1 0:00:00 --> 0:00:16,400 اینطور فرمودن که من عقیده دارم و تأکید می کنم که حتما ماجراهای اصارت گفته شود، نوشته شود، به تصویر کشیده شود، کارهای هنری فاخر بر رویان انجام بگیرد. 2 0:00:16,400 --> 0:00:24,260 این معنایش حمایت از یک قشر یا دفاع از یک حادثه نیست 3 0:00:24,260 --> 0:00:31,920 این معنایش امزای کردن و محکم و قطعی کردن سند پیروزی ملت ایران است 4 0:00:31,920 --> 0:00:35,800 و این کار باید انجام بگیرد 5 0:00:35,800 --> 0:00:42,220 من از هنرمندان کشورمان و از مسئولان رسانه ها میخواهم که این کار را بکنند 6 0:00:42,220 --> 0:00:50,020 از حافظه ها کمک بگیرند بدون کم و زیاد بدون افرات و تفریت 7 0:00:50,020 --> 0:00:52,040 آنچه که واقع شده بگویید 8 0:00:52,040 --> 0:01:01,180 وقتی این با بیان هنری همراه شود در دلها و روحیه ها قوقا می کند 9 0:01:01,180 --> 0:01:08,660 بله ما همیشه قدردان نسل تلایی رزمندگان کشورمون هستیم 10 0:01:08,660 --> 0:01:10,800 در دوران هشت سالی دفاع مقدس 11 0:01:10,800 --> 0:01:12,800 کسانی که با جان خودشون 12 0:01:12,800 --> 0:01:15,060 با خدا معامله کردن 13 0:01:15,060 --> 0:01:17,040 و بدون هیچ چشم داشتی 14 0:01:17,040 --> 0:01:19,200 به سحنه نبرد رفتن 15 0:01:19,200 --> 0:01:20,620 اونجا حاضر شدن و 16 0:01:20,620 --> 0:01:24,640 خودشون رو در معرض گلوله های دشمن بعثی قرار دادن 17 0:01:24,640 --> 0:01:28,300 درود خدا بر همه این عزیزان 18 0:01:28,300 --> 0:01:31,620 و درود بر همه شما هایی که قدردان 19 0:01:31,620 --> 0:01:35,540 رزمندگان دوران دفاع مقدس هستید 20 0:01:35,540 --> 0:01:37,520 هم دوران دفاع مقدس هشت ساله 21 0:01:37,520 --> 0:01:41,380 و هم دوران دفاع مقدس دوازده روزه 22 0:01:41,380 --> 0:01:48,300 به لطف خدای متعال تا ثانیه های دیگر شنونده برنامه حکایت آزادگی خواهیم بود 23 0:01:48,300 --> 0:01:51,740 و با بخشی از خاطرات آزادگان سرفراز آشنا میشیم 24 0:01:51,740 --> 0:01:57,320 و در نهایت 13.55 دقیقه هم پیام ولایت رو تقدیمتون خواهیم کرد 25 0:01:57,320 --> 0:02:02,040 زمن درود و صدبات به روان پاک همه شهده 26 0:02:02,040 --> 0:02:05,700 برنامه حکایت آزادگی امروز رو تقدیم میکنیم 27 0:02:05,700 --> 0:02:09,240 به شهدانی که در دوران اصارت به شهادت رسیدند 28 0:02:09,240 --> 0:02:13,480 جسمتان گرچه دربند زنجیر 29 0:02:13,480 --> 0:02:17,080 جان دشمن مسیر شما بود 30 0:02:17,080 --> 0:02:20,680 در شب قربت سرد زندان 31 0:02:20,680 --> 0:02:24,460 یارتان ذکر و یاد خدا بود 32 0:02:24,460 --> 0:02:28,080 دو هفت پنجانون در منطقه قصر شیبی 33 0:02:28,080 --> 0:02:30,420 به اصارت نیروهای برسی دارم 34 0:02:30,420 --> 0:02:33,560 هیچی ایک از موارد قانونی که برای 35 0:02:33,560 --> 0:02:36,860 اصراب وز شده در براد اصرای ایران 36 0:02:36,860 --> 0:02:39,060 با چوبای گره مهمات می زدن 37 0:02:39,060 --> 0:02:42,700 نه پتوه خاصی بود نه آب خاصی بود که بخوان بچه ها رفته 38 0:02:42,700 --> 0:02:44,780 خیلی غصم شد نه از شهادت 39 0:02:44,780 --> 0:02:47,960 شهادت واقعیت برای خودم امامون لذه افتخار بود 40 0:02:47,960 --> 0:02:51,240 اصلا از شهادت باکی نداشت از مذروبیت نداشت 41 0:02:51,240 --> 0:02:56,720 حکایت آزادگی 42 0:02:56,720 --> 0:03:00,040 آقبت عمر ظلمت سر آمد 43 0:03:00,040 --> 0:03:03,640 یوسف از غعر زندان بر آمد 44 0:03:03,640 --> 0:03:12,260 روز دیدار یخوب جان شد 45 0:03:12,260 --> 0:03:15,780 یوسف از جمله آزادگان شد 46 0:03:15,780 --> 0:03:25,640 مردی از تبار لاله ها به درک ارتفاع عشق میرسد 47 0:03:25,640 --> 0:03:29,280 واجه های داغ را بیاورید 48 0:03:29,280 --> 0:03:32,360 چارق و اصای من پجاست 49 0:03:32,360 --> 0:03:35,280 راه را چگونه میتوان نرفت 50 0:03:36,300 --> 0:03:38,960 آشقی قریبه نیست 51 0:03:38,960 --> 0:03:42,280 کربلای پنج به گوش میرسد 52 0:03:42,980 --> 0:03:45,320 ای بقیه خدا 53 0:03:45,320 --> 0:03:47,280 ای بقیه خدا 54 0:03:48,040 --> 0:03:52,080 به داد عشقهای سرخ ما برست 55 0:03:59,280 --> 0:04:17,100 ازیزان شنونده سلام وقتتون به خیر و نیکی 56 0:04:17,100 --> 0:04:22,820 با برنامه یه حکایت آزادگی امروز هم در کنار شما ازیزان شنونده خواهیم بود 57 0:04:22,820 --> 0:04:26,900 به امید همراهی تک تک شما همراهان گرامی 58 0:04:26,900 --> 0:04:34,800 روایت امروز رو آزاده سرفراز کشورمون جناب آقای امیر اسکری برامون تعریف میکنند 59 0:04:34,800 --> 0:04:41,920 که در سال شست و پنج در منطقی شلمچه به اتفاق همرزمانشون به اصارت دشمند در اومدن 60 0:04:41,920 --> 0:04:48,380 بریم و از زبان خودشون روایت این حکایت اقتدار و اصدادگی رو بشنم 61 0:04:48,380 --> 0:04:51,840 جانب امیر اسکری هستم ازامی از تهران 62 0:04:51,840 --> 0:04:56,840 جمعی لشکر دهی سید و شهده هستم گردان علمهدی 63 0:04:56,840 --> 0:05:04,840 که در تاریخ دو یازده شست و پنج در منطقه شلمچه به اصارت نیراه بحثی در اومدم 64 0:05:04,840 --> 0:05:12,320 یه مقدار از بدر اصارتم نحوه چگونگی اصارتم رو خدمتون عرض میکنم 65 0:05:12,320 --> 0:05:16,620 این که ما سه روز در معاصره بودیم قبل از اصارت 66 0:05:16,620 --> 0:05:20,760 در این مدت سه روزی که ما در معاصره بودیم 67 0:05:20,760 --> 0:05:23,100 با تعداد خیلی کمی 68 0:05:23,100 --> 0:05:24,460 تونستیم 69 0:05:24,460 --> 0:05:26,620 در شب دوبون دو عدد 70 0:05:26,620 --> 0:05:28,380 از تانک های دشمن رو 71 0:05:28,380 --> 0:05:30,640 منهدم کنیم و یکیشو 72 0:05:30,640 --> 0:05:32,080 قنیمت بگیریم 73 0:05:32,080 --> 0:05:35,080 که اینم شاید واقعا موجزه بود 74 0:05:35,080 --> 0:05:36,920 این که بچه هایی که 75 0:05:36,920 --> 0:05:38,800 اون تانک رو منهدم کردن 76 0:05:38,800 --> 0:05:40,180 سنشون 77 0:05:40,180 --> 0:05:42,240 18 سالشون هم نبود 78 0:05:42,240 --> 0:05:44,360 بچه هایی کمتر از 18 سال بودن 79 0:05:44,360 --> 0:05:46,260 که با نارنجک 80 0:05:46,260 --> 0:05:48,360 دنبال تانک کردن 81 0:05:48,360 --> 0:05:49,860 و خدم ای تانک 82 0:05:49,860 --> 0:05:53,960 در اونها فرار کرد از تانک و آنها تانک رو منحدم کردن 83 0:05:53,960 --> 0:05:57,820 و بعدش دوتا اسیر هم گرفته بودیم 84 0:05:57,820 --> 0:06:00,580 روز سه بام صبح که زدیم خط بشکنیم 85 0:06:00,580 --> 0:06:07,920 بعد از اینکه یه تدازی از بچه ها به شهادت رسیدن و مقداری هم مجروح شدن 86 0:06:07,920 --> 0:06:10,780 هشت نفری هم بودیم که برگشتیم اغب 87 0:06:10,780 --> 0:06:19,460 چون نه مهماتی داشتیم و نه سلایی که بتونیم اونجا در مقابل عراقی ها استقامت کنیم برگشتیم اغب 88 0:06:19,460 --> 0:06:21 همون جای اولمون 89 0:06:21 --> 0:06:23,420 بعد تا اصلی همون جا بودیم 90 0:06:23,420 --> 0:06:25,020 بچه ها خیلی گشنشون بود 91 0:06:25,020 --> 0:06:28,180 که خود من چون تیربارچی بودم 92 0:06:28,180 --> 0:06:29,500 رفتم با تیربارم 93 0:06:29,500 --> 0:06:32,240 از نفرهایی که 94 0:06:32,240 --> 0:06:34,300 اونجا بود خورما ریختم 95 0:06:34,300 --> 0:06:36,400 و موقعی که آوردم 96 0:06:36,400 --> 0:06:37,760 بچه ها چون یه 97 0:06:37,760 --> 0:06:39,420 دوتا اسیر داشتیم 98 0:06:39,420 --> 0:06:41,960 بچه ها گفتن که اول به این 99 0:06:41,960 --> 0:06:44,200 اسیرها خورما بده 100 0:06:44,200 --> 0:06:46,320 ما خورما ها را پوست میکندیم 101 0:06:46,320 --> 0:06:47,720 دهن این ها میگذاشتیم 102 0:06:47,720 --> 0:06:54,900 و بعد از مدتی چون از سمت چپ ما از اون بر رودخونه سمت ما تیره اندوزی می کردن 103 0:06:54,900 --> 0:07:02,420 ناچار شدیم اون دو تحصیل رو ول کنیم و خودمون برگردیم که اگر امکان داشته باشه 104 0:07:02,420 --> 0:07:05,480 یه خطی رو بشکنیم و به اقعی برگردیم 105 0:07:17,720 --> 0:07:29,660 همچنان با شما همراه استیم با برنامه حکایت آزادگی از شبکه رادیو یه معارف 106 0:07:29,660 --> 0:07:35,980 و در خدمت جناب آقای امیر اسکری از آزادگان سرفراز کشورمون 107 0:07:35,980 --> 0:07:39,860 بخش بعدی صحبتهای ایشون رو به اتفاق خواهیم شدید 108 0:07:39,860 --> 0:07:48,200 دمدم های قروب بود که هشت نفر دوره هم جمع شدیم و یه رایگیری کردیم که چیکار کنیم اینها 109 0:07:48,200 --> 0:07:56,440 که خب بعضی هم گفتن که اگر اصیل بشیم صد در صد ما را میکشن 110 0:07:56,440 --> 0:08:01,620 و نظر خود ما این بود که چون سمت چپ ما یه شدتی بود 111 0:08:01,620 --> 0:08:07 نظر خود ما این بود که یک تن درختی یه چوبی چیزی بندازیم 112 0:08:07 --> 0:08:09,060 اون هم صرفا به خاطر مجروحین 113 0:08:09,060 --> 0:08:11,340 که مجروحا رو رو طوب بذاریم 114 0:08:11,340 --> 0:08:14,800 و خودمونم از تو آب شنا کنیم 115 0:08:14,800 --> 0:08:16 و بعد گردیم اغفت 116 0:08:16 --> 0:08:19,180 حالا یا شهید می شدیم 117 0:08:19,180 --> 0:08:20,720 یا این که بر می گشتیم 118 0:08:20,720 --> 0:08:23 در همین هیم بود که 119 0:08:23,660 --> 0:08:25 عراویه ریخدن و 120 0:08:25 --> 0:08:27,540 ما رو معاصره کردن 121 0:08:27,540 --> 0:08:29,980 یه پنجا نفری بودن که ریخدن 122 0:08:29,980 --> 0:08:31 ده متری ما 123 0:08:31 --> 0:08:35,760 که اتما فرصت این که مبارزه کنیم 124 0:08:35,760 --> 0:08:36,540 با اونها نداشت 125 0:08:36,540 --> 0:08:41,240 بعد از اینکه اصیر شدیم دیگه هوا روبه تاریکی بود 126 0:08:41,240 --> 0:08:44,380 که همارو بردن دور یه گودالی خب از جام میرفتیم 127 0:08:44,380 --> 0:08:46,720 با آونده ها و تفنگی اینا میزدن 128 0:08:46,720 --> 0:08:49,780 که من خودم چون یکی از رفیقه هم شهید شده بود 129 0:08:49,780 --> 0:08:53,920 دنبال جنازه اون میگشتم اونجا چون تو جمعه ما نبود 130 0:08:53,920 --> 0:08:58,060 یه خونپالش هسته ایدانی خود بقیه دمون و 131 0:08:58,060 --> 0:09:03,340 من به مزید که در آسیشتم از سمت دست دست راستم ترکش خورد 132 0:09:03,340 --> 0:09:13 و موقع خونه از دست هم بیمد این ها نحوه اصارت همون که نمیدونستیم تو اصارت با انسان چی کار میکنه این ها تا حالا حصیب نشده بودیم 133 0:09:13 --> 0:09:19,780 بعدش دیدم دست یکی بانده فکر کردم میخواد رو زخم دست ما رو ببنده 134 0:09:19,780 --> 0:09:27,800 وقتی که رفتم به سمتش این ها این دست من از پشت به حالت این که دست بند میزنند 135 0:09:27,800 --> 0:09:33,220 بست و اینقدر محکم بسته بود که دست های من باد کرده بود 136 0:09:33,220 --> 0:09:35,420 بعد از چند دقیقه ای 137 0:09:35,420 --> 0:09:38,260 و بعد از اونجا شروع کردن بردن 138 0:09:38,260 --> 0:09:42,280 از لبه سنگرهای خودشون به نیراشون رشون میدادن 139 0:09:42,280 --> 0:09:43,780 که ما حسیر گرفتیم اینها 140 0:09:43,780 --> 0:09:45,620 که کلن هشت حسیر بودیم ما 141 0:09:57,280 --> 0:09:58,880 یک اودالی بود 142 0:09:58,880 --> 0:10:04,420 یک سرباز بود و مستوارشون بود پیر مرد بود 143 0:10:04,420 --> 0:10:09,980 اومد بیرون از توی گودلی و یه اصلایی مسلحی رو دوباره گلنگلنگ جشید 144 0:10:09,980 --> 0:10:13,520 و اومد سمت ما گفت اینجا دور بزنید 145 0:10:13,520 --> 0:10:18,240 یاد دارم اینکه بچه هم گفتش که اشعه دا به خونده میخوان 146 0:10:18,240 --> 0:10:20,700 ما همه را اینجا شهید کنن 147 0:10:20,700 --> 0:10:25,120 که حالا اون توان حالت گفتیم ما یه بار اشعه دا به خونده اومدیم دیگه 148 0:10:25,120 --> 0:10:27,400 دوبارهش دیگه 149 0:10:27,400 --> 0:10:31,560 چنان چه دیگه نیست که بخواییم بردیشن هر چی خدا بخواد همونه 150 0:10:31,560 --> 0:10:37,580 بعد از مدتی چند دقیقه بعدش یه دونه صدفانشون اومد 151 0:10:37,580 --> 0:10:41,220 ما رو راهنمایی کرد و نکشیدشون اینو احسیر امیرها 152 0:10:41,220 --> 0:10:45,240 ما رو بردن توی یک بهکرد مانندی بود 153 0:10:45,240 --> 0:10:49,040 و اونجا شروع کردن به بازجوی 154 0:10:49,040 --> 0:10:53,020 توی یه پیره مردی که با ما بود و به مندس خالدی بود 155 0:10:53,020 --> 0:10:55,180 اول ایشون رو بردن داخل اتاق 156 0:10:55,180 --> 0:10:58,480 و شروع به صحبت کردن با ایشون 157 0:10:58,480 --> 0:11:01,080 ما بیرون نشسته بودیم 158 0:11:01,080 --> 0:11:06 بعدش در حالت با آب و غذا اینها چیزی نمیدونستیم 159 0:11:06 --> 0:11:08,040 یعنی آب چی میشه به عربی یا غذا 160 0:11:08,040 --> 0:11:10,500 سه روز هم بود گوشنه بودیم 161 0:11:10,500 --> 0:11:16,480 یه وقت یکی از این نگهبان ها عربی فسید صحبت میکرد اینها 162 0:11:16,480 --> 0:11:19,180 بعد شریفش میگفتیم گوشنه ایم اینها 163 0:11:19,180 --> 0:11:21,860 و با اون حالت ها نشونش میدیم که گوشنه ایم اینها 164 0:11:21,860 --> 0:11:23,600 اونم شیعه بود 165 0:11:23,600 --> 0:11:27,060 و شروع کرد 166 0:11:27,060 --> 0:11:28,760 سوره جمعه رو خوندم 167 0:11:28,760 --> 0:11:32,040 که یعنی منم مسلمون هستم اینها 168 0:11:32,040 --> 0:11:34,380 بعدش اسم ما رو پرسید 169 0:11:34,380 --> 0:11:35,520 ما اسمامونو گفتیم 170 0:11:35,520 --> 0:11:37,600 امیر حسن و سه محمود اینها 171 0:11:37,600 --> 0:11:38,980 اینها که اونجا بودیم 172 0:11:38,980 --> 0:11:40,540 اینها دو تا بودن 173 0:11:40,540 --> 0:11:43,660 خودشون هم خیلی از هم یه ترس و وحشت داشتن 174 0:11:43,660 --> 0:11:45,160 نگه بانوی خود عراقی ها 175 0:11:45,160 --> 0:11:49,440 یه در به این فلاکس ورداش آب کرد 176 0:11:49,440 --> 0:11:50,980 یکیه دره به همه من داد 177 0:11:50,980 --> 0:11:53,080 اونم با ترس و لرز و اینها 178 0:11:53,080 --> 0:11:59,360 بعد از اون که اون مندس خالدی را بردن بیرون دیگه از ماها بازوی نکردم اینجا 179 0:11:59,360 --> 0:12:02,400 سواره آیپامون کردم بردن اون بسره 180 0:12:02,400 --> 0:12:06,700 تا بسرم ده دقیقه الان یک روپ راه بود از اونجا که ما حسیر شدیم 181 0:12:23,080 --> 0:12:33,340 در این قسمت از برنامه یه حکایت آزادگی توجه شما رو جلب میکنیم به یک داستان کتا 182 0:12:53,080 --> 0:12:58,140 سی دقیقه نیمه شب بود که عملیات شروع شد 183 0:12:58,140 --> 0:13:04,240 با فریاد الله اکبر بچه های خدشکن خواب اراقی ها آشفته شد 184 0:13:04,240 --> 0:13:08,400 در حین عملیات مرتب مجروح می آوردند 185 0:13:08,400 --> 0:13:14,220 یک وقت متوجه شدم که از وسایل امدادی هیچ چیز باقی نمانده است 186 0:13:14,220 --> 0:13:20,420 می خواستم اسلاحه بردارم و بروم جلو که کمی فکر کردم دیدم مسلحت نیست 187 0:13:20,420 --> 0:13:44,340 اولی مجروح را که از ناهیه پا صدم دیده بود و خون ریزی شدیدی داشت با بستن کمربندم به پایش راه انداختم. چاره ای نبود. آستینهای بلوزم را با تیغ در آوردم و بعد پاچه های شلوارم را. به هر بدبختی بود به عنوان امدادگر زخمهای ادهی دیگر از مجروحین را بستم. 188 0:13:44,340 --> 0:14:03,920 نزدیک صبح بود. صبحی که برادر محمد کاوه فرمانده لشکر نیز شهید شد و کمبود نیرو برای حمل مجروحین بسیار بود. آخرین نفری را که زخمش را پانسمان کرده بودم به دوش گرفتم و تا رسیدن آمبولانس بردم. 189 0:14:03,920 --> 0:14:20,360 از آنجا رفتیم بهداری خط. شلوارم به شرطی کتاح تبدیل شده بود و پیراهنم هم بدون آستیم بود. یکی از برادران روحانی وقتی سروبزم را دید گفت این چه غیافه ایست برو لباس بگیر و اینها را عوض کن. 190 0:14:20,360 --> 0:14:26,940 هنوز حرفش تمام نشده مجروح همراه ما دستش را نشان داد و گفت 191 0:14:26,940 --> 0:14:30,660 پاچه شلوارش اینجاست بقیهش هم تن دیگران 192 0:14:30,660 --> 0:14:36,580 تازه متوجه شدم که چرا اینقدر در بین راه ما را تماشا می کردند 193 0:14:36,580 --> 0:14:42,720 حاجی به گریه افتاد و سر روی مرا بوسید و اوزر خواست 194 0:14:42,720 --> 0:15:02,720 موسیقی 195 0:15:02,720 --> 0:15:12,780 در ادامه برنامه حکایت آزادگی صحبتهای جناب آقای امیر اسکری رو میشنویم از آزادگان سرفراز کشورمون ایران 196 0:15:13,300 --> 0:15:21,980 بعد از این اونجام بازوی های فردی بود که میبردن هر کسی رو میبردن توی اتاقی و بازوی میکردم ازش 197 0:15:21,980 --> 0:15:24,960 من خودم موقع رفتم توی یه اتاقی بود 198 0:15:24,960 --> 0:15:26,460 یه دنها این 199 0:15:26,460 --> 0:15:28,960 افسران عالی رتبه این 200 0:15:28,960 --> 0:15:30,640 عراقی ها بودش 201 0:15:30,640 --> 0:15:32,740 نشسته بود بالای میجه ستا بقیه 202 0:15:32,740 --> 0:15:33,520 یا 203 0:15:33,520 --> 0:15:36,580 نقشه های نام پشتش خیلی بود 204 0:15:36,580 --> 0:15:38,300 کسی که ما رو برد تو 205 0:15:38,300 --> 0:15:40,800 آبادنی بود مترجم ما بود 206 0:15:40,800 --> 0:15:42,960 باور کنید یه تن درخت 207 0:15:42,960 --> 0:15:44,460 دستش بود اونجا بایستده بود 208 0:15:44,460 --> 0:15:46,540 ما هم چشم بست دست بست ما رو بردن 209 0:15:46,540 --> 0:15:47,360 اونجا نشوندن 210 0:15:47,360 --> 0:15:49,700 بعدش چشم رو نبای کردن 211 0:15:49,700 --> 0:15:51,760 گفتن که 212 0:15:51,980 --> 0:15:54,760 هر چی از سوال میکنیم درست جواب بده 213 0:15:54,760 --> 0:15:55,400 گفتون باش 214 0:15:55,400 --> 0:15:59,520 این که برگشت افسرش گفتش که نیرو هوایی ما قویه 215 0:15:59,520 --> 0:16:01,640 یا نیرو زمینی ما 216 0:16:01,640 --> 0:16:03,200 گفتم والا 217 0:16:03,200 --> 0:16:07,460 هر چقدر قوی باشه نیرو زمینی شما یا هوایی شما 218 0:16:07,460 --> 0:16:08,780 نیرو هواییتون قوی هست 219 0:16:08,780 --> 0:16:11,160 ولی پلافنده ما قوی تر از نیرو هوایی شما 220 0:16:11,160 --> 0:16:15,180 و نیرو زمینیاتون هم در مقابل با بستیزی های ما هیچه 221 0:16:15,180 --> 0:16:16,980 این خیلی ناراحت شد 222 0:16:16,980 --> 0:16:19 برش گویالا 223 0:16:19 --> 0:16:23 و گفت کروکی مال پدافنده تونو بدید 224 0:16:23 --> 0:16:26 گفتم ولی من چه مان؟ من دیروز اومده هموزم اصیر شدم 225 0:16:26 --> 0:16:29 گفت تو گفتی منم بابرکم گفت همینه 226 0:16:29 --> 0:16:31 میخوا بابرک موهای نکنه 227 0:16:31 --> 0:16:35 بعدش اون مردی که بالا سر ما بسته بود این یه احبانه 228 0:16:35 --> 0:16:40 یه تنه درفت دستش بود چنون زد تو این بازوی ما و پرچه دیم اون مرد 229 0:16:40 --> 0:16:43 ترچه میباشه اونو بابر نمیکردن اینها 230 0:16:43 --> 0:16:47 بعد یک مقداری که زد اینها گفتم ولی من چیزی رو نمیمونم 231 0:16:47 --> 0:16:49,620 میخواه علاکی براتون چیزی رو میکشم اینها 232 0:16:49,620 --> 0:16:53 بعد شروع کرد پرسیدن این که 233 0:16:53 --> 0:16:56,100 چند تا لشگر توی این عملیات شرکت داشتن 234 0:16:56,100 --> 0:16:59,740 یه جا کم ورده بودیم اسم گرهانه رو هم میگفتیم 235 0:16:59,740 --> 0:17:03,320 مثلا گردانه و تیپاینه رو هم جاز لشگره میشونیم 236 0:17:03,320 --> 0:17:05,160 که اونا البته باره تر از ما بودن 237 0:17:05,160 --> 0:17:08,720 بعدش میگفت مثلا این که لشگر نیست 238 0:17:08,720 --> 0:17:10,800 گفتم ولی لشگره 239 0:17:10,800 --> 0:17:13,640 بگو چه لشگر یه تازه تحسیب گفتم 240 0:17:13,640 --> 0:17:15,360 آره پایروز تحسیب شده 241 0:17:15,360 --> 0:17:17 خواهد سه ای چی 242 0:17:17 --> 0:17:18,780 از اونجا ما را بردن و 243 0:17:18,780 --> 0:17:22,420 یه شب هم تو بسره بودیم 244 0:17:22,420 --> 0:17:25,880 بعد از اون سواره اوتوبوس همون کردن 245 0:17:25,880 --> 0:17:28,340 بردن همون سمت بغداد 246 0:17:28,340 --> 0:17:31,660 که در حین رفتن به بغدادم 247 0:17:31,660 --> 0:17:33,860 دوتا از بچه های ما تو اوتوبوس 248 0:17:33,860 --> 0:17:36,120 از زورت تشنگی به شهادت رسیدن 249 0:17:40,800 --> 0:17:56,800 موسیقی 250 0:17:57,180 --> 0:18:02,600 حجت الاسلام و المسلمین نادم از راویان دفاع مقدس 251 0:18:02,600 --> 0:18:08,540 سلام و درود خدا به روان پاک همه شهدای عزیز هشت سال دفاع مقدس 252 0:18:08,540 --> 0:18:14,060 و سلام و درود خدا به شهده های زنده و یادگاران دفاع مقدس 253 0:18:14,060 --> 0:18:19,940 یعنی رزمندگان عزیزی که به یادگار موندن از اون دوران و شاهدان اینی هستن 254 0:18:19,940 --> 0:18:22,700 و همچنین به آزادگان سرف راست 255 0:18:22,700 --> 0:18:26,140 مردان مردی که وقتی از اونها سخن به میان میاد 256 0:18:26,140 --> 0:18:29,320 نباید به چشم یک اسیر در سیاه چار 257 0:18:29,320 --> 0:18:35,700 یا در سیم خاردار و زنجیر و چاردیواری های مخوف بعثی به اونها نگاه کنید 258 0:18:35,700 --> 0:18:39,240 بلکه باید به چشم یک آزاده به اونا نگاه کرد 259 0:18:39,240 --> 0:18:44,980 فسانی که در حقیقت آزادترین انسانهای عصر خودشون بودن 260 0:18:44,980 --> 0:18:48 هیچ وقت روحشون در بند هیچ زنجیری نرفت 261 0:18:48 --> 0:18:49,440 هرچه شکنجه شدن 262 0:18:49,440 --> 0:18:51,140 هرچه آزار دیدن 263 0:18:51,140 --> 0:18:52,040 در غربت 264 0:18:52,040 --> 0:18:52,920 در هجران 265 0:18:52,920 --> 0:18:54,460 در تاریکی 266 0:18:54,460 --> 0:18:56,880 گاهی در سلولهای انفرادی 267 0:18:56,880 --> 0:18:59,520 شراعتی بود که شما متوجه نمی شدید 268 0:18:59,520 --> 0:19:00,860 که افتاب طلوع می کنه 269 0:19:00,860 --> 0:19:02,660 یا خرشید قروب می کنه 270 0:19:02,660 --> 0:19:03,460 که ای صبح می شه 271 0:19:03,460 --> 0:19:05,620 که ای شب میشه نه ساعتی بود 272 0:19:05,620 --> 0:19:07,400 نه موبایلی بود نه تلفونی بود 273 0:19:07,400 --> 0:19:09,540 نه همراهی بود نه خبری 274 0:19:09,540 --> 0:19:12,080 از بیرون بود و در چنین شرائطی 275 0:19:12,080 --> 0:19:13,600 آزادگان 276 0:19:13,600 --> 0:19:15,140 عزیز ما ایستادند 277 0:19:15,140 --> 0:19:17,100 و شدن تجلی و مصداق 278 0:19:17,100 --> 0:19:19,100 آیات قرآن کریم 279 0:19:19,100 --> 0:19:27,500 این ها ایستادگی کردن 280 0:19:27,500 --> 0:19:29,740 نظر خداوند روح و رحمت 281 0:19:29,740 --> 0:19:31,620 و ریحان و ملائکه 282 0:19:31,620 --> 0:19:33,340 خودش رو بر این ها نازل کرد 283 0:19:33,340 --> 0:19:49,820 هیچگاه در طول ایام اصارت اینها احساس تنهایی نکردن که تو این تنهایی مثلا ما بگیم که کسانی بودن در دوران اصارت اینها از شدت جدایی و فراغ و تنهایی به فکر خودکشی افتادند 284 0:19:49,820 --> 0:19:53,320 یا مثلا دست از عرضش های خودشون برداشتند 285 0:19:53,320 --> 0:19:57,120 گاهی یک رزمنده حاضر بود ساعت ها شکنجه بشه 286 0:19:57,120 --> 0:20:01,400 و روزها در اصارت و سلول انفرادی به سر ببره 287 0:20:01,400 --> 0:20:08,480 اما کوچکترین توهین رو به اسلام و امام و رحبر و نظام خودش نکنه 288 0:20:08,480 --> 0:20:11,640 این نشان از صلابت رزمندگان عزیز داره 289 0:20:11,640 --> 0:20:16,320 و امروز چه زیبا زندگی و هماسه آزادگان سرفراز 290 0:20:16,320 --> 0:20:22 برای همه ما میتونه درسهای بلند و نورانی باشه تو زندگی روزمره 291 0:20:22 --> 0:20:26,660 به پایان برنامه یه حکایت آزادگی رسیدیم 292 0:20:26,660 --> 0:20:31,300 ازتون میخواییم که ما رو از نظرها و پیشناتهای خودتون باخبر کنید 293 0:20:31,300 --> 0:20:39,940 329 10 551 و 2 با پیش شماره 025 و شماره پیامک 30553 294 0:20:39,940 --> 0:20:51,540 تا سلامی دوباره و شنیدن یک خاطره دیگه از آزادگان سرفراز کشورمون در برنامه بعدی حکایت آزادگی همتون رو به خداونده مهربان می سپاریم 295 0:20:51,540 --> 0:20:54,040 التماس دعا و خدا نگهدار 296 0:21:09,940 --> 0:21:24,940 میهنم زمین تو به مهر و عشق پرست اقاقیام 297 0:21:24,940 --> 0:21:32,940 می دهد در رهد 298 0:21:33,740 --> 0:21:42,620 همه هستیم بمانی همیشه سر بلند و همیشه پرست فریاد شادی و آزادی 299 0:21:42,620 --> 0:21:49,080 قضی شهر عشق و خون 300 0:21:49,080 --> 0:21:54,220 قضی شهر لاله ها 301 0:21:54,220 --> 0:21:57,640 شهر غیرت و شرف 302 0:21:57,640 --> 0:22:00,840 بر زمین عاشق 303 0:22:00,840 --> 0:22:03,420 ملت ها 304 0:22:03,420 --> 0:22:05,220 نسبت به مسئله قضی 305 0:22:05,220 --> 0:22:08,360 حساسن مسئله اول دنیا 306 0:22:08,360 --> 0:22:09,120 از این مسئله 307 0:22:09,120 --> 0:22:11,020 نباید بگذاریم این مسئله 308 0:22:11,020 --> 0:22:16,960 از نگاه عمومی بینور بلالی منحوم دویا خارج بشه 309 0:22:16,960 --> 0:22:20,080 از این مسئله اول بودن خارج بشه 310 0:22:20,080 --> 0:22:25,420 اینجا سرزمین زیتون و سفر است 311 0:22:25,420 --> 0:22:28,040 خودکی خواب نان میبیند 312 0:22:28,040 --> 0:22:33,200 در آغوش مادری که لالایی هایش پامون شدند 313 0:22:33,200 --> 0:22:34,900 و لبخند نورسیدهی 314 0:22:34,900 --> 0:22:39,840 پشت مرز هایی که گرد ها ساختند پیر شدند 315 0:22:41,020 --> 0:22:49,480 برای زنده نگه داشتن دین و انسانی همه ما ایرانیان همدلانه همراه مردم مظلوم قضه هستیم 316 0:22:49,480 --> 0:22:52,800 اون یش ایران همدل ادامه دارده 317 0:22:52,800 --> 0:23:00,100 و شما عزیزان از این دو طریق میتوانید به مردم مظلوم قضه کمک کنید 318 0:23:00,100 --> 0:23:07,480 از طریق شماره کارت 6037-99-822-707 319 0:23:07,480 --> 0:23:12,080 خود دستوری ستاره چهارده مربع 320 0:23:37,480 --> 0:24:07,460 از دنیا 321 0:24:07,480 --> 0:24:10,620 دنیا پرستدام 322 0:24:10,620 --> 0:24:16,760 اما برخی صداها به رنگ خدا 323 0:24:16,760 --> 0:24:18,720 به رنگ خدا 324 0:24:18,720 --> 0:24:24,840 برنامه ازانگاهی مغرب با نگاهی به سبک زندگی مؤمنانه 325 0:24:24,840 --> 0:24:29 از نگاه نهجل براغه و صحیفه سجاریه 326 0:24:29 --> 0:24:32,600 به رنگ خدا هر روز ساعت هفته 327 0:24:32,600 --> 0:24:40,320 صدای قانون 328 0:24:40,320 --> 0:24:44,040 با موضوع بررسی پرونده های قضایی 329 0:24:44,040 --> 0:24:47,240 در راستای پیشگیری از وقوع جمعی 330 0:24:47,240 --> 0:24:52,440 صدای قانون 331 0:24:52,440 --> 0:24:54,540 یک شنبه و پنج شنبه 332 0:24:54,540 --> 0:24:56,580 ساعت بیست و سه 333 0:24:56,580 --> 0:24:59,940 رادیو معارف 334 0:24:59,940 --> 0:25:02,760 صدای فضیدت و فطرت 335 0:25:29,940 --> 0:25:32,300 تموز شما با شماره 162 336 0:25:32,300 --> 0:25:36,580 واحد ارتباط با مخاطبان روابط عمومی سازمان صدا و سیما 337 0:25:36,580 --> 0:25:40,460 مکالمات شما زبد و در پایان از شما نظر خواهی قاید شد 338 0:25:40,460 --> 0:25:59,920 پاسخگوی ارتباطات مردمی روابط عمومی صدا و سیما 339 0:25:59,940 --> 0:26:02 162 340 0:26:29,940 --> 0:26:38,060 نور دل اون خامنه ای رهبر باز 341 0:26:38,060 --> 0:26:46,420 نور دل اون خامنه ای رهبر باز 342 0:26:46,420 --> 0:26:54,900 مسئله معیشت مردم یکی از مهمترین مسائل کشوره 343 0:26:54,900 --> 0:26:58,380 باید ترتیبی داد همدور که حالا اشاره کردن 344 0:26:58,380 --> 0:27:00,820 آقای رئیس شمورم 345 0:27:00,820 --> 0:27:04,220 که مردم تعدادی 346 0:27:04,220 --> 0:27:07,500 حالا مثلا حدود ده کالایی 347 0:27:07,500 --> 0:27:10,960 اندکی کم در کالاهای اصاسی رو 348 0:27:10,960 --> 0:27:15,600 بتونن بدون دقدقه افضایش قیمت 349 0:27:15,600 --> 0:27:17,080 تهیه کنن 350 0:27:17,080 --> 0:27:21,520 یعنی اینجور نباشه که امروز 351 0:27:21,520 --> 0:27:25,180 یه قیمتی باشه فردا بخاطر تورم 352 0:27:25,180 --> 0:27:27,660 قیمت دوبروبر بشه 353 0:27:27,660 --> 0:27:29,260 یا مثل دو هر آقای 354 0:27:29,260 --> 0:27:31,260 چند نوع 355 0:27:31,260 --> 0:27:33,580 چند کالا رو حالا اسم کالا برگ رو 356 0:27:33,580 --> 0:27:35,320 دوستان میارن 357 0:27:35,320 --> 0:27:37,180 کسانی که اهل فنن 358 0:27:37,180 --> 0:27:38,380 کسانی که واردن 359 0:27:38,380 --> 0:27:40,080 تأیید میگرن 360 0:27:40,080 --> 0:27:43,100 چون خودم رودی ندارم 361 0:27:43,100 --> 0:27:43,880 تو این مسئله 362 0:27:43,880 --> 0:27:47,300 به نظرم باید دنبال کرد 363 0:27:47,300 --> 0:27:49,080 این کار رو 364 0:27:49,080 --> 0:27:51,120 و گفته میشه 365 0:27:51,120 --> 0:27:51,940 که زمینه 366 0:27:51,940 --> 0:27:54,540 به کارگیری 367 0:27:54,540 --> 0:27:57,160 کالا برگ های الکترونیکی 368 0:27:57,160 --> 0:27:59,020 زمینش هم موجود داره 369 0:27:59,020 --> 0:28:00,120 یعنی زیر ساختش 370 0:28:00,120 --> 0:28:02,560 الان موجوده و میشه میتواند 371 0:28:02,560 --> 0:28:04,900 از اون استفاده کرد 372 0:28:04,900 --> 0:28:06,800 که بتونن مثلا 373 0:28:06,800 --> 0:28:08,980 ترتیب اتخاذ بشه 374 0:28:08,980 --> 0:28:09,960 که مردم بتونن 375 0:28:09,960 --> 0:28:11,820 نزدیک به ده قلم 376 0:28:11,820 --> 0:28:14,340 کالا رو 377 0:28:14,340 --> 0:28:16,340 بدون دقدقه با قیمت 378 0:28:16,340 --> 0:28:18,940 ثابت تهیه کنن 379 0:28:18,940 --> 0:28:23,780 اومدیم به فروشگاه های سطح شهر 380 0:28:23,780 --> 0:28:25,620 یه سری بزنیم تا ببینیم 381 0:28:25,620 --> 0:28:27,760 روند توضیح و قیمت اقوام 382 0:28:27,760 --> 0:28:29,860 اصاسی که در عرضی میشه به مردم 383 0:28:29,860 --> 0:28:30,680 چطوره؟ 384 0:28:30,680 --> 0:28:33,740 روغن، برنج، قند، شکر، حبوبا 385 0:28:33,740 --> 0:28:35,680 توی فروشگاه زنجیره یاف میشه 386 0:28:35,680 --> 0:28:37,520 اینا قیمت های تنظیم آزاره که 387 0:28:37,520 --> 0:28:39,720 پسش روشته تنظیم 388 0:28:39,720 --> 0:28:40,740 بازداری هم بوده 389 0:28:40,740 --> 0:28:42,660 16 تا 390 0:28:42,660 --> 0:28:45,760 تبت اون فاکتوری که الان به ما نشون دادن 391 0:28:45,760 --> 0:28:47,460 و فاکتورشون متبر هست 392 0:28:47,460 --> 0:28:48,600 دارن به فروش میرسون 393 0:28:48,600 --> 0:28:50,580 تا اونجا که میتونیم در کنار مردم باشیم 394 0:28:50,580 --> 0:28:52,880 حمایت کنیم اون چی که دستمون برمیاد 395 0:28:52,880 --> 0:28:54,980 به گفته یه مسئولان اتاق اصناف 396 0:28:54,980 --> 0:28:56,200 فروشگاه های زنجیری 397 0:28:56,200 --> 0:28:58,920 آماده ی خدمت فسانی به مردم هستن 398 0:28:58,920 --> 0:29:00,720 باید ما به موقع 399 0:29:00,720 --> 0:29:02,380 کاله های اصاسی رو 400 0:29:02,380 --> 0:29:04,580 تمنی کنیم 401 0:29:04,580 --> 0:29:06,880 میزان زخائر 402 0:29:06,880 --> 0:29:08,340 کاله ها نسبت به 403 0:29:08,340 --> 0:29:10,480 نصاب مورد نیاز 404 0:29:10,480 --> 0:29:12,660 باید همیشه 405 0:29:12,660 --> 0:29:13,900 ملاحظه بشه 406 0:29:13,900 --> 0:29:16,760 مخاطرات محتملی 407 0:29:16,760 --> 0:29:17,520 وجود داره 408 0:29:17,520 --> 0:29:19,480 ما همیشه 409 0:29:19,480 --> 0:29:21,340 همه این مخاطرات رو 410 0:29:21,340 --> 0:29:23,780 نمیتوانیم پیشبینی کنیم 411 0:29:23,780 --> 0:29:27,040 یه وقتی مشکلی پیش میاد 412 0:29:27,040 --> 0:29:28,040 کاری که الان میشه 413 0:29:28,040 --> 0:29:29,920 جنسی که الان میشه وارد کرد 414 0:29:29,920 --> 0:29:33,880 ممکنه در یک بره زمانی دیگه نشه وارد کرد 415 0:29:33,880 --> 0:29:35,560 باید این فکراری کرد 416 0:29:35,560 --> 0:29:37,480 این مخاطرات رو باید نظر گرم 417 0:29:38,300 --> 0:29:39,480 بنابراین 418 0:29:40 --> 0:29:42,040 وجود کاله های 419 0:29:42,040 --> 0:29:43,240 اصاسی در کشور 420 0:29:43,240 --> 0:29:44,660 باید کاملا 421 0:29:44,660 --> 0:29:46,960 اطمینان بخش باشه 422 0:29:46,960 --> 0:29:48,620 اگر 423 0:29:48,620 --> 0:29:53,040 به موقع کانه های اصاسی در کشور وجود داشته باشه 424 0:29:53,040 --> 0:29:57,480 این اثر مستقیم در صفره مردم داره