1 0:00:00 --> 0:00:29,980 موسیقی درسته 2 0:00:30 --> 0:00:59,980 موسیقی در موسیقی درسته 3 0:01:00 --> 0:01:27 موسیقی 4 0:01:27 --> 0:01:36,880 شب شما به خیر ساعت 21 نوه شب و شما شنونده شبکه رادیوی معارف هستید و با افتخار در خدمتون هستیم 5 0:01:36,880 --> 0:01:43,640 اما پارسایان ده دقیق حجت الاسلام وحیدی از سیره و اخلاق علما برامون میگن 6 0:01:43,640 --> 0:01:49,440 ساعت 21 و 10 دقیق روایت کتاب رو خواهید شنید کتاب اقیانوس مشرق 7 0:01:49,440 --> 0:01:52,680 21 و 25 دقیقه هم آیا می دانستید 8 0:01:52,680 --> 0:01:58,480 یه حکم شریع کتا هست که انشالله تقدیمتون خواهد شد 9 0:01:58,480 --> 0:02:02,500 آی کازمی بشنویم برنامه رو بله بفرمید 10 0:02:19,440 --> 0:02:36,280 آشفتگان موید از خود خبر ندارد 11 0:02:36,280 --> 0:02:37,740 پار سایان 12 0:02:37,740 --> 0:02:41,700 بر درگه تو بهریست 13 0:02:41,700 --> 0:02:44,980 از آب چشم اوشتا 14 0:02:44,980 --> 0:02:52,980 خلق جهان از آن رو در ره گذر ندارن 15 0:02:52,980 --> 0:02:55,280 حجت الاسلام وحیدی 16 0:02:55,280 --> 0:02:59,940 بسم الله الرحمن الرحیم 17 0:02:59,940 --> 0:03:01,680 الحمدلله رب العالمین 18 0:03:01,680 --> 0:03:04,640 و صلی اللہ علیه و محمد و آله تاهرین 19 0:03:04,640 --> 0:03:10,920 سلام علیکم و رحمت الله دوستان عزیز همراه در برنامه پارسایان 20 0:03:10,920 --> 0:03:18,140 خدا به هممون توفیق بده اهل عمل به دستورات حضرات معصومین علیهم صلوات الله باشیم 21 0:03:18,140 --> 0:03:24,020 یکی از دستوراتی که به ما دادن اینه که مراقب باشیم نعمتهای خدا اصراف نشه 22 0:03:24,020 --> 0:03:26,920 سیب نیم خورده رو بیرون نیاندازیم 23 0:03:27,560 --> 0:03:29,780 میوه های خدا رو کامل بخوریم 24 0:03:29,780 --> 0:03:32,460 مولامون امام صادق علیه صلوات الله 25 0:03:32,460 --> 0:03:36,180 ازشون نقش شده که انهون نظر صادق علیه صلوات الله 26 0:03:36,180 --> 0:03:49,260 حضرت یه وقتی دیدن که یه سیب نیم خورده ای از خونه بیرون افتاده 27 0:03:49,260 --> 0:03:52,520 کسی انداخته بیرون و همه اون سیب رو نخورده 28 0:03:52,520 --> 0:03:54,660 حضرت خشمگیم شدن 29 0:03:54,660 --> 0:03:58,580 فرمودن که اگر شما سیر هستید 30 0:03:58,580 --> 0:04:00,860 خیلی از مردم گرست نه هستن 31 0:04:00,860 --> 0:04:02,520 برای چی اصراف میکنید؟ 32 0:04:03,200 --> 0:04:05,780 خوب بود اون رو به نیازمندش میدادید 33 0:04:05,780 --> 0:04:13,920 شما نصف این سیب رو احتیاج داشتید خب نیمی از اون رو می خوردید نیمی از این سیب رو به کسی می ددید که بتونه استفاده بکنه 34 0:04:13,920 --> 0:04:24,760 چرا اسراف می کنید اسراف این که از چیزهایی که مورد نهی هزارات معصومین قرار گرفته و مورد غضب خدای متعال قرار گرفته 35 0:04:24,760 --> 0:04:27,980 خدای متعال مصرفین رو دوست نداره 36 0:04:27,980 --> 0:04:39,100 باز مولامون امیر المؤمنین علیه السلام فرمودند که اگر چیزی از صفر افتاد پردارید و بخورید مراقب باشید اسراف نشه 37 0:04:39,100 --> 0:04:47 آنچرا که از صفر میفته بردارید و بخورید زیرا اون دوای هر دردیست که خدا بخواهد 38 0:04:47 --> 0:04:56,240 و خدا میخواد که به وسط این گاهی خدای متعال به وسط همین چیزهایی که ما اسراف میکنیم و از صفر بیرون میاندازیم مشکلات ما رو حل میکنه 39 0:04:56,240 --> 0:05:03,420 خدا به هممون توفیق بده اهل مراقبت باشیم و از اصراف جلوگیری کنیم انشاء 40 0:05:26,240 --> 0:05:40,720 مرحوم امام رحمت الله علیه نقل میکنند در احوالاتشون وقتی که برای نماز شب بلند میشدند که حالا برند و وضوع بگیرند و برگردند 41 0:05:40,720 --> 0:05:53,080 همین که میخوان از اتاق خارج بشند اون لامپ کوچیک پونزده واتی که شبها در اتاقشون روشن میگذاشتند بلا فاصله اونو خاموش میکردند 42 0:05:53,080 --> 0:05:57,340 و حالا من دیگه تو اتاق نیستم لازم نیست اتاق روشن باشه 43 0:05:57,340 --> 0:06:01,260 لامپ پونزه باتیم اگر چقدر برق مصرف میکرده 44 0:06:01,260 --> 0:06:02,960 ولی ایشون مراقبت میکردم 45 0:06:02,960 --> 0:06:05,920 تو این مدتی که میرم وضوع بگیرم و برمیگردم 46 0:06:05,920 --> 0:06:08,740 این لامپ خاموش باید باشه 47 0:06:08,740 --> 0:06:13 برمیگشتن و بعد دو مرتبه چراق رو روشن میکردن 48 0:06:13 --> 0:06:16,180 یکی از نزدیکان ایشون نقل میکنه 49 0:06:16,180 --> 0:06:18,440 من یه روزی داشتم به باقچه آب میدادم 50 0:06:18,440 --> 0:06:26,620 مرحوم امام رحمت الله اومد انجلو گفتن نکنه این آب آب خوردن باشه مراقب باشید از آب خوردن به باخت آب ندید 51 0:06:26,620 --> 0:06:30,100 گفتم نه آقا جان این آبیه که از چاه میان 52 0:06:30,100 --> 0:06:36,240 بعد فرمودن آب چاهی نباشه که مردم از اون چاه استفاده میکنن برای خوردن 53 0:06:36,240 --> 0:06:43,740 گفتم نخیر آقا جان این آب چاهیه که مخصوص همین جاست برای همین درختانی که این جا هست این چاه رو قرار دادن 54 0:06:43,740 --> 0:06:45,400 خب چیزی نفرمودن 55 0:06:45,400 --> 0:06:50,460 یه روز دیگه دو مرتبه من مشغول آبیاری این درخت ها بودم در جماران 56 0:06:50,460 --> 0:06:53,500 دو مرتبه مرحوم امام رحمت اللالای اومدن گفتن 57 0:06:53,500 --> 0:06:57,580 هاجی خیلی از این آب استفاده میکنی آم 58 0:06:57,580 --> 0:07:00,560 من تحجب کردم مرحوم امام رحمت اللالای دورن میگن 59 0:07:00,560 --> 0:07:05,700 از آبی که کسی از اون مصرف نمی کنه و فقط مخصوص همین درخت ها هست 60 0:07:05,700 --> 0:07:07,240 تو زیاد مصرف نکن 61 0:07:07,240 --> 0:07:13,040 بعد فهمیدم که مرحوم امام رحمت اللالای توجه به این نکته پیدا کردن که 62 0:07:13,040 --> 0:07:18,280 این چاه مطوری دارد که با اون پمپ برقی آب بالا میاد 63 0:07:18,280 --> 0:07:21,220 و تو بختی آب زیاد استفاده می کنی 64 0:07:21,220 --> 0:07:23,440 مصرف برق هم زیاد می شود 65 0:07:23,440 --> 0:07:25,080 به اندازه استفاده بکن 66 0:07:25,080 --> 0:07:26,660 چرا اسراف می کنی؟ 67 0:07:26,660 --> 0:07:35,380 مراقب باش که به همین مقدار هم که برق اون مطور برق برای اردن آب از چاه هست 68 0:07:35,380 --> 0:07:37,040 اسراف نشه 69 0:07:37,040 --> 0:07:42,420 بعضی وقتا می دیدن که یه خوراکی در سطل زبال ریخته شده 70 0:07:42,420 --> 0:07:44,300 خیلی نراحت می شدند 71 0:07:44,300 --> 0:07:47,660 تعبیر نزدیکان مرحوم امام رحمت الله 72 0:07:47,660 --> 0:07:49,820 اینه که دعوا می کردند 73 0:07:49,820 --> 0:07:52,680 مرحوم امامی که بسیار مهربان بودند 74 0:07:52,680 --> 0:07:55,760 اما جایی که می دن اصراف داره می شه 75 0:07:55,760 --> 0:07:57,640 اینجور می استادن 76 0:07:57,640 --> 0:08:00,760 که چرا خوراکی رو توی سطل زباله ریختن 77 0:08:00,760 --> 0:08:03,780 باز یکی از نزدیکان ایشون نقل می کند 78 0:08:03,780 --> 0:08:06,880 من یه روز تو آشپسخونه داشتم زرف می شستم 79 0:08:06,880 --> 0:08:08,520 شیر آب باز کرده بودن 80 0:08:08,520 --> 0:08:09,840 مرحوم امام آمدن گفتن 81 0:08:09,840 --> 0:08:11,440 چرا اینقدر شیر آب بازه 82 0:08:11,440 --> 0:08:14,760 در حالی که حالا خیلی هم زیاد باز نکرده بودن 83 0:08:14,760 --> 0:08:18,340 ولی فرمودن با مقدار کمتری از این آب هم 84 0:08:18,340 --> 0:08:21,220 ما میتونیم کارمون رو انجام بدیم 85 0:08:21,220 --> 0:08:24,640 گاهی از نزدیکانشون کاهو داشتن میشستن 86 0:08:24,640 --> 0:08:26,140 منحوم امام رحمت الله علیه 87 0:08:26,140 --> 0:08:28,280 بعضی از نزدیکانشون در خانه 88 0:08:28,280 --> 0:08:31,080 کاهو میشستن برگهای کاهو رو جدا میکردن 89 0:08:31,080 --> 0:08:34,740 که آهست آهست این گله ها رو بشورند و از بین ببرند 90 0:08:34,740 --> 0:08:39,260 یه دفعه ایشون میان میگن مواد این برگهای درسته رو دور بریزید 91 0:08:39,260 --> 0:08:41,400 اسراف اینا قابل استفاده هست 92 0:08:41,400 --> 0:08:46,680 که گفته بودن نه آقا جان ما این برگهای درست رو باش سالات درست میکنیم 93 0:08:46,680 --> 0:08:49,680 دور نمیریزیم ریز میکنیم و بعد خورده میشه 94 0:08:49,680 --> 0:08:54,740 مراقبت میکردن که اسراف دو زندگیشون اتفاق نیفته 95 0:08:54,740 --> 0:08:59,240 وقتی میخواستن از اتاق بیرون بیان اگر تلویزیون روشن بود 96 0:08:59,240 --> 0:09:02,840 حالا برای یکی دو دقیقه میخوام برم تو آشبازخونه و برگردن 97 0:09:02,840 --> 0:09:04,900 اول تلویزون رو خاموش میکردن 98 0:09:04,900 --> 0:09:08,180 بعد میرفتن تو آشبازخونه و بر میگشتن 99 0:09:08,180 --> 0:09:11,820 برخی از دوستان مرحوم امام 100 0:09:11,820 --> 0:09:15,020 کسانی که در دفتر مرحوم امام هستن نقل میکنن 101 0:09:15,020 --> 0:09:19,360 یه وقتی مرحوم امام ساعت ده یا یازده شب زنگ زدن 102 0:09:19,360 --> 0:09:22 خب ما اونجا بودیم که اگر ایشون کاری دارن 103 0:09:22 --> 0:09:25,280 صدا بزنن بلا فاصله خدمتشون رفتیم 104 0:09:25,280 --> 0:09:29,580 بعد فرمودن که این شیر آب چکه می کنه 105 0:09:29,580 --> 0:09:33,040 من هرچی کردم نتونستم جلوی چکهش رو بگیرم 106 0:09:33,040 --> 0:09:38,340 دیدم تا صبح اصراف می شه آبهای زیادی حروم می شه و توی چاه فازل آب می ره 107 0:09:38,340 --> 0:09:42,660 بیاید اصلاحش بکنید که این جلوی چکه آب رو بگیرید 108 0:09:42,660 --> 0:09:48 می گه بله ما رفتیم واشه رو بردیم و اصلاح کردیم و جلوی چکه آب رو گرفتیم 109 0:09:48 --> 0:09:54,440 بعد مرحوم امام رحمت الله علیه با خیال راحت اون شب رو استراحت کردن 110 0:09:54,440 --> 0:09:59,380 مراقب بودن اگر میخواستن پاکت نامه ای استفاده بکنن 111 0:09:59,380 --> 0:10:06,340 پشت اون پاکت نامه با مداد میلوشتن تا اون پاکت دو مرتبه قابل استفاده باشه 112 0:10:06,340 --> 0:10:13,680 یاد داشتهای خودشون رو در پاکتهای نامه ای که به دست مرحوم امام رحمت الله علیه میرسید میلوشتن 113 0:10:13,680 --> 0:10:17,420 اینجور مراقب بودن که اصراف نشه 114 0:10:17,420 --> 0:10:22,060 برخی از دوستانشون میگن که ما خدمت مرحوم امام رسیدیم 115 0:10:22,060 --> 0:10:25,280 دیدیم یک آلم از این بولتنهای خبری 116 0:10:25,280 --> 0:10:28,460 تو برخیشم خبرهای تکراری نوشته شده بوده 117 0:10:28,460 --> 0:10:30,660 مرحوم امام نشون ددن به ما و گفتن 118 0:10:30,660 --> 0:10:32,140 چه ضرورتی داره این ها 119 0:10:32,140 --> 0:10:34,740 این همه تکراری چاب بکنن 120 0:10:34,740 --> 0:10:36,200 اصراف بکنن 121 0:10:36,200 --> 0:10:38,400 مراقبت میکردن از اصراف 122 0:10:38,400 --> 0:10:41,840 که یه وقتی خدای نکرده نعمتهای الهی 123 0:10:41,840 --> 0:10:44,760 نامناسب ازش استفاده نشه 124 0:10:44,760 --> 0:10:46,360 خدا به هممون توفیق بده 125 0:10:46,360 --> 0:10:50,780 اهل مراقبت و اهل جلوگیری از اصراف باشیم 126 0:10:50,780 --> 0:10:51,680 انشاءالله 127 0:10:51,680 --> 0:11:19,680 موسیقی 128 0:11:19,680 --> 0:11:25,060 رواق دل را به سوی قرآن 129 0:11:25,060 --> 0:11:27,100 سدانگ فضیلت و فطرت 130 0:11:27,100 --> 0:11:30,360 موج افعین ردیف 96 مگاهه 131 0:11:30,360 --> 0:11:35,660 موج افعین ردیف 1071 کیلوه 132 0:11:35,660 --> 0:11:39,860 رای اوماره سدانگ فضیلت و فطرت 133 0:11:39,860 --> 0:11:46,880 شنوز اطرد پیام قرآن 134 0:11:46,880 --> 0:11:52,620 این دو هر گز نگردد از هم جدا 135 0:11:52,620 --> 0:11:58,620 موسیقی 136 0:11:58,620 --> 0:12:13,620 موسیقی 137 0:12:13,620 --> 0:12:17,120 روایت کتاب 138 0:12:17,120 --> 0:12:21,540 بر اساس کتاب اوغیانوس مشرق 139 0:12:21,540 --> 0:12:25,520 نوشته مجید پوروالی کلشتری 140 0:12:25,520 --> 0:12:34,520 موسیقی 141 0:12:55,520 --> 0:12:58,240 قبل شنیدید که امران به دنبال آب حیات 142 0:12:58,240 --> 0:12:59,820 از جنوب به شمال می رفت 143 0:12:59,820 --> 0:13:01,180 که در کویر گم شد 144 0:13:01,180 --> 0:13:03,080 اون خست بوتشنه 145 0:13:03,080 --> 0:13:05,940 روی خاک تفدیده یک کویر پیش می رفت 146 0:13:05,940 --> 0:13:06,980 که مردی به اون رسید 147 0:13:06,980 --> 0:13:09,660 و خودش رو فرستاده ی مامرزا معرفی کرد 148 0:13:09,660 --> 0:13:11,620 و مشک آبی به اون داد 149 0:13:11,620 --> 0:13:14,100 بعد مسیری رو به امران نشون داد 150 0:13:14,100 --> 0:13:16,560 و گفت اگه به دنبال آب حیاته 151 0:13:16,560 --> 0:13:18,500 باید چهل قدم پیش بره 152 0:13:18,500 --> 0:13:21,400 تا به خونه ی پیندوزی روشنزمیر برسه 153 0:13:21,400 --> 0:13:24,680 و از اون نشونی چشمه آب حیات رو بگیره 154 0:13:24,680 --> 0:13:28,580 امران خسته به خونه حاج کریم مپین دوز رسید 155 0:13:28,580 --> 0:13:31,200 و از اون نشونی آب حیات رو خواست 156 0:13:31,200 --> 0:13:32,860 حاج کریم به اون گفت که 157 0:13:32,860 --> 0:13:35,520 چشمه آب حیات حقیقی در خراسان 158 0:13:35,520 --> 0:13:37,700 و خونه امام رزا می جوشه 159 0:13:37,700 --> 0:13:40,120 اما امران اصرار داشت به دنبال 160 0:13:40,120 --> 0:13:42,540 چشمه آب حیات خیالی بره 161 0:13:42,540 --> 0:13:45,800 اون با کاروانی به سمت دریای شمال رفت 162 0:13:45,800 --> 0:13:48,980 حاج کریم و دخترش راهله هم راهی خراسان شدن 163 0:13:48,980 --> 0:13:56,600 اونا در مسیر خراسان بودند که امران سوار بر اس برگشت و با حاج کریم و دخترش راهله هم سفر شد 164 0:13:56,600 --> 0:14:01,780 حاج کریم و دخترش راهله و امران در مسیر خراسان به رودخانهی رسیدن 165 0:14:01,780 --> 0:14:06,480 کمی که گذشت مردی از دور بهشون نزدیک شد و براشون نون و اصل برد 166 0:14:06,480 --> 0:14:09,420 مرد خودشو احمد و شیعه معرفی کرد 167 0:14:09,420 --> 0:14:14,520 اون که از امران شنیده بود حاج کریم مرد فازلیه با دست به چادری اشاره کرد 168 0:14:14,520 --> 0:14:17,160 و از حاج کریم پیندوز خواست که به اون چادر بره 169 0:14:17,160 --> 0:14:21,700 و با صاحب چادر که مردی از اهل سنت بود صحبت کنه 170 0:14:21,700 --> 0:14:25,560 حاج کریم به چادر عبد الرحمن رفت و با اون مباحثه کرد 171 0:14:25,560 --> 0:14:28,800 و از فضیلت اهل بیت علیه مسلام گفت 172 0:14:28,800 --> 0:14:33,660 و حالا ادامه روایت کتاب اقیانوس مشرق در قسمت 27 173 0:14:44,520 --> 0:14:55,020 شب بود و هوا تاریک 174 0:14:55,020 --> 0:14:58,020 چند نفر به چادرهاشون رفته و خابیده بودن 175 0:14:58,020 --> 0:15:00,400 اما عبدالرحمن که میزبان بود 176 0:15:00,400 --> 0:15:03,700 به همراه چند نفر دیگه دوره آتیش حلقه زده بودن 177 0:15:03,700 --> 0:15:06,140 و به حرفای حاج کریم پین دوزگوش میدادن 178 0:15:06,140 --> 0:15:11,020 بگذارید دلتان را به کلامی از رسول خدا شاد کنم که فرمودن 179 0:15:11,020 --> 0:15:16,200 خداوند برای برادر ملی بن عبی طالب فضایلی را قرار داده است 180 0:15:16,200 --> 0:15:20,400 که غیر از خودش کسی نمیتواند عدد آنها را بشمارد 181 0:15:20,400 --> 0:15:23,860 هر کس فضیلتی از آن فضایل را یاد آوری کند 182 0:15:23,860 --> 0:15:26,200 در حال که به آن اقرار دارد 183 0:15:26,200 --> 0:15:30,440 خداوند گناهان گذشته و آینده اش را میامرزد 184 0:15:30,440 --> 0:15:33,940 و هر کس فضیلتی از آن فضایل را بنویسد 185 0:15:33,940 --> 0:15:36,660 تا خطی از آن نوشته باقی باشد 186 0:15:36,660 --> 0:15:39,540 فرشتگان برایش استغفار میکنند 187 0:15:39,540 --> 0:15:43,460 با شنیدن این حرف صدای الله اکبر چند نفر بلند شد 188 0:15:43,460 --> 0:15:45,640 سکوت برجم حاکم شده بود 189 0:15:45,640 --> 0:15:47,420 آج کریم پین دوز ادامه داد 190 0:15:47,420 --> 0:15:51,760 در ری کسی را می شناسم که به کتابت اوراقی 191 0:15:51,760 --> 0:15:55,020 در فضیلت علی ابن موسر رزا دستور داده است 192 0:15:55,020 --> 0:15:59,100 نام او محمد است و نسبش به حسنی ها می رسد 193 0:15:59,100 --> 0:16:04,140 خدا می داند که برای این کار چه پاداش گرانبه هایی خواهد گرفت 194 0:16:04,140 --> 0:16:12,380 مردم خودتان مالتان جانتان و زبان و فکر و دست و پایتان را خرج این خاندان کنید 195 0:16:12,380 --> 0:16:16,220 این را از من بشنوید و به یادگار بسپارید 196 0:16:16,220 --> 0:16:23,280 که نکنون که در تمام دوره ها واجبترین واجب ها نشر فضایل اهل بیت هست 197 0:16:23,280 --> 0:16:25,940 حاج کریم به سختی چند قدم پیش رفت 198 0:16:25,940 --> 0:16:28,080 بعد استاد و روبه هازران گفت 199 0:16:28,080 --> 0:16:32,180 از بزرگی شنیدم که می گفت 200 0:16:32,180 --> 0:16:36 روزی مردی از حضرت صادق علیه السلام پرسید 201 0:16:36 --> 0:16:42 مولای من بعد از معرفت پروردگار کدام عمل از میان اعمال برتر است 202 0:16:42 --> 0:16:47,960 حضرت فرمودن بعد از معرفت پروردگار هیچ عملی هم پایه نماز نیست 203 0:16:47,960 --> 0:16:50,120 مرد پرسید بعد از نماز چه 204 0:16:50,120 --> 0:16:55,020 حضرت فرمودن بعد از نماز هیچ عملی به پایه زکات نمی رسد 205 0:16:55,020 --> 0:16:57,500 مرد دوباره پرسید بعد از اینها 206 0:16:57,500 --> 0:17:02,220 امام فرمودند بعد از اینها هیچ کاری مانند روزه گرفتن نیست 207 0:17:02,220 --> 0:17:06,360 مرد دوباره پرسید و بعد از روزه کدام عمل برتر هست 208 0:17:06,360 --> 0:17:11,120 حضرت فرمودند به تواف خانه خدا رفتن و حج گذاردن 209 0:17:11,120 --> 0:17:17,820 مرد سریع به تعظیم تکان داد و خواست برود که حضرت دست او را گرفتند و با لبخند فرمودند 210 0:17:17,820 --> 0:17:20,180 بمان مرد نشست 211 0:17:20,180 --> 0:17:24,620 انگاه حضرت صادق دست بر سینه خود زدند و فرمودند 212 0:17:24,620 --> 0:17:29,780 به دان آگاه باش که ابتدای همه اینها معرفت و شناخت ما 213 0:17:29,780 --> 0:17:34,500 و انتهای همه اینها معرفت و شناخت ماست 214 0:17:34,500 --> 0:17:40,600 با شنیدن این حرف دوباره صدای الله اکبر چند نفری که دور آتیش نشسته بودند بلند شد 215 0:17:40,600 --> 0:17:42,320 حاج کریم پین دوز ادامه داد 216 0:17:42,320 --> 0:17:48,600 بردم علی ابن موسر رزا را در یابید و امامتان را بشناسید 217 0:17:48,600 --> 0:17:57,320 مبادر شما را در اون غبر بگذارند در حالی که او را درک نکرده و نشناخته اید و به او جاهل بوده 218 0:17:57,320 --> 0:18:03,960 در نمازهایتان از خدا بخواهی تا معرفت و محبت اهل بیت را در دلتان افزون کند 219 0:18:03,960 --> 0:18:12,960 حاج کریم کنار امران نشست و دستش رو روشونه زخمیش گذاشت و از دردی که انگار تازه شده بود لبشو گزید و پیشونیش چروک برداشت 220 0:18:12,960 --> 0:18:17,180 عمر دوست عبد الرحمن دست بلند کرد و پرسید 221 0:18:17,180 --> 0:18:22,460 هایی در باری کتاب جامعه چیزی میدانی؟ 222 0:18:22,460 --> 0:18:27,280 آره کتابیست که تمام نیاسهای انسان در امور و مسائل زندگی 223 0:18:27,280 --> 0:18:30,060 که به فکرتان خطور کند دران وجود است 224 0:18:30,060 --> 0:18:32,980 با شنیدن این حرف عبدالرحمه گفت؟ 225 0:18:32,980 --> 0:18:36,340 تمام اینها را که در باری اهم گفتی میپذیریم 226 0:18:36,340 --> 0:18:39,420 اما به گوچه را علی ابن عبی طالب 227 0:18:39,420 --> 0:18:41,760 که امام بود و درایت داشت 228 0:18:41,760 --> 0:18:44,060 به شورای سقیف احترام نگذاشت 229 0:18:44,060 --> 0:18:46,780 و به رقی بزرگان گردن ننهات 230 0:18:46,780 --> 0:18:48,400 رای بزرگان؟ 231 0:18:48,400 --> 0:18:48,740 آره 232 0:18:48,740 --> 0:18:50,880 ببینم جنرل عبد الرحمن 233 0:18:50,880 --> 0:18:54,840 شما سقیفه را اجماع بزرگان میدانی؟ 234 0:18:54,840 --> 0:18:55,760 آره 235 0:18:55,760 --> 0:18:57,340 از شما میپرسم 236 0:18:57,340 --> 0:19:02,260 آیا دران اجماع علی ابن عبی طالب داماد رسول خدا حاضر بود؟ 237 0:19:02,260 --> 0:19:03,180 حاضر نبود 238 0:19:03,180 --> 0:19:07,280 آیا دران اجماع که گفتی تله و زبایر حاضر بودن؟ 239 0:19:07,280 --> 0:19:07,860 نبودن 240 0:19:07,860 --> 0:19:12,140 آیا سلمان فارسی مقداد و عبوزر غفاری 241 0:19:12,140 --> 0:19:15,920 که گرامی ترین صحابه رسول خدا بودن حاضر بودن؟ 242 0:19:15,920 --> 0:19:17,380 نه حاضر نبودند 243 0:19:17,380 --> 0:19:22,860 آیا عباس همون رسول خدا در شورای سقیفه حاضر بود؟ 244 0:19:22,860 --> 0:19:27,680 عبدالرحمن نگاهی به دوستش امر و برادرش سعت کرد و گفت 245 0:19:27,680 --> 0:19:29,680 نه حاضر نبود 246 0:19:29,680 --> 0:19:35,740 آیا اسامه فرمانده لشکر اسلام در آن شورا حاضر بود؟ 247 0:19:35,740 --> 0:19:36,380 نبود 248 0:19:36,380 --> 0:19:39,740 پس از کدام اجماع سخن میگوید؟ 249 0:19:39,740 --> 0:19:53,380 آیا اجماعی بزرگتر از قدیر خوم هست که در آن خلفای سگانه شما حاضر بودند و دست در دست امیر المومنین علی نهادند و با ایشان بیعت کردند؟ 250 0:19:53,380 --> 0:20:00,200 قدیر خوم فقط برای اعلام دوستی علی ابن عبی طالب بود نه برای اعلام جانشینی او 251 0:20:00,200 --> 0:20:07,480 ببینم جناب عبد الرحمن اگر اکنون از طرف دوستی از دیاری دور به تو خبرده هند 252 0:20:07,480 --> 0:20:16,740 که ظرف آبی را که در دست داری زمین بگذاری و برای کار بسیار بسیار مهم نزد اوبروی چه خواهی کرد؟ 253 0:20:16,740 --> 0:20:17,980 بیدرنگ خواهم رفت 254 0:20:17,980 --> 0:20:22,480 زنان و فرزندان و دارائیت را چه میکنی؟ 255 0:20:22,480 --> 0:20:25,900 نگرانش ها نیستم آنان را به برادرم خواهم سپرد 256 0:20:25,900 --> 0:20:34,360 خدا سوگند رسول خدا نیست دین خود و امت خود را به برادرش علی ابن عبی طالب سپار 257 0:20:34,360 --> 0:20:37,820 چگونه از که شما که خلقی زمینی هستید 258 0:20:37,820 --> 0:20:44,660 انقدر تدبیر دارید که منزل و خانواده و دارائیتان را به حال خود و بیساحب رهان نمی کنید 259 0:20:44,660 --> 0:20:47,620 و آن را به برادرتان می سپارید 260 0:20:47,620 --> 0:20:52,760 ولی معتقدید که رسول خدا که خلق شده از نور هستند 261 0:20:52,760 --> 0:21:01,840 و صاحب مقام اسمت دین و خلایق را بدون انتخاب جانشین رها کرده و رفتند 262 0:21:01,840 --> 0:21:03,820 عبدالرحمن حرفی نزد 263 0:21:03,820 --> 0:21:08,040 آرون به بردرش سد اشاره کرد تا بلند بشه و حرفی بزنه 264 0:21:08,040 --> 0:21:10,760 سد سر تکنداد و بلند شد و گفت 265 0:21:11,300 --> 0:21:15,020 سخنان پین دوز مرا در حیرت و بختی عجیب پرو برد 266 0:21:15,020 --> 0:21:18,900 نمیخواهم بگویم احساسات قلبی بر اقلم چیره شده است 267 0:21:18,900 --> 0:21:24,380 و همکنون دست از مکتب خلافا میشویم و پیرو به مکتب علی ابن موسی رزا خواهم شد 268 0:21:24,380 --> 0:21:31,300 نه اما به خداوندی خدا از امشب دین و آینم را از نومرور خواهم کرد 269 0:21:31,300 --> 0:21:34,120 و برگ برگ تاریخ اسلام را ورق خواهم زد 270 0:21:34,120 --> 0:21:38,740 تا مبادا ورقی از کتاب تاریخ بعد من پوشیده مانده باشد 271 0:21:38,740 --> 0:21:42,780 و من از آن غفلت کرده باشم و گمراه شده باشم 272 0:21:42,780 --> 0:21:47,120 در میان سخنان این پیره مرد پین دوز از خود پرسیدم 273 0:21:47,120 --> 0:21:51,760 که به راستی علی ابن موسر رزا امام هست یا نیست 274 0:21:51,760 --> 0:21:55,600 اگر امام هست چرا من از او این همه دورم 275 0:21:55,600 --> 0:21:57,740 وای برمن وای 276 0:21:57,740 --> 0:22:04,260 و اگر امام نیست پس چگونه خداوند این همه صفات نیکو را به او حدی داده 277 0:22:04,260 --> 0:22:07,140 و به او این همه عج نهاده هست 278 0:22:07,140 --> 0:22:12,020 تمام آنچه در باره علی ابن موسر رزا از دبان پین دوست شنیدم 279 0:22:12,020 --> 0:22:16,400 باور کردم نه به خاطر ایمان اعتقادی که در دل دارم 280 0:22:16,400 --> 0:22:24,560 و نه به خاطر خدا پرستی و مسلمانیم بلکه به خاطر کرامتی که به کشمای خودم از او دیدم 281 0:22:24,560 --> 0:22:27,740 سعد بلند شد تا بتونه حاضران رو بهتر ببینه 282 0:22:27,740 --> 0:22:32,080 حاج کریم پینندوز کم رمق و امران تکیه داد و به سعد نگاه کرد 283 0:22:32,080 --> 0:22:33,480 سعد با سده بلند گفت 284 0:22:33,480 --> 0:22:40,260 در یکی از سالهایی که خوشداری شده و زراعت مردم در کم آبی سختی قرار گرفته بود 285 0:22:40,260 --> 0:22:44,020 روز جمعه این معمون به علی ابن موسرزا پیشنات کرد 286 0:22:44,020 --> 0:22:47,580 تا برای بارش باران و رفاه مردم چاره بیادشند 287 0:22:47,580 --> 0:22:49,500 ایشان فرمودند 288 0:22:49,500 --> 0:22:54,600 باید مردم سه روز از شمبه تا دوشمبه روزه بگیرند 289 0:22:54,600 --> 0:22:59,120 و در روز سه وم برای دعا و نیایش به درگاه خداوند 290 0:22:59,120 --> 0:23:00,700 راهی بیابان شوند 291 0:23:00,700 --> 0:23:04,800 آن روزها من مهمان خانه شخصی بودم 292 0:23:04,800 --> 0:23:07,960 که او کاتب مالیاتهای درباره معمون بود 293 0:23:07,960 --> 0:23:10,780 و از تمام این ماجرها خبر داشت 294 0:23:10,780 --> 0:23:13,340 صد نفس بلندی کسید و ادامه داد 295 0:23:13,340 --> 0:23:15,720 چون روز سه وم فرار استید 296 0:23:15,720 --> 0:23:19,400 علی ابن موسر رزا به همراه جمعیتی انبوب سهرارفتند 297 0:23:19,400 --> 0:23:23,520 من و دوست کاتبم از روی کنچکاوی و تفری 298 0:23:23,520 --> 0:23:26,940 به همون سهرارفتیم و جماعت را زیر نظر گرفتیم 299 0:23:26,940 --> 0:23:30,440 علی ابن موسر رزا بر بالای بلندی رفت 300 0:23:30,440 --> 0:23:34,640 و بعد از هم دو سپاس خداوند با صدای رسافر بود 301 0:23:34,640 --> 0:23:36,140 خداوند 302 0:23:36,140 --> 0:23:42,680 تو حق ما اهل بیت را عظیم و گرامی داشته ای 303 0:23:42,680 --> 0:23:47,840 اکنون مردم به تو روی آوردند و به تو متوسل شدند 304 0:23:47,840 --> 0:23:54,180 خداونده برانان باران رحمتت را فرو فرستا بحرمن شدند 305 0:23:54,180 --> 0:23:58,300 در همین لحظه ناگان بادی شروع به وزیدن کرد 306 0:23:58,300 --> 0:24:00,160 من حیرت کرده بودم 307 0:24:00,160 --> 0:24:08,320 آن آفتاب سوزان و آن دشت داخ کمترین نسیمی دران پیدا نبود کجا و باد کجا 308 0:24:08,320 --> 0:24:15,100 ناگهان خونکای دلپذیری به سر و صورت ما خورد و عبری بالای سر ما ظاهر شد 309 0:24:15,100 --> 0:24:24,220 گویا عبرها تحت اراده ی علی ابن مستردزا از سرزمینهای دور خود را به آسمان آن سهرار سنده بودند 310 0:24:24,220 --> 0:24:29,920 صدای رعد و برق در فضا پیچید و صدای شادی مردم بلند شد 311 0:24:29,920 --> 0:24:33,540 علی ابن موسر زارو به جمعیت کردند و فرمودند 312 0:24:33,540 --> 0:24:36,920 آرام باشید آرام 313 0:24:36,920 --> 0:24:43,140 این عبر برای شما نیامده است و معمولیتش جای دیگری است 314 0:24:43,140 --> 0:24:44,420 سعد ساکت شد 315 0:24:44,420 --> 0:24:48,820 حاضران با تحجب به اون خیره شده و منتظر ادامه حرفاش بودند 316 0:24:48,820 --> 0:24:49,720 سعد گفت 317 0:24:49,720 --> 0:24:53,560 آن عبر رفت و آسمان دوباره از عبر خالی شد 318 0:24:53,560 --> 0:24:56,360 مردم قمگین شدند و منتظر ماندند 319 0:24:56,360 --> 0:25:00,620 کمی که گذشت عب دیگری در آسمان آشگار شد 320 0:25:00,620 --> 0:25:03,060 این بار نیز مردم شادمانی کردند 321 0:25:03,060 --> 0:25:06,140 و علی ابن موسر زامانند غفرمود 322 0:25:06,140 --> 0:25:09,500 آرام باشید که این عب نیز 323 0:25:09,500 --> 0:25:14,460 معموریتش برای سرزمین و جمعیت دیگری است 324 0:25:14,460 --> 0:25:17,540 به گونه ای سخمی گفت که گویا زبان 325 0:25:17,540 --> 0:25:19,780 و مقصود عبرا را می داند 326 0:25:19,780 --> 0:25:24,120 من و دوستم تمام عبرایی را که آمدند و رفتند شموردیم 327 0:25:24,120 --> 0:25:31,820 تا ده مرتبه عبری آمد و علی ابن موسر رزا همون سخنان قبر را تکرار کرد 328 0:25:31,820 --> 0:25:34,600 تا این که در یازده همین مرتبه فرمود 329 0:25:34,600 --> 0:25:39,080 این عبر برای شما آمده است 330 0:25:39,080 --> 0:25:47,080 اکنون خدا را شک گویید و برخیزید و به خانه هایتان بازگردید 331 0:25:47,080 --> 0:25:51,680 تا به منازلتان وارد نشوید باران نمی بارد 332 0:25:51,680 --> 0:25:55,520 من و دوستم تا رسیدن به خانه به آسمان نگاه می کردیم 333 0:25:55,520 --> 0:25:59,180 حتی یک قطر بارانم بر سر ما نبارید 334 0:25:59,180 --> 0:26:02,480 گویا احراب دستور علی ابن موسرزا 335 0:26:02,480 --> 0:26:04,680 از باریدن خودداری کرده بودن 336 0:26:04,680 --> 0:26:08,860 وقتی مردم به خانه ها اشاره سیدند و انده چی گذشت 337 0:26:08,860 --> 0:26:12,580 باران به قطر بارید 338 0:26:12,580 --> 0:26:16,680 چه تمام روت آب و نر آب رس آب شد 339 0:26:16,680 --> 0:26:20,160 مردمی گفتن این از برکت وجود 340 0:26:20,160 --> 0:26:23,440 فرزند رسول خداست 341 0:26:23,440 --> 0:26:24,880 با شنیدن این حرف 342 0:26:24,880 --> 0:26:27,020 دوباره صدای الله اکبر 343 0:26:27,020 --> 0:26:28,340 توی سهره پیچید 344 0:26:28,340 --> 0:26:40,240 دوستان عزیز 345 0:26:40,240 --> 0:26:42,560 تا فردا و ادامه روایت 346 0:26:42,560 --> 0:26:44,420 کتاب اوکیانوس مشرق 347 0:26:44,420 --> 0:26:45,580 خدا نگهدان 348 0:26:50,160 --> 0:27:00,700 برای ازویت در کانال رسمی رادیو معرف 349 0:27:00,700 --> 0:27:05,200 در پیام رسانه بله 350 0:27:05,200 --> 0:27:08,420 میتونین عدد 96 رو 351 0:27:08,420 --> 0:27:14,160 به سرشماری 1058-82 ارسال کنید 352 0:27:14,160 --> 0:27:19,160 دسترسی به پشت سحنه برنامه ها 353 0:27:19,160 --> 0:27:26,440 در یفت برنامه های جدید و پرمخاطب 354 0:27:26,440 --> 0:27:31,240 همه با همه 355 0:27:31,240 --> 0:27:33,740 در پیام رسان بله 356 0:27:33,740 --> 0:27:39,200 برای ازویت در کانال رایو معرف 357 0:27:39,200 --> 0:27:40,960 در پیام رسان بله 358 0:27:40,960 --> 0:27:48,360 فقط کافی عدد 96 رو به سرشماری 105882 ارسال کنید 359 0:27:48,360 --> 0:27:54,120 تا براحتی از به خانوادی بزرگ رادیو معارف بشه 360 0:27:54,120 --> 0:28:05,700 آیون خانم ها سلام علیکم 361 0:28:05,700 --> 0:28:11,840 دوستم محمد رزا چند سالی میشه که قاضی شده و با کلی پرونده سر و کار داره 362 0:28:11,840 --> 0:28:14,740 چند روز پیش که صحبت میکردیم گفت راستی 363 0:28:14,740 --> 0:28:19,200 یه روز یه خانم مراجعه کرده بود که موضوع شکایتش خیلی جالب بود 364 0:28:19,200 --> 0:28:25,860 ایشون از شوهرش خواسته بود که مادر پیر و تنهای خودش رو که توی یه خونه با اونها زندگی میکنه 365 0:28:25,860 --> 0:28:29,420 باید اخراج کنه و ببره یه جایی دیگه بذاره 366 0:28:29,420 --> 0:28:33,880 آره برام خیلی جالب بود چون این مودلیش رو دیگه واقعا ندیده بودم 367 0:28:33,880 --> 0:28:40,500 منم گفتم آره آقای قاضی اتفاقا در این باره استفتاح هم داریم 368 0:28:40,500 --> 0:28:44,500 از حضرت آقا رهبر معظم انقلاب همین سؤال رو پرسیدن 369 0:28:44,500 --> 0:28:49,320 ایشون جواب دادن که به طور کلی زوجه حق داره از شوهرش 370 0:28:49,320 --> 0:28:52,440 محل زندگی مجزای از بقیه 371 0:28:52,440 --> 0:28:54,760 که دارای امکانات غیر مشترک 372 0:28:54,760 --> 0:28:59,920 مثل محل سکونت، مطبخ، سرویس بهداشتی و همم باشه 373 0:28:59,920 --> 0:29:06,120 مطالبه کنه و حق دیگهی مثل اخراج مادر شوهر نداره 374 0:29:06,120 --> 0:29:08,700 ارادتمند 375 0:29:08,700 --> 0:29:14,560 قیام کنید 376 0:29:14,560 --> 0:29:16,860 آقای قاضی 377 0:29:16,860 --> 0:29:18,140 آقای قاضی 378 0:29:18,140 --> 0:29:19,040 آقای قاضی 379 0:29:19,040 --> 0:29:22,980 آقای قاضی 380 0:29:22,980 --> 0:29:29,240 اگه دوست دارید با آین دادرسی پرونده های حقوقی و چیفری آشنا بشید 381 0:29:29,240 --> 0:29:32,340 شنونده برنامه آقای قاضی باشید 382 0:29:32,340 --> 0:29:34,840 از پنجوم مهما 383 0:29:34,840 --> 0:29:37,240 شنبه تا پنج شنبه 384 0:29:37,240 --> 0:29:41,020 ساعت سیزده و ده دقیقه از رادیو معارف