1 0:00:00 --> 0:00:02,660 یه خداقوت گفتنه 2 0:00:02,660 --> 0:00:04,640 یه دمت گرم گفتنه 3 0:00:04,640 --> 0:00:06,880 و بعضی همون 4 0:00:06,880 --> 0:00:09,520 از همینم دریغ میکنیم 5 0:00:09,520 --> 0:00:10,920 نمیگیم 6 0:00:10,920 --> 0:00:12,340 انگار به زبونمون 7 0:00:12,340 --> 0:00:14,260 به دهنمون قفل زدن 8 0:00:14,260 --> 0:00:16,920 ولی خوشبال اونهایی که 9 0:00:17,540 --> 0:00:19,180 این قفل رو شکستن 10 0:00:19,180 --> 0:00:20,820 بازش کردن 11 0:00:20,820 --> 0:00:23,340 بلدن تشکر کنن 12 0:00:23,340 --> 0:00:25,920 بلدن قدردانی کنن 13 0:00:26,460 --> 0:00:29,160 هم از اطرافیانشون 14 0:00:29,160 --> 0:00:32,020 هم از خدای خودشون 15 0:00:32,020 --> 0:00:36,700 انشالله که همیشه سالم و قدردان باشید 16 0:00:36,700 --> 0:00:44,200 خب ساعت 21 نوه شب و برنامه بعدی پارسایان صحبت های اجتالسلام وحیدی هست 17 0:00:44,200 --> 0:00:47,380 درباره سیره و اخلاق علما 18 0:00:47,380 --> 0:00:57,620 علمایی که رفش حرف زدن با خدا و قدردانی از خداوند رو به ما یاد دادن 19 0:00:57,620 --> 0:01:14,680 سرگشتگان کویت پروای سر نداند 20 0:01:14,680 --> 0:01:22,680 آشفتگان موید از خود خبر ندارد 21 0:01:22,680 --> 0:01:31,580 آشفتگان موید از خود خبر ندارد 22 0:01:31,580 --> 0:01:33,120 پار سایان 23 0:01:33,120 --> 0:01:36,980 بر درگه تو محریست 24 0:01:36,980 --> 0:01:40,400 از آب چشم اوشا 25 0:01:40,400 --> 0:01:47,680 خلق جهان از آن رو در ره گذر ندارد 26 0:01:48,340 --> 0:01:50,600 حجت الاسلام وحیدی 27 0:01:52,680 --> 0:01:55,180 بسم الله الرحمن الرحیم 28 0:01:55,180 --> 0:01:56,880 الحمدلله رب العالمین 29 0:01:56,880 --> 0:01:59,720 و صلی اللہ علیه و محمد و آله تاهرین 30 0:01:59,720 --> 0:02:01,700 سلام علیکم و رحمت الله 31 0:02:01,700 --> 0:02:06 عزیزان همراه در برنامه پارسایان 32 0:02:06 --> 0:02:09 یکی از حقوقی که هزارات معصومین 33 0:02:09 --> 0:02:11,060 علیهم صلوات الله به ما یاد دادن 34 0:02:11,060 --> 0:02:13,720 اینه که احترام استادو داشته باشیم 35 0:02:13,720 --> 0:02:16,560 اگر از کسی چیزی یاد گرفتیم 36 0:02:16,560 --> 0:02:20,580 حواسمون باشه که او به گردن ما حق داره 37 0:02:20,580 --> 0:02:23,240 حق او رو نگه داریم 38 0:02:23,240 --> 0:02:32 مولا امام سجاد علیه السلام در باره حق معلم نکات دقیق و زیبایی رو می فرماید 39 0:02:32 --> 0:02:34,940 حضرت فرمودد حق آموزگار 40 0:02:34,940 --> 0:02:37,440 اینه که اون رو بزرگ بداری 41 0:02:37,440 --> 0:02:39,840 مجلس او رو محترم به شماری 42 0:02:39,840 --> 0:02:43,320 حرفهای معلمت رو خوب گوش کنی 43 0:02:43,320 --> 0:02:45,820 و وقتی که می خوای چیز رو یاد بگیری 44 0:02:45,820 --> 0:02:50 به سوی او بنشینی و با احترام از او یاد بگیری 45 0:02:50 --> 0:02:56,220 دلت رو پاکیزه کنی و چشمت رو با ترک شهوت جلاب بخشی 46 0:02:56,220 --> 0:02:59,140 تو بعد بتونی به فهمی چی میگه استادتو 47 0:02:59,140 --> 0:03:02,320 یعنی زمینه فهم رو فراهم بکنی 48 0:03:02,320 --> 0:03:04,680 آیه قرآن میفرماید 49 0:03:04,680 --> 0:03:06,620 اعوذ بالله من شیطان الرجیم 50 0:03:06,620 --> 0:03:09,060 لقد من الله علی المؤمنین 51 0:03:09,060 --> 0:03:12,340 اذ بعث فیهم رسولم من انفسهم 52 0:03:12,340 --> 0:03:16,400 یتلو علیهم آیاته و یزکیهم 53 0:03:16,400 --> 0:03:19,120 و یعلمهم الكتاب والحکمه 54 0:03:19,120 --> 0:03:22,300 و انکانو من قبل و لفی ضلال مبین 55 0:03:22,300 --> 0:03:25,540 خدای متعال بر مؤمنین منت گذشته 56 0:03:25,540 --> 0:03:30,700 یه معلمی از جنس خودشون برای اونها مبعوث فرموده 57 0:03:30,700 --> 0:03:32,720 یعنی پیانبر گرامی اسلام 58 0:03:32,720 --> 0:03:36,800 این معلم که انبیاه ازام هستن 59 0:03:36,800 --> 0:03:38,980 اومدن دستگیری بکنن 60 0:03:38,980 --> 0:03:41,760 دست ما رو بگیرن و به خدای متعال برسونن 61 0:03:41,760 --> 0:03:45,500 حق ما اینه که در مقابل اونها متوازع باشیم 62 0:03:45,500 --> 0:03:48,940 در مقابل اونها با احترام برخورد بکنیم 63 0:03:48,940 --> 0:03:57,400 پیامبران معلمان بشریت هستن و وظیفه همه ما توازع در مقابل معلم هست 64 0:03:57,400 --> 0:04:00,980 که از کودکی به ما یاد دادن تو مدرسه ها 65 0:04:00,980 --> 0:04:03,440 توازعو لمن طلبتون من هل علم 66 0:04:03,440 --> 0:04:09,340 در مقابل کسی که از او علم یاد گرفتید در مقابل معلم متوازع باشید 67 0:04:09,340 --> 0:04:12,600 گردن کشی نکنید صداتون رو بالا نبرید 68 0:04:12,600 --> 0:04:21,100 خدا به هممون توفیق بده اهل توازع در مقابل استادان و معلمهای خودمون باشیم انشاءالله 69 0:04:42,600 --> 0:05:12,580 مصیب آن 70 0:05:12,600 --> 0:05:20,700 خب همینجور توی ایک از این روزها که داشتن سآل میپرسیدن و همراه با استادشون میرفتن استاد ناراحت میشن 71 0:05:20,700 --> 0:05:29,360 حالا توی این گفتگوهای علمی شاگرد یه چیزی سآل میپرسه او جواب میده دو مرتبه شاگرد یعنی مرحوم آیتاللازم و مرعشی نجفی 72 0:05:29,360 --> 0:05:36,140 یه سآل دیگه این پرسه این چند بار رفت و برگشت که پیدا میکنه استاد همینجور که داشتن جواب میدهدن 73 0:05:36,140 --> 0:05:40,940 دستشون رو میزنن رو سینه مرحوم آیتالله و مرعشی نجفی 74 0:05:40,940 --> 0:05:43,880 با عصبانیت ایشون رو اقب میروندن 75 0:05:43,880 --> 0:05:45,660 که نه آقا اینجور نیست 76 0:05:45,660 --> 0:05:49,740 دستشون رو میزنن به سینه مرحوم مرعشی نجفی رحمت الله 77 0:05:49,740 --> 0:05:53,720 اما آیتالله و مرعشی نجفی که این سحنه رو میبینن 78 0:05:53,720 --> 0:05:57,680 بلا فاصله دست استاد رو میگیرن و قرق بوسه میکنن 79 0:05:57,680 --> 0:06:00,480 میبوسند احترام استاد واجبه 80 0:06:00,480 --> 0:06:03,120 حتی اگر عصبانی شده و حالا داره مثلا 81 0:06:03,120 --> 0:06:06,020 یک کار نامناسبی رو انجام میده 82 0:06:06,020 --> 0:06:09,560 اون استاد تا این سحنه رو میبینه 83 0:06:09,560 --> 0:06:11,480 خیلی متأثر میشه 84 0:06:11,480 --> 0:06:13 گستش رو میکشه 85 0:06:13 --> 0:06:16,720 و میگه شهاب من از تو عدب آموختم 86 0:06:16,720 --> 0:06:19,420 تو امروز به من عدب یاد دادی 87 0:06:19,420 --> 0:06:21,480 اگر من درس به تو یاد میددم 88 0:06:21,480 --> 0:06:24,560 الان تو یه چیز بالاتری رو به من یاد دادی 89 0:06:24,560 --> 0:06:28,580 با این اخلاقی که در مقابل استاد خودت داشتی 90 0:06:28,580 --> 0:06:33,860 خدا رحمت کنه علامه تهرانی رحمت الله علیه 91 0:06:33,860 --> 0:06:41,780 اواخر عمر شریفشون بود که خبردار میشن یکی از معلمهای ایشون در دورانی که هنرستان میرفتند 92 0:06:41,780 --> 0:06:46,580 ایشون در قید حیاته با شوق میگن بریم این استاد رو ببینیم 93 0:06:47,400 --> 0:06:56,760 حالا شایردهای ایشون علامه تهرانی آله بزرگوار آرف مفسر اهل کتاب و معروف 94 0:06:56,760 --> 0:07:03,540 با شاگردانشون میرن که استاد خودشون رو در دوران هنرستان خودشون ببینند 95 0:07:03,540 --> 0:07:12,180 اون بنده خدا هم حالا یه استاده محترم سادهی که بعد از سالها زحمتی که کشیده حالا بازنشسته شده 96 0:07:12,180 --> 0:07:20,120 شون میگهد که وقتی که به خدمت اون استاد رسید متوازعانه خم شد تا دست استاد خودش رو ببوسه 97 0:07:20,120 --> 0:07:24,420 این قدر براش مقام استاد اهمیت داره 98 0:07:24,420 --> 0:07:27,180 توجه داره به مقام استاد 99 0:07:27,180 --> 0:07:29,180 خدا رحمت کنه 100 0:07:29,180 --> 0:07:31,040 برهوم آیت الله مشکینی 101 0:07:31,040 --> 0:07:33,460 رحمت الله علیه 102 0:07:33,460 --> 0:07:36,920 یه وقتی آیت الله علمی اردبیلی 103 0:07:36,920 --> 0:07:39,220 از اردبیل آمده بود قوم 104 0:07:39,220 --> 0:07:42,780 دیدن مرهوم آیت الله مشکینی رحمت الله علیه 105 0:07:42,780 --> 0:07:45,360 خب با هم گفتگو کردند و صحبت و 106 0:07:45,360 --> 0:07:48,260 بعد از این که حالا این آله بزرگوار میخواد 107 0:07:48,260 --> 0:07:51,460 از خونه مرحوم آیت الله مشکینی بره بیرون 108 0:07:51,460 --> 0:07:55,880 همه دیدن که آیت الله مشکینی دوید جلوتر 109 0:07:55,880 --> 0:08:00,440 و کفش این آله بزرگوار رو جلوی ایشون جفت کرد 110 0:08:00,440 --> 0:08:02,040 وقتی که برگشتن 111 0:08:02,040 --> 0:08:05,880 یکی از بستگان به مرحوم آیت الله مشکینی ارز کرد که 112 0:08:06,540 --> 0:08:07,720 آه چطور شما 113 0:08:07,720 --> 0:08:10,880 حالا بالاخره ایشون درسته آله میگن بزرگوارن 114 0:08:11,560 --> 0:08:14,080 ولی مقام علمی شما خیلی بالاتره 115 0:08:14,080 --> 0:08:16,880 چطور جلوی این بند خدا کفش جفت میکنید 116 0:08:16,880 --> 0:08:28,340 مرحوم آیت الله مشکینی رحمت الله علیه فرموده بودند که من در ابتدای طلبگی این آقا به من درس سیوتی دادن 117 0:08:28,340 --> 0:08:37,940 استاد من بودن وظیفه منه که احترام استاد رو نگه دارم و اینجور در مقام او در مقابل او توازع داشته باشم 118 0:08:37,940 --> 0:09:04,020 این قضیه رو هم عرض بکنم خیلی جالبه که مرحوم آیت الله بها الدینی رحمت الله علیه وقتی که حتی اسم اساتید خودش رو می برد مثل مرحوم هاچیخ مرتضای هائری یا مرحوم هاچیخ محمد جواد سدهی اسفهانی که اسم این آلم های بزرگوار رو می برد با حالت تواز و خشو از اونها یاد می کرد 119 0:09:04,020 --> 0:09:11,680 برخی از بزرگان بودن وقتی اسم استادشون رو می بردن می گفتن روحی فدا جان من به فدای او 120 0:09:11,680 --> 0:09:18,420 مثل مرحوم امام رحمت الله علی وقتی اسم استادشون مرحوم آیت الله شاهبادی رو می برند 121 0:09:18,420 --> 0:09:27,620 در جای جای کتب مرحوم امام رحمت الله علی مخصوصا چهل حدیث وقتی که نام استادشون رو می خواند ببرند می گن روحی فدا 122 0:09:27,620 --> 0:09:30,120 جان من به فدای این استادم 123 0:09:30,120 --> 0:09:37,380 این جایگاه مقام استاد باید در مقابل اساتیدمون توازع بکنیم 124 0:09:37,380 --> 0:09:41,860 و اگر این اتفاق بیفته عرضش علم بالا بره 125 0:09:41,860 --> 0:09:45,040 جامعه دینی ما انشاءالله روشت میکنه 126 0:09:45,040 --> 0:09:52,120 خدا هممون رو اهل توجه به این دستورات دینی قرار بده انشاءالله 127 0:09:57,620 --> 0:10:21,620 موسیقی 128 0:10:21,620 --> 0:10:24,280 جلوی از جامعه دینی 129 0:10:24,280 --> 0:10:37,860 صدای فزیلت و فطرت 130 0:10:37,860 --> 0:10:49,760 سبحان الله والحمد لله ولا اله الا الله والله اکبر 131 0:10:49,760 --> 0:10:51,540 رادیو معارف 132 0:10:51,540 --> 0:10:55,480 موج اف ایم ردیف 96 مگاه هرتز 133 0:10:55,480 --> 0:11:00,440 موج ایم ردیف 1071 کیلو هرتز 134 0:11:00,440 --> 0:11:19,500 روایت کتاب 135 0:11:19,500 --> 0:11:28,060 بر اساس کتاب اوغیانوس مشرق نوشته مجید پوروالی کلشتری 136 0:11:28,060 --> 0:11:41,600 نویسنده، تهیه کننده و کارگردان 137 0:11:41,600 --> 0:11:44,320 حسن توکلیزاده 138 0:11:44,320 --> 0:11:47,960 راوی، امیر زنددلان 139 0:11:47,960 --> 0:11:49,960 بازیگران 140 0:11:49,960 --> 0:11:52,920 معصومه عزیز محمدی 141 0:11:52,920 --> 0:11:54,940 عباس توفیقی 142 0:11:54,940 --> 0:11:56,960 امیر زند دلان 143 0:11:56,960 --> 0:11:59,180 صدا بردار 144 0:11:59,180 --> 0:12:01,940 مجید آینه 145 0:12:01,940 --> 0:12:06,660 به نام خدای بزرگ 146 0:12:06,660 --> 0:12:07,760 دوستان عزیز سلام 147 0:12:07,760 --> 0:12:10,740 روایت کتاب را از راژیو معارف می شنوید 148 0:12:10,740 --> 0:12:13,920 در این برنامه گذیده ای از کتاب اقیانوس مشرق 149 0:12:13,920 --> 0:12:17,640 در ساختار روای نمایش اقتباس و روایت می شه 150 0:12:17,640 --> 0:12:24,120 این کتاب داستان سرگشتگی مردی به اسم امران و وسالش به ولایت امام رزا علیه سلامه 151 0:12:24,120 --> 0:12:30,740 در برنامه های قبل شنیدید که امران به دنبال آب حیات از جنوب به شمال می رفت که در کبیر گم شد 152 0:12:30,740 --> 0:12:40,040 اون خسته و تشنه روی خاک تفدیده ی کبیر پیش می رفت که مردی به اون رسید و خودش و فرستاده ی امام رزا معرفی کرد و مشک آبی به اون داد 153 0:12:40,040 --> 0:12:52,220 بعد مسیری رو به امران نشون داد و گفت اگه به دنبال آب حیاته باید چهل قدم پیش بره تا به خونه پیندوزی روشنزمیر برسه و از اون نشونی چشمه آب حیات رو بگیره. 154 0:12:52,220 --> 0:12:57,880 امران خسته به خونه حاشکریم پیندوز رسید و از اون نشونی آب حیات رو خواست. 155 0:12:57,980 --> 0:13:03,220 حاشکریم به اون گفت که چشمه آب حیات حقیقی در خراسان و خونه مامرزا می جوشه. 156 0:13:03,220 --> 0:13:06,960 اما امران اصرار داشت به دنبال چشمه یا به حیات خیالی بره 157 0:13:06,960 --> 0:13:10,020 اون با کاربانی به سمت دریای شمال رفت 158 0:13:10,020 --> 0:13:13,400 حاش کریم و دخترش راهله همراهی خراسان شدن 159 0:13:13,400 --> 0:13:17,120 اونا در مسیر خراسان بودند که امران سوار بر اسب برگشت 160 0:13:17,120 --> 0:13:19,640 و با حاش کریم و دخترش راهله همسفه شد 161 0:13:19,640 --> 0:13:24,200 حاش کریم و دخترش راهله و امران در مسیر خراسان به رودخانهی رسیدند 162 0:13:24,200 --> 0:13:28,920 کمی که گذشت مردی از دور بهشون نزدیک شد و براشون نون و اصل برد 163 0:13:28,920 --> 0:13:31,720 مرد خودشو احمد و شیعه معرفی کرد 164 0:13:31,720 --> 0:13:33,160 اون که از امران شنیده بود 165 0:13:33,160 --> 0:13:36,700 حاج کریم مرد فازلیه با دست به چادر اشاره کرد 166 0:13:36,700 --> 0:13:39,500 و از حاج کریم پین دوز خواست که به اون چادر بره 167 0:13:39,500 --> 0:13:43,640 و با صاحب چادر که مردی از اهل سنت بود صحبت کنه 168 0:13:43,640 --> 0:13:46,440 حاج کریم به چادر عبد الرحمن رفت 169 0:13:46,440 --> 0:13:50,620 و با اون مباحثه کرد و از فضیلت احل بید علیه مسلم گفت 170 0:13:50,620 --> 0:13:52,220 با شنیدن حرف های حاج کریم 171 0:13:52,220 --> 0:13:56,120 سعد برادر عبد الرحمن در تعیید حرف های حاج کریم پین دوز 172 0:13:56,120 --> 0:13:59,720 حکایتی از کرامت امام رزا علیه سلم تعریف کرد 173 0:13:59,720 --> 0:14:00,960 بعد از مباحثه 174 0:14:00,960 --> 0:14:05,680 زخمی که حاج کریم از راه زنه خورده بود سر باز کرد و اون بی حال شد 175 0:14:05,680 --> 0:14:10,640 امران و احمد دنبال راه چارهی بودن که حاج کریم رو به طبیبی برسونن 176 0:14:10,640 --> 0:14:13,520 که داروهای لازم رو برای مداواد داشته باشه 177 0:14:13,520 --> 0:14:16,660 اونا کنار رودخونه سرگرم صحبت بودند 178 0:14:16,660 --> 0:14:20,780 که صدای فریاد همراه با ناله ی حاج کریم از چادر بلند شد 179 0:14:20,780 --> 0:14:24,900 دهن حاج کریم کف بسته و از زخم شونش خون جاری بود 180 0:14:24,900 --> 0:14:28,440 امران با اجله سوار عصب شد و به تخت رفت 181 0:14:28,440 --> 0:14:32,160 تا هرچه زودتر طبیبی رو به بالین حاج کریم پین دوز بیاره 182 0:14:32,160 --> 0:14:35,880 اون همینطور که پیش میرفت در بیابان به مردی رسید 183 0:14:35,880 --> 0:14:37,920 و سراغ طبیب رو گرفت 184 0:14:37,920 --> 0:14:42,380 مرد نشونی خونه کمالدین طبیب در نیشابور رو به امران داد 185 0:14:42,380 --> 0:14:44,640 امران به سمت نیشابور تاخت 186 0:14:44,640 --> 0:14:47,320 دو راه مدام صدایی توی ذهنش تنین میانداخت 187 0:14:47,320 --> 0:14:49,720 صدای فرستادی امام رزا علیه السلام 188 0:14:49,720 --> 0:14:54,660 که در براهوت مشک آبی به اون داده و از مرگ نجاتش داده بود 189 0:14:54,660 --> 0:15:00,320 و حالا ادامه روایت کتاب اقیانوس مشرق در قسمت پایانی 190 0:15:05,880 --> 0:15:23,580 امران سبار برعص به سمت نیشابور میتاخد 191 0:15:23,580 --> 0:15:29,580 دوباره صدای فرستاده امام همون که توی براهود نجاتش داده بود تو زهنش تنی نداخت 192 0:15:29,580 --> 0:15:35,820 آن چشمه آب حیاتی که تو در پی آنی درون غلعه اوستوار میجوشد 193 0:15:35,820 --> 0:15:41,520 امران خسته و بیرمق به نیشابور رسید و مقابل خونه افصا رسبشو کشید 194 0:15:41,520 --> 0:15:45,800 مرد میان سالی از کنارش رد شد و کنشکاف به اون نگاه کرد 195 0:15:45,800 --> 0:15:48,320 امران با دست به مرد اشاره کرد که بیسته 196 0:15:48,320 --> 0:15:49,240 مرد ایستاد 197 0:15:49,240 --> 0:15:50,300 امران پرسید 198 0:15:50,300 --> 0:15:53,420 به من بگو کمالدین طبیب را کجا میتوانم پیدا کنم 199 0:15:53,420 --> 0:15:56,600 مرد با دست به راهی اشاره کرد و گفت 200 0:15:56,600 --> 0:16:00,260 از هفت درخت که بگذری دری چوبی مقابلت میبینی 201 0:16:00,260 --> 0:16:02,840 آنجا خانه کمالدین طبیب هست 202 0:16:02,840 --> 0:16:03,980 سپاس گذارم 203 0:16:03,980 --> 0:16:06,800 امران لگدی به سینه اصب ریستد و گفت 204 0:16:06,800 --> 0:16:07,700 برو هیوان 205 0:16:07,700 --> 0:16:09,820 اصب راه افتاد 206 0:16:09,820 --> 0:16:12,720 مرد به امران و اصبش که دور می شد خیره شده بود 207 0:16:12,720 --> 0:16:14,620 امران به کوچه باریکی رسید 208 0:16:14,620 --> 0:16:17,840 چند پسر بچه مشغول بازی و جست و خیز بودن 209 0:16:17,840 --> 0:16:21,560 بچه ها با دیدن اصب از ترس پای دیوار کاهکلی استادن 210 0:16:21,560 --> 0:16:23,260 و خودشونو به دیوار چسبندن 211 0:16:23,260 --> 0:16:26,600 امران سوار برعصب با عجله از بین اونا رد شد 212 0:16:26,600 --> 0:16:30,060 دوباره صدای فرستاده امام تو زهنش تنین انداخت 213 0:16:30,060 --> 0:16:34,660 اگر به درون غل ادرایی آب حیات از آن تو خواهد بود 214 0:16:34,660 --> 0:16:36,720 امران از درخت اول رد شد 215 0:16:36,720 --> 0:16:38,680 تا درخت دوباره راه زیادی مونده بود 216 0:16:38,680 --> 0:16:41,940 دوباره لگدی به سینه اصب زد و پیش رفت 217 0:16:41,940 --> 0:16:47,360 این بار حرف های راهله دختر حاج کریم پین دوست توی زهنش تنین انداخت 218 0:16:47,360 --> 0:16:52,300 صاحب آلم تو را به خانش می کشد و تو در خیال دریای شمالی 219 0:16:52,300 --> 0:16:55,640 بانک جوانمردی و خسرت مهربانی را در تو دیدم 220 0:16:55,640 --> 0:17:00,940 بگذار خوهرانه بگویم که مسل تو مثلا سی مرغ بلند پروازیست 221 0:17:00,940 --> 0:17:05,760 که در آسمانها جولان می دهد اما دلتنگ پرواز گنجشکاست 222 0:17:05,760 --> 0:17:09,420 اینجا دشتی ساده و معمولی میان رای خراسان نیست 223 0:17:09,420 --> 0:17:12,340 اینجا برگ از تاریخ زندگانی توست 224 0:17:12,340 --> 0:17:17,840 و فردایان از تو خواهند پرسید که چگونه امامی تو را از مرگ نجات داد 225 0:17:17,840 --> 0:17:20,740 و تو حتی نخواستی صورتش را ببینی 226 0:17:20,740 --> 0:17:24,040 امران از درخت دوم و ثوم رد شد 227 0:17:24,040 --> 0:17:27 از مقابل چند حجره که درهای اونا بسته بود 228 0:17:27 --> 0:17:30,640 و پرچمهای سیاه بر سر درهاشون آویزون بود گذشت 229 0:17:30,640 --> 0:17:32,240 از همه جا قم می بارید 230 0:17:32,240 --> 0:17:36,720 ادهی به سر و صورتشون می زدن و از دور صدای شیبن زنها بلند بود 231 0:17:36,720 --> 0:17:40,320 امران با تحجب به مردان سیاه پوش نگاه می کرد 232 0:17:40,320 --> 0:17:42,460 پیرزنی پنجره ی خونشو بست 233 0:17:42,460 --> 0:17:45,920 حجرداری درهای بزرگ و چوبی حجرشو غفل زد 234 0:17:45,920 --> 0:17:47,800 امران به تاخت دور شد 235 0:17:47,800 --> 0:17:50,620 دوباره صدای راهله توی ذهنش تنین انداخت 236 0:17:50,620 --> 0:17:55,200 تو که جوان مردی چگونه رسم جوان مردان را از یاد برده ای؟ 237 0:17:55,200 --> 0:17:59,320 از رسم جوان مردان یکی آن هست که چون کسی در حق تو لطفی کند 238 0:17:59,320 --> 0:18:01,680 تا قیامت در خاطرت بسپاری 239 0:18:01,680 --> 0:18:05,560 و همواره از آن یاد کنی و در پی جبرانش باشید 240 0:18:05,560 --> 0:18:09,220 آیا علی ابن موسر رزا که حجت خداست در زمین 241 0:18:09,220 --> 0:18:14,420 در آن براهوت مرگ بار سیرابت نگرد و از مرگ نجاتت نداد؟ 242 0:18:14,420 --> 0:18:17,800 چند زن دنبال بچه هاشون دویدن و اونا رو به خونه بردن 243 0:18:17,800 --> 0:18:20,060 مردی با صدای بلند گریه میکرد 244 0:18:20,060 --> 0:18:21,360 ادهی دورش جمع شدن 245 0:18:21,360 --> 0:18:23,500 پشار جمعیت راه امران رو بزد 246 0:18:23,500 --> 0:18:24,360 اون فریاد زد 247 0:18:24,360 --> 0:18:27,280 کنار بروید کنار بروید 248 0:18:27,280 --> 0:18:30,280 کجا می روی که انقدر شد همامی 249 0:18:30,280 --> 0:18:32,440 به خانه کمال دین طبیب 250 0:18:32,440 --> 0:18:36,400 با شنیدن این حرف همه ساکر چدن و به امران نگاه کردن 251 0:18:36,400 --> 0:18:38,620 مرد با بغز گفت 252 0:18:38,620 --> 0:18:42,400 آیا از علی ابن موسر رزا خبری آورده ای؟ 253 0:18:42,400 --> 0:18:45,140 امران با تعجب به مرد نگاه کرد و گفت 254 0:18:45,140 --> 0:18:47,400 علی ابن موسر رزا؟ 255 0:18:47,400 --> 0:18:50,680 نه نه نه من در په کمال دین طبیبم 256 0:18:50,680 --> 0:18:54,280 آمدم تا او را برای مداوای کسی با خودم ببرم 257 0:18:54,280 --> 0:18:56,380 دیر آمدی جوان 258 0:18:56,380 --> 0:19:26,360 دیر آمدم 259 0:19:26,380 --> 0:19:33,360 مرد به گریه افتاد و نتونست جواب بده 260 0:19:33,360 --> 0:19:36,640 پیرمردی از بین جمعیت روبه امران کرد و گفت 261 0:19:52,640 --> 0:19:54 پیرمرد اینو گفت 262 0:19:54 --> 0:19:57,020 بعد روبه جمعیت کرد و با صدای بلند ادامه داد 263 0:19:57,020 --> 0:20:02,320 آیا به خاطر دارید که فرمود هر که بر روی زمین است فانیست 264 0:20:02,320 --> 0:20:05,400 و فقط وچه پروردگار باقیست 265 0:20:05,400 --> 0:20:10,420 آیا اهلی ابن موسر رزا بچه الله نبوده و نیست؟ 266 0:20:10,420 --> 0:20:14,440 مشک از دست امران روی زمین افتاد و آب جرعه جرعه روی خاک ریخت 267 0:20:14,440 --> 0:20:15,880 پاهاش سست شده بود 268 0:20:15,880 --> 0:20:20,400 میخواست از از پیاده بشه که پاشتوی رکاب گیر کرد و روی زمین افتاد 269 0:20:20,400 --> 0:20:23,620 از دور صدای ناله و شیون زنها بلند بود 270 0:20:23,620 --> 0:20:26,940 امران عشق در چشم به سمت صدا چرخید 271 0:20:26,940 --> 0:20:29,420 زبونش توی دهنش نمی چرخید 272 0:20:29,420 --> 0:20:32,460 علی ابن موسر رزا 273 0:20:32,460 --> 0:20:36,180 علی ابن موسر رزا کشته شد 274 0:20:36,180 --> 0:20:40,420 پیرمرد روی بلندی سکویی استاد و با صدای بلند گفت 275 0:20:40,420 --> 0:20:45,180 هی مردم بیادا برید کلام علی ابن موسر رزا را 276 0:20:45,180 --> 0:20:48,380 وقتی خواست از نشابور خارج شد 277 0:20:48,380 --> 0:20:52,880 با شنیدن صدای پیرمرد مرد دیگه ای با صدای بلند گفت 278 0:20:52,880 --> 0:20:55,620 به خدا سوگند که در یادم مانده است 279 0:20:55,620 --> 0:20:57,060 پیرمرد دامه داد 280 0:20:57,060 --> 0:21:13,060 امران سر بلند کرد و خودشو به سمت جمعیت کشوند و با صدای لرزان گفت 281 0:21:13,060 --> 0:21:17,820 آیا علی ابن موسر رزا سخنی گفت 282 0:21:17,820 --> 0:21:21,340 امران اینو گفت و به مشکی که از آب خالی شده بود نگاه کرد. 283 0:21:21,680 --> 0:21:23,980 پیرمردی که بالای سکو استاده بود گفت 284 0:21:23,980 --> 0:21:29,320 آری، علی ابن موسر رزا همونطور که در کجابه نشسته بودند 285 0:21:29,320 --> 0:21:33,680 سر مبارکشان را بیرون آبردند و با مردم سخن گفتند. 286 0:21:34,200 --> 0:21:41,360 چند نفر سخنان ایشان را نوشتند تا کلام امام کتاب به کتاب و نسل به نسل برای آیندگان بماند. 287 0:21:42,020 --> 0:21:44,720 امران با بغزی که راه گلوش بسته بود پرسید 288 0:21:44,720 --> 0:21:49,900 علی ابن موسی رزا چه فرمودند 289 0:21:49,900 --> 0:21:54,880 جوانی بالای سر امران نشست و سر اون رو روی زانوش گذاشت و گفت 290 0:21:54,880 --> 0:21:59,600 امام فرمودند پدرم از پدرش تا امیر المؤمنین علی 291 0:21:59,600 --> 0:22:04,120 و او از پیانبر و پیانبر از ابراهیل نقل کرد 292 0:22:04,120 --> 0:22:09,640 که خداوند می فرماید کلمه لا اله الا الله قلعه من است 293 0:22:09,640 --> 0:22:14,960 هر کس وارد این قلعه شود از عذابم در امان است 294 0:22:14,960 --> 0:22:18,200 امام کمی تعمل کردند و فرمودند 295 0:22:18,200 --> 0:22:23,660 اما این شرطهایی دارد و من از شرطهای آن هستم 296 0:22:23,660 --> 0:22:26,940 با شنیدن این حرف امران توی فکر رفت و با خودش گفت 297 0:22:26,940 --> 0:22:30,800 این همان قلعه است که علی ابن موسر رزا 298 0:22:30,800 --> 0:22:34,640 از طریق فرستادش مرا با آن هدایت کرد 299 0:22:34,640 --> 0:22:40,380 آری قلعه نجات و رسیدن به آب حیات واقعی 300 0:22:40,380 --> 0:22:45,020 پذیرفتن ولایت علی ابن بوسرزاست 301 0:22:45,020 --> 0:22:49,020 دیر آمدم آقا 302 0:22:49,020 --> 0:22:53,040 آیا مرا در قلعه تان جایی هست؟ 303 0:22:53,040 --> 0:22:56,800 امران از پشت پرده اشک به پرشمهای نگاه کرد 304 0:22:56,800 --> 0:23:00,220 که روی بام خونه ها در باد تکون میخورد 305 0:23:04,640 --> 0:23:28,080 دوستان عزیز آخرین بخش از روایت کتاب اوگیانوس مشرق رو شنیدید 306 0:23:28,080 --> 0:23:30,640 امیدوارم از اون بهره کافی برده باشید 307 0:23:30,640 --> 0:23:35,880 بوهریانوس مشرق حسن ختم مجموعه ربایت کتاب بود 308 0:23:35,880 --> 0:23:40,500 مجموعه که نزدیک پنج سال هر روز تقریم شما عزیزان شد 309 0:23:40,500 --> 0:23:43,620 از این که شنوانده این برنامه بودید 310 0:23:43,620 --> 0:23:46,720 و با نظرهای عرضشمندتون به ما کمک کردین 311 0:23:46,720 --> 0:23:48,500 سپاس گذاریم 312 0:23:48,500 --> 0:23:51,080 یا علی مدد خدا نگهدار 313 0:24:00,640 --> 0:24:30,620 موسیقی درست دارید 314 0:24:30,640 --> 0:24:59,520 از اینجوری زرار میکنم 315 0:25:00,640 --> 0:25:04,140 آخه زمین رو مجبورم یکم زیر قیمت بفروشم 316 0:25:04,140 --> 0:25:06 گفتم خب چقدر مثلا 317 0:25:06 --> 0:25:09,100 گفت حدودا پنجاه میلیون زیر قیمت باید بفروشم 318 0:25:09,100 --> 0:25:12,880 اینجوری شرعن درست نیست که من نباید زمینم رو بفروشم 319 0:25:12,880 --> 0:25:16,520 گفتم دادش من مگه شما مقلد رهبری نیستی 320 0:25:16,520 --> 0:25:17,240 گفت بله 321 0:25:17,240 --> 0:25:21,040 گفتم خب به فتفای رهبری وقتی کسی بده کاره 322 0:25:21,040 --> 0:25:23,440 و مثلا فقط یه ملک داره 323 0:25:23,440 --> 0:25:25,360 باید برای پرداخت بدهی 324 0:25:25,360 --> 0:25:28,860 ملک خودش رو هرچند به قیمت کمتر بفروشه 325 0:25:28,860 --> 0:25:32,360 مگر این که به قدری ارزون بخرن 326 0:25:32,360 --> 0:25:38,340 که فروختن ملک با اون قیمت تزیی و اطلاف مال محسوب بشه 327 0:25:38,340 --> 0:25:41,120 پس یه بار دیگه بگم 328 0:25:41,120 --> 0:25:45,160 به فتحای رحبری وقتی کسی بده کاره و فقط یه ملک داره 329 0:25:45,160 --> 0:25:50,380 باید برای پرداخت بدهی اون ملک رو هرچند با قیمت کمتر بفروشه 330 0:25:50,380 --> 0:25:53,400 مگر این که به قدری ازش ارزون بخرن 331 0:25:53,400 --> 0:25:56,100 که فروختن اون ملک با اون قیمت 332 0:25:56,100 --> 0:25:59,440 زاگه کردن و اطلاف مال محسوب بشه 333 0:25:59,440 --> 0:26:02,280 پس وقتی که یه کچولو کنتر میخرن 334 0:26:02,280 --> 0:26:05,720 مانعی نداره و باید شرعن زمین رو بفروشی 335 0:26:05,720 --> 0:26:08,220 و بدهی خودت رو پرداخت کنی 336 0:26:08,220 --> 0:26:10,160 ارادت من 337 0:26:10,160 --> 0:26:18,080 جانا حدیث حسن 338 0:26:18,080 --> 0:26:26,260 در داستان نگونجد 339 0:26:26,260 --> 0:26:31,080 نگونجد 340 0:26:31,080 --> 0:26:40,140 رمزی زراز عشقیت یوست 341 0:26:40,140 --> 0:26:46,340 در ست زبان نگونجد 342 0:26:48,080 --> 0:27:01,560 صدای زلف و خالت در هر خیال ناید 343 0:27:01,560 --> 0:27:12,660 اندیشه یه وسالت جز درگمان نگمچه 344 0:27:12,660 --> 0:27:40,660 موسیقی 345 0:27:42,660 --> 0:28:00,660 هرگز نشان ندادند از کوی تا کسی را 346 0:28:00,660 --> 0:28:11,020 زیرا که راه کویت اندر نشان نگنجه 347 0:28:11,020 --> 0:28:26,720 پنجا که عاشقانت یک دم حضور یابد 348 0:28:26,720 --> 0:28:36,340 دل در حساب ناید 349 0:28:36,340 --> 0:28:43,340 جان در نیان نگونجد 350 0:28:56,720 --> 0:29:11,560 در ضمیر دل ها گنجی نها نها را بودی 351 0:29:11,560 --> 0:29:28,560 که از دل اگر برایت در آسمان نگنجد 352 0:29:29,160 --> 0:29:32,340 خب شب شما به خیل هموطنان نازنین 353 0:29:32,340 --> 0:29:40,560 عزیزان همراه امیدوارم که لحظات خوبی رو با رادیو معارس سپری کرده باشید 354 0:29:40,560 --> 0:29:48,080 و تونسته باشیم برنامه های خوبی رو تقدیم شما عزیزانش نوانده کرده باشیم 355 0:29:48,080 --> 0:29:53,380 نشان صبح برنامه بعدیست که تقدیمتون خواهد شد 356 0:29:53,380 --> 0:30:00,020 صحبت های آیت الله نجم و دین تبسی در درس خارج مهدویت خودشون