1 0:00:00 --> 0:00:02,760 موجودی عظیم و بالا و برتر 2 0:00:02,760 --> 0:00:09,880 و صفات او هم به تناسب اصل، به تناسب معروض 3 0:00:09,880 --> 0:00:16,200 از صفات او توازو است 4 0:00:16,200 --> 0:00:19,160 از صفات او شجاعت است 5 0:00:19,160 --> 0:00:22,620 از عوارز او خضو است 6 0:00:22,620 --> 0:00:25,060 از عوارز او رحم است 7 0:00:25,060 --> 0:00:28,400 از صفات او جبن است 8 0:00:28,400 --> 0:00:33,060 از صفات او بخل است و عجب است و تکبر است 9 0:00:33,060 --> 0:00:38,800 صفات فازله بر اون روان آرز می شود 10 0:00:38,800 --> 0:00:43,560 صفات رزیله بر آن آرز می شود 11 0:00:43,560 --> 0:00:51,480 و این شمایی که اون صفات را بر او بارد می کنید 12 0:00:51,480 --> 0:00:55,660 و این لباسها را بر او به اختیار خودتون 13 0:00:55,660 --> 0:01:00,960 به حسن اختیار صفات حسنه بر او می پوشانید 14 0:01:00,960 --> 0:01:07,620 و به سو اختیار لباس رزیله بر او می پوشانید 15 0:01:07,620 --> 0:01:11,660 و این شمایید که او را می سازید 16 0:01:12,480 --> 0:01:15,360 اون هم صفاتی دارد 17 0:01:15,360 --> 0:01:18,660 منطقه برخی از صفات اونها 18 0:01:19,200 --> 0:01:23,900 چنونچه در صحبتهایی عرض شده است 19 0:01:23,900 --> 0:01:29,340 اون صفات تکبینن بر اون روح پوشیده شده 20 0:01:29,340 --> 0:01:34,520 لباسهای تکبینی اون موجود حال در این جسم است 21 0:01:34,520 --> 0:01:39,620 خیال نشود عقل یک موجود دیگری است 22 0:01:39,620 --> 0:01:42,940 که ما درست بونم می رسیم 23 0:01:42,940 --> 0:01:48,220 عقل هم همانند صفات دیگر آرز و روح است 24 0:01:48,220 --> 0:01:53,780 روح متصف به صفاتی ایست منحل عقل 25 0:01:53,780 --> 0:02:00,980 عقل عبارت از قوهی مدرکه که بر اون روح آرز می شد 26 0:02:00,980 --> 0:02:07,460 و به باسته اروز این صفت بر اون روح 27 0:02:07,460 --> 0:02:19,220 سبب جدائی روح انسانی از ارواح سائر جانوران و جنبندگان و حیوانها قرار می گیرد 28 0:02:19,220 --> 0:02:26,760 ما به الامتیاز اصیل این روان از روانهای دیگر 29 0:02:26,760 --> 0:02:31,960 روح الانسان از ارواح سائر حیوانات 30 0:02:31,960 --> 0:02:37,640 ما به الامتیاز عمد و اصیل همین صفت است 31 0:02:37,640 --> 0:02:43,960 و این صفت است که به نام عقل نامیده می شود 32 0:02:43,960 --> 0:02:49,040 و نیروی مدرکه نیروی درراکه است 33 0:02:49,040 --> 0:02:52,960 و این صفت است که 34 0:02:52,960 --> 0:02:58,960 سبب می شود به این که این موجود و این انسان زلعقل 35 0:02:58,960 --> 0:03:05,020 عقل مورد توجه عوامر الله قرار می گیرد 36 0:03:05,020 --> 0:03:11,820 و این صفت از که به سبب اون این موجود و این روح انسانی 37 0:03:11,820 --> 0:03:15,560 مورد خطاب نواهی خداوند قرار می گیرد 38 0:03:15,560 --> 0:03:20,880 و در روایت دارد که این صفت اوصافی دارد 39 0:03:20,880 --> 0:03:26,740 این نور الهی که به نام عقل نامیده می شود 40 0:03:26,740 --> 0:03:28,320 یعنی زنجیر 41 0:03:28,320 --> 0:03:32,840 عقل یعنی پابند 42 0:03:32,840 --> 0:03:34,040 یعنی زنجیر 43 0:03:34,040 --> 0:03:36,820 و این صفت از که زنجیر نفس است 44 0:03:36,820 --> 0:03:40,060 از حرکت به سوی هواها 45 0:03:40,060 --> 0:03:44,760 این صفت را به نام نهیه می نامند 46 0:03:44,760 --> 0:03:49,100 نهیه یعنی نهیه کننده 47 0:03:49,100 --> 0:03:50,860 از مفاسد 48 0:03:50,860 --> 0:03:56,600 این صفت را به نام لب می خانند 49 0:03:56,600 --> 0:03:59,140 یعنی مغز وجود انسانی 50 0:03:59,140 --> 0:04:00,800 گویا این صفت هست 51 0:04:00,800 --> 0:04:03,200 اولین روایت 52 0:04:03,200 --> 0:04:05,340 در جلد اول اصول کافی 53 0:04:05,340 --> 0:04:06,320 باب اول 54 0:04:06,320 --> 0:04:08,460 جلد اول باب اول 55 0:04:08,460 --> 0:04:11,200 روایت اول مربوط به این صفت هست 56 0:04:11,200 --> 0:04:16,100 اونجا که 57 0:04:16,100 --> 0:04:17,940 کلینی میگوید روا 58 0:04:17,940 --> 0:04:21,420 محمد ابن یعقوب الکلینی 59 0:04:21,420 --> 0:04:23,700 خودش را میگوید در کتاب خودش 60 0:04:23,700 --> 0:04:27,400 عادت مسنفین قدیم 61 0:04:27,400 --> 0:04:30,180 غالبا این بوده که در اول کتاب 62 0:04:30,180 --> 0:04:33,980 خودشون را می گفتن روایت کرده 63 0:04:33,980 --> 0:04:35,980 کلینی در کتابش می نویسد 64 0:04:35,980 --> 0:04:38,300 روا محمد امنوی عقوب الکلینی 65 0:04:38,300 --> 0:04:43,940 خودم دارم یعنی روایت می کنم این کتاب را 66 0:04:43,940 --> 0:04:47,020 خودم برای خودم افتدائن روایت می کنم 67 0:04:47,020 --> 0:04:48,280 که خودم عمل کنم 68 0:04:48,280 --> 0:04:51,800 و تلقینم شود تا دیگران هم 69 0:04:51,800 --> 0:04:54,620 متعلقه کنند و عمل کنند 70 0:04:54,620 --> 0:04:59,800 اونجا میگوید ربا محمد ابن یعقوب الکلینی 71 0:04:59,800 --> 0:05:03,320 چنونچه شیخ همگاهی در کتابش میگه 72 0:05:03,320 --> 0:05:05,660 ربا محمد ابن الحسن توسی 73 0:05:05,660 --> 0:05:12,820 و صدوق میگوید ربا محمد ابن علی ابن بابایه الغمی 74 0:05:12,820 --> 0:05:16,540 به این ترز بیان میکنند 75 0:05:16,540 --> 0:05:18,900 میگوید ان البابر علیه السلام 76 0:05:18,900 --> 0:05:24,780 این الله لما خلق العقل استنتقه 77 0:05:24,780 --> 0:05:30 وقتی خداوند این صفت را ایجاد فرمود 78 0:05:30 --> 0:05:37,160 یا مستقلن او را عرض را که انه از معروض جدا ساخت 79 0:05:37,160 --> 0:05:39,820 و تجسسم بش بخشید به قدرت خود 80 0:05:39,820 --> 0:05:46,020 یا معروضی را به نام آدم و دیره ایجاد کرد 81 0:05:46,020 --> 0:05:49,700 و محلی را که حال هم در او وجود داشته باشد 82 0:05:49,700 --> 0:05:56,100 اون وقتی که آفرید عقل را استمتقه 83 0:05:56,100 --> 0:05:57,260 گفت سخن بگو 84 0:05:57,260 --> 0:06:00,200 تو باید صحبت کنی 85 0:06:00,200 --> 0:06:02,020 تو باید سخن بگویی 86 0:06:02,600 --> 0:06:05,680 تو باید ناتق جامعه باشی 87 0:06:05,680 --> 0:06:09,640 تو باید از حق بیان کنی 88 0:06:09,640 --> 0:06:13,440 تو باید اسرار وجود را بفهمی 89 0:06:13,440 --> 0:06:16,220 تو باید اصرار وجود را ظاهر کنی 90 0:06:16,220 --> 0:06:22,600 تویی که باید خیر و شر را به دقت بنگری و در کنی 91 0:06:22,600 --> 0:06:28,440 تویی که تمام حسن و قبح را باید بنگری و در کنی 92 0:06:29,200 --> 0:06:33,840 تویی که متعلق اوامر من خواهی بود 93 0:06:33,840 --> 0:06:36,800 و تویی که متعلق نواهی من خواهی بود 94 0:06:36,800 --> 0:06:41,480 استنطقه او را به سخن در آورد 95 0:06:41,480 --> 0:06:47,820 که باید اقلاع قوم سخن بگوین اشاره بر این که باید 96 0:06:47,820 --> 0:06:55,860 صاحبان عقل و خرد و نهیه حرف بزنن نوبت به سخن جاهلان نرسد 97 0:06:55,860 --> 0:07:04,520 باید کسی که عقل داشته باشد در جامعه حاکم باشد و صحبت کند 98 0:07:05,460 --> 0:07:11,180 و پس از آنی که با او سخن گفت این جمله را بیان کرد 99 0:07:11,180 --> 0:07:26,860 روی برگردان و پشت کن و برو عقل پشت برگردون 100 0:07:29,160 --> 0:07:37,940 شنایه از این که این نیروی عقل است که خدا وقتی که میگوید توجه الى الواجبات الى التقوی 101 0:07:37,940 --> 0:07:43,400 آی انسان آقل برو به سوی باجباد فوراً حرکت می کند 102 0:07:43,400 --> 0:07:49,520 آی آقل برو به سوی جهاد حرکت می کند 103 0:07:49,520 --> 0:07:52,380 برو به سوی دانش حرکت می کند 104 0:07:52,380 --> 0:07:57,560 عقبل الالعلم حرکت می کند 105 0:07:57,560 --> 0:08:00,480 عقبل الالکمال حرکت می کند 106 0:08:00,480 --> 0:08:06,340 و قال ادبر فعدبر روی برگردان 107 0:08:06,340 --> 0:08:10,220 از زشتی ها از مفاسد اخلاق 108 0:08:10,220 --> 0:08:15,840 از قبایه اعمال رخبر گردان رخبر میتابد 109 0:08:15,840 --> 0:08:19,880 عقل از که متی است و آسی 110 0:08:19,880 --> 0:08:24,380 عقل از که در برابر پروردگار باید مورد 111 0:08:24,380 --> 0:08:30,500 عوامر و نواهی قرار بگیرد و اطاعت کند یا اسیان 112 0:08:30,500 --> 0:08:33,380 و سپس فرمود 113 0:08:33,380 --> 0:08:41,660 قسم به عزت و جلال خودم موجودی شریفتر و فازلتر از تو نیافریدم 114 0:08:41,660 --> 0:08:47,500 ولا اعطی که الا من احب به تو را 115 0:08:47,500 --> 0:08:54,260 ای نیروی عظیم و بزرگ تو را به جز کسانی که دوستش دارم نفهم داد 116 0:08:54,260 --> 0:09:01,500 کسانی که اونها را دوست دارم در او تو را کامل خواهم کرد 117 0:09:01,500 --> 0:09:06,380 و لا اکمنت که الا فی من احب 118 0:09:06,380 --> 0:09:12,100 من جز در دوستانم این صفت را کامل نقاهم کرد 119 0:09:12,100 --> 0:09:18,060 این صفت جز در دوستان الله کامل نمی شود 120 0:09:18,060 --> 0:09:23,940 قلیزار راوی می گوید پس آنان که در امروز دنیا 121 0:09:23,940 --> 0:09:30,020 بسیار باهوشند و مدیرند و سیاسند 122 0:09:30,020 --> 0:09:32,500 همانند معاویه اونهاچی 123 0:09:32,500 --> 0:09:35,480 اینجاست که نکته ایست 124 0:09:35,480 --> 0:09:37,500 باید به او توجه کرد 125 0:09:37,500 --> 0:09:41,760 و بسیار دقیق و باریک و متین و حساس 126 0:09:41,760 --> 0:09:44,500 و سر دراهی ها به درد بخور 127 0:09:44,500 --> 0:09:50,020 و اون نکته اینه که این نیروی عظیم الهی 128 0:09:51,160 --> 0:09:56,320 به وسیله او تمام سعادتها باید هیازت بشود 129 0:09:56,320 --> 0:09:59,020 و اقبل با او تحقق پیدا کند 130 0:10:00,020 --> 0:10:08,100 این نیرو باید هدایت بشود از سوی الله و این نیرو را باید در مسیر دین قرار داد 131 0:10:08,100 --> 0:10:15,020 و خود عقل اقال لازم دارد و خود عقل هدایت لازم دارد 132 0:10:15,700 --> 0:10:25 شریعت اقال اقل است شریعت حادی اقل است دین زنجیر اقل است 133 0:10:25 --> 0:10:35,980 اگر این صفت را به حال خودش واگذاری این صفت قدرت حرکت صحیح و سریح و مستقیم علد دوام را ندارد 134 0:10:35,980 --> 0:10:44,320 و حدی که عقل اسیر هوای نفذ شود اون گاه هست که انسان ها را منحرف می کند 135 0:10:44,320 --> 0:11:03,160 و نکته حساس اینجاز که عقل گاهی در طریق شرع و در زنجیر شریعت الهی و عدیان خدایی قرار میگیرد این عقل انسان را به اون مراحل عالی انسانیت 136 0:11:03,160 --> 0:11:09,960 که بکع و ثیب و بکع و آقب ایاکا و ثیب و ایاکا و آقب 137 0:11:09,960 --> 0:11:14,660 به اونجا میرسد که مورد التاف الهی قرار میگیرد 138 0:11:14,660 --> 0:11:20,100 وقتی که این صفت در اختیار دیر شرع قرار بگیرد 139 0:11:20,100 --> 0:11:23,100 و با زنجیر شرع کنترول نشود 140 0:11:23,100 --> 0:11:30,980 این صفت از که انسان را به انحراف های بسیار عظیمی که دنیا امروز گرفتار شدن 141 0:11:30,980 --> 0:11:32,020 میکشاند 142 0:11:32,020 --> 0:11:42,240 پس ام مطالب امروزم و اصل هدف امروزم در همینجا میخواهد خلاصه بشود 143 0:11:42,240 --> 0:11:52,940 و به دوستان عرض بدارم محیطی برای طالبان دانش لازم است که در اون محیط تشخیص بدهند 144 0:11:52,940 --> 0:11:58,560 که این نیروی عظیم الهی باید به کدوم راه برود 145 0:11:58,560 --> 0:12:05,520 و این مطور قوی که به هر جا بخواهد برود ممکن است سریع برود 146 0:12:05,520 --> 0:12:10,680 و ممکن است به این که راه طولانی تی کند 147 0:12:10,680 --> 0:12:15,900 و استعداد تی راه های بسیار مفصلی را دارد 148 0:12:15,900 --> 0:12:21,880 آیا این نیروی عظیم الهی را در چرا هی ما قرار بدهیم؟ 149 0:12:21,880 --> 0:12:23,140 اصل مطلب اینه 150 0:12:23,140 --> 0:12:27,260 و باید به این نکته توجه کرد 151 0:12:27,260 --> 0:12:31,040 چه کنیم که ما این نیرو را پس از مسرف کردن 152 0:12:31,040 --> 0:12:34,880 یک دفعه ماننده اون شیطنت 153 0:12:34,880 --> 0:12:39,180 و نکرا از آب در نی آید 154 0:12:39,180 --> 0:12:44,380 و این نیرو را در راهی مسرف کرده باشیم 155 0:12:44,380 --> 0:12:45,680 که ما اندلا 156 0:12:45,680 --> 0:12:49,140 تبگو اون چه که در دعا می خانیم 157 0:12:49,140 --> 0:12:51,600 اللهم اجعلی من اولیایک 158 0:12:51,600 --> 0:12:55,180 اللهم اجعلی من احبائیك 159 0:12:55,180 --> 0:12:59,520 اللهم ادغنی حلاوه محبتیک 160 0:12:59,520 --> 0:13:03,760 اللهم ادغنی حلاوه مناجاتیک 161 0:13:03,760 --> 0:13:09,600 اللهم ادخلی مدخل صدق و اخرجنی مخرج صدق 162 0:13:10,200 --> 0:13:13,580 و اجعلی من لدنک سلطان نصیره 163 0:13:13,580 --> 0:13:19,440 اللهم اینی اسالک انت ملع قلبی حبا لک خشیه تمنی 164 0:13:19,440 --> 0:13:25,620 چه بکنیم که ما این نیرو را در اون راهی قرار بدهیم 165 0:13:25,620 --> 0:13:31,520 که ما انسان کامل شویم هدف خلقت را دریابیم 166 0:13:31,520 --> 0:13:38,200 ما هم در این میدان براز و مبارزه که به سوی هدف رفتن 167 0:13:38,200 --> 0:13:43,320 از سابقین باشیم ما هم اندالله مقبول بشویم 168 0:13:43,320 --> 0:13:48,680 چه باید کرد که این نیرو را در یک مسیر صحیح قرار بدهیم 169 0:13:48,680 --> 0:13:53,360 اینجاست که بسیار حساس است و مورد خطر است 170 0:13:53,360 --> 0:13:59,720 حضرت عبدالعظیم حسنی وارد حضور امام حادی علیه السلام می شود 171 0:13:59,720 --> 0:14:05,200 زانو برزمن می زند و عرض می دارد یبن رسول الله 172 0:14:05,200 --> 0:14:09,400 من فکرها کردم و عقاعدی دارم 173 0:14:09,400 --> 0:14:18,320 می ترسم این نیروی عقلم را در اون راه مستقیمی که باید قرار بگیرد قرار نداده باشم 174 0:14:18,320 --> 0:14:24,740 میترسم در میان اقاعد من اقاعدی مخرب پیدا بشود 175 0:14:24,740 --> 0:14:32,480 میترسم اخلاق من اون طوری که خدا میخواهد من متخلق بشوم نباشد 176 0:14:32,480 --> 0:14:38,720 مگر نه این است که فرموده است تعدمو به آداب الله و تخلقو به اخلاق الله 177 0:14:38,720 --> 0:14:41,960 انسان اخلاق خدا پیدا کن 178 0:14:42,520 --> 0:14:45,820 انسان متخلق به اخلاق الله باش 179 0:14:45,820 --> 0:14:49,140 الله روزی رحمان است و رحیم 180 0:14:49,140 --> 0:14:53,660 و روزی تهار است و جبار است و محلق و منتقیم 181 0:14:53,660 --> 0:14:58,960 تو هم یک روزی باید مرحله رحمانیتت زهور پیدا کند 182 0:14:58,960 --> 0:15:02,520 رحیمیتت به عینیت برستد 183 0:15:02,520 --> 0:15:05,440 و یک روزی تهاریتتو معلوم بشود 184 0:15:05,440 --> 0:15:08,660 باید متصفه به اوصاف الله بشود 185 0:15:08,660 --> 0:15:12,700 یبن رسول الله چی کنم که این نیرو را هدر نداده باشم 186 0:15:12,700 --> 0:15:17,340 راه را مستقیم رفته باشم اجازه می دهید 187 0:15:17,340 --> 0:15:25,100 اون چه که من فکر کردم و اون چه که معتقدم به شما عرضه بدارم درست دقت کنید 188 0:15:25,100 --> 0:15:26,160 فرمود بگو 189 0:15:26,160 --> 0:15:33,900 عبدالعظیم عقایدش را معارفش را معتقداتش را عرضه می دارد 190 0:15:33,900 --> 0:15:37,320 امامی فرماید تا اینجا که گفتی درست است 191 0:15:37,320 --> 0:15:42,320 پس باید کوشید که مطمئن بشویم راه را درست می رویم 192 0:15:43,240 --> 0:15:46,480 اشتباهی در طریق ما نداریم 193 0:15:46,480 --> 0:15:52,920 بنابراین باید کوشید که این نیروی الهی در بهترین راهی مصرب بشود 194 0:15:52,920 --> 0:15:57,320 من دعا کنم شما آمین بگوید 195 0:15:57,900 --> 0:16:03,180 اللهم صل على حبیبک محمد و آل محمد 196 0:16:03,180 --> 0:16:06,720 اللهم عید حما تددین 197 0:16:07,320 --> 0:16:10,680 و انصر الاسلام و المسلمين 198 0:16:10,680 --> 0:16:13,560 و السلام علیکم و رحمت الله 199 0:16:37,320 --> 0:16:39,320 فراجم 200 0:17:07,320 --> 0:17:09,060 آین حکمت رو خواهید شنید 201 0:17:09,060 --> 0:17:11,020 درس فلسفه آیت الله 202 0:17:11,020 --> 0:17:12,020 مصباحی از دی 203 0:17:12,020 --> 0:17:14,940 و پس از اون آیاتی از کلام الله مجید رو 204 0:17:14,940 --> 0:17:16,660 در تنفس صبح 205 0:17:16,660 --> 0:17:18,340 با هم تلاوت میکنیم 206 0:17:18,340 --> 0:17:21,140 فرصت ازهار ارادت دیگه 207 0:17:21,140 --> 0:17:22,360 خدمت شما نداریم 208 0:17:22,360 --> 0:17:24,580 و بعد از حضورتون مرخص بشیم 209 0:17:24,580 --> 0:17:26,620 التماس دا و خدا نگهتار 210 0:17:37,320 --> 0:17:52,940 و من یکت الحکمت فقد اوتی خیران کثیر 211 0:17:52,940 --> 0:17:57,740 خداوند هر کس را بخواهد حکمت میگهد 212 0:17:57,740 --> 0:18:03,520 و آن کس که حکمت داده شود خیر فراوان به او داده شده است 213 0:18:07,320 --> 0:18:16,540 آین حکمت 214 0:18:37,320 --> 0:18:41,280 فساد از دل فروشوی 215 0:18:41,280 --> 0:18:45,100 قبار از جان برفشانی 216 0:18:45,100 --> 0:18:47,380 بسم الله الرحمن الرحیم 217 0:18:47,380 --> 0:18:49,680 مرحوم مولا صدراغ 218 0:18:49,680 --> 0:18:51,740 در مباحث عقلی 219 0:18:51,740 --> 0:18:53,500 در اون اسفاره 220 0:18:53,500 --> 0:18:54,140 می فرمد 221 0:18:54,140 --> 0:18:56,660 وجه سانی به هو و ایزن من ما 222 0:18:56,660 --> 0:18:58,460 یستفاد من الرجوع الاما 223 0:18:58,460 --> 0:18:59,680 سبق من التحقیق 224 0:18:59,680 --> 0:19:01,640 فی اختلاف نهوه الهمل 225 0:19:01,640 --> 0:19:03,700 مسئله اختلاف هم 226 0:19:03,700 --> 0:19:05,720 که ما اون چی را درک می کنیم 227 0:19:05,720 --> 0:19:08,280 به حمله اولی اون مفهوم برای صادق است 228 0:19:08,280 --> 0:19:09,300 نه به حمله شاید 229 0:19:09,300 --> 0:19:13,020 و اون چمنشه اثر و اتصاف هست 230 0:19:13,020 --> 0:19:13,840 حمله شاید 231 0:19:13,840 --> 0:19:16,180 وجه سانی به ها و ایزن من ما 232 0:19:16,180 --> 0:19:17,980 یستفاد من رجوع اعلاما 233 0:19:17,980 --> 0:19:19,200 سبق منت تحقیق 234 0:19:19,200 --> 0:19:21,020 فی اختلاف نه و یلهم 235 0:19:21,020 --> 0:19:24,420 به انمان مثال 236 0:19:24,420 --> 0:19:26,320 وقتی ما تصور کفر می کنیم 237 0:19:26,320 --> 0:19:27,220 این کافر نمی شه 238 0:19:27,220 --> 0:19:29,040 تصور کفر نیست به کفر 239 0:19:29,040 --> 0:19:32,400 کفر اون وقتی موجب کافریت می شه 240 0:19:32,400 --> 0:19:34,020 که به حمله شاید کفر باشه 241 0:19:34,020 --> 0:19:35,340 نه معنای کفر 242 0:19:35,340 --> 0:19:38,820 فعنم مفهوم الکفر 243 0:19:38,820 --> 0:19:40,520 رئیس کفرن بل حمل شاید 244 0:19:40,520 --> 0:19:43,180 گوین که 245 0:19:43,180 --> 0:19:45,460 به حمل اولی و علی هر چیزو خودش خودش است 246 0:19:45,460 --> 0:19:46,760 هر مفهومی همون مفهوم 247 0:19:46,760 --> 0:19:50,280 فلای اعظم من الاتصاف بهی 248 0:19:50,280 --> 0:19:52,840 اتصاف به معنای کفر 249 0:19:52,840 --> 0:19:55,420 لازمش نست که اتصاف به کفر لازم بیاد 250 0:19:55,420 --> 0:19:58,560 یعنی اتصاف به کفر موجود 251 0:19:58,560 --> 0:19:59,640 کفر متحقق 252 0:19:59,640 --> 0:20:01,640 کفر بل حمل شاید 253 0:20:01,640 --> 0:20:04,400 حتی یعظم انمن تصور الکفر 254 0:20:04,400 --> 0:20:05,460 کان کافرن 255 0:20:05,460 --> 0:20:07,800 کسی که تصور میکند کفرا 256 0:20:07,800 --> 0:20:09,660 واجد معنای کفر است 257 0:20:09,660 --> 0:20:11,900 نمواجد وجود کفر 258 0:20:11,900 --> 0:20:14,300 و کزل حکفی انهای هازل مثال 259 0:20:14,300 --> 0:20:16,200 سایر مثال هایی هم که زدید همینطوره 260 0:20:16,200 --> 0:20:18,240 هار رو بارد و مستقیم و معمد 261 0:20:18,240 --> 0:20:18,880 جای الاخر 262 0:20:18,880 --> 0:20:22,320 فلیحسن المسترشدو اعمال 263 0:20:22,320 --> 0:20:24,700 رویتی هیفی زالکت تحقیق 264 0:20:24,700 --> 0:20:26,280 کسی که در مقام 265 0:20:26,280 --> 0:20:27,940 درک حقیقت هست 266 0:20:27,940 --> 0:20:30,120 باید فکرشو درست به کار بگیری 267 0:20:30,120 --> 0:20:32,540 خوب اعمال 268 0:20:32,540 --> 0:20:33,460 رویه کند 269 0:20:33,460 --> 0:20:35,260 یعنی فکرش رو درست بهتار بگیر 270 0:20:35,260 --> 0:20:38,860 لین حل من هل ایراد به نظائر ها زین نقوض 271 0:20:38,860 --> 0:20:40,960 سایر نغز هایی هم که بهش وارد میشه 272 0:20:40,960 --> 0:20:42,240 بتونه جواب بیده 273 0:20:42,240 --> 0:20:45,740 الوجه سالس و من الجواب 274 0:20:45,740 --> 0:20:47,240 و همه المذکور و فلکتوب 275 0:20:47,240 --> 0:20:49,660 این دوتا جواب تا به حال در کتاب های دیگه 276 0:20:49,660 --> 0:20:50,520 بیان نشده بودید 277 0:20:50,520 --> 0:20:53,180 اون جوابی که در کتاب زیرک شده اینه 278 0:20:53,180 --> 0:20:55,180 به انم مبنی ایراد 279 0:20:55,180 --> 0:20:56,360 مبنی ایراد 280 0:20:56,360 --> 0:20:59,640 علا عدم تفریقت بین الوجود المتأسل 281 0:20:59,640 --> 0:21:00,720 و غیر متعسل 282 0:21:00,720 --> 0:21:03,620 جواب اینه که 283 0:21:03,620 --> 0:21:05,380 یه ماهیت ممکن است با یک وجود 284 0:21:05,380 --> 0:21:07,140 متعسل موجود شود 285 0:21:07,140 --> 0:21:08,720 به گاهی با وجود زلی 286 0:21:08,720 --> 0:21:11,800 منظور از وجود متعسل 287 0:21:11,800 --> 0:21:13,820 اونه که آثار خارجی برش مترتب 288 0:21:13,820 --> 0:21:15,200 میشه وجود زلی اونست 289 0:21:15,200 --> 0:21:17,680 که آثارش برش مترتب نمیشه 290 0:21:17,680 --> 0:21:19,220 و وجود ذهنی 291 0:21:19,220 --> 0:21:20,840 مساویز با وجود زلی 292 0:21:20,840 --> 0:21:23,800 بنابراین این که میگیم 293 0:21:23,800 --> 0:21:26,280 وقتی حرارت را تصور میکنه 294 0:21:26,280 --> 0:21:27,640 نفس هار نمیشه 295 0:21:27,640 --> 0:21:29,540 به خاطر این است که 296 0:21:29,540 --> 0:21:32,120 درسته این حرارت الان به یک معنی وجود دارد 297 0:21:32,120 --> 0:21:34,220 در محفظ ولی این وجود وجود زلیست 298 0:21:34,220 --> 0:21:35,340 منشه اثر نیست 299 0:21:35,340 --> 0:21:37,800 مثل اکس هست مثل سراب هست 300 0:21:37,800 --> 0:21:41,400 جواب اینجور دارد 301 0:21:41,400 --> 0:21:43,100 که مبنای ایراد 302 0:21:43,100 --> 0:21:46,120 اون که میگه این اشکال را میکنه 303 0:21:46,120 --> 0:21:47,600 علت منشه ایش اینه 304 0:21:47,600 --> 0:21:50,400 که فرق نگذاشته بین وجود متعسل 305 0:21:50,400 --> 0:21:52,020 که با اون وجود 306 0:21:52,020 --> 0:21:53,340 حوییت اینی 307 0:21:53,340 --> 0:21:54,680 حاصل میشه 308 0:21:54,680 --> 0:21:57,500 و وجود غیر متعسلی که 309 0:21:57,500 --> 0:21:58,720 صورت عقلیست 310 0:21:58,720 --> 0:22:01,640 تصور عقلی باشه حاصل میشه 311 0:22:01,640 --> 0:22:04,400 فن المتصفه بل حراره 312 0:22:04,400 --> 0:22:06,620 ما یقوم به حرارت اینیه 313 0:22:06,620 --> 0:22:08,500 لا صورتها زهنیه 314 0:22:08,500 --> 0:22:13,500 حرارت متصفه به حرارت 315 0:22:13,500 --> 0:22:14,120 یعنی حار 316 0:22:14,120 --> 0:22:17,420 حار اونست که حرارت اینی را داشته باشد 317 0:22:17,420 --> 0:22:19,340 نه حرارت زهنی را 318 0:22:19,340 --> 0:22:22,500 تضادش هم همینطوره 319 0:22:22,500 --> 0:22:26,040 تضاد بین حرارت اینی و برودت اینیست 320 0:22:26,040 --> 0:22:30,640 اما حرارت ذهنی و برودت ذهنی تزاد نداره 321 0:22:30,640 --> 0:22:34,840 فت تزاد انما هاوه بین حوییت الحراره و بروده 322 0:22:34,840 --> 0:22:38,060 حوییت اینجا منظور یعنی وجود اینی خارجش 323 0:22:38,060 --> 0:22:41,080 لا بین صورت هیل متزاددین 324 0:22:41,080 --> 0:22:45,560 دوتا صورت شما از متزاددین بگیرین این تزادی بینشون نیست 325 0:22:45,560 --> 0:22:47,560 و بالجمعه 326 0:22:47,560 --> 0:22:48,900 حاضه استفاد 327 0:22:48,900 --> 0:22:53,320 یعتبر فی حقائقها انها به حیث و اضا وجدت 328 0:22:53,320 --> 0:22:56,600 فی الموادل جسمانی تجالوها به حالت نکذا 329 0:22:56,600 --> 0:23:00,540 وقتی میگن مثلا هر حقیقت حرارت چیه 330 0:23:00,540 --> 0:23:05,080 معناش اینست که اگر حرارت در جسمی پدید بیاد 331 0:23:05,080 --> 0:23:08,880 موجب تفرقه میشه یا موجب مثلا زوب میشه 332 0:23:08,880 --> 0:23:11,200 یا آثار خاش بره مترتب میشه 333 0:23:11,200 --> 0:23:14,220 اما اگر حرارت همین معنی حرارت در 334 0:23:14,220 --> 0:23:16,160 یک ظرف عقلانی وجود داشته باشه 335 0:23:16,160 --> 0:23:19,140 دیگه اونجا در اون وعا این اثر برش مترتب نمیشه 336 0:23:19,140 --> 0:23:22,360 پس شما انتظار نداشته باشید که وقتی در ذهن 337 0:23:22,360 --> 0:23:25,760 که یک موجود مجردی هرارت تحقیق پیدا می کنه 338 0:23:25,760 --> 0:23:27,960 آثار هرارت جسمانی را داشته باشه 339 0:23:27,960 --> 0:23:31,980 این حریف هایی که برای هرارت سایه چیزها می شه 340 0:23:31,980 --> 0:23:33,960 یعنی تعریف به آثار 341 0:23:33,960 --> 0:23:36,280 اون آثار مال وجود جسمانی شونه 342 0:23:36,280 --> 0:23:45,380 در این حال اونجایی که در صورت خیالی 343 0:23:45,380 --> 0:23:47,380 در ماده مغزی می شه 344 0:23:47,380 --> 0:23:48,760 این وجود زلیشه 345 0:23:48,760 --> 0:23:51,380 تکیه روی زلی و اصیل هست 346 0:23:51,380 --> 0:24:00,420 مثلا الحرارتو تقت از تفریق مختلفات منان اجسام و جمع متشابهات منان 347 0:24:00,420 --> 0:24:03,260 حرارت در خورج آثار مختلفی داره 348 0:24:03,260 --> 0:24:06,440 گاهی موجبه این میشه که اشیای پراکنده بشه از هم 349 0:24:06,440 --> 0:24:11,640 گاهی موجبه این میشه که چیزهایی پراکنده هستن با هم اختلاف پیدا کنن 350 0:24:11,640 --> 0:24:13,780 امتزاج پیدا کنن وقتی زوب میشن 351 0:24:13,780 --> 0:24:20,760 اینا قدم ها اینجور گفتند که اون چیزهایی که ذاتا با هم اختلاف هست بینشون 352 0:24:20,760 --> 0:24:23 یعنی ناسازگار هستند 353 0:24:23 --> 0:24:25,240 در اصل حرارت پراکنده میشه 354 0:24:25,240 --> 0:24:27,500 اون اجزایی که سازگار هستند 355 0:24:27,500 --> 0:24:28,880 با هم دیگه وقتی حرارت بینند 356 0:24:28,880 --> 0:24:30,100 دیشتر با هم جهنم میشه 357 0:24:30,100 --> 0:24:33,740 پس حرارت اقتضا میکند 358 0:24:33,740 --> 0:24:35,780 تفریق مختلفات را 359 0:24:35,780 --> 0:24:37,660 ناسازگار ها را 360 0:24:37,660 --> 0:24:39,100 این حرارت پراکنده میکند 361 0:24:39,100 --> 0:24:41,020 و برعکس 362 0:24:41,020 --> 0:24:43,100 سازگار ها را با هم جهنم میکند 363 0:24:43,100 --> 0:24:47,400 و جمع المتشابهات 364 0:24:47,400 --> 0:24:49,360 منها اجزایی که با هم شبیه هستند 365 0:24:49,360 --> 0:24:51,260 و سازگارن نرو بنجن 366 0:24:51,260 --> 0:24:53,040 اما این برحال 367 0:24:53,040 --> 0:24:54,980 مال مختلفات و متشتتات 368 0:24:54,980 --> 0:24:56,780 جسمانیست 369 0:24:56,780 --> 0:24:59,920 یا استقامت 370 0:24:59,920 --> 0:25:01,180 حالتون قایمتون 371 0:25:01,180 --> 0:25:03,340 بالخط من مایگون اجزاؤو 372 0:25:03,340 --> 0:25:04,440 علا سنتن واحد 373 0:25:04,440 --> 0:25:06,520 پس باید یه چیزی باشه در یه جایی باشه 374 0:25:06,520 --> 0:25:08,340 که اجزایی براش تصور بشه 375 0:25:08,340 --> 0:25:11,440 و قصد علیه الانهنا 376 0:25:11,440 --> 0:25:13,240 و تشکلات که اینا همه مال 377 0:25:13,240 --> 0:25:15,700 آثار خارجی 378 0:25:15,700 --> 0:25:16,640 و جسمانیست 379 0:25:16,640 --> 0:25:18,660 فیضا اقلناها 380 0:25:18,660 --> 0:25:21,240 و وجدت فن نفس المجرده 381 0:25:21,240 --> 0:25:22,700 حال تنفیه 382 0:25:22,700 --> 0:25:25,140 لم یلزم الا اتصافون 383 0:25:25,140 --> 0:25:27,560 به ما من شعنیه ان یسیره 384 0:25:27,560 --> 0:25:28,900 به اجسام هار لطن 385 0:25:28,900 --> 0:25:31,780 در اینجا میگه متصف از ذنب 386 0:25:31,780 --> 0:25:34,260 به چیزی که شعنیت این دارد 387 0:25:34,260 --> 0:25:36,180 که جسم خارجی را جم کند 388 0:25:36,180 --> 0:25:37,300 یا قراکنده کند 389 0:25:37,300 --> 0:25:39,520 اون من یه مسئله شعنیت 390 0:25:39,520 --> 0:25:40,480 مطرح میشید 391 0:25:40,480 --> 0:25:42,400 نظیر حرفی که شیخ زده بود 392 0:25:42,400 --> 0:25:44,660 که جوهر چیزیست که من شعنیهی 393 0:25:44,660 --> 0:25:47,320 ازا وجده فل خارج 394 0:25:47,320 --> 0:25:49,240 وجود لافی موضوعی 395 0:25:49,240 --> 0:25:51,600 بله این حرارتی همیدر زین هست 396 0:25:51,600 --> 0:25:54,820 بله زین ما متصرف به چیزیست که 397 0:25:54,820 --> 0:25:57,460 اگر در خارج در عالم اجسام موجود بشه 398 0:25:57,460 --> 0:26:01,140 موجبه جمع متشابهات و تفریق مختلفات بشه 399 0:26:01,140 --> 0:26:08,040 لا انتصیر نفس موضوع اتن لحاظ المحمولات الانفعالیت المادیه 400 0:26:08,040 --> 0:26:11,180 موضوع نمیشه به طوری که اونا یک عرضی بشن 401 0:26:11,180 --> 0:26:12,740 و نفس بشه موضوع برای اونا 402 0:26:12,740 --> 0:26:20,040 خب در این جاوی یک جواب و یک اشکال و جواب دیگری را مطرح میکنه 403 0:26:20,040 --> 0:26:23,040 ولی حقیقتش اینه که این اشکال جاش اینجا نیست 404 0:26:23,040 --> 0:26:27,020 و بعضی حرفای خودیشون هم این اشکال بارد هست 405 0:26:27,020 --> 0:26:31,020 برحال اون اشکال اینه که این ها رو شما در جایی میتونید بگید 406 0:26:31,020 --> 0:26:36,920 که مثلا میگید حرارتونیست که وقتی در ماده خارجی تحقق فیدا میکنه چنین و چنان هست 407 0:26:36,920 --> 0:26:40,680 میال مثال هاییست که وجود خارجی داشته باشه 408 0:26:40,680 --> 0:26:44,060 اما بعضی از مفاهم اصلا سنم وجود خارجی نداره 409 0:26:44,060 --> 0:26:45,160 مفاهم عقلیست 410 0:26:45,160 --> 0:26:46,860 مثل علیت 411 0:26:46,860 --> 0:26:49,840 مقرات ثانیه 412 0:26:49,840 --> 0:26:51,240 عبوت نمیدونم 413 0:26:51,240 --> 0:26:53,860 و چیزای از این قبیل 414 0:26:53,860 --> 0:26:55,120 اینا رو چجور میگید 415 0:26:55,120 --> 0:26:56,540 وقتی در نفس به وجود میاد 416 0:26:56,540 --> 0:26:58,960 نمیتونید بگید عبوت چیزیست که در خارج 417 0:26:58,960 --> 0:27:01,320 وقتی در خارج ماده تحقیق پیدا کند 418 0:27:01,320 --> 0:27:02,220 چنین میشه باید نیست 419 0:27:02,220 --> 0:27:03,520 اشترا تحقیق پیدا نمیدونم 420 0:27:03,520 --> 0:27:05,320 ما به ازا نداره 421 0:27:05,320 --> 0:27:08,840 یا الیگت را بگید ما تصور میکنیم 422 0:27:08,840 --> 0:27:11,320 چیزیست که وقتی در ماده تحقق پیدا میکنند 423 0:27:11,320 --> 0:27:12,820 تحققی رو میگه آقاید 424 0:27:12,820 --> 0:27:14,540 ما به ازایی نداره 425 0:27:14,540 --> 0:27:16,380 این رو معانی انتظاییست 426 0:27:16,380 --> 0:27:17,980 معقولات ثانیه هست 427 0:27:17,980 --> 0:27:21,180 در باره این رو چه میگید؟ 428 0:27:21,180 --> 0:27:23,400 ممکنه کسی اینجور اشکال کنه 429 0:27:23,400 --> 0:27:24,460 جوابش هم میگن 430 0:27:24,460 --> 0:27:26,220 ما میتونیم این صورت بدیم که 431 0:27:26,220 --> 0:27:29,320 ما قبلا گفتیم هر چیزی هزی از وجود داره 432 0:27:29,320 --> 0:27:33,660 معانی انتظایی هزشون از وجود این است که 433 0:27:33,660 --> 0:27:36,240 موضوع منشه انتظایشون 434 0:27:36,240 --> 0:27:39,780 یکونو به حیث و ینتظه الاغمین 435 0:27:39,780 --> 0:27:40,620 این مفاهیم رو 436 0:27:40,620 --> 0:27:43,860 مفهوم علیت که میگیم در خارج وجود دارد 437 0:27:43,860 --> 0:27:46,860 یعنی اون چه منشه انتظای علیت هست 438 0:27:46,860 --> 0:27:47,940 اون ذات علر 439 0:27:47,940 --> 0:27:50,980 به حیثیست که اغمی مفهوم را ازش نتیجان کنید 440 0:27:50,980 --> 0:27:52,620 اگر اون حیثیت را دارد 441 0:27:52,620 --> 0:27:55,160 اون حیثیت تأثیر در شیعه دیگری را 442 0:27:55,160 --> 0:27:58,820 مفهوم علیت برای صادقه و علیت درش وجود دارد 443 0:27:58,820 --> 0:28:02,320 درسته علیت یه چیزی نیست که مابیزای اینی داشته باشه 444 0:28:02,320 --> 0:28:05,060 و جدای از ذات شیما بشه اشاره بکنیم 445 0:28:05,060 --> 0:28:07,100 بگیم اینش ذات هست اینم علیتش 446 0:28:07,100 --> 0:28:10 همون ذات هست که متصرف به علیت 447 0:28:10 --> 0:28:12,020 ولی اگر این ذات مؤثر هست 448 0:28:12,020 --> 0:28:14,020 این حیثیت تأثیر را دارد 449 0:28:14,020 --> 0:28:16,240 میتونیم بگیم که علیت دارد 450 0:28:16,240 --> 0:28:19,820 پس اینم منشه وجود خارجی به این معناد دارد 451 0:28:19,820 --> 0:28:21,640 یا مثلا متصرف به زوجیت میشه 452 0:28:21,640 --> 0:28:27,360 زوجیت درسته غیر از خود اون دوشه ای که در خارج هستن چیزی دیگری نیست 453 0:28:27,360 --> 0:28:34,240 ولی کون و شی به حیث و عقل انتظار کنند 454 0:28:34,240 --> 0:28:37,260 از این معنا را که منقسمه به متساویه این است 455 0:28:37,260 --> 0:28:39,780 یه وقت به این صورت هست یه وقت نیست 456 0:28:39,780 --> 0:28:40,960 این دوتا با هم فراده 457 0:28:40,960 --> 0:28:45,260 بنابراین این معنی انتظاری هم یه منشه انتظاری دارند 458 0:28:45,260 --> 0:28:47,940 اون منشه انتظاریشون که در خارج باشه 459 0:28:47,940 --> 0:28:52,940 یعنی موصوفشون به گونه ای باشد که عقل این معانی را ازش انتظامی کند 460 0:28:52,940 --> 0:28:56,180 وقت میتونیم بگیم این ها موجود خارجی دارد 461 0:28:56,180 --> 0:29:02,940 بله این اشکال در خود ایشون در مورد ادراکات عقلی بیشتر وارده 462 0:29:02,940 --> 0:29:08,920 شاید اشاره هم کرده باشیم که شما در اونجایی که میگید ادراک عقلی به مشاهده و عقول هست 463 0:29:08,920 --> 0:29:16,080 اون در جاییست که ماهیاتی باشد که فرد مجرد داشته باشد به استلاح شما 464 0:29:16,080 --> 0:29:17,980 اما چیزایی که ماهیت نیست چطور 465 0:29:17,980 --> 0:29:20,480 معانی انتظایی که فرد مجردی نداره 466 0:29:20,480 --> 0:29:22,280 همین معانی 467 0:29:22,280 --> 0:29:24,340 زوجیت 468 0:29:24,340 --> 0:29:24,920 نمیدونم 469 0:29:24,920 --> 0:29:27,380 عبووت بنووت نمیدونم 470 0:29:27,380 --> 0:29:29,400 ما یه چیزی یه عقلی نداریم به نام 471 0:29:29,400 --> 0:29:30,440 عقل عبووت 472 0:29:30,440 --> 0:29:32,300 یا عقل علیت 473 0:29:32,300 --> 0:29:34,480 رب نوع علیت 474 0:29:34,480 --> 0:29:36,820 و علیت از ذات واجب هم هست 475 0:29:36,820 --> 0:29:39,620 رب نوع اش نمیشه بگن یه عقل مجردیست 476 0:29:39,620 --> 0:29:41,900 یا چیزایی دیگری 477 0:29:41,900 --> 0:29:43,680 اصلا این این ای نیست 478 0:29:43,680 --> 0:29:45,700 که شما بگید که یک رب و نوعی داره 479 0:29:45,700 --> 0:29:47,760 و تدبیر این امور میکند و انایت 480 0:29:47,760 --> 0:29:49,780 به افراد ما دیشتر اصلا فردی نداره 481 0:29:49,780 --> 0:29:53,860 اینا رو چجور میگید درک اقل درک میکنه 482 0:29:53,860 --> 0:29:55,460 اگر درک اقلی یعنی 483 0:29:55,460 --> 0:29:58,240 مشاهده اقل اینایی که اقل ندارند 484 0:29:58,240 --> 0:29:59,920 اقل خارجی ندارند اینا درک