1 0:00:00 --> 0:00:14,400 رزمندگان عزیز سلام از این که امروز هم توفیق پیدا کردیم با برنامه خاطرات مندگار لحظاتی رو همراه شما باشیم و خاطرات دوران دفاع مقدس رو به اتفاق هم مرور کنیم خدای مهربان رو شاکریم 2 0:00:14,400 --> 0:00:18,900 در راه جزیرگ بواریم به یک سطون از رزمندگان برخوردیم 3 0:00:18,900 --> 0:00:26,320 آنها از کنار جادهی که با دو جدار خاکریز پفازت می شود به سطون یک عبور می کردند 4 0:00:26,320 --> 0:00:31,320 یکی از رزمندگان اسلام می گفت داغا نشان کردیم 5 0:00:31,320 --> 0:00:35,200 و صدای دلنشین رزا را از پشت سرم شنیدم که فریاد زد 6 0:00:35,200 --> 0:00:38,140 برای خوشتودی امام زمان سلوات 7 0:00:38,140 --> 0:00:43,440 و عطر خوش سلوات در بوستانهای بهشت پیچی 8 0:00:43,440 --> 0:00:47,620 فرمانده گردان که ایک معلم لاهی جانی بود می گفت 9 0:00:47,620 --> 0:00:50,060 یک سپاه دشمند در محاصری ماست 10 0:00:50,060 --> 0:00:53,200 و آنها همه سعیشان را گذاشتند 11 0:00:53,200 --> 0:00:56,300 تا محاصر را بشکند و نمی تواند 12 0:00:56,300 --> 0:01:00,940 می گفت باید قدرت اسلام را در این هنگام ها دید 13 0:01:00,940 --> 0:01:03,140 و چه خوب می گفت 14 0:01:03,140 --> 0:01:06,680 به یاد می آورم که صحبت های دل نشین او 15 0:01:06,680 --> 0:01:10,040 چه خوب بر دل مشتاق رزا نشسته بود 16 0:01:10,040 --> 0:01:15,180 و تگویی رزا وجود خود را در حرف های او می آفد 17 0:01:15,180 --> 0:01:19,960 از انجا دیگر تا وعدگاه ملاقات 18 0:01:19,960 --> 0:01:25,140 نخلستان های هاشی قربی جزیر بواریان راهی نبود 19 0:01:25,140 --> 0:01:32,500 و اما در برنامه امروز خاطرات مندگار همراه می شیم 20 0:01:32,500 --> 0:01:36,940 با خاطراتی از سردار محمد باقر نیکخاه بحرامی 21 0:01:36,940 --> 0:01:40,700 و جانباز شهید سید مجتبا میرزایی 22 0:01:40,700 --> 0:01:52,100 خانوای کارمان، بارگنگی تمرهان، این قافل از نگرم و بلا دارد 23 0:01:52,100 --> 0:02:04,060 جسم من رفته است سربازی، جسم من رفته روح تر باشد 24 0:02:04,060 --> 0:02:08,040 جسم من در خلیج گم شده است 25 0:02:08,040 --> 0:02:11,720 روح من در دل خزر باشد 26 0:02:11,720 --> 0:02:15,480 ناخدا رو سپید من کردی 27 0:02:15,480 --> 0:02:19,260 گرچه داق شهید دشوار است 28 0:02:19,260 --> 0:02:22,800 تازگیها قرار شد مادر 29 0:02:22,800 --> 0:02:26,920 با تو یک روز همسفر باشد 30 0:02:26,920 --> 0:02:31,060 ماهی تشن آب می خواهد 31 0:02:31,060 --> 0:02:34,260 تو از این آبگیر دلگیری 32 0:02:34,260 --> 0:02:38,480 دلت از رودها به دریا رفت 33 0:02:38,480 --> 0:02:42,260 بهترین است در بدر باشد 34 0:02:42,260 --> 0:02:45,680 خبر خانه را نمی گیری 35 0:02:45,680 --> 0:02:48,980 پسرت رفته است دانشگاه 36 0:02:48,980 --> 0:02:52,420 دخترت با حساب من باید 37 0:02:52,420 --> 0:02:56,380 چند سالی بزرگتر باشد 38 0:02:56,380 --> 0:03:00,420 به پدر افتخار خواهد کرد 39 0:03:00,420 --> 0:03:03,580 گرچه دلتنگ می شود گاهی 40 0:03:03,580 --> 0:03:06,800 به گذارید بندر آبی 41 0:03:06,800 --> 0:03:11,080 گاه گاهی عجیب تر باشد 42 0:03:11,080 --> 0:03:15,300 کاش آن روز آخری مادر 43 0:03:15,300 --> 0:03:18,460 آب پاشیده بود پشت سرش 44 0:03:18,460 --> 0:03:21,920 کاش یک هفته دیرتر برود 45 0:03:21,920 --> 0:03:26,280 کاش یک روز بیشتر باشد 46 0:03:26,280 --> 0:03:33,240 هیچ کس از احالی ساحل دل به دریا نمی زند دیگر 47 0:03:33,240 --> 0:03:40,680 با شما هاست آی آدم ها شاید این قوم خسته کر باشد 48 0:03:40,680 --> 0:03:48,840 عمله ای یاران زن و غربا کنیم 49 0:03:48,840 --> 0:03:52,940 روبه سوی زینب زهرا کنیم 50 0:03:52,940 --> 0:03:56,740 ای سلح شکران با کوبا وفا 51 0:03:56,740 --> 0:04:00,720 بیروان حضرت روح خدا 52 0:04:00,720 --> 0:04:04,880 بز هم دارد نوای الهمان 53 0:04:04,880 --> 0:04:08,960 الاجل ای مهدی صاحب زمان 54 0:04:08,960 --> 0:04:15,500 بخش اول خاطرات سردار محمد باقر نیکخاه بحرامی 55 0:04:15,500 --> 0:04:19,220 مسئول تبلیغات جبه و جنگ قرارگاه کربلا 56 0:04:19,220 --> 0:04:21,180 از برود به سوسنگیر 57 0:04:21,180 --> 0:04:25,060 و تشکیل واحد تبلیغات جبه و جنگ 58 0:04:51,180 --> 0:04:55,160 خونه هایی که مردم هنوز بودن 59 0:04:55,160 --> 0:04:58,880 چون اراق دو سه بار حمله کرد به سوسنگرد 60 0:04:58,880 --> 0:05:01,800 هفته اول سوسنگرد رو گرفت 61 0:05:01,800 --> 0:05:06,040 بعد سه روز بود که بعد نیره های از ازام آزاد کردن 62 0:05:06,040 --> 0:05:08,060 بخشای از شردستی نیره ها بود 63 0:05:08,060 --> 0:05:11,680 اصلا اون بره رودخونه جاندارمیری سابق بود 64 0:05:11,680 --> 0:05:14,400 اون موقع خیلی محل تردد بود 65 0:05:14,400 --> 0:05:17,360 نزدیک بود و اراقی ها شدید میزدن 66 0:05:17,360 --> 0:05:19,420 وسط شرد سپاه بود 67 0:05:19,420 --> 0:05:23,760 بعد جهاد سازندگی بود خود فرمانداری خیلی همه جا شده بود 68 0:05:23,760 --> 0:05:28,060 محل خلاصت اتاق جنگ و اینها تمام ادارات و خیلی 69 0:05:28,060 --> 0:05:31,220 ما دنبال بچه های تهران میگشتیم 70 0:05:31,220 --> 0:05:33,600 چون ایش کسو نمیشناختیم 71 0:05:33,600 --> 0:05:36,060 تا ما سپاه راهن 72 0:05:36,060 --> 0:05:41,480 تعدادی از بچه های سپاه راهن و سپاه جنوب تهران اومدن 73 0:05:41,480 --> 0:05:46,560 که جنوب تهران بعدن اون پایگاه عبوزر بود که الان همه من عبوزر هستم 74 0:05:46,560 --> 0:05:51,240 ناسل اکتون گفتند که اینجا فرمانده شهید اسحاق عزیزیه 75 0:05:51,240 --> 0:06:01,380 اسحاق عزیزیه که از نیروهای مردمی بود که عارف مستقید و خیلی شجا و بسیار با تقواب و مردم دارد 76 0:06:01,380 --> 0:06:07,280 که وقتی ما باقی ندیدیم قدر بلند کشیده ای هم داشت خیلی بارونیباز استقبال کرد 77 0:06:07,280 --> 0:06:12,060 و تو این گروهشون من جمله شهید نوری 78 0:06:12,060 --> 0:06:17,160 شهید نوری دستش امتحان مدیت خشن و توی کربلای پنجم شهید شد 79 0:06:17,160 --> 0:06:19,780 این شهید نوری هم تو اونجا بود 80 0:06:19,780 --> 0:06:23,920 از بچه های شاخص هاج محمد بود بچه های دیگه بود 81 0:06:23,920 --> 0:06:26,660 و اصلا ما هم گفتیم که از تیران اومدیم 82 0:06:26,660 --> 0:06:30,200 خلاصه الان گفتن که فرق نداره از هر شهید اومدیم 83 0:06:30,200 --> 0:06:34,360 ولی برحال یه مقدار همزبانی هممهالی ما هم خودم چونو به شهر بودیم 84 0:06:34,360 --> 0:06:35,860 ما هم خودمون رو جای کردیم داخل 85 0:06:35,860 --> 0:06:37,100 اون رو تیه کنیم 86 0:06:37,100 --> 0:06:38,660 بعد یک کم کم 87 0:06:38,660 --> 0:06:41,300 اومدیم تو فضای شهر 88 0:06:41,300 --> 0:06:43,460 سو سنگرد 89 0:06:43,460 --> 0:06:45,440 یه محچد جامعه داره 90 0:06:45,440 --> 0:06:46,280 نزدیک پل 91 0:06:46,280 --> 0:06:48,060 اونجا شده بود 92 0:06:48,060 --> 0:06:51,060 مثلا میادگاه رزمندگان 93 0:06:51,060 --> 0:06:53,420 که اونجا میومدن اطلاعات 94 0:06:53,420 --> 0:06:55,740 بلغره جبهه شبا هم دیگر رو بیدیدن 95 0:06:55,740 --> 0:06:58,300 و نماز جماعتو 96 0:06:58,300 --> 0:07:00,260 بعد هر کسی 97 0:07:00,260 --> 0:07:01,620 مثلا گروهی میومد 98 0:07:01,620 --> 0:07:02,820 یک کسی میخواد جایی بره 99 0:07:02,820 --> 0:07:03,780 اونجا اطلاعات میبیره 100 0:07:03,780 --> 0:07:09,300 یه حالت اعظام نیروش ناسایی همدیگری ها پیوستن به گروه ها شده 101 0:07:09,300 --> 0:07:14,200 بعد اونجا بچه های مختلف بودن از مثلا کازیرون اومده بودن 102 0:07:14,200 --> 0:07:18,560 اون فرمانده ها اول جنگی همونجا ایکی از فرمانده های محبر همونجا بود شهید دیده بر بود 103 0:07:18,560 --> 0:07:24,580 شهید حسین طبانا بود از بچه های تبریز بود که 104 0:07:24,580 --> 0:07:28,760 تو عملیات سوشیش دوازده که چند ماه بعد اتفاق افتاد 105 0:07:28,760 --> 0:07:34,120 شما تو فیلم را راجع کنه ببینید همین شهید اساق عزیز فرمانده عملیات بود 106 0:07:34,120 --> 0:07:35,200 اون حسین طبانا 107 0:07:35,200 --> 0:07:37,940 بعد حسین بحرامی بود از بچه های 108 0:07:37,940 --> 0:07:40,480 از دانشا و بچه های ساری بودن 109 0:07:40,480 --> 0:07:43,280 که ایشون بچه های مثل این حسین علمانهودا 110 0:07:43,280 --> 0:07:44,980 حسین علمانهودا که بعد خوبه ایزه 111 0:07:44,980 --> 0:07:46,260 این تیپ بچه ها بودن 112 0:07:46,260 --> 0:07:47,700 یعنی همه اینا از بچه های 113 0:07:47,700 --> 0:07:49,620 نخره مهور و 114 0:07:49,620 --> 0:07:52,500 من جمعه اونجا روحانی بزرگاری بود 115 0:07:52,500 --> 0:07:57,160 مهدوی که بعدا شهید شد امام جماعت این مسجد بود 116 0:07:57,160 --> 0:07:59,920 خلاصه اونجا خیلی فعال بود 117 0:08:22,500 --> 0:08:29,860 ای شهید نرد حاجا بیدی 118 0:08:29,860 --> 0:08:34,500 در این بخش از برنامه خاطرات ماندگار 119 0:08:35,260 --> 0:08:39,800 حکایتی بشنوید از شهیدی که خبر شهادت خود را داد 120 0:08:39,800 --> 0:08:48,760 پاستران محمود شاه رزایی، حاج علی همزهی، علی سلطانی، 121 0:08:48,760 --> 0:09:02,360 عبدالله دانیال و علی رزا الله یاری پس از دو ماه ازوییت در سپاه در روز سی و یکم شهریور پنجا و نو در قصر شیرین به اصارت دشمن بأسی در می آیند. 122 0:09:02,360 --> 0:09:10,340 غیر از الله یاری چهار نفر دیگر پس از انجام خدمت سربازی بلا فاصله پاستار شده بودند. 123 0:09:10,980 --> 0:09:13,180 چند بار محاکمه می شوند. 124 0:09:13,600 --> 0:09:18,560 همه ی آنها ادعا می کنند که از سربازان لشکر بیست و یک همزه هستند. 125 0:09:18,760 --> 0:09:34,380 در محاکمه نهایی سؤالات نظامی پرسیده می شود. از جمعه نام فرمانده لشکر، تیپ، گردان و حتی گروهان. اراقی ها چارت تشکیلاتی همه لشکرهای ارتش را داشتند. 126 0:09:34,380 --> 0:09:51,840 غیر از اللاه یاری، بقیه آدرس همان گروهان و گردان را با ذکر نام فرمانده که چند ماه پیش ازوان بودن را اعلام می کنند و به عنوان سرباز شناخته می شوند. ولی شخصیت علی رزا اللاه یاری لو می رود. 127 0:09:51,840 --> 0:10:09,380 روز پانزده همه مهر همه ی اصرارا در محووتی اردوگاخ جم می کنند و اعلام می کنند که همه ی پاسداران باید خود را معرفی کنند وگر نه اگر در محاکمه مشخص شود که کسی ازو سپاه است به اعدام محکوم می شود. 128 0:10:09,380 --> 0:10:21 اراقی ها آن روز علی رزا الله یاری را به جرم پاسدار بودن در مقابل دیدگان سایر اوسرا از جمعه چهار تن از دوستان تیر بارام می کنند. 129 0:10:21,500 --> 0:10:28,680 الله یاری شب قبل از شهادت خواب دخترش را می بیند که بارانی تند بر اون می بارید. 130 0:10:29,440 --> 0:10:36,700 او بعد از نماز صبح خبر شهادت قریب الوقوع خود را به دوستانش می دهد. 131 0:10:39,380 --> 0:10:56,360 بخش دوم خاطرات سردار محمد باقر نیکخاه بحرامی 132 0:10:56,360 --> 0:11:00,100 مسئول تبلیغات جبه و جنگ قرارگاه کربلا 133 0:11:00,100 --> 0:11:04,220 از تشکیل واحد تبلیغات جبه و جنگ 134 0:11:04,220 --> 0:11:13,120 خورنمشهر تقریبا اون عواست مقابلتی 3.5 روزه بود در آسانه سهوت بود و راها بسته بود 135 0:11:13,120 --> 0:11:16,380 چون ایراغ آمده بود ما مخواستیم آور بریم خورنمشهر 136 0:11:16,380 --> 0:11:21,420 به این منظور ما رو گفتوندن جمعه یاد آمد آقای علی پور بسیار احواز بود و دانشاکه 137 0:11:21,420 --> 0:11:29,060 در خورنمشهر برای ساماندهی یه چیز شهری که خره جنگ بود یاد سر و ساماندهی 138 0:11:29,060 --> 0:11:30,980 تحت این عنوان رو گفتوندن بیایید 139 0:11:30,980 --> 0:11:34,640 راه بسته بود و این ور اومدیم 140 0:11:34,640 --> 0:11:37,860 بعد اراح اومده بود تا نوال تقرارا مستقل شده بود 141 0:11:37,860 --> 0:11:41,160 و هنوز هم به آبادان ماسره نکرده بود 142 0:11:41,160 --> 0:11:46,960 فعال ترین جه په اون وقت روزانه تک و پا تک و شبیه خون سو سنگرده بود 143 0:11:46,960 --> 0:11:50,920 یعنی یه چیز عجیبی بود شهر ولوله بود 144 0:11:50,920 --> 0:11:54,260 از جاهای مختلف ایران که گفتم اونجا 145 0:11:54,260 --> 0:11:58,600 هسته اولیه تیپا و لشکرا داشته یعنی واقعا اون بچه هایی که بودن 146 0:11:58,600 --> 0:12:04,320 تقریبا اصل اولیه یگان های سپاه و محسون سپاه اونجا بودن 147 0:12:04,320 --> 0:12:07,700 مثلا گلانپور، ازیر جفری، اشون اونجا بود 148 0:12:07,700 --> 0:12:11,220 مثلا آقای بشردوس که رئیس استاد و خوزین مهندگیش 149 0:12:11,220 --> 0:12:12,240 اونجا بودن 150 0:12:12,240 --> 0:12:16,460 همینطور دیگران اکثر فرمانده هانی که بودن 151 0:12:16,460 --> 0:12:20,420 مثلا آقای قاسم سلیمون، آقای ناجنبی رودکیان 152 0:12:20,420 --> 0:12:21,740 آقای استوبرین زیاده 153 0:12:21,740 --> 0:12:23,780 اونجا مستقل بشن 154 0:12:23,780 --> 0:12:25,020 چپه فعالی بود 155 0:12:25,020 --> 0:12:29,780 حالت جفه ها دیگرم بود یه مثلا جفه شوش همون موقع می بودن 156 0:12:29,780 --> 0:12:33,860 جفه شهده گمنام 157 0:12:33,860 --> 0:12:35,300 یعنی واقعا گمنام بود 158 0:12:35,300 --> 0:12:37,220 اصلا اسم کمتر ازش بود 159 0:12:37,220 --> 0:12:38,520 مجید بقایین ها اونجا بود 160 0:12:38,520 --> 0:12:40,840 اینو بری ما اینجا چالا خودمون بودیم 161 0:12:40,840 --> 0:12:45,900 کم کم اونجا موقعیت از اونجا افتادیم 162 0:12:45,900 --> 0:12:47,880 بعد پیغام داده بود 163 0:12:47,880 --> 0:12:51,740 احباس که برگردیم روابطومی اونجا جلس است 164 0:12:51,740 --> 0:12:53,440 ما رفتیم اونجا 165 0:12:53,440 --> 0:13:02,080 بعد گفتن که شما خوبه کمین بچه هایی که اومدید بخش تبلیغات جفهه مستقل نبود 166 0:13:02,080 --> 0:13:07,740 تو این روابطی اونجا که سپاورتش بود چه پشت شما را به نظر اداره کنید 167 0:13:07,740 --> 0:13:11,440 ما برحال دیگه بعد یه هفته بحث رو گفتیم 168 0:13:11,440 --> 0:13:14,980 اون بخته من افتاد دیگه نمیدونم چجوری شد 169 0:13:14,980 --> 0:13:20,340 یعنی اصلا به این قسمت بودیم خود به خود دیم که این رسالت تبلیغی تو منطقه 170 0:13:20,340 --> 0:13:26,960 به این لازمه افراد شروع کردیم منطقه رو کل منطقه رو یه بازدید دستمون اومد 171 0:13:26,960 --> 0:13:31,220 بعد یه مدتی که اطلاعات برحال منطقه دستمون اومد 172 0:13:31,220 --> 0:13:37,520 خود بیم خب بچه ها موقع زوه میشه نه نمازخونه هست موقع گروب میشه نیست 173 0:13:37,520 --> 0:13:42,440 هر کسی به نقل با انگیزه خودش اون روحیات اول انقلاب ها که مود 174 0:13:42,440 --> 0:13:46,680 دست جمعی ازم میدادن بلی مختی نمازمونش هیچی جلو نمیستد 175 0:13:46,680 --> 0:13:52,180 یعنی همین کار رو... خب به فکر می رسید که خب اگه روحانی باشه این مشکل حل می شه 176 0:13:52,180 --> 0:13:58,600 پلاسه اولین چیزی که به زمان رسید ایجاد همونی سنگر نمازخونه با روحانی 177 0:13:58,600 --> 0:14:03,440 پلاسه شروع کردیم نمازخونه چه جلیدی تو ساف زمینه ساف نماز می خوندن 178 0:14:03,440 --> 0:14:05,560 تو یه جای گودی بعضی ما خواهد 179 0:14:05,560 --> 0:14:11,400 اول جنگ هم هنوز ایراق هم اینقدر پیشرفته نبود که هواپیمای زیادی همین منطقه را بزنه 180 0:14:11,400 --> 0:14:14,920 و بعدم دقتشون خیلی زیف و کم بود 181 0:14:14,920 --> 0:14:16,380 می شد برنامه کرد 182 0:14:16,380 --> 0:14:18,880 ایجاد نمازخونه سنگر کندن 183 0:14:18,880 --> 0:14:21,520 و برحال یه جان پناه کردن 184 0:14:21,520 --> 0:14:24,780 اولی نقده هایی بود که تو تبلیغات ما دنبال شدید 185 0:14:24,780 --> 0:14:40,200 از یه حادثه شروع شد 186 0:14:40,200 --> 0:14:42,560 واسه امتحان نسلت 187 0:14:42,560 --> 0:14:44,720 واسه دل زدن به سخره 188 0:14:44,720 --> 0:14:47,360 شدی قهرمان نسلت 189 0:14:47,360 --> 0:14:50,260 با یه قیرت زمینی 190 0:14:50,260 --> 0:14:52,680 دور ما دیوار کشیدید 191 0:14:52,680 --> 0:14:55,120 واسه تا خدا رسیدن 192 0:14:55,120 --> 0:14:57,740 آخ چه دردایی کشیدید 193 0:14:57,740 --> 0:15:00,700 یکی پاش و جا گذاشته 194 0:15:00,700 --> 0:15:02,900 که تو پا نشید و خوابت 195 0:15:02,900 --> 0:15:05,480 یکی جفت چشاش و داده 196 0:15:05,480 --> 0:15:08,060 واسه دیدن نگاهت 197 0:15:08,060 --> 0:15:28,340 یه نفر یه ذر دردش شده درد موج گرفتن، یکی هم با رمز الله شده کارش اوج گرفتن، یکی با کفش و پوتینش از یه دنیا دل بریده، یکی تو فضای خردل خودشو اصلا ندیده. 198 0:15:28,340 --> 0:15:33,960 کسی یاد من نبوده همه واجه تو بوده 199 0:15:33,960 --> 0:15:39,680 همه خالی از خود من اسم تو دل و رو بوده 200 0:15:39,680 --> 0:16:02,560 بیان خاطراتی کتاه از سردار محمد باقر نیکاه بحرامی 201 0:16:02,560 --> 0:16:12,320 بچه های سداسیما دوربین دوششونده اینا فیلمرداری میکردن 202 0:16:12,320 --> 0:16:21,680 بعد بین مثلا سحنه جنگ بچه های خبرنگار هم خیلی زرنگ و پرتحوری بودن 203 0:16:21,680 --> 0:16:25,280 مثلا نمونه شاید رحبر، آینو و بابه کلان هست 204 0:16:25,280 --> 0:16:29,360 بچه های دیگرشون هستن خود نظام اسلامی نمونی تو نرسه پاشت 205 0:16:29,360 --> 0:16:35,280 بچه خبرنگار هم بچه بسیجی ها اون چهر شاهدی ها اصلا رزمنده بودن دیگه 206 0:16:35,280 --> 0:16:45,580 اینا که داشتن تو سحن فیلم میگرفتن ناخداگا خوشنو تعریفن کردن متوجه نبودن ولی ما تو منطقه بودیم خب خودم شاهد بودیم 207 0:16:45,580 --> 0:16:53 اینا میخورن به یه گروه اراقی متوجه نمیشن این دوربین نداشت فیلم میگرفت اونا پنگ برن یه سلاح جدیدیه 208 0:16:53 --> 0:17:23 در اینجا، در اینجا، در اینجا، در اینجا، در اینجا، در اینجا، در اینجا، در اینجا، در اینجا، در اینجا، در اینجا، در اینجا، در اینجا، در اینجا، در اینجا، در اینجا، در اینجا، در اینجا، در اینجا، در اینجا، در اینجا، در اینجا، در اینجا، در اینجا، در اینجا، در اینجا، در اینجا، در اینجا، در اینجا، در اینجا، در اینجا، در اینجا 209 0:17:23 --> 0:17:27,400 مهدوی خایر و زرای رفعه از این پشت خاکریز 210 0:17:28 --> 0:17:30,800 این پشت خاکریز نفت واقعا خداوند بجمه اقا 211 0:17:31,160 --> 0:17:34,560 یه حرکاتی رو یا چیزی رو به آدم دست میده که یه از رویه خطر نیداد 212 0:17:34,880 --> 0:17:36,640 نگو یه گروه اراقی 213 0:17:36,880 --> 0:17:40,160 آهستاسه موندن به خاکریز نزدیک شدن بچه هم متوجه نشدن 214 0:17:40,560 --> 0:17:42,160 اینا میخواستن حمله بکنن 215 0:17:42,160 --> 0:17:48,580 این برنامه خدا قروب بوده دیگر چون تاریک بوده شب شده بوده این افتادی که دستش بوده داشته بی رفته بستن 216 0:17:48,580 --> 0:17:53,680 اونهایی که از سره گرفته سمت اونا بی صدا اونا همه برن میشن 217 0:17:53,680 --> 0:17:56,780 میگن انا دخی نه اینی دخی دل خوبه اینی 218 0:17:56,780 --> 0:18:04,580 خلاصه این تا متوجه میشه اینم روحانی بوده خونده بوده صدا شما کنه میگه مثلا لا تخافونه مثلا تهالینا فلا مسلمان 219 0:18:04,580 --> 0:18:07,080 میارهتشون بوده در نوازتشون 220 0:18:07,080 --> 0:18:11,180 این برنامه ها هم زیاد اتفاق میفتاد 221 0:18:11,180 --> 0:18:14,480 مثلا میرفتن بچه ها 222 0:18:14,480 --> 0:18:16,620 طبعا من یه بار رفتم خود ختم آرام بود 223 0:18:16,620 --> 0:18:20,960 بچه ها رفتن تو سنگرشون اراقی ها 224 0:18:20,960 --> 0:18:23,500 آماده داشتن میبه و خیره 225 0:18:23,500 --> 0:18:25,680 نشست میبه هاشون خورده بود 226 0:18:25,680 --> 0:18:28,140 پوست هاشون بذاشته بود که اراقی ها متوازی بشن 227 0:18:28,140 --> 0:18:32 پردم کنپوت هاشون و کنسر های خنیمت های دیگه برده بود 228 0:18:32 --> 0:18:34,880 که بردیم پیش بچه ها گردیم 229 0:18:34,880 --> 0:18:42,360 اتفاقات این شکلی هم یعنی جپه خوشک و بیروه نبود 230 0:18:42,360 --> 0:18:43,600 مثلا یه بودی نبود 231 0:18:43,600 --> 0:18:46,640 همه مواهستی که مناخره توی یک دنیای 232 0:18:46,640 --> 0:18:49,840 مثلا انسان اتفاق میفته توی جپه بود 233 0:18:49,840 --> 0:18:58,600 همچنان همراه شما هستیم با برنامه خاطرات مندگار 234 0:18:59,300 --> 0:19:02,360 و در این بخش از برنامه شما رو دوت میکنم 235 0:19:02,360 --> 0:19:07,400 به شنیدن یک داستان کتاه با عنوان دادخواست 236 0:19:07,400 --> 0:19:15,740 سردار شهید سید حسین علم الحدا در ایام دانشجوگی در دانشگاه فردوسی مشهد 237 0:19:15,740 --> 0:19:23,220 به جرم فعالیت علیه رژیم شاهنشاهی دستگیر و مورد شکنجه های سخت قرار می گیرد 238 0:19:23,220 --> 0:19:31,780 او پس از پیروزی انقلاب شکنجگر خود به نام سروان میم نبوی را مورد اف قرار می دهد 239 0:19:31,780 --> 0:19:37,280 در نامه سید حسین علم الهدا خطاب به دادستان انقلاب می خانیم. 240 0:19:37,280 --> 0:20:03,340 این جانب سید حسین علم الهدا برادرم سروان میم نبوی را اف کرده و در انتظار آزادی از زندان و دیدارشان می باشم و از دادستان انقلاب تقاضا دارم که در مورد شکایت این جانب جرمی برای سروان میم نبوی قائل نشده تا پس از آزادی انصاری مجاهد و مؤمن در خدمت انقلاب باشد. 241 0:20:03,340 --> 0:20:15,840 علماله در حماسه یهوویزه در تاریخ 16 دیماه 1359 به همراه جمع کسیری از دانش جویان به شهادت رسید 242 0:20:15,840 --> 0:20:24,340 خاطرات جنباز شهید سید مجتبا مرزاگی از شروع جنگ تحمیلی 243 0:20:25,620 --> 0:20:31,340 بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت شنوندگان برنوبی خاطرات ماندگا 244 0:20:31,340 --> 0:20:35,500 من بالا اولی باید که ازم شدم خیلی کوچی بودم 245 0:20:35,500 --> 0:20:38,020 سنم کم بود بستیش خوب نه بود 246 0:20:38,020 --> 0:20:41,540 ما رفتیم ماشه از اونجا یه لینچ هایی بود 247 0:20:41,540 --> 0:20:44,340 سفر لینچ ها شدیم به هوایی که یک سطح دیگه برنسیم 248 0:20:44,340 --> 0:20:47,080 آبادان و رنگی و فران 249 0:20:47,080 --> 0:20:49,340 رنگی ندیده بودیم یه بچه 250 0:20:49,340 --> 0:20:51,340 همه رسید اونجا 251 0:20:51,920 --> 0:20:54,580 خلاصه هرچی رو ارتماس کردین 252 0:20:54,580 --> 0:20:57,800 تا خلاصه یکی قادی ماردی به نام آقای حسین پردانو 253 0:20:57,800 --> 0:21:03,040 حسین اقای پوردانا اومدن و باعث بانی این شدن 254 0:21:03,040 --> 0:21:05,820 که ما رو اونجا را دادن 255 0:21:05,820 --> 0:21:09,740 اینجا که رفتیم سراغ جنگ های نامونظر سبت نام شدیم و 256 0:21:09,740 --> 0:21:14,100 خیلی الحمدلله الحمدلله زیر لحظه اقای ماهینی 257 0:21:14,100 --> 0:21:16,060 یکی از فرمود های شهرچه نامونظر را دارا گردیم 258 0:21:16,060 --> 0:21:19,220 زیر دست ایشون من بودم خدا رحمت کنه 259 0:21:19,220 --> 0:21:21,200 اکبر نیکوچران هم بیشتر به رحمت خدا رفته 260 0:21:21,200 --> 0:21:25,880 ما بقر تبای الله اکبر یه خطی بود 261 0:21:25,880 --> 0:21:29,040 به نام خود کرخه نور 262 0:21:29,040 --> 0:21:30,620 کرخه کور بود 263 0:21:30,620 --> 0:21:32,140 شهده از جای پیغامی دادن 264 0:21:32,140 --> 0:21:35,080 شما جوان هم کرخه کور را کرخه نور کرد 265 0:21:35,080 --> 0:21:37,120 خیلی این برای من جالب بود 266 0:21:37,120 --> 0:21:39,040 رفت اونجا یه عملیاتی شد 267 0:21:39,040 --> 0:21:40,600 این عملیاتو 268 0:21:40,600 --> 0:21:42,200 برنامه دیزی کردن 269 0:21:42,200 --> 0:21:44,980 ما خیلی برای من جالب 270 0:21:44,980 --> 0:21:46,580 اینجاست که ما به ستون یک گذرن 271 0:21:46,580 --> 0:21:47,480 خرکت کنیم 272 0:21:47,480 --> 0:21:49,520 ما اینها رو که آموزش ندیده بودیم 273 0:21:49,520 --> 0:21:51,660 همینطور پشت ترف میرفتیم 274 0:21:51,660 --> 0:21:52,960 هر ترف اون بیرون ما 275 0:21:52,960 --> 0:21:55,440 برون ناخدادان میرفتیم 276 0:21:55,440 --> 0:21:56,660 یک لحظه من دیدم 277 0:21:56,660 --> 0:21:58,420 یه نوری بلند شد و 278 0:21:58,420 --> 0:22:00,820 صدایی سیمند و 279 0:22:00,820 --> 0:22:03,380 چیه بچه باش 280 0:22:03,380 --> 0:22:04,280 باش 281 0:22:04,280 --> 0:22:06,500 محبرم نمی کردم 282 0:22:06,500 --> 0:22:08,800 با همه علامتها من فهمیدم که 283 0:22:08,800 --> 0:22:10,680 نزدیکی های خط دشمند 284 0:22:10,680 --> 0:22:12,780 بعد ما با فریاد 285 0:22:12,780 --> 0:22:15,160 اللہ حکمری که از فروندهی ساده شد 286 0:22:15,160 --> 0:22:16,520 خیلی زیبا 287 0:22:16,520 --> 0:22:18,040 حمله کردیم 288 0:22:18,040 --> 0:22:20,540 خیلی پیشترابی عجیب 289 0:22:20,540 --> 0:22:22,480 من رفتم سریع سنگری دیدم 290 0:22:22,480 --> 0:22:29,520 اه بابا صدای موسیقی بلند نشستن آقا اینطوری یه مقداری شکل به من شدن 291 0:22:29,520 --> 0:22:32,660 گفتم دیگه شما زبون خودمون هر کار میفهمه اونو 292 0:22:32,660 --> 0:22:35,580 دیگه اصیر شدید و نوار موسیقی شما اینقدر بلند بود 293 0:22:35,580 --> 0:22:38 تشخیز این همه سر و صدا رو نداده بودن 294 0:22:38 --> 0:22:40,480 پنج کیلومتر کشت خرد خیلی جالب 295 0:22:41,140 --> 0:22:43,440 یا این عداشون بود یا نقشه شونی بود 296 0:22:43,440 --> 0:22:47,060 خیلی خوب آروم و پیدی هم خودشون داشتون میادن 297 0:22:47,060 --> 0:22:51,640 با احترام و عزتی که من خودم سرونه بودشتم تعبیدشون داریم 298 0:23:17,060 --> 0:23:19,060 ستاره تر 299 0:23:19,060 --> 0:23:23,440 تا برنامه بعدی خاطرات ماندگار 300 0:23:23,440 --> 0:23:27,920 همه شما عزیزان شنونده رو به خدای بی همتا می سپاریم 301 0:23:27,920 --> 0:23:30,280 التماس دعا و خدا نگهدار 302 0:23:30,280 --> 0:23:35,120 تو برای من سپیده ای 303 0:23:35,120 --> 0:23:40,060 سر فراز و قد کشیده ای 304 0:23:40,720 --> 0:23:45,060 تو برای من سپیده ای 305 0:23:45,060 --> 0:23:51,340 سر فراز و قد کشیده ای 306 0:23:51,340 --> 0:23:54,820 قزه شهر اشک و خون 307 0:23:54,820 --> 0:23:59,060 قزه شهر لاله ها 308 0:23:59,960 --> 0:24:03,060 شهر غیرت و شرح 309 0:24:04,100 --> 0:24:06,720 بر زمین آشنا 310 0:24:06,720 --> 0:24:11,060 ملت ها نسبت نمیسره قزه 311 0:24:11,060 --> 0:24:14,920 حساسن مسئله اول دنیا سه این مسئله 312 0:24:14,920 --> 0:24:22,740 نباید بگذاریم این مسئله از نگاه عمومی بینور مللی منحوم نمیاد خارج بشه 313 0:24:22,740 --> 0:24:25,860 از این مسئله اول بودن خارج بشه 314 0:24:25,860 --> 0:24:31,220 اینجا سرزمین زیتون و سفر است 315 0:24:31,220 --> 0:24:33,800 خودکی خواب نان میبیند 316 0:24:33,800 --> 0:24:38,980 در آغوش مادری که لالایی هایش خاموش شدند 317 0:24:38,980 --> 0:24:44,200 و لپند نورسیدهی پشت مرز هایی که گرگ ها ساختند 318 0:24:44,200 --> 0:25:14,180 و پیر شده 319 0:25:14,200 --> 0:25:17,860 خود دستوری ستاره چهارده مربع 320 0:25:44,200 --> 0:25:53,020 تا پرتوبه اهل بیت روشنگره ما 321 0:25:53,020 --> 0:26:01,620 اسلام همیشه سایه اش بر سد ما 322 0:26:01,620 --> 0:26:04,700 پیام بلاگت 323 0:26:04,700 --> 0:26:11,500 در خط محمد و عدی روح خدا 324 0:26:11,500 --> 0:26:20,460 نور دلگون خامده ای رهبر با 325 0:26:20,460 --> 0:26:29,660 نور دلگون خامده ای رهبر با 326 0:26:29,660 --> 0:26:36,160 شما اگر بخواهید به لوازم اسوه بودن و الگو بودن عمل کنید 327 0:26:36,160 --> 0:26:39,940 بایستی معرفت دینی خودتون رو 328 0:26:39,940 --> 0:26:41,420 معرفت اسلامی خودتون رو 329 0:26:41,420 --> 0:26:42,400 اون وقت ببخشید 330 0:26:42,400 --> 0:26:44,740 و این در گذشته شعر ما 331 0:26:44,740 --> 0:26:45,460 وجود داشته 332 0:26:45,460 --> 0:26:46,760 شما نگاه کنید 333 0:26:46,760 --> 0:26:48,260 شاعران برجسته ما 334 0:26:48,260 --> 0:26:49,240 اغلب 335 0:26:49,240 --> 0:26:50,220 الان نمیگم همه 336 0:26:50,220 --> 0:26:51,480 اما اغلب اینجورم 337 0:26:51,480 --> 0:26:54,080 از فردوسی بگیرید 338 0:26:54,080 --> 0:26:55,700 که فردوسی حکیم 339 0:26:55,700 --> 0:26:57,380 عبالقاسم فردوسیست 340 0:26:57,380 --> 0:26:59,700 برای یه آدم داستانسرا 341 0:26:59,700 --> 0:27:01,960 که اگه صرفا داستانسرا 342 0:27:01,960 --> 0:27:02,940 و هماسسرا باشه 343 0:27:02,940 --> 0:27:04 که حکیم نمیگم 344 0:27:04 --> 0:27:06,400 این حکیم را ما نگفتیم 345 0:27:06,400 --> 0:27:10,500 صاحبان فکر و اندیشه در طول زمان 346 0:27:10,500 --> 0:27:12,980 او را حکیم نامیدن 347 0:27:12,980 --> 0:27:15,720 شانامه فردوسی پر از حکمته 348 0:27:15,720 --> 0:27:17,420 این انسان انسانی بوده 349 0:27:17,420 --> 0:27:21,260 برخوردار از معارف ناب دینی 350 0:27:21,260 --> 0:27:23,380 اون وقت بیایید سراغ مولوی 351 0:27:23,380 --> 0:27:24,780 سراغ سعدی 352 0:27:24,780 --> 0:27:26,140 سراغ حافظ 353 0:27:26,140 --> 0:27:28,080 سراغ جامی 354 0:27:28,080 --> 0:27:30,080 ببینید 355 0:27:30,080 --> 0:27:32,960 اینا همشون حکمان 356 0:27:32,960 --> 0:27:39,640 اینا کسانی هستن سرتاب های دوابینشون پر از حکمت حافظ 357 0:27:39,640 --> 0:27:43,940 اگر افتخار نمیکرد به حافظ قرآن بودن 358 0:27:43,940 --> 0:27:47,720 تخلص خودشو حافظ نمیگذاشت 359 0:27:47,720 --> 0:27:52,420 جزو حفاظ قرآن دیگه قرآن زبر بخانن با چارده روایت 360 0:27:52,420 --> 0:27:55,940 حالا قرآن ما که اختلاف قراعتم بخونن 361 0:27:55,940 --> 0:28:00,040 معمولا دوتا ستا روایت بیشتر نمیتونن بخونن 362 0:28:00,040 --> 0:28:06,300 او با چارده روایت قرآن رو می توانسته بخونه که خیلی عزمت داره 363 0:28:06,300 --> 0:28:12,300 این آشنایی با قرآن توی قزل حافظ مشهوده بر کسی که بفهمه اون رو 364 0:28:12,300 --> 0:28:21,320 یوسف گمگشته باز آید بکن آن قم مخور کلب یه احزان شبد روزید گلستان قم مخور 365 0:28:21,320 --> 0:28:26,220 قم مخور به داستان جدایی چند ساله ی حضرت یعقوب علیه السلام 366 0:28:26,220 --> 0:28:30 از فرزندش حضرت یوسف علیه السلام اشاره دارد 367 0:28:30 --> 0:28:39,740 شاعری که طب عدبی در آواز جهانی خود را وامدار کلام الهی می داند 368 0:28:39,740 --> 0:28:43,380 هرچی کردم همه از دولت قرآن کردم 369 0:28:43,380 --> 0:28:47,100 تأثیر پذیری از ساختار سوره ها در وجودشه 370 0:28:47,100 --> 0:28:51,620 حافظا در کنج فقر و خلوت شبهای تار 371 0:28:51,620 --> 0:28:56,900 تاب و بدورده دعا و درس قرآن قم مخور 372 0:28:56,900 --> 0:29:02,060 هنرمند باید خود رو متأهده به یک حقیقتی بدانه 373 0:29:02,060 --> 0:29:05,840 اون حقیقت چیست؟ 374 0:29:05,840 --> 0:29:17,240 این هنرمند در چه سفتی از اندیشه قرار داره تا به طبان اون حقیقت رو به تمامها یا به بعضها ببینه و بشنسته اون بحث دیگریست 375 0:29:17,240 --> 0:29:32,840 البته هرچی که اندیشه و فکر و درک عقلانی بالاتر باشه میتوانه به اون درک زریف و هنری کفیت بده 376 0:29:32,840 --> 0:29:41,020 یعنی شما مثلا حافظه که نگاه میکنید حافظ شیرازی صرفا یه هنرمند نیست 377 0:29:41,020 --> 0:29:44,700 این معارف بلندی در این کلمات هست 378 0:29:44,700 --> 0:29:49,520 این معارف هم فقط با هنرمند بودن به دست نمیاد 379 0:29:49,520 --> 0:29:55,900 بلکه یک پشتوانه فلسفی فکری لازم داره 380 0:29:55,900 --> 0:29:59,840 متقایی یا نقصی