1 0:00:00 --> 0:00:02 گرامیان 2 0:00:30 --> 0:00:32,640 شناسی و استکبار ستیزی 3 0:00:32,640 --> 0:00:34,340 درود می فرستیم 4 0:00:34,340 --> 0:00:36,020 به روی متحره تمامی شهده 5 0:00:36,020 --> 0:00:38,100 عزیزمون شهده ای که 6 0:00:38,100 --> 0:00:39,580 با تقدیم 7 0:00:39,580 --> 0:00:42,220 جان پاکشون 8 0:00:42,220 --> 0:00:44,360 برای ما آسایش و امنیت 9 0:00:44,360 --> 0:00:46,220 خریدن و امروز 10 0:00:46,220 --> 0:00:47,740 در آسایش و امنیت هستیم 11 0:00:47,740 --> 0:00:50,440 به پاس هماس آفرینی ها 12 0:00:50,440 --> 0:00:52,140 یه مردان مرد هست 13 0:00:52,140 --> 0:00:54,340 که با استی که 14 0:00:54,340 --> 0:00:56,240 همیشه قد شناسشون 15 0:00:56,240 --> 0:00:57,280 باشیم 16 0:00:57,280 --> 0:00:59,960 می خواهیم بریم سراغ خاطرات مندگار 17 0:00:59,960 --> 0:01:03,980 خاطرات فرماندهان و رزمندگان دفاع مقدس 18 0:01:03,980 --> 0:01:08,180 به اتفاق میشتمین با تشکر از همراهی همه شما 19 0:01:08,180 --> 0:01:15,560 ما چند ست هزار رزمنده داشتیم 20 0:01:15,560 --> 0:01:19,920 هر کدام از اینا یک مجموعه خاطرن 21 0:01:19,920 --> 0:01:41,040 خاطرات مندگار 22 0:01:49,920 --> 0:02:19,900 بسم الله الرحمن الرحیم 23 0:02:19,920 --> 0:02:30,980 آیا می خواهی سربازان لشکر رسول الله را بشناسی؟ 24 0:02:30,980 --> 0:02:32,780 بیا و ببین 25 0:02:32,780 --> 0:02:37,280 آن یک رزمنده کشاورز بود 26 0:02:37,280 --> 0:02:40,120 و این یک طلبه است 27 0:02:40,120 --> 0:02:44,300 و آن دیگری در یک مغازه گمناب 28 0:02:44,300 --> 0:02:48,980 در یکی از خیابانهای مشهد لبنیات فروشی دارد 29 0:02:48,980 --> 0:02:55,680 و به راستی آن چیست که همه ما را در این نخلستان ها گردا برده است 30 0:02:55,680 --> 0:02:58,580 تو خود جواب را می دانی 31 0:02:58,580 --> 0:03:02,380 ای پاکهانه اوج امید 32 0:03:02,380 --> 0:03:06,380 گردون نبردان چون خرشید 33 0:03:06,380 --> 0:03:10,360 رزما و راون رقابات 34 0:03:10,360 --> 0:03:15,440 سیموره آزادی با امرتان در هر باز 35 0:03:15,440 --> 0:03:19,020 ای زمین به تمکین زیر پای تو 36 0:03:19,020 --> 0:03:23,120 آسمان سرایه آشنای تو 37 0:03:23,120 --> 0:03:29,560 لرزان ببر دشمنه بدگوهر دابای تو 38 0:03:29,560 --> 0:03:35,260 فخران فرید قدرت و هممت بالای تو 39 0:03:35,260 --> 0:03:39,960 گر با نسیمی همسفر باشی شقایق 40 0:03:39,960 --> 0:03:45,320 در دشت و سهرا در به در باشی شقایق 41 0:03:45,320 --> 0:03:50,100 رنگ قروبی رنگ یک پایان خونین 42 0:03:50,100 --> 0:03:55,600 ای کاش همرنگ سهر باشی شقایق 43 0:03:55,600 --> 0:04:01,200 بر سر گرفتی چطر سایه کاش روزی 44 0:04:01,200 --> 0:04:06,680 از بارش خرشید تر باشی شقایق 45 0:04:06,680 --> 0:04:12,300 با قاسدک های مهاجر آشنا شو 46 0:04:12,300 --> 0:04:17,520 تا ای سایی رح گذر باشی شقایق 47 0:04:17,520 --> 0:04:21,760 گم کردم من قلب سرخ وحشیم را 48 0:04:21,760 --> 0:04:26,960 شاید تو از او با خبر باشی شقایق 49 0:04:26,960 --> 0:04:31,380 گلگونه کن خونه مرا برگونه خود 50 0:04:31,380 --> 0:04:37,360 من دوستارم سرختر باشی شقایق 51 0:04:37,360 --> 0:04:42,740 کجا رید ای صرف رازان میدان صرف شانی 52 0:04:42,740 --> 0:04:48,420 کجا رید ای شهیدان وطن یاران قرآنی 53 0:04:48,420 --> 0:04:54,140 علم داران میدان وسیعت ره ربانه هم 54 0:04:54,140 --> 0:04:59,760 که آهنگ قدمهای شما شد ترجمانه هم 55 0:04:59,760 --> 0:05:05,600 که آهنگ قدمهای شما شد ترجمانه هم 56 0:05:07,360 --> 0:05:15,040 مخش اول خاطرات حضرت آیتولا خامنه ای از روزهای ابتدایی جنگ 57 0:05:15,040 --> 0:05:28,940 یکی از تحصیبهای من اینه که اون خاطرات رو در اون زمان ننوشتم 58 0:05:28,940 --> 0:05:32,860 اگر ریز جزئیات نوشته می شود 59 0:05:32,860 --> 0:05:39,800 امروز یک کتاب خیلی خاندنی و آموزنده و شیرین ما در اختیار می داشتیم 60 0:05:39,800 --> 0:05:41,360 البته وقتم نبود 61 0:05:41,360 --> 0:05:44,600 حقیقت اینه که این مجالی که آدم بنشینه 62 0:05:44,600 --> 0:05:47,480 روزی یک ساعت دو ساعت چیز بنویسه 63 0:05:47,480 --> 0:05:48,780 اصلا وجود نداشت 64 0:05:48,780 --> 0:05:51,380 یک چیزای البته یادم مونده 65 0:05:51,380 --> 0:05:53,660 یک چیزای مختصری هم یادداشت گردن 66 0:05:53,660 --> 0:05:55,780 که گاهی توی یادداشت را نگاه می کنم 67 0:05:55,780 --> 0:05:56,820 اونها را پیرام بودم 68 0:05:56,820 --> 0:06:02,340 در مورد آبادان می دونید که ماه ها سر آبادان تدریجن انجام گرفت 69 0:06:02,340 --> 0:06:08,820 یعنی از اولین ماه های جنگ شاید از اولین هفته های جنگ 70 0:06:08,820 --> 0:06:16,280 اراقی ها وقتی که از مهبر تلائیه و حسینیه وارد شدند آمدن طرف احواز 71 0:06:16,280 --> 0:06:23,820 یعنی مرد رو شکافتن آمدن طرف احواز که طرف شرق می شه نسبت به اون نقطه از مرد 72 0:06:23,820 --> 0:06:28,420 یکی از کارهاشون این بود که خودشون رو چسبوندن به کارون 73 0:06:28,420 --> 0:06:32,400 یک پادگان مهمی ما اوجه داشتیم به نام پادگان حمید 74 0:06:32,400 --> 0:06:34,680 که این پادگان رو گرفتند 75 0:06:34,680 --> 0:06:37,100 تصدیقات او رو بعضیش رو بیران کردن 76 0:06:37,100 --> 0:06:39,300 بعضش رو مورد استفاده قرار دادن 77 0:06:39,300 --> 0:06:42,980 جاده احواز خورم شهر رو گرفتند 78 0:06:42,980 --> 0:06:47,260 جاده احواز و آبانان که طرف قرب کارون بود 79 0:06:47,260 --> 0:06:49,180 اون باقی موند 80 0:06:49,180 --> 0:06:51,440 این ها حدفشون این بود 81 0:06:51,440 --> 0:06:53,400 که اون جده رو هم تصرف کنن 82 0:06:53,400 --> 0:06:55,800 به ذو خودشون رسوندن به رودخانه 83 0:06:55,800 --> 0:06:57,500 رودخانه کارون 84 0:06:57,500 --> 0:06:59,700 تو نخشم که نگاه کنید مشخصه 85 0:06:59,700 --> 0:07:02,360 یک جاهایی نزدیک میشه به جده خورمشهر 86 0:07:02,360 --> 0:07:04,260 یک جاهایی نزدیک میشه به جده آبادان 87 0:07:04,260 --> 0:07:05,220 یعنی همینجور 88 0:07:05,220 --> 0:07:06,600 چیز داره 89 0:07:06,600 --> 0:07:09,840 در اون اوقاتی که اینها رسیده بودن 90 0:07:09,840 --> 0:07:11,860 نزدیک دریه مواردی 91 0:07:11,860 --> 0:07:13,720 کنار ساحل رودخانه بودن 92 0:07:13,720 --> 0:07:16,020 یکی از کارهایی که برادرهای ما 93 0:07:16,020 --> 0:07:16,800 میکردن این بود 94 0:07:16,800 --> 0:07:19,200 که میرفتن به اینها زرمه میزدن 95 0:07:19,200 --> 0:07:20,860 که من یه خاطره از اینجا دارم 96 0:07:20,860 --> 0:07:24,040 که اونو بد نیست بگم بهتون شاید 97 0:07:24,040 --> 0:07:25,740 بعد قبلن هم گفته باشم 98 0:07:25,740 --> 0:07:29,160 یه برادری بود به نام آقای عبداللازاده 99 0:07:29,160 --> 0:07:30,620 حاش صادق عبداللازاده 100 0:07:30,620 --> 0:07:32,580 سیار مرد خوبی بود 101 0:07:32,580 --> 0:07:34,320 از کسبه بازار تهران بود 102 0:07:34,320 --> 0:07:37,660 این آمده بود تو اون ستادی که ما اونجا بودیم 103 0:07:37,660 --> 0:07:40,120 که مرحوم چمران بود و اینها 104 0:07:40,120 --> 0:07:42,060 اونجا کار میگرد 105 0:07:42,060 --> 0:07:45,360 با این که کاسوب بازاری هم بود 106 0:07:45,360 --> 0:07:47,500 مرد خیلی جوانی هم نبود 107 0:07:47,500 --> 0:07:49,880 اما لباس رهزن تنش بود 108 0:07:49,880 --> 0:07:54,940 من یادم اون شبهای اولی که رفته بودیم در محل استانداری 109 0:07:54,940 --> 0:07:57,240 تو اتاق آمده شم نماز میخوندم 110 0:07:57,240 --> 0:08:01,480 اینم داشت تو همون اتاق تلفونی با تهران صحبت میکرد 111 0:08:01,480 --> 0:08:03,280 من نمیدونستم با کی صحبت میکنه 112 0:08:03,280 --> 0:08:04,680 من نمیشنختم این کیه 113 0:08:04,680 --> 0:08:06,600 لباس نظامی چون تنش بود 114 0:08:06,600 --> 0:08:10,160 خیال میکردم یه مثلا درجه داری یا افسری چیزی باد باشه 115 0:08:10,160 --> 0:08:13,980 دیدم داشت صحبت میکرد ترکی با خانواده اش 116 0:08:13,980 --> 0:08:16,200 منم بعد از نماز نشسته بودم 117 0:08:16,200 --> 0:08:20 داشتم گوش میکردن یعنی میشنگدم حرفای اونو طبعا 118 0:08:20 --> 0:08:24,200 و اینجا حالا برادرش بود شریکش بود 119 0:08:24,200 --> 0:08:27 اون کسی که بود بنابود از نزدیکانشه میگفت 120 0:08:27 --> 0:08:29,160 امشب میخوام برم مهمانی 121 0:08:29,160 --> 0:08:31,200 گناه لقای در جاهم 122 0:08:31,200 --> 0:08:31,960 میخوام برم 123 0:08:31,960 --> 0:08:33,460 نظرش بود که میره بله 124 0:08:33,460 --> 0:08:36,460 نظرش بود که میرم اون محلی که چیز هست 125 0:08:36,460 --> 0:08:39 و ممکنه که بر نگردم 126 0:08:39 --> 0:08:41,840 اگه بر نگشتم خلاص بچه های ما اینها 127 0:08:41,840 --> 0:08:44,220 بلسید به شوند و اینها 128 0:08:44,220 --> 0:08:45,580 خیلی من منقلب شدم 129 0:08:45,580 --> 0:08:47,300 این زمین طوری مردی داره 130 0:08:47,300 --> 0:08:51,440 آزمه بر مرگ و بر شهادت و اینها داره میره 131 0:08:51,440 --> 0:08:53,300 بعد پرسیدم که این کیه گفتن 132 0:08:53,300 --> 0:08:54,760 این حاش صادق عبداللازاده است 133 0:08:54,760 --> 0:08:56,880 که از کسابهی بازار بود 134 0:08:56,880 --> 0:08:57,600 بعدم شهید شد 135 0:08:57,600 --> 0:08:59,980 یعنی اون شب شهید نشد البته 136 0:08:59,980 --> 0:09:01,960 اما دو سه ماه بعدش 137 0:09:01,960 --> 0:09:03,640 یکی دو ماه بعدش شهید شد 138 0:09:03,640 --> 0:09:32,640 موسیقی 139 0:09:33,640 --> 0:09:36,640 موسیقی 140 0:10:03,640 --> 0:10:16,380 تسلام می دادیم. با پیدا شدن سر و کلی بعضیها آرام می شدیم و با رفتن آنها آرام آرام مجددن زمزمه را از سر می گرفتیم. 141 0:10:16,380 --> 0:10:29,080 مصیحا برای این که فضای اردوگاه را آرام کنند دست بدامن یکی از دوستان به نام عباس که اتفاقا از برادران اهل سنت بود شدند 142 0:10:29,080 --> 0:10:37,020 به او گفته بودند که از دوستان خود بخواه که ازاداری نکنند ولی او گفته بود حیات 143 0:10:37,020 --> 0:10:46,400 اصرار که کردند او گفته بود اگر من چون این کاری را بکنم دوستانم فکر می کنند که من با شما تبانی کردم 144 0:10:46,400 --> 0:10:51,220 زمنن من برادران اهل تشیع وطنم را می شناسم 145 0:10:51,220 --> 0:10:56,340 محال است توی این ایام بتوانید ناله های آنان را خاموش کنید 146 0:10:56,340 --> 0:11:03,420 به گومگوی عباس با آن وعسی چونان بالا گرفت که همه بچه ها متوجه شدند 147 0:11:03,420 --> 0:11:08,240 عباس کاری کرد که بعثی ها کم آوردند و او را رها کردند 148 0:11:08,240 --> 0:11:11,120 او در مقابل بعثی ها گفت 149 0:11:11,120 --> 0:11:15,520 حالا که دارید زور می گویید من از امروز شیعه هم 150 0:11:15,520 --> 0:11:17,980 شیعه امام حسین علیه السلام 151 0:11:17,980 --> 0:11:20,500 راضی شدید حالا بروید 152 0:11:20,500 --> 0:11:25,860 آن روز بعثی ها هم از گریه ما به وحشت افتادند 153 0:11:25,860 --> 0:11:28,100 و هم از خنده ما 154 0:11:33,420 --> 0:11:43,420 موسیقی 155 0:12:03,420 --> 0:12:15,420 موسیقی 156 0:12:15,420 --> 0:12:21,060 بخش دوم خاطرات مقام معظم رحبری از روزهای ابتدایی جنگ 157 0:12:21,060 --> 0:12:35,160 یه مش از بچه های سپاه همون اوقات دفتن در نقطه محاضی اراقی ها 158 0:12:35,160 --> 0:12:36,560 در اون طرف رو روز 159 0:12:36,560 --> 0:12:42,220 یعنی در حدود دارخوین 160 0:12:42,220 --> 0:12:44,480 یک منطقه بود به نام محمدیه 161 0:12:44,480 --> 0:12:48,460 ظاهرن محمدیه و شاید سلمانیه 162 0:12:48,460 --> 0:12:49,600 الان درست یادم نیست 163 0:12:49,600 --> 0:12:52,480 بسمشو یادم رفته کلشه زمان 164 0:12:52,480 --> 0:12:55,280 در اونجایی مشتد بچه هایی استفاده رفتن مستقر شدن 165 0:12:55,280 --> 0:12:59,440 و با یه امکانات خیلی کمی یک پایگاه زده بودند 166 0:12:59,440 --> 0:13:05,180 و همون رو یک نقطهی قرار دادن برای توصیع 167 0:13:05,180 --> 0:13:10,120 که در نهایت هم فتح آبادان و شکستن محاصر آبادان 168 0:13:10,120 --> 0:13:16,580 و راندن نیروهای دشمن که در عملیات سامنال ایمه انجام گرفت 169 0:13:16,580 --> 0:13:18,500 با استفاده اصلی 170 0:13:18,500 --> 0:13:19,740 از همون پایبا 171 0:13:19,740 --> 0:13:22,380 و با تره برالره استفاده بود 172 0:13:22,380 --> 0:13:24,140 که این تره رو 173 0:13:24,140 --> 0:13:26,380 در یکی از یلسات شورای آلی دفاع در دسفور 174 0:13:26,380 --> 0:13:27,320 برای ما مطرح کرد 175 0:13:27,320 --> 0:13:30,200 قرار دید بچه ها اونجا در همون منطقه 176 0:13:30,200 --> 0:13:32,360 سلمانی و محمدی اینا گرد آمدن 177 0:13:32,360 --> 0:13:35,420 برخودشون موانعی درست کردن 178 0:13:35,420 --> 0:13:36,840 اطراف خودشون مین کاشتن 179 0:13:36,840 --> 0:13:40,680 یک کانال هایی رو درست کردن 180 0:13:40,680 --> 0:13:41,600 که از این کانال ها 181 0:13:41,600 --> 0:13:43,800 میتونستن بدونی که دشمن ببینه 182 0:13:43,800 --> 0:13:46,460 خودشونه برسونن به نزدیکی های دشمن 183 0:13:46,460 --> 0:13:48,120 حرفای دشمن رو استماع کنن 184 0:13:48,120 --> 0:13:50,240 و دشمن هم آمده بود 185 0:13:50,240 --> 0:13:51,800 این طرف روزخونه سرپل گرفته بود 186 0:13:51,800 --> 0:13:53,740 و داشت سرپل خودش رو توضعه میداد 187 0:13:53,740 --> 0:13:56,080 و میدونید که همین توضعه سرپل بود 188 0:13:56,080 --> 0:13:58,820 که برای دشمن یک موفقیت 189 0:13:58,820 --> 0:14:00,540 و برای ما یک ناکامی شد 190 0:14:00,540 --> 0:14:03 اما همین موفقیت در نهایت 191 0:14:03 --> 0:14:04,320 از دام دشمن شد 192 0:14:04,320 --> 0:14:06,280 و به شکست دشمن انجامید 193 0:14:06,280 --> 0:14:11,100 یعنی دشمن اگرچنانچه این طرف کارون نیمده بود و این خطر رو نکرده بود 194 0:14:11,100 --> 0:14:15,500 مسلمان زربه سخت سامان العمه رو نمیخورد 195 0:14:15,500 --> 0:14:22,100 دشمن سرپال خودش رو وسیع کرد تا رسون به جابده ماه شهر آبادان 196 0:14:22,100 --> 0:14:29,180 یعنی یک چنین منطقه وسیعی رو توانست با این جزبه گیرش 197 0:14:29,180 --> 0:14:32,180 ظاهران یکی دولشکر اونجا مستقر کرده و اونجا آدم بیشتر 198 0:14:32,180 --> 0:14:39,340 من الان درست دقائقش یادم نیست اما حدودا فیال می کنم دلشگر یا دلشگر و نصفی اونجا مستقر کردن 199 0:14:39,340 --> 0:14:47,480 اما در این حال این دریای دشمن موجب این نمی شد که این بچه های ما که یک عده معدودی بودن 200 0:14:47,480 --> 0:14:52,280 این ها اونجا نمونن و مقاومت نکنن و احساس نکنن که می تونن پیش برن 201 0:14:52,280 --> 0:14:55,700 و موندن دو حقا و انصافا مقاومت کردن 202 0:14:55,700 --> 0:14:59,740 من این چیزو یادمه از مسئله حسر آبادان 203 0:14:59,740 --> 0:15:05,240 البته راجعه به حسر آبادان من خیلی خاطرات در ذهنم هست که شاید یادم نیاد همش 204 0:15:05,240 --> 0:15:08,440 یا به تفصیل یادم نیاد 205 0:15:08,440 --> 0:15:12,900 یکی از جمعه اونها که خاطرات شیرین ما هست 206 0:15:12,900 --> 0:15:19,060 نفوز نیروهای دشمن هست به قرب بهمنشیر 207 0:15:19,060 --> 0:15:21,460 یعنی داخل جزیره آبادان 208 0:15:21,460 --> 0:15:23,780 نمیدونم نخشه الان در ذهنتون هست یعنی 209 0:15:23,780 --> 0:15:29,500 چون قسمت شرقی جزیره آبادان رو رودخانه بهمنشیر میپوشونه 210 0:15:29,500 --> 0:15:31,180 دشمن آمده بود تا 211 0:15:31,180 --> 0:15:33,820 تو نخلصانهای کنار رودخانه بهمنشیر رسیده بود 212 0:15:33,820 --> 0:15:35,360 از رودخانه هم عبور کرده بود 213 0:15:35,360 --> 0:15:36,780 وارد جزیره آبادان شده بود 214 0:15:36,780 --> 0:15:40,320 یعنی ما نه فقط دیگه حالا از طرف شرق آبادان 215 0:15:40,320 --> 0:15:41,760 بلکه حتی از جنوب آبادان هم 216 0:15:41,760 --> 0:15:43,680 از داخل جزیره تحدید می شدیم 217 0:15:43,680 --> 0:15:46,120 و خیلی چیز تلخ و خطرناکی بود 218 0:15:46,120 --> 0:15:48,980 برادرهای ارتش 219 0:15:48,980 --> 0:15:50,940 خیلی تلاش کردن 220 0:15:50,940 --> 0:15:52 واقعا در اون جریان 221 0:15:52 --> 0:15:53,460 خیلی فداکاری کردن 222 0:15:59,500 --> 0:16:12,560 این برادار هم بودن برادار های سپا هم بودن برادار های متفرقه هم در آبادان زیاد بودن 223 0:16:12,560 --> 0:16:15,180 میدونید در آبادان ستات های کچی کچیکی بود 224 0:16:15,180 --> 0:16:20,140 بابسته به گروه های مختلف که همه رزمنده و فداکار و شجاع اما بدون انسجام 225 0:16:20,140 --> 0:16:24,760 همه این ها ریخته بودن با این نیت که دشمن رو از جزیره آبادان بیرون کنند 226 0:16:24,760 --> 0:16:28,560 بعد از آنی که وارد جزیره آبادان شده بود و شهر آبادان رو تحدید میکرد 227 0:16:28,560 --> 0:16:30,380 و همین کار رو کردن 228 0:16:30,380 --> 0:16:33,540 به قدری اون شکستی که دشمن اونجا خورد 229 0:16:33,540 --> 0:16:35,540 براش تلخ و گزنده بود 230 0:16:35,540 --> 0:16:39,500 که من فراموش نمی کنم 231 0:16:39,500 --> 0:16:42,520 خاطر شادی های اون روز برادران من رو 232 0:16:42,520 --> 0:16:44,880 جهان روشن من است 233 0:16:44,880 --> 0:16:47,240 نگاه آفتابیت 234 0:16:47,240 --> 0:16:49,460 پناه داده این من رو 235 0:16:49,460 --> 0:16:51,960 در آسمان آبیت 236 0:16:51,960 --> 0:16:54,280 تو سرزمینت و گل 237 0:16:54,280 --> 0:16:56,640 بهشت آرزوی من 238 0:16:56,640 --> 0:17:01,580 تنین نام پاکتو شکفته در گلوی من 239 0:17:01,580 --> 0:17:06,380 تو سرزمینت تو گلو به اشتعار زوی من 240 0:17:06,380 --> 0:17:11,240 تنین نام پاکتو شکفته در گلوی من 241 0:17:11,240 --> 0:17:18,520 تو ایتبار آشقان 242 0:17:18,520 --> 0:17:20,800 دیار مندگار من 243 0:17:20,800 --> 0:17:25,720 من از قبیله تو هم 244 0:17:25,720 --> 0:17:30,540 شغایق شهید تو تو باقی آسمان و من 245 0:17:30,540 --> 0:17:35,300 ستاره سپید تو من از قبیله تو هم 246 0:17:35,300 --> 0:17:40,220 شغایق شهید تو تو باقی آسمان و من 247 0:17:40,220 --> 0:17:45,100 ستاره سپید تو به پایتی اصداده هم 248 0:17:45,100 --> 0:17:49,800 چو گله های اصدهار صدای پرتنینش 249 0:17:49,800 --> 0:17:52,280 تو این شکوه مندگار 250 0:17:52,280 --> 0:17:59,520 رنگ زمانه دارد خونابه وزوگم 251 0:17:59,520 --> 0:18:04,600 خون می ترا و دینک از شعر و گفتگوگم 252 0:18:04,600 --> 0:18:09,700 خون قزل دمیده بر شاخ شاخه دل 253 0:18:09,700 --> 0:18:15,100 فصلی دگر رسیده بر دشت آرزوگم 254 0:18:15,100 --> 0:18:20,840 من زخم که ندارم کنگونه می خروشم 255 0:18:20,840 --> 0:18:26,380 خون است این قزل نیست میریزد از گلویم 256 0:18:26,380 --> 0:18:32,320 توفان واجه هم من اسیان سربی قم 257 0:18:32,320 --> 0:18:37,560 دریای خون نشسته این گونه در سبویم 258 0:18:37,560 --> 0:18:43,220 خونین ترین قزل را باید سرودن امروز 259 0:18:43,220 --> 0:18:48,520 با یاد آشقان این دشت لال رویم 260 0:18:48,520 --> 0:18:59,360 ای هم نبرده هم خون تو فنده هم چوکارون رخش سماتشینی اینک به پیش رویم 261 0:18:59,360 --> 0:19:10,520 ای شعر ای مسلسل ای هم صدای دردم حشدار تا نریزد امروز آبرویم 262 0:19:10,520 --> 0:19:16,900 بطن از لال زار خونتان خاکی خدایی شد 263 0:19:16,900 --> 0:19:24,520 دل بیدارتان تکبیر بویان کر بلایی شد 264 0:19:25,100 --> 0:19:30,960 به یمن خونتان دم از شهادت میزنی میند 265 0:19:30,960 --> 0:19:38,520 قدم در جاده صفز قلایت میزنی میند 266 0:19:38,520 --> 0:19:45,520 چنان همواج دریا تا کران مر فتراندی 267 0:19:46,040 --> 0:19:52,520 سرود عاشقی را با گلوی صبح دم خاندی 268 0:19:53,080 --> 0:19:59,520 به خون خود کفن گشتید آری با ردای صور 269 0:19:59,520 --> 0:20:06,900 که تا روز قیامت زنده ایده سورهای صور 270 0:20:06,900 --> 0:20:09,140 سوره های سر 271 0:20:09,140 --> 0:20:17,120 خاطرات جناب سرهنگ حافظی از خلبانان شجاع میروی هوایی از روزهای ابتدایی جنگ 272 0:20:17,120 --> 0:20:24,340 بسم الله الرحمن الرحیم 273 0:20:24,340 --> 0:20:29,640 از عدب و سلام و احترام داریم خدمت تمام شلمندگان شبکه راتیوی معارف 274 0:20:29,640 --> 0:20:32,720 شما عزیزانم خسته نباشید ارزی میکنیم که زحمت کشیدید 275 0:20:32,720 --> 0:20:38,280 بنده در نیروی هوای ارتش در اون موقع جنگ شروع شد 276 0:20:38,280 --> 0:20:45,140 من ایک صدفان یکمی بودم که در پایبای شکاری همدان خدمت می کردم 277 0:20:45,140 --> 0:20:48,320 به خاطرم میاد اولین روزی که جنگ شد 278 0:20:48,320 --> 0:20:51,860 من در شهر همدان به اتفاق چند نفر از دوستانم 279 0:20:51,860 --> 0:20:54,040 مشغول خوردن قضا بودیم 280 0:20:54,040 --> 0:20:57,900 بعد یه سداهای عجیب قریبی شنیدیم که برای من نامانوس بود 281 0:20:57,900 --> 0:21:00,240 اون جنگ ندیده بودیم سدایی هم نشنیده بودیم 282 0:21:00,240 --> 0:21:03,580 بعد که تموم شد نهار و اومدیم تو شهر دیدیم 283 0:21:03,580 --> 0:21:06,140 یک ولولو یه صحبت و حرف و حدیثیست 284 0:21:06,140 --> 0:21:11,460 به هر حال آرام آرام ما هم نگران شدیم از این صحبت ها 285 0:21:11,460 --> 0:21:16,560 خب پایگاه همدان پایگاه هوای همدان فاصلهی داره با شهر همدان 286 0:21:16,560 --> 0:21:20,860 حرکت کردیم اومدیم و به در پایگاه رسیدیم 287 0:21:20,860 --> 0:21:24,760 شرایط شرایطی بیجهی شده اصلا هیچ موقع اینجوری نبود 288 0:21:24,760 --> 0:21:27,580 همه التحاب و نراحت و یه جوراییست 289 0:21:27,580 --> 0:21:32 وضعیت روحی روانی افراد پرسنالی که اونجا خدمت میکنند به خانواده ها 290 0:21:32 --> 0:21:38,660 بله ولی رفتیم داخل دیدیم که عراق حمله کرده به پایبه ها و به هر حال جنگ رو شروع کرد 291 0:21:38,660 --> 0:21:42,860 خب ما برای اینکه زربش هستشون بینیم یه روح هوایی اولین کاری که کرد 292 0:21:42,860 --> 0:21:47,540 حدود 140 فروند یک بخشیشو همون روز فرستاد که کمتر بود 293 0:21:47,540 --> 0:21:53,020 روز بعدش حدود 140 فروند هواپیما رو نشانه اینکه قدرت هوایی منشون داده بشین 294 0:21:57,580 --> 0:22:03,780 این رو خب 140 فروند تا یه دو روز دو خان اینها رو بزرگ نگهد داری و این که آماده فرواز کنن کار بزرگی است 295 0:22:03,780 --> 0:22:08,340 همه دنیا هم این رو فهمیدن که یه مدار حواظشون بیشتر جمع شد برای شروع 296 0:22:08,340 --> 0:22:15,180 ولی من اینجا بیشتر بخواهم به این نکته شرکانم که زمانی که این هواپیما ها برگشتن 297 0:22:15,180 --> 0:22:18,440 خب یه تعدادی باید مثلا در پایگاه همدن 298 0:22:18,440 --> 0:22:19,680 از پایگاه همدن رفته بودن 299 0:22:19,680 --> 0:22:22,140 در همون پایگاه دوباره فرود می اومدن 300 0:22:22,140 --> 0:22:25,160 موقعی که این تعداد هوافی ما اومدن 301 0:22:25,160 --> 0:22:27,500 تعدادشون بهزینشون کم شده بود 302 0:22:27,500 --> 0:22:29,480 به هزیهاشون آسیبی دیده بودن 303 0:22:29,480 --> 0:22:32,880 نظر فندی هالا یا جیراندازی هایی که شده بود 304 0:22:32,880 --> 0:22:35,640 نهایتاً یه تعداد دوشار مشکل بودن 305 0:22:35,640 --> 0:22:38,180 و ما امیدواری که تو پایگاه بودیم 306 0:22:38,180 --> 0:22:42,060 حالا کاری نداردی هست در بچه ها را سرکنن از پایگاه بیون بفرستن 307 0:22:42,060 --> 0:22:43,600 و خونه و دای خودشون بفرستن 308 0:22:43,600 --> 0:22:45,300 بقیه هم خب تا بقیه معمول بودن 309 0:22:45,300 --> 0:22:46,900 اونایی که مرخصی بودن همه برگشته بودن 310 0:22:46,900 --> 0:22:49,540 موقعی که این هواپیما ها برگشتن 311 0:22:49,540 --> 0:22:53,940 یکی از این هواپیما ها که استراری میخواست بشینه و میخواست دوترد بشینه 312 0:22:53,940 --> 0:22:58,220 این متاسفانه متاسفانه شرایطی ویژهی براش پیش اومد 313 0:22:58,220 --> 0:22:59,960 که قبل از این که بتونی بشینه 314 0:22:59,960 --> 0:23:01,040 سقوط کرد 315 0:23:01,040 --> 0:23:03,140 سقوط کردن این هواپیما 316 0:23:03,140 --> 0:23:05,900 باز متاسفانه با شرایط روبرو شد 317 0:23:05,900 --> 0:23:07,960 که هنوز همسر این خلبان 318 0:23:07,960 --> 0:23:10,460 از داخل پایگاه بیرون نرفت 319 0:23:10,460 --> 0:23:11,940 و فرصت نکرده بودن خلبانو 320 0:23:11,940 --> 0:23:13,600 بچه هاشون رو بفرستن نهایتن گفت 321 0:23:13,600 --> 0:23:15,600 الان با من محامورت انجام بیدیم برد میفرست 322 0:23:15,600 --> 0:23:18,800 و بچه هاش توی اون محلی که زندگی می کردن 323 0:23:18,800 --> 0:23:20,640 درست روبروی همون خونه 324 0:23:20,640 --> 0:23:29,940 این هواپیما سقود کرد در باقی محبتی خیلی باز که خودشم نمیدونست که شوهرش جلی خودش سقود کرد و شهید شد 325 0:23:29,940 --> 0:23:33,840 ولی بقیه این رو که بودن اونجا رفته بودن میدونستن 326 0:23:33,840 --> 0:23:43,840 خب ما از شروع جنگ تحمیلیم بودن همون روزهای اول حوادث ناگواری برامون اتفاق افتاد شاهده زیادی رو تقدیب انقلاب اسلامی کردیم 327 0:23:43,840 --> 0:23:49,820 و همون جوری که در جبه ها خب مشکل بود در پشت جبه ها هم این حوادث تلخ اتفاق می افتاد 328 0:23:49,820 --> 0:23:56,420 و خلوانان غیور ما دادشون اون اولی جنگ هم به درجه رفیع شهادت نایر شدن 329 0:24:13,840 --> 0:24:17,840 تو برای من ستاره تر 330 0:24:17,840 --> 0:24:25,840 تو برای من ستاره تر 331 0:24:25,840 --> 0:24:27,660 تو برای من سپیده ای 332 0:24:27,660 --> 0:24:41,540 تو برای من سپیده ای 333 0:24:41,540 --> 0:24:46,960 سفراز و قد کشیده ای 334 0:24:46,960 --> 0:24:52,220 دل سپردم امید را 335 0:24:52,220 --> 0:24:57,400 آن برادر شهید را 336 0:24:57,400 --> 0:25:02,680 آن نگاه بیقرار را 337 0:25:02,680 --> 0:25:08,080 سیمهای خاردار را 338 0:25:08,080 --> 0:25:12,700 زندگی پرستران است 339 0:25:12,700 --> 0:25:18,100 مثل شعر آشغان است 340 0:25:18,100 --> 0:25:22,780 دل سپرده هم بحارا 341 0:25:22,780 --> 0:25:27,600 مادران انتظارا 342 0:25:27,600 --> 0:25:33,500 تو برای من سپیده ای 343 0:25:33,500 --> 0:25:39,020 سرف راز و قد کشیده ای 344 0:25:39,020 --> 0:25:44,540 سرف راز و قد کشیده ای 345 0:25:44,540 --> 0:25:47 اینجا قمعست 346 0:25:47 --> 0:25:49,100 رادیو معارف 347 0:25:49,100 --> 0:25:54,920 لا اله غیر از علامه که دل پذیره است 348 0:25:54,920 --> 0:25:59,280 جلبه ای از جامعه دینی 349 0:25:59,280 --> 0:26:10,840 ردیو معارف صداق فزیلت و فطرت 350 0:26:10,840 --> 0:26:30,040 پیام بلاگت 351 0:26:40,840 --> 0:26:45,440 نور دل اون خامن ای رهبر ما 352 0:26:45,440 --> 0:26:53,760 نور دل اون خامن ای رهبر ما 353 0:26:53,760 --> 0:27:01,060 ملتی ایران در این جنگ تحمیلی اخیر کار بزرگ انجام داد 354 0:27:01,060 --> 0:27:05,060 این کار بزرگ از جنس عملیات نبود 355 0:27:05,060 --> 0:27:07,040 از جنس اراده بود 356 0:27:07,040 --> 0:27:09,080 از جنس اعظم بود 357 0:27:09,080 --> 0:27:11,760 از جنس اعتماده به نفس بود 358 0:27:11,760 --> 0:27:13,260 اینی که یک ملت 359 0:27:13,260 --> 0:27:15,020 یک کشور 360 0:27:15,020 --> 0:27:16,900 یک نیروی نظامی 361 0:27:16,900 --> 0:27:17,960 در یک کشور 362 0:27:17,960 --> 0:27:21,700 در خودش این اعتماده به نفس 363 0:27:21,700 --> 0:27:23,680 رو ملازه کنه که آماده است 364 0:27:23,680 --> 0:27:25,660 با قدرت 365 0:27:25,660 --> 0:27:26,700 امریکا 366 0:27:26,700 --> 0:27:29,920 و سگ زنجیریش در منطقه 367 0:27:29,920 --> 0:27:31,880 رجیب سحیونی 368 0:27:31,880 --> 0:27:33,600 سینه به سینه 369 0:27:33,600 --> 0:27:35,100 بشه و رو به رو بشه 370 0:27:35,100 --> 0:27:37,740 نفس این اراده 371 0:27:37,740 --> 0:27:40,700 نفس این اعتماده به نفس 372 0:27:40,700 --> 0:27:43,760 این یک عرضش بسیار بسیار مهم 373 0:27:43,760 --> 0:27:47,600 گزارش امروز ما روایت سه قهرمانه 374 0:27:47,600 --> 0:27:51,900 سه کارگر دلاور میادین میوه و تربار تهران 375 0:27:51,900 --> 0:27:54,420 که در دفاع مقدس دوازه روزه 376 0:27:54,420 --> 0:27:57,380 حتی یک روز هم میدون رو خالی نکرد 377 0:27:57,380 --> 0:27:59,480 اول به شهر غی رفتیم 378 0:27:59,480 --> 0:28:01,140 سراغ آقای محمدی 379 0:28:01,140 --> 0:28:02,080 سلامتیکن 380 0:28:02,080 --> 0:28:02,960 سلامتیکن 381 0:28:02,960 --> 0:28:04,140 سلامتیکن 382 0:28:04,140 --> 0:28:13,120 پجمان محمدی در حمله تجاوزکارانی رژیم سحیویسی به میهن عزیزمون از ناهیه هر دو پا مجروح شده 383 0:28:13,120 --> 0:28:17,680 ساعت سه، سه و نیمه شب بود تقریبا بار خالی میکردیم شبکار 384 0:28:17,680 --> 0:28:24,060 سه چار تا پهباد اومد رو گرفه فقط یه دونه نور دیدم از بالا اومد پایین ترکید 385 0:28:24,060 --> 0:28:30,780 بعد که دویدم اونور خیابون فهمیدم که پام ترکش خورده و زنگ زدن آمبولانسی نا اومد 386 0:28:30,780 --> 0:28:34,440 و همین دیگه تیر اندازی کردن په بادارو انداختن پر این 387 0:28:34,440 --> 0:28:38,180 پهرمون بعدی آقای هممتیه 388 0:28:38,180 --> 0:28:43,860 انفجار دوم اتفاق افتادیه کارگر داشتیم روی سندلی نشسته بود 389 0:28:43,860 --> 0:28:45,120 این بندی خدا پرد شد 390 0:28:45,120 --> 0:28:50,860 زمانی که پرد شد یه لحظه احساس درد شدیدی از پشت سر احساس کردم 391 0:28:50,860 --> 0:28:57,400 محل کارش در میدان میوه و تربار آزادی هدف حمل قرار گرفت 392 0:28:57,400 --> 0:29:00,180 تو این قضیه هم هر دو گوش هم آسیب دید 393 0:29:00,180 --> 0:29:07,760 آقای امانین نه تنها خودش و خانوادش در این جنگ مجروف شدن بلکه خونشون رو هم از دست دادن 394 0:29:07,760 --> 0:29:13,020 من طبقه معمول سرکار بودم که همسه ما تماس کرده که خونتون رو موشک ده 395 0:29:13,020 --> 0:29:16,200 توی موشک پسر چار سالم بودهش با خانومم 396 0:29:16,200 --> 0:29:22,360 دیدید دیگه توی این تلویزیون اظهارات افراد مختلف رو مشاهده کردید 397 0:29:22,360 --> 0:29:26,280 ظاهرهای گناگون، چهرهای گناگون، لباسهای گناگون 398 0:29:26,280 --> 0:29:28,580 که هیچ به نظر هم نمیاد 399 0:29:28,580 --> 0:29:31,680 که اینها اینجور پداکارنه حاضر باشن 400 0:29:31,680 --> 0:29:33 حرف بزنن 401 0:29:33 --> 0:29:36,400 چون حرف، حالایت حرف با عمل فاصله داره 402 0:29:36,400 --> 0:29:39,200 اما خود نفس حرف زدن 403 0:29:39,200 --> 0:29:42,500 اون انگیزهی که موجود میشه از آن حرف بزنه 404 0:29:42,500 --> 0:29:43,640 این وجود داره 405 0:29:43,640 --> 0:29:44,540 خیلی مهمه 406 0:29:44,540 --> 0:29:46,320 کسی باور نمیگرد به شد 407 0:29:46,320 --> 0:29:47,640 به اتباع گفتد 408 0:29:47,640 --> 0:29:54,940 این ها همه در افراد با جهدگیری های سیاسی گناگون 409 0:29:54,940 --> 0:29:59,320 با جهدگیری های سیاسی گایی متقابل