1 0:00:00 --> 0:00:02,760 این چمن دادن 2 0:00:02,760 --> 0:00:07,740 لالگون روخ زمین کردن 3 0:00:07,740 --> 0:00:11,800 خانه را بهار چین کردن 4 0:00:11,800 --> 0:00:15,840 ره به کام کفرکین بستن 5 0:00:15,840 --> 0:00:19,980 زنده نام داد و دین کردن 6 0:00:19,980 --> 0:00:24,120 لالگون روخ زمین کردن 7 0:00:24,120 --> 0:00:28,200 خانه را بهار چین کردن 8 0:00:28,200 --> 0:00:32,220 رهب کام کفرکین بستن 9 0:00:32,220 --> 0:00:36,960 زنده نام داد و دین کردن 10 0:00:36,960 --> 0:00:42,340 بله کسانی که نام ایران رو زنده کردن 11 0:00:42,340 --> 0:00:43,720 شهده های عزیزمون 12 0:00:43,720 --> 0:00:47,140 و خیلی جالبه ما تقویم ورق بزنیم 13 0:00:47,140 --> 0:00:51,500 تو هر روزی بی مناسبت و با مناسبت 14 0:00:51,500 --> 0:00:53,300 میتونیم نام های درخشانی رو ببینیم 15 0:00:53,300 --> 0:00:55,600 من الان از آب این فکر میکنم که 16 0:00:55,600 --> 0:00:57,680 عبرقهرمان و شخصیت 17 0:00:57,680 --> 0:01:00,340 مثلا یه شخصیت استوری 18 0:01:00,340 --> 0:01:02,760 کجاست تو افثانه هاست 19 0:01:02,760 --> 0:01:03,960 تو فیلم های سینماییه 20 0:01:03,960 --> 0:01:07,260 یا نه تو دنیای واقعی روزگار امروز ما هم هست 21 0:01:07,260 --> 0:01:08,840 من میگم با قدرت هست 22 0:01:08,840 --> 0:01:10,020 همه میگیم با قدرت 23 0:01:10,020 --> 0:01:11,360 که این گونه هستش 24 0:01:11,360 --> 0:01:14,020 یکی از اونها که امروز شونزه مهر 25 0:01:14,020 --> 0:01:15,400 ازش یاد میکنیم 26 0:01:15,400 --> 0:01:17,500 یه شهید بزرگواریه که 27 0:01:17,500 --> 0:01:19,220 بذارید اینجوری معرفیش کنم 28 0:01:19,220 --> 0:01:20,380 فقط 21 سالش بود 29 0:01:20,380 --> 0:01:25 گروه دریایی نافتی پا امیر المؤمنین علیه السلام رو پایه گذاری کرد 30 0:01:25 --> 0:01:28,600 او کسیه که ناف گروه دریایی زلفقار رو تشکیل داد 31 0:01:28,600 --> 0:01:32,300 او کسیه که با رفقاش با دست خالی و امکانات کم 32 0:01:32,300 --> 0:01:35,800 تو اون آغازین سالهای پیروز انقلاب اسلامی در سال 63 33 0:01:35,800 --> 0:01:39,240 امریکا رو به زانودر رو ورد تو خلیج فارس 34 0:01:39,240 --> 0:01:42,320 او کسیه که تو جنگ نفت کشه ها امریکایی ها 35 0:01:42,320 --> 0:01:43,940 از او خیلی میترسیدن 36 0:01:43,940 --> 0:01:45,940 و از بچه های او خیلی میترسیدن 37 0:01:45,940 --> 0:01:47,560 بچه ها که میگم رفقاش 38 0:01:47,560 --> 0:01:50,160 سرباز هایی که باش بودن نیروه هایی که داشت 39 0:01:50,160 --> 0:01:51,720 آره این شهید 40 0:01:51,720 --> 0:01:54,180 کسیه که امروز شونزه مهر 41 0:01:54,180 --> 0:01:55,480 اسمش رو جستجو کنیم 42 0:01:55,480 --> 0:01:57,280 یک کمی در بارش متعلقه کنیم 43 0:01:57,280 --> 0:01:59,220 و بیشتر بشناسیمش 44 0:01:59,220 --> 0:02:01,840 شهید نادر مهدوی 45 0:02:01,840 --> 0:02:04,220 شهید نادر مهدوی البته اسم اصلیش 46 0:02:04,220 --> 0:02:06,280 حسینه حتی فامیلیشم یه چیز دیگه است 47 0:02:06,280 --> 0:02:08,620 بچه دشتیه مال جنوب کشوره 48 0:02:08,620 --> 0:02:11,660 بچه دریا بود از دریا اومد و به دریا برگشت 49 0:02:11,660 --> 0:02:15,560 و یه دریا ترسیم کرد جلو چشم مردم ایران و دنیا 50 0:02:15,560 --> 0:02:18,180 که ببینید ایران اینقدر بزرگه 51 0:02:18,180 --> 0:02:21,400 خیلی متشکرم که شما هم نیت میکنید 52 0:02:21,400 --> 0:02:23,500 برای اینکه برنامه روایت اشقی که 53 0:02:23,500 --> 0:02:25,180 الان میخواییم تقدیمتون کنیم رو 54 0:02:25,180 --> 0:02:28,520 شنیدن و گفتن و پخش کردنش و اینا سواب داره 55 0:02:28,520 --> 0:02:32,020 هرچی سواب داره تقدیم بشه به شهید نادر مهدوی 56 0:02:32,020 --> 0:02:36,220 و همه برابچه های خوبش در خلیج فارس 57 0:02:36,220 --> 0:02:38,100 متشکرم که همراهی میکنید 58 0:02:38,100 --> 0:02:40,840 با پس این دقائق رادیو معارف را 59 0:02:40,840 --> 0:03:00,120 روایت اشق 60 0:03:10,840 --> 0:03:17,840 موسیقی 61 0:03:40,840 --> 0:03:45,520 وجودش تقدیم سرفرازی و سربلندی ایران عزیز کرده 62 0:03:45,520 --> 0:03:50,020 قدر این مادرها رو بدونیم و سر تحزیم فرود بیاریم 63 0:03:50,020 --> 0:03:53,660 مقابل این همه سبوری و عشق 64 0:03:53,660 --> 0:04:10,060 شهید مهدی دلجون در سال 1343 در شهر قوم متولد شد 65 0:04:10,060 --> 0:04:26,320 این شهید گرانقدر قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و در دوران نوجوانی همراه برادر شهیدش امیر حسین فعالیتهای انقلابی گستردی بر علیه رژیم ستم شاهی داشتند 66 0:04:26,320 --> 0:04:38,540 تا این که با آغاز جنگ تحمیلی بعد از گرفتن دیپلوم به جبهه اعزام شد و چهار سال هم در جبهه نبرد به جهاد مشهور بود 67 0:04:38,540 --> 0:04:55,920 برادر شهیدش امیر حسین دلجون در سال 1347 متولد شد و این دو در کنار هم چه در جبهه و چه در فعالیتهای انقلابی قدم به قدم در راه جهاد و مبارزه بودند 68 0:04:55,920 --> 0:05:03,640 امیر حسین اول فروردین 1367 در منطقه حلبچه به شهادت رسید 69 0:05:03,640 --> 0:05:13,840 و مجید هم سه سال پیش از این در سال 1364 در عملیات والفجر هشت به شهادت رسید 70 0:05:13,840 --> 0:05:16,220 یاد نامشان گرامی باد 71 0:05:25,920 --> 0:05:32,380 با یه انگوش در آینه 72 0:05:32,380 --> 0:05:37,400 و دلائه پرد زیمان 73 0:05:37,400 --> 0:05:43,300 با صدای موج کارون 74 0:05:43,300 --> 0:05:50,220 با فلوه سرخ ارمان 75 0:05:50,220 --> 0:05:53,700 همه هم راهن و همه 76 0:05:53,700 --> 0:06:00,340 آیا زهرا روی سرور 77 0:06:00,340 --> 0:06:08,840 پای مردونگی و عشق جون دادن تا ما بمونیم 78 0:06:08,840 --> 0:06:14,900 که تا خط سرخ تاریخ براش باقی خونیم 79 0:06:14,900 --> 0:06:20,660 رمزه یا زهرا و تکبیر افرسنگرهای دشته 80 0:06:20,660 --> 0:06:23,800 دنیا حیرون طلوعه 81 0:06:23,800 --> 0:06:26,800 سبز بل فجرای هشته 82 0:06:26,800 --> 0:06:33,460 در این برنامه مهمون خانوم فاطمه 83 0:06:33,460 --> 0:06:35,060 حاجی میرزا هستیم 84 0:06:35,060 --> 0:06:39,060 مادر شهیدان حسین و مجید دلچو 85 0:06:39,060 --> 0:06:42,240 مادری که با چهره گشاده از ما پذیرایی کرد 86 0:06:42,240 --> 0:06:44,080 مادری که هرچی گفت 87 0:06:44,080 --> 0:06:45,800 از سبوری و آشقی گفت 88 0:06:46,560 --> 0:06:47,700 هرچی گفت 89 0:06:47,700 --> 0:06:55,860 ما دل دادیم به زندگی دوست داشتنی و زیبایی که هم برای خودش رقم زده بود هم برای پسرانش. 90 0:06:56,580 --> 0:06:59,480 از فاطمه خانم خواستیم از همون اول بگه. 91 0:06:59,980 --> 0:07:05,340 از همون روزایی که مادری رو با همه وجودش تجربه کرده. 92 0:07:05,340 --> 0:07:14,060 پونزده سالم بود که مجیب به دنیا آمد که حتی نمیتونستم این بچه رو برده بودم منزل مادرم میخواستم برن. 93 0:07:14,060 --> 0:07:15,440 گذشت دادم زیر بقلم 94 0:07:15,440 --> 0:07:18,880 آقایون توی کچه چند مرتبه من گفتن 95 0:07:18,880 --> 0:07:21,500 بابا مگه این کتاب زدی زیر بقله 96 0:07:21,500 --> 0:07:23,400 نمیدونستم که حالا باید اینو 97 0:07:23,400 --> 0:07:25,920 چجور بقلش بکنم و اینها 98 0:07:25,920 --> 0:07:28,280 ولی خب خدا رحمت کنه 99 0:07:28,280 --> 0:07:30,620 مادر شوهرم خیلی کمک حالم بود 100 0:07:30,620 --> 0:07:32,120 مبازه به بچه بود 101 0:07:32,120 --> 0:07:34,580 تا این بچه بزرگ شد که 102 0:07:34,580 --> 0:07:38,120 دومیم بعد از دو سال تقریبا به دنیا آمد 103 0:07:38,120 --> 0:07:41,280 بعد از چهل روز که این بچه رو وزن کردن 104 0:07:41,280 --> 0:07:43,480 یک کلو هفتصد گرم بود 105 0:07:43,480 --> 0:07:45,500 که دکتور به من گفت که این وزن 106 0:07:45,500 --> 0:07:47,160 یه مرق بیشتر از اینه 107 0:07:47,160 --> 0:07:49,320 ولی خب مادر بزرگشون 108 0:07:49,320 --> 0:07:51,720 کمک میکرد خب خدا رو شک 109 0:07:51,720 --> 0:07:53,660 ولی همدالله میگم بچهی بود 110 0:07:53,660 --> 0:07:55,380 خیلی باهوش خیلی زرنگ 111 0:07:55,380 --> 0:07:56,440 حافظ قرآن 112 0:07:56,440 --> 0:07:59,600 هرچی که شما بگینین دعای کومل 113 0:07:59,600 --> 0:08:01,700 دعای نوت بینار همه رو رو سجده 114 0:08:01,700 --> 0:08:03,380 انجام میداد که توی 115 0:08:03,380 --> 0:08:05,720 تمام فامیل همه تحجاب 116 0:08:05,720 --> 0:08:07,260 میوندن از خوبیه 117 0:08:07,260 --> 0:08:14,900 همیشه شاگرد اولی کلاس بود میگم دو سال شناسنامه رو بزرگ کردن تا برای آمادگی گذاشته بودیم 118 0:08:14,900 --> 0:08:23,500 حالا میگن آمادگی که بره بشینه اونجا بعد دویرشون گفت که ایشون خیلی حوش و حافظش بالاست 119 0:08:23,500 --> 0:08:31,120 از تمام شاگردها حالتره باید بره کلاس دیگه پدر رفت شناسنامه رو میشد اون موقع این کار رو بکنی 120 0:08:31,120 --> 0:08:38,040 تقریبا یک سال و نیم دو سال شناسه مارو بزرگ کردن که بتونه کلاس اول بره 121 0:08:38,040 --> 0:08:40,960 پنگ سالش بود کلاس اول بره 122 0:08:40,960 --> 0:08:43,940 ولی خب خیلی میگم کمک حال من بودن 123 0:08:43,940 --> 0:08:49,740 اصلا مخصوصا برادرش حسین اصلا نمیذاش من هیچ کاری انجام بدم 124 0:08:49,740 --> 0:08:52,400 تمام کارهای خونه رو خودش انجام میداد 125 0:08:52,400 --> 0:08:56,760 بعد یه موکتی بود اینجای موکت رو میداخت کنار میرفت میخوابید 126 0:08:56,760 --> 0:08:59,780 پدرش میمد میگفت ببین برای خودش جام ننداخته حسین 127 0:08:59,780 --> 0:09:02,180 گفتم بابا جای من و شما رو انداخته 128 0:09:02,180 --> 0:09:04,360 جای بچه ها رو انداخته 129 0:09:04,360 --> 0:09:08,920 ولی خودش میخواد میره جبهه عادت داشته باشه 130 0:09:08,920 --> 0:09:12,260 که روی زمین اونجا تو سنگر میخواد بخوابه 131 0:09:12,260 --> 0:09:13,400 عادت داشته باشه 132 0:09:29,780 --> 0:09:53,780 موسیقی 133 0:09:53,780 --> 0:10:05,820 مجید و حسین در دوران انقلاب هم فعالیت های گستردهی داشتند و همه اینها بر می گرده به پدر و مادری که حامی بچه ها بودند و راه رو برای این دوتا پسر هموار کردند. 134 0:10:05,820 --> 0:10:12,520 هم مادر و هم پدر در لحظه به لحظه ی حرکت های انقلابی این دو پسر کنارشون بودن 135 0:10:12,520 --> 0:10:24,580 و این دوتا جوون از همون دوران نوجوونی انگار عهد کرده بودند که مبارزان واقعی باشن و راهشون راه شهادت باشه 136 0:10:24,580 --> 0:10:30,920 پدرشون بسیار مرد خوبی بود یعنی همه خوبی این بچه ها به خاطر پدرشون بود 137 0:10:30,920 --> 0:10:34,040 پدر خیلی با محبت مهربون 138 0:10:34,040 --> 0:10:36,980 زحمت کش زرنگ و نمونه 139 0:10:36,980 --> 0:10:39,060 او در همه کارهاش نه فقط اون 140 0:10:39,060 --> 0:10:41,880 آشق رهبر بود آشق امام بود 141 0:10:41,880 --> 0:10:43,400 آشق امام بود 142 0:10:43,400 --> 0:10:46,480 خانوم امام دخترم و یه مادر بزرگم بودن 143 0:10:46,480 --> 0:10:48,580 میرفتیم منزل ما میامدیم 144 0:10:48,580 --> 0:10:50,400 فقط میگفت برام تعریف کنید 145 0:10:50,400 --> 0:10:53,640 که چجور برنامه اونجا 146 0:10:53,640 --> 0:10:56,640 میگفتم با یه ساختمون ساده و هیچ 147 0:10:56,640 --> 0:11:00,500 اون تشکیلاتی که باید باشه نیست اینها 148 0:11:00,500 --> 0:11:03,200 فقط میگفت که برام تعریف کنید 149 0:11:03,200 --> 0:11:06,640 از کارای امام میگم آشق امام بود 150 0:11:06,640 --> 0:11:08,760 گفت جونم فدای امام 151 0:11:08,760 --> 0:11:12,640 زمان انقلاب تقریبا مجید 152 0:11:12,640 --> 0:11:14,680 14 سالش بود اون برادرشم 153 0:11:14,680 --> 0:11:19,020 تقریبا 12 سال که رفته بود دامنشو پر از پوکه هایی 154 0:11:19,020 --> 0:11:22,280 که اینجا تو خیابونه ایسکای برنامهی بود 155 0:11:22,280 --> 0:11:24,640 که مردمو به خاک و خون کشیدن 156 0:11:24,640 --> 0:11:26,100 کوچه نوربخش 157 0:11:26,100 --> 0:11:29,820 حسین رفته بود دامنشو از این پوکه ها پر کرده بود 158 0:11:29,820 --> 0:11:32,200 آمده بود میگفت مامام نزدیک بود 159 0:11:32,200 --> 0:11:33,640 حسین شهید بشه اینجا 160 0:11:33,640 --> 0:11:36 چون میرفت اونا نمیدونست که 161 0:11:36 --> 0:11:37,840 الان اینا تیره اگه بهش بخوره میرفت 162 0:11:37,840 --> 0:11:40,200 این پوکوها رو جمع میکرد میابرد 163 0:11:40,200 --> 0:11:42,020 شیطنت های بچگی 164 0:11:42,020 --> 0:11:44,920 سواک اینجا سر خیابونمون بود 165 0:11:44,920 --> 0:11:46,880 میامد شب که میشد حسین 166 0:11:46,880 --> 0:11:49,120 یه دونه قیف با شلنگ درست کرده بود 167 0:11:49,120 --> 0:11:50,680 میخوابید این سر کوچه 168 0:11:50,680 --> 0:11:53,500 و در در در مرگ برشاه 169 0:11:53,500 --> 0:11:55,180 در در در مرگ برشاه 170 0:11:55,180 --> 0:11:59,200 مکبر شاه میگفت یه شب میگفت اگه ماشین سواک بیاد 171 0:11:59,200 --> 0:12:01,560 شما در باز بذار من سریع میام تو 172 0:12:01,560 --> 0:12:05,420 یه شب به جای این که سواک از این طرف بیاد از این طرف کچه آمده بود 173 0:12:05,420 --> 0:12:09,660 یه وقت دیدیم خودشو همینجور روزمین قلتنده بود آمد تو 174 0:12:09,660 --> 0:12:14,020 گفت که ما نزدیک بود امشب بگیرنم 175 0:12:14,020 --> 0:12:16,380 چون امشب از این کچه آمدم 176 0:12:16,380 --> 0:12:21,860 اما سر میگم کارایی که انجام میدادن هم تو انقلاب هم بعد از انقلاب 177 0:12:21,860 --> 0:12:31,580 فقط هم گفتن به خاطر خدا به خاطر که خیلی علاقه عجیبی حسین به امام خمینی داشتن 178 0:12:31,580 --> 0:12:36,700 خوشابه حالش راه به این خوبی رو انتخاب کردن و رفتن 179 0:12:36,700 --> 0:12:44,360 فرشته های شهر من از آسمون نیومدن 180 0:12:44,360 --> 0:12:48,080 از آسمون نیومدن 181 0:12:48,080 --> 0:12:55,860 اهل زمین بودن ولی به آسمون را پرزدن 182 0:12:55,860 --> 0:13:08,300 فرشته های شهر من تو فصل جنگ و التحال 183 0:13:08,300 --> 0:13:16,820 شدن یه آزتوره پاک میون قصه های ناب 184 0:13:16,820 --> 0:13:23,740 شدن یه استوره یه پاش میونه به سیاهی 185 0:13:23,740 --> 0:13:28,920 از شبکه راژیوی معرف برنامه یه روایت اشق رو تقدیم شما میکنیم 186 0:13:28,920 --> 0:13:32,620 و در این برنامه مهمون خانوم فاطمه حاجی میرزا 187 0:13:32,620 --> 0:13:36,300 مادر شهیدان مجید و حسین دلجو هستیم 188 0:13:36,300 --> 0:13:42,200 روایت رسید به جایی که گفتیم پدر و مادر خودشون هم در کنار بچه ها بودن 189 0:13:42,200 --> 0:13:45,340 هر وقت با مادران شهده هرفت زدیم 190 0:13:45,340 --> 0:13:48,140 یه چیزی رو از زندگیشون متوجه شدیم 191 0:13:48,140 --> 0:13:51,500 و اونم اینه که مادرها در کنار پدرها 192 0:13:51,500 --> 0:13:56,100 راه شهادت و مبارزه رو برای بچه هاشون باز می کردن 193 0:13:56,100 --> 0:13:59,720 و پدرها قوت قلبی بودن برای مادر 194 0:13:59,720 --> 0:14:02,560 مثل پدر مجید و حسین 195 0:14:02,560 --> 0:14:05,740 پدر خودشون گفتن که ببین خانم 196 0:14:05,740 --> 0:14:08,420 این بچه ها مال ما نیستن 197 0:14:08,420 --> 0:14:11,480 اولا اینا مال امام خومینی هستن 198 0:14:11,480 --> 0:14:13,940 که گفتن اینا توی گهوره ها هستن 199 0:14:13,940 --> 0:14:15,260 یا توی چی کمه مادرها 200 0:14:15,260 --> 0:14:21,480 همینجوری که میدونی باردار بودی که امام خمینی رو بردن و این برنامه هاشو 201 0:14:21,480 --> 0:14:27,320 اینا مال ما نیستن اینا هدیهی بوده که خدا به ما داده خیلی هم باید ممنون باشیم 202 0:14:27,320 --> 0:14:34,020 یه روزی هم خودش میخواد بگیر و عمرشون هم اگه به دنیا باشه اینا سلامت برمیگردن 203 0:14:34,020 --> 0:14:38,100 که مجید رو گفتیم برو چهار سال یه روز دو روز نبود 204 0:14:38,100 --> 0:14:43,680 ولی خب خدا میدونه که دوتا بچه رو دوتا خوهراشو من باردار بودم 205 0:14:43,680 --> 0:14:45,580 چه به من می گذشت 206 0:14:45,580 --> 0:14:47,020 می گفتم الان میان در می زنن 207 0:14:47,020 --> 0:14:49,900 که می گن شهید شده 208 0:14:49,900 --> 0:14:51,740 ولی خب گفتم توقل 209 0:14:51,740 --> 0:14:53,880 خدا اگه خدایی نکرده 210 0:14:53,880 --> 0:14:55,520 اینجا تصادف کنن توری بشن 211 0:14:55,520 --> 0:14:56,520 چه کار بکنن 212 0:14:56,520 --> 0:14:59,040 گلوازش رو دوختم و فقط گفت 213 0:14:59,040 --> 0:15:01,320 ماما برای ما حلوه درست کن که اونجا بتونیم 214 0:15:01,320 --> 0:15:03,020 یه ظرف بزرگ حلوه درست کردم 215 0:15:03,020 --> 0:15:05,140 خودشم مادرم یا خودش 216 0:15:05,140 --> 0:15:07 انارارم دون کرد برد 217 0:15:07 --> 0:15:09,060 توی راهن جا نزدیکمون بود 218 0:15:09,060 --> 0:15:13,040 بچه هایی که میخواستن برن براشون همه روز زرفاتونو بیارید 219 0:15:13,040 --> 0:15:15,560 انار بریزیم و با قطار رفتن 220 0:15:15,560 --> 0:15:19,160 هر دفعه که میمدن با قطار منتها من باید بود یه جا برم بایستم 221 0:15:19,160 --> 0:15:22,540 که منو نبینه دوست نداشت که مثلا بریم 222 0:15:22,540 --> 0:15:25 گفت بعضی ها مادراشون نمیتونن بیان 223 0:15:25 --> 0:15:27,860 شما جوانی نمیخواد بیایید 224 0:15:27,860 --> 0:15:30,980 میرفتم این پایین تر باییم استادم که قطار میرفت 225 0:15:30,980 --> 0:15:32,260 از اونجا ببینمش 226 0:15:32,260 --> 0:15:34,140 بیشتر جبهه بود 227 0:15:34,140 --> 0:15:37,840 یعنی بچه هایی که پنج ماه شیش ماه همه چلو پنج روزه بودن 228 0:15:37,840 --> 0:15:41,240 پنج ماه دول می کشید تا بیاد 229 0:15:41,240 --> 0:15:45,480 ولی می گفت اونایی که اونجا زن و بچه دارن 230 0:15:45,480 --> 0:15:48,240 بهتره که ما بریم اونا بیان 231 0:15:48,240 --> 0:15:49,620 مرخصی همونو 232 0:15:49,620 --> 0:15:53,500 باباش که یه وقت می گفت با این که حالا صدای پدرشم هست 233 0:15:53,500 --> 0:15:56,480 با این که نباید من جیبشو ببینم می دیدم 234 0:15:56,480 --> 0:15:59,460 هنوز ده روز دیگه از مرخصیش مونده 235 0:15:59,460 --> 0:16:03,140 ولی می گه بابا باید برم 236 0:16:03,140 --> 0:16:04,220 مرخصی ندارم 237 0:16:04,220 --> 0:16:06,820 گفتم بابا جون تو تازه هنو ده روز دیگه مونده 238 0:16:06,820 --> 0:16:09,640 گفت ما بریم اونهایی که زن و بچه دارن بیا 239 0:16:09,640 --> 0:16:13,040 ای کبوتر سفید من 240 0:16:13,040 --> 0:16:19,720 ای برادر شهید من 241 0:16:19,720 --> 0:16:25,760 تو برای من پرند پر 242 0:16:25,760 --> 0:16:31,520 تو برای من ستارتر 243 0:16:31,520 --> 0:16:36,860 تو برای من ستاره تر 244 0:16:36,860 --> 0:16:43,920 تو برای من سپیده ای 245 0:16:43,920 --> 0:16:48,520 سرفراز و قد کشیده ای 246 0:16:49,220 --> 0:16:53,520 تو برای من سپیده ای 247 0:16:54,740 --> 0:16:58,840 سرفراز و قد کشیده ای 248 0:16:58,840 --> 0:17:02,700 آرزوی مادرها همیشه دیدن دامادی پسراشونه 249 0:17:02,700 --> 0:17:07 اونقدر منتظر میمونن و قد کشیدن بچه ها رو میبینن 250 0:17:07 --> 0:17:10,060 تا یه روز به این آرزوی قشنگشون برسن 251 0:17:10,060 --> 0:17:13,280 یه مادر دل توی دلش نیست که 252 0:17:13,280 --> 0:17:18,840 یه روز بره خاستگاری برای پسری که از همه لحاظ تاج سر خانواده است 253 0:17:18,840 --> 0:17:21,480 فاطمه خانم هم همین آرزو رو داشت 254 0:17:21,480 --> 0:17:26,760 دلش میخواست هرچه زودتر عروسی و دامادی بچه هاش رو ببینه 255 0:17:26,760 --> 0:17:30,020 خواستگاری میخواستم برم براش 256 0:17:30,020 --> 0:17:33,200 اون خوهرش که قبل از اشونه کچک بود 257 0:17:33,200 --> 0:17:35,680 بعد گفتم الان ما میخواییم بریم خواستگاری 258 0:17:35,680 --> 0:17:38,980 چی بگیم به این خانواده بگیم کارش چیه 259 0:17:38,980 --> 0:17:41,100 مریم گفت که مامان چی میخوایی بگی 260 0:17:41,100 --> 0:17:43,820 گفتم این چی دیگه میگم مثل شهید زیندین 261 0:17:43,820 --> 0:17:45,800 گفت مامان این حرفا چیه 262 0:17:45,800 --> 0:17:48,160 اگه این بچه بره تو کچه بگه که 263 0:17:48,160 --> 0:17:51,440 مجید ما مثل شهید مهدی زیندینه 264 0:17:51,440 --> 0:17:52,680 چی برای من میمونه 265 0:17:52,680 --> 0:17:54,780 ما منون فرمونده لشگر بود 266 0:17:54,780 --> 0:17:56,660 ما یه بسیجی هستیم 267 0:17:56,660 --> 0:17:59,900 ولی گفتم ما مگه مهدی زیندین 268 0:17:59,900 --> 0:18:01,440 به غیر از این که اون هم مثل شما 269 0:18:01,440 --> 0:18:04,220 با دو سال بزرگتر و سال کتیگتر فرمونده 270 0:18:04,220 --> 0:18:06,100 باید خداشناس باشه 271 0:18:06,100 --> 0:18:08,180 راه روششو بلد باشه 272 0:18:08,180 --> 0:18:10,040 که بتونه فرموندهی بکنه 273 0:18:10,040 --> 0:18:12,440 ولی بعد متوجه شدیم که ایشون هم 274 0:18:12,440 --> 0:18:14,260 فرمونده بوده 275 0:18:14,260 --> 0:18:16,960 با ایمان و با تقباب و درسونو 276 0:18:16,960 --> 0:18:18,160 مستوضی نکردن 277 0:18:18,160 --> 0:18:21,320 خاصگاری رفتم یکی دو بار بعد که 278 0:18:21,320 --> 0:18:24,560 یه خانومی بود که شوهرش شهید شده بود 279 0:18:24,560 --> 0:18:27,820 پسرش هم شهید شده بود که خود مجید اونجا دیده بود 280 0:18:27,820 --> 0:18:32,380 بعد گفتم که بهش که دختری این آقا رو میخواییم برات بگیریم 281 0:18:32,380 --> 0:18:34,220 گفت مامان یه چیزی میخواییم بگم 282 0:18:34,220 --> 0:18:35,660 هیچ کس هم منزل نبود 283 0:18:35,660 --> 0:18:36,440 گفتم بگو 284 0:18:36,440 --> 0:18:39,560 گفت میخواییم بگم دخترشون رو برای برادرم بگیرید 285 0:18:40,160 --> 0:18:41,520 مادرش رو با سری من 286 0:18:41,520 --> 0:18:44,020 گفتم مامان پنجاخ سالشه 287 0:18:44,020 --> 0:18:46,020 پسر شهید شده 288 0:18:46,020 --> 0:18:47,520 شوهرش شهید شده 289 0:18:47,520 --> 0:18:49,280 حالا شما میگی که 290 0:18:49,280 --> 0:18:51,320 دخترشون رو بر برادرم بگی 291 0:18:51,320 --> 0:18:52,220 مادرش رو بر من 292 0:18:52,220 --> 0:18:54,340 گفت که مامان جون 293 0:18:54,340 --> 0:18:56,580 اگه شما این رضایت رو بدین 294 0:18:56,580 --> 0:18:58,380 گفتم اخوه مردم به من چی میگن 295 0:18:58,380 --> 0:19:00,580 بهترین پسر خانواده 296 0:19:00,580 --> 0:19:02,520 که همه آرزوشون بود 297 0:19:02,520 --> 0:19:04,380 که دختر بهش بدن با خونه 298 0:19:04,380 --> 0:19:06,240 با ماشین و با نمیدونم 299 0:19:06,240 --> 0:19:08,160 همه جور تشکیلاتی 300 0:19:08,160 --> 0:19:10,360 خودشون خواهان این بچه بودن 301 0:19:10,360 --> 0:19:11,500 چون بیرون میدیدنش 302 0:19:11,500 --> 0:19:13,960 از ورنجمن اسلامیه مسجد فرهنگ بود 303 0:19:13,960 --> 0:19:16,920 مجید همه میدیدن برنامه های کاراشو 304 0:19:16,920 --> 0:19:18,220 حالا من بیام این کارم 305 0:19:18,220 --> 0:19:19,340 گفت شما چی کار داری؟ 306 0:19:19,340 --> 0:19:21,220 شما به حرف مردم اصلا کار نداشت 307 0:19:21,220 --> 0:19:23,460 شما این کار رو انجام بدی؟ 308 0:19:23,460 --> 0:19:24,740 هم خدا خوشحال میشه 309 0:19:24,740 --> 0:19:26,200 هم اون خانوم 310 0:19:26,200 --> 0:19:28,600 الان من میدونم شوهرش آمد اونجا 311 0:19:28,600 --> 0:19:31,280 بار قضا برا ما آورده بود 312 0:19:31,280 --> 0:19:32,920 تو ماشین تو پنداختن 313 0:19:32,920 --> 0:19:38,660 هم خودش شهد شد هم پسرش که جای دیگه بود دوست ما بود اونم شهد شد 314 0:19:38,660 --> 0:19:41,240 خلاصه نشد دیگه 315 0:19:41,240 --> 0:19:53,680 کنه ور توی رگاتون خونه غیرت و هماسه 316 0:19:53,680 --> 0:20:00,220 دنیا ایران عزیزا به هماسه میشناسه 317 0:20:00,220 --> 0:20:06,380 دنیایی آمه عزیز و به هم آسمی شناسه 318 0:20:06,380 --> 0:20:12,620 آسمون بال فرشته رو زمین طبه پریده 319 0:20:12,620 --> 0:20:19,420 شور پر کشیدن از خودشوقتا خدا رسیده 320 0:20:19,420 --> 0:20:23,220 حالا مجید شهید شده 321 0:20:24,080 --> 0:20:29,260 یه پسر خالواده راه خودش رو رفته و حالا نوبته حسینه 322 0:20:29,260 --> 0:20:33,440 مادر دلش میخواد حد اقل دامادی حسین رو ببینه 323 0:20:33,440 --> 0:20:36,620 مجید که رفت دامادیش رو ندید 324 0:20:36,620 --> 0:20:43,100 دلش میخواد یه محرسم کچیک داشته باشه و آرزوش رو در لباس دامادی حسین ببینه 325 0:20:43,100 --> 0:20:45,760 اما حسین هم اهل موندن نیست 326 0:20:45,760 --> 0:20:47,260 حسین هم میخواد بره 327 0:20:47,260 --> 0:20:51,100 مادرم میدونه که بچه هاش اهل زمین نیستن 328 0:20:51,100 --> 0:20:54,940 ولی دلش میخواد در حق حسین مادری کنه 329 0:20:54,940 --> 0:20:59,420 حسینم که بعد بهش گفتم یه دختری رو برای مجید میخواستیم 330 0:20:59,420 --> 0:21:00,880 حرفی نداری؟ 331 0:21:00,880 --> 0:21:02,960 الان نمیخواد بری جبهه 332 0:21:02,960 --> 0:21:05,380 اینو دختر رو شبه مبعث بود 333 0:21:05,380 --> 0:21:06,780 عقد کنیم برات 334 0:21:06,780 --> 0:21:10,960 گفت که شما برید اگر اونا حرفی نداشته باشن من حرفی ندارم 335 0:21:10,960 --> 0:21:14,260 خالهش اینجا بود گفت که خاله پس به نویس بده 336 0:21:14,260 --> 0:21:18,360 خودکار بهش داد و انگوشتر و دستمند اینو هم در برد گذاشته می 337 0:21:18,360 --> 0:21:22,820 گفت که اینو مال خانومت به نویس بده 338 0:21:22,820 --> 0:21:24,780 که ما بریم خواستگاری 339 0:21:24,780 --> 0:21:28,160 بعد نوشت وقتی ما نامره خوندیم دیدیم نوشته 340 0:21:28,160 --> 0:21:30,280 بسم الله الرحمن الرحیم 341 0:21:30,280 --> 0:21:32,340 انا لله و انا الهی حراجه اون 342 0:21:32,340 --> 0:21:35,500 من با این دختر خانمی که میخوام ازدواج بکنم 343 0:21:35,500 --> 0:21:39,900 اول بهش میگم اگر توی هجله شب دامادی من بودم 344 0:21:39,900 --> 0:21:44,740 رهبرم امام خومنی فرمودن که باید برید جبهه 345 0:21:44,740 --> 0:21:46,900 من خداحافظی میکنم 346 0:21:46,900 --> 0:21:50,060 اگه با این امرازیه که دیگه خالشم ناراحت شد 347 0:21:50,060 --> 0:21:54,080 و گفت که آخه نمیشه کدوم دختریه که بیاد اینجوری قبول کنه 348 0:21:54,080 --> 0:21:56,160 که شما از شب دامادیت بری 349 0:21:56,160 --> 0:21:58,560 خلاصه بعد از دو سالم که حسین رفت 350 0:21:58,560 --> 0:22:01,220 همون شبیه که میخواست بره حالم خیلی بد شد 351 0:22:01,220 --> 0:22:02,980 خیلی حالم بد شد 352 0:22:02,980 --> 0:22:06,800 سالگرد برادرش مجید بود دومین سالش 353 0:22:06,800 --> 0:22:10,340 بعد اومدن بالا گفتن بیا ببین مامانه چه حالیه 354 0:22:10,340 --> 0:22:12,380 گفت مامانم فشارش میافته 355 0:22:12,380 --> 0:22:13,900 دوتا بالش بذارین 356 0:22:13,900 --> 0:22:15,920 زیر سرش بشونیدش 357 0:22:15,920 --> 0:22:17,280 پهاشو بذارید به دیوار 358 0:22:20,060 --> 0:22:24,980 بعد که حالم خوب شد آمدم تو حیاتشون زرفارو داشت میشست 359 0:22:24,980 --> 0:22:26,500 که مال سالگرد بود 360 0:22:26,500 --> 0:22:30,200 دیدم لباسش خیست شده لباس تن خودم رو در رو بردم 361 0:22:30,200 --> 0:22:34,680 مثل یه بلوزی بود که میشد مردانم تنش کرد 362 0:22:34,680 --> 0:22:40,300 لباس خودم رو تنش کردم گفتم حسین جون لباست خیست شده درار بنداز رو بند 363 0:22:40,300 --> 0:22:45,440 همون لباس خودم رو پوشید و رفت با همونم به شهادت روست که لباسش رو هنوز داریم 364 0:22:50,060 --> 0:23:00,060 موسیقی 365 0:23:20,060 --> 0:23:33,560 سخف این گمبد آبی رو سر زمین میمونه 366 0:23:33,560 --> 0:23:40,300 با تو هر جا که هستم اگه دورم اگه نزدیک 367 0:23:40,300 --> 0:23:46,980 که ابت خرشید من باش توی این شبای تاریخ 368 0:23:46,980 --> 0:24:16,960 در این شبایتا 369 0:24:16,980 --> 0:24:17,800 اختیار شماست 370 0:24:17,800 --> 0:24:20,040 منتظر پیامهاتون هستیم 371 0:24:20,040 --> 0:24:21,560 روایت فاطمه خانم 372 0:24:21,560 --> 0:24:23,900 این مادر مهربون و دوست داشتنی 373 0:24:23,900 --> 0:24:25,760 باز هم ادامه داره 374 0:24:25,760 --> 0:24:27,600 تا یه روایت دیگه 375 0:24:27,600 --> 0:24:28,580 خدا نگهدار 376 0:24:46,980 --> 0:24:52,600 هر بل من آرامه کن 377 0:24:52,600 --> 0:24:57,220 تا روزی که بیافته پنجارم بخون 378 0:24:57,220 --> 0:25:01,360 چی بهتر از این که دم رفتنت 379 0:25:01,360 --> 0:25:05,020 شبیه باسه بردنت 380 0:25:05,020 --> 0:25:06,580 ماه زهرا 381 0:25:06,580 --> 0:25:11,400 چی بهتر از این که تن قرق خونت 382 0:25:11,400 --> 0:25:18,340 رو دست ملائک بره عرش الان 383 0:25:18,340 --> 0:25:28,260 گواه ما تاریخ توفانی ما شن اسلامی ما قرور و نشادت 384 0:25:28,260 --> 0:25:40,220 تخون توی نقای ما هستیم پای اهد و پیمانمون با ولایت 385 0:25:41,400 --> 0:25:43,180 نوای معرفت 386 0:25:43,180 --> 0:25:52,700 سدای ایمان 387 0:25:52,700 --> 0:26:03,480 رادیو معارف 388 0:26:03,480 --> 0:26:06,180 سدای فضیلت و فطرت 389 0:26:11,400 --> 0:26:24,740 پیام ولایت 390 0:26:41,400 --> 0:26:49,660 نور دلگون خامه نیرم بره باز 391 0:26:49,660 --> 0:26:54,280 خدا من انشالله که شهید عزیزمون رو 392 0:26:54,280 --> 0:26:59,560 آقای حمدانی رو در اجاد شعالی کنه 393 0:26:59,560 --> 0:27:04,160 انشالله ایشون رو با پیغمبر محشول کنه 394 0:27:04,160 --> 0:27:06,320 با سید و شهده محشول کنه 395 0:27:06,320 --> 0:27:08,560 با اولیهاش محشول کنه 396 0:27:08,560 --> 0:27:16,480 با رفقای شهیدش که قبل از او رفتن همشون با هم بودن با اینا محشور کنید 397 0:27:16,480 --> 0:27:28,240 امثال شهید حمدانی از این که یه چنین سرنوشتی در انتظار آنها باشه 398 0:27:28,240 --> 0:27:31,360 و سرنوشتشون باشه خیلی خوشحاله 399 0:27:31,360 --> 0:27:35,360 بعضی هستون هم هی جماعات سفارش میکنن 400 0:27:35,360 --> 0:27:38,380 که دعا کنید ما شهید بشیم 401 0:27:38,380 --> 0:27:41,120 من دلوقت دعا نمی کنم 402 0:27:41,120 --> 0:27:43,160 یعنی به این معنی 403 0:27:43,160 --> 0:27:47,120 دعا میکنم شهید بشم بعد از 20 سال 30 سال دیگه 404 0:27:47,120 --> 0:27:52,180 میگم هنوز با شما ما خیلی کار داریم 405 0:27:52,180 --> 0:27:56,440 ولی خب میرن در میدانهای خطر 406 0:27:56,440 --> 0:27:59,220 و به آرزوشون میرسن 407 0:27:59,220 --> 0:28:00,800 شهید بشن 408 0:28:00,800 --> 0:28:04,780 بزرگترین سعادت برای این ها 409 0:28:30,800 --> 0:28:54,800 موسیقی 410 0:28:54,800 --> 0:29:02,340 تصور نمی شد که باب شهادت مختوح بمانه برای بندگانش 411 0:29:02,340 --> 0:29:08,460 الحمدلله بندگان خالص خدا در این مدت ادهشون به شهادت رسیدن 412 0:29:08,460 --> 0:29:10,520 با عرضشون رسیدن 413 0:29:10,520 --> 0:29:12,600 من البته خوشحال نیستم 414 0:29:12,600 --> 0:29:16,440 هر کدوم از اون اینا پیش من میام گایی درخواست میکنن 415 0:29:16,440 --> 0:29:17,740 اتماس دعا میکنن 416 0:29:17,740 --> 0:29:22,640 من میگم من مایرم شما با شهادت از جنگا بریز 417 0:29:22,640 --> 0:29:23,660 واقعا هم هیفه 418 0:29:23,660 --> 0:29:28,700 امثال همدانی امثال کازمی اینا به غیر شهادت ها که میادرن 419 0:29:28,700 --> 0:29:31,860 امثال سیاد ادام برش میسوزه 420 0:29:31,860 --> 0:29:34,620 به اینو بمیرن همچون مثل بردوم معمولی 421 0:29:34,620 --> 0:29:37,080 با اون همه زحمتی که کشیدن 422 0:29:37,080 --> 0:29:38,120 اما نه حالا 423 0:29:38,120 --> 0:29:41,880 آدم درش میخواد که سالها اینا زنده باشن 424 0:29:41,880 --> 0:29:43,900 لکن خب تقدیرات الهی اینه 425 0:29:43,900 --> 0:29:48,040 خدا من انشالله درجات شعالی کنه اشون با آرزوش رسیده 426 0:29:48,040 --> 0:29:53,180 و انشالله امید ما از فضل الهی اینست که اشون 427 0:29:53,180 --> 0:29:55,180 در بهترین حالات 428 0:29:55,180 --> 0:29:57,340 در بهترین موازه 429 0:29:57,340 --> 0:29:58,720 قرار داشته باشه 430 0:29:58,720 --> 0:29:59,860 و روحش