1 0:00:00 --> 0:00:10 توحید ما را ایمان ما را اسلام ما را قرآن ما را 2 0:00:10 --> 0:00:14,660 اللہ، نسرم من الله 3 0:00:40 --> 0:00:49,760 میاید از هنشه بریم آقایه رو حفظایه بیم 4 0:00:49,760 --> 0:00:51,700 رادیو معارف 5 0:00:51,700 --> 0:00:54,060 تنظیم نفذ زندگی 6 0:00:54,060 --> 0:00:57,840 موج اف ایم ردیف نوود و شش میگانه 7 0:00:57,840 --> 0:01:02,220 موج ایم ردیف هزار و هفتاد و یک کیلو هرز 8 0:01:02,220 --> 0:01:05,760 رادیو معارف صدای فضیلت و فطرت 9 0:01:07,020 --> 0:01:10,940 سرگشتگان کمویت 10 0:01:10,940 --> 0:01:14,180 پروای سر ندامن 11 0:01:14,180 --> 0:01:18,760 سرگشتگان کمویت 12 0:01:19,760 --> 0:01:23,700 پربای سر ندارند 13 0:01:23,700 --> 0:01:27,820 آشفتگان موید 14 0:01:27,820 --> 0:01:32,160 از خود خبر ندارند 15 0:01:32,160 --> 0:01:36,340 آشفتگان موید 16 0:01:36,340 --> 0:01:40,520 از خود خبر ندارند 17 0:01:40,520 --> 0:01:42,040 پار سایان 18 0:01:42,040 --> 0:01:45,940 بر درگه تو بهریست 19 0:01:45,940 --> 0:01:49,780 از آب چشم اوشان 20 0:01:49,780 --> 0:01:54,180 خلق جهان از آن رو 21 0:01:54,180 --> 0:01:57,260 در رد گذر ندارن 22 0:01:57,260 --> 0:01:59,520 حجت الاسلام وحیدی 23 0:01:59,520 --> 0:02:04,260 بسم الله الرحمن الرحیم 24 0:02:04,260 --> 0:02:06,080 الحمد لله رب العالمین 25 0:02:06,080 --> 0:02:08,960 و صلی اللہ علیه و سلامه محمد و آله تاهرین 26 0:02:08,960 --> 0:02:12,480 سلام علیکم و رحمت الله دوستان عزیز همراه 27 0:02:12,480 --> 0:02:14,660 در برنامه پارسایان 28 0:02:14,660 --> 0:02:19,740 خدا به هممون توفیق بده جز دوستان واقعی آل الله باشیم 29 0:02:19,740 --> 0:02:26,680 و جز کسانی باشیم که زندگی همون رو به رنگ هزارات معصومین علیه سلوات الله سامان میدیم 30 0:02:26,680 --> 0:02:33,580 یکی از دستوراتی که به ما دادن اینه که مراقب خرج کردن در زندگیمون باشیم 31 0:02:33,580 --> 0:02:40,460 نه خوشک بگیری با خسیس باشیم و نه اونجور یله و رها خرج بکنیم 32 0:02:40,460 --> 0:02:44,740 مولامون امام باقر علیه السلام فرمودند 33 0:02:44,740 --> 0:02:52,820 الکمال کل الکمال اتفقه فد دین و صبرو علن نائبه و تقدیر المعیشه 34 0:02:52,820 --> 0:02:57,860 همه کمال خیلی روایت روایت عجیبیه 35 0:02:57,860 --> 0:03:05,660 در شناخت امیق دین و صبر کردن در اتفاقات ناگواری که برای انسان میفته 36 0:03:05,660 --> 0:03:09,600 و انداز نگاه داشتن در زندگیه 37 0:03:09,600 --> 0:03:18,720 نه زیاده از حد و نه کم نه خصاصت آدم به خرش بده و نه اونجور باید آدم حساب زندگی خودش رو داشته باشه 38 0:03:18,720 --> 0:03:24,500 حساب و کتاب زندگی خودش رو داشته باشه و این باعث رشد انسان میشه 39 0:03:24,500 --> 0:03:31,500 خدا به هممون توفیق بده اهل عمل به دستورات هزارات معصومین علیهم سلوات الله باشیم انشاءالله 40 0:03:31,500 --> 0:03:57,500 موسیقی 41 0:03:57,500 --> 0:04:05,140 در نجف یکی از کسانی که معمور خرید منزل مرحوم امام رحمت الله علیه هست 42 0:04:05,140 --> 0:04:12,400 نقل میکنه که ما همیشه از یک مقاضه معینی یک قالب پنیر میخریدیم 43 0:04:12,400 --> 0:04:14,180 که میشد هشتاد فلس 44 0:04:14,180 --> 0:04:16,900 این مقداری میشد هشتاد فلس میشد 45 0:04:16,900 --> 0:04:22,500 میخریدیم و میابردیم برای خانه مرحوم امام رحمت الله علیه استفاده میشد 46 0:04:22,500 --> 0:04:38,260 مرحوم امام برنامه شون این بود که برای خرجهای شخصی خودشون هر اتفاقی که می افتاد ما باید لیست خرجها رو خدمت ایشون می دادیم آخر روز باید می گفتیم چی خریدیم چقدر شده چی خریدیم چقدر شده 47 0:04:38,260 --> 0:04:54,480 اون روز که من رفتم پنیر بخرم اون مغازهی که قاله پنیر رو به هشتاد فلس میداد بسته بود رفتم یه مغازه دیگری و اونجا دیدم که بله پنیر رو اون سد فلس میده. 48 0:04:54,480 --> 0:04:58,180 خب خریدیم و آوردیم و جلوی پنیر نوشتیم سد فلس. 49 0:04:58,540 --> 0:05:06,480 بعد که مرحوم امام این کاغذ نوشته خریدهای ما رو دیدن من رو صدا زدند و گفتن چرا سد فلس خریدی؟ 50 0:05:06,480 --> 0:05:14,360 گفتم آقا جان اون آقای عباس آقای مغازدار که پنیر هشتاد فلسی داشت بسته بود یا نداشت یا هرچی 51 0:05:14,360 --> 0:05:18,120 من مجبور شدم برم از این سد فلسی ها بخرم 52 0:05:18,120 --> 0:05:20,940 مرحوم امام فرمودن مگر مغازه دیگری نبود 53 0:05:20,940 --> 0:05:25,480 میرفتی میگشتی شاید یه مغازه پیدا میکردی که عرزونتر بخری 54 0:05:25,480 --> 0:05:29,040 برای چی گرون خریدی؟ مراقبت میکردن 55 0:05:29,040 --> 0:05:32,960 امور شخصیشون یه وقت اصراف نشه 56 0:05:32,960 --> 0:05:55,600 برخی از نزدیکان مرحوم امام که در دفتر ایشون هستن میگن با این که زندگی مرحوم امام در دورانه بعد از انقلاب توسط نزوراتی که مردم برای ایشون میکردن و هدایی که برای ایشون میفرستادن تأمین میشد و از این نظر زندگی مرحوم امام مشکلی نداشت و ایشون مناقبت میکردن زندگیشون مثل قبل بود 57 0:05:55,600 --> 0:05:59,220 می گفتن باید هر خرجی که می کنید بنویسید 58 0:05:59,220 --> 0:06:04,420 یک کلو عدس نیم کلو پنیر همه اینها رو باید برای من بنویسید 59 0:06:04,420 --> 0:06:07,600 و یاد داشت بکنید و من مدیریت بکنم 60 0:06:07,600 --> 0:06:12,220 یه روزی آسد مرتضا که خدمتکار مرحوم امام رحمت الله علیه هست 61 0:06:12,220 --> 0:06:16,900 و مسئول خرید بوده می گه من رفتم یک کلو سبزی خوردن گرفتم 62 0:06:16,900 --> 0:06:20,220 داشتم می رفتم تحویل خانه مرحوم امام بدن 63 0:06:20,220 --> 0:06:22,360 مرحوم امام تو حیات داشتن قدم می زدن 64 0:06:22,360 --> 0:06:25,500 کشمشون افتاد به این مقدار سبزی که دست منه 65 0:06:25,500 --> 0:06:28,880 گفتن که چقدر سبزی خریدی آقا سید مرتزار 66 0:06:28,880 --> 0:06:31,060 گفتم آقا یک کیلو سبزی خریدن 67 0:06:31,060 --> 0:06:32,840 گفتن یک کیلو برای ما زیاد 68 0:06:32,840 --> 0:06:35,540 ما جمعیتی نداریم اسراف میشه 69 0:06:35,540 --> 0:06:38,340 از این به بعد نیم کیلو برای ما سبزی بخرد 70 0:06:38,340 --> 0:06:40,660 همین الان هم این سبزی رو نصف کن 71 0:06:40,660 --> 0:06:44,160 نصفش رو بده به پاستارهای که تو دفتر هستن 72 0:06:44,160 --> 0:06:47,680 اونها بخورن نصفش رو برای ما استفاده بکن 73 0:06:47,680 --> 0:06:55,420 اینجور مراقبت میکردن که یه وقتی در زندگیشون اصراف اتفاق نیفته 74 0:06:55,420 --> 0:07:00,920 و البته نکه سخت بگیرن به خودشون نه قضای خوب میخوردن 75 0:07:00,920 --> 0:07:08,220 قضاشون مراقبت میکردن که قضایی باشه که مواد قضایی مورد احتیاج بدن رو تهمیم بکنه 76 0:07:08,220 --> 0:07:10,820 اما اصراف در زندگیشون نبود 77 0:07:10,820 --> 0:07:16,020 یا آقایی میگه من رفته بودم خدمت مرحوم امام رحمت الله علیه در نجف 78 0:07:16,020 --> 0:07:20,900 دیدم این آبگوشتی که خونه مرحوم امام درست میکنند و به ما میدن 79 0:07:20,900 --> 0:07:22,640 چربی نداره 80 0:07:22,640 --> 0:07:24,660 فقط گوشت رو میندزن توی آب 81 0:07:24,660 --> 0:07:28,080 خب آدم دلش میخواد آبگوشتی مقداری دنبه داشته باشه 82 0:07:28,080 --> 0:07:30,060 لذیذ باشه خوشمزه باشه 83 0:07:30,060 --> 0:07:33,580 رفتم به امام رحمت الله علیه گفتم که 84 0:07:33,580 --> 0:07:37,540 آجان این گوشتی که میگیرن آقایون چربی نمیگیرن 85 0:07:37,540 --> 0:07:40,020 خب این کارکنان کسانی که تو دفتر هستن 86 0:07:40,020 --> 0:07:42,260 خانواده شما همه از همین غذا میخورن 87 0:07:42,260 --> 0:07:48,100 اگه یه مقدار کمی چربی هم توی این آبگوش بیندازن خیلی خوشمزده تر میشه 88 0:07:48,100 --> 0:07:54,760 مرحوم امام رحمت الله علی فرمودن که منزل ما قضاش همینه 89 0:07:54,760 --> 0:07:58,800 اگر شما نراحتی میتونی بری جای دیگه ای قضا بخوری 90 0:07:58,800 --> 0:08:05,600 ولی نیازی نیست بیش از این ما نیاز نداریم خرج بکنیم و حزینه بکنیم برای این مورد 91 0:08:05,600 --> 0:08:18,760 یکی از مسئولین دفتر مرحوم امام رحمت الله علیه نقل می کنه که روزانه دو تانون برای خانه مرحوم امام خریداری می شد و تحویل داده می شد 92 0:08:18,760 --> 0:08:24,420 و بعد توی همون لیست روزانهی که خرجهای روزانهی که مرتبطه با خانه شون بود می نوشتیم 93 0:08:24,420 --> 0:08:30,780 یه روزی مهمان داشتن یا به هر جهتی گفته شده از طرف خانواده شون که سه تانون بخرن 94 0:08:30,780 --> 0:08:35,540 شب وقتی لیست خریدها رو پیش مرحوم امام رحمت الله علیه بردیم 95 0:08:35,540 --> 0:08:39,400 ایشون بلا فاصله صدا زدن گفتن آقا هر روز دو تانون بود 96 0:08:39,400 --> 0:08:41,080 امروز چرا سه تانون شد 97 0:08:41,080 --> 0:08:45,180 دستور دادن به ما که تقدیر معیشت بکنیم 98 0:08:45,180 --> 0:08:49,280 حواسمون باشه چی خرج میکنیم چی خرج نمیکنیم 99 0:08:49,280 --> 0:08:51,980 و این باعث رشد ما میشه 100 0:08:51,980 --> 0:08:54,180 خدا به هممون توفیق بده 101 0:08:54,180 --> 0:08:56,780 اهل عمل باشین انشاءالله 102 0:09:00,780 --> 0:09:25,780 موسیقی 103 0:09:30,780 --> 0:09:36,020 شبکه معارف صدای جمهوری اسلامی ایران 104 0:09:36,020 --> 0:09:39,900 اینجا ایران است 105 0:09:39,900 --> 0:09:44,520 شبکه معارف صدای جمهوری اسلامی ایران 106 0:09:44,520 --> 0:09:48,620 ای ایران ای مرز پرگوهد 107 0:09:48,620 --> 0:09:52,300 ای خاجت سر چشمه هند 108 0:09:52,300 --> 0:09:57,300 دور از تو اندیشه یه بدان 109 0:09:57,300 --> 0:10:01,420 بایم دهبانی و جامده 110 0:10:01,420 --> 0:10:03,480 روی موجه به روان 111 0:10:03,480 --> 0:10:06,620 صدای پذیریت و فطرت 112 0:10:06,620 --> 0:10:26,040 روایت کتاب 113 0:10:27,300 --> 0:10:34,660 بر اساس کتاب اوغیانوس مشرق نوشته مجید پورولی کلشتری 114 0:10:34,660 --> 0:10:48,180 نویسنده تهیه کننده و کارگردان 115 0:10:48,180 --> 0:10:50,960 حسن توکلیزاده 116 0:10:50,960 --> 0:10:54,540 راوی امیر زنددلان 117 0:10:54,540 --> 0:10:56,500 بازیگران 118 0:10:56,500 --> 0:10:59,460 معصومه عزیز محمدی 119 0:10:59,460 --> 0:11:01,480 عباس توفیقی 120 0:11:01,480 --> 0:11:03,500 امیر زند دلان 121 0:11:03,500 --> 0:11:05,740 صدا بردار 122 0:11:05,740 --> 0:11:08,460 مجید آینه 123 0:11:08,460 --> 0:11:14,060 به نام خدای بزرگ 124 0:11:14,060 --> 0:11:15,360 رسانه عزیز سلام 125 0:11:15,360 --> 0:11:18,060 روایت کتاب رو از راژیو معرف می شنوید 126 0:11:18,060 --> 0:11:19,500 در این برنامه 127 0:11:19,500 --> 0:11:22,220 گذیده ای از کتاب اویانوس مشرق 128 0:11:22,220 --> 0:11:25,840 در ساختار روای نمایشی اختباس فر روایت می شه 129 0:11:25,840 --> 0:11:29,240 این کتاب داستان سرگشتگی مردی به اسم امران 130 0:11:29,240 --> 0:11:32,360 و اوه سالش به ولایت مامرزا علیه سلامه 131 0:11:32,360 --> 0:11:36,340 در برنامه های قبل شنیدید که امران به دنبال آب حیات 132 0:11:36,340 --> 0:11:39,280 از جنوب به شمال می رفت که در کبیر گم شد 133 0:11:39,280 --> 0:11:44,020 اون خسته و تشنه روی خاک تفدیده یک کبیر پیش می رفت 134 0:11:44,020 --> 0:11:47,740 که مردی به اون رسید و خودش رو فرستاده ی مامرزا معرفی کرد 135 0:11:47,740 --> 0:11:49,700 و مشک آبی به اون داد 136 0:11:49,700 --> 0:11:52,180 بعد مسیری رو به امران نشون داد 137 0:11:52,180 --> 0:11:54,640 و گفت اگه به دنبال آب حیاته 138 0:11:54,640 --> 0:11:56,600 باید چهل قدم پیش بره 139 0:11:56,600 --> 0:11:59,480 تا به خونه پیندوزی روشنزمیر برسه 140 0:11:59,480 --> 0:12:02,740 و از اون نشونی چشمه آب حیات رو بگیره 141 0:12:02,740 --> 0:12:06,680 امران خسته به خونه حاج کریم پیندوز رسید 142 0:12:06,680 --> 0:12:09,280 و از اون نشونی آب حیات رو خواست 143 0:12:09,280 --> 0:12:10,940 حاج کریم به اون گفت که 144 0:12:10,940 --> 0:12:13,620 چشمه آب حیات حقیقی در خراسان 145 0:12:13,620 --> 0:12:15,780 و خونه امام رزا می جوشه 146 0:12:15,780 --> 0:12:34,680 اما امران اصرار داشت به دنبال چشمه آب حیات خیالی بره. اون با کاروانی به سمت دریای شمال رفت. حاج کریم و دخترش راهله هم راهی خراسان شدن. اونا در مسیر خراسان بودند که امران سوار بر اس برگشت و با حاج کریم و دخترش راهله هم سفر شد. 147 0:12:34,680 --> 0:12:39,860 هاج کریم و دخترش راهله و امران در مسیر خراسان به رودخانه ای رسیدن 148 0:12:39,860 --> 0:12:44,560 کمی که گذشت مردی از دور بهشون نزدیک شد و براشون نون و اثر برد 149 0:12:44,560 --> 0:12:47,500 مرد خودشو احمد و شیعه معرفی کرد 150 0:12:47,500 --> 0:12:52,600 اون که از امران شنیده بود هاج کریم مرد فازلیه با دست به چادری اشاره کرد 151 0:12:52,600 --> 0:12:59,660 و از هاج کریم پیندوز خواست که به اون چادر بره و با صاحب چادر که مردی از احل سنت بود صحبت کنه 152 0:12:59,660 --> 0:13:21,480 حاشکریم به چادر عبد الرحمن رفت و با اون مباحثه کرد و از فضیلت اهل بیت علیه مستلام گفت. با شنیدن حرفای حاشکریم سعد برادر عبد الرحمن در تعیید حرفای حاشکریم پین دوز حکایتی از کرامت امام رزا علیه سلام تعریف کرد و حالا ادامه ی روایت کتاب اغیانوس مشرق در قسمت بیسته هشتو. 153 0:13:29,660 --> 0:13:42,960 امران کنار رودخونه نشسته و پاهاش رو توی آب فرو برده بود و به آسمون و ستاره ها نگاه میکرد 154 0:13:42,960 --> 0:13:46,580 کمی که گذشت احمد به سمتش رفت و کنار اون نشست و گفت 155 0:13:46,580 --> 0:13:48,360 پین دوست هنوز به همان حال است 156 0:13:48,360 --> 0:13:52,600 سبت میکنیم تا صبح شاید خدا انایتی کرد و حالش بهتر شد 157 0:13:52,600 --> 0:13:55,900 امران همینطور که به ستاره ها خیره شده بود گفت 158 0:13:55,900 --> 0:13:57,660 و اگر انایتی نکرد؟ 159 0:13:57,660 --> 0:14:02,280 اگر انایتی نکرد که دیگر هیچ از دست چه کسی کاری ساخته است 160 0:14:02,280 --> 0:14:04,620 وقتی خدا انایتش را بردارد 161 0:14:04,620 --> 0:14:06,160 امران حرفی نزد 162 0:14:06,160 --> 0:14:10,180 احمد لباسشو بالا زد و پاهاشو توی آب فرو برد و ادامه داد 163 0:14:10,180 --> 0:14:16,600 حال گذشته از تمام آن سخنانی که گفتی 164 0:14:16,600 --> 0:14:20,520 به من بدو بدانم تو واقعا شیعه نیستی امران؟ 165 0:14:20,520 --> 0:14:22,600 احمد چرا میپرسی؟ 166 0:14:22,600 --> 0:14:24,040 کنچکاف شدم بدانم 167 0:14:24,040 --> 0:14:25,420 شیعه ای؟ 168 0:14:25,420 --> 0:14:26,180 نمیدانم 169 0:14:26,180 --> 0:14:27,400 نمیدانی؟ 170 0:14:27,400 --> 0:14:29,460 نه نمیدونم 171 0:14:29,460 --> 0:14:31,640 میخوایی بگویی نمیدونی محسابت چیست 172 0:14:31,640 --> 0:14:32,280 نگر میشود 173 0:14:32,280 --> 0:14:34,580 ماجرای من ماجرای غریبیست 174 0:14:34,580 --> 0:14:38 تا همین چند روزه پیش فقط نامی از شیعه شنیده بودم 175 0:14:38 --> 0:14:41,980 و امروز تردید دارم که شیعه هستم یا نیستم 176 0:14:41,980 --> 0:14:45,580 تا پیش از این سفر در باورم فقط این نکته بود که 177 0:14:46,180 --> 0:14:47,800 خدایی در آلم وجود دارد 178 0:14:47,800 --> 0:14:50,360 خدایی که خانش در آسمان هاست 179 0:14:50,360 --> 0:14:53,040 و خالقه تمام موجودات جهان هست و 180 0:14:53,040 --> 0:14:54,580 رعوف و بخشنده 181 0:14:54,580 --> 0:15:20,580 موسیقی 182 0:15:20,580 --> 0:15:24,280 صدای ناله هاچکریم پیندوز از چادر بلند شد 183 0:15:24,280 --> 0:15:30,060 احمد سر برگردند و به چادری که پشت سرشون روی خاک برپاشده بود نگاه کرد 184 0:15:30,060 --> 0:15:36,900 از شکاف در چادر هاچکریم پیندوز پیدا بود که زیر عبای سبز رنگ دراست کشیده بود 185 0:15:36,900 --> 0:15:41,180 صدای نفسهاش مثل ناله ای از دوردست شنیده می شد 186 0:15:41,180 --> 0:15:44,660 گاهی بین نفسهاش ناله می کرد و دوباره آروم می شد 187 0:15:44,660 --> 0:15:47,080 احمد رو به امران کرد و گفت 188 0:15:47,080 --> 0:15:51,720 پینه دوز یا از زخم شانهش ناله می کند یا از کابوسی که از شدت درد می بیند. 189 0:15:51,820 --> 0:15:53,680 نمی دانم چه بر سرش آمده است. 190 0:15:53,760 --> 0:15:55,200 حالا روزش اینگونه نبود. 191 0:15:55,480 --> 0:15:59,720 من وقتی آمدم و از او خواستم با عبدالرحمن مباعثه کند سرحالتر بود. 192 0:15:59,800 --> 0:16:00,760 نبود؟ 193 0:16:00,760 --> 0:16:01,780 امران ساکت بود. 194 0:16:01,880 --> 0:16:02,740 احمد ادامه داد. 195 0:16:03,340 --> 0:16:06,360 اما بعد از اتمام مباعثه حالش تغییر کرد. 196 0:16:06,360 --> 0:16:08,640 بگمانم بیش از حد سخن گفت. 197 0:16:08,640 --> 0:16:13,940 سخنانش در عبدالرحمن و برادرش سعد و رفیقش عمر تأثیر زیادی داشت 198 0:16:13,940 --> 0:16:15,640 اما خودش را از پا انداخت 199 0:16:15,640 --> 0:16:18,080 واسمان به زخم شانش نبود 200 0:16:18,080 --> 0:16:21,040 نباید به خودش بیش از اندازه فشار میابرد 201 0:16:21,040 --> 0:16:22,980 در نماز هم حال قریبی داشت 202 0:16:22,980 --> 0:16:25 نمازش را دیدم امران 203 0:16:25 --> 0:16:28,200 من نماز بسیاری از پریزگاران را دیدم 204 0:16:28,200 --> 0:16:31,220 اما نماز امشب پیندوز چیز دیگری بود 205 0:16:31,220 --> 0:16:34,020 او را دیدم که در غنود بغزش شکست 206 0:16:34,020 --> 0:16:37,700 و عشقهایش مثل قطرهای باران از چشمانه سرازیر شد 207 0:16:37,700 --> 0:16:42,400 آخر چگونه پیرمردی با این جراحت و زخم عمیق میتواند روی پا به ایستد؟ 208 0:16:42,400 --> 0:16:43,220 نه توانست 209 0:16:43,220 --> 0:16:44,960 دیدی که دوبار افتاد 210 0:16:44,960 --> 0:16:48,040 آری اما سرانجام نمازش رو به آخر رسند 211 0:16:48,040 --> 0:16:51,700 من تمام لحظاتی که به نماز ایستاده بود نگاهش میکردم 212 0:16:51,700 --> 0:16:54,120 تمام بدنش در نماز میلرزید 213 0:16:54,120 --> 0:16:57,960 شاید لرزش بدنش از درد شانه هایش بوده 214 0:16:57,960 --> 0:16:59,260 از ایچه میدونم 215 0:16:59,260 --> 0:17:01,880 شاید بخوادن سخنانی بود که گفت 216 0:17:01,880 --> 0:17:04,540 یادت نیست وقتی از علی ابن مسررزا سخن گفت 217 0:17:04,540 --> 0:17:07,040 چگونه صدایش لرزید و بغزش رکست 218 0:17:07,040 --> 0:17:08,560 امران حرفی نزد 219 0:17:08,560 --> 0:17:09,760 احمد ادامه داد 220 0:17:09,760 --> 0:17:11,900 آنچنان در نمازش می لرزید 221 0:17:11,900 --> 0:17:15,340 که گویا در سرمایه تا قد فرسای زمستان نماز می خونند 222 0:17:15,340 --> 0:17:21 کاش من نیست در ری از محبت این پیرمرد پیندوز را به علی ابن مسررزا داشتم 223 0:17:21 --> 0:17:27 سه بار سفر هج رفتم و در تمام سفرها آلمان بسیاری را به چشم دیدم 224 0:17:27 --> 0:17:31,640 اما هیچیک از آنان اینگونه در برابر امامشان متوازع نبودند 225 0:17:31,640 --> 0:17:37,540 تمام این سالهایی که از خدا عمر گرفتم کمتر پیش آمده است که به حال کسی قبطه بخورم 226 0:17:37,540 --> 0:17:41,840 اما اعتراف می کنم که به حال این پیر مرد پی ندوز قبطه می خورم 227 0:17:41,840 --> 0:17:48,140 امران همینطور که به ستاره های آسمون خیره شده بود دست راز کرد و مشک رو از روی زمین برداشت و گفت 228 0:17:48,140 --> 0:17:56,300 برای من هم عجیب هست بارها از خود پرسیدم آخرت چگونه می شود کسی تا این اندازه شیفته و شیده کسی باشد 229 0:17:56,300 --> 0:18:01,760 امران مشک رو به سمت دهنش برد و کمی آب نوشید بعد مشک رو کناری گذاشت و ادامه داد 230 0:18:01,760 --> 0:18:04,540 پین دوز در سخنانش جایی گفت 231 0:18:04,540 --> 0:18:07,900 هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناخته باشد 232 0:18:07,900 --> 0:18:09,800 به مرگ جاهلی مردست 233 0:18:09,800 --> 0:18:13,240 از این سخن تمام تنم لرزید 234 0:18:13,240 --> 0:18:15,280 امران با نفس بلندی ادامه داد 235 0:18:15,280 --> 0:18:17,380 گفت کسی که امامش را نشناست 236 0:18:17,380 --> 0:18:21,660 همانند کسی ایست که تشنه باشد و آب فاسد شده بنوشد 237 0:18:21,660 --> 0:18:28,400 یعنی من در تمام سالهای زندگیم آب فاسد شده نوشیدم؟ 238 0:18:28,400 --> 0:18:30,040 چه میخواییم بگوییم؟ 239 0:18:30,040 --> 0:18:35,440 اگر دستم به آب حیات نرستد و بمیرم در حالی که علی ابن موسر رزا را نشناخته باشم 240 0:18:35,440 --> 0:18:37,600 چگونه مردم؟ 241 0:18:37,600 --> 0:18:39,260 امران این رو گفت و بلند شد 242 0:18:39,260 --> 0:18:41,840 بعد چند قدم که آب پیش رفت و ادامه داد 243 0:18:41,840 --> 0:18:47,420 من که خدا را پذیرفتم و به یک تایی و تنهایی و بیمثال بودنش اعتراف کردم 244 0:18:47,420 --> 0:18:51,420 آیا همین برای بهشتی شدنم کافی نیست؟ 245 0:18:51,420 --> 0:18:54,420 احمد به امران که در آب پیش می رفت خیره شد و گفت 246 0:18:54,420 --> 0:18:58,340 زیاد در این رود پیش نرو جاهای از این رود جرف و خطرناک است 247 0:18:58,340 --> 0:19:01,820 امران در خیالی دور همچنان پیش رفت و گفت 248 0:19:01,820 --> 0:19:03,160 او نامم را میدانست 249 0:19:03,160 --> 0:19:05,480 گفت تو امران پسر داودی 250 0:19:05,480 --> 0:19:07,580 چه کسی نامتو را میدانست؟ 251 0:19:07,580 --> 0:19:09,020 علی ابن موسر رزا 252 0:19:09,020 --> 0:19:11,260 علی ابن موسر رزا؟ 253 0:19:11,260 --> 0:19:12,980 نگر تو او را از نزدیک دیده ای؟ 254 0:19:12,980 --> 0:19:14,360 نه او را ندیدم 255 0:19:14,360 --> 0:19:16,600 اما فرستادش را دیدم 256 0:19:16,600 --> 0:19:19,120 فرستاده علی ابن موسر رزا؟ 257 0:19:19,120 --> 0:19:19,620 آره 258 0:19:19,620 --> 0:19:21,820 در براهوتی گم شده بودم 259 0:19:24,420 --> 0:19:27,220 از کنار هرچی بگذرم 260 0:19:27,220 --> 0:19:30,060 از کنار آن که برایم اتفاق افتادست 261 0:19:30,060 --> 0:19:32,040 نمیتوانم بگذرم احمد 262 0:19:32,040 --> 0:19:35,560 مگر برای تو چه اتفاق میفتادست؟ 263 0:19:35,560 --> 0:19:37,800 امران دستاشو توی آب فرو برده 264 0:19:37,800 --> 0:19:39,700 و توی خیالی دور قرخ شده بود 265 0:19:39,700 --> 0:19:41,920 احمد به امران نزدیک شد 266 0:19:41,920 --> 0:19:43,140 امران بهش گفت 267 0:19:43,140 --> 0:19:44,640 با آنان به خوراسان خواهم ره 268 0:19:44,640 --> 0:19:45,800 با که؟ 269 0:19:45,800 --> 0:19:48,100 امران به چادر اشاره کرد و گفت 270 0:19:48,100 --> 0:19:49,720 با پین دوز و دخترش 271 0:19:49,720 --> 0:19:54,180 و سراغ آن قلعه را از علی ابن موسر رزا خواهی گرفت 272 0:19:54,180 --> 0:19:58,200 نه از علی ابن موسر رزا سراغ خودش را خواهم گرفت 273 0:19:58,200 --> 0:20:00,660 دوباره صدای ناله پین دوز بلند شد 274 0:20:00,660 --> 0:20:02,480 احمد از رودخانه بیرون اومد 275 0:20:02,480 --> 0:20:04,800 بعد روبه امران کرد و گفت 276 0:20:04,800 --> 0:20:06,040 باید کاری کنیم 277 0:20:06,040 --> 0:20:09,280 امران به اطراف و چادرهای دیگه نگاه کرد و گفت 278 0:20:09,280 --> 0:20:12,560 آیا میان خلایقی که اینجا کنار رود چادر زدند 279 0:20:12,560 --> 0:20:13,960 طبیبی نیست؟ 280 0:20:13,960 --> 0:20:18,920 شنیدم نزدیکترین طبیب در رستای نشابور هست که تا اینجا یک بروب فاصله هست 281 0:20:18,920 --> 0:20:23,140 امران از آب رودخونه بیرون اومد و کنار احمد استاد 282 0:20:23,140 --> 0:20:24,420 احمد گفت 283 0:20:24,420 --> 0:20:27,340 حرفی که زدی استدلال قریبی بود 284 0:20:27,340 --> 0:20:28,520 حرف هم؟ 285 0:20:28,520 --> 0:20:34,300 آره گفتی آیا در میان خلایقی که اینجا کنار رودچادر زدن طبیبی نیست؟ 286 0:20:34,300 --> 0:20:36,620 یاد سخنان پیندوز افتدم 287 0:20:36,620 --> 0:20:41,240 چگونه خداوند تمام این خلایق را بدون طبیب رها خواهد کرد؟ 288 0:20:41,240 --> 0:20:44,300 آیا به واقع امام آن طبیب خلایق نیست؟ 289 0:20:44,300 --> 0:20:48,940 آیا خداوندی که در مهبانیش حتی کم خردان تردیدی ندارند 290 0:20:48,940 --> 0:20:52,240 خلایق را بی طبیب را خواهد کن؟ 291 0:20:52,240 --> 0:20:55,960 در این که کسی هست که خدا او را برای هدایت آدمیان فرستاده 292 0:20:55,960 --> 0:20:57,820 و او امام هست تردیدی ندارم 293 0:20:57,820 --> 0:21:02,120 اما این که آیا آن امام علی ابن موسرزا هست 294 0:21:02,120 --> 0:21:08,120 یا کسی دیگر باید خود با علی ابن موسرزا رو در رو شدم تا بدانم 295 0:21:08,120 --> 0:21:11,060 از اون اجازی خواهی خواست 296 0:21:11,060 --> 0:21:12,960 با پیندوز عهد گردم 297 0:21:12,960 --> 0:21:16,560 اگر علی ابن موسر زابی آن که من از او بپرسم 298 0:21:16,560 --> 0:21:19,160 جای قلعه آب حیات را به من بگوید 299 0:21:19,160 --> 0:21:22,160 همونجا امامتش را خواهم پذیرفت 300 0:21:22,160 --> 0:21:27,200 احمد خواست حفی بزنه که صدای فریاد پیندوز از داخل چادر بلند شد 301 0:21:38,120 --> 0:22:08,100 موسیقی در موسیقی درسته 302 0:22:08,120 --> 0:22:19,020 دوستان عزیز تا فردا و ادامه روایت کتاب اوغیانوس مشرق خدا نگهدار 303 0:22:38,120 --> 0:23:02,120 موسیقی 304 0:23:03,660 --> 0:23:05,740 آیون خانمان سلام علیکم 305 0:23:05,740 --> 0:23:09 اگه از کسی بپرسم چه کسی زیرابت رو زده 306 0:23:09 --> 0:23:11,600 و اونم اسم طرف رو بیاره 307 0:23:11,600 --> 0:23:13,740 آیا قیبت محصوب میشه؟ 308 0:23:14,440 --> 0:23:16,660 علی رفیق من کارمند بانکه 309 0:23:16,660 --> 0:23:20,180 چند روزیه که در محل کارش یه مشکلی براش پیش اومده 310 0:23:20,180 --> 0:23:24,460 ازش پرسیدم که علی توی محل کار کسی زیرابت رو زده؟ 311 0:23:24,460 --> 0:23:29,200 گفت فلانی میشناسیش که واقعا توی این قضیه به هم ظلم کرد 312 0:23:29,200 --> 0:23:30,480 حقم این نبود 313 0:23:30,480 --> 0:23:33,980 گفتم بله میشناسمش انشالله خدا هدایتش کنه 314 0:23:33,980 --> 0:23:37,980 گفت راستی این صحبتی که الان ما کردیم قیبت محسوب میشه؟ 315 0:23:37,980 --> 0:23:42,520 گفتم علی جان من فتحای رحبری رو در این مورد دیدم 316 0:23:42,520 --> 0:23:48,340 حضرت آقا در مورد همین سؤال شما فرمودن که موارد مختلفه 317 0:23:48,340 --> 0:23:53,520 اگه به قصد خیخاهی افشاگری صورت گرفته باشه قیبت نیست 318 0:23:53,520 --> 0:24:01,680 ولی نباید لحن کلام به نهوی باشه که تحقیر و خدای نکرده تنقیس مؤمن محسوب بشه 319 0:24:01,680 --> 0:24:04,740 البته اگه ظلمی صورت گرفته باشه 320 0:24:04,740 --> 0:24:08,120 طرف مظلوم میتونه برای مطالبه ی حقش 321 0:24:08,120 --> 0:24:09,880 داستان رو تعریف بکنه 322 0:24:09,880 --> 0:24:11,840 مثلا آقای خانم فلانی 323 0:24:11,840 --> 0:24:13,300 یه ظلمی بهت کرده 324 0:24:13,300 --> 0:24:15,300 و یا حرفی رو بهت نسبت دده 325 0:24:15,300 --> 0:24:18,020 شما هم حقیقت رو به همکارات میگی 326 0:24:18,020 --> 0:24:21,160 تا از حق خودت دفاع بکنی 327 0:24:21,160 --> 0:24:23,720 ارادتمند 328 0:24:23,720 --> 0:24:28,660 قزه شهر اشخفون 329 0:24:28,660 --> 0:24:33,780 قزه شهر لاله ها 330 0:24:33,780 --> 0:24:36,900 شهر غیرت و شرف 331 0:24:36,900 --> 0:24:40,540 پر زمین آشنا 332 0:24:40,540 --> 0:24:42,960 ملت ها 333 0:24:42,960 --> 0:24:44,780 دستبهت مسئله قزه 334 0:24:44,780 --> 0:24:48,720 حساسن مسئله اول دنیاست این مسئله 335 0:24:48,720 --> 0:24:50,860 نباید بگذاریم این مسئله از 336 0:24:50,860 --> 0:24:56,540 نگاه عمومی بینور بلالی مردم و نمیاد خارج بشه 337 0:24:56,540 --> 0:24:59,680 از این مسئله اول بودن خارج بشه 338 0:24:59,680 --> 0:25:05,020 اینجا سرزمین زیتون و سفر است 339 0:25:05,020 --> 0:25:07,620 خودکی خواب ناری میبینند 340 0:25:07,620 --> 0:25:12,780 در آغوش مادری که لالایی هایش پامون شدند 341 0:25:12,780 --> 0:25:19,620 و لبخند نورسیدهی پشت مرزهایی که گردها ساختند پیر شدند 342 0:25:19,620 --> 0:25:23,800 برای زنده نگه داشتن دین و انسانیت 343 0:25:23,800 --> 0:25:29,100 همه ما ایرانیان همدلانه همراه مردم مظلوم قضه هستیم 344 0:25:29,100 --> 0:25:32,140 اون یش ایران همدل ادامه دارد 345 0:25:32,140 --> 0:25:39,680 و شما عزیزان از این دو طریق میتوانید به مردم مظلوم قضه کمک کنید 346 0:25:39,680 --> 0:25:47,060 از طریق شماره کارت 6037-99-822-707 347 0:25:47,060 --> 0:25:47,940 و یا 348 0:25:47,940 --> 0:25:51,660 خود دستوری ستاره چهارده مربع 349 0:26:17,060 --> 0:26:47,040 از این درسته 350 0:26:47,060 --> 0:27:12,060 موسیقی 351 0:27:12,060 --> 0:27:19,020 پاسخگوی ارتباطات مردمی روابط عمومی صدا و سیما 162 352 0:27:19,020 --> 0:27:23,720 قیام کنید 353 0:27:23,720 --> 0:27:27,260 آقای قاضی 354 0:27:27,260 --> 0:27:32,140 آقای قاضی 355 0:27:32,140 --> 0:27:38,380 اگه دوست دارید با آین دادرسی پرونده های حقوقی و کیفری آشنا بشید 356 0:27:38,380 --> 0:27:41,440 شنونده برنامه آقای قاضی باشید 357 0:27:42,060 --> 0:27:50,140 از پنجمه مهما شمبه تا پنج شمبه ساعت سیزده و ده دقیقه از رادیو معارف 358 0:27:50,140 --> 0:27:57,420 تلفون همراه شما رادیوی شما 359 0:27:57,420 --> 0:28:03,480 دریافت پانزده شلکه رادیوی با کفیت بالا 360 0:28:03,480 --> 0:28:06,460 دسترسیب آرشیب برنامه های پخش شده 361 0:28:06,460 --> 0:28:10,460 دسترسیب محتوی صبحی درخواستی متنبه و جزاف 362 0:28:10,460 --> 0:28:14,980 قابلیت زخیره صدا و کار در حالت آفلاین بیجه سفر 363 0:28:14,980 --> 0:28:19,080 ایران صدا همراه را دیوی شما 364 0:28:19,080 --> 0:28:24,460 خب شب شما بخیرم وطنان نازنین 365 0:28:24,460 --> 0:28:31,460 عزیزان شنونده و همراهان شبکه را دیوی معارف 366 0:28:32,040 --> 0:28:34,360 با افتقا در خدمتون هستیم 367 0:28:34,360 --> 0:28:49,720 البته در دقائق پایانی بخش دوم یعنی هشت ساعت دوم برنامه ها در روز چارشنبه دوم مهر ماه 1404 368 0:28:49,720 --> 0:28:58,700 و بسیار خوب سپاس گذارم از همراهیتون دوستان عزیز شنونده 369 0:28:58,700 --> 0:29:14,140 یک نکته ای رو عرض بکنم همطور که شنیدید احتمالا در واقع برنامه اصر جوانی مسابقه رادیوی شبکه رادیوی معارف 370 0:29:14,140 --> 0:29:21,380 که فردا آخرین قسمتش هست ساعت پنج بعد از زخر انشالله تقدیمتون خواهد شد 371 0:29:21,380 --> 0:29:27,880 و خب تقییم کننده محترم برنامه هم درخواست داشتن که عرض کنم خدمتون 372 0:29:27,880 --> 0:29:36,060 حتما نظراتتون رو ارسال کنید به 3553 نظرات بسیار زیادی هم به دست ما رسیده 373 0:29:36,060 --> 0:29:42,840 3162 هم سامانه پیمه کتای راویت اومیه 333 ماه هست 374 0:29:42,840 --> 0:29:46,900 و اونجا هم حتما نظرتون رو ارسال بفرمایید 375 0:29:46,900 --> 0:29:50,840 162 تلفون راویتون می استده و سیما هست 376 0:29:50,840 --> 0:29:54,900 برای اینکه تلفونی زنگ بزنید و نظر خودتون رو اعلام کنید 377 0:29:55,900 --> 0:29:58,180 سامانه پیمه کتای رادیو معارف هم 378 0:29:58,180 --> 0:30:00,020 3500 و