1 0:00:00 --> 0:00:02,400 این جز این فضای اعتباری نیست 2 0:00:02,400 --> 0:00:04,720 این تو سراب داره زندگی میکنه 3 0:00:04,720 --> 0:00:07,740 اینی که در سوره نور فمود مرزین کفر و اعمال هم 4 0:00:07,740 --> 0:00:09,580 که سرابن بقیعه 5 0:00:09,580 --> 0:00:11,620 این تو سراب زندگی میکنه 6 0:00:11,620 --> 0:00:14 فتهسله که 7 0:00:14 --> 0:00:17,120 اون بیان نورانی سینا نستار زمان لاله 8 0:00:17,120 --> 0:00:18,460 یه بیان خوبیست 9 0:00:18,460 --> 0:00:22 اما از او میشه و دیگر راهی 10 0:00:22 --> 0:00:23,920 مثلا ارائه کرد 11 0:00:23,920 --> 0:00:26,440 که تخصصا این جریان خارج باشد 12 0:00:26,440 --> 0:00:27,240 نتخصیصن 13 0:00:27,240 --> 0:00:29,140 الحمدلله رب العالم 14 0:00:30 --> 0:00:44,880 اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عدی الفرجه 15 0:00:44,880 --> 0:00:49,320 بسم الله الرحمن الرحیم 16 0:00:49,320 --> 0:00:53,060 سلام خداوند بر حضرت محمد مصطفى و خاندان پاکشن 17 0:00:53,060 --> 0:00:55,820 سلام شنوندگان گرامی وقت شما به خیل 18 0:00:55,820 --> 0:01:00,760 توجه شما رو به چند خبر کتا از رادیو معارف جلب می کنم 19 0:01:00,760 --> 0:01:13,260 محاون امور جوانان وزارت برزشت و جوانان 20 0:01:13,260 --> 0:01:17,680 از امزای تفاهم نامه برای تأسیس بانک مجازی جوانان ایران 21 0:01:17,680 --> 0:01:21,700 به منظور حل ساختاری مشکل دریافت وام ازدواج خبر داد 22 0:01:21,700 --> 0:01:33,080 چهارمین رویداد ملی ایران جان فارس ایران از 19 تا 25 مهرماه به میزبانی استان فارس در حال برگذاریست 23 0:01:35,220 --> 0:01:44,020 در نخستین روز پیش سبتنام حج تمتوه 1405 بیش از پنج هزار نفر آمادگی خود را برای تشرف اعلام کردند 24 0:01:44,020 --> 0:01:52,920 بیست و دومین اجلاس بین المللی تجریل از خادمان و پیرغلامان حسینی در مشهد برگزار خواهد شد 25 0:01:52,920 --> 0:02:00,400 دومین همایش بین المللی متعلقات تطبیقی اخلاق در اسلام و مسیحیت 26 0:02:00,400 --> 0:02:05,440 پس از دو سال تلاش علمی و پجوهشی بیست و چهارمه مهر در قوم برگزار می شود 27 0:02:05,440 --> 0:02:14,200 چهل و هشتمین دوره که مسابقات قرآن از بیست و ششم مهماه در استان کردستان آغاز می شود 28 0:02:14,200 --> 0:02:22,800 بیش از چهار سد و پنجاه برگزیده قرآنی خوهر و برادر در ده رشته قرآنی در این مسابقات به رقابت خواهند پرداخت 29 0:02:22,800 --> 0:02:30,900 حجتور اسلام والمسلمین مهدی علی زاده مدیر حوزه های علمیه ی خوهران سراسر کشور شد 30 0:02:30,900 --> 0:02:42,160 و در حالی که جنبش مقاومت اسلامی هماست و رژیم سهیونستی با میانجیگری مصر، قطر و ترکیه به توافق آتش بست در غزه دستیافتند 31 0:02:42,160 --> 0:02:48,620 شمار کلی شهدائی این منطقه تا این لحظه به 67.869 نفر رسید 32 0:02:48,620 --> 0:02:54,100 سپاس از همراهی شما، وقت به خیر و خدا نگهدار 33 0:03:00,900 --> 0:03:02,700 از شیدائی ما 34 0:03:02,700 --> 0:03:08,900 بزشتیم از شده آن رفتیم 35 0:03:09,500 --> 0:03:12,880 به سمت صبح شورنگیز فردان 36 0:03:12,880 --> 0:03:16,960 بسم الله الرحمن الرحیم 37 0:03:16,960 --> 0:03:20,480 خدایا نامت شکوه و زیبایی هر سخن و یادت 38 0:03:20,480 --> 0:03:25,480 رمز دوام و بغاس با نام و یادت آغاز میکنیم 39 0:03:25,480 --> 0:03:28,200 سلام شنواندگان ارجمند 40 0:03:28,200 --> 0:03:31,840 همراهان گرامی شبکه رادیوی معرف شبتون به خیلی 41 0:03:31,840 --> 0:03:36,200 ساعت 22 و دو دقیقه است و دوشنبه شب 21 مهر ماه 42 0:03:37,040 --> 0:03:39,540 20 رویستانی خدمتون رسیدیم و 43 0:03:39,540 --> 0:03:44,200 از این دقایق وقش سوام برامه ها رو انشالله تقدم شما میکنیم 44 0:03:45,300 --> 0:03:48,620 تا ساعت 6 صبح فردا من رضا هدایت فر 45 0:03:48,620 --> 0:03:51,300 به اتفاق همکاران هم تقیید کنند 46 0:03:51,300 --> 0:03:53,580 آقای سید عبالغاسم قزنفری 47 0:03:53,580 --> 0:03:56,360 صدا بردار آقای علی مرزاییان 48 0:03:56,360 --> 0:04:03,180 و همانگی پشت های شاروخ نظری با افتخار در خدمت شما شنوندگان عزیز هستیم 49 0:04:03,180 --> 0:04:17 سامانه پیامکی رادیو معرف 3553 هست و شماره تلفن های ارتباطی 329-10-551 و 552 و پیش شماره 025 50 0:04:17 --> 0:04:25,220 که از طریق این پلای ارتباطی پذیرای پیشنهاد ها و انتقادات شما عزیزان هستیم 51 0:04:25,220 --> 0:04:37,640 امیدوارم که در بخش سوه براموها در این سفر شبانه فرصت همراهی من و دوستانم رو داشته باشید و این براموها رضایت خاطرتون رو جلب بکنیم 52 0:04:37,640 --> 0:04:46,940 حکایت آزادگی رو بعد از اعلام تقدیم شما میکنیم پس از اون کتاب شب ساعت 23.11 شب مستند پنجره پخش میشه 53 0:04:46,940 --> 0:04:56,980 23.20 دقیقه حجره خاطرات زندگی و خاطرات علما و 23.40 دقیقه هم زیارت آل یاسین رو زمزمه خواهیم کرد 54 0:04:56,980 --> 0:05:07,080 با نوای جنابای مهدی حیدرزاده و ساعت 24 هم از آخرین رویدادهای ایران و سایر نقاط جهان با خبر خواهیم شد 55 0:05:07,080 --> 0:05:10,540 و انشالله بعد از اون به محضرتون خواهم آمد 56 0:05:10,540 --> 0:05:14,740 و ادامه پخش برامه ها رو انشالله عرض میکنم 57 0:05:14,740 --> 0:05:20 بریم سراغ برامه یه حکایت آزادگی که حدود 20 دقیقه پخش میشه 58 0:05:20 --> 0:05:23,140 خاطرات آزادگان سرفرازم 59 0:05:37,080 --> 0:06:05,080 موسیقی 60 0:06:07,080 --> 0:06:10,860 حکایت آزادگی 61 0:06:10,860 --> 0:06:14,200 آقبت عمر ظلمت سر آمد 62 0:06:14,200 --> 0:06:17,800 یوسف از غعر زندان بر آمد 63 0:06:17,800 --> 0:06:26,400 روز دیدار یه خوب جان شد 64 0:06:26,400 --> 0:06:29,940 یوسف از جمله آزادگان شد 65 0:06:29,940 --> 0:06:33,800 یوسف از جمله آزادگان شد 66 0:06:33,800 --> 0:06:36,660 مردی از تبار لاله ها 67 0:06:36,660 --> 0:06:39,640 به درک ارتفاع عشق میرسد 68 0:06:39,640 --> 0:06:43,240 واجه های داق را بیا برید 69 0:06:43,240 --> 0:06:46,560 چارق و اصای من پجاست 70 0:06:46,560 --> 0:06:49,560 راه را چگونه میتوان نرفت 71 0:06:50,480 --> 0:06:52,560 آشقی قریبه نیست 72 0:06:53,140 --> 0:06:56,560 کربلای پنج به گوش میرسد 73 0:06:57,160 --> 0:06:59,500 ای بقیه خدا 74 0:06:59,500 --> 0:07:06,260 ای بقیه خدا به داد عشقهای سرخ ما برس 75 0:07:06,260 --> 0:07:27,260 موسیقی 76 0:07:27,260 --> 0:07:41,080 عزیزان شنونده سلام وقتتون به خیر و نیکی با برنامه یه حکایت آزادگی امروز هم در کنار شما عزیزان شنونده خواهیم بود به امید همراهی تک تک شما همراهان گرامی 77 0:07:41,080 --> 0:07:56,120 روایت امروز رو آزادگی سرفراز کشورمون جناب آقای امیر اسکری برامون تعریف میکنن که در سال شست و پنج در منطقی شلمچه به اتفاق همرزمانشون به اصارت دشمند در اومدن 78 0:07:56,120 --> 0:08:02,580 بریم و از زبان خودشون روایت این حکایت اقتدار و ایزدادگی رو بشنم 79 0:08:02,580 --> 0:08:11 جانب امیر اسکری هستم ازامی از تهران جمعی لشگر دهی سید و شاهده هستم گردان علمهدی 80 0:08:11 --> 0:08:19 که در تاریخ دوی یازده شس و پنج در منطقه شلمچه به اصارت نیرای بحثی در اومدم 81 0:08:19 --> 0:08:26,440 یه مقدار از بدر اصارتم نحوه چگونگی اصارتم رو خدمتون عرض میکنم 82 0:08:26,440 --> 0:08:30,780 این که ما سه روز در معاصره بودیم قبل از اصارت 83 0:08:30,780 --> 0:08:34,960 در این مدت سه روزی که ما در معاصره بودیم 84 0:08:34,960 --> 0:08:44,140 با تعداد خیلی کمی تونستیم در شب دوبون دو عدد از تانک های دشمن رو منحدم کنیم 85 0:08:44,140 --> 0:08:45,960 و یکی شب قنیمت بگیریم 86 0:08:45,960 --> 0:08:52,940 که اینم شاید واقعا موجزه بود این که بچه هایی که اون تانک رو منهدم کردن 87 0:08:52,940 --> 0:08:58,520 سنشون 18 سالشونم نبود بچه هایی کمتر از 18 سال بودن 88 0:08:58,520 --> 0:09:05,780 که با نارنجک دنبال تانک کردن و خدم ای تانک در اونها فرار کرد از تانک 89 0:09:05,780 --> 0:09:08,120 و اونها تانک رو منهدم کردن 90 0:09:08,120 --> 0:09:11,960 و بعدش دوتا اسیرم گرفته بودیم 91 0:09:11,960 --> 0:09:14,700 روزه سه بام صبح که زدیم خطو بشکونیم 92 0:09:14,700 --> 0:09:22,060 بعد از اینکه یه تدادی از بچه ها به شهادت رسیدن و مقداری هم مجبور شدن 93 0:09:22,060 --> 0:09:24,920 هشت نفری هم بودیم که برگشتیم اقب 94 0:09:24,920 --> 0:09:32,560 چون نه مهماتی داشتیم و نه سلایی که بتونیم اونجا در مقابل عراقی ها استقامت کنیم 95 0:09:32,560 --> 0:09:33,600 برگشتیم اقب 96 0:09:33,600 --> 0:09:35,140 اون جای اولمون 97 0:09:35,140 --> 0:09:39,180 بعد تا اصلی هم اونجا بودیم بچه ها خیلی گشنشون بود 98 0:09:39,180 --> 0:09:48,460 که خود من چون تیربارچی بودم رفتم با تیربارم از نفرهایی که اونجا بود خورما ریختم 99 0:09:48,460 --> 0:09:53,600 و موقعی که آوردم بچه ها چون دو تا اسیر داشتیم 100 0:09:53,600 --> 0:09:58,340 بچه ها گفتن که اول به این اسیرها خورما بده 101 0:09:58,340 --> 0:10:02,340 ما این خورما ها را پوست میکندیم دهن این ها میگذاشتیم 102 0:10:02,340 --> 0:10:09,040 و بعد از مدتی چون از سمت چپ ما از اون بر رسانه سمت ما تیراندوزی میکردن 103 0:10:09,040 --> 0:10:10,460 ناچار شدیم 104 0:10:10,460 --> 0:10:12,500 اون دو تأثیر رو ول کنیم 105 0:10:12,500 --> 0:10:14,620 و خودمون برگردیم 106 0:10:14,620 --> 0:10:16,540 که اگر امکان داشته باشه 107 0:10:16,540 --> 0:10:17,920 یه خطی رو بشکنیم 108 0:10:17,920 --> 0:10:19,620 و به اقعاد برگردیم 109 0:10:19,620 --> 0:10:37,620 موسیقی 110 0:10:37,620 --> 0:10:54,020 همچنان با شما همراه هستیم با برنامه حکایت آزادگی از شبکه رادیوگی معارف و در خدمت جناب آقای امیر اسکری از آزادگان سرفراز کشورمون. بخش بعدی صحبتهای ایشون رو به اتفاق خواهیم شدید. 111 0:10:54,020 --> 0:11:02,400 دمدم های قروب بود که هشت نفر دوره هم جمع شدیم و یه رایگیری کردیم که چیکار کنیم اینها 112 0:11:02,400 --> 0:11:10,640 که خب بعضی هم گفتن که اگر اصیر بشیم سد در سد ما رو میکشن 113 0:11:10,640 --> 0:11:15,760 و نظر خود ما این بود که یک چون سمت چپ ما یه شکتی بود 114 0:11:15,760 --> 0:11:20,600 نظر خود ما این بود که یک تن درختی یک چوبی چیزی بندازیم 115 0:11:20,600 --> 0:11:23,240 اون هم صرفا به خاطر مجروحین 116 0:11:23,240 --> 0:11:25,460 که مجروح ها رو رو چوب بذاریم 117 0:11:25,460 --> 0:11:29,880 و خودمون هم از تو آب شنا کنیم و برگردیم اقل 118 0:11:29,880 --> 0:11:34,820 حالا یا شهید می شدیم یا این که بر می گشتیم 119 0:11:34,820 --> 0:11:36,600 در همین هیم بود که 120 0:11:37,800 --> 0:11:39,260 عراوی ها ریخدن و 121 0:11:39,260 --> 0:11:41,700 ما رو معاصره کردن 122 0:11:41,700 --> 0:11:45,180 یه پنجا نفری بودن که ریخدن ده متری ما 123 0:11:45,180 --> 0:11:50,720 که حتما فرصت این که مبارزه کنیم با اونها نداشت 124 0:11:50,720 --> 0:11:55,400 بعد از این که اصیر شدیم دیگه هوا رو به تاریکی بود 125 0:11:55,400 --> 0:11:58,560 که آن رو بردن دور یه گودلی خب ار جام میرفتیم 126 0:11:58,560 --> 0:12:00,880 با ونده ها و تفنگی اینا میزدن 127 0:12:00,880 --> 0:12:03,940 که من خودم چون یکی از رفیقام شهید شده بود 128 0:12:03,940 --> 0:12:06,380 دنبال جنازه اون میگشتم اونجا 129 0:12:06,380 --> 0:12:08,060 چون تو جمع ما نبود 130 0:12:08,060 --> 0:12:09,940 یه خونپالش هسته 131 0:12:09,940 --> 0:12:12,140 ایدانی خود بقیه لون و 132 0:12:12,140 --> 0:12:17,480 و من به مزگی درست گیشتم از سمت دست دست راستم ترکش کرد 133 0:12:17,480 --> 0:12:25,860 و موقع خونه دستم میمد اینها نهوه اصارت همونید که نمیدونستم تو اصارت با انسان چی کار میکنن اینها 134 0:12:25,860 --> 0:12:27,140 تا حالا حسیب نشده بودیم 135 0:12:27,140 --> 0:12:33,940 بعدش دیدم دست یکی بانده فکر کردم میخواد رو زخم دست ما رو ببنده 136 0:12:33,940 --> 0:12:41,860 وقتی که رفتم به سمتش اینها این دست من از پشت به حالت این که دست بند میزنن 137 0:12:41,860 --> 0:12:45,780 بست و اینقدر محکم بسته بود که 138 0:12:45,780 --> 0:12:47,380 دست های من باد کرده بود 139 0:12:47,380 --> 0:12:49,460 بعد از چند دقیقه 140 0:12:49,460 --> 0:12:52,420 و بعد از اونجا شروع کردن بردن 141 0:12:52,420 --> 0:12:55,140 از لبه سنگرهای خودشون 142 0:12:55,140 --> 0:12:57,940 به نیرهاشون نشون میدادن که ما حسیر گرفتیم اینها 143 0:12:57,940 --> 0:12:59,780 که کلن هشت حسیر بودیم ما 144 0:13:11,860 --> 0:13:26,860 یک گودالی بود یه دانه این سرباز بود و مستوارشون بود پیر مرد بود اومد بیرون از توی گودالی و یه اصلایی مسلحی رو دوباره گلنگلنگ جشید و اومد سمت ما گفت اینجا دور بزنید 145 0:13:26,860 --> 0:13:56,860 از این حالت باید بردن که باید بردن که باید بردن که باید بردن که باید بردن که باید بردن که باید بردن که باید بردن که باید بردن که باید بردن که باید بردن که باید بردن که باید بردن که باید بردن که باید بردن که باید بردن که باید بردن که باید بردن که باید بردن که باید بردن که باید بردن که باید بر 146 0:13:56,860 --> 0:14:03,220 اینجا یک دهکرده مانندی بود و اونجا شروع کردن به بازجوی 147 0:14:03,220 --> 0:14:07,220 یه پیره مردی که با ما بود اوه مندس خالدی بود 148 0:14:07,220 --> 0:14:12,660 اول اشونو بردن داخل اتاق و شروع به صحبت کردن با اشون 149 0:14:12,660 --> 0:14:14,860 ما بیرون نشسته بودیم 150 0:14:15,600 --> 0:14:20,200 بعدش در رویت با آب و غذا اینها چیزی نمیدونستیم 151 0:14:20,200 --> 0:14:22,220 یعنی آب چی میشه به عربی یا غذا 152 0:14:22,220 --> 0:14:23,860 سه روزم بود گوش نمیدونیم 153 0:14:23,860 --> 0:14:30,660 یکی از این نگهبان ها عربی فسید صحبت می کرد اینها 154 0:14:30,660 --> 0:14:33,360 بعد شریفش می گفتیم گشنه ایم اینها 155 0:14:33,360 --> 0:14:36,040 و با اون حالت ها نشونش می دیم که گشنه ایم اینها 156 0:14:36,040 --> 0:14:37,800 اونم شیعه بود 157 0:14:37,800 --> 0:14:42,960 و شروع کرد سوره جمعه رو خوندم 158 0:14:42,960 --> 0:14:46,260 که یعنی منم مسلمون هستم اینها 159 0:14:46,260 --> 0:14:49,720 بعدش اسم ما رو پرسید ما اسمامون رو گفتیم 160 0:14:49,720 --> 0:14:51,760 امیر حسن حسن محمود اینها 161 0:14:51,760 --> 0:14:57,860 اینها دوتا بودن خودشون هم خیلی از همگی ترس و وحشت داشتن 162 0:14:57,860 --> 0:15:00,040 نگه بانوی خود عربی ها 163 0:15:00,040 --> 0:15:03,500 یه در به این فلاکس و عربش آب کرد 164 0:15:03,500 --> 0:15:05,180 یکیه دره به همه من داد 165 0:15:05,180 --> 0:15:07,260 اونم با ترس و لرز و اینها 166 0:15:07,260 --> 0:15:11,240 بعد از اون که اون مندس خالدی رو آوردن بیرون 167 0:15:11,240 --> 0:15:13,560 دیگه از ماها بازوی نکردم اونجا 168 0:15:13,560 --> 0:15:16,560 سواره آیفامون کردن بردن اون بسره 169 0:15:16,560 --> 0:15:19,140 تا بسره هم ده دقیقه الان یک روب راه بود 170 0:15:19,140 --> 0:15:20,840 از اونجا که ما حسیر شدیم 171 0:15:40,840 --> 0:15:43,920 در این قسمت از برنامه یه حکایت آزادگی 172 0:15:43,920 --> 0:15:47,480 توجه شما رو جلب میکنیم به یک داستان کتا 173 0:15:49,140 --> 0:16:09,140 موسیقی 174 0:16:09,140 --> 0:16:12,280 سی دقیقه نیمه شب بود که عملیات شروع شد. 175 0:16:12,640 --> 0:16:18,380 با فریاد الله اکبر بچه های خدشکن خواب اراقی ها آشفته شد. 176 0:16:18,380 --> 0:16:34,520 در حین عملیات مرتب مجروح می آوردند. یک وقت متوجه شدم که از وسایل امدادی هیچ چیز باقی نمانده است. می خواستم اسلاحه بردارم و بروم جلو که کمی فکر کردم دیدم مسلحت نیست. 177 0:16:34,520 --> 0:16:58,480 اولی مجروح را که از ناهیه پا صدم دیده بود و خون ریزی شدیدی داشت با بستن کمربندم به پایش راه انداختم. چاره ای نبود. آستینهای بلوزم را با تیغ در آوردم و بعد پاچه های شلوارم را. به هر بدبختی بود به عنوان امدادگر زخمهای ادهی دیگر از مجروحین را بستم. 178 0:16:58,480 --> 0:17:10,360 نزدیک صبح بود صبحی که برادر محمد کاوه فرمانده لشکر نیز شهید شد و کمبود نیرو برای حمل مجروحین بسیار بود 179 0:17:10,360 --> 0:17:18,100 آخرین نفری را که زخمش را پانسمان کرده بودم به دوش گرفتم و تا رسیدن آمبولانس بردم 180 0:17:18,100 --> 0:17:26,220 از آنجا رفتیم بهداری خط شلوارم به شرطی کتاح تبدیل شده بود و پیراهنم هم بدون آستین بود 181 0:17:26,220 --> 0:17:34,520 یکی از برادران روحانی وقتی سرووزم را دید گفت این چه غیافه ایست برو لباس بگیر و اینها را عوض کن 182 0:17:34,520 --> 0:17:44,820 هنوز حرفش تمام نشده مجروح همراه ما دستش را نشان داد و گفت پاچه شلوارش اینجاست بقیهش هم تن دیگران 183 0:17:44,820 --> 0:17:50,740 تازه متوجه شدم که چرا اینقدر در بین راه ما را تماشا می کردند 184 0:17:50,740 --> 0:17:56,880 حاجی به گریه افتاد و سر روی مرا بوسید و عذر خواست 185 0:17:56,880 --> 0:18:16,880 موسیقی 186 0:18:16,880 --> 0:18:26,940 در ادامه برنامه حکایت آزادگی صحبتهای جناب آقای امیر اسکری رو میشنویم از آزادگان سرفراز کشورمون ایران 187 0:18:27,460 --> 0:18:36,180 بعد از این اونجام بازوی های فردی بود که میبردن هر کسی رو میبردن توی اتاقی و بازوی میکردن ازش 188 0:18:36,180 --> 0:18:39,160 من خودم موقع رفتم توی یه اتاقی بود 189 0:18:39,160 --> 0:18:40,640 یه دنها این 190 0:18:40,640 --> 0:18:43,120 افزران عالی رتبه این 191 0:18:43,120 --> 0:18:44,840 عراقی ها بودش 192 0:18:44,840 --> 0:18:46,920 نشسته بود بالای میز ستا بقیه 193 0:18:46,920 --> 0:18:49,700 یا نقشه های نام پشتش 194 0:18:49,700 --> 0:18:50,760 خیلی بود 195 0:18:50,760 --> 0:18:52,500 کسی که ما را برد تو 196 0:18:52,500 --> 0:18:55 آبادنی بود مترجم ما بود 197 0:18:55 --> 0:18:57,720 باور کنه یه تن درخت دستش بود 198 0:18:57,720 --> 0:18:58,640 اونجا بایستده بود 199 0:18:58,640 --> 0:19:01,560 ما هم چشم بست دست بستی ما را بردن اونجا نشوندن 200 0:19:01,560 --> 0:19:03,900 بعدش چشم را نبای کردن 201 0:19:03,900 --> 0:19:05,640 گفتن که 202 0:19:06,180 --> 0:19:08,960 هر چی از سوال میکنیم درست جواب بده 203 0:19:08,960 --> 0:19:09,600 گفتیم باش 204 0:19:09,600 --> 0:19:13,720 این که برگشت افسرش گفتش که نیرو هوایی ما قویه 205 0:19:13,720 --> 0:19:15,820 یا نیرو زمینی ما 206 0:19:15,820 --> 0:19:17,380 گفتم والا 207 0:19:17,380 --> 0:19:21,660 هر چقدر قوی باشه نیروی زمینی شما یا هوایی شما 208 0:19:21,660 --> 0:19:22,980 نیرو هواییتون قویه هست 209 0:19:22,980 --> 0:19:25,360 ولی پلافنده ما قوی تر از نیرو هوایی شما 210 0:19:25,360 --> 0:19:29,360 و نیرو زمینیاتون هم در مقابل با بستیجی های ما هیچه 211 0:19:29,360 --> 0:19:31,180 این خیلی ناراحت شد 212 0:19:31,180 --> 0:19:33,180 برش بگو یالا 213 0:19:33,180 --> 0:19:37,180 و گفت کروکی پدافنداتونو بدید 214 0:19:37,180 --> 0:19:40,180 گفتم ولی من چه ماند من دیروز اومدم اون روزم عصیر شدم 215 0:19:40,180 --> 0:19:43,180 گفت تو گفتی منم بابرکم گفت همینه 216 0:19:43,180 --> 0:19:45,180 میخوا بابرک مهای نخواهی 217 0:19:45,180 --> 0:19:49,180 بعدش من دیگه بالا سر ما بسته بود دیگه احبانه 218 0:19:49,180 --> 0:19:54,180 یه تنه درخت دستش بود چنون زد تو این بازوی ما و پرچه دیگه اونو برد 219 0:19:54,180 --> 0:19:57,180 پرچه میگفتون اونا بابر نمیکردن اینها 220 0:19:57,180 --> 0:20:03,820 بعد یک مقداری که زد این رو گفتم ولی من چیزی رو نمیمونم میخواه علاکی براتون چیزی رو میکشم این رو 221 0:20:03,820 --> 0:20:10,280 بعد شروع کرد پرسیدن این که چند تا لشگر توی این عملیات شرکت داشتن 222 0:20:10,280 --> 0:20:17,520 یه جا کم آورده بودیم اسم گرهانه رو هم میگفتیم مثلا گردانه و تیپاینه رو هم جاز لشگره میشونیم 223 0:20:17,520 --> 0:20:19,320 که اونا حالا بارتر از ما بودن 224 0:20:19,320 --> 0:20:22,880 بعدشون گفت مثلا این که لشگر نیست 225 0:20:22,880 --> 0:20:24,980 گفتم ولی لشگره 226 0:20:24,980 --> 0:20:27,800 گفت چه لشگر یه تازه تحسیب گفتم 227 0:20:27,800 --> 0:20:29,520 آره پایروز تحسیب شده 228 0:20:29,520 --> 0:20:31,280 خدا سید چیم 229 0:20:31,280 --> 0:20:33,080 از اونجا ما را آبوردن و 230 0:20:33,080 --> 0:20:36,960 یه شب هم تو بسره بودیم 231 0:20:36,960 --> 0:20:40,020 بعد از اون سواره اوتوبوس همون کردم 232 0:20:40,020 --> 0:20:42,480 بردن همون سمت بغداد 233 0:20:42,480 --> 0:20:45,800 که در حین رفتن به بغدادم 234 0:20:45,800 --> 0:20:48 دوت از بچه های ما تو اوتوبوس 235 0:20:48 --> 0:20:50,260 از زور تشنگی به شهادت رسیدن 236 0:20:54,980 --> 0:21:10,980 موسیقی 237 0:21:11,280 --> 0:21:16,740 حجت الاسلام و المسلمین نادم از راویان دفاع مقدس 238 0:21:16,740 --> 0:21:22,700 سلام و درود خدا به روان پاک همه شهدای عزیز هیس سال دفاع مقدس 239 0:21:22,700 --> 0:21:28,220 و سلام و درود خدا به شهده زنده و یادگاران دفاع مقدس 240 0:21:28,220 --> 0:21:34,080 یعنی رزمندگان عزیزی که به یادگار موندن از اون دوران و شاهدان اینی هستن 241 0:21:34,080 --> 0:21:36,840 و همچنین به آزادگان سرف راست 242 0:21:36,840 --> 0:21:40,280 مردان مردی که وقتی از اونها سخن به میان میاد 243 0:21:40,280 --> 0:21:43,480 نباید به چشم یک اسیر در سیاه چار 244 0:21:43,480 --> 0:21:49,820 یا در سیم خاردار و زنجیر و چار دیواری های مخوف بعثی به اونها نگاه کنیم 245 0:21:49,820 --> 0:21:53,380 بلکه باید به چشم یک آزاده به اونا نگاه کرد 246 0:21:53,380 --> 0:21:59,120 تصانی که در حقیقت آزادترین انسانهای عصر خودشون بودن 247 0:21:59,120 --> 0:22:02,160 هیچ وقت روحشون در بند هیچ زنجیری نرفت 248 0:22:02,160 --> 0:22:03,580 هرچه شکنجه شدن 249 0:22:03,580 --> 0:22:05,280 هرچه آزار دیدن 250 0:22:05,280 --> 0:22:06,200 در غربت 251 0:22:06,200 --> 0:22:07,080 در هجران 252 0:22:07,080 --> 0:22:08,580 در تاریکی 253 0:22:08,580 --> 0:22:11,020 گاهی در سلولهای انفرادی 254 0:22:11,020 --> 0:22:13,660 شراعتی بود که شما متوجه نمی شدید 255 0:22:13,660 --> 0:22:15,020 که افتاب طلوع می کنه 256 0:22:15,020 --> 0:22:16,800 یا خرشید قروب می کنه 257 0:22:16,800 --> 0:22:17,620 که ای صبح می شه 258 0:22:17,620 --> 0:22:19,780 که شب میشه نه ساعتی بود 259 0:22:19,780 --> 0:22:21,560 نه موبایلی بود نه تلفونی بود 260 0:22:21,560 --> 0:22:23,700 نه همراهی بود نه خبری 261 0:22:23,700 --> 0:22:26,220 از بیرون بود و در چنین شراعتی 262 0:22:26,220 --> 0:22:27,740 آزادگان 263 0:22:27,740 --> 0:22:29,260 عزیز ما ایستادند 264 0:22:29,260 --> 0:22:31,240 و شدن تجلی و مصداق 265 0:22:31,240 --> 0:22:33,240 آیات قرآن کریم 266 0:22:33,240 --> 0:22:41,660 این ها ایستادگی کردن 267 0:22:41,660 --> 0:22:43,880 لذا خداوند روح و رحمت 268 0:22:43,880 --> 0:22:45,780 و ریحان و ملائکه 269 0:22:45,780 --> 0:22:47,500 خودشو بر اینها نازل کرد 270 0:22:47,500 --> 0:23:03,980 هیچگاه در طول ایام اصارت اینها احساس تنهایی نکردن که تو این تنهایی مثلا ما بگیم که کسانی بودن در دوران اصارت اینها از شدت جدایی و فراغ و تنهایی به فکر خودکشی افتادند 271 0:23:03,980 --> 0:23:07,520 یا مثلا دست از عرضش های خودشون برداشتند 272 0:23:07,520 --> 0:23:11,320 گاهی یک رزمنده حاضر بود ساعت ها شکنجه بشه 273 0:23:11,320 --> 0:23:15,600 و روزها در اصارت و سلول انفرادی به سر ببره 274 0:23:15,600 --> 0:23:22,660 اما کوچکترین توحین رو به اسلام و امام و رحبر و نظام خودش نکنه 275 0:23:22,660 --> 0:23:25,920 این نشان از سلابت رزمندگان عزیز داره 276 0:23:25,920 --> 0:23:30,500 و امروز چه زیبا زندگی و هماسه آزادگان سرفراز 277 0:23:30,500 --> 0:23:36,180 برای همه ما میتونه درسهای بلند و نورانی باشه تو زندگی روزمره 278 0:23:36,180 --> 0:23:40,860 به پایان برنامه یه حکایت و آزادگی رسیدیم 279 0:23:40,860 --> 0:23:45,480 ازتون میخواییم که ما رو از نظرها و پیشناتهای خودتون باخبر کنید 280 0:23:45,480 --> 0:23:54,140 329 10 551 و 2 با پیش شماره 025 و شماره پیامک 30553 281 0:23:54,140 --> 0:24:05,740 تا سلامی دوباره و شنیدن یک خاطره دیگه از آزادگان سرفراز کشورمون در برنامه بعدی حکایت آزادگی همتون رو به خداونده مهربان می سپاریم 282 0:24:05,740 --> 0:24:08,220 التماس دعا و خدا نگهدار 283 0:24:24,140 --> 0:24:39,140 میهنم زمین تو به مهر و عشق پرست اقاقیام 284 0:24:39,140 --> 0:24:47,140 می دهد در رهد 285 0:24:47,960 --> 0:24:56,780 همه هستیم بمانی همیشه سر بلند و همیشه پرست فریاد شادی و آزادی 286 0:24:56,780 --> 0:24:57,700 آزادی 287 0:24:57,700 --> 0:25:08,200 شبتون به خیلی عزیزان شنونده برامه حکایت آزادگی رو تقدم شما کردیم 288 0:25:08,200 --> 0:25:18,620 بیس دقیقه خاطرات آزادگان سرفراز کشورمون رو ساعت بیس و دوب و بیس و چهار دقیقه صدای ما رو از پخش رادیو معارف میشنوید 289 0:25:38,200 --> 0:25:53,200 رمزی ز راز عشق تیوست در صد زبان نگونجد 290 0:25:53,200 --> 0:26:07,620 صدای ظلف و خالت در هر خیال ناید 291 0:26:07,620 --> 0:26:18,740 اندیشه یه بسالت جز درگمان نگانجه 292 0:26:18,740 --> 0:26:46,740 موسیقی 293 0:26:48,740 --> 0:27:05,460 هرگز نشان نداده از کوی تا کسی را 294 0:27:05,460 --> 0:27:17,080 زیرا که راه کویت اندر نشان نگانجه 295 0:27:18,740 --> 0:27:32,800 آنجا کاش دانت یک دم حضور یابد 296 0:27:32,800 --> 0:27:41,800 دل در حساب ناید 297 0:27:41,800 --> 0:27:49,440 جان در میان نگانجد 298 0:27:49,440 --> 0:27:57,800 یارایی 299 0:27:57,800 --> 0:28:08,800 در زمین دل ها 300 0:28:08,800 --> 0:28:38,780 موسیقی درسته 301 0:28:38,800 --> 0:29:08,780 از اینجا 302 0:29:08,800 --> 0:29:11,260 از طریق رادیم عرف تقدیم حضورتون میشه 303 0:29:11,260 --> 0:29:15,980 انشالله تا ساعت 6 صبح فردا خدمتون هستیم 304 0:29:15,980 --> 0:29:18,500 نیمه شب شریب و افق قوم 305 0:29:18,500 --> 0:29:23,160 ساعت 23 و 12 دقیقه خواهد بود 306 0:29:23,160 --> 0:29:25,940 همطور که عرض کردم 307 0:29:25,940 --> 0:29:28,620 برامه کتاب شب رو انشالله 308 0:29:28,620 --> 0:29:32,800 لحظاتی دیگه متابقه جدول پخش برامه ها تقدیم شما میکنیم 309 0:29:32,800 --> 0:29:36,200 که خانش کتاب من و کتاب هست 310 0:29:36,200 --> 0:29:39,880 ساعت 23 مستند پنجره پخش میشه 311 0:29:39,880 --> 0:29:44,580 مستند شنیدنی که انشالله مورد توجهتون قرار بگیره 312 0:29:44,580 --> 0:29:51,420 اگر میخواید با زندگی و خاطرات علما و بزرگان بیشتر آشنا بشید 313 0:29:51,420 --> 0:29:57,040 برامه هجره خاطرات رو ساعت 23 و 20 دقیقه شنونده باشید 314 0:29:57,040 --> 0:30:00,240 و در دقایق پایانی روز دیگره