27:28,800 --> 0:27:30,480 بس ترس از جهنم 457 0:27:30,480 --> 0:27:32,100 این نقص نیست 458 0:27:32,100 --> 0:27:35,180 توقف در این مرحل نقص است 459 0:27:35,180 --> 0:27:36,860 خب اینها مکلب است 460 0:27:36,860 --> 0:27:38,640 و چون می نالند 461 0:27:38,640 --> 0:27:40,860 و سلاح و هربوکا 462 0:27:40,860 --> 0:27:43,200 این سلاح را دارن و داشتون پیروزند 463 0:27:43,200 --> 0:27:45,280 نباید گفت اینا که این حد رستند 464 0:27:45,280 --> 0:27:46,240 چرا ناله می کنند 465 0:27:46,240 --> 0:27:49,100 اینا چون ناله می کنند این مقام برشون محفوظ است 466 0:27:49,100 --> 0:27:51,180 سرمایه انسان ناله است 467 0:27:51,180 --> 0:27:53,720 خب این سرمایه را از او بگیرند 468 0:27:53,720 --> 0:27:55,980 که دیگه کمالی برونه میماند که 469 0:27:55,980 --> 0:27:58,320 اینا که نزیر ذات اقبس 470 0:27:58,320 --> 0:28:00,780 اله بینیاز محض نیستن که 471 0:28:00,780 --> 0:28:02,340 اصلا یه فرض صحیح نیست 472 0:28:02,340 --> 0:28:04,420 که کسی سلاش بکار باشد 473 0:28:04,420 --> 0:28:06,420 و بگن چرا عمه گریه میکنند 474 0:28:06,420 --> 0:28:08,480 اصلا اونا با گریه مزلحن 475 0:28:08,480 --> 0:28:10,400 چون با گریه مزلحن 476 0:28:10,400 --> 0:28:11,820 شیطان به سراغ اینا نمیاد 477 0:28:11,820 --> 0:28:14,060 شیطان به سراغ کسی میاد که بگد من 478 0:28:14,060 --> 0:28:14,920 انا خیرون من 479 0:28:14,920 --> 0:28:16,920 و وقتی که اینا با نالم 480 0:28:16,920 --> 0:28:19,700 این انا خیرون من را سرکوب کردن 481 0:28:19,700 --> 0:28:22,320 و ما بکن من نعمتن فمن الله را میبینه 482 0:28:22,320 --> 0:28:23,980 شیطان به سراغون ها نمی آید 483 0:28:23,980 --> 0:28:26 حالا اگر نال از اینا گرفته شد 484 0:28:26 --> 0:28:27,760 خب شیطان نفوز میکند دیگر 485 0:28:27,760 --> 0:28:29,880 این نال نردوان ترقی 486 0:28:29,880 --> 0:28:32,060 نباید گفت اینه چون به این مقام رسیدن 487 0:28:32,060 --> 0:28:33,040 چرا گریه میکند 488 0:28:33,040 --> 0:28:36,140 اینه چون گریه میکند صاحب این مقام هم خلاصه 489 0:28:36,140 --> 0:28:39,340 منتها اگر کسی در همین حد گریه باشند 490 0:28:39,340 --> 0:28:41,440 منتها گریه خوفن من النار 491 0:28:41,440 --> 0:28:42,980 این نقص است 492 0:28:42,980 --> 0:28:45,400 برای اونها البته نسبت با اون نقص است 493 0:28:45,400 --> 0:28:47,720 اما اگه نه خوفاً بیرن نار رو دارن 494 0:28:47,720 --> 0:28:49,900 شوقاً الی جنر رو دارن 495 0:28:49,900 --> 0:28:52,540 بالاتر از اینها رو هم دارن 496 0:28:52,540 --> 0:28:56,660 چه در اون بالاتر اینها به حساب نمی آید 497 0:28:56,660 --> 0:28:58,040 این میشه انسان جامعه 498 0:28:58,040 --> 0:28:59,320 این میشه کون جامعه 499 0:28:59,320 --> 0:29:01,060 اینها چون بالا رسیدن 500 0:29:01,060 --> 0:29:04,400 میگن اگر خدا یا پایین رو از ما گرفتی 501 0:29:04,400 --> 0:29:05,520 بالا رو از ما نگید 502 0:29:05,520 --> 0:29:06,240 ما چه کنیم 503 0:29:06,240 --> 0:29:10,260 هب نیست بر تو علی هر نادی که فکری فی اصفه رو عینه لده ترامتی 504 0:29:10,260 --> 0:29:14,020 قول این نیه خواه و این عسید ربیع لامی و من علیم 505 0:29:14,020 --> 0:29:18,840 اونگاه اون روز اگر کسی عذاب الهی از او دور شده باشد 506 0:29:18,840 --> 0:29:20,940 رحمت خاصه خدا به اون میرسد 507 0:29:20,940 --> 0:29:23,600 یک زوم و این فوز مبین است 508 0:29:23,600 --> 0:29:25,820 و اگر خدا اینا کرده 509 0:29:25,820 --> 0:29:28,380 خدا بقا از ذرهی به کسی برساند 510 0:29:28,380 --> 0:29:30,640 احدی نمیتواند تشوی زور بکند 511 0:29:30,640 --> 0:29:32,960 و این هم توحید است 512 0:29:32,960 --> 0:29:34,620 که هوا زار رو بنافع 513 0:29:34,620 --> 0:29:36,700 و این یمسس که الله بذرین 514 0:29:36,700 --> 0:29:38,820 فلا کاشف الله الاهو 515 0:29:38,820 --> 0:29:40,400 و این یمسس که بخیرین 516 0:29:40,400 --> 0:29:41,820 فهو بعلا و کل شهین 517 0:29:41,820 --> 0:29:44,220 قدیر احدی قدرتی گرفتم رو ندارد 518 0:29:44,220 --> 0:29:47,700 که باسترش در اماع باری سوریم بارکه فاتر هست 519 0:29:47,700 --> 0:29:50,140 و هوا القاهر و فوق عباده 520 0:29:50,140 --> 0:29:51,780 و هوا الحکیم و الخبیر 521 0:29:51,780 --> 0:29:53,100 الحمدلله ربایی