1 0:00:00 --> 0:00:07,840 توی توی که حسنت تو شد بیرق سرخ سدقا 2 0:00:07,840 --> 0:00:13,200 ای مراج ما ای آسمان خط سرخ شهدا 3 0:00:13,200 --> 0:00:22,180 هستی ما نظر تو بادا دست مردان تو در دست خدا 4 0:00:22,180 --> 0:00:27,140 مهد وفا تو سر بلند و پیرو 5 0:00:27,140 --> 0:00:33,160 در کل آلن و اینی 6 0:00:33,160 --> 0:00:37,580 تا وقتی با تو باشم 7 0:00:37,580 --> 0:00:42,220 این غیرت حسینی 8 0:00:42,220 --> 0:00:46,220 ای میهن خدایی 9 0:00:46,220 --> 0:00:50,600 سهنه امام رضایی 10 0:00:50,600 --> 0:00:54,660 ایران زنفقارونو 11 0:00:54,660 --> 0:01:02,260 میران آشورایی در روح و جان من 12 0:01:02,260 --> 0:01:06,720 میمانی ای وطن 13 0:01:06,720 --> 0:01:11,080 توی توی توی هرم 14 0:01:11,080 --> 0:01:13,900 توی تو خانه من 15 0:01:13,900 --> 0:01:16,660 میمیهن خدایی 16 0:01:16,660 --> 0:01:21,740 درود بر شما ملت شریف ایران 17 0:01:21,740 --> 0:01:24,220 شما شنونده های خوبه رادیو معارف 18 0:01:24,220 --> 0:01:26,720 که همراه ما هستید ساعت 21 هست 19 0:01:26,720 --> 0:01:32,360 و دوت میکنم همراه ما پارسایان رو با سخانه نوجت الاسلام وحیدی ده دقیقه بشنوید 20 0:01:32,360 --> 0:01:37,360 سرگشتگان کویت 21 0:01:37,360 --> 0:01:41,560 پربای سر ندامند 22 0:01:41,560 --> 0:01:45,860 سرگشتگان کویت 23 0:01:45,860 --> 0:01:50,060 پربای سر ندامند 24 0:01:50,060 --> 0:01:54,200 آشفتگان موید 25 0:01:54,200 --> 0:01:58,560 از خود خبر ندارد 26 0:01:58,560 --> 0:02:02,740 آشفتگان موید 27 0:02:02,740 --> 0:02:06,980 از خود خبر ندارد 28 0:02:06,980 --> 0:02:08,460 پار سایان 29 0:02:08,460 --> 0:02:12,380 بر درگه تو بهریست 30 0:02:12,380 --> 0:02:15,720 از آب چشم اوشا 31 0:02:15,720 --> 0:02:20,400 خلق جهان مزار رو 32 0:02:20,400 --> 0:02:23,720 در رب گذر ندارد 33 0:02:23,720 --> 0:02:25,960 حجت الاسلام وحیدی 34 0:02:53,720 --> 0:02:55,380 بی جا مسرف نکنیم 35 0:02:55,380 --> 0:02:59,480 مولا امام صادق علیه السلام فرمودن 36 0:02:59,480 --> 0:03:03,160 اصراف اونه که آدم مالش رو از بین ببره 37 0:03:03,160 --> 0:03:05,780 به بدن خودش صدمه بزنه 38 0:03:05,780 --> 0:03:09,720 یک کسی ارز کرد که آقا پس اقتار چیه؟ 39 0:03:10,620 --> 0:03:13,500 اقتار هم معنای اصراف انگار 40 0:03:13,500 --> 0:03:16,980 حضرت فرمودن که اقتار اینه که 41 0:03:16,980 --> 0:03:19,700 قضای تو نان و نمک باشه 42 0:03:19,700 --> 0:03:23,020 در صورتی که قدرت قضای مناسب تری داری بخوری 43 0:03:23,020 --> 0:03:27,480 میتونی غذای بهتری بخوری ولی به نان نمک بسنده بکنی 44 0:03:27,480 --> 0:03:33,180 آدم نباید از اون طرف بوم بیفته و نباید از این طرف بوم بیفته 45 0:03:33,180 --> 0:03:37,900 از نعمتهای خدا استفاده بکن ولی اسراف نکن 46 0:03:37,900 --> 0:03:42,080 که اینجور به ما گفتن کلو وشربو ولا تصرفو 47 0:03:42,080 --> 0:03:46,260 یه روایت دیگم نق بکنم از مولامون امام صادق علیه السلام 48 0:03:46,260 --> 0:03:50,180 روایت خیلی زیباست و خیلی تکاندهنده است 49 0:03:50,180 --> 0:03:59,140 حضرت فرمودن من شرب من ما الفرات و القا بقیه تلکوزه خارج الما فقط اسرفه 50 0:03:59,140 --> 0:04:07,360 اگر کسی یه مقداری آبی رو از آب فرات که حالا این آب خروشان فراوان برداره که بخوره 51 0:04:07,360 --> 0:04:13,500 یه مقدار آب رو خورد بعد به جایی که بقیه آب رو روی آب بریزه بریزه بیرون 52 0:04:13,500 --> 0:04:19,720 روی خاکها بریزه اسراف کرده آب رو از بین برده خدا به هممون توفیق بده 53 0:04:19,720 --> 0:04:30,080 اهل اصراف نباشیم مراقبت بکنیم و نگهداری از نعمتهایی که خدای متعالی ما داده انجام بدیم انشاءالله 54 0:04:49,720 --> 0:04:54,020 باید صدو حسین اون 55 0:04:54,020 --> 0:04:58,840 خدا رحمت کنه مرحوم امام رحمت الله علیه 56 0:04:58,840 --> 0:05:03,280 بسیار مراقب بودن که در زندگیشون اصراف اتفاق نیفته 57 0:05:03,280 --> 0:05:07,980 یه وقتی یه آقای پزشک دندان پزشکی به نام دکتر منافی 58 0:05:07,980 --> 0:05:13,120 آمده بود برای این که معاینه بکنه دندانهای مرحوم امام رو 59 0:05:13,120 --> 0:05:15,300 خب پسرش هم همراه با او بود 60 0:05:15,300 --> 0:05:21,240 همینطور او که مشغول معاینه دندانهای مرحوم امام بود 61 0:05:21,240 --> 0:05:27,080 این پسر آقای منافی یک جعبه دستمال کاغذی که دوی اتاق امام بود برداشته بود 62 0:05:27,080 --> 0:05:34,880 و هی چند تا چند تا از این دستمال کاغذی ها بر می داشت و می داد به باباش که حالا داره دندانها رو معاینه می کنه 63 0:05:34,880 --> 0:05:40,760 مرحوم امام رحمت الله علیه یه اشارهی کردن گفتن یکی یکی مصرف کن 64 0:05:40,760 --> 0:05:42,660 دو ستا دو ستا حالا لزومی نداره 65 0:05:42,660 --> 0:05:44,940 یه وقت آدم لازمه حرفی نیست 66 0:05:44,940 --> 0:05:49,040 ولی اگر لازم نیست و بیش از اون که احتیاج هست برداری 67 0:05:49,040 --> 0:05:52 اصراف اشارهی کردن یکی یکی بردار 68 0:05:52 --> 0:05:55,740 او هم گفت چشم آقا چشم من مراقبت میکنم 69 0:05:55,740 --> 0:05:57,320 یکی یکی بردارم 70 0:05:57,320 --> 0:06:00 هفته بعد دو مرتبه اومدن 71 0:06:00 --> 0:06:02,240 برای این که کارشون رو انجام بدن 72 0:06:02,240 --> 0:06:04,820 باز مرحوم امام رحمت الله علیه 73 0:06:04,820 --> 0:06:08,880 دیدن که او بنده خدا دست دسته دست ملک آغازی در میاره 74 0:06:08,880 --> 0:06:12,060 اون تذکر مرحوم امام رو یادش رفته بود 75 0:06:12,060 --> 0:06:16,860 امام رحمت الله علیه با یک ناراهتی به دکتر گفتن 76 0:06:16,860 --> 0:06:19,060 که به پسرت بگو این کار رو نکنه 77 0:06:19,060 --> 0:06:20,540 کمتر مصرف کنه 78 0:06:20,540 --> 0:06:21,760 اصرافه 79 0:06:21,760 --> 0:06:23,960 حکم خداست تعرف بردار نیست 80 0:06:23,960 --> 0:06:29,140 نکنه یه وقتی برای جلو گیری از این که ما متهمه به خصاصت نشیم 81 0:06:29,140 --> 0:06:31,360 جلوی اصراف رو نگیریم 82 0:06:31,360 --> 0:06:33,840 اصراف یه چیزه خسیس بودن 83 0:06:33,840 --> 0:06:35,040 یه چیز دیگه است 84 0:06:35,040 --> 0:06:38,900 بله اگر آدم میتونه از نعمتهای خدا استفاده بکنه 85 0:06:38,900 --> 0:06:40,380 و به خودش تنگ بگیره 86 0:06:40,380 --> 0:06:41,480 این مناسب نیست 87 0:06:41,480 --> 0:06:44,800 ولی این که بیش از حد استفاده بکنه 88 0:06:44,800 --> 0:06:45,780 درست نیست 89 0:06:45,780 --> 0:06:47,520 اینها عقوبت داره 90 0:06:47,520 --> 0:06:49,360 این قضیه رو هم نقب بکنم 91 0:06:49,360 --> 0:06:51,900 در منزل مرحوم امام رحمت الله 92 0:06:51,900 --> 0:06:53,540 یه درخت توت بود 93 0:06:53,540 --> 0:06:58,580 و همین گفتن معمولا توت خیلی زیادی هم میداد این درخت 94 0:06:58,580 --> 0:07:02,360 و این توت ها رو زمین میریخت و از بین میرفت 95 0:07:02,360 --> 0:07:07,480 مرحوم امام بارها فرموده بودن یه کاری بکنید این نعمت خدا خراب نشه 96 0:07:07,480 --> 0:07:10,440 اسراف نشه جمع بکنیم اینها رو 97 0:07:10,440 --> 0:07:14,280 بعضی ها هستن یه پارچه هایی زیر درخت طوب میبندن 98 0:07:14,280 --> 0:07:18,020 که این طود ها که میریزه روی زمین اسراف نشه 99 0:07:18,020 --> 0:07:21,400 حالا که حرف از درخت شد این جمله رو هم عرض بکنم 100 0:07:21,400 --> 0:07:25,620 یه درخت خرمالو هم در منزل امام رحمت الله بود 101 0:07:25,620 --> 0:07:29,660 همیشه میگفتن وقتی که این خرمالو ها رو میچینید 102 0:07:29,660 --> 0:07:37,280 به این باغبان ها که اومدن زحمت کشیدن سراوری این درخت ها رو کردن هم از اون میوه درخت بدن 103 0:07:37,280 --> 0:07:40,140 در باره اصراف با هم دیگه سخن می گفتیم 104 0:07:40,140 --> 0:07:45,380 یکی از نزدیکان مرحوم امام رحمت الله علیه نقل می کند که 105 0:07:45,380 --> 0:07:48,840 یه وقتی خدمتشون بودیم پای ایشون درد می کرد 106 0:07:48,840 --> 0:07:53,760 دکتور برای ایشون یه پمادی رو تجویز کرده بود که به پای خودشون بمالن 107 0:07:53,760 --> 0:07:58,200 همون جا نشسته بودیم دیدیم که پاکت اون دارو رو برداشتن 108 0:07:58,200 --> 0:08:05,620 داخل پاکت دارو بود دارو رو درو بردن و شروع کردن به مالیدن به پاشون 109 0:08:05,620 --> 0:08:10,960 بعد یک دسمال کاغذی برداشتن این دسمال کاغذی رو چهار تکه کردن 110 0:08:10,960 --> 0:08:15,360 سه تکهش رو گذاشتن توی همون پاکتی که دارو رو قرار داده بودن 111 0:08:15,360 --> 0:08:22,280 با یه تکه این دسمال کاغذی دست خودشون رو که چرب شده بود و پای خودشون رو پاک کردن 112 0:08:22,280 --> 0:08:30,740 اینجور مراقبت می کردند که یه وقت یه دسمال کاغذی بیش از اون که باید باشه اصراف نشه 113 0:08:30,740 --> 0:08:35,280 مراقب بودند ما باید موازه به اصراف باشیم 114 0:08:35,880 --> 0:08:39,040 در برق بسیار سرفجویی می کردند 115 0:08:39,040 --> 0:08:45,520 نقل می کنند در اتاقی که محل استراحت مرحوم امام بود ستا لامپ وجود داشت 116 0:08:45,520 --> 0:08:47,540 یه دونه لامپ محتابی بود 117 0:08:47,540 --> 0:08:50,880 یه لامپ شعلهی صد بود 118 0:08:50,880 --> 0:08:54,660 و یه چراغ بسیار کچک پونزده وات بود 119 0:08:54,660 --> 0:08:58,120 امام رحمت الله علیه وقتی قرآن میخوندن 120 0:08:58,120 --> 0:09:01,760 یا میخواستن متعلق کنن گزارشات مختلف کتابی بخونن 121 0:09:01,760 --> 0:09:05,820 دوتا چراغ محتابی و صد وات رو روشن میکردن 122 0:09:05,820 --> 0:09:09,580 اما وقتی متعلقشون یا تلاوت قرآنشون قط میشد 123 0:09:09,580 --> 0:09:13,820 خب سندشون بالاست بلند شدن نشستن بلاشون کمی سخته 124 0:09:13,820 --> 0:09:20,900 ولی با این حال بلا فاصله از جا بلند می شدن و چراق صد وات رو خاموش می کردن 125 0:09:20,900 --> 0:09:26,780 فقط نور محتایی بود نمی خواهم متعالیه بکنم با نور کمتر هم می تونم استفاده بکنم 126 0:09:26,780 --> 0:09:32,320 بعد وقتی که می خواستن به نماز به استند می فرمودن این محتاوی هم لازم نیست 127 0:09:32,320 --> 0:09:38,280 محتاوی رو خاموش می کردن همون چراق پونزده وات فقط براشون روشند بود 128 0:09:38,280 --> 0:09:41,320 که یک زعیف یه حد نوری داشته باشه 129 0:09:41,320 --> 0:09:43,420 که جلوی پای خودشون رو ببینن 130 0:09:43,420 --> 0:09:46,720 مراقبت میکردن که اسراف اتفاق نیفته 131 0:09:46,720 --> 0:09:49,080 نقل میکنن یه روز بیش از زهر 132 0:09:49,080 --> 0:09:51,500 مرحوم امام رحمت الله علی زنگ زدن 133 0:09:51,500 --> 0:09:54,040 به آقایین دفتری ها که بیاد کارتون دارن 134 0:09:54,040 --> 0:09:58,060 تا اومدن فرمودن چراق داخل حیات روشنه 135 0:09:58,060 --> 0:10:00,120 برید او رو خاموش بکنید 136 0:10:00,120 --> 0:10:03,460 شون میگه چشم من گفتم چشم آقا میرم خاموش میکنم 137 0:10:03,460 --> 0:10:06,680 چند روز بعد باز اون چراق روشن مونده بود 138 0:10:06,680 --> 0:10:09,800 امام رحمت الله زنگ زدن خدمتشون که رفتیم 139 0:10:09,800 --> 0:10:15,520 گفتن که آقا اگر برای شما مشکله که این چراقها رو خاموش بکنید 140 0:10:15,520 --> 0:10:18,620 روز کلید اون رو بیارید تو اتاق من بگذارید 141 0:10:18,620 --> 0:10:22,560 که من خودم شبها روشن بکنم روزها خاموش بکنم 142 0:10:22,560 --> 0:10:25,460 گفتیم نه آقا مشکلی نیست مراقبت میکنیم 143 0:10:25,460 --> 0:10:30,820 تا یه مدتی حواسمون جمع بود که نکنه این چراق روز روشن بمونه 144 0:10:30,820 --> 0:10:39,200 باز یه روز صبح که محضر مرحوم امام رحمت الله علی رفته بودیم برای برنامه دستبوسی 145 0:10:39,200 --> 0:10:43,900 امام رحمت الله علی فرمودن که بیا جلو رفتم خدمتشون 146 0:10:43,900 --> 0:10:48,740 فرمودن در منزل من و فعل حرام خیلی من تحجب کردم 147 0:10:48,740 --> 0:10:51,080 یعنی چی شده که امام انقدر ناراهتن 148 0:10:51,080 --> 0:10:55,320 گفتم آقا چه تو شده فرمودن تو منزل ما و اسراف 149 0:10:55,320 --> 0:10:59,480 گفتم آقا چی شده فرمودن من چند مرتبه باید بگم 150 0:10:59,480 --> 0:11:04,500 روز که میشه این چراق داخل حیات رو خاموش بکنید اسرافه 151 0:11:04,500 --> 0:11:09,580 باید مراقبت بکنیم از این نعمتهایی که خدا در اختیار ما قرار داده 152 0:11:09,580 --> 0:11:15,200 بهترین استفاده رو بکنیم و اسراف نکنیم انشاءالله 153 0:11:21,080 --> 0:11:44,080 موسیقی 154 0:11:44,080 --> 0:11:54,680 سدای رمبوری اسلامی که تقریبا به بسیاری از کشورها میرسد 155 0:11:54,680 --> 0:12:04,420 این سدا باید یک سدایی باشد که مردم را ارشاد کند و اسلام را معرفی کند 156 0:12:04,420 --> 0:12:08,080 نشاط و مقنعیت 157 0:12:08,080 --> 0:12:12,040 ایمان و مقنعیت 158 0:12:12,040 --> 0:12:16,260 دین و حکمت 159 0:12:16,260 --> 0:12:20,720 صدای فضیلت و فطرت 160 0:12:20,720 --> 0:12:28,240 رادیو معارف 161 0:12:42,040 --> 0:12:54,820 روایت کتاب 162 0:12:54,820 --> 0:12:59,360 بر اساس کتاب اوغیانوس مشرق 163 0:12:59,360 --> 0:13:03,380 نوشته مجید پورولی کلشتری 164 0:13:12,040 --> 0:13:26,040 به نام خدای بزرگ دوستان عزیز سلام روایت کتاب رو از راژیو معرف می شنوید. در این برنامه گذیده ی از کتاب اقیانوس مشرق در ساختار روای نمایشی اختباس و روایت می شه. 165 0:13:26,040 --> 0:13:50,400 این کتاب داستان سرگشتگی مردی به اسم امران و اوه سالش به ولایت مامرزا علیه سلامه. در برنامه های قبل شنیدید که امران به دنبال آب حیات از جنوب به شمال می رفت که در کویر گم شد. اون خسته و تشنه روی خاک تفدیده یک کویر پیش می رفت که مردی به اون رسید و خودش رو فرستاده ی مامرزا معرفی کرد و مشک آبی به اون داد. 166 0:13:50,400 --> 0:14:03,740 بعد مسیری رو به امران نشون داد و گفت اگه به دنبال آب حیاته باید چهل قدم پیش بره تا به خونه پیندوزی رو شنزنیر برسه و از اون نشونی چشمه آب حیات رو بگیره. 167 0:14:04,240 --> 0:14:10,360 امران خسته به خونه حاج کریم پیندوز رسید و از اون نشونی آب حیات رو خواست. 168 0:14:10,360 --> 0:14:36,300 حاج کریم به اون گفت که چشمه آب حیات حقیقی در خراسان و خونه امام رزا می جوشه. اما امران اصرار داشت به دنبال چشمه آب حیات خیالی بره. اون با کاروانی به سمت دریای شمال رفت. حاج کریم و دخترش راهله همراهی خراسان شدن. اونا در مسیر خراسان بودند که امران سبار برعص برگشت و با حاج کریم و دخترش راهله هم سفر شد. 169 0:14:36,300 --> 0:14:41,600 هاج کریم و دخترش راهله و امران در مسیر خراسان به رودخانه ای رسیدن 170 0:14:41,600 --> 0:14:46,360 کمی که گذشت مردی از دور بهشون نزدیک شد و براشون نون و اصل برد 171 0:14:46,360 --> 0:14:49,360 مرد خودشو احمد و شیعه معرفی کرد 172 0:14:49,360 --> 0:14:54,560 اون که از امران شنیده بود هاج کریم مرد فازلیه با دست به چادری اشاره کرد 173 0:14:54,560 --> 0:14:57,260 و از هاج کریم پین دوست خواست که به اون چادر بره 174 0:14:57,260 --> 0:15:01,760 و با صاحب چادر که مردی از احل سنت بود صحبت کنه 175 0:15:01,760 --> 0:15:20,420 تاج کریم به چادر مردی به نام عبد الرحمن رفت. اونا سرگرم گفته بودند که آفتاب قروب کرد و وقت نماز مغرب شد. بعد از ازان همه به نماز ایستادن. و حالا ادامه روایت کتاب اوغیانوس مشرق در قسمت بیست و ششم. 176 0:15:31,760 --> 0:15:38,600 نماز مغرب تمام شده بود و همه به چادر برگشته بودند 177 0:15:38,600 --> 0:15:43,340 کمی که گذشت حاج کریم پیندوز رو به عبدالرحمن کرد و گفت 178 0:15:43,340 --> 0:15:44,940 جنوب عبدالرحمن 179 0:15:44,940 --> 0:15:50,020 در مباحثه که قبل از نماز داشتیم گفتم که پیانبر برای شریعت میاید 180 0:15:50,020 --> 0:15:51,840 و خدا اراده کرده است 181 0:15:51,840 --> 0:15:57,480 یه پیانبر ما حضرت محمد که سلام و درود و خدا برو با شریعت را تمام کند 182 0:15:57,480 --> 0:16:05,640 پس از اونیز باید کسانی برای سامان دادن به شریعت می آمدن که هدایت شده باشند و احل معصیت و گناه نباشند 183 0:16:05,640 --> 0:16:07,480 و آنان اعمه هستند 184 0:16:08,180 --> 0:16:10,520 با شنیدن این حرف امران گفت 185 0:16:10,520 --> 0:16:17,200 با این استدلال پیداست که اگر اعمه نباشند تمام زحمات رسول خدا به هدر خواهد رفت درست است؟ 186 0:16:17,200 --> 0:16:19,740 حقیقت همین است که می گویی امران 187 0:16:19,740 --> 0:16:26,520 آیا خداوند متعال رازی می شود که زحمات رسولش به هدر برود؟ 188 0:16:26,520 --> 0:16:32,380 نکته دیگر این که اگر زهمات پیامبر هدر برود به نوعی نقص در کار خدا است 189 0:16:32,380 --> 0:16:36,920 زیرا پروردگار متعال پیامبر را برای هدفی فرست داده است 190 0:16:36,920 --> 0:16:41,540 و خداوند حکیم است و کاری نمی کند که نتیجه و هدفی نداشته باشد 191 0:16:41,540 --> 0:16:46,340 نتیجه این که منکران امامت منکران حکمت خدا هستند 192 0:16:46,340 --> 0:16:50,540 و منکران حکمت خدا نقصی در صفات خدا قائل شدند 193 0:16:50,540 --> 0:16:53,920 و کسی که نقصی برای خدا قائل باشد چه حکمی دارد؟ 194 0:16:53,920 --> 0:16:56,500 عبدالرحمن فکری کرد و گفت 195 0:16:56,500 --> 0:17:01,500 به فرض که اعمه را پس از پیانبر خداوند فرستاده باشد 196 0:17:01,500 --> 0:17:05,040 حالا اندکی در باره شعون اعمه بگو 197 0:17:05,040 --> 0:17:08,500 فرق میان امام با سایر خلایق چیست؟ 198 0:17:09,220 --> 0:17:13,680 من با علی ابن موسر رزا چه تفاوتی دارم؟ 199 0:17:13,680 --> 0:17:19,160 اطرت رسول خدا تاهر و پاکند و تمامشان اهل بهش 200 0:17:19,160 --> 0:17:21,500 ولی من و شما چنین نیستیم 201 0:17:21,500 --> 0:17:51,480 اترد چه کسانی هستند؟ 202 0:17:51,500 --> 0:17:54,880 کتاب خدا و اطرات یا اهل بیتم 203 0:17:54,880 --> 0:17:57,440 آن دو از یک دیگر جدا نخواهند شد 204 0:17:57,440 --> 0:18:00,520 تا کنار حوز کوسر نزد من آیند 205 0:18:00,520 --> 0:18:02,540 آج کریم اکسی کرد و بعد اطامتات 206 0:18:02,540 --> 0:18:05,920 اطاعت از اطرات همچون اطاعت از رسول خدا 207 0:18:05,920 --> 0:18:08,060 و همچون اطاعت از خدا واجب است 208 0:18:08,060 --> 0:18:10,040 و این این کلام قرآن است 209 0:18:10,040 --> 0:18:13,160 آنجا که درباره اولی الامر سخن میگوید 210 0:18:13,160 --> 0:18:17,060 آیا اولی الامر همان اهل بیتن که تو میگویی؟ 211 0:18:17,060 --> 0:18:23,120 آیا نمی شود خلافهای دیگری باشن که مردم یا علمای آنان انتخاب کنند؟ 212 0:18:23,120 --> 0:18:25,160 من از شما می پرسم 213 0:18:25,160 --> 0:18:29,700 آیا معقول است که خداوند پیروی از کسی را واجب کند 214 0:18:29,700 --> 0:18:33,380 که خودش خطا پذیر و ممکن الخطا باشد؟ 215 0:18:33,380 --> 0:18:35,760 به ظاهر که ممکن و معقول نیست 216 0:18:35,760 --> 0:18:37,240 آره امیدوارست 217 0:18:37,240 --> 0:18:40,240 چون خداوند از ما انتظار هدایت دارد 218 0:18:40,240 --> 0:18:44,680 پس باید هدایتگری برای ما بفرستد تا هدایت شویم 219 0:18:44,680 --> 0:18:49,860 آن هم کسی که خودش معصوم و از خطا و لغزش و بسیار شیطان دور باشد 220 0:18:49,860 --> 0:18:57,360 به همین منظور خداوند در قرآن کریم نام اولیل امر را در رریف نام خود و پیانبرش خرار داده است 221 0:18:57,360 --> 0:19:00,700 تا عظمت رتبه و مقام ایشان را نشاندهد 222 0:19:00,700 --> 0:19:07 خداوند حکیم است و حکیم به اطاعت کسی امر نمی کند که خودش ممکن و خطا است 223 0:19:07 --> 0:19:13,280 پس از این نکته فهمیده می شود که اولیل امر از خطا و لغزش و بسیار شیطان دورند 224 0:19:13,280 --> 0:19:15,080 و معصوم و پاکند 225 0:19:15,080 --> 0:19:19,460 و هرگز به خلاف شریعت دستور نمیدهند 226 0:19:19,460 --> 0:19:24,340 حاضران در چادر و بیرون به دقت به حرفای حاج کریم پین دوز گوش میدهدند 227 0:19:24,340 --> 0:19:30,280 در قرآن کریم کلم اولیل امر پس از نام خدا و پیانبر آمده 228 0:19:30,280 --> 0:19:35,120 و هیچ قید و شرطی برای اطاعت از آنها در این آیه نیامده است 229 0:19:35,120 --> 0:19:40,700 پس اینگونه میفهمیم که اطاعت از اولیل امر این اطاعت از خدا و رسول خدا است 230 0:19:40,700 --> 0:19:45,300 و برای چنین نقامی فقط یک شرط لازم است و آن اسمت است 231 0:19:45,300 --> 0:19:48,220 ولل امر حتما باید معصوم باشند 232 0:19:48,220 --> 0:19:53,040 زیرا خداوند اطاعت از آنان را در ردیف اطاعت از رسول خود آورده است 233 0:19:53,040 --> 0:19:56,040 حاش کریم نفس بلندی کشید و ادامه داد 234 0:19:56,040 --> 0:20:01,420 بگذارید حدیثی از جابر برای تا نقل کنم 235 0:20:01,420 --> 0:20:07,380 جابر حدیثی از رسول خدا سلوات الله علیه و آله نقل کرده است و میگوید 236 0:20:07,380 --> 0:20:17,180 از رسول خدا پرسیدم اولیل امر چه کسانی هستند که خداوند اطاعت آنان را در ردیف اطاعت خود و اطاعت شما زکش کرده هست 237 0:20:17,180 --> 0:20:23,020 از این فرمودند اولیل امر جان شینان من و پیشوایان بعد از من هستند 238 0:20:23,020 --> 0:20:27,420 نخستین آنها علی ابن عبی طالب برادر و جان من هست 239 0:20:27,420 --> 0:20:31,680 بعد از او حسن آنگاه حسین و بعد علی ابن الحسین 240 0:20:31,680 --> 0:20:37,660 پس از اونیز محمد ابن علی که در ترات به باغر معروف است 241 0:20:37,660 --> 0:20:40,740 پس از اون جعفر ابن محمد که صادق است 242 0:20:40,740 --> 0:20:45,780 انگاه موس ابن جعفر سپس علی ابن موسا است 243 0:20:45,780 --> 0:20:51,240 انگاه محمد ابن علی و پس از اون فرزندش علی ابن محمد 244 0:20:51,240 --> 0:20:53,860 و پس از اونیز حسن ابن علی است 245 0:20:53,860 --> 0:21:00,260 پس از حسن نیست فرزندش است که هم نام و هم کنیه من خواهد بود 246 0:21:00,260 --> 0:21:04,240 حاضران در سکوت به حرفای حاج کریم گوش می دادن 247 0:21:04,240 --> 0:21:09,480 جابر در عدیث خیش می گوید رسول خدا فقط از دوازده نفر 248 0:21:09,480 --> 0:21:12,820 نبیشتر به عنوان اولی الامر نام بردن 249 0:21:12,820 --> 0:21:16,100 دلیل و رازه تک تک نام بردن آنان نیست 250 0:21:16,100 --> 0:21:19 همین بوده است که برداشت های شخصی دیگران 251 0:21:19 --> 0:21:24,240 اولی الامر را بر افرادی غیر از این دوازده نفر تهمیم ندهند 252 0:21:24,240 --> 0:21:28,200 حرفای حاج کریم به اینجا که رسید ایکی از حاضران پرسید 253 0:21:28,200 --> 0:21:35,680 ببینم پینه دوز آیا می شود از کسی غیر از امام معصوم اطاعت بی غید و شرد کرد؟ 254 0:21:35,680 --> 0:21:37,660 حاج کریم به سمت اون چرخید و گفت 255 0:21:37,660 --> 0:21:43,160 اطاعت بی غید و شرد با اون معنی که اطاعت کامل باشد و تحقل و تدبیر 256 0:21:43,160 --> 0:21:50,420 تشخیص و درایت و بصیرت از تو سلب شد و امر همان امر خلیفه باشد و بس خیر 257 0:21:50,420 --> 0:21:54 هیچ خلیفه چنین حقی نداشته است و ندارن 258 0:21:54 --> 0:22:00,060 این فقط عقل معصوم هست که از او بیچون و چرا اطاعت شبد و بر غیر معصوم جایز نیست 259 0:22:00,060 --> 0:22:03,660 عبد الرحمن که تو فکر فرو رفته بود سر بلند کرد و گفت 260 0:22:03,660 --> 0:22:06,200 بسیار خوب فیلن کافیست 261 0:22:06,200 --> 0:22:09,600 بقیه ی مباحثه بماند برای بعد از شام 262 0:22:24 --> 0:22:45,240 امام معصوم 263 0:22:54 --> 0:23:05,720 امام حلیم است و سبور شجاع است و در این صفات بیهمتاست 264 0:23:05,720 --> 0:23:08,540 حاضران در سکوت سر تکون می دادن 265 0:23:08,540 --> 0:23:10,040 حاج کریم ادامه داد؟ 266 0:23:10,040 --> 0:23:12,260 امام سخابت مند است و کریم 267 0:23:12,260 --> 0:23:15,600 انچنان که کریمان آلم به پای او نخواهند رسید 268 0:23:15,600 --> 0:23:18,640 امام خزان دار دانش الهی است 269 0:23:18,640 --> 0:23:23,960 انچنان که هیچ دانشمندی در هیچ دورهی به اندازه او دانش نداشته است و نخواهد 270 0:23:23,960 --> 0:23:29,560 امام هر عصر بر تمام علوم و فنون آن عصر تسلط کامل دارد 271 0:23:29,560 --> 0:23:34,840 امام منتهای بردباری و ریشه و ذات کرامت و بزرگباری است 272 0:23:34,840 --> 0:23:38,460 امام معلم خلایق است و دروازه ایمان 273 0:23:38,460 --> 0:23:42,700 امام امین خداوند است و سرامد پیامبران 274 0:23:42,700 --> 0:23:45,860 حاج کریم به تک تک حاضران نگاه کرد و ادامه داد 275 0:23:45,860 --> 0:23:49,960 چه بگویم؟ از کجا بگویم؟ چگونه بگویم؟ 276 0:23:49,960 --> 0:23:57,500 من حقیر اما کلامات کچکند و زبان غاصر است و امام عظیم و بلند مرتبه و بیهمتاست 277 0:23:57,500 --> 0:24:01,520 حاش کریم همینطور که به اصاته که داده بود کمی جلوتر رفت و گفت 278 0:24:01,520 --> 0:24:10,560 کلام امام همان کلام خداست و دلیل این ادعان است که خود خدا امام را برای سخنگفتن انتخاب کرده است 279 0:24:10,560 --> 0:24:15,140 امام دهان باز نمی کند و کلامی نمی گوید مگران چه خدا بخواهد 280 0:24:15,140 --> 0:24:18,560 امام بکاری دستور نمی دهد مگران که خدا بخواهد 281 0:24:18,560 --> 0:24:48,540 دوستان و برادران 282 0:24:48,560 --> 0:24:52,540 در این معنی که عقل ما بزرگتر است یا آلم هستی 283 0:24:52,540 --> 0:24:55,520 حبیب نگاهی به دور برش کرد و گفت 284 0:24:55,520 --> 0:24:57,900 عقل ما جز از تو آلم هستی کل 285 0:24:57,900 --> 0:25:00,180 احسان به تو حبیب 286 0:25:00,180 --> 0:25:02,360 حاش کریم به حاضران نگاه کرد و ادامه داد 287 0:25:02,360 --> 0:25:07,020 همین آلم هستی که در برابر عقل ما کل به حساب می آید 288 0:25:07,020 --> 0:25:12,340 در برابر ذات مقدس امام محسون جز محسوب می شود 289 0:25:12,340 --> 0:25:17,360 حال خودتان منصفانه قصابت کنی که عقل ما کجا و امام محسون کجا 290 0:25:17,360 --> 0:25:24,080 جالب اینجاست که افعال و گفتار و کردار و سیره امام محسوم را با عقل کوچک و حقیر خود میسندیم 291 0:25:24,080 --> 0:25:27,460 حاج کریم دستش رو شونه زخمیش کشید و لبشو گزید 292 0:25:27,460 --> 0:25:29,620 کمی که گذشت مردی گفت 293 0:25:29,620 --> 0:25:32,580 بین دوست باز هم برای ما از امام محسوم بگو 294 0:25:32,580 --> 0:25:39,620 شکمهایتان از تعامی که خورده اید سنگین است و اندکنده خواب بر چشمان تا قلبه خواهد کرد 295 0:25:40,440 --> 0:25:44,440 پس بهتر از من کلام را کتاه کنم و زحمت خیش را کم 296 0:25:44,440 --> 0:25:47,040 هر کسی که میخواید بخوابت میتواند برود 297 0:25:47,040 --> 0:25:49,380 من که برای شنیدن آماده هم پین دوست 298 0:25:49,380 --> 0:25:53,620 چند نفر بلند شدن و به چادرهاشون رفتن تا بخوابن 299 0:25:53,620 --> 0:25:57,240 عبدالرحمن و بیشتر حاضران دور آتیش نشسته 300 0:25:57,240 --> 0:26:02,980 و آماده شنیدن ادامه حرف های حاج کریم پین دوست بودن 301 0:26:14,440 --> 0:26:21,680 دوستان عزیز تا فردا و ادامه روایت کتاب اوهیانوس مشرق خدا نگهدار 302 0:26:44,440 --> 0:26:46,220 جلوی از جامعه دینی 303 0:26:46,220 --> 0:26:59,800 سدای فضیلت و فطرت 304 0:26:59,800 --> 0:27:13,460 رادیو معارف 305 0:27:13,460 --> 0:27:17,420 موجه اف ام ردیف 96 مگاه هرتز 306 0:27:17,420 --> 0:27:22,460 موجه ای ام ردیف 1071 کیلو هرتز 307 0:27:22,460 --> 0:27:26,400 آیون خانمان سلام علیکم 308 0:27:26,400 --> 0:27:32,600 عباس برادر بزرگتر منه و توی همه دان به کار خرید و فردش قلات مشغوله 309 0:27:32,600 --> 0:27:34,020 دیروز به ام زنگ زد و گفت 310 0:27:34,020 --> 0:27:38,300 داداش کچیکه یه سوال دارم 311 0:27:38,300 --> 0:27:41,260 گفتم جانم دوتا بپرس داداش بزرگه 312 0:27:41,260 --> 0:27:50,240 گفت راستش سوالم اینه که کسی که خمس خودش رو دستگردان کرده اگه بخواد با درامد سال بعد بدهی اون رو تصفیه بکنه 313 0:27:50,240 --> 0:28:00,500 آیا جز ام معونه یعنی هزینه های زندگی سال دوم محصوب میشه و مثل سایر بدهی ها از درامد سال جدید کسر میشه 314 0:28:00,500 --> 0:28:03,360 اگه فتفای رهبری رو برام پیدا کنی ممنون میشم 315 0:28:03,360 --> 0:28:09,160 خلاصه منم رفتم و جواب سوالش رو پیدا کردم و زنگ زدم بهش و گفتم 316 0:28:11,260 --> 0:28:23,980 عباس جان داداش بزرگه نظر رهبری در مورد سوالی که پرسیدی اینه که خمسی که شما دستگردان کردی بنابرای احتیاط واجب جز معونه یه سال بعد محسوب نمیشه 317 0:28:23,980 --> 0:28:35,660 بنابراین باید ابتدا خمس در آمد سال جدید رو پرداخت بکنی و یا از سایر دارایی هایی که به اونها خمس تعلق نمیگیره اون رو پرداخت کنی 318 0:28:35,660 --> 0:28:38,060 یه بار دیگه بگم 319 0:28:38,060 --> 0:28:39,980 شما به خاطر شرعتی که داشتی 320 0:28:39,980 --> 0:28:42,700 خمس امسالت رو دستگردان کردی 321 0:28:42,700 --> 0:28:45,220 یعنی به دفتر مرجع تقلید دادی 322 0:28:45,220 --> 0:28:47,640 ایشون هم به شما برگردوندن 323 0:28:47,640 --> 0:28:50,500 حالا سال بعد که میخوایی این رو پرداخت بکنی 324 0:28:50,500 --> 0:28:52,140 بنابرای احتیاط واجب 325 0:28:52,140 --> 0:28:55,380 جزء معونه اون سال شما حساب نمیشه 326 0:28:55,380 --> 0:28:59,620 بنابرای این باید ابتدا خمس درامد اون سال دوم 327 0:28:59,620 --> 0:29:01,880 سال جدید رو پرداخت بکنی 328 0:29:01,880 --> 0:29:05,440 و یا این که خمسی که بدهی دارید رو از سال قبل 329 0:29:05,440 --> 0:29:10,360 از سایر دارائی هاتون که بهش خمس تعلق نمی گیره پرداخت کنید 330 0:29:10,360 --> 0:29:12,240 ارادت من 331 0:29:12,240 --> 0:29:22 درود به شما و سپاسگذاریم از شما که رادیو معارف رو می شنوید 332 0:29:22 --> 0:29:24,140 آیا می دانستید رو شنیدید 333 0:29:24,140 --> 0:29:30,240 و 21 و 28 دقیقه و 45 ثانیه هست دوشند به شب 334 0:29:30,240 --> 0:29:35,380 سی و یکم شهر ور 1404 و این آخرین شب تابستان هست 335 0:29:35,380 --> 0:29:38,940 و به فصل زیبای حاییز خواهیم رسید 336 0:29:38,940 --> 0:29:47,040 انشاءالله که فصلی باشه پر از خیر و برکت برای همه هموطنانمون و شما شنونده خوب و عزیز 337 0:29:47,040 --> 0:29:51,380 من مصطفی اسمایلی در این بخش در خدمتون بودم به اتفاق همکاران خوبم 338 0:29:51,380 --> 0:29:53,420 آقای سید احمد محمودی تحیه کننده 339 0:29:53,420 --> 0:29:57,620 رزا رزایی صدا بردار و اکبر شاه فاروقی همه هنگی پخش 340 0:29:57,620 --> 0:29:59,440 به اتفاق دیگر همکارانون در