1 0:00:00 --> 0:00:03,600 روزی خور صفره خدایم کردند 2 0:00:03,600 --> 0:00:08,120 ول شهدام استاغ بارز کسانی هم که 3 0:00:08,120 --> 0:00:12,920 راه ست ساله رو یک شبه تی کردن و به سرمنزل مقصود رسیدن 4 0:00:12,920 --> 0:00:15,420 توبالهم و حسن ما 5 0:00:15,420 --> 0:00:20 الانی که بتونیم ما هم در این مسیر به بهترین شکل قدم برداریم 6 0:00:20 --> 0:00:25,180 در پرورش جسم و جانمون و در پرورش روح و روانمون 7 0:00:25,180 --> 0:00:28,580 موفق باشیم به مدد خدای متعال 8 0:00:28,580 --> 0:00:45,440 خیلی متشکرم که در این نوبت کاری در کنار بنده سید سعید حسینی و همکاران بزرگوارم آقایان سید محمد علی حسینیان تیه کننده مهدی سلیمی صدا بردار و روح الله محسنی همه هنگی پخش بودید و هستید 9 0:00:45,440 --> 0:00:56,900 در این لحظه ها زمن خدافزی از اتون دوت میکنم شنونده برنامه خاطرات مندگار باشید این برنامه رو تقمیم میکنیم به همه ورزشکاران شهید کشورمان 10 0:00:58,580 --> 0:01:04,480 ما چند ست هزار رزمنده داشتیم 11 0:01:04,480 --> 0:01:08,680 هر کدام از اینا یک مجموعه خاطرن 12 0:01:08,680 --> 0:01:13,460 دست من و خاطره خاکریز 13 0:01:13,460 --> 0:01:17,180 موشک و خنباره و جنگ و گریز 14 0:01:17,180 --> 0:01:19,760 خاطره زده کمین و کمین 15 0:01:19,760 --> 0:01:22,880 دشنگی و صفه ریان میده 16 0:01:22,880 --> 0:01:29,800 خاطرات مندگار 17 0:01:29,800 --> 0:01:34,680 بیا آشقی را رعایت کنیم 18 0:01:34,680 --> 0:01:41,440 زیاران آشق حکایت کنیم 19 0:01:41,440 --> 0:01:43,220 بسم الله الرحمن الرحیم 20 0:01:43,220 --> 0:01:46,500 سلام میگم خدمت یکایی که شما عزیزان شنونده 21 0:01:46,500 --> 0:01:51,460 انشاءالله هر کجا که هستین تنتون سالم باشه و در آفیت کامل باشید 22 0:01:51,460 --> 0:01:58,300 با برنامه خاطرات مندگار دقایقی مهمان لحظه های باسفای خونه های شما هستیم 23 0:01:58,300 --> 0:02:02,540 دوت میکنم تا انتهای این برنامه با ما همراه باشید 24 0:02:02,540 --> 0:02:07,820 افسوس که چشم ظاهر بین راهی به سوی باطن اشیا ندارد 25 0:02:07,820 --> 0:02:13,020 اگر نه سجده ملائک را در برابر عظمت او میدیدی 26 0:02:13,020 --> 0:02:17,560 و ان آیه مبارک را دیگر باره میشنیدی 27 0:02:17,560 --> 0:02:21,240 انی اعلم ما لا تعلمون 28 0:02:21,240 --> 0:02:24,880 امی اعلام مالات علامون 29 0:02:24,880 --> 0:02:29,480 امروز در شرق عبالخسی نزدیک بسره 30 0:02:29,480 --> 0:02:33,980 و ده سال پیش در مدرسه شبانی نمونه 31 0:02:33,980 --> 0:02:36,980 خدایا چه رخ داده است 32 0:02:36,980 --> 0:02:41,140 چگونه میتوان این همه را باور کرد 33 0:02:45,480 --> 0:02:49,460 در برنامه امروز خاطراتی از سردار زلقدر 34 0:02:49,460 --> 0:02:53,480 سردار اتایی و جامباز حسن جوانمردی 35 0:02:53,480 --> 0:02:58,480 از فرماندهان و یادگاران دوران دفاع مقدس هشت ساله 36 0:02:58,480 --> 0:03:00,160 تقدیم حضورتون میشه 37 0:03:00,160 --> 0:03:13,380 اول تصور کن دلی بیرنگ 38 0:03:13,380 --> 0:03:16,580 لبریز از رنگین کمان باشد 39 0:03:16,580 --> 0:03:20,320 دوم نگاهی را که خاموش است 40 0:03:20,320 --> 0:03:24,460 اما پر از آتش فشان باشد 41 0:03:24,460 --> 0:03:27,560 بعدن خودت را خسته و تنها 42 0:03:27,560 --> 0:03:30,720 در حاله ی از مه مجسم کن 43 0:03:30,720 --> 0:03:34,120 حالا برو بی مقصد و بی راه 44 0:03:34,120 --> 0:03:38,260 کم کم خودت را توی مه گم کن 45 0:03:38,260 --> 0:03:42,100 نزدیکتر یک دشت می بینی 46 0:03:42,100 --> 0:03:45,140 دارد خدا خرشید می کارد 47 0:03:45,140 --> 0:03:48,980 اما چه خرشیدی پر از دریا 48 0:03:48,980 --> 0:03:53,080 هر صبح و شب بیوقفه می بارد 49 0:03:53,080 --> 0:03:56,200 آهست رد شو از طب باران 50 0:03:56,200 --> 0:03:59,820 شاید مجالی تازه می خواهی 51 0:03:59,820 --> 0:04:03,060 هرچند از آین جاماندی 52 0:04:03,060 --> 0:04:07,120 هرچند دوری اول راهی 53 0:04:07,120 --> 0:04:09,980 کم کم چراغان می شود کوچه 54 0:04:10,640 --> 0:04:13,860 بالاله های قرمز و زیبا 55 0:04:13,860 --> 0:04:17,540 الحمدلله و رب نور 56 0:04:17,540 --> 0:04:21,880 حتی خدا حتی خدا اینجا 57 0:04:21,880 --> 0:04:28,740 محتاب گل لبخند آینه شب می دمد 58 0:04:28,740 --> 0:04:31,360 در قرص ماه انگار 59 0:04:31,360 --> 0:04:35,640 حالا صدایی گنگ می آید 60 0:04:35,640 --> 0:04:40 مثل صدای رد یا رگبار 61 0:04:40 --> 0:04:47,640 رعدی که برقش گم شده در خاک در سیمهای خاردار سرد 62 0:04:47,640 --> 0:04:56,600 فریاد تلخی در فضا پیچید آقا نرو میدان مین برگرد 63 0:04:56,600 --> 0:05:03,560 امشب تمام هوریان انگار حال و هوای دیگری دارند 64 0:05:03,560 --> 0:05:11,380 امشب عروسی کسی آری امشب شهید تازه میارند 65 0:05:11,380 --> 0:05:22,740 ای کبوتر سفید من ای برادر شهید من 66 0:05:22,740 --> 0:05:32,740 تو برای من پرند پر تو برای من ستارتر 67 0:05:33,560 --> 0:05:44,900 بخش اول خاطرات سردار زلقدر از فرماندهان هشت سالدفاع مقدس از عملیات کربلای هشت 68 0:05:44,900 --> 0:05:48,620 بسم الله الرحمن الرحیم 69 0:05:48,620 --> 0:05:54,900 و سلام خدمت شما براداران عزیز و شنوندگان محترم برنامه خاطرات مندگار 70 0:05:54,900 --> 0:05:59,440 خاطره که میخوام اعزیز کنم مربوط به عملیات کربلای هشت هست 71 0:05:59,440 --> 0:06:04,640 عملیاتی که در فروردین ماه 1366 اتفاق افتاد 72 0:06:04,640 --> 0:06:10,340 رنده در گردان سید شهده از لشکر علی ابن نبی طالب اون زمان خدمت می کردن 73 0:06:10,340 --> 0:06:14,560 قرار بود که بعد از گردان حضرت معصومه 74 0:06:14,560 --> 0:06:17,500 سلام الله اهلی ها که به خط زده بودن 75 0:06:17,500 --> 0:06:21,320 ما بریم اون موازهی که اونها گرفتن 76 0:06:21,320 --> 0:06:26,200 نگه داریم و در صورت دستور ادامه بدیم عملیات را 77 0:06:26,200 --> 0:06:32,600 تا به موازه از پیشتنی شده مسئولین و فرماندهان که پیشبینی کرده بودن برسیم 78 0:06:32,600 --> 0:06:38,320 وضعیت منطقه طوری بود که ما مجبور بودیم در اون منطقه مستقر بشیم 79 0:06:38,320 --> 0:06:42,880 کانال هایی بود که جنازه های اراقی توش فراهم بود 80 0:06:42,880 --> 0:06:50,100 خب شب قبلش عملیات سنگینی اجرا شده بود اونجا و اراقی ها اقب نشینی کرده بودن 81 0:06:50,100 --> 0:06:54,240 منطقه ایران با این نیت اقب نشینی کرد 82 0:06:54,240 --> 0:06:59,100 که طبق معمول پاتک های سنگین خودش رو به اجرا بذاره 83 0:06:59,100 --> 0:07:03,100 یادم هستش که شب اولی که ما رفتیم مستقر شدیم 84 0:07:03,680 --> 0:07:06,100 گرهانی که ما درش بودیم 85 0:07:06,760 --> 0:07:10,920 خب حالا یه تعدادی هم البته تو مسیر مجروم شهید شده بودن 86 0:07:10,920 --> 0:07:14,320 منطقه من به اتفاق جمعی از دوستان 87 0:07:14,320 --> 0:07:17,740 به یکی از کانال هایی که جلوتر از وقیه بود 88 0:07:17,740 --> 0:07:19,680 یعنی جلوتر از خاکریز ها بود 89 0:07:19,680 --> 0:07:22,740 باز به معروف بود به کمین 90 0:07:22,740 --> 0:07:24,900 اونجا رفتیم مستقل شدیم 91 0:07:24,900 --> 0:07:26,500 برود چهاره چیدیم 92 0:07:26,500 --> 0:07:27,960 تا حوالی صبح 93 0:07:27,960 --> 0:07:31,120 یعنی نزدیک پندونیم شیش صبح بود 94 0:07:31,120 --> 0:07:34,260 که احساس کردیم که دشمن 95 0:07:34,260 --> 0:07:36,920 با تانک و پیاده 96 0:07:36,920 --> 0:07:39,120 به صورت سوارزری در حال حرکت 97 0:07:39,120 --> 0:07:40,980 از چند جناهه 98 0:07:40,980 --> 0:07:43,600 یعنی هم از جناه راست ما 99 0:07:43,600 --> 0:07:44,600 هم از شر 100 0:07:44,600 --> 0:07:46,040 و هم از روبرو 101 0:07:46,040 --> 0:07:48,920 حرکت کرد و مخصوصا از سمت 102 0:07:48,920 --> 0:07:49,980 چپ 103 0:07:49,980 --> 0:07:52,980 که فکر میکنم در کنار 104 0:07:52,980 --> 0:07:54,280 یگان ما یگان 105 0:07:54,280 --> 0:07:56,760 لشکر شیراز 106 0:07:56,760 --> 0:07:58,260 المهدی بود 107 0:07:58,260 --> 0:08:00,560 اون زمان لشکر المهدی 108 0:08:00,560 --> 0:08:02,480 یا تیپ المهدی مستقر شده بود 109 0:08:02,480 --> 0:08:04,960 و در سمت راست مرباز 110 0:08:04,960 --> 0:08:06,340 یکی از یگانهای دیگه بود 111 0:08:06,340 --> 0:08:08,020 که حالا اونم دقیقا یادم نیست 112 0:08:08,020 --> 0:08:09,360 چرا سیاده آشورا بود 113 0:08:09,360 --> 0:08:12,060 در منطقه ای که مستقر شده بودیم 114 0:08:12,060 --> 0:08:14,460 چون هفتاد هشتاد جلوتر از بقیه بود 115 0:08:14,460 --> 0:08:16,380 خب زودتر دیدیم اینها را 116 0:08:16,380 --> 0:08:23,740 با بیسیم تماس کردیم با عقب و قرار شد تا جایی که توانداریم ما با اینها مقابله بکنیم 117 0:08:23,740 --> 0:08:28,820 بعد از این که احساس کردیم دیگه نمیشه مقاومت کرد عقب نشنی بکنیم 118 0:08:28,820 --> 0:08:33,560 حالا تو این زمانی که ما مقاومت کردیم حالا دو ساعت ساعت کشید 119 0:08:33,560 --> 0:08:38 یه اتفاقاتی افتد که من یکی دو تا از اونها رو توضیح میدم خدمت شما 120 0:08:38 --> 0:08:43,700 ما شاهده این بودیم که اراقی ها با تانک به طرف همون میان و به طرف خط اول 121 0:08:43,700 --> 0:08:48,460 تا جایی که میشد با RPG مقابله کردیم شلیک کردیم گدقوه رو انداختیم 122 0:08:48,460 --> 0:08:53,340 تا اونا پیشتوی نتونن بکنن یا به سرعت نتونن بیان جرام 123 0:09:08 --> 0:09:17,540 از این که همشانان همراه ما هستید با برنامه خاطرات مندگار از شما سپاس گذاریم 124 0:09:17,540 --> 0:09:24,400 در این بخش از برنامه شما را دعوت می کنم به شنیدن یک داستان کتاخ با عنوان دو آینه 125 0:09:24,400 --> 0:09:41,520 سید جفر حجازی و حسن ترک قرار گذاشته بودند که دور بودنشان از همدیگر بیشتر از دو ماه طول نکشد. 126 0:09:41,520 --> 0:09:46,640 این دو مانند دو آینه بودند که یک دیگر را نشان می دادند. 127 0:09:46,640 --> 0:09:57,220 قرار سید با حسن این بود که هر کدامشان زودتر برود باید دیگری را هم ببرد و این مدت نباید بیشتر از دو ماه طول بکشد 128 0:09:57,220 --> 0:10:04,140 حسن می گفت من دیگر خجالت می کشم درگردم همه بچه ها رفتند و من تنها ماندم 129 0:10:04,140 --> 0:10:21,520 او در همان روزهای اول عملیات والفجر هشت رخت بربست و سییت هم طبق قرار منتظر دعوت او بود تا این که دو ماه بعد در هشتم اردی بهشت 1365 به حسن پیبست 130 0:10:34,140 --> 0:10:37,360 سپیده ایم 131 0:10:37,360 --> 0:10:42,140 سرفرازو قد کشیده ایم 132 0:10:42,800 --> 0:10:47,560 بخش دوبوم خاطره سردار زلقدر 133 0:10:47,560 --> 0:10:51,160 از فرماندهان هشت سال دفاع مقدس 134 0:10:51,160 --> 0:10:54,220 در این بخش از ورنامه خاطرات ماندگار 135 0:10:54,220 --> 0:10:55,560 تقدیم به شما 136 0:10:55,560 --> 0:10:59,560 تو این شرایطی که از بچه های ما 137 0:10:59,560 --> 0:11:02,140 آمد و گفت که 138 0:11:02,140 --> 0:11:04,080 چه کار باید بکنیم 139 0:11:04,080 --> 0:11:08,660 من هم خب حالا روحیات اون زمان یه طوری بود که 140 0:11:08,660 --> 0:11:10,720 حالا تظاهر نمیخوام بکنم 141 0:11:10,720 --> 0:11:13,420 ولی واقعا تظاهر نمی کردیم اون زمان 142 0:11:13,420 --> 0:11:16,220 من ارز کردم که آقای فلانی 143 0:11:16,220 --> 0:11:19,620 اینجا سحنه سحنه کربلا هست 144 0:11:19,620 --> 0:11:21,400 و روز روز آشور هست 145 0:11:21,400 --> 0:11:24 ما اینقدر میمونیم مقامت میکنیم 146 0:11:24 --> 0:11:26,840 تا مثل آقای امام حسین شهید بشیم 147 0:11:26,840 --> 0:11:32,320 یه دفعه دیدم این آقا که شاید اون زمان 17 سالش بود 148 0:11:32,320 --> 0:11:35,680 گفت تو خیال میکنی ما برای غیر از این اومدیم اینجا 149 0:11:35,680 --> 0:11:39,660 ما اومدیم که این سحنه ها رو ببینیم 150 0:11:39,660 --> 0:11:43,080 و به شهادت برسیم و دنبال روی آقا باشیم 151 0:11:43,080 --> 0:11:45,240 یه چیزی شبیه به این مذامیم 152 0:11:45,240 --> 0:11:47,020 ولی این جمله رو هرامش نمی کنم 153 0:11:47,020 --> 0:11:49 مگه ما برای غیر از این اومدیم 154 0:11:49 --> 0:11:51,620 این خیلی خوب بود گفتن این مطلب برای من 155 0:11:51,620 --> 0:11:53,860 و روحیه ای من رو چند برابر کرد 156 0:11:53,860 --> 0:11:57,580 یه دوستی داشتیم به نام آقای حسینی 157 0:11:57,580 --> 0:12:02,420 ایشون معمور بود از بچه های تخریب به گردان سیر شده 158 0:12:02,420 --> 0:12:04,660 معمولا گردان هایی که میخوان بزنن به خط 159 0:12:04,660 --> 0:12:07,340 چند نفر معمور از واحد تخریب میمد 160 0:12:07,340 --> 0:12:10,300 که اگر مایادین مینی بود اینها باز کنن مسیح رو ببرن 161 0:12:10,300 --> 0:12:13,360 این دوست ما در یک از این سنگره مستقر بود 162 0:12:13,360 --> 0:12:16,620 به اتفاق دوست دیگرمون به نام آقای احمدی کافشانی 163 0:12:16,620 --> 0:12:22,120 یه دفعه دیدم که این آقای کافشانی آمد و گفت که آقای حسینی 164 0:12:22,120 --> 0:12:24,200 آقای حسینی گفتم آقای حسینی چی شده 165 0:12:24,200 --> 0:12:26,460 رفتیم تو سنگری که 166 0:12:26,460 --> 0:12:28,140 سنگر در وسته نبود 167 0:12:28,140 --> 0:12:30,220 سنگر بارز بود سنگر امفرادی 168 0:12:30,220 --> 0:12:32,060 سنگر تاجمین و دفاعی بود 169 0:12:32,060 --> 0:12:34,560 دیدم که این بزرگوار 170 0:12:34,560 --> 0:12:36,340 سرش از بدنش 171 0:12:36,340 --> 0:12:38,760 جدا شده ما سر ندیدیم 172 0:12:38,760 --> 0:12:39,900 اونجا هرچی گشتیم 173 0:12:39,900 --> 0:12:42,080 حالا نمیدونم چه گلهی خورده بود ایشون 174 0:12:42,080 --> 0:12:44,500 و دیدم که سر بریده 175 0:12:44,500 --> 0:12:45,700 ایشون اون 176 0:12:45,700 --> 0:12:47,600 رگها تکم میخونه 177 0:12:47,600 --> 0:12:49,680 خون قلیزی میاد بیرون 178 0:12:49,680 --> 0:12:56,260 به قول خودمون دلمه دلمه یه حالت اینطوری قب قب میکن 179 0:12:56,260 --> 0:13:01,640 و یه شال سبزی روی دور گردنش بود که این آشته به خون بود 180 0:13:01,640 --> 0:13:06,780 خیلی سحنه سحنه عجیبی بود که تو اون شرایط واقعا ما احساس کردیم که 181 0:13:06,780 --> 0:13:10,260 یه همچین سحنه خیلی شبیه به سحنه کربلاست 182 0:13:10,260 --> 0:13:14,200 و من یکی تا اون روز سر بریده اینجوری ندیده بودم 183 0:13:14,200 --> 0:13:16,300 خیلی سحنه دردناک بود 184 0:13:16,300 --> 0:13:21,060 من دیدم خب این خاک ریخته روی بدن ایشون نمیشه بیاریش 185 0:13:21,060 --> 0:13:22,760 دشمن در حال پیشتریه 186 0:13:22,760 --> 0:13:24,820 به آقای کابشانی هم گفتم 187 0:13:24,820 --> 0:13:27,180 حالا شما برید اقعب 188 0:13:27,180 --> 0:13:29,760 با بقیه هرکی میتونه برگرد اقعب 189 0:13:29,760 --> 0:13:31 ما یه فکر نمی کنیم 190 0:13:31 --> 0:13:34,720 البته نتونستیم بدن این شهید رو بیرون بکشیم 191 0:13:34,720 --> 0:13:38,140 من یک دفترچه یا جیب ایشون بیرون کشیدم 192 0:13:38,140 --> 0:13:42,660 این دفترچه توش یک مطلب عجیب نوشته بود 193 0:13:42,660 --> 0:13:51,780 ایشون نوشته بود شهید حسینی تاریخ شهادت 21.1.66 امزا 1.1.66 194 0:13:51,780 --> 0:13:58,240 یعنی ایشون تاریخ شهادتش رو بیس روز قبل از شهادت خودش توی اون دفترچهش 195 0:13:58,240 --> 0:14:03,680 سبت کرده بود و امزا کرده بود حتی اسم داداش شهیدش رو هم نوشته بود 196 0:14:03,680 --> 0:14:08,180 که حالا من اسم کچیکش رو یادم نمیدونم سید مهدی بود چی بود 197 0:14:08,180 --> 0:14:11,420 برحال این دفترچه هم نمیدونم چطور شد 198 0:14:11,420 --> 0:14:14,040 حقیقت تو این گیردار های از بین رفت 199 0:14:14,040 --> 0:14:17,020 من گمش کردم نمیدونم چیکارش کردم 200 0:14:17,020 --> 0:14:21,560 جنازه پاک این شهید چند سال پیش آوردن گروه های تفاهاست 201 0:14:21,560 --> 0:14:30,840 در ره اشت مرامه گری میباید 202 0:14:30,840 --> 0:14:40,740 سر پرشور و دل شعل وری می باید 203 0:14:40,740 --> 0:14:50,880 ای به پروانه نگویی که در آتش رد 204 0:14:50,880 --> 0:15:00,040 شرط عشق است که بر جام شرری می باید 205 0:15:00,040 --> 0:15:09,100 باز از جبهه حق نعش شهید آوردند و رقی چند ز قرآن مجید آوردند 206 0:15:09,100 --> 0:15:18,520 چابوشان حرم از القمه خوزستان جسم بی دست عبولفزل رشید آوردند 207 0:15:18,520 --> 0:15:28,460 آنکه با یاد لب تشنه سردار سهر آب بر آب فشاند و نچشید آوردند 208 0:15:28,460 --> 0:15:34,400 بان یلی که قفص تنگ نفس را بشکست 209 0:15:34,400 --> 0:15:39,040 یله تا قلعه معراج پرید آوردند 210 0:15:39,040 --> 0:15:44,440 لاله ها در چمن وصل چبر لبراندند 211 0:15:44,440 --> 0:15:49,400 که هزاران سخنش را به نشید آوردند 212 0:15:49,400 --> 0:15:54,440 های یاران بشه تابید و لبی تر بکنید 213 0:15:54,440 --> 0:15:59,720 باده از کوسر میزان و حدید آوردند 214 0:15:59,720 --> 0:16:04,440 فارسان فرس فتح ز اقلیم شهود 215 0:16:05,180 --> 0:16:10,240 بحر باب دل احباب کلید آوردند 216 0:16:10,240 --> 0:16:14,440 گل سپردم امید را 217 0:16:15,280 --> 0:16:19,440 آن برادر شهید را 218 0:16:19,440 --> 0:16:24,760 این نگاه بیقرارا 219 0:16:24,760 --> 0:16:30,440 سیمهای خاردارا 220 0:16:31,120 --> 0:16:39,620 حاطره سردار اتایی از فرماندهان هشت سال دفاع مقدس از عملیات بعد 221 0:16:39,620 --> 0:16:46,120 عملیات بعد رقصی مفاس شروع بشه قبلش لشکر یه مقر زده دار جوفیر 222 0:16:46,120 --> 0:16:48,660 توی چادرهای جوفر که بودیم 223 0:16:48,660 --> 0:16:50,960 یه دوست رو ما داشتیم از سروازان بود 224 0:16:50,960 --> 0:16:52,700 در این حال که کم سن و سال بود 225 0:16:52,700 --> 0:16:54,280 ولی دوست داشتنی بچه متقی 226 0:16:54,280 --> 0:16:55,440 متدقیم بود 227 0:16:55,440 --> 0:16:58,660 دائم سفارش میکرد که فلانی صبح که بلند میشی 228 0:16:58,660 --> 0:17:00,240 از آنو که میگن منو بیدار کن 229 0:17:00,240 --> 0:17:01,920 برای صبح نماز اول وقت بخونم 230 0:17:01,920 --> 0:17:03,420 یا این که اگه وقتی زودتر بیدار شد 231 0:17:03,420 --> 0:17:04,840 منو بیدار کنن برای نماز شب 232 0:17:04,840 --> 0:17:06,320 اونجا بچه های کمابیش بیدار میشدن 233 0:17:06,320 --> 0:17:07,460 بعد اینو بیدارش میگردم 234 0:17:07,460 --> 0:17:09,600 عمدتاً هم یه جایی میخواهید که من بدونم 235 0:17:09,600 --> 0:17:11,860 بعد از ظهران هم یه آی روحانی سید 236 0:17:11,860 --> 0:17:13,100 از بچه های دسفول بود 237 0:17:13,100 --> 0:17:15,700 شنون میامد در رابطه با اخلاقیات 238 0:17:15,700 --> 0:17:17,080 و عالم مرزخ صحبت میکرد 239 0:17:17,080 --> 0:17:18,680 توی یکی از چادرهای گردان عدوات 240 0:17:18,680 --> 0:17:21,320 بعد از ظهری بود وقتی 241 0:17:21,320 --> 0:17:23,200 توخرانی آجاقا تمام شد 242 0:17:23,200 --> 0:17:25,240 مدنی که یه آی شریفی اومد رفت پیش 243 0:17:25,240 --> 0:17:27,620 آجاقا نشست و یه مقداری صحبت کرد 244 0:17:27,620 --> 0:17:31,120 بعد اومد از چادر بیرون ولی دیگه تو پوست خودش نمیگنجه 245 0:17:31,120 --> 0:17:32,500 تو پا خودش نیست 246 0:17:32,500 --> 0:17:33,740 اینگه پرواز میکنه 247 0:17:33,740 --> 0:17:36,680 گذشت این قضیه تو ما بعد نماز مقراشا شده 248 0:17:36,680 --> 0:17:38,960 نماز و خوندیم اومد چادر رو شام خوردیم 249 0:17:38,960 --> 0:17:41,480 و بعد که میخواستیم به خواهیم گفتم شرف چه؟ 250 0:17:41,480 --> 0:17:42,220 نمرو خیلی 251 0:17:42,220 --> 0:17:44,460 گفت که نه حالا بد نمیکن 252 0:17:44,460 --> 0:17:46,580 گفتم که خب به حاج آقا چی بدگو 253 0:17:46,580 --> 0:17:48,340 گفت که فقط خلاصه شدن بگم 254 0:17:48,340 --> 0:17:50,580 یه خواب دیدم رفتم به حاج آقایی چیز گفتم 255 0:17:50,580 --> 0:17:52,740 حاج آقایی اون مطلب رو گفته چی میشه 256 0:17:52,740 --> 0:17:55,860 من هم حالا دیگه نمیگم تا به موقعش بده 257 0:17:55,860 --> 0:17:59,020 خدود عبیس روز گذشت و عملیات بعد شروع شد 258 0:17:59,020 --> 0:18:00,460 و ما هم رفتیم به عملیات 259 0:18:00,460 --> 0:18:02,900 این که اکثر دوستان تو خاطراتشون میگن 260 0:18:02,900 --> 0:18:05,040 شهیدان میدونستن که که شهید میشن 261 0:18:05,040 --> 0:18:07,740 و چجوری صبح روز پاتکی که بود 262 0:18:07,740 --> 0:18:11,220 که در عملیات بعد روز شیشم عراق پاتک کرد 263 0:18:11,220 --> 0:18:15,100 و منطقه را تقریبا از ما بازپس گرفت به نوعی 264 0:18:15,100 --> 0:18:17,260 ما به جای رسیده بود که یه تعداد مهماتی رو 265 0:18:17,260 --> 0:18:21,540 از خنپاره های 121 و 821 تو خط مستقر داشتیم 266 0:18:21,540 --> 0:18:24,140 خنپاره هاونو مهماتون تموم شده بود کاملا 267 0:18:24,140 --> 0:18:27,140 حدود 780 تا خنپاره 821 بود 268 0:18:27,140 --> 0:18:29,300 آوردن برای قبضه 821 که جلوتر از ما بود 269 0:18:29,300 --> 0:18:32,620 و حدود 700 تا رو گلوله 120 بود 270 0:18:32,620 --> 0:18:35,240 اینا را آوردن برای دوتا خنپاره 120 ما که 271 0:18:35,240 --> 0:18:37,700 هر آقا هم حالا با تانکاش داشت میمد جلو 272 0:18:41,220 --> 0:18:44,740 دیگه بچه ها هر چی توانداشتن انجام دادن و انجام میداد 273 0:18:44,740 --> 0:18:47,040 یه لحظه مندم که اومد پیش من گفت که 274 0:18:47,040 --> 0:18:49,760 فلانی دو ساعت دیگه به اون چیزی که اون روز بهت گفتم 275 0:18:49,760 --> 0:18:51,160 دیگه باقی بیشتر نمونده 276 0:18:51,160 --> 0:18:55,760 گفتم چی چی الان تو اون شلوقی کار که ما حال حواس نداشتیم 277 0:18:55,760 --> 0:18:57,680 و فقط به اینکه آقا تو اینجوری بریز 278 0:18:57,680 --> 0:18:59,940 تو دستگیره رو به چرخون تو گوله رو پوسکن و کن 279 0:18:59,940 --> 0:19:02,300 گفت که دو ساعت دیگه بیشتر باقی نمونده 280 0:19:02,300 --> 0:19:04,260 به اون چیزی که اون شب باید گفتم بهت میگم 281 0:19:04,260 --> 0:19:06,140 صبح میخواستم بیام بهت بگم نشده 282 0:19:06,140 --> 0:19:06,940 الان بهت میگم 283 0:19:06,940 --> 0:19:09,180 دقیقا شاید حال و حوش ساعت 284 0:19:09,180 --> 0:19:12,060 یازدوانیم بود این مطلب رو گفت 285 0:19:12,060 --> 0:19:13,980 ساعت یک و نیم هم 286 0:19:13,980 --> 0:19:16,680 من یه لحظه داشتم این آقا رو پرست دادیم 287 0:19:16,680 --> 0:19:17,860 یعنی پا قبضه بود 288 0:19:17,860 --> 0:19:20,060 گفتیم برو شریفی میخواد بیدید 289 0:19:20,060 --> 0:19:21,720 کمک بکنی قبضه 290 0:19:21,720 --> 0:19:24,220 کمره اینها گلولی داره 291 0:19:24,220 --> 0:19:26,300 ولی آدم کم داره داد کمک کنه با کاری 292 0:19:26,300 --> 0:19:28,300 این رفته گفتم من میخواهم برم دیدبانی کنم 293 0:19:28,300 --> 0:19:30,140 من دیدبانی کنم شما گلوله بریزید 294 0:19:30,140 --> 0:19:32,140 دیگه تانکای دشمن هم نزدیک شده بودن 295 0:19:32,140 --> 0:19:33,280 شاید به حاله هاش 296 0:19:33,280 --> 0:19:35,700 ست سد پنجامتر سدان منتاش هی میومدن 297 0:19:35,700 --> 0:19:37,940 یه مقدار زمین گیر میشدن یه مقدار میموندن دومرته 298 0:19:37,940 --> 0:19:40,060 که گلوله ها رو میخواستن ببینن که 299 0:19:40,060 --> 0:19:42,560 تا چند از زمات گلولی داریم چقدر آتش می ریزیم 300 0:19:42,560 --> 0:19:44,160 اومد رسید تقریبا 301 0:19:44,160 --> 0:19:45,960 حاله هاوش ست و پنجامتری 302 0:19:45,960 --> 0:19:48,480 من یه لحظه دیگه گلوله های قبض ما هم 303 0:19:48,480 --> 0:19:50,200 تمام شده من اومدم برم بگم به بچه ها 304 0:19:50,200 --> 0:19:52,760 که گلوله هاتون تمام شده قبضه ها رو 305 0:19:52,760 --> 0:19:54,780 یکی یه دونه گلوله سر و ته بینجازید 306 0:19:54,780 --> 0:19:55,620 اینطوری کنید 307 0:19:55,620 --> 0:19:57,960 قبضه در دست دشمن نیفته سالم 308 0:19:57,960 --> 0:20:00,360 و برگردید همی توی که داشتم می رفتم 309 0:20:00,360 --> 0:20:02,840 به فاصله 6-7 متریه من دادم 310 0:20:02,840 --> 0:20:04,620 که شریفی رو خاکرز نشسته 311 0:20:04,620 --> 0:20:06,620 تا من رو دید دست چونجوری بلند کرد 312 0:20:06,620 --> 0:20:08,320 و گفت الله اکبر 313 0:20:08,320 --> 0:20:09,680 برای شلیک گلوه 314 0:20:09,680 --> 0:20:12,260 یا دوم یا سهوم دیگه بیشتر باقی 315 0:20:12,260 --> 0:20:13,600 رو همونده بود از گلوله هاشون 316 0:20:13,600 --> 0:20:15,680 من گفتم گلوله هاتون بچه ها تمامه 317 0:20:15,680 --> 0:20:17,480 بیاید تمام شد بیاید اقف 318 0:20:17,480 --> 0:20:19,980 همیکین گفت دست رو برای من بلند کردی این طوری 319 0:20:19,980 --> 0:20:21,840 و الله اکبر باید گردن نیستش 320 0:20:21,840 --> 0:20:23,640 در میگه تی که 321 0:20:23,640 --> 0:20:27,300 یعنی از سینه رفت گلوله تانکی که زد توی دشت 322 0:20:27,300 --> 0:20:31,500 این هم رو سرش بیرون کرده و که ببینه گلولهش کجا میخوره 323 0:20:31,500 --> 0:20:32,940 از اینجا به بالا شد 324 0:20:32,940 --> 0:20:34,540 من دیگه نمیشتختمش 325 0:20:34,540 --> 0:20:38,480 منی که این همه وقت بایی بچه بودم 326 0:20:38,480 --> 0:20:39,860 بسا با این جوان بودم 327 0:20:39,860 --> 0:20:42,860 بعد در این حال اون لحظه هم دیدمش 328 0:20:42,860 --> 0:20:44,500 دیگه نمیشتختمش 329 0:20:44,500 --> 0:20:46,980 از اینجا به بعد اصلا معلوم نشد چی شد 330 0:20:46,980 --> 0:20:48,600 فقط ماید میدید که از اینجا 331 0:20:48,600 --> 0:20:52,880 هنوز پاها اشتکام میخورد دست هاشتکام میخورد ولی از سینه سر نبودی 332 0:20:52,880 --> 0:20:59,400 آمدن بچه ها گلوشتونش توی پرتول اتفاقا همون دقیقه یه تویتای بچه های ولیست 333 0:20:59,400 --> 0:21:04,740 از اون قسمت لشکر حضرت ولیست داشت برمیگشت این رو داخته تویتا و جنازه این اومد 334 0:21:04,740 --> 0:21:07,920 این هم یه شهیده که شاید هیچ کسی هم الان نشنسته 335 0:21:07,920 --> 0:21:10,240 من هم نمیشه اصلا خانوادهش کجا هم چجوریه 336 0:21:10,240 --> 0:21:13,200 ولی بچه غزبین بود از سروزای قبضه همون 337 0:21:37,920 --> 0:21:57,920 موسیقی 338 0:21:57,920 --> 0:22:04,420 و اما خاطره کتاه می شنویم از جامباز سرفراز جناب آقای حسن جوان مردی 339 0:22:04,420 --> 0:22:34,400 محاصره شدیم 340 0:22:34,420 --> 0:23:04,420 باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید بای 341 0:23:04,420 --> 0:23:08,520 بچه ها پشت ما جده خوابیدند صبح صبح ده صبح شدیم تانک ها داریم میاد 342 0:23:08,520 --> 0:23:12,140 همه طرف معاصره شدیم پشت ما باطلاق 343 0:23:12,140 --> 0:23:15,300 این وره ما هور سمت چپ ما هم قرار بود 344 0:23:15,300 --> 0:23:18,400 هاچاسین سیندلو بیاد با ما الهاغ برقرار کنه 345 0:23:18,400 --> 0:23:19,800 خلاصه نشد 346 0:23:19,800 --> 0:23:23,540 به جایی رسیدیم که این بچه های مجروح رفقا 347 0:23:23,540 --> 0:23:30,540 بچه هایی که سالم بودن من قشن یادم این سیمای کابل های تلفون گورباغهی میگفتن اون موقع 348 0:23:30,540 --> 0:23:34,880 بچه ها ورداشتند سیما رو بسند به هم دیگه 349 0:23:34,880 --> 0:23:38,520 گفت اگر ما بخواییم بریم اقب با تو میریم اقب 350 0:23:38,520 --> 0:23:40,580 به جانبازه میگفت ها 351 0:23:40,580 --> 0:23:44,400 میگفت تو خیالت راحت باشه من بدون تو اقب نمیرم 352 0:23:44,400 --> 0:23:49,040 که تو تفحص من رفتم با این برای بچه های لشکر بی سه هفت 353 0:23:49,040 --> 0:23:52,500 اونجا بهشون گفتم آقا اینجا و اینجا رو بیل بزنید 354 0:23:52,500 --> 0:23:54,580 بیل میکانیکی رو بردن زدن 355 0:23:54,580 --> 0:23:56,640 سه متر چهار متر زیر زمین 356 0:23:56,640 --> 0:23:58,840 سه چهار متر روی اینا خاک ریخته بودن 357 0:23:58,840 --> 0:24:01,720 استخوناشونو وقتی دره بردن 358 0:24:01,720 --> 0:24:03,600 هنو سیما بهشون بسته بود 359 0:24:03,600 --> 0:24:07,460 به ساق کمرشونی سیما هنو بسته شده بود 360 0:24:07,460 --> 0:24:09,580 اینجوری پاکار وایستادن 361 0:24:09,580 --> 0:24:11,940 فقط خدا خدا رحمت کنه حاجمتو 362 0:24:11,940 --> 0:24:14,180 تا میامد حرف میزد 363 0:24:14,180 --> 0:24:15,820 اصلا یه جوری حرف میزد 364 0:24:15,820 --> 0:24:17,440 بر بچه ها اینجا هستن 365 0:24:17,440 --> 0:24:19,040 بعد عملیت خیبر اومد گو 366 0:24:19,040 --> 0:24:21,020 هرکی میخواد بره بره 367 0:24:21,020 --> 0:24:23,360 بر ما تکلیف اینجا بمونیم 368 0:24:23,360 --> 0:24:24,540 آقا همه موندن 369 0:24:24,540 --> 0:24:27,060 یه دنیا خاطر است 370 0:24:27,060 --> 0:24:29,460 بین من و تو 371 0:24:29,460 --> 0:24:32,760 از اون روزای تلخه 372 0:24:32,760 --> 0:24:34,960 عشق و لبخند 373 0:24:34,960 --> 0:24:38,260 تب شرجی قروبه 374 0:24:38,260 --> 0:24:40,200 سرخ کارون 375 0:24:40,200 --> 0:24:43,080 شب تنهای ما 376 0:24:43,080 --> 0:24:45,340 آی اروان 377 0:24:45,340 --> 0:24:47,940 شب تنهای ما 378 0:24:47,940 --> 0:24:49,960 آی اروان 379 0:24:49,960 --> 0:24:57,040 تا برنامه بعدی خاطرات ماندگار همه شما عزیزان شنونده رو به خدای بی همتا می سپاریم 380 0:24:57,040 --> 0:24:59,280 التماس دعا و خدا نگهدان 381 0:24:59,280 --> 0:25:04,280 از اون روزا که دنیا رنگ خون بود 382 0:25:04,280 --> 0:25:09,660 تنم تو التها به جنگ می سخ 383 0:25:09,660 --> 0:25:17,960 از اون روزا که بیرخمان ترکشت لباس و به تنه 384 0:25:17,960 --> 0:25:21,100 رزمنده می دوخ 385 0:25:21,100 --> 0:25:23,940 لباس و بتنه 386 0:25:23,940 --> 0:25:27,220 رزمنده می دوخ 387 0:25:27,220 --> 0:25:33,440 برای این که من خاک تو باشم 388 0:25:33,440 --> 0:25:38,760 چقدر سرباست نوبر هدیه دادم 389 0:25:38,760 --> 0:25:44,060 چقدر خون پای آزادی من ریخ 390 0:25:44,060 --> 0:25:49,060 چه نخلایی که بی سر استادن 391 0:25:49,060 --> 0:25:53,960 چه نخلایی که بی سر استادن 392 0:25:53,960 --> 0:25:56,780 تلفون همراه شما 393 0:25:56,780 --> 0:25:58,880 رادیو شما 394 0:25:58,880 --> 0:26:02,920 پخش زنده ی رادیو معارف با کیفیت بالا 395 0:26:02,920 --> 0:26:06,640 دسترسی به اطلاعات و بایگانی برنامه ها 396 0:26:06,640 --> 0:26:08,760 قابلیت زخیره ی صدا 397 0:26:08,760 --> 0:26:11,880 نمایش جدول پخش برنامه ها 398 0:26:11,880 --> 0:26:16,300 برای درگفت برنامه کاربوردی ایران صدا 399 0:26:16,300 --> 0:26:19,100 به ویبگاه ایرانصدا.ایار 400 0:26:19,100 --> 0:26:23,180 یا تارنمای رادیو معارف مراجع فرمایید 401 0:26:23,180 --> 0:26:31,800 تا پرتوبه اهل بیت روشنگره باز 402 0:26:31,800 --> 0:26:38,660 اسلام همیشه سایه اشت بر سر ما 403 0:26:38,660 --> 0:26:42,280 پیام ولاگت 404 0:26:42,280 --> 0:26:49,280 در خط محمد و عدی روح خدا 405 0:26:49,280 --> 0:26:58,820 نور دلگو خامنه ای رهبر باز 406 0:26:58,820 --> 0:27:07,160 نور دلگو خامنه ای رهبر باز 407 0:27:07,160 --> 0:27:16,080 دو جور جازبه در جمهوری اسلامی بود و هست و باید این دو جور جازبه حفظ بشده 408 0:27:16,080 --> 0:27:18,900 ملتها رو به خودش جزم میکنه 409 0:27:18,900 --> 0:27:22,580 یک جازبه سیاسی یک جازبه معنوی 410 0:27:22,580 --> 0:27:29,720 جازبه سیاسی عبارت بود از همین استادگی در مقابل نظم غلط جهانی 411 0:27:29,720 --> 0:27:32 این جاذبه سیاسی داره 412 0:27:32 --> 0:27:38,960 بلد ها برعکس قدرت ها برعکس دولت ها 413 0:27:38,960 --> 0:27:43,660 دلشون گرایش به این جاذبه سیاسی داره 414 0:27:43,660 --> 0:27:49,020 اینی که احساس میکنن در دنیا یک نظامی وجود دارد 415 0:27:49,020 --> 0:27:56,160 که با این نظم غلط جهانی با این زورگویه ها و دخادت های قدرت ها مخالفه 416 0:27:56,160 --> 0:27:58,500 این دل اینا رو جذب میکنه 417 0:27:58,500 --> 0:28:08,940 شما میبینید رؤسای جمهور ما به هر کشوری از کشورهای اسلامی که مزافرت کردن 418 0:28:08,940 --> 0:28:14,160 ملت ها از اینا استقبال کردن به اینا توجه نشان دادن 419 0:28:14,160 --> 0:28:17,900 اظهار ارادت کردن به خاطر همینه 420 0:28:17,900 --> 0:28:21,280 و در این زمین حرف زیاده 421 0:28:21,280 --> 0:28:22,580 این جاذبه سیاسی 422 0:28:22,580 --> 0:28:48,580 موسیقی 423 0:28:52,580 --> 0:29:04,980 خلال محمد بوی خمه ای آمد 424 0:29:04,980 --> 0:29:12,580 خلال محمد بوی خمه ای آمد 425 0:29:12,580 --> 0:29:25,860 جازبه معنوی هم همین توجه به ایمان الهی ایمان دینی در نظام اسلامی این جازبه داره 426 0:29:25,860 --> 0:29:27,460 این خیلی جازبه داره 427 0:29:27,460 --> 0:29:44,480 در این دنیا مادی جوان ها در همین کشورهای به اصطلاح پیشرفته و متمدن احساس پوچی میکنن 428 0:29:44,480 --> 0:29:52,040 اینه امروز دانشمندان متفکران خود آنها هم دارن بیان میکنن 429 0:29:52,040 --> 0:29:56,120 احساس پوچی میکنن احساس بیفایدگی میکنن 430 0:29:56,120 --> 0:29:59,500 روز بروت خودکشی ها زیادتر میشه