1 0:00:00 --> 0:00:08 موسیقی 2 0:00:30 --> 0:00:31,500 میکنم به شهید بالامقام 3 0:00:31,500 --> 0:00:33,980 امیر علی حاجی زاده 4 0:00:33,980 --> 0:00:41,860 ما چند ست هزار رزمنده داشتیم 5 0:00:41,860 --> 0:00:43,320 هر کدام از اینا 6 0:00:43,320 --> 0:00:45,980 یک مجموعه خاطرن 7 0:01:00 --> 0:01:07,080 خاطرات مندگار 8 0:01:07,080 --> 0:01:20,680 بسم الله الرحمن الرحیم 9 0:01:20,680 --> 0:01:23,660 سلام به شما شنواندگان عزیز رادیو معارف 10 0:01:23,660 --> 0:01:27,780 در چهارمین برنامه از سری جدید خاطرات مندگار 11 0:01:27,780 --> 0:01:33,560 خاطراتی از مقام معظم رحبری و امیر سرتیب قلام حسین دربندی 12 0:01:33,560 --> 0:01:38,160 از پیش کسفتان ارتش جمهوری اسلامی رو تقدیمتون میکنیم 13 0:01:38,160 --> 0:01:44,260 شهده همه اصحاب آخر زمانی سید و شهده علیه السلام هستند 14 0:01:44,260 --> 0:01:49,080 و پیام انها اشق و اطاعت است و وفاداری 15 0:01:49,080 --> 0:01:57,180 و چون این چنین است نام امیر و نام حسن در میان این خیل عظیم وفاداران 16 0:01:57,180 --> 0:02:02,220 گم می شود و راه انهاست که باقی می ماند 17 0:02:02,220 --> 0:02:08,660 پس اگر یاد حسن یاد همه شهداست از حسن بگوییم 18 0:02:08,660 --> 0:02:13,980 کجایید ای شهیدان خدایی 19 0:02:13,980 --> 0:02:19,480 بلا جویان دشت کروالایی 20 0:02:19,480 --> 0:02:25,060 کجایید ای سبوت روحان عاشق 21 0:02:25,060 --> 0:02:30,280 پرنده ترز مرغان هبایی 22 0:02:30,280 --> 0:02:33,320 وقتی که چشمت نگاهم می کرد 23 0:02:33,320 --> 0:02:37,520 خرشی در دلم تابیدن می گرفت 24 0:02:37,520 --> 0:02:43,840 نگاه کن دیوارهای قلبم ترک برداشتند 25 0:02:43,840 --> 0:02:47,740 بغزت گلویم را می فشورد 26 0:02:47,740 --> 0:02:52,180 دلم برای نبودنت می گرگد 27 0:02:52,180 --> 0:02:57,260 بی تو گلهای بهاری میل شکفتن ندارند 28 0:02:57,260 --> 0:03:02,300 دیریست آسمان رنگ خون به خود گرفته 29 0:03:02,300 --> 0:03:06,740 ستاره ها دیگر سوسو نمی زنند 30 0:03:06,740 --> 0:03:12,520 مهربان من نشانت در بینشانیست 31 0:03:12,520 --> 0:03:15,580 به تماشای سکوتم بیا 32 0:03:15,580 --> 0:03:22,540 راستای سینه من آغوش همیشگی توست 33 0:03:22,540 --> 0:03:27,860 کجایی دیشهان آسمانی 34 0:03:27,860 --> 0:03:33,380 بدانست فلک را در گشایی 35 0:03:33,380 --> 0:03:38,920 کجایی دیز جان و جارهیده 36 0:03:38,920 --> 0:03:44,460 کسی مرعب را گوید کجایی 37 0:03:45,580 --> 0:03:57,080 خاطره ای از حضرت آیت الله خامنهی رحبر معظم انقلاب در باره سربازی که حقوقش را برای کمک به جبهه داد 38 0:03:57,080 --> 0:04:00,900 بسم الله الرحمن الرحیم 39 0:04:00,900 --> 0:04:10,240 دوسته تا خاطره کتاه رو نقل میکنم هر کدومی از یک نوع هست تا حالا بیرونم کدومش ممکنه جالب واقع بشه 40 0:04:10,240 --> 0:04:21,480 یه خاطره اینست که در جبه های قرب طرف های شاهنشین و ریجاب و این مناطق رفته بودیم با برادران 41 0:04:21,480 --> 0:04:27,080 اونجا برای سرکشی از جبه ها و دیدار برادرانی که تو جبه هن 42 0:04:27,080 --> 0:04:33,160 رفتیم اون منطقه رو دیدیم اون بخشی که رفته بودیم جای توبخانه بود موازه توبخانه بود 43 0:04:33,160 --> 0:04:37,680 فکر میکنم یا موازه مقدم بودیدم نیست درست حالا 44 0:04:37,680 --> 0:04:40,180 رفتیم اونجا و بچه ها رو دیدیم 45 0:04:40,180 --> 0:04:42,220 خب اخور پرسی باشیم کردیم 46 0:04:42,220 --> 0:04:44,360 خیلی خوشحال شدن که من رفته بودم اونجا و اینها 47 0:04:44,360 --> 0:04:46,520 بعد که خدافزی کردیم 48 0:04:46,520 --> 0:04:47,640 و داشتیم میامدیم که 49 0:04:47,640 --> 0:04:49,800 درگردیم بریم یه موضع دیگری 50 0:04:49,800 --> 0:04:51,620 دیدم یکی از این بچه های 51 0:04:51,620 --> 0:04:52,740 سرباز 52 0:04:52,740 --> 0:04:54,620 به نظرم سرباز بود 53 0:04:54,620 --> 0:04:56,940 بودو بودو داره دنبال من میان 54 0:04:56,940 --> 0:04:58,860 و من صدا میزن 55 0:04:58,860 --> 0:05:01,600 من وایستادم گفتم که 56 0:05:01,600 --> 0:05:03,300 چه کار داری دست کرد تو جیبش 57 0:05:03,300 --> 0:05:05,220 که مقدار پول دارو برد 58 0:05:05,220 --> 0:05:06,580 داد به من 59 0:05:06,580 --> 0:05:09,060 دو هزار تومن دو هزارو پردهی بود 60 0:05:09,060 --> 0:05:12,320 گفتش که این حقوق و فوقالادمی که من گرفتم 61 0:05:12,320 --> 0:05:13,920 و اینو میدم به شما 62 0:05:13,920 --> 0:05:17,300 تا شما برای جنگ زده ها و جبه ها مصرف کنید 63 0:05:17,300 --> 0:05:19,360 من خیلی تحت تحصیل قرار گرفت 64 0:05:19,360 --> 0:05:21,540 چون دیدم که این جوون 65 0:05:21,540 --> 0:05:23,760 اینجا خب جان خودشو 66 0:05:23,760 --> 0:05:25,800 در معرض خطر قرار داده 67 0:05:25,800 --> 0:05:27 شنفته که مثلا 68 0:05:27 --> 0:05:30,120 افراد پشت جبهه میان در نماز جمعه به من 69 0:05:30,120 --> 0:05:36,480 پول هایی یا مثلا تلا و اون چیز ها میدن برای بخارج پشی جبه و جنگ و این حرف ها 70 0:05:36,480 --> 0:05:41,080 این تبلک هم داره علاوه برجان ایساره به مال هم میکنه 71 0:05:41,080 --> 0:05:44,420 البته من فورا پول ازش گرفتم و تشکر کردم 72 0:05:44,420 --> 0:05:49,660 اتفاقا برادرانی که دوربین تلویزیون اینها داشتن همراه ما بودن 73 0:05:49,660 --> 0:05:54,320 متا اینا عقب بودن پیشبینی نمی کردن که یه چنین منظری جالب و مهمی اینجا هست 74 0:05:54,320 --> 0:06:00,020 اینا آمده بودن و اصرار داشتن که یه بار این پولو بدیم به اون سربازه که اون دوباره بده به شما 75 0:06:00,020 --> 0:06:02,040 که ما بسیاری زبط کنیم 76 0:06:02,040 --> 0:06:05,660 البته نه او حاضر بود که این کارو بکنه نه من حسله این تصنعو داشتم 77 0:06:05,660 --> 0:06:10,600 خوشبختانه تا وقتی که اینا آمدن دو من به برادرانمون گفتم که 78 0:06:10,600 --> 0:06:14,160 یو بینید که این جوون داره این پولو میده برای اینو 79 0:06:14,160 --> 0:06:16,100 خود منم خیلی تحت اثیر قرار گرفته بودم 80 0:06:16,100 --> 0:06:18,220 چند نفر دیگه از سرباز هم آمدن 81 0:06:18,220 --> 0:06:19,380 اونا همین کار کردن 82 0:06:19,380 --> 0:06:22,600 که این دوربین تونست که یک فیلمی بگیره 83 0:06:22,600 --> 0:06:26,080 از اون کسانی که بعدن آمده بودن این کار میکردن 84 0:06:26,080 --> 0:06:29,580 اون برادر اصلی اون جوان عزیزی که اولین کار کرد 85 0:06:29,580 --> 0:06:31,280 اصلا فیلمش هم گرفته نشد 86 0:06:46,100 --> 0:07:03,100 موسیقی 87 0:07:03,100 --> 0:07:10,500 و اما در ادامه برامه خاطرات ماندگار حکایتی بشنویم با عنوان شهید گمنام 88 0:07:10,500 --> 0:07:26,740 قدرت کل پاگی بر اثر اختلاف با خانواده و فشار روحی وارده به بیابان می زند 89 0:07:26,740 --> 0:07:32,420 و از حوالی خورم آباد پیاده به سمت دشت زحاب می آید 90 0:07:32,420 --> 0:07:59,060 دو بسیجی اهل کرمانشاه او را که لباس کاملا شخصی برتن داشته لسگیر می کنند و تحویل فرمانده می دهند. قدرت می گوید من آمده بودم تفریح حالا می خوام برگردم. بچه ها حق دارند به او مشکوک شوند. مدت ها او را کنترول می کنند و او شیفته روحیات ارفانی فرمانده شهید حاج بابا می شود. 91 0:07:59,060 --> 0:08:10,020 کل پایی در یک شناسایی روی میدان مین دشمن میرود و یک پایش قط میشود و تا صبح از درد و خون ریزی میلالد 92 0:08:10,020 --> 0:08:20,540 طوری که صدایش را هم اراقی ها و هم ایرانی ها میشنیدند ولی امکان کمک به او وجود ندارد 93 0:08:20,540 --> 0:08:25,120 ای کبوتر سفید من 94 0:08:25,120 --> 0:08:31,980 ای برادر شهید من 95 0:08:31,980 --> 0:08:37,540 تو برای من پرند پر 96 0:08:37,540 --> 0:08:42,540 تو برای من ستارتر 97 0:08:42,540 --> 0:08:49,540 تو برای من ستارتر 98 0:08:50,540 --> 0:08:55,900 تو برای من سپیده ای 99 0:08:55,900 --> 0:09:00,540 سرفراز و قد کشیده ای 100 0:09:01,520 --> 0:09:10,020 خاطره ی از مقام معظم رحبری در باره شناسایی به همراه شهید چمران 101 0:09:10,020 --> 0:09:14,740 یه خاطره دیگه دارم از نوع دیگری اون 102 0:09:14,740 --> 0:09:20,820 که بر اینکه یادی از برادر شهید عزیزمون مرحوم دکتر چمران شده باشه 103 0:09:20,820 --> 0:09:24,460 این قاطره در شرکت اشتراک با ایشونه 104 0:09:24,460 --> 0:09:30,700 البته من چون چند ماه در احواز بودم و ایشون هم که اونجا در اون ستات سرموندهی داشتن 105 0:09:30,700 --> 0:09:32,820 با هم بودیم 106 0:09:32,820 --> 0:09:37,320 این از که خیلی از قاطرات من با مرحوم دکتر چمران با همه 107 0:09:37,320 --> 0:09:40,740 و دکتر خدا بیامرزه یه موجود خیلی خوبی بود 108 0:09:40,740 --> 0:09:42,700 یعنی یه جامعیتی داشت 109 0:09:42,700 --> 0:09:45,780 یه جامعه اطرافیی داشت 110 0:09:45,780 --> 0:09:46,420 شاعر و 111 0:09:46,420 --> 0:09:48,920 شاعر ها لنم دارم نقاش و بازوگ و 112 0:09:48,920 --> 0:09:50,060 رقیقلغلب و 113 0:09:50,060 --> 0:09:52,460 اهل گریه و عشق و فنان در این حال 114 0:09:52,460 --> 0:09:54,580 مثلا دلاور و مقاوم و 115 0:09:54,580 --> 0:09:56,440 جنگی و اینجوری چریف و 116 0:09:56,440 --> 0:09:58,820 میرفتیم برای شناسایی 117 0:09:58,820 --> 0:10:00,660 منطقه ای که 118 0:10:00,660 --> 0:10:02,500 معروف به دوبهردانه و 119 0:10:02,500 --> 0:10:03,780 خیلی معروف هست 120 0:10:03,780 --> 0:10:05,600 بین همه 121 0:10:05,600 --> 0:10:08,880 دوبهردان در غرب 122 0:10:08,880 --> 0:10:09,760 احواز واقعه 123 0:10:09,760 --> 0:10:15,500 ما این دفعه از طرف شمال میخواستیم بریم طرف دوبهردان 124 0:10:15,500 --> 0:10:17,760 از جادهی که میره طرف سوسنگرد 125 0:10:17,760 --> 0:10:20,080 از وسط جاده یه راهی بود 126 0:10:20,080 --> 0:10:24,160 آمدیم اونجا و بچه ها موازه خنپاره اونجا مستقر کرده بودن 127 0:10:24,160 --> 0:10:28,360 و ما هم داشتیم میامدیم بریم طرف دوبهردان شناسایی کنیم 128 0:10:28,360 --> 0:10:29,820 ببینیم دشمند کجا هاست چجوریه 129 0:10:29,820 --> 0:10:35,380 چون مهم بود خود دکر چمران متقبل شده بود که این شناسایی را انجام بده 130 0:10:35,380 --> 0:10:38,100 من هم بودم یه دم از بچه ها بودم 131 0:10:38,100 --> 0:10:42,100 آمدیم به یه نقطه رسیدیم 132 0:10:42,100 --> 0:10:44,840 بچه ها تقسیم شدند به چند قسمت 133 0:10:44,840 --> 0:10:46,860 که برن از طرف چپ و راست رو برو 134 0:10:46,860 --> 0:10:49,860 و شناسایی کنند 135 0:10:49,860 --> 0:10:53,260 یه نقطه بودیم اون قده که رو برو رفته بودن 136 0:10:53,260 --> 0:10:56,020 با تسباشیگی آمدن گفتن چند تا نفر بر اراقی 137 0:10:56,020 --> 0:10:59,820 آمده اینجا و حالی ها برای شناسایی آمدن 138 0:10:59,820 --> 0:11:01,780 یا ماهارو دیدن آمدن ما رو بگیرن 139 0:11:01,780 --> 0:11:04,220 که احتمال استارت و این چیزا بود 140 0:11:04,220 --> 0:11:06,500 دکتر دید که اینا 141 0:11:06,500 --> 0:11:08,300 آرپیجی ندارن 142 0:11:08,300 --> 0:11:09,220 آرپیجی نداشتن 143 0:11:09,220 --> 0:11:11,740 چند تا آرپیجی دار رو فرستاد 144 0:11:11,740 --> 0:11:13,300 بعدم خودش آرون نتونست بگیره 145 0:11:13,300 --> 0:11:14,500 گفت منم میرم 146 0:11:14,500 --> 0:11:16,860 منم میخواستم برم نگذاشت 147 0:11:16,860 --> 0:11:17,700 گفت نه شما نیا 148 0:11:17,700 --> 0:11:19,340 هرچی استارت کردم نداشت من برم 149 0:11:19,340 --> 0:11:21,600 گفت شما همینجا باشین تا ما برگردیم 150 0:11:21,600 --> 0:11:23,300 البته صدای نفرور 151 0:11:23,300 --> 0:11:24,820 به نظرم میرسه میامد 152 0:11:24,820 --> 0:11:26,840 یعنی میشنوندیم سلی نفر بر رو 153 0:11:26,840 --> 0:11:27,780 اینجور که یال میکنم 154 0:11:27,780 --> 0:11:30,300 که خیلی دور نبود 155 0:11:30,300 --> 0:11:31,940 چند ست متری مثلا فاصله داشت 156 0:11:31,940 --> 0:11:34,240 دکتور اینا رفتن ما هم نشستیم اینجا 157 0:11:34,240 --> 0:11:35,240 با چند دارد بچه ها 158 0:11:35,240 --> 0:11:37 حالت ما هم RPG زن داشتیم 159 0:11:37 --> 0:11:39,960 و سلاح انفرادی هم داشتیم 160 0:11:39,960 --> 0:11:42,320 جیسه و کلوشینکو 161 0:11:42,320 --> 0:11:44,740 نشسته بودیم منتظر که ببینیم 162 0:11:44,740 --> 0:11:46,340 اگر اونا احتیاج به کمک داشتن 163 0:11:46,340 --> 0:11:48,340 بریم جلو اگر هم برگشتن که برگذیم اقل 164 0:11:54,820 --> 0:12:01,120 و فکر کردیم که خب ما اینجا رو بنشینیم اطباقا زیر یه درختی بود چون هوا هم گرم بود 165 0:12:01,120 --> 0:12:03,740 زیر یه درختی نشسته بودیم که سایه باشه 166 0:12:03,740 --> 0:12:09,480 داشتن همون درخت رو که یک گرایی محصوب میشد خودش یه نشانی محصوب میشد 167 0:12:09,480 --> 0:12:11,080 اونجار داشتن میکوبیدن 168 0:12:11,080 --> 0:12:15,480 ما یه قدری دراز کشیدیم و قدرمون رو محافظت کردیم 169 0:12:15,480 --> 0:12:17,080 بعد دیدیم نه اینجار سخت دارن میکوبن 170 0:12:17,080 --> 0:12:20,320 گفتیم بریم اون طرف در یا خورده طرف اقب 171 0:12:20,320 --> 0:12:21,380 اون راهی که آمده بودیم 172 0:12:21,380 --> 0:12:22,880 یه ست متری بریم اقب 173 0:12:22,880 --> 0:12:24,700 ببینیم چه میشه بازم میکنون یعنی 174 0:12:24,700 --> 0:12:29,240 برای کدیم با حالت خمیده 175 0:12:29,240 --> 0:12:31,980 به سرعت خودمون رو کشیدیم اقب 176 0:12:31,980 --> 0:12:36,360 در همین هین البته چند تا توب زدن که ما خوابیدیم 177 0:12:36,360 --> 0:12:38,440 خب من درست دقیقا یادمه 178 0:12:38,440 --> 0:12:41,440 واقعا لطف کدا بود که اینا به ما اصابت نمیکرد 179 0:12:41,440 --> 0:12:43,440 همچنین که دراز کشیده بودیم 180 0:12:43,440 --> 0:12:44,160 اطراف ما 181 0:12:44,160 --> 0:12:47,800 این ترکش های خنپاره 182 0:12:47,800 --> 0:12:49,140 میخورد زمین 183 0:12:49,140 --> 0:12:50,760 ترک ترک ترک من میشنفتم صدا شد 184 0:12:50,760 --> 0:12:52,540 حتی یه جوب آبی نزدیکمون بود 185 0:12:52,540 --> 0:12:53,540 میرفت میریخ تو آب 186 0:12:53,540 --> 0:12:54,300 تک تک تک تک 187 0:12:54,300 --> 0:12:57,460 میریخ تو آب داغ بود 188 0:12:57,460 --> 0:13:00,640 جسم آهنه داغی که خب تو آب بگوره 189 0:13:00,640 --> 0:13:01,660 یه صدایی میکنه 190 0:13:01,660 --> 0:13:04,060 یه مقداری که اقب رستیم دیدیم 191 0:13:04,060 --> 0:13:05,720 همون نقطه که ما نشسته بودیم 192 0:13:05,720 --> 0:13:08,240 که درخت بود و اینها 193 0:13:08,240 --> 0:13:10,720 همون نقطه رو دقیقا همون نقطه رو زدن 194 0:13:10,720 --> 0:13:14,680 که اگر ما اونجا بودیم این گلده توب همچین قشنگ میخورد 195 0:13:14,680 --> 0:13:20,160 وسط جمعه بسرن چیشف نفری ما و لعبود چند تا شهید داشتیم 196 0:13:20,160 --> 0:13:24,080 پر از سعادت شهادت نداشتیم یا سعادت زنده موندن داشتیم 197 0:13:24,080 --> 0:13:25,860 یکی از این دوتار میشه فرض کرد 198 0:13:25,860 --> 0:13:29 این هم یکی از خاطراتی که رفتیم یه باداری اقب 199 0:13:29 --> 0:13:32,620 خوشبختانه بلافاصله دکتر و دوستانشون هم آمدن 200 0:13:32,620 --> 0:13:39,080 منوشت داد که نه نفربر برای شناسایی اینها آمده بوده و شناسایی زمین آمده بوده و رفته 201 0:13:39,080 --> 0:13:43,120 نه اینا تونستن نفربر را بزنن نه نفربر تونست اینا را آسیب بزنن 202 0:14:02,620 --> 0:14:22,620 موسیقی 203 0:14:22,620 --> 0:14:31,420 به شایگان نیست ترا این همه فریاد که برشانه های مراسی ماست 204 0:14:31,420 --> 0:14:50,680 میان خانه از باد در اون پرده از خاکستر و مرگ کمیاب در چشم جاری جاری بر تمامی دریا کشید بال نشسته است 205 0:14:50,680 --> 0:15:03,860 این شیون باد است که در کوچه های خالی می پیچد و خاک کوچه پر از بوی آشنایی توست 206 0:15:03,860 --> 0:15:09,400 تمام کوچه شب نیم شب که سبس شدم 207 0:15:09,400 --> 0:15:13,960 برا سانه در انتظار هر شب را 208 0:15:13,960 --> 0:15:16,820 و حاله محتاب توست 209 0:15:16,820 --> 0:15:20,960 که از خلوت همیشه دور می آید 210 0:15:20,960 --> 0:15:27,140 شب حودجی را ملائک برشان داشتند 211 0:15:27,140 --> 0:15:31,960 از هنجر تان صوت قرآن و داخی زد 212 0:15:31,960 --> 0:15:38,060 این راز و نیازشم از صدق و صفا خیزم 213 0:15:38,060 --> 0:15:42,960 تشمندش افتامم از جذبه سیماتم 214 0:15:43,520 --> 0:15:49,020 یارم به شما هر در از عرش خدا آیم 215 0:15:49,020 --> 0:15:57,200 بخش اول خاطره ای از امیر سرتیب قلام حسین دربندی 216 0:15:57,200 --> 0:16:00,160 از پیش کسفتان ارتش جمهوری اسلامی 217 0:16:00,160 --> 0:16:07,400 در مورد انتقال مجروحین عملیات الله اکبر و افسر مجروحی که در میدان مین اسرار داشت 218 0:16:07,400 --> 0:16:10,600 ابتدا به زخمی اراقی درسند 219 0:16:10,600 --> 0:16:14,360 بسم الله الرحمن الرحیم 220 0:16:14,360 --> 0:16:22,160 تشکر میکنم از عزیزانی که تشوردن از رادیو ماره و بخش خاطرات مندگار 221 0:16:22,160 --> 0:16:26,740 قلام سن دربندی هستم از نیوی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران 222 0:16:26,740 --> 0:16:34,220 در عملیات الله اکبر که در سیه یک اردی به هشت 1360 انجام شد 223 0:16:34,220 --> 0:16:36,700 در شمال سوسنگرد 224 0:16:36,700 --> 0:16:41,740 یادم هست که ساعت حدود دو نصف شب سه نصف شب که در موزه تک رفته بودیم 225 0:16:42,600 --> 0:16:47,600 شهید دکتر چمران تشوردن برای ما ده دقیقی صحبت کردن 226 0:16:47,600 --> 0:16:49,900 با همه ما دست رو بسی کردن 227 0:16:49,900 --> 0:16:55,240 صحبتهایشون خیلی اثر بذاشت روحی رزمندگانی که اونجا بودن 228 0:16:55,240 --> 0:16:57,600 شهید نیاکی حضور پیدا کرد 229 0:16:57,600 --> 0:16:59,720 شهید نیاکی برای ما صحبت کرد 230 0:16:59,720 --> 0:17:02,600 ما حمله رو در ساعت حدودن 231 0:17:02,600 --> 0:17:05,740 سه و نیم چهار صبح آغاز کردیم 232 0:17:05,740 --> 0:17:08,880 آتیش تقییه ما دشمن رو زمین گیر کرده بود 233 0:17:08,880 --> 0:17:12,120 و گروه تخریب ما مشغول باز کردن 234 0:17:12,120 --> 0:17:14,640 معبر بود از میدون مین 235 0:17:14,640 --> 0:17:17,180 و بچه مهندسی داشتن کار میکردن 236 0:17:17,180 --> 0:17:19,940 معبر رو باز کردن از معبر رفتیم داخل 237 0:17:19,940 --> 0:17:22,180 و خب اون حمله انجام شد 238 0:17:22,180 --> 0:17:30 با شکل خودش که حالا خیلی طولانی میشه و وقت عزیزان شنمنده رو با میگیرم اگه بخواهم شرح کاملش رو بدم 239 0:17:30 --> 0:17:34,860 اما چون من از سر تخلی مجرو بودم مجروها رو بر میداشتم و به اقب میوردم 240 0:17:34,860 --> 0:17:39,420 لازم بود وقتی میادم چون دورتا دور مین گذاری بود باز از همین معبر برگردم 241 0:17:39,420 --> 0:17:44,420 یکی از مشکلاتی گوره تخلی مجرو دارن اینه که همه دارن حمله میکنن پیشرفی میکنن 242 0:17:44,420 --> 0:17:46,740 و از اون معبری که با سوی دارن بیرن جلو 243 0:17:46,740 --> 0:17:52,320 و این گوله تخری مجروح حالا یا با آملاس یا با نفربر که من خودم با نفربر می آوردم 244 0:17:52,320 --> 0:17:56,960 چون آسیب پذیریش در مقابل تیرهای سبوک دشمنه به داری کم تره 245 0:17:56,960 --> 0:17:58,960 بعد از این معبر خارج می شدیم 246 0:17:58,960 --> 0:18:02,860 داشتم می آمدم که بیام بیرون وسط میدون مین دیگه روز شده بود 247 0:18:02,860 --> 0:18:06,700 هوا روشن شده بود و ما اهداف خودمون رو گرفته بودیم 248 0:18:06,700 --> 0:18:08,220 یتدادی هم مجروح داشتم بودم 249 0:18:08,220 --> 0:18:11,280 دیدم تو منطقه میدونه میل یه تعدادی مجروح افتاده 250 0:18:11,280 --> 0:18:14,120 نگاه کردم یکی از اونا رو شناختم 251 0:18:14,120 --> 0:18:17,680 سرهنگی بود به نام یهیان نیکنامی که البته الان سرهنگیشون 252 0:18:17,680 --> 0:18:20,540 اون موقع ستوان بود فهمیده که از گرانای تانگی بود 253 0:18:20,540 --> 0:18:25,720 مجروح شده افتاده و دو سه نفرم دیگه کنارشن دارن ناله میکنن 254 0:18:25,720 --> 0:18:29,700 بلا فاصله من با وجود که تو نفرم پر مجروح بود 255 0:18:29,700 --> 0:18:32,500 پیاده شدم با احتیاط رفتیم نزدیکش و 256 0:18:32,500 --> 0:18:38,120 اومدم زخمش بندم از نایه پهلو هم مجروی شده بود و شدیدن خون ریزی میکرد 257 0:18:38,120 --> 0:18:43,840 اومدم که من اینه ببندم یک حرکت بسیار زیباییشون انجام داد که واقعا تاریخیه 258 0:18:43,840 --> 0:18:49,620 ایشون گفت منو نبند منو بذار باشم برو اون دوتا مجروی دیگر رو اول ببند 259 0:18:49,620 --> 0:18:51,820 اونا رو بردم با وجود که خون ریزی داشت میکرد 260 0:18:51,820 --> 0:18:56,040 من گفتم باشه رفتم اون دوتا مجروی که بردم بردم ایده اطفاقا عراقی هستن 261 0:18:56,040 --> 0:18:59,960 خوده تامین این نیدان مین بودن و مجروش در اونجا افتنی 262 0:18:59,960 --> 0:19:01,500 یکیشونم پاش قد شده بود 263 0:19:01,500 --> 0:19:05,020 یکیشون دیده بود که اون حالش بدتره و داره خون ریزی میکنه 264 0:19:05,020 --> 0:19:07,320 اول شارعی که من برم اونا رو بردارم 265 0:19:07,320 --> 0:19:09,040 که این واقعی بود که من به چشم دیدم 266 0:19:26,040 --> 0:19:30,880 زکف بود زرگر اهل صفایی 267 0:19:30,880 --> 0:19:40,120 به تازگی بنی صدر از فرماندهی کل قوا عزل شده بود. 268 0:19:40,520 --> 0:19:51,740 عملیاتی با حضور مشترک بچه های ارتش و سپاه روی شمشی ارتفاعات مشرف بر شهر توویله اراق نزدیکی های پاوه انجام شد. 269 0:19:52,160 --> 0:19:53,900 عملیات موفقی هم بود. 270 0:19:53,900 --> 0:20:00,380 بعد از ظهر عملیات تیرماه سال شهست، تشنگی داشت به همه بچه ها قالب می شد. 271 0:20:01,100 --> 0:20:06,080 یکی از سربازان ارتش که اتفاقا هم شهری و همسایه هم بودیم را دیدم. 272 0:20:06,700 --> 0:20:08,200 سر و صورتش خیص بود. 273 0:20:08,760 --> 0:20:14,260 وقتی بوسیدمش، خونکای موهای صورتش تا حدی از اتشم کم کرد. 274 0:20:14,740 --> 0:20:15,900 خندیدم و گفتم، 275 0:20:16,440 --> 0:20:21,900 سید، ما داریم از تشنگی می میریم، تو سر و رویت را شستی؟ آب از کجا آوردی؟ 276 0:20:21,900 --> 0:20:27,880 خندید و اشاره کرد به شیاری که اراقی ها روی آن دید نداشتند 277 0:20:27,880 --> 0:20:33,380 بعد گفت چشمه ی آنجاز که اتفاقا آب خوب و خونکی هم دارد 278 0:20:33,380 --> 0:20:39,880 را وفتادیم برقیم داد زد آقای شعبانی فرصت کردید غسل شهادت هم بکنید 279 0:20:40,780 --> 0:20:51,140 حرف سید را جدی نگرفتیم رفت و برگشت من چند دقیقه ی طول نکشید که دیدیم سید میر سعید راهمی شهید شده است 280 0:20:51,900 --> 0:21:06,480 بخش دوم خاطره امیر سرتیب قلام حسین دربندی از پیش گسوتان ارتش جمهوری اسلامی ایران 281 0:21:21,900 --> 0:21:35,700 برگشتم سدبان نکنامی رو برگشتم و برگشتم ایشون رو بردم تو نفر بر 282 0:21:35,700 --> 0:21:41,740 و نفر بر حرکت کرد بردیم یه دهی بود به نام جلدیه پشت ارتفاع تلو اکبر 283 0:21:41,740 --> 0:21:45,360 که ایستگاه جمع و بری مجروی رو در اونجا زده بودیم 284 0:21:45,360 --> 0:21:49,860 این رو پیاده کردم تو راه مجروع ها تشنه بودن 285 0:21:49,860 --> 0:21:53,300 هوا گرم بود آخر اردی بهشت بود دیگه اوج گرما بود 286 0:21:53,300 --> 0:21:57,540 آب میخواستن من یادم شروط آبلیمو درست کردم توی کلمن 287 0:21:57,540 --> 0:22:01,900 اونایی که بین در میامداری خون ریزی ندارن و حالشون تقریبا جوریه که آب براشون 288 0:22:01,900 --> 0:22:06,520 زرعه نداره بهشون آب میدادم این مجروع عراقی که پاش قدر و خون ریزی زیاد داشت 289 0:22:06,520 --> 0:22:11,340 احساس اتش داشت و خب به خاطر شدت خونیزی تشنش شده بود 290 0:22:11,340 --> 0:22:15,860 هنگو ما ما من بیدونستم که برای اون کسی که خوب خونیزی داری میکنه 291 0:22:15,860 --> 0:22:22,420 آب مزره نبوده با دستمال خیست میکردم به لبش اینو مالدم که اتش اینو داری که هاش پیدا بکنه 292 0:22:22,420 --> 0:22:27,020 وقتی رسیدم اونجا اونجا مجددا بغلش کردم و پیادش کردم 293 0:22:27,020 --> 0:22:32,200 بردم رو برانکاتر خواه موندم دکتورا آمدن که مشکوشن درمان کنن ایشونو 294 0:22:32,200 --> 0:22:36,440 من دیدم ایشون داره یه چیزی به عربی میگه و گیریه میکنه 295 0:22:36,440 --> 0:22:38,280 این مجروع عراقی 296 0:22:38,280 --> 0:22:43,220 سربازی داشته به نام تورفی که بچه همون اطراف سنگردوها و بیزه بود 297 0:22:43,220 --> 0:22:47,020 زبان عربی میدونست و بهش گفتم ببینی چی میگه 298 0:22:47,020 --> 0:22:50,700 اومد باش صحبت کرد من گفتم چی گفت 299 0:22:50,700 --> 0:22:53,660 من فکر کردم از شدت درد داره گیریه میکنه 300 0:22:53,660 --> 0:22:58,820 گفت نه ایشون میگه که به ما گفته بودن اگرچناش اصیر ایرانی ها بشین 301 0:22:58,820 --> 0:23:00,580 با شما خیلی بد رفتاری میکنن 302 0:23:00,580 --> 0:23:02,660 شکنجه میکنن شما رو 303 0:23:02,660 --> 0:23:04,320 یا شما رو اصلا میکشن 304 0:23:04,320 --> 0:23:07,700 و من الان میبینم که برخلاف گفتهای اونا 305 0:23:07,700 --> 0:23:10,800 و مسئولین حضب بست و فرماندان خودمون 306 0:23:10,800 --> 0:23:14,960 وقتی با این حال زخمی اسیر شما شدم 307 0:23:14,960 --> 0:23:17,460 یه افسر شما منو بخل کرده 308 0:23:17,460 --> 0:23:18,860 اینجور با من رفتار کرده 309 0:23:18,860 --> 0:23:20,120 به مجروعی ما آب داده 310 0:23:20,120 --> 0:23:23,060 حتی از آبی که به سربوز خودش میخواست بده 311 0:23:23,060 --> 0:23:24,360 نداد و به ما داده 312 0:23:24,360 --> 0:23:26,120 و اینجور داره با من رفتار کرده 313 0:23:28,820 --> 0:23:31,340 من هستم که چرا با شما دارم می جنگم 314 0:23:31,340 --> 0:23:35,220 و این احساس ندامت باید صورت که من گریه بکنم 315 0:23:35,220 --> 0:23:37,540 با خدای دردم نیست که گریه میکنم 316 0:23:37,540 --> 0:23:43,880 و همینجورون فداکاری سرحی نیکنامی که واقعا در اون حالت 317 0:23:43,880 --> 0:23:48,200 دیگری رو بر خودش ترجیح داد تازه دیگری رو که دشمن بود 318 0:23:48,200 --> 0:23:49,700 به خودش ترجیح داد 319 0:23:49,700 --> 0:23:53,580 و این اوج واقعا ایسار و فداکاری نیروهای ما رو می رسوند 320 0:23:53,580 --> 0:23:55,800 که حالا ما در تاریخ اسلام می خونیم 321 0:23:55,800 --> 0:23:57,960 در طریق صدرستان که آب رو به همدیگه 322 0:23:57,960 --> 0:24:00,020 طرف میگرد و ترجیم میداد 323 0:24:00,020 --> 0:24:02,160 و دیگری رو به همدیگه ترجیم میدادن 324 0:24:02,160 --> 0:24:04,560 اینجا این داشت خوندیزی میکرد 325 0:24:04,560 --> 0:24:06,100 و جانش رو داشت 326 0:24:06,100 --> 0:24:08,580 دست میداد دیگری رو به خودش ترجیم میداد 327 0:24:08,580 --> 0:24:10,380 گفت آنان که به روزگار 328 0:24:10,380 --> 0:24:11,580 صاحب نزرند 329 0:24:11,580 --> 0:24:14,220 در بخشش وجود نام حاتم ببرند 330 0:24:14,220 --> 0:24:16,020 حاتم زر و رزمنده 331 0:24:16,020 --> 0:24:17,060 ما جان بخشد 332 0:24:17,060 --> 0:24:19,460 انصاف بده کدام بخشنده ترند 333 0:24:25,800 --> 0:24:32,840 جان بر کفان عرصه سرخ شهادت 334 0:24:32,840 --> 0:24:39,700 ای رانیان جاده های روشنه اش 335 0:24:39,700 --> 0:24:44,920 ای قلده های سر به زیر میهنه 336 0:24:44,920 --> 0:24:50,460 تا برنامه بعدی خاطرات ماندگار که باز هم در مورد دفاع مقدس 337 0:24:50,460 --> 0:24:54,580 و خاطرات آن دوران هموصب و عشق با شما همراه باشیم 338 0:24:54,580 --> 0:24:57,680 همه تون رو به خداونده بی هم تا می سپارید 339 0:24:57,680 --> 0:25:00,220 التماس دعا و خدا نگهدارتون 340 0:25:24,580 --> 0:25:34,580 موسیقی 341 0:25:54,580 --> 0:26:07,620 پیام بلاگت 342 0:26:24,580 --> 0:26:32,560 نور دل اون خامده ای ره بر باز 343 0:26:32,560 --> 0:26:39,360 اهمیت نیروی انتظامی که اینقدر ما روی اون تکیه میکنیم 344 0:26:39,360 --> 0:26:44,320 ناشی از اهمیت معمولیت نیروی انتظامی است 345 0:26:44,320 --> 0:26:54,640 هر انسانی اهمیتش به قدر اون مسئولیتیست که بردوش میگیرد 346 0:26:54,640 --> 0:26:58,600 به همون اندازه اهمیت پیدا میکنه 347 0:26:58,600 --> 0:27:01,980 این انسان یا این مجموعه یا این سازمان 348 0:27:01,980 --> 0:27:06,600 معمولیتی که شما اون رو برعوده گرفتید 349 0:27:07,200 --> 0:27:09,980 استقرار امنیت هست در کشور 350 0:27:09,980 --> 0:27:11,600 امنیت خیلی مهمه 351 0:27:11,600 --> 0:27:18,720 اونجایی که امنیت نیست مردم میفهمن قدر امنیت رو 352 0:27:18,720 --> 0:27:23,800 اونجایی که مرد از خانه خارج میشه زن از خانه خارج میشه 353 0:27:23,800 --> 0:27:32,500 جوان و فرزند از خانه خارج میشوند بدون این که خاطر جمع باشن که دوباره به خانه برخواهن گشت 354 0:27:32,500 --> 0:27:35,600 ریابان ناامنه کوچه ناامنه بیابان ناامنه 355 0:27:35,600 --> 0:28:05,580 این میشه ناامنه 356 0:28:05,600 --> 0:28:09,140 وزیفه مهم را بردوش گرفته است دیروی انتظامی 357 0:28:09,140 --> 0:28:10,820 خیلی کار مهم میست 358 0:28:10,820 --> 0:28:16,280 بنابراین سازمان با نگاه به این معمولیت اهمیت پیدا می کنه 359 0:28:16,280 --> 0:28:22,120 خنپاره، اسپاک، نارنجک و فشنگ جنگی 360 0:28:22,120 --> 0:28:25,020 بمب ساعتی و مواد منفجده 361 0:28:25,020 --> 0:28:26,840 و ریزپرنده ها 362 0:28:26,840 --> 0:28:30,960 اینها را پولیس از عوامل موساد در تهران کشف کرده 363 0:28:30,960 --> 0:28:34,080 دستگیر شده ها شش نفرند که به گفته خودشان 364 0:28:34,080 --> 0:28:38,020 هر کدام مهموریت خاصی را انجام می دادند 365 0:28:38,020 --> 0:28:39,940 طرح رو چه کاری انجام بدی؟ 366 0:28:39,940 --> 0:28:41,220 چطوری آشنا شدی؟ 367 0:28:41,220 --> 0:28:42,380 وظیفت چی بود؟ 368 0:28:42,380 --> 0:28:44,520 توی صفحه مجازی اینستاگرام بودم 369 0:28:44,520 --> 0:28:46,340 بهشون پریم دادم و گفتم 370 0:28:46,340 --> 0:28:49,320 مثلا بنده کی هستم و چی هستم 371 0:28:49,320 --> 0:28:51,880 آقا میخوام توی عملیتتون شرکت کنم 372 0:28:51,880 --> 0:28:53,420 میخوام بیام توی مثلا توی ایران 373 0:28:53,420 --> 0:28:55,060 هر عملیت شما بگید انجام بدن 374 0:28:55,060 --> 0:28:56,340 اصلا فکرشو نمی کردم 375 0:28:56,340 --> 0:28:58,220 که میتونه یه اینقدر این کار اشتباه باشه 376 0:29:04,080 --> 0:29:08,620 دیگری هم که خیلی به نظر من مهم است قانونگرایی است 377 0:29:08,620 --> 0:29:12,160 این قانونگرایی دو عرصه دارد 378 0:29:12,160 --> 0:29:16,440 یک عرصه در مواجهه با مردم 379 0:29:16,440 --> 0:29:22,060 یعنی ببینید شما که کجا تخلف از قانون می شود 380 0:29:22,060 --> 0:29:23,960 اونجا در مقابلش پیستی 381 0:29:23,960 --> 0:29:28,640 یک عرصه دیگر در درون سازمان 382 0:29:28,640 --> 0:29:31,080 قانونگرایی به معنای این که 383 0:29:31,080 --> 0:29:37,260 عضو نیروی انتظامی به معنی واقعی کلمه قانونگرا باشد 384 0:29:37,260 --> 0:29:39,080 رایت قوانین را بکند 385 0:29:39,080 --> 0:29:44 در داخل سازمان نیرو قانونگرایی اونجا بایستی 386 0:29:44 --> 0:29:47,220 بیش از همه جا در جریان باشد 387 0:29:47,220 --> 0:29:50,500 و طبعا سلامت نیرو 388 0:29:50,500 --> 0:29:55,420 من به فرماندهان محترم قبلی هم 389 0:29:55,420 --> 0:29:58,920 در طول این چند سال همباره سفارش میکردم 390 0:29:58,920 --> 0:30:00,100 حالا بفرماییم