1 0:00:00 --> 0:00:04,280 معلوم شد قبل از پدر عبیبت وجود بارک عبی طالب استامه بود 2 0:00:04,280 --> 0:00:11,060 خب همه این ها شواهد نشون میدهد شواهد آیه شواهد روای شواهد سغلن نشون میدهد 3 0:00:11,060 --> 0:00:13,220 که وجود بارک عبی طالب منظه بود 4 0:00:13,220 --> 0:00:21,080 گذشته از اون اشعار بلندی که نشانه توحید و نبوبت و اقرار و معاد و حقانیت جمعی ماجاب نبی است 5 0:00:21,080 --> 0:00:25,220 که بخش از اون در القدیر برهوم امینی رزوان ربی هست 6 0:00:25,220 --> 0:00:27,580 برخی از اون هم در مجامع عدبی 7 0:00:27,580 --> 0:00:28,600 و الحمدلله 8 0:00:28,600 --> 0:00:48,960 به نام خدا 9 0:00:48,960 --> 0:00:51,620 با سلام خدمت شما شنوندگان گرامی 10 0:00:51,620 --> 0:00:54,180 و با سلوات بر محمد و آل محمد 11 0:00:54,180 --> 0:00:55,600 از شما دوست میکنم 12 0:00:55,600 --> 0:00:57,860 با این بخش خبری همراه باشید 13 0:00:57,860 --> 0:01:09,380 رئیس ستاد کل نیروهای مسلح 14 0:01:09,380 --> 0:01:12,740 از ایسار و فداکاری های کارکنان رسانه ملی 15 0:01:12,740 --> 0:01:16,780 در دوران دفاع مقدس دوازده روز قدردانی کرد 16 0:01:16,780 --> 0:01:21,860 هزبالله لبنان در بیانیهی به مناسبت دومین سال 17 0:01:21,860 --> 0:01:24,680 روز عملیات توفان اخصا اعلام کرد 18 0:01:24,680 --> 0:01:29 به امانت مقاومت و خون شهده وفادار خواهد ماند 19 0:01:29 --> 0:01:34,100 قرارگاه حمزه سید و شهده ی نیروی زمینی سپا 20 0:01:34,100 --> 0:01:40,720 زمن تسکیت شهادت دو تن از کارکنان مستقر در پایگاه های عملیاتی استفاه شهرستان سرباباد 21 0:01:40,720 --> 0:01:45,320 اعلام کرد این شرارز بدون پاسخ نخواهد ماند 22 0:01:45,320 --> 0:01:50,260 هماغش ملی عالم ربانی سالک توهیدی 23 0:01:50,260 --> 0:01:57,060 بیجه بزرگ داشت علامه حسنزاده ی آمالی پندچنبه 24 مهر در قوم برگزار می شود 24 0:01:57,060 --> 0:02:04,220 سبتنام اعظام های عمره در ماهای آبان و آزر از امروز آغاز شد 25 0:02:04,220 --> 0:02:15,080 سخنگوی سازمان سبت اصناد و املاک کشور از سبت دویست و بیست و هشت هزار و هشتد و شست ازدواج در شش موه اول امسال خبر داد 26 0:02:15,080 --> 0:02:24,880 نخستین جشواری فرهنگی هنری میقات با معرفی پانسته اثر برگزیده با موضوع حج به کار خود پایان داد 27 0:02:24,880 --> 0:02:33,060 دهامین کنگری ملی اتکاف از فردا به مدت سه روز در مشهد مقدس برگزار می شود 28 0:02:34,280 --> 0:02:44,520 و معاونت منابع انسانی و امور فرهنگی قوه قضایی از جذب شش هزار نیرو در دستگاه قضا به صورت پیمانی خبر داد 29 0:02:44,520 --> 0:02:52,740 شنوندگان گرامی سپاس گذارم از همراهیتان با این بخش و از حضور شما خداحافظی می کنم شب به خیر 30 0:02:52,740 --> 0:03:15,120 بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین 31 0:03:15,120 --> 0:03:18,800 اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم 32 0:03:18,800 --> 0:03:21,100 شرمندگان عزیز رادی مارف 33 0:03:21,100 --> 0:03:50,800 سلام علیکم شبتون به خیر باشه و انشالله که سلامت و تندرست باشید درود می فرستیم به ارواه طیبه شهده والامقام این سرزمین روح بلند و ملکوتی بنیانگزار جمهوری اسلامی و علال خصوص شهده نیروی انتظامی که این هفته با نام هفته انتظامی از 11 تا 17 مهرما با نام پولیس مختدر مشارکت همگانی و جامعه امن نامگزاری شده 34 0:03:50,800 --> 0:03:54,480 که عرج میگذاریم تلاشها و زحمات این عزیزان رو 35 0:03:54,480 --> 0:03:56,520 من رضای دعتفر هستم 36 0:03:56,520 --> 0:03:59,880 در بخش سوه براموها به اتفاق همکاران هم 37 0:03:59,880 --> 0:04:02,120 تیه کنند آقای سید محمد علی حسینیان 38 0:04:02,120 --> 0:04:05 صداوردار آقای سید عبدالله موسوی 39 0:04:05 --> 0:04:06,880 و همانگی پخش و اشاروخ نظری 40 0:04:06,880 --> 0:04:11,760 خدمتون رسیدیم تا براموهایی رو در این بخش انشالله تقدم حضورتون بکنیم 41 0:04:11,760 --> 0:04:14,280 تا شش صبح فردا 42 0:04:14,280 --> 0:04:17,280 ساعت بیس و دو و سه دقیقه است 43 0:04:17,280 --> 0:04:19,720 و ست شنبه شب پانزده همه مهرما 44 0:04:19,720 --> 0:04:22,380 چارده همه ربیوستانی هست که 45 0:04:22,380 --> 0:04:25,300 این لحظات رو در کنار شما داریم سپریم میکنیم 46 0:04:25,300 --> 0:04:27,240 و خدار شک میکنیم که 47 0:04:27,240 --> 0:04:31,080 افتخار خدمتگذاری شما عزیزان رو داریم 48 0:04:31,080 --> 0:04:33,460 سامانه پیامکی رادیو معارف 49 0:04:33,460 --> 0:04:36,520 سی هزار پانزد و پنجاه و سه هست که 50 0:04:36,520 --> 0:04:39,520 میتونید پیشنهادها و امتحادهای خودتون 51 0:04:39,520 --> 0:04:42,960 و در خصوص برمهایی که میشنوید به همکارون من 52 0:04:42,960 --> 0:04:47,180 در روایت امیرادی معرف منتقل بفرمایید 53 0:04:47,180 --> 0:04:51,900 نیمه شب شرعی به افق شهر مقدس قوم 54 0:04:51,900 --> 0:04:54,980 23 و 13 دقیقه خواهد بود 55 0:04:54,980 --> 0:04:59,240 انشالله که من و دوستانم رو از بای خیل خودتون محروم نفرمایید 56 0:04:59,240 --> 0:05:03,860 آغاز برامه های ما با حکایت آزادگی است 57 0:05:03,860 --> 0:05:07,600 که خاطرات آزادگان سرفرازمون هست 58 0:05:07,600 --> 0:05:11,540 که دعوت میکنم حدود 20 دقیقه شنونده باشید 59 0:05:11,540 --> 0:05:17,220 و تقنیم میکنیم این بخش از براموها رو به روح شهده ازیز نیروی انتظامی 60 0:05:17,220 --> 0:05:22,240 جسمتان گرچه دربند زنجیر 61 0:05:22,240 --> 0:05:25,840 جان دشمن اسیر شما بود 62 0:05:25,840 --> 0:05:29,440 در شب قربت سرد زندان 63 0:05:29,440 --> 0:05:33,220 یارتان ذکر و یاد خدا بود 64 0:05:33,220 --> 0:05:36,780 دو هفت پنجانون در منطقه قصر شیری 65 0:05:36,780 --> 0:05:39,180 به اصارت نیروهای برسی دارم 66 0:05:39,180 --> 0:05:45,600 هیچی ایک از موارد قانونی که برای اصرا وز شده در مورد اصرای ایران 67 0:05:45,600 --> 0:05:47,820 با چوبای جبه مهمات می زدن 68 0:05:47,820 --> 0:05:51,460 نه پتوه خاصی بود نه آب خاصی بود که بخوان بچه ها رفته 69 0:05:51,460 --> 0:05:53,540 خیلی غصم شد نه از شهادت 70 0:05:53,540 --> 0:05:56,720 شهادت واقعیت برای خودم امامون لازه افتخار بود 71 0:05:56,720 --> 0:06:00,040 اصلا از شهادت باید که نداشت از مذلوبیت بچه ها 72 0:06:00,040 --> 0:06:05,480 حکایت آزادگی 73 0:06:05,480 --> 0:06:08,800 آقابت هم رزلمت سر آمد 74 0:06:08,800 --> 0:06:12,420 یوسف از غعر زندان بر آمد 75 0:06:12,420 --> 0:06:21,020 روز دیدار یعقوب جان شد 76 0:06:21,020 --> 0:06:24,560 یوسف از جمله آزادگان شد 77 0:06:24,560 --> 0:06:33,080 تا ترا پیراهن الله اکبر بر تن است 78 0:06:33,080 --> 0:06:38,420 دشمن مکار نابود است و کشور ایمن است 79 0:06:38,420 --> 0:06:49,340 ای مسلمان ای برادر ارتشی ای پاستار ای که از نیروی دستت کار دشمن شیون است 80 0:06:49,340 --> 0:06:59,240 ای امید دین و کشور بر تو باد از ما درود ای که از خشم تو دشمن نا امید از مندن است 81 0:07:08,420 --> 0:07:38,400 محمد حسین 82 0:07:38,420 --> 0:07:41,400 محمد حسین انصاری از دوران اصارتشون 83 0:08:08,420 --> 0:08:15,920 در این ده سال به صورت مخفی ما را نگهداری می کرد دولت عراق و در سیاح چالها بودیم 84 0:08:15,920 --> 0:08:24,420 تعداد ما پنجاب و هفت نفر بود که این پنجاب و هفت نفر را بر مبنای اون با جویهای اولیه 85 0:08:25,020 --> 0:08:33,220 سازمان همنیت عراق انتخاب کرده بود و به صورت مخفی در سیاح چالها نگهداری می کرد 86 0:08:33,220 --> 0:08:41,520 وضعیت زندگی ما کلن با وضعیت سایر اصرها در عراق فرق داشت 87 0:08:41,520 --> 0:08:47,580 اونهایی که در اردوگاه ها بودن از امکاناتی استفاده می کردن 88 0:08:47,580 --> 0:09:00,720 مثل امکانات سلیب صورت و یا امکانات درمانی و یا احیانا از مواهب طبیعی مثل هوا 89 0:09:00,720 --> 0:09:08,920 ولی ما پنجاب و هفت نفر کلن در این مدت ده سال از این مسائل محروم بودیم 90 0:09:08,920 --> 0:09:14,820 در اون مدتی که ما بودیم به مدت یک سال و نیمه تمام 91 0:09:14,820 --> 0:09:19,380 ما رو از سیاه چال حتی برای یک دقیقه بیرون نیا بودن 92 0:09:19,380 --> 0:09:25,020 و ما در این ده سال که در عراق بودیم 93 0:09:25,020 --> 0:09:29,420 مدت یک سال و نیمه شو اصلا نتونستیم تشخیص بدیم 94 0:09:29,420 --> 0:09:31,740 چه موقع روزه و چه موقع شب 95 0:09:31,740 --> 0:09:33,540 بعد از یک سال و نیم 96 0:09:33,540 --> 0:09:35,720 یه دکتر اراقی اومد 97 0:09:35,720 --> 0:09:37,980 و بچه ها رو ماینه کرد 98 0:09:37,980 --> 0:09:40,780 احتمالا گفته بود که اینا بیش از این 99 0:09:40,780 --> 0:09:42,620 نمیتونن دوام بیارن 100 0:09:42,620 --> 0:09:45 و بایسی به اینا هوا خوری داده بشه 101 0:09:45 --> 0:09:48,660 که معمور زندان یه روز اومد 102 0:09:48,660 --> 0:09:52,660 و گفت که امروز شما رو میبریم برای هوا خوری 103 0:09:52,660 --> 0:09:55,780 از اون سوال کردیم که 104 0:09:55,780 --> 0:09:57,040 چه مدت هوا خوری 105 0:09:57,040 --> 0:09:59,440 گفتش که بیس دقیقه 106 0:09:59,440 --> 0:10:04,920 گفتم که شما یک سال و نیمه ما رو از سیاه چال بیرون نیاوردین 107 0:10:04,920 --> 0:10:08,240 الان میخواین بیس دقیقه ما رو ببرین 108 0:10:08,240 --> 0:10:13,940 مهمور زندان گفت شما تحمل اینی که بیان هوا خوری ندارین 109 0:10:13,940 --> 0:10:17,780 گفتم آخه مگه هوا چیه که ما تحملش نداریم 110 0:10:17,780 --> 0:10:20,460 گفت من زندان بانم میدونم 111 0:10:20,460 --> 0:10:22,580 من تجربه دارم شما نمیدونین 112 0:10:22,580 --> 0:10:26,460 گفتم نخیر اگه سه ساعت کم تر باشه ما نمیدونیم 113 0:10:26,460 --> 0:10:38,780 گفت باش بیرون اشعه خرشید که به بدن ما میخود احساس میگردیم که این اشعه از یه طرف بدن ما میخوره از اون طرف بیرون میده 114 0:10:38,780 --> 0:10:49,940 دو دقیقه طول نکشید چند نفر بیهور شدن که خود همین معمول زندان وقتی که وضعیت رو دید خطرناکه گفت برگردیم 115 0:10:49,940 --> 0:10:53,040 ما هم برگشتیم اومدیم داخل سلول 116 0:10:53,040 --> 0:11:15,040 ای سرزمین ما ایران قهرمان ای کهکشان اش 117 0:11:15,040 --> 0:11:45,020 آب ستارگاه 118 0:11:45,040 --> 0:11:51,040 موسیقی 119 0:12:15,040 --> 0:12:16,120 آورده بودیم 120 0:12:16,120 --> 0:12:18,080 در اونجا بچه ها 121 0:12:18,080 --> 0:12:21,120 به فکر افتادن که یک باطری 122 0:12:21,120 --> 0:12:23,060 به هم نوی شده 123 0:12:23,060 --> 0:12:25,160 یا به دست بیارن یا درست کنن 124 0:12:25,160 --> 0:12:26,920 به لخره همه بچه ها 125 0:12:26,920 --> 0:12:28,320 اغلاشون ریختن روهم 126 0:12:28,320 --> 0:12:30,540 و تونستیم که 127 0:12:30,540 --> 0:12:32,380 از پوست اناری که 128 0:12:32,380 --> 0:12:34 عرب ها انارشو میخوردن 129 0:12:34 --> 0:12:35,960 پوستشو میدختن تو سطح آشغال 130 0:12:35,960 --> 0:12:38,260 ما تونستیم از این پوست انار 131 0:12:38,260 --> 0:12:39,660 باطری تر درست کنیم 132 0:12:39,660 --> 0:12:42,780 و در این مدت هشت سال بقیه 133 0:12:42,780 --> 0:12:43,940 ما از همین 134 0:12:43,940 --> 0:12:51,080 با تیه تر استفاده می کردیم و از اخبار ایران اطلاع پیدا می کردیم 135 0:12:51,080 --> 0:12:59,840 ولی کلن خانواده ما و دولت ایران از زنده بودن ما یا وجود ما بی اطلاع بودن 136 0:12:59,840 --> 0:13:10,820 ما برای اینی که این سلول هایی که اطراف هم دیگه بود و ما اطلاع نداشتیم که چه کسانی اونجا زندگی می کنن 137 0:13:10,820 --> 0:13:16,480 به فکر ارتباط بودیم به چه وسیلهی ما با اینا ارتباط برقرار بکنیم 138 0:13:16,480 --> 0:13:23,080 و هرچی ما فکر کردیم فکرمون به جای نرسید تا این که یک جرق امیدی زده شد 139 0:13:23,080 --> 0:13:28,740 و ما به وسیله مرز تونستیم از حال همدیگه اطلاع پیدا بکنیم 140 0:13:28,740 --> 0:13:38,340 تو ای آزاد مرد رسته از بند به سختی ها زدی مردان رفت خند 141 0:13:38,340 --> 0:13:42,940 اگرچه جسم تو پشمورده شون گل 142 0:13:42,940 --> 0:13:47,500 ولی روحت چکفت از این تهمون 143 0:13:47,500 --> 0:13:52,100 اگرچه جسم تو پشمورده شون گل 144 0:13:52,100 --> 0:13:56,620 ولی روحت چکفت از این تهمون 145 0:13:56,620 --> 0:13:59,660 در این بخش از برامه ی حکایت آزادگی 146 0:13:59,660 --> 0:14:02,380 لحظات برنامه من رو شیرین تر میکنیم 147 0:14:02,380 --> 0:14:06,740 با یک حکایت شنیدنی از دوران دفاع مقدس 148 0:14:08,340 --> 0:14:21,600 تنبیه شیرین 149 0:14:26,600 --> 0:14:35,220 روحانی گردان 159 لشکر 32 انصار الحسین ارتباط بسیار سمیمی با بچه های گردان داشت 150 0:14:35,220 --> 0:14:38,660 ولی با شهید رستمی سمیمی تر بود 151 0:14:38,660 --> 0:14:43,600 شهید رستمی از این سمیمیت نهایت استفاده را می کرد 152 0:14:43,600 --> 0:14:48,400 او هر از شنگاهی امامه حاجاقا را بدون عبایش بر می داشت 153 0:14:48,400 --> 0:14:56,120 و با آن به چادرهای گردان سرک می کشید و موجبات شور و شعف همرزمان را فراهم می آورد 154 0:14:56,120 --> 0:15:01,060 شهید رستمی دانش آموزی بود که با سن نکم وارد جبه شد 155 0:15:01,060 --> 0:15:04,460 و سابقی طولانی حضور در جبه داشت 156 0:15:04,460 --> 0:15:12,760 و دو بار نیز مجروح شده بود و محبوبیت خاصی بین بسیجیان گردان و همچنین کادر گردان داشت 157 0:15:12,760 --> 0:15:16,080 سخنرانی و ذکر مسیبت حاجقا عالی بود 158 0:15:16,080 --> 0:15:25,240 در فاصله بین کربلای چهار و کربلای پنج بچه های گردان هر شب تا پاسی از شب به سین زنی می پرداختن 159 0:15:25,240 --> 0:15:35,700 چون هر آن احتمال حضور در عملیات می رفت طلب حلالیت روزانه بود و دائم بچه ها از هم طلب حلالیت می کردند. 160 0:15:35,940 --> 0:15:44,240 اتفاقا هاج آقا در سخنرانیش پیرامونه این مسئله صحبت کرد و آخر سخنرانیش همه را حلال کرد و گفت 161 0:15:44,240 --> 0:15:57,080 گفت تا امروز هر کس خواسته یا نخواسته به امامه من دست درازی کرده حلال کردم ولی از الان دیگر کسی را که مرتکب این کار شود حلال نمی کنم. 162 0:15:57,080 --> 0:16:18,300 یکی از بین جمعیت داد زد، حاج آقا این که نمی شه، لعقل یه جریمه ای برای این کار تعین کنید. حاج آقا مکسی کرد و گفت، باشد، هر کس امامه ی مرا بر سرش بگذارد، من حلالش نمی کنم، مگر این که باید یک جز قرآن بخاند و ثواب آن را نصار روح پدر خدا بیامرزم کند. 163 0:16:18,300 --> 0:16:45,300 حاج آقا شعبانی می گوید چند روز قبل از عملیات کربلای پنج بود که مثل هر شب تا صبح سین زنی داشتیم. نماز را خاندیم و از فرط خستگی سردرد شدیدی هم داشتم. داشت خوابم می بود که صدای وزوز رستمی مانع می شد. او قرآن می خاند. صدای قرآنش از یک طرف و صدای ورق زدن قرآن از طرف دیگر اعصابم را به هم رخته بود. 164 0:16:45,300 --> 0:17:07,280 طاقتم تاق شد سرم را از پتو بیرون آوردم و گفتم رستمی بس کن بذار یه وقت دیگه خسته ایم انگار نه انگار که با او بودم این بار به او تشر زدم دیدم دارد میخندد با عصبانیتی ساختگی با انگشتش به من اشاره کرد و گفت من دارم برای بابای شما قرآن میخانم 165 0:17:07,280 --> 0:17:12,220 متوجه شدم باز رستمی به امامه من دست درازی کرده 166 0:17:12,220 --> 0:17:19,420 اگر حلالش نمی کردم باید یک ساعت تمام صدای وزوزش را تحمل می کردم 167 0:17:19,420 --> 0:17:25,420 راد زدم حلال حلال حلال پدر من قرآن نمی خواد حلال بگیر بخواب 168 0:17:25,420 --> 0:17:28,560 او با امامه من اکسی هم گرفته بود 169 0:17:37,280 --> 0:18:00,280 موسیقی 170 0:18:00,280 --> 0:18:11,080 در این بخش از برنامه یه حکایت آزادگی می شین این پای صحبت ها و خاطرات سرتیب دوبام محمد حسین انصاری از دوران اصارتشون 171 0:18:11,080 --> 0:18:18,140 بچه ها در اونجا واقعا نسبت به هم ایسارگر بودن و ایسارگری می کردن 172 0:18:18,140 --> 0:18:29,540 به عنوان نمونه یه دفعه ما رو بردن شکنجگاه که نه شبانه روز در شکنجگاه بودیم و هر روز هم شیش بار شکنجه رو داشتیم 173 0:18:29,540 --> 0:18:33,260 شبه اول که ما رو بردن 19 نفر بودیم 174 0:18:33,260 --> 0:18:36,140 17 نفر رو بردن شکنجه 175 0:18:36,140 --> 0:18:40,480 دو نفر رو یا دیگه خسته شدن یا یادشون رفت 176 0:18:40,480 --> 0:18:42,580 در حالی که اینا میخواستن دیگه برن 177 0:18:42,580 --> 0:18:47,560 اون دو نفر یکیشون بنامه سرتیب دوم خلبان شیروین 178 0:18:47,560 --> 0:18:52,900 و یکی بنامه سرنگ دو خلبان فرشید اسکندری بود 179 0:18:52,900 --> 0:18:56,320 تیب سا شیروین شکنجگرار رو ستا کرد 180 0:18:56,320 --> 0:19:02,180 و گفتش که شما که وقتی با ما صحبت می کنید ادعا می کنید ما مسلمانیم 181 0:19:02,180 --> 0:19:06,380 اگه مسلمانین این چه کاریه این چه بلای سر اینا آوردیم 182 0:19:06,380 --> 0:19:10,200 اون شکنجگر جواب داد مگه تو نمی دونی اینا چه کار کردن 183 0:19:10,200 --> 0:19:11,960 گفت نه چه کار کردن 184 0:19:11,960 --> 0:19:14,520 گفتش که اینا فرش به صدام دادن 185 0:19:14,520 --> 0:19:16,160 گفت خب ما هم دادیم 186 0:19:16,160 --> 0:19:17,880 گفتن که شما رو ندیدین 187 0:19:17,880 --> 0:19:21,500 گفت ندیدین حالا بگم علمات لصدام 188 0:19:21,500 --> 0:19:22,860 مگ بر صدام 189 0:19:22,860 --> 0:19:32,380 که بعد ایشون بردن پایین و شکنجه دادن و میخواستن برند دوباره فرشید اسکندری همین مسئله رو تکرار کرد 190 0:19:32,380 --> 0:19:37,680 همین المتصدامو هم گفتش و اینم بردن با تشکنجه 191 0:19:37,680 --> 0:19:51,740 این شکنجهی که عرض میکنن 192 0:19:51,740 --> 0:19:54,240 موقعی که یه نفر بردن پایین 193 0:19:54,240 --> 0:19:55,440 شکنجه 194 0:19:55,440 --> 0:19:57,800 وقتی که بخواستن برش گردونن 195 0:19:57,800 --> 0:20:00,120 چهار نفر مباستی دست و پاشه بگیرن بیارن 196 0:20:00,120 --> 0:20:01,100 مندازن تو سرور 197 0:20:01,100 --> 0:20:03,260 یعنی به این حال درش میابردن 198 0:20:03,260 --> 0:20:06,040 ولی این بچه ها اینقدر ایسارگر بودن 199 0:20:06,040 --> 0:20:12,720 حاضر نبودن که بسرن شکنجه مثلا همرزم خودشونو ببینن و خودشونو شکنجه نشن 200 0:20:12,720 --> 0:20:20,840 به عنوان مثال مثلا اگر در ما یه دفعه احیانا در همون آب رنگ کردهی که به عنوان خورش می دادن 201 0:20:20,840 --> 0:20:29,020 احیانا یه پوست مثلا بادمجون بود جوانا پوست بادمجونو می آوردن پیش پیر مردم مثلا می گفتن شما بخورین 202 0:20:29,020 --> 0:20:34,480 پیر مردم می گفتن نقش شما جمونترین بدنتون بیشتر احتیاج داره شما بخورین 203 0:20:34,480 --> 0:20:56,120 این حالت های ایسارگری هم در بین بچه ها بود و مسائل در اونجا خیلی زیاد بود شکنجه خیلی زیاد بود و واقعا این پنج و هفت نفر گروه ما که بودن سازمان امنیت عراق با ستود در آوردن 204 0:20:56,120 --> 0:21:01,660 کار به جای رسید که اینا اومدن گفتن ما زندان های اطراف شما رو خالی کردیم 205 0:21:01,660 --> 0:21:07,300 از این وقت دیگه هر شعاری که داریدون میخواد بدین هر کاری میخواییم بکنیم بکنیم 206 0:21:07,300 --> 0:21:14,220 چون بر اثر شکنجهی که همین سازمان امنیت عراق به این بچه های ما داد 207 0:21:14,220 --> 0:21:19,420 چهار نفر زیر شکنجه دیوانه شدن دو نفر فلج کامل شدن 208 0:21:19,420 --> 0:21:23,540 بقیه هم از یه از تا چهار از و از دست دادیم و برگشتیم 209 0:21:26,120 --> 0:21:47,080 در این بخش از برنامه حکایت آزادگی می شینیم پای صحبتها و روایتهای حجتالاسلام و المسلمین نادم راوی دوران دفاع مقدس 210 0:21:47,080 --> 0:21:55,360 از مردان مردی سخن بگیم که در دوران اصارت مردانه و سرفرازانه 211 0:21:55,360 --> 0:21:58,240 این دوران و ایام رو سپری کردن 212 0:21:58,240 --> 0:22:02,840 و چاردیواری های مخوف زندان ها و شکنجگاه ها رو 213 0:22:02,840 --> 0:22:05,580 یک مردسه اشق دیدن 214 0:22:05,580 --> 0:22:11,220 و از همین فرصت بهترین بهره ها رو بردن 215 0:22:11,220 --> 0:22:15,640 و شاید تحدید های زیادی که بر اونها بود 216 0:22:15,640 --> 0:22:19,480 تونستن همه اون رو یا خیلی از اون رو تبدیل به فرصت کنن 217 0:22:19,480 --> 0:22:22,440 مثلا کسی که بی ثبات رفت و با ثبات برگشت 218 0:22:22,440 --> 0:22:27,520 کسی که قدی رفت و حافظ قرآن حافظ لحش و بلاغه برگشت 219 0:22:27,520 --> 0:22:33,320 بدون مدرک رفت و اصارت و در دوران اصارت با هممت خودش و تبکل به خدا 220 0:22:33,320 --> 0:22:38,520 و با انایتی که خداوند به او کرد تونست با مدارج علمی برگرده 221 0:22:38,520 --> 0:22:42,840 اینها به معنای این هست که تونستن از زمان و فرصت خودشون 222 0:22:42,840 --> 0:22:47,540 استفاده بهینه و بهترین بهربرداری ها رو داشته باشن 223 0:22:47,540 --> 0:22:51,480 روایت می فرماید من سا و یومه فهوه مقبون 224 0:22:51,480 --> 0:22:58,600 یعنی کسی که دو روزش مثل هم باشه و هیچ رشدی ارتقای ترابی تو زندگی نداشته باشه 225 0:22:58,600 --> 0:23:01,060 او زرر کرده و مقبون هست 226 0:23:01,060 --> 0:23:09,380 فکر می کنم یکی از زیبا ترین مسادیق رشد ارتقا ترابی و سرمایه گذاری در زندگی 227 0:23:09,380 --> 0:23:13,300 زندگی به هماسه آزادگان سرفراز بود 228 0:23:13,300 --> 0:23:16,480 آزادگان عزیزی که به فرموده قرآن 229 0:23:16,480 --> 0:23:24,160 وَلَّنَبْنُوَنَّكُمْ بِشَيْئِمْ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَخْسِمْ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنفُسِ وَالسَّمَرَاتِ وَبَشْرِدِ السَّابِرِينَ 230 0:23:24,160 --> 0:23:31,940 مستاق این آیه شدن یعنی خداوند در سخترین امتحانات و بلاها و گرفتاری ها اونها را آزمود 231 0:23:31,940 --> 0:23:36,820 و اونها تونستن سربلند از امتحان الهی بیرون بیایند 232 0:23:36,820 --> 0:23:42,480 باز هم به پایان یکی دیگه از برنامه های حکایت آزادگی رسیدیم 233 0:23:42,480 --> 0:23:46,680 اگر پیشنهاد و انتقادی دارید حتما با ما درمیون بذارید 234 0:23:46,680 --> 0:23:55,080 329-10-551-2 با پیش شماره 025 و سامانه پیامکی 30553 235 0:23:55,080 --> 0:23:59,540 راه های ارتباطی با برنامه حکایت آزادگیه 236 0:23:59,540 --> 0:24:07,840 تا برنامه بعد که مجددن با خاطرات یکی از آزادگان سرفراز کشورمون در خدمت شما عزیزان شنونده باشیم 237 0:24:07,840 --> 0:24:10,980 همگیتون رو به خداونده بی هم تا می سپاریم 238 0:24:10,980 --> 0:24:13,380 التماس دعا و خدا نگهدار 239 0:24:13,380 --> 0:24:18,080 تو ای آزاد مرد رسته از بند 240 0:24:18,080 --> 0:24:22,840 به سختی ها زدی مردان لبخند 241 0:24:22,840 --> 0:24:27,460 اگرچه جسم تو پشت مرده چون گل 242 0:24:27,460 --> 0:24:32,120 بلی روحت چکفت از این تهمون 243 0:24:32,120 --> 0:24:36,660 اگر در محبسی تاریک بودی 244 0:24:36,660 --> 0:24:41,340 ولی با کربلا نزدیک بودی 245 0:24:41,340 --> 0:24:46,060 اگر در محبسی تاریک بودی 246 0:24:46,060 --> 0:24:50,680 ولی با کربلا نزدیک بودی 247 0:24:50,680 --> 0:24:55,500 مگر همراه تو از طربت روست 248 0:24:55,500 --> 0:25:00 که خاک مقدمت چون موشکش بود 249 0:25:00 --> 0:25:08,340 جلوی از جامعه دینی 250 0:25:08,340 --> 0:25:21,900 سدای فضیلت و فطرت 251 0:25:25,500 --> 0:25:33,500 موسیقی 252 0:25:33,500 --> 0:25:35,560 رادیو معارف 253 0:25:35,560 --> 0:25:39,520 موج اف ایم ردیف 96 مگه هرتز 254 0:25:39,520 --> 0:25:44,500 موج ای ام ردیف 1071 کلو هرتز 255 0:25:45,320 --> 0:25:53,740 و پس از یک روز تلاش شب فرا میرسد 256 0:25:53,740 --> 0:25:57,760 شب زمان آرامش 257 0:25:57,760 --> 0:26:03,180 و هنگامی که وقت می شود کتابی به دست بگیری 258 0:26:03,180 --> 0:26:06,800 کتاب شب 259 0:26:06,800 --> 0:26:17,260 با نام و یاد خدا 260 0:26:17,260 --> 0:26:21,360 سلام عرضی کنم حضور شما دوستان و همراهان عزیز 261 0:26:21,360 --> 0:26:24,600 طاعتتان مقبول درگاه حق باد 262 0:26:24,600 --> 0:26:30,520 امشب نیز بخشایی از کتاب عرضشمند و شیرین تاج القصص را تقدیم شما میکنیم 263 0:26:30,520 --> 0:26:32,200 دوت میکنم بشنوید 264 0:26:32,200 --> 0:26:47,500 خداونداری از غیر با چایان 265 0:26:47,500 --> 0:27:02,640 جماع شاهد لارید بین ما 266 0:27:02,640 --> 0:27:16,880 به همدخیش گویا کن زبان 267 0:27:16,880 --> 0:27:29,960 پر از شهد شهودت کنده 268 0:27:29,960 --> 0:27:56,220 امیدوارم که از این نیمه که در دریا بود خلقان دریا میخوردند و از این نیمه که در خشکی بود نخجیران و مرگان و هجرات سهران میخوردند 269 0:27:56,220 --> 0:28:02,580 ابراهیم گفت پروردگارا به من نمایی که تو مرده را چگونه زنده می کنی 270 0:28:02,580 --> 0:28:04,920 تا این وصفه از خاطرم برود 271 0:28:04,920 --> 0:28:12,580 جواب آمد که ای ابراهیم نه تو گرویده یا تصدیق کرده ای مرا تا ام که مرده زنده کنم 272 0:28:12,580 --> 0:28:18,820 گفت آره من گرویدم و تصدیق کردم و بیگمانم که تو مرده زنده کنی 273 0:28:18,820 --> 0:28:22,060 فرمان آمد که پس از بحر چه می خواهی؟ 274 0:28:22,060 --> 0:28:24,940 گفت از بحر آرام دل را می خواهم 275 0:28:24,940 --> 0:28:28,660 آرام خاطر خواست نه آرام اعتقاد 276 0:28:28,660 --> 0:28:32,640 که دل همه مؤمنان به حکم اعتقاد آرامیده است 277 0:28:32,640 --> 0:28:34,540 هرچند که نبیند 278 0:28:34,540 --> 0:28:38,920 گویند که چون خدای ابراهیم را به دوستی گرفت 279 0:28:38,920 --> 0:28:42,280 ملک الموت دستوری خواست تا ورا بشارت برد 280 0:28:42,280 --> 0:28:46,180 دستوری یافت بیامد و به سرای ابراهیم در آمد 281 0:28:46,180 --> 0:28:48,460 در وقتی که وی در سرای نبود 282 0:28:48,460 --> 0:28:51,320 و ابراهیم غیور عظیم بودی 283 0:28:51,320 --> 0:28:54,700 چون از سرای بیرون آمدی در بربستی 284 0:28:54,700 --> 0:28:57 چون ابراهیم به سرایی در آمد 285 0:28:57 --> 0:28:59,580 جوانی به صورت و جمال و کمال 286 0:28:59,580 --> 0:29:02,300 چون ماه و آفتاب در سرایی اون می گشت 287 0:29:02,300 --> 0:29:04,680 قصد اون کرد و گفت 288 0:29:04,680 --> 0:29:07,920 به دستوری که در آمدی؟ 289 0:29:07,920 --> 0:29:10,360 گفت به دستوری خداوند سرایی 290 0:29:10,360 --> 0:29:11,900 دانست که این فرشته است 291 0:29:11,900 --> 0:29:15 گفت راست گوی تو کیستی؟ 292 0:29:15 --> 0:29:16,180 گفت ملک الموتم 293 0:29:16,180 --> 0:29:18,520 گفت به چه کار آمدی؟ 294 0:29:18,520 --> 0:29:22,100 گفت بشارت آوردم که تو را خداوند به دوستی گرفته است 295 0:29:22,100 --> 0:29:24,300 گفت ای ملک الموت 296 0:29:24,300 --> 0:29:26,660 می خواهم که ترا با آن صورت بینم 297 0:29:26,660 --> 0:29:29,160 که روز مرد پیش کافران آیی 298 0:29:29,160 --> 0:29:31,400 گفت تا قطعان نداری 299 0:29:31,400 --> 0:29:33,320 گفت می خواهم که بینم 300 0:29:33,320 --> 0:29:35,140 گفت روی بگردان 301 0:29:35,140 --> 0:29:36,640 بگردانی 302 0:29:36,640 --> 0:29:38,860 باز روی سویوو کرد 303 0:29:38,860 --> 0:29:42,100 خلقی دید سیاه شن شب تاریک 304 0:29:42,100 --> 0:29:46,160 و از فرد تا قدم وی همه موی سر از جامعه بیرون کرده 305 0:29:46,160 --> 0:29:48,620 بر صورت زهشترین چیزی که باشد 306 0:29:48,620 --> 0:29:51,660 و از دان و گوشه او آتش بیرون می آید 307 0:29:51,660 --> 0:29:53,360 و سرش به آسمان لسیده 308 0:29:53,360 --> 0:29:55,760 ابراهیم بیهوش بیفتاد 309 0:29:55,760 --> 0:29:57,260 شون با حوش آمد 310 0:29:57,260 --> 0:29:58,640 گفته ای ملکر مود 311 0:29:58,640 --> 0:29:59,700 اگر نزده