1 0:00:00 --> 0:00:29,980 رادیو معارفه 2 0:00:30 --> 0:00:34,360 و امیدوارم که تونسته باشیم رضایت شما بزرگواران رو جلب بکنیم 3 0:00:34,360 --> 0:00:39,480 اما برنامه های رادیو معارف در این نوبت همچنان ادامه داره 4 0:00:39,480 --> 0:00:42,280 و در ادامه هم حکایت آزادگی رو خواهید شنید 5 0:00:42,280 --> 0:00:45 و در نهایت 13.55 دقیقه 6 0:00:45 --> 0:00:51,700 برگزیده ی بیانات رحبر معظم انقلاب رو در غالب پیام ولایت به گوش جان خواهیم شنید 7 0:00:51,700 --> 0:00:57 زمن گرامی داشتن یاد و خاطره ی همه شهده گرانقدر 8 0:00:57 --> 0:01:00,500 گرانقدر در همه ادوار تاریخ ایران اسلامی 9 0:01:00,500 --> 0:01:06,860 برنامه ی حکایت آزادگی امروز رو تقریم می کنیم به شهید ایزدی مهمان قوم 10 0:01:06,860 --> 0:01:11,460 جسمتان گرچه دربند زنجیر 11 0:01:11,460 --> 0:01:15,060 جان دشمن مسیر شما بود 12 0:01:15,060 --> 0:01:18,660 در شب قربت سرد زندان 13 0:01:18,660 --> 0:01:22,400 یارتان ذکر و یاد خدا بود 14 0:01:22,400 --> 0:01:34,800 هیچی ایک از موارد قانونی که برای اصرا وز شده در مورد اصرای ایران 15 0:01:34,800 --> 0:01:37,020 با چوبه های جبه مهمات می زدن 16 0:01:37,020 --> 0:01:40,620 نه پتوه خاصی بود نه آب خاصی بود که بخوان بچه ها رفت 17 0:01:40,620 --> 0:01:42,720 خیلی غصم شد نه از شهادت 18 0:01:42,720 --> 0:01:45,900 شهادت واقعیت برای خودم امامون لذه افتخار بود 19 0:01:45,900 --> 0:01:49,240 اصلا از شهادت باید که نداشت از مذروبیت بچه ها 20 0:01:49,240 --> 0:01:54,180 حکایت آزادگی 21 0:01:54,180 --> 0:01:57,980 آقبت همه ظلمت سر آمد 22 0:01:57,980 --> 0:02:01,600 یوسف از غعر زندان بر آمد 23 0:02:01,600 --> 0:02:10,200 روز دیدار یعقوب جان شد 24 0:02:10,200 --> 0:02:13,740 یوسف از جمله آزادگان شد 25 0:02:13,740 --> 0:02:17,620 یوسف از جمله آزادگان شد 26 0:02:17,620 --> 0:02:22,260 تا ترا پیراهن الله اکبر بر تن است 27 0:02:22,260 --> 0:02:27,620 دشمن مکار نابود است و کشور ایمن است 28 0:02:27,620 --> 0:02:33,200 ای مسلمان ای برادر ارتشی ای پاستار 29 0:02:33,200 --> 0:02:38,500 ای که از نیروی دستت کار دشمن شیون است 30 0:02:38,500 --> 0:02:43,380 ای امید دین و کشور بر تو باد از ما درود 31 0:02:43,380 --> 0:02:48,420 ای که از خشم تو دشمن نا امید از ماندن است 32 0:02:48,420 --> 0:03:08,860 بسم الله الرحمن الرحیم شنواندگان عزیز سلام 33 0:03:08,860 --> 0:03:17,580 از این که توفیق پیدا کردیم با یکی دیگه از برنامه های حکایت آزادگی مهمان شما باشیم خدای مهربان رو شاکر هستیم. 34 0:03:17,840 --> 0:03:22,960 از این که تا پایان همراه ما میمونید سمیمانه از شما سپاس گذاریم. 35 0:03:23,060 --> 0:03:30,580 میشین این پای صحبت ها و خاطرات سرتیب دوبام محمد حسین انصاری از دوران اصارتشون. 36 0:03:38,860 --> 0:03:57,300 من سرطیب دو محمد حسین انساری در سال پنجه و نو در ارتباط با یک عملیات شناسایی و اصارت در اومدم و مدت ده سال در عراق بودم 37 0:03:57,300 --> 0:04:05,100 در این ده سال به صورت مخفی ما رو نگهتاری می کرد دولت عراق و در سیاح چالها بودیم 38 0:04:05,100 --> 0:04:14,240 تعداد ما پنجاب و هفت نفر بود که این پنجاب و هفت نفر رو بر مبنای اون با جویهای اولیه 39 0:04:14,240 --> 0:04:22,380 سازمان امنیت عراق انتخاب کرده بود و به صورت مخفی در سیاچال ها نگهداری میکرد 40 0:04:22,380 --> 0:04:30,700 وضعیت زندگی ما کلن با وضعیت سایر اصره در عراق فرق داشت 41 0:04:30,700 --> 0:04:36,780 اونهایی که در اردوگاه بودن از امکاناتی استفاده می کردن 42 0:04:36,780 --> 0:04:49,920 مثل امکانات سلیب سر و یا امکانات درمانی و یا احیانا از مواهب طبیعی مثل هوا 43 0:04:49,920 --> 0:04:58,100 ولی ما پنجاب و هفت نفر کلن در این مدت تحصال از این مسائل محروم بودیم 44 0:04:58,100 --> 0:05:08,580 در اون مدتی که ما بودیم به مدت یک سال و نیمه تمام ما را از سیاه چال حتی برای یک دقیقه بیرون نیا بردن 45 0:05:08,580 --> 0:05:20,940 و ما در این ده سال که در عراق بودیم مدت یک سال و نیمه شو اصلا نتونستیم تشخیص بدیم چه موقع روزه و چه موقع شب 46 0:05:20,940 --> 0:05:27,220 بعد از یک سال و نیم یک دکتر اراغی اومد و بچه ها رو ماینه کرد 47 0:05:27,220 --> 0:05:34,240 احتمالا گفته بود که اینا بیش از این نمیتونن دوام بیارن و بایستی به اینا هوا خوری داده بشه 48 0:05:34,240 --> 0:05:41,860 که معمور زندان یه روز اومد و گفت که امروز شما رو میبریم برای هوا خوری 49 0:05:41,860 --> 0:05:45,940 از اون سؤال کردیم که چه مدت هوا خوری؟ 50 0:05:46,880 --> 0:05:48,660 گفتش که بیس دقیقه 51 0:05:48,660 --> 0:05:54,100 گفتم که شما یک سال و نیمه ما رو از سیاه چال بیرون نیاوردین 52 0:05:54,100 --> 0:05:57,420 الان میخواین بیست دقیقه ما رو ببرین 53 0:05:57,420 --> 0:06:03,140 مهمور زندان گفت شما تحمل اینی که بیان هوا خوری ندارین 54 0:06:03,140 --> 0:06:06,620 گفتم آخه مگه هوا چیه که ما تحملش ندارین 55 0:06:06,620 --> 0:06:11,780 گفت من زندان بانم میدونم من تجربه دارم شما نمیدونین 56 0:06:11,780 --> 0:06:15,980 گفتیم نخیل اگه سه ساعت کم تر باشه ما نمی آییم 57 0:06:15,980 --> 0:06:27,980 گفت باشه بیرون عشق خرشید که به بدن ما میخود احساس میگردیم که این عشق از یه طرف بدن ما میخوره از اون طرف بیرون میده 58 0:06:27,980 --> 0:06:39,120 دو دقیقه طول نکشید چند نفر بیهور شدن که خود همین مهمور زندان وقتی که وضیعت رو دید خطرناکه گفت برگردیم 59 0:06:39,120 --> 0:06:42,220 ما هم برگشتیم اومدیم داخل سلول 60 0:06:42,220 --> 0:07:02,220 ای سرزمین ما ایران قهرمان ای کهکشان ای 61 0:07:02,220 --> 0:07:32,200 آب ستاره با 62 0:07:32,220 --> 0:07:50,740 در این بخش از برنامه یه حکایت آزادگی میشین این پای صحبت ها و خاطرات سرتیب دوبام محمد حسین انصاری از دوران اصارتشون 63 0:07:50,740 --> 0:07:56,780 بعد از یه مدتی ما رو از اون زندان منتقل کردن به زندان ابو قریب 64 0:07:56,780 --> 0:08:01,380 در زندان ابو قریب دیگه واسه ما باطری وجود نداشت 65 0:08:01,380 --> 0:08:05,120 و اون رادیو را به صورت مخفی ما آورده بودیم 66 0:08:05,120 --> 0:08:12,260 در اونجا بچه ها به فکر افتادن که یک باطری به هر نفی شده 67 0:08:12,260 --> 0:08:14,340 یا به دست بیارن یا درست کنن 68 0:08:14,340 --> 0:08:17,500 به لخره همه بچه ها اغلاشون ریختن روهم 69 0:08:17,500 --> 0:08:23,200 و تونستیم که از پوست اناری که عرب ها انارشو میفردن 70 0:08:23,200 --> 0:08:25,140 پوستشو میدختن تو سطل آشغال 71 0:08:25,140 --> 0:08:28,860 ما تونستیم از این پوست انار باطری تر درست کنیم 72 0:08:28,860 --> 0:08:40,300 و در این مدت هشت سال بقیه ما از همین باطریه تر استفاده می کردیم و از اخبار ایران اطلاع پیدا می کردیم 73 0:08:40,300 --> 0:08:49,020 ولی کلن خانواده ما و دولت ایران از زنده بودن ما یا وجود ما بی اطلاع بودن 74 0:08:49,020 --> 0:08:59,980 ما برای اینی که این سلول هایی که اطراف همدیگه بود و ما اطلاع نداشتیم که چه کسانی اونجا زندگی می کنن 75 0:08:59,980 --> 0:09:05,480 به فکر ارتباط بودیم به چه وسیلهی ما با اینها ارتباط برقرار بکنیم 76 0:09:05,480 --> 0:09:17,960 و هرچی ما فکر کردیم فکرمون به جای نرسید تا این که یک جرق امیدی زده شد و ما به وسیله مرس تونستیم از حال همدیگه اطلاع پیدا بکنیم 77 0:09:19,020 --> 0:09:22,760 آزاد مرد رسته از بند 78 0:09:22,760 --> 0:09:27,520 به سختی ها زدی مردان لبخند 79 0:09:27,520 --> 0:09:32,120 اگرچه جسم تو پشت مردشون گل 80 0:09:32,120 --> 0:09:36,680 ولی روحت چکفت از این تهمون 81 0:09:36,680 --> 0:09:41,260 اگرچه جسم تو پشت مردشون گل 82 0:09:41,260 --> 0:09:45,800 ولی روحت چکفت از این تهمون 83 0:09:45,800 --> 0:09:56 در این بخش از برنامه ی حکایت آزادگی لحظات برنامه من رو شیرین تر می کنیم با یک حکایت شنیدنی از دوران دفاع مقدس 84 0:09:56 --> 0:10:10,820 تنبیه شیرین 85 0:10:15,800 --> 0:10:24,440 روحانی گردان 159 لشکر 32 انصار الحسین ارتباط بسیار سمیمی با بچه های گردان داشت. 86 0:10:24,520 --> 0:10:27,840 ولی با شهید رستمی سمیمی تر بود. 87 0:10:28,240 --> 0:10:32,620 شهید رستمی از این سمیمیت نهایت استفاده را می کرد. 88 0:10:32,620 --> 0:10:45,300 او هر از شنگاهی امامه حاجاقا را بدون عوایش بر می داشت و با آن به چادرهای گردان سرک می کشید و موجبات شور و شعف همرزمان را فراهم می آورد. 89 0:10:45,300 --> 0:11:01,940 شهید رستمی دانش آموزی بود که با سن نکم وارد جبه شد و سابقی طولانی حضور در جبه داشت و دو بار نیز مجروح شده بود و محبوبیت خاصی بین بسیجیان گردان و همچنین کادر گردان داشت. 90 0:11:01,940 --> 0:11:14,420 سخنرانی و ذکر مسیبت حاجقا عالی بود. در فاصله بین کربلای چهار و کربلای پنج بچه های گردان هر شب تا پاسی از شب به سین زنی می پرداختن. 91 0:11:14,420 --> 0:11:24,780 چون هر آن احتمال حضور در عملیات می رفت طلب حلالیت روزانه بود و دائم بچه ها از هم طلب حلالیت می کردن. 92 0:11:24,780 --> 0:11:34,020 اتفاقا هاج آقا در سخنرانیش پیرامون این مسئله صحبت کرد و آخر سخنرانیش همه را حلال کرد و گفت 93 0:11:34,020 --> 0:11:46,260 تا امروز هر کس خواسته یا ناخواسته به امامه من دست درازی کرده حلال کردم ولی از الان دیگر کسی را که مرتکب این کار شبد حلال نمی کنم 94 0:11:46,260 --> 0:11:52,640 یکی از بین جمعیت داد زد هاج آقا این که نمی شه لاقل یه جریمه ای برای این کار تعین کنید 95 0:11:52,640 --> 0:12:07,500 حاج آقا مکسی کرد و گفت باشد هر کس امامه مرا بر سرش بگذارد من حلالش نمی کنم مگر این که باید یک جز قرآن بخاند و ثواب آن را نصار روح پدر خدا بیامرزم کند. 96 0:12:07,500 --> 0:12:26,500 حاج آقا شعبانی می گوید چند روز قبل از عملیات کربلای پنج بود که مثل هر شب تا صبح سین زنی داشتیم. نماز را خاندیم و از فرط خستگی سردرد شدیدی هم داشتم. داشت خوابم می برد که صدای وزوز رستمی مانع می شد. او قرآن می خاند. 97 0:12:26,500 --> 0:12:48,660 میخاند. صدای قرآنش از یک طرف و صدای ورق زدن قرآن از طرف دیگر اعصابم را به هم رخده بود. طاقتم طاق شد. سرم را از پتو بیرون آوردم و گفتم رستمی بس کن بذار یه وقت دیگه خسته ایم. انگار نه انگار که با او بودم. این بار به او تشر زدم. دیدم دارد میخندد. 98 0:12:48,660 --> 0:13:17,720 با اصابانیتی ساختگی با انگوشتش به من اشاره کرد و گفت من دارم برای بابای شما قرآن میخانم. متوجه شدم باز رستمی به امامه من دست رازی کرده. اگر حلالش نمی کردم باید یک ساعت تمام صدای وزوزش را تحمل می کردم. داد زدم حلال حلال حلال پدر من قرآن نمی خواد حلال بگیر بخواب. او با امامه من اکسی هم گرفته بود. 99 0:13:18,660 --> 0:13:48,640 موسیقی در موسیقی درسته 100 0:13:48,660 --> 0:14:00,280 در این بخش از برنامه یه حکایت آزادگی میشین این پای صحبت ها و خاطرات سرتیب دوم محمد حسین انصاری از دوران اصارتشون 101 0:14:00,280 --> 0:14:06,960 بچه ها در اونجا واقعا نسبت به هم ایسارگر بودن و ایسارگری میکردن 102 0:14:06,960 --> 0:14:11,760 به عنوان نمونه یه دفعه ما رو بردن شکنجگاه 103 0:14:11,760 --> 0:14:18,940 که نه شبانه روز در شکنجگاه بودیم و هر روز هم شیش بار شکنجه رو داشتیم 104 0:14:18,940 --> 0:14:22,800 شب اول که ما رو بردن نوزده نفر بودیم 105 0:14:22,800 --> 0:14:25,400 هیوزده نفر رو بردن شکنجه 106 0:14:25,400 --> 0:14:29,700 دو نفر رو یا دیگه خسته شدن یا یادشون رفت 107 0:14:29,700 --> 0:14:32,900 در حالی که اینا میخواستن دیگه برن اون دو نفر 108 0:14:32,900 --> 0:14:36,840 یکیشون برام سرتیب دوم خلبان شیروین 109 0:14:36,840 --> 0:14:42,080 و یکی به نام سرهنگ دو خلبان فرشید اسکندری بود 110 0:14:42,080 --> 0:14:45,560 تیبسان شیروین شکنجگرار را سدا کرد 111 0:14:45,560 --> 0:14:49,600 و گفتش که شما که بقیه با ما صحبت می کنید 112 0:14:49,600 --> 0:14:51,420 ادعا می کنید ما مسلمانیم 113 0:14:51,420 --> 0:14:55,620 اگه مسلمانین این چه کاریه این چه بلایه سر اینا آوردیم 114 0:14:55,620 --> 0:14:59,400 اون شکنجگر جواب داد بگه تو نمی دونی اینا چه کار کردن 115 0:14:59,400 --> 0:15:01,180 گفت نه چه کار کردن 116 0:15:01,180 --> 0:15:03,700 گفتش که اینا فرش به سدام دادن 117 0:15:03,700 --> 0:15:05,340 گفت خب ما هم دادیم 118 0:15:05,340 --> 0:15:07,060 گفتن که شما رو ندیدین 119 0:15:07,060 --> 0:15:08,140 گفت ندیدین 120 0:15:08,140 --> 0:15:10,700 حالا بگم المطلصدان 121 0:15:10,700 --> 0:15:12,060 مگورصدان 122 0:15:12,060 --> 0:15:14,400 که بعد ایشون بردن 123 0:15:14,400 --> 0:15:17,100 پایینو شکنجه دادن و 124 0:15:17,100 --> 0:15:18,380 میخواستن برند 125 0:15:18,380 --> 0:15:21,580 دوباره فرشید اسکندری همین مسئله رو تکرار کرد 126 0:15:21,580 --> 0:15:24,620 همین المطلصدان رو هم گفتش 127 0:15:24,620 --> 0:15:26,860 و اینم بردن با سه شکنجه 128 0:15:35,340 --> 0:15:44,660 این شکنجه که عرض میکنم باقی که یه نفر بردن پایین شکنجه 129 0:15:44,660 --> 0:15:50,280 وقتی که بخواستن برش گردونن چهار نفر مباسطی دست و پاش بگیرن بیارن مندازن تو سرور 130 0:15:50,280 --> 0:15:52,420 یعنی به این حال درش میابردن 131 0:15:52,420 --> 0:15:55,200 ولی این بچه ها اینقدر ایسارگر بودن 132 0:15:55,200 --> 0:16:01,920 حاضر نبودن که بسرن شکنجه مثلا هم رزم خودشونو ببینن و خودشونو شکنجه نشن 133 0:16:01,920 --> 0:16:10,020 به عنوان مثال مثلا اگر در ماه یه دفعه احیانا در همون آب راین کردهی که به عنوان خورش می دادن 134 0:16:10,020 --> 0:16:18,200 احیانا یه پوست بادمجون بود جوانا پوست بادمجون می آوردن پیش پیر مردم مثلا می گفتن شما بخورین 135 0:16:18,200 --> 0:16:23,640 پیر مردم می گفتن نخش شما جمونترین بدنتون بیشتر احتیاج داره شما بخورین 136 0:16:23,640 --> 0:16:29,240 این حالت های ایسارگری هم در بین بچه ها بود 137 0:16:29,240 --> 0:16:33,980 و مسائل در اونجا خیلی زیاد بود 138 0:16:33,980 --> 0:16:36,300 شکنجه خیلی زیاد بود 139 0:16:36,300 --> 0:16:41,740 و واقعا این پنج و هفت نفر گروه ما که بودن 140 0:16:41,740 --> 0:16:45,300 سازمان امنیت اراقا با ستود در آوردن 141 0:16:45,300 --> 0:16:48,180 کار به جای رسید که اینا آمدن گفتن 142 0:16:48,180 --> 0:16:50,840 ما زندان های اطراف شما رو خالی کردیم 143 0:16:50,840 --> 0:16:53,940 از این وقت دیگه هر شعاری که داریدون میخواد بدین 144 0:16:53,940 --> 0:16:56 هر کاری میخوایید بکنین بکنین 145 0:16:56 --> 0:17:03,420 چون بر اثر شکنجهی که همین سازمان امنیت عراق به این بچه های ما داد 146 0:17:03,420 --> 0:17:06,160 چهار نفر زیر شکنجه دیانه شدن 147 0:17:06,160 --> 0:17:08,620 دو نفر فلج کامل شدن 148 0:17:08,620 --> 0:17:12,740 بقیه هم از یه از تا چهار از و عددست دادیم و برگشتیم 149 0:17:12,740 --> 0:17:28,040 در این بخش از برنامه ی حکایت آزادگی 150 0:17:28,040 --> 0:17:33,320 می شینیم پای صحبتها و روایتهای حجت الاسلام و المسلمین نادم 151 0:17:33,320 --> 0:17:36,240 راوی دوران دفاع مقدس 152 0:17:36,240 --> 0:17:39,920 از مردان مرد سخندگی 153 0:17:39,920 --> 0:17:47,420 این که در دوران اصارت مردانه و سرفرازانه این دوران و ایام رو سپری کردن 154 0:17:47,420 --> 0:17:54,780 و چاردیواری های مخوف زندان ها و شکنجگاه ها رو یک مدرسه اشق دیدن 155 0:17:54,780 --> 0:18:04,820 و از همین فرصت بهترین بهره ها رو بردن و شاید تحدید های زیادی که بر اونها بود 156 0:18:04,820 --> 0:18:08,660 تونستن همه اون رو یا خیلی از اون رو تبدیل به فرصت کنن 157 0:18:08,660 --> 0:18:11,640 مثلا کسی که بی ثبات رفت و با ثبات برگشت 158 0:18:11,640 --> 0:18:16,700 کسی که قدی رفت و حافظ قرآن حافظ نحش و بلاغه برگشت 159 0:18:16,700 --> 0:18:22,500 بدون مدرک رفت و اصارت و در دوران اصارت با هممت خودش و توقل به خدا 160 0:18:22,500 --> 0:18:27,720 و با انایتی که خداوند به او کرد تونست با مدارجی علمی برگرده 161 0:18:27,720 --> 0:18:36,720 اینها به معنای این هست که تونستن از زمان و فرصت خودشون استفاده بهینه و بهترین بهربرداری ها رو داشته باشن 162 0:18:36,720 --> 0:18:40,660 روایت می فرماید من سا و یو ماه فهوه مقبون 163 0:18:40,660 --> 0:18:47,780 یعنی کسی که دو روزش مثل هم باشه و هیچ رشدی ارتقای ترقی تو زندگی نداشته باشه 164 0:18:47,780 --> 0:18:50,260 او زرر کرده و مقبون هست 165 0:18:50,260 --> 0:18:58,620 فکر می کنم یکی از زیبا ترین مسادیق رشد ارتقا ترقی و سرمایه گذاری در زندگی 166 0:18:58,620 --> 0:19:02,520 زندگی و هماسه آزادگان سرفراز بود 167 0:19:02,520 --> 0:19:05,700 آزادگان عزیزی که به فرموده قرآن 168 0:19:05,700 --> 0:19:09,060 ولنبنون نکم به شیعم من الخوف ولجوع 169 0:19:09,060 --> 0:19:12,100 و نخص من الانوال ولانفس وستمرات 170 0:19:12,100 --> 0:19:14,700 و بشهر صابرین مصداق این آیه شدن 171 0:19:14,700 --> 0:19:18,540 یعنی خداوند در سخترین امتحانات و بلاها 172 0:19:18,540 --> 0:19:21,180 و گرفتاری ها اونها را آزمود 173 0:19:21,180 --> 0:19:26,040 و اونها تونستن سربلند از امتحان الهی بیرون بیایند 174 0:19:26,040 --> 0:19:31,660 واز هم به پایان یکی دیگه از برنامه های حکایت آزادگی رسیدیم 175 0:19:31,660 --> 0:19:35,860 اگر پیشنهاد و انتقادی دارید حتما با ما درمیون بذارید 176 0:19:35,860 --> 0:19:48,760 329-10-551-2 با پیش شماره 025 و سامانی پیامکی 30553 راه های ارتباطی با برنامه ی حکایت آزادگیه 177 0:19:48,760 --> 0:19:57,020 تا برنامه بعد که مجددن با خاطرات یکی از آزادگان سرفراز کشورمون در خدمت شما عزیزان شنونده باشیم 178 0:19:57,020 --> 0:20:00,160 همگیتون رو به خداونده بی هم تا می سپاریم 179 0:20:00,160 --> 0:20:02,540 التماس دعا و خدا نگهدار 180 0:20:30,160 --> 0:20:35,200 اگر در محبسی تاریک بودی 181 0:20:35,200 --> 0:20:39,880 ولی با کربلا نزدیک بودی 182 0:20:39,880 --> 0:20:44,600 مگر همراه تو از طربت بود 183 0:20:44,600 --> 0:20:49,200 که خاک مقدمت چون مشکش بود 184 0:20:49,200 --> 0:20:53,760 که خاک مقدمت چون مشکش بود 185 0:21:00,160 --> 0:21:05,160 اما این به اون معنی نیست که فقط ما بگیم و شما بشنبید 186 0:21:05,160 --> 0:21:08,760 ما مشتاق شنیدن صدای شما هستیم 187 0:21:08,760 --> 0:21:17,520 نظر شما برای ما مقتنم و محترمه 188 0:21:17,520 --> 0:21:28,920 هر جای این دیار که هستید کافیه با شماره 162 تماس بگیرید 189 0:21:30,160 --> 0:21:37,440 راه نمای ما باشید تا براتون برنامه های بهتری بسازید 190 0:21:37,440 --> 0:21:40,360 ما به شوق شما اینجاییم 191 0:21:40,360 --> 0:21:50,460 شماره تلفون روابط عمومی سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران 192 0:21:50,460 --> 0:22:12,140 محمد رسول الله 193 0:22:12,140 --> 0:22:21,040 محمد صلی اللہ علیه و آله و سلم فرستاده خدا 194 0:22:21,040 --> 0:22:30,780 بسم الله الرحمن الرحیم و بهی نستعین 195 0:22:30,780 --> 0:22:32,960 اینه خیر ناصر و معین 196 0:22:32,960 --> 0:22:38,640 آیه چهل و پنج سوره احزاب پیامبر رو با پنج ویجهی معرفی کرده 197 0:22:38,640 --> 0:22:51,860 نخست شما شاهدی یعنی بر اعمال امت گواهی 198 0:22:51,860 --> 0:22:56,840 در روایت داریم این گواهی مخصوصه در زمان حیات پیانبر نیست 199 0:22:56,840 --> 0:22:59,800 امروزم پیانبر بر اعمال ما شاهده 200 0:22:59,800 --> 0:23:03,060 کما این که در زیارت ناموهم میم تشهد و مقامی 201 0:23:03,060 --> 0:23:08,980 ویژگی دوم پیانبر طبق این آیه مبشرن بشارت میده 202 0:23:08,980 --> 0:23:12,120 یعنی به مردم خبر خوش میده 203 0:23:12,120 --> 0:23:13,700 از این که شما بهشت میرید 204 0:23:13,700 --> 0:23:15,340 از این که آبت به خیر میشید 205 0:23:15,340 --> 0:23:19,680 از این که اگر شما خوب باشید آثار خوبی رو در دنیا میبینید 206 0:23:19,680 --> 0:23:21,220 البته و نزیرا 207 0:23:21,220 --> 0:23:25,140 طبعا هر بشارتی نزیر بودن رو هم میخواد 208 0:23:25,140 --> 0:23:26,720 به تعبیر استاد متحری 209 0:23:26,720 --> 0:23:29,800 تشویق در حوضه تربیت کافی نیست 210 0:23:29,800 --> 0:23:31,780 تنبیه هم معصره 211 0:23:31,780 --> 0:23:34,440 بعضی از اوقات باید انذار داد 212 0:23:34,440 --> 0:23:36,160 لذا قرآن میفرماید 213 0:23:36,160 --> 0:23:38,300 اِنَّمَا اَنتَم مُنْزِر 214 0:23:38,300 --> 0:23:40,320 ترساندن از عذاب 215 0:23:40,320 --> 0:23:41,120 از جهنم 216 0:23:41,120 --> 0:23:43,280 از آثار بد گناه 217 0:23:43,280 --> 0:23:45,580 در مرحله چهارم میفرماید 218 0:23:45,580 --> 0:23:47,300 داعیًا الالله 219 0:23:47,300 --> 0:23:50,500 شما آمدی مردم رو به خدا دعوت کنید 220 0:23:50,500 --> 0:23:52 داعیًا الالله 221 0:23:52 --> 0:23:53,960 منطقه به ازنه 222 0:23:53,960 --> 0:23:55,440 فقط به ازن خدا 223 0:23:55,440 --> 0:23:58,160 تمام کارهای پیانبر برای خداست 224 0:23:58,160 --> 0:23:59,700 لذا اینجا میفرماید 225 0:23:59,700 --> 0:24:01,200 داعیًا الالله 226 0:24:01,200 --> 0:24:03,780 هیچگاه پیغمبر داعی به خودش نبوده 227 0:24:03,780 --> 0:24:06,240 حتی اگر کسانی با خود ایشون 228 0:24:06,240 --> 0:24:07,520 مشکلی داشتن 229 0:24:07,520 --> 0:24:08,620 عذیت میکردن 230 0:24:08,620 --> 0:24:09,500 آزار مدادن 231 0:24:09,500 --> 0:24:10,440 عرف کرد 232 0:24:10,440 --> 0:24:12,880 اما اگر کسی با خدا میخواست 233 0:24:12,880 --> 0:24:15,160 موضوعی رو نادیده بگیره 234 0:24:15,160 --> 0:24:16,700 حضرت کتاه نمی آمد 235 0:24:16,700 --> 0:24:18,180 کما این که بعضی ها گفتن 236 0:24:18,180 --> 0:24:19,300 ما مسلمان میشیم 237 0:24:19,300 --> 0:24:20,800 اما نماز نمیخانیم 238 0:24:20,800 --> 0:24:21,940 حضرت نبود نمیشه 239 0:24:21,940 --> 0:24:24,420 و به لفت عرف ریجگی پنجم 240 0:24:24,420 --> 0:24:25,760 سراجن مونی را 241 0:24:25,760 --> 0:24:26,940 شما شفافی 242 0:24:26,940 --> 0:24:27,880 روشنی 243 0:24:27,880 --> 0:24:30,320 ابهام در تبلیغت نیست 244 0:24:30,320 --> 0:24:33,120 و السلام علیکم و رحمت الله و برکاته 245 0:24:56,940 --> 0:25:00,940 محمد و آل محمد 246 0:25:00,940 --> 0:25:08,940 اللهم صلی على محمد و آل محمد 247 0:25:26,940 --> 0:25:32,440 موج اف ایم ردیف نوید و شش مگاه هرتز 248 0:25:32,440 --> 0:25:36,220 موج ایم ردیف هزار و هفتاد و یک کیلو هرتز 249 0:25:36,220 --> 0:25:41,220 رادیوم عارف دانش آوائی شبان روزی 250 0:25:41,220 --> 0:25:47,900 اینجا صدای فطرت و نور و غزیرت است 251 0:25:47,900 --> 0:25:56,340 تا پرتوبه اهل بیت روشنگره باز 252 0:25:56,340 --> 0:26:03,460 اسلام همیشه سایه اش بر سر ما 253 0:26:03,460 --> 0:26:06,820 پیام ولایت 254 0:26:06,820 --> 0:26:13,800 در خند محمد و عدی روح خدا 255 0:26:13,800 --> 0:26:22,300 نور دل او خامنه ای رهبر ما 256 0:26:22,300 --> 0:26:31,720 نور دلگون خامه ای ره بر باز 257 0:26:31,720 --> 0:26:34,620 امروز دشمن ما 258 0:26:34,620 --> 0:26:37,960 اون دشمنی که در مقابل ما قرار داره 259 0:26:37,960 --> 0:26:39,980 یعنی رژیم سحیونی 260 0:26:39,980 --> 0:26:43,480 منفورترین رژیم دنیاست 261 0:26:43,480 --> 0:26:46,840 منفورترین حکومت دنیاست 262 0:26:46,840 --> 0:26:48,820 ملت ها هم 263 0:26:48,820 --> 0:26:52,240 از حکومت سحیونی 264 0:26:52,240 --> 0:26:53,720 منزجرند 265 0:26:53,720 --> 0:26:56,520 از اون متنفرند 266 0:26:56,520 --> 0:26:58,300 دولت ها هم 267 0:26:58,300 --> 0:27:00 حتی اون رو محکوم میکنند 268 0:27:00 --> 0:27:02,780 دولت ها هم این حکومت رو 269 0:27:02,780 --> 0:27:05 حکومت سحیونی رو 270 0:27:05 --> 0:27:06,580 محکوم میکنند 271 0:27:06,580 --> 0:27:08,100 یعنی شما ببینید 272 0:27:08,100 --> 0:27:10,620 رؤس های دولت های قربی 273 0:27:10,620 --> 0:27:11,860 که همیشه 274 0:27:11,860 --> 0:27:14,720 حامی رژیم سحیونی بودند 275 0:27:14,720 --> 0:27:17,060 امروز اونها رو محکوم میکنند 276 0:27:17,060 --> 0:27:18,620 اما به محکومیت زبانیست 277 0:27:19,240 --> 0:27:20,140 این کمه 278 0:27:20,140 --> 0:27:21,760 محکومیت زبانی 279 0:27:21,760 --> 0:27:23,360 فایده نداره 280 0:27:23,360 --> 0:27:25,720 جنایتی که امروز 281 0:27:25,720 --> 0:27:27,480 رؤسای 282 0:27:27,480 --> 0:27:30,020 حکومت سحیونی دارن انجام میدن 283 0:27:30,020 --> 0:27:32,160 به گمان من در تاریخ 284 0:27:32,160 --> 0:27:33,040 بی سابقه است 285 0:27:33,040 --> 0:27:35,860 کودکان رو با گرستنگی 286 0:27:35,860 --> 0:27:37,980 و تشنگی بکشن 287 0:27:37,980 --> 0:27:40,580 کودکان رو با 288 0:27:40,580 --> 0:27:42,260 تشنگی و گرستنگی 289 0:27:42,260 --> 0:27:43,440 به قتل برسن 290 0:27:43,440 --> 0:27:45,860 کودکانی که برای گرفتن 291 0:27:45,860 --> 0:27:48,140 قضا به یه جای آمدن 292 0:27:48,140 --> 0:27:50,420 اینا رو بر اکبار ببندن 293 0:27:50,420 --> 0:27:55,060 این در دنیا تا اونجا یه منده اطلاع دارم 294 0:27:55,060 --> 0:27:59,140 از تاریخ چیزی بیسابقه ایست 295 0:27:59,140 --> 0:28:02,300 این ملت ها رو منذجر کرده 296 0:28:02,300 --> 0:28:07,700 همان یکی جامانده از چهل و چهارت هشتی و قایق نافگان سمود 297 0:28:07,700 --> 0:28:12,700 که با اراده و بدون ترس ادامه داد تا سخت یا نیست پاسترد راهشان شدن 298 0:28:12,700 --> 0:28:20,580 و آنها را هم روبودند 299 0:28:20,580 --> 0:28:28,540 مارینت هم حالا به فهرست قارت های سحیونیست ها اضافه نشود 300 0:28:28,540 --> 0:28:33,460 در حالی که در قای خواه همانطور که سحیونیست ها نشان میدهند 301 0:28:33,460 --> 0:28:34,920 هیچ سلاحی نیست 302 0:28:34,920 --> 0:28:37,700 اما سمود پیامت را به دنیا رسنده 303 0:28:37,700 --> 0:28:44,200 حالا همه دنیا میخواهند مثل پایداری برای قذر را زندگی کنند 304 0:28:44,200 --> 0:28:46,700 مثل گریتا، تیاگو و یاسمن 305 0:28:46,700 --> 0:28:50,400 فاصله بگیرند، از سکون و از ساکت نباشند 306 0:28:50,400 --> 0:28:55,920 آنها راه را باز کردند که صدای آزادگی مردم برای قذر جهانی بشود 307 0:28:55,920 --> 0:28:59,260 یزه! یزه! 308 0:29:00,100 --> 0:29:08,120 کشورهای معترز که امروز کشورهای اسلامی و غیر اسلامی رو شامل میشه 309 0:29:08,120 --> 0:29:17,120 به خصوص کشورهای اسلامی باید روابط بازرگانیشون رو به کلی قطع کنن 310 0:29:17,120 --> 0:29:19,980 با رژیم سهی نیست 311 0:29:19,980 --> 0:29:27 و حتی روابط سیاسی را هم قدر کنن 312 0:29:27 --> 0:29:30,700 منظوی کنن بیش از اون چی که امروز البته 313 0:29:30,700 --> 0:29:35,180 نظام خبیص سحیونی 314 0:29:35,180 --> 0:29:40,020 امروز منظوی ترین دولت دنیاست 315 0:29:40,020 --> 0:29:41,200 در این چکه نیست 316 0:29:41,200 --> 0:29:43,760 منفور در این دولت دنیاست 317 0:29:43,760 --> 0:29:46,180 در اینکه بیش از این هم ممکنه 318 0:29:46,180 --> 0:29:47,620 بادرها بسته بشه 319 0:29:47,620 --> 0:29:52,300 این وزیفه ایست که بر اوده همه دولت هاست 320 0:29:52,300 --> 0:29:59,440 من به نظرم میرسه یکی از خطوط اصلی دیپلوماسی ما باید این باشیم