1 0:00:00 --> 0:00:06,580 خدمتتون را از کنم که تا ثانیه های دیگه شنونده برنامه خاطرات مندگار خواهید بود 2 0:00:06,580 --> 0:00:13,500 در این برنامه بخشی از خاطرات فرماندهان و رزمندگان هشت سال دفاع مقدس را مرور می کنید 3 0:00:13,500 --> 0:00:23,740 و بعد از اون هم سیزده و پنجه و پنج دقیقه شنونده برگزیده بیانات مقام معظم رحبری مدد زنبال آنی خواهیم بود در غالب پیام ولایت 4 0:00:23,740 --> 0:00:32,700 پیش از اون جا داره که بنده سید سعید حسینی و همکاران بزرگوارم آقایان سید احمد محمودی تیه کننده محسن محابادی صدا بردار 5 0:00:32,700 --> 0:00:39,280 و روح الله محسنی همهانگی پخش از همراییتون با این نوبت کاری ازتون سمیمانه تشکر بکنم 6 0:00:39,280 --> 0:00:47,020 و از زمن خدافزی و التماس دعا ازتون دعوت میکنم شنونده خاطرات مندگار باشید 7 0:00:47,020 --> 0:00:50,140 شب و روزتون خوش و خدا نگهدار 8 0:00:53,740 --> 0:00:57,680 ما چند ست هزار رزمنده داشتیم 9 0:00:57,680 --> 0:01:02,080 هر کدام از اینا یک مجموعه خاطرن 10 0:01:02,080 --> 0:01:23,160 خاطرات مندگار 11 0:01:23,740 --> 0:01:36,800 بسم الله الرحمن الرحیم 12 0:01:36,800 --> 0:01:40,320 سلام میگم خدمت یکایی که شما عزیزان شنونده 13 0:01:40,320 --> 0:01:42,480 از این که امروز هم توفیق پیدا کردیم 14 0:01:42,480 --> 0:01:44,320 به اتفاق سایر همکاران 15 0:01:44,320 --> 0:01:46,560 با برنامه خاطرات مندگار 16 0:01:46,560 --> 0:01:48,160 در خدمت شما باشیم 17 0:01:48,160 --> 0:01:50,060 خدای مهربان رو شاکریم 18 0:01:50,060 --> 0:01:55,340 برما خرده مگیرید که چرا از یک تن سخن میگونید 19 0:01:55,340 --> 0:01:59,920 پیام امیر پیام یک فرد نیست 20 0:01:59,920 --> 0:02:02,420 پیام یک امت است 21 0:02:02,420 --> 0:02:06,380 امتی که در راه خدا قیام کرده است 22 0:02:06,380 --> 0:02:09,880 و برای تجدید احکام معتله کتاب خدا 23 0:02:09,880 --> 0:02:15,340 و اعلام دین و سنن رسول اکرم استقامت نیست 24 0:02:15,340 --> 0:02:18 و چون این چنین باشد 25 0:02:18 --> 0:02:22,360 نام امیر در میان همه نام ها گم می شود 26 0:02:22,360 --> 0:02:26 و راه اوست که جاودانی می دهد 27 0:02:26 --> 0:02:35,200 در برنامه امروز خاطراتی از سردار لکزاگی و سردار تهوریان 28 0:02:35,200 --> 0:02:40,860 از فرماندهان هشت سال دفاع مقدس تقدیم حضورتون می کنید 29 0:02:48 --> 0:02:55,640 خرشید بر قلم روی ظلمت شرر کشید 30 0:02:55,640 --> 0:03:01,060 شمشیر شب شکن زقلاف سحر کشید 31 0:03:01,060 --> 0:03:05,860 خنیاغر نسیم رسید از کران نور 32 0:03:05,860 --> 0:03:11,820 وزنای جن چکامه فریاد برکشید 33 0:03:11,820 --> 0:03:17,760 نقاش انتظار زخون شهید عشق 34 0:03:17,760 --> 0:03:22,960 بر لوح سرخ حادث نقشی دگر کشید 35 0:03:22,960 --> 0:03:28,360 آن راست قامتی که زعال بحار بود 36 0:03:28,360 --> 0:03:34,400 چون سرب تا کرانه آفاق پر کشید 37 0:03:34,400 --> 0:03:40,580 در سوگ آن سپیده صادق ستاره سوخت 38 0:03:40,580 --> 0:03:47 مه آن شب گداز زسوز جگر بسوز 39 0:03:47 --> 0:04:02,540 ای لشکر ساهب زمان آماده باش، آماده باش، بحر نبردی بی امان، آماده باش، آماده باش 40 0:04:02,540 --> 0:04:07,200 بحر نبردی بی امان، آماده باش، آماده باش 41 0:04:07,200 --> 0:04:21 بخش اول خاطره سردار لکزایی از فرماندهان لشکر هفته علی ابن عبی طالب از معجزات الهی و توسلات رزمندگان اسلام به سید و شهده علیه السلام 42 0:04:22,140 --> 0:04:24,020 بسم الله الرحمن الرحیم 43 0:04:24,020 --> 0:04:30,260 بعد از امریت و الفجره هشت اراق متوسل شد به یک تره جدیدی 44 0:04:30,260 --> 0:04:36,420 و اون تره عبارت بود از این که دستور داده بود به سفاهای تحت عمرش 45 0:04:36,420 --> 0:04:43,100 که به صورت غیرت همه مرکزی خودشون در مناطقی که مستقر هستن 46 0:04:43,100 --> 0:04:48,360 به اضافه کمک های احیانا هاشیهی که در اختیار رجوم گذاشته میشه 47 0:04:48,360 --> 0:04:53,300 علیه مناطق پدافندی جمهوری اسلامی عملیات بکنن 48 0:04:53,300 --> 0:04:57,880 اسم ترهش هم گذاشته بود استراتیجی دفاع متحرک 49 0:04:57,880 --> 0:05:03,920 اعلام هم میکرد همون زمان بعد از عمدت و الفجرهش که استراتیجی دفاع متحرک رو ما 50 0:05:03,920 --> 0:05:09,620 ادامه میدیم ادامه میدیم تا جمهوری اسلامی رو از پادر بیاریم به زعم خودش 51 0:05:09,620 --> 0:05:17,600 و ارز کردم ترهشم به سپاه های مختلفی واگذار کرده بود این تره رو و در مناطق مختلف عملی کردن 52 0:05:17,600 --> 0:05:23,840 از جمعه ایک از مناطقه که ترهشون رو عملی کردن در منطقه عمومی فکه بود 53 0:05:23,840 --> 0:05:34,900 در یک حالت غافل جیری عملیتشون شروع کردن و بخشی از مناطق فکر رو از اختیار نیروهای ارتش بیرون بردن 54 0:05:34,900 --> 0:05:41,360 خاطر هم هستش که اون موقع به سپاه و از جمعه به فرمانده محترم لشکر 17 55 0:05:41,360 --> 0:05:46,880 که بردارم عزیزمون آقای جعفری اون زمان فرمانده لشکر بودن 56 0:05:46,880 --> 0:05:55,200 دستور دادن که با لشکرش و به اضافه یک سری از توانمندی های دیگه ای که از لشکر های دیگه ای که نزدیک اونجا مستقر بودن 57 0:05:55,200 --> 0:06:00,900 اقابه شون در نزدیک فکر بود برن این مشکل رو حل بکنن 58 0:06:00,900 --> 0:06:08,640 و نیروهای عراقی رو که یه مقداری پیش روی کرده بودن و بخشی از زمین های فکر رو به تصرف خودشون دارو برده بودن 59 0:06:08,640 --> 0:06:11,500 اینها رو مجددن باس پس بگیرن 60 0:06:11,500 --> 0:06:17,640 که خب بدلی که ما خودمون تو اون لشکر بودیم بخشی از کارها را هم فرموده محترم لشکر به ما باگذار کرد 61 0:06:17,640 --> 0:06:24,860 از جمعه هر بود شما که رسیده گیه به بعضی از موضوع و توجیه بعضی از یگانهایی که کمک فرموده لشکر بذاشته بودن 62 0:06:24,860 --> 0:06:33,780 کار شروع شد بعد از حدود پونزه روز با بکارگیری چهار گردان که یک گردانش مال شیراز بود دو گردانش مال تهران بود 63 0:06:33,780 --> 0:06:38,080 و یه گردانش هم ظاهران از بچه های مشهد بودن 64 0:06:38,080 --> 0:06:39,680 فکر می کنم اگر اشتباه نکنم 65 0:06:39,680 --> 0:06:42,900 که این چاربنگ گردان به اضافه ای که دو گردان هم از لشکر 66 0:06:42,900 --> 0:06:48,100 باید می رفتن اون منطقه رو که منظور شده بود 67 0:06:48,100 --> 0:06:52,560 از روحس وجود بعضیان پاک سازی می کردن 68 0:06:52,560 --> 0:06:54,260 عملیت انجام پذیرفت 69 0:06:54,260 --> 0:06:59,140 و بخش زیادی از این عملیت با موفقیت مواجه شد 70 0:06:59,140 --> 0:07:02,700 یه تیکه از خط بود که با شکست مواجه شد 71 0:07:02,700 --> 0:07:06,820 اون تیکه ای هم بود که بچه های شیراز رفته بودن وارد شده بودن 72 0:07:06,820 --> 0:07:10,700 و جاشون هم دقیقا من الان خاطرم هست که از کجا رفتن 73 0:07:10,700 --> 0:07:16,680 یه گردان بودن این ها رفتن و مواجه شده بودن با سنگر کمین های ایراق 74 0:07:16,680 --> 0:07:21 و سنگر کمین های ایراق به دلیل این که در جاهای حساسی مستقر شده بودن 75 0:07:21 --> 0:07:25,800 این گردان رو زمین گیر کرده بودن یه تعدادی از این گردان رو به شهادت رسوندن 76 0:07:25,800 --> 0:07:30,440 و یه تعدادشون هم که در شب توی زمین اونجا مستقر شده بودن 77 0:07:30,440 --> 0:07:34,340 روز اومدن اینا رو اسیر گرفتن که ما می دیدیم اینها رو که روز 78 0:07:34,340 --> 0:07:37,500 با فاصله یک کلومتری یا یک و نیم کلومتری که از این رو فاصله داشتیم 79 0:07:37,500 --> 0:07:40,060 و ما مسئولیت من پدافند بود 80 0:07:40,060 --> 0:07:43,400 اونها مسئولیتشون عملیات بود که رفته بودن انجام دادن 81 0:07:43,400 --> 0:07:47,060 اینا رو اسیر گرفتن بردن چیز در حدود سی چل نفر می شدن 82 0:07:47,060 --> 0:07:50,420 و یه ادهی هم که همون شب برگشته بودن 83 0:07:50,420 --> 0:07:53,480 اون تیکه از خد باشه که از مواجه شده بود و اینو برگشته بودن 84 0:07:53,480 --> 0:07:57,680 و این باعث شد که بخشی از جاهایی هم که گردانهای دیگه تصرف کرده بودن 85 0:07:57,680 --> 0:08:03,940 اونا هم ناگذیر بشنم که اقد نشینه بکنن و انجام عملیات رو بگذارن برای یک زمان دیگه 86 0:08:17,060 --> 0:08:24,820 آماده باش آماده باش بحرش و کفایی دین آماده باش آماده باش 87 0:08:24,820 --> 0:08:30 همچنان در کنار شما هستیم با برنامه خاطرات ماندگار از رادیو معارف 88 0:08:30 --> 0:08:36,800 شما عزیزان شنونده رو دوت میکنم به شنیدن یک داستان کتاه با عنوان فرار از نیش 89 0:08:36,800 --> 0:08:49,900 منطقی شدت علی به عنوان موقعیت تداروکاتی پشتیبانی لشگر محصوب می شد 90 0:08:49,900 --> 0:08:57,080 آنجا از مکانهایی بود که شبها به عنوان منطقی تحت اشغال کامل پشه ها محصوب می شد 91 0:08:57,080 --> 0:09:06,500 یک شب تعدادی از بچه های رزمنده از خط مقدم می آیند تا آن شب را در سنگرهای شدت علی استراحت کنند 92 0:09:06,500 --> 0:09:21,020 اما پشه ها چون این اجازه ای را نمی دهند. آن شب هیچ کس از عذیت پشه ها نمی تواند بخوابد. اما در این میان یکی از بچه ها به نام اکبر از سر شب قیبش زده است. 93 0:09:21,020 --> 0:09:31,580 با کنجکاوی همه دنبال او می گردند و با تعجب او را در حالی که ماسکی به صورتش زده و راحت خابیده است در سنگری پیدا می کنند. 94 0:09:32,120 --> 0:09:48,780 او تدبیر زیرکانهی به کار برده است و اسپریه هشرکش را که بوی خیلی بدی هم دارد داخل سنگر زده و سپس برای در امان ماندن از بو و سمعان ماسک را به صورت زده و با خیال راحت خابیده است. 95 0:09:51,020 --> 0:10:01,960 و اما میشنویم بخش دوم خاطره سردار لکزایی رو از توسطلات رزمندگان اسلام به حضرت عبا عبدالله الحسین علیه السلام 96 0:10:01,960 --> 0:10:08,200 سه روز از وقوع این حادثه گذشته بود 97 0:10:08,200 --> 0:10:12,400 یعنی قشنگ رفته بودیم هم ما هم اراقی ها توی حالت پدافندی 98 0:10:12,400 --> 0:10:19,320 و دیگه کلن تبادل آتش یک تبادل زمان پدافند بود 99 0:10:19,320 --> 0:10:20,440 عادی عادی 100 0:10:20,440 --> 0:10:23,140 بعد از سه روز یه روز صبح زود 101 0:10:23,140 --> 0:10:26,960 بچه هایی که تو خط مستقر بودن که من خودم فرمانده گردنه 102 0:10:26,960 --> 0:10:28,060 اونجا بودم 103 0:10:28,060 --> 0:10:33,160 به من تذکر دادن یه تعدادی دو سه نفری از گشتی شناسی های اراق 104 0:10:33,160 --> 0:10:34,920 دارن به سمت ما حرکت میکنن 105 0:10:34,920 --> 0:10:36,320 دارن میان طرف ما 106 0:10:36,320 --> 0:10:38,440 من گفتم که خب 107 0:10:38,440 --> 0:10:42,040 اینا رو بذارید تو تیر و از که رسیدن بزنید 108 0:10:42,040 --> 0:10:44,900 و اگرم بشه منظور اینا رو متوجه بشیم 109 0:10:44,900 --> 0:10:47,020 که بتونیم اینا رو به دام بدازیم خیلی بهتر 110 0:10:47,020 --> 0:10:53,160 اول سایی کنید که ببینید اینا چجوری توجه دارن به این موضوع ندارن 111 0:10:53,160 --> 0:10:56,880 اگر که احیانا خواستن فرار بکنن اومدن تو تیر رست بزنید اینا رو 112 0:10:56,880 --> 0:10:59,200 ولی اگر میشه به دام بدازیم به دام بدازیم 113 0:10:59,200 --> 0:11:02,600 که با توجه به حساسیتی که بود خود من هم حرکت کردم 114 0:11:02,600 --> 0:11:05,620 چون میدونستم که اگر ایراق به خود عملیاتی بکنه 115 0:11:05,620 --> 0:11:07,500 معمولا میذارن همون صبح زود 116 0:11:07,500 --> 0:11:09,520 نیره ها گشتی رو میپرسته میاد 117 0:11:09,520 --> 0:11:11,300 به اینجا لحظه خودشونو باز میکنن 118 0:11:11,300 --> 0:11:12,740 و آرام آرام مثلا 119 0:11:12,740 --> 0:11:15,700 بعدش با توسط زهرهی بتونه یک کاری انجام بده 120 0:11:15,700 --> 0:11:16,940 این تصور تو زهنم بود 121 0:11:16,940 --> 0:11:19,060 من گفتم نکنه یه وقتی یه ترهی داشته باشه 122 0:11:19,060 --> 0:11:21,720 بعد از این که اون دفاع متحرک رو اومده 123 0:11:21,720 --> 0:11:23,160 انجام داده در این منطقه 124 0:11:23,160 --> 0:11:24,400 باز هم بقیه قد ادامه بده 125 0:11:24,400 --> 0:11:27,140 حساس شده اومدم تو منطقه ای که گزارش اومده بود 126 0:11:27,140 --> 0:11:32,140 من دیدم بله درسته دو نفر دارن به صورت به صلاح نترسانه 127 0:11:32,140 --> 0:11:36,280 و ایستاده دارن من طرف ما فاصله هم حدود یک کلومت بود 128 0:11:36,280 --> 0:11:42,460 تو دوربین دیدم که اینا ها خیلی به صلاح با یه وضعیت نتوانی دارن میان 129 0:11:42,460 --> 0:11:44,620 یه وضعیت به صلاح سرحالی نیست 130 0:11:44,620 --> 0:11:50,540 برام شک ایجاد شد که اینا هایی ها میتونن مثلا نیروهای اراقی باشن یا نه 131 0:11:50,540 --> 0:11:54,200 به بچه ها گفتم که هیچ کسی هیچ ترندازی نداشته باشه 132 0:11:54,200 --> 0:11:57,080 علایه اینا بذاریم یکم بیان بیشتر جلویه 133 0:11:57,080 --> 0:12:00,200 گروه رو درست آدم گفتم برید نزدیکه 134 0:12:00,200 --> 0:12:04,980 به صدل اونا و احیانا اگر که نیروهای اراقی بودن خواستن فرار کنن 135 0:12:04,980 --> 0:12:06,820 شما بزنید اینا رو 136 0:12:06,820 --> 0:12:08,480 و یا اگر بشه به دام بندازید 137 0:12:08,480 --> 0:12:10,680 و اون گروه رو هم اعضام کردیم چهار نفر بودن 138 0:12:10,680 --> 0:12:12,400 خیلی بچه های نترسی بودن رفتن 139 0:12:12,400 --> 0:12:17,760 بعد یه مرتبه دیدیم که این چهار نفر هم با این دو نفر با هم منحق شدن 140 0:12:17,760 --> 0:12:18,580 تو دوربین میدیم 141 0:12:18,580 --> 0:12:21,160 اومدن نزدیک ها وقتی اومدن نزدیک دیدیم بله 142 0:12:21,160 --> 0:12:25,080 اینا همون بچه های همون دو نفر که اول حرکت کردن 143 0:12:25,080 --> 0:12:30,320 اینا همون بچه های شیراز بودن که سه شوه پیش رفتن تو منطقه 144 0:12:30,320 --> 0:12:34,980 وارده عمل شدن و اونجاها با مشکل مواجه شده بودن 145 0:12:34,980 --> 0:12:40,400 بعد وقتی نزدیک شدن اومدن نزدیک من دیدم که یکیشون تیر کرده 146 0:12:40,400 --> 0:12:46,460 رو پوست سرش خون جاری شده و اومده پایین یه مقداری هم این گوشش ترکش کرده بود 147 0:12:46,460 --> 0:12:50 ظاهران یه مقداری هم کتفش یا بازوش بود یه تیر کرده بود 148 0:12:50 --> 0:12:56,120 بعد روی گوش این و به صورت این کرم داره راه میره 149 0:12:56,120 --> 0:13:00,040 یه کرمایی بود همینطوری راه میرفتن میرفتن کنار گوش این تحجاب کردن 150 0:13:00,040 --> 0:13:02,040 گفت که چی شد؟ 151 0:13:02,040 --> 0:13:04,040 به این وضعیت افتاده ای گفت بله 152 0:13:04,040 --> 0:13:06,040 سه شبه پیش که ما حرکت کردیم رفتیم 153 0:13:06,040 --> 0:13:08,040 عملیات آغاز بکنیم 154 0:13:08,040 --> 0:13:12,040 ما رفتیم نزدیک یه سنگر کمین ایراقی 155 0:13:12,040 --> 0:13:14,040 که تیرباری اونجا رو مستقر کرده بودن 156 0:13:14,040 --> 0:13:16,040 این همه رو میبس به طیر 157 0:13:16,040 --> 0:13:20,040 و یه تیر تراش وسیع و بسیار گسترده اونجا انجام داد 158 0:13:20,040 --> 0:13:24,040 بعضی از نیروهایی که با ما بودن شهید شدن 159 0:13:24,040 --> 0:13:26,040 و بعضی هاشون هم اینا موندن 160 0:13:26,040 --> 0:13:27,520 اینها رو بردن 161 0:13:27,520 --> 0:13:29,260 من که تیر خورده بودم 162 0:13:29,260 --> 0:13:31,060 یه چاله خیلی کچیکی بود 163 0:13:31,060 --> 0:13:33,020 رفته بودم توی این چاله این 164 0:13:33,020 --> 0:13:35,380 تیرها از روی من او برمیکرد 165 0:13:35,380 --> 0:13:36,760 و میرفت 166 0:13:36,760 --> 0:13:38,460 و همونی که دوتا تیر بیشتر نخوردم 167 0:13:38,460 --> 0:13:41,440 و من سه شبان روز اونجا سر کردم 168 0:13:41,440 --> 0:13:42,260 سه شبان روز 169 0:13:42,260 --> 0:13:44,900 دیگه وقتی من دیدم این چهرش به شدت 170 0:13:44,900 --> 0:13:46,380 سیاه شده بود 171 0:13:46,380 --> 0:13:48,520 توی تابستان همین 172 0:13:48,520 --> 0:13:50,060 عملیات انجام پذیرفت 173 0:13:50,060 --> 0:13:52,900 و دفاع ما و 174 0:13:52,900 --> 0:14:02,240 و مقابله ما هم تو همون تابستان بود چون هفت روز بعد از این وقوع و عملیات بود که از طرف ایران انجام پذیر افتاده بود هوا هم خیلی گرم بود 175 0:14:22,900 --> 0:14:33,020 حقا که بر این محول، حقا که بر این محول، الله نظر دارن، الله نظر دارن 176 0:14:33,020 --> 0:14:44,720 باق، پاییز، سبدهای سرشار از گرسنگی 177 0:14:44,720 --> 0:14:50,760 و چشمهای معصوم که همچون دو ماهی کوچک 178 0:14:50,760 --> 0:14:55,540 زیر پای سیادان پرپر می زنند 179 0:14:55,540 --> 0:14:59,120 چه خوشک سالی قریبی 180 0:14:59,120 --> 0:15:05,700 آسمان و خاک در انتظار باران می سوزد 181 0:15:05,700 --> 0:15:12,800 و خاک از داغ شهیدان دستهای بینمک 182 0:15:12,800 --> 0:15:18,300 زیر پای ساتورها زنده به گور می شوند 183 0:15:18,300 --> 0:15:26,200 و نارفیقان بر پشتهای شکسته خنجر می کارند 184 0:15:26,200 --> 0:15:29,260 خرشیدی تا بیدی 185 0:15:29,260 --> 0:15:36,260 ای شهی در دلها جا بیدی 186 0:15:36,260 --> 0:15:42,860 ای شهی می گرید در سوگت 187 0:15:42,860 --> 0:15:49,700 آسمان می سوزد از دابت 188 0:15:49,700 --> 0:15:52,100 شمت جا 189 0:15:52,100 --> 0:16:02,440 بخش ثبوت و پایانی خاطره سردار لکزاگی از فرماندهان لشکر هفته علی ابن عبی طالب 190 0:16:02,440 --> 0:16:10,780 از معجزات الهی و توسطولات رزمندگان اسلام به امام حسین علیه السلام رو تقدیم شما عزیزان شنونده 191 0:16:10,780 --> 0:16:21,320 اون وقت می گفتش که من وقتی که توی این چاله بسیار کچی که بودم و بدون آب و غذا سر می کردم 192 0:16:21,320 --> 0:16:23,120 خیلی وقتا بیهوش می شدم 193 0:16:23,120 --> 0:16:25,180 می گو من وقتی بیهوش می شدم 194 0:16:25,180 --> 0:16:28,300 احساس می کردم که تو بیهش دارم زندگی می کنم 195 0:16:28,300 --> 0:16:31,360 و دیگه اصلا این وضعیت 196 0:16:31,360 --> 0:16:35,020 که من در یه فاصله هفتش متری 197 0:16:35,020 --> 0:16:37,320 با سنگر کمین اراقی ها 198 0:16:37,320 --> 0:16:39,220 واقع شدم 199 0:16:39,220 --> 0:16:43 و اونها همش میان میرن خیلی راحت 200 0:16:43 --> 0:16:44,440 بانا سر منم میان 201 0:16:44,440 --> 0:16:47,860 و می بینن منو و عبور می کنن میرن 202 0:16:47,860 --> 0:16:50,740 اراقی ها تصور کرده بودن این کشته شده 203 0:16:50,740 --> 0:16:54,660 روز اول خیلی برام سخت بود ولی بیهوشم میشدم 204 0:16:54,660 --> 0:16:56,560 این از خودم بیخود میشدم 205 0:16:56,560 --> 0:17:00,320 اما نمیدونستم که چه آملی باعث میشه که باز بهوش بیام 206 0:17:00,320 --> 0:17:03,100 اما بعد از یک ساعت دو ساعت دیگه بهوش میامدم 207 0:17:03,100 --> 0:17:08,840 ولی وقتی که بهوش میامدم آرزو میکردم که خدایا منو برگردم تو حالت اول 208 0:17:08,840 --> 0:17:13,380 نمیدونستم که چه آملی باز باعث میشه که من برگردم تو حالت اول 209 0:17:13,380 --> 0:17:18,420 کاملا یک روز کامل که گذشت نزدیکای صبح روز دوم بود 210 0:17:18,420 --> 0:17:21,280 که احساس کردم که هر وقت می کنم 211 0:17:21,280 --> 0:17:23,620 اسلام علیک یا ابا عبدالله حسین 212 0:17:23,620 --> 0:17:27,500 و روی من به روی حالا تصور خودم رو به کربلا هستش 213 0:17:27,500 --> 0:17:29,380 این حالت برام به وجود میاد 214 0:17:29,380 --> 0:17:31,220 و این حالت بیهوشی 215 0:17:31,220 --> 0:17:33,580 یکی دو سه ساعت رو همینطوری من 216 0:17:33,580 --> 0:17:35,600 توی این حالتی که احساس می کنم 217 0:17:35,600 --> 0:17:37,500 توی بهش دارم زندگی می کنم 218 0:17:37,500 --> 0:17:38,080 به سر برم 219 0:17:38,080 --> 0:17:39,340 می گفت تا به حوشی می بردم 220 0:17:39,340 --> 0:17:42,180 سریعین اسلام علیک یا ابا عبدالله حسین رو 221 0:17:42,180 --> 0:17:45,740 می گفتم سریع باز داره به اون حالت بیهوشی می رفتم 222 0:17:45,740 --> 0:17:47,940 خب این سه شبانه روز اینجور سر کرده بود 223 0:17:47,940 --> 0:17:52,180 بعد از سه شبانه روز یویو می گفت یادم اومد که یه آیه ما می کنیم 224 0:17:52,180 --> 0:17:52,820 این آیه وجعلنا 225 0:17:52,820 --> 0:17:56,100 این آیه وجعلنا رو بخونم و حرکت کنم 226 0:17:56,100 --> 0:18:00,840 من برا مهرز مهرز شده که وقتی که سلام به امام حسین می کنم 227 0:18:00,840 --> 0:18:06,220 انگار که امام حسین دست منو می گیره و تو دامان خودش می بره به یه فضای دیگه 228 0:18:06,220 --> 0:18:09,180 پس من این آیره هم بخونم اینا همه کور میشن 229 0:18:09,180 --> 0:18:10,820 اصلا جلوشم بلند میشن و میام 230 0:18:10,820 --> 0:18:16,160 ما این رو بعد از سه روز به ذهنم اومد آیره خوندم و بلند شدم 231 0:18:16,160 --> 0:18:21,100 بلند شدم اومدم اون برتر دیدم که همین رفیق اینم بند خدا اونجاها 232 0:18:21,100 --> 0:18:26,920 افتاده بیهوش ولی هیچ ناو و هیچ توانی نداره برای حرف سدن 233 0:18:26,920 --> 0:18:31,160 اما احساس کردم که زنده هستش از اونجایی که خدا میخواست اینم 234 0:18:31,160 --> 0:18:35,360 و اصلا می گفت دستشو گرفتم حالا اون سنگر کمین ده متری من 235 0:18:35,360 --> 0:18:39,020 خط اراقی ها شاید مثلا حدود سی چل متری من 236 0:18:39,020 --> 0:18:42,200 تعداد خیلی زیادی دارن میرن میان و میبینن 237 0:18:42,200 --> 0:18:46 اما من قشنگ های سده بلند شدم این راه هم کلش کردم 238 0:18:46 --> 0:18:49,340 و گفتم که بلندی وقت رفتن فرار رسیده 239 0:18:49,340 --> 0:18:51,400 هرچه باد و باد بیاد بریم 240 0:18:51,400 --> 0:18:53,460 گفت اونم یه مقدار چشماشو باز کرد 241 0:18:53,460 --> 0:18:55,200 گفت من تبان ندارم مثلا راه بیام 242 0:18:55,200 --> 0:18:56,820 بلا سر یه مرداری گشتم 243 0:18:56,820 --> 0:18:58,420 گفت یه قمقم آبی بایده کردم 244 0:18:58,420 --> 0:19:00,760 و خوردم همون جا جلو اراقی ها 245 0:19:00,760 --> 0:19:02,720 آبو بهش دادم خورد 246 0:19:02,720 --> 0:19:05,100 یه مقداری با مثلا 247 0:19:05,100 --> 0:19:06,760 زمان ده دلیلی 248 0:19:06,760 --> 0:19:09,240 این یه مرداری جون گرفت 249 0:19:09,240 --> 0:19:10,980 جون گرفتا دوتای با هم 250 0:19:10,980 --> 0:19:12,500 حرکت کردیم اومدیم 251 0:19:12,500 --> 0:19:13,980 وقتی رسید به ما دیگه افتاد 252 0:19:13,980 --> 0:19:16,680 بعد دیدم این پوست سرش 253 0:19:16,680 --> 0:19:17,540 یه تیر خورده بود 254 0:19:17,540 --> 0:19:20,380 ببود کرده بود دهن باز کرده بود 255 0:19:20,380 --> 0:19:22,540 شکافش یه دونه تیر خورده و تو بازوش 256 0:19:22,540 --> 0:19:24,060 سه روز رو اینجوری 257 0:19:24,060 --> 0:19:26,660 با گفتن یک سلام بر امام حسین 258 0:19:26,660 --> 0:19:28,060 سر کرده بود و 259 0:19:28,060 --> 0:19:30,660 خیلی از افراد اونجا دیدن 260 0:19:30,660 --> 0:19:32,580 الان من خاطرم نیست اسمش 261 0:19:32,580 --> 0:19:34,460 اینا چیه شاید مثلا بشنبه 262 0:19:34,460 --> 0:19:35,900 این خاطره رو 263 0:19:35,900 --> 0:19:38,400 یادش بیافته بچه شیرازم بود خیلی 264 0:19:38,400 --> 0:19:40,100 لحجه قشنگه 265 0:19:40,100 --> 0:19:42,100 به اسطلاح شیرازی هم صحبت میکرد 266 0:19:42,100 --> 0:19:44,040 همونجاها خیلی ما 267 0:19:44,040 --> 0:19:46,020 تحت تحصیل واقع شدیم و 268 0:19:46,020 --> 0:19:52,420 حقیقتا هر کسی که اونجا بود شاید مثلا دویس نفری بودن که می شنیدن صحبتها این رو 269 0:19:52,420 --> 0:20:00,120 همه گریه می کردن و همه علاقه من بودن که خدای برای ما هم یه وضعیتی این چنینی به وجود بیار 270 0:20:00,120 --> 0:20:07,500 خب این موضوعی بود که خود من با چشمان خودم و دویس نفری که همه شون بچه هایی هستن که رئیس می شناسم 271 0:20:07,500 --> 0:20:13,440 و اون روز رو خاطرشون هست با چشمان خودشون دیدن و این فرد اینجوری 272 0:20:13,440 --> 0:20:20,780 با این توسطات و با این اخلاص یک همچین حادثه ای رو پشت سر گذارند 273 0:20:43,440 --> 0:20:53,720 و اما یک خاطره شنیدنی و زیبا از سردار تهوریان یکی از فرماندهان هشت سال دفاع مقدس تقدیم به شما 274 0:20:53,720 --> 0:21:03,460 بسم الله الرحمن الرحیم زمین ارز سلام و عدب خدمت شنواندگان عزیز خاطرات ماندگار هشت سال دفاع مقدس 275 0:21:03,460 --> 0:21:10,760 به اتضا برای سنم که بنده در عملیات شیاکو در عملیات مطلع الفجر منطقه گیلان غرب 276 0:21:10,760 --> 0:21:12,840 از ناهی گلو 277 0:21:12,840 --> 0:21:18,040 از قسمت نای مجرو شدن و ترکش داخل گلو من اصابت کرد 278 0:21:18,040 --> 0:21:20,920 در حدی بود که من از بیرون از گلو نفس می کشیدم 279 0:21:20,920 --> 0:21:23,380 یعنی شرایط خیلی هاد شده بود به بحرانی بود 280 0:21:23,380 --> 0:21:27,460 چندین بار ما الان جهت عمل و جراحی به بیمارسانه مختلف 281 0:21:27,460 --> 0:21:31,680 از جمعه بیمارسانه سخصار تهران و بیمارسانه شهرستانه دیگه انتقال دادن 282 0:21:31,680 --> 0:21:34 و چندین بار مورد عمل جراحی قرار گرفتن 283 0:21:34 --> 0:21:39,500 در حین عمل برحال متوجه می شدن که امکان عمل و این که امکانش که 284 0:21:39,500 --> 0:21:41,400 اصلا بتونن ترکش بیرون بیارن نبود 285 0:21:41,400 --> 0:21:46,740 از طرفیم خب یه مقداری مشکل داشت جدی می شد و روز به روز حاد می شد 286 0:21:46,740 --> 0:21:52,300 و بعد به جایی رسید که دیگه من تقریبا نفس کشیدم یه مقداری برم مشکل شد 287 0:21:52,300 --> 0:21:55,340 و توی مراسمات همه حالا معذبی جایی دیگه که می رفتیم 288 0:21:55,340 --> 0:21:59,140 یه مقداری که حالا مسیبت های قمناک و اندرناک می شدن 289 0:21:59,140 --> 0:22:03,620 یه مقداری خوب گلوم ازید می شد و نفس خیلی برم مشکل شده بود 290 0:22:03,620 --> 0:22:09,060 گذشته تا ساله شست و پنج، چهار یا شست و پنج، حدود چهار پنج ساله بعد 291 0:22:09,060 --> 0:22:13,240 من مراجعه کردم جهت درمان مجددان به بیمارستان 292 0:22:13,240 --> 0:22:17,280 نه آتن پزشکا به این نشتید که من باید اعضام شم به خارج از کشور 293 0:22:17,280 --> 0:22:21,920 قرار برنی شد که کمیسیون نظر بده و من برم به خارج از کشور و اونجا عمل کنم 294 0:22:21,920 --> 0:22:23,440 چون عمل عمل خیلی مهمی بود 295 0:22:23,440 --> 0:22:26,800 و در ایران می گفتن که اگر ما این عمله انجام بدیم 296 0:22:26,800 --> 0:22:30,760 ممکنه که شما تارای سوتی قط بشه و دوشار اشکال بشه 297 0:22:30,760 --> 0:22:33,420 بعد از این قضیه که من مراجع کردم 298 0:22:33,420 --> 0:22:36,280 گفتیم خب حالا تا ما بخواییم بریم خارج از کشور 299 0:22:36,280 --> 0:22:37,680 لانقل یه بار دیگه جبهه بریم 300 0:22:37,680 --> 0:22:40,740 چند بار که خدا توفیق داد چند روز در جبهه ها بودیم 301 0:22:40,740 --> 0:22:43,140 یه بار دیگه من تصمیم گرفتم که برم جبهه 302 0:22:43,140 --> 0:22:45,620 در جزیره مجرون سال 65 303 0:22:45,620 --> 0:22:49,600 پدافندی یکی از خطوط جپا بودیم 304 0:22:49,600 --> 0:22:50,780 شب عراق پاتک کرد 305 0:22:50,780 --> 0:22:51,940 عراق پاتک خیلی شدیدی 306 0:22:51,940 --> 0:22:54,640 به همون که از جزائر پاتک زد 307 0:22:54,640 --> 0:22:57,840 بعد من در حال این که عراق داشت پاتک میکرد 308 0:22:57,840 --> 0:22:59,760 صرفی خیلی شدید منو گرفت 309 0:22:59,760 --> 0:23:03,140 و خیلی قضیه حاد و شدید شد 310 0:23:03,140 --> 0:23:06,800 در حدی که در خفه شدن داشتم منجرم شده من 311 0:23:06,800 --> 0:23:09,300 بعد چند لحظه من دیدم که 312 0:23:09,300 --> 0:23:11,220 آب دهن و خلت از تو گلوم آمد بلا 313 0:23:11,220 --> 0:23:13,160 طبقه معبول که خلت میامد بیرون 314 0:23:13,160 --> 0:23:17,800 من گلی دهنو پاک کردم و با باندی که دستم بود تمیز کردم 315 0:23:17,800 --> 0:23:20,800 متوجه شدم ترکشی که شیش سال پیش دوی گلی رو من خورده 316 0:23:20,800 --> 0:23:25,680 و شاید به زحمت همه دکترها به نسیه قسمت که من برای خارج از کشور باید عمل کنم 317 0:23:25,680 --> 0:23:28,740 با لطف و انات پروردگار بیرون آمد 318 0:23:28,740 --> 0:23:33,720 و شاید یک جزه موجزات الهی بود که اونجا من مشاهده کردن 319 0:23:33,720 --> 0:23:35,960 بعد از این قضیه فردای صبح همون روز 320 0:23:35,960 --> 0:23:38,920 یه ترکش مجدد حالا به پای ما استعباد کرد 321 0:23:38,920 --> 0:23:40,720 جاش خالی نمون برخواهیم 322 0:24:05,960 --> 0:24:13,860 برنامه بعدی خاطرات ماندگار 323 0:24:13,860 --> 0:24:18,260 همه شما عزیزان شنونده رو به خدای بی همتا می سپاریم 324 0:24:18,260 --> 0:24:19,160 خدا نگهدار 325 0:24:19,160 --> 0:24:22,840 در دشت و تهره به تا خیمه ها 326 0:24:22,840 --> 0:24:30,160 دشمن هراسان جتی کارتان 327 0:24:30,160 --> 0:24:37,680 دشمن هراستان جفه ای کارتان با سد خداوند نگهدارتان 328 0:24:37,680 --> 0:24:44,680 ای جمعه زاران مصیر یارزان با سد خداوند نگهدارتان 329 0:24:45,280 --> 0:24:52,780 آماده باشید به گاه نبت ساهر جمعه هست جلو دارتان 330 0:24:52,780 --> 0:25:07,780 ای جان نسارم حسین یارتان باشد خدا و نگه دارتان 331 0:25:07,780 --> 0:25:14,780 ای جان نسارم حسین یارتان باشد خدا و نگه دارتان 332 0:25:14,780 --> 0:25:19,660 الحمدلله الحمدلله 333 0:25:19,660 --> 0:25:22,460 صدا به دانگ فضیلت و فطرت 334 0:25:22,460 --> 0:25:25,940 صدا به دین دین 335 0:25:25,940 --> 0:25:30,580 احیای دین باید در بخش علمیم 336 0:25:30,580 --> 0:25:33 باید در بخش عملیم 337 0:25:33 --> 0:25:36,180 رسانه دین 338 0:25:36,180 --> 0:25:41,540 رادیو معارف 339 0:25:41,540 --> 0:25:44,140 صدا به فضیلت و فطرت 340 0:25:49,660 --> 0:26:01,660 موسیقی 341 0:26:19,660 --> 0:26:28,420 نور دل اون خامه ای رفتر باز 342 0:26:28,420 --> 0:26:33,020 اوامل امیزه هم در کشور به عبدالله کم نیست 343 0:26:33,020 --> 0:26:36,120 چیزهایی که امید در انسان ایجاد بکنه 344 0:26:36,120 --> 0:26:39,420 در کشور ترابانه 345 0:26:39,420 --> 0:26:45,520 همین پیشتفتای علمی در عرصه سنعت 346 0:26:45,520 --> 0:26:48,120 در عرصه سلامت در عرصه فضا 347 0:26:48,120 --> 0:26:54,300 در سیاست و پیشرفت هایی که در سیاست خارجی داشتیم 348 0:26:54,300 --> 0:26:59,880 اون چه که در کشور به صورت امنیت 349 0:26:59,880 --> 0:27:03,300 مورد توجه هست 350 0:27:03,300 --> 0:27:05,280 امنیتی که در کشور وجود داره 351 0:27:05,280 --> 0:27:07,760 ما در بیستوه بهمن 352 0:27:07,760 --> 0:27:14,560 چند میلیون افراد ما در سر تا سر کشور حرکت میکنن 353 0:27:14,560 --> 0:27:16,360 و امزالا با امنیت کامل 354 0:27:16,360 --> 0:27:20,020 انتخابات صورت میگیره با امنیت کامل 355 0:27:20,020 --> 0:27:22,460 کمتر جایی در دنیا 356 0:27:22,460 --> 0:27:28 این ثبات این امنیت این خضور مردمی 357 0:27:28 --> 0:27:32,660 این پیشتفتای سریع بشی که افتاور موجود داره 358 0:27:32,660 --> 0:27:34,700 خب اینا عوامل امیدزاست 359 0:27:34,700 --> 0:27:37,180 اینا به ما امید میبرشه 360 0:27:37,180 --> 0:27:41,340 حس ازت را حس افتخار را 361 0:27:41,340 --> 0:27:44,700 در مردم ما تقویت میکنه 362 0:27:46,360 --> 0:27:56,240 پهپات های آشیاندار تحت شبکه فنناوری است که در وسط دانشبنیانی ها تراحی و تولید شده است 363 0:27:56,240 --> 0:28:01,080 کاربورت های امدهی که داره تو بسهای نزارتی و بسهای صنعتی هستش 364 0:28:01,080 --> 0:28:06,220 یکی از کاربورت های خیلی مهم این سیستم که اخیرن هم باش کشور درگیر بود 365 0:28:06,220 --> 0:28:11,120 بسهای نزارتی و به خصوص تو اوزای مرزبانی هستش 366 0:28:11,120 --> 0:28:21,140 با این مسئول فن نورانه می تواند با سریع ترین حالت در کشور و در هر ساعتی نسبت به پرواز و انجام عملیات اقدام کرد 367 0:28:21,140 --> 0:28:28,720 پهبات های آشیاندار توسط فن نورانی از رشته های میکانیک، هوافضا و رایانه ساخته شده است 368 0:28:28,720 --> 0:28:37,900 همین حالا هزاران گروه جوان 369 0:28:37,900 --> 0:28:42,080 در سطح اثر کشور مشغول فعالیتن در عرصه های مختلف 370 0:28:42,080 --> 0:28:45,120 بعضی را ما به اجمال اطلاع داریم 371 0:28:45,120 --> 0:28:46,900 بعضی را به تفصیل اطلاع داریم 372 0:28:47,480 --> 0:28:51,260 به مناه واقعی کلمه هزاران گروه جوان 373 0:28:51,260 --> 0:28:55,400 پرتوان پر انگیزه با شوق 374 0:28:55,400 --> 0:28:58,060 مشغول کار و تلاشن 375 0:28:58,060 --> 0:29:00,760 تحقیقات علمی می کنن 376 0:29:00,760 --> 0:29:02,700 تحقیقات سنتی می کنن 377 0:29:02,700 --> 0:29:05,100 در سنت 378 0:29:05,100 --> 0:29:07,340 در کشاورزی فعالیت می کنن 379 0:29:07,340 --> 0:29:08,720 در سلامت 380 0:29:08,720 --> 0:29:10,440 در امور پزشکی 381 0:29:10,440 --> 0:29:12 کار می کنن 382 0:29:12 --> 0:29:14,140 کابوش های علمی می کنن 383 0:29:14,140 --> 0:29:15,840 در حوضه های علمیه 384 0:29:15,840 --> 0:29:18,720 جوان های فازل 385 0:29:18,720 --> 0:29:20,320 و با استعداد 386 0:29:20,320 --> 0:29:22,840 در زمینه های معارفی 387 0:29:22,840 --> 0:29:23,660 کار می کنن 388 0:29:23,660 --> 0:29:24,740 کار های جدید 389 0:29:24,740 --> 0:29:25,680 حرف های نوع 390 0:29:25,680 --> 0:29:30,600 فعالیت های فرهنگی در سرد و سر کشور 391 0:29:30,600 --> 0:29:31,940 در جاهای مختلف 392 0:29:31,940 --> 0:29:34,760 در نویسندگی 393 0:29:34,760 --> 0:29:36,800 در تولید کتاب 394 0:29:36,800 --> 0:29:37,480 در شعر 395 0:29:37,480 --> 0:29:38,200 در سینما 396 0:29:38,200 --> 0:29:38,980 در هنر 397 0:29:38,980 --> 0:29:39,880 در نقاشی 398 0:29:39,880 --> 0:29:41,420 در هنرهای دجستومی 399 0:29:41,420 --> 0:29:46,040 در فعالیت های تبلیغی و دینی 400 0:29:46,040 --> 0:29:50,020 در رومنق بخشیدن به فضای جامعه 401 0:29:50,020 --> 0:29:53,020 این راه مائی های عظیمی که 402 0:29:53,020 --> 0:29:55,460 به مراسبت عرب این 403 0:29:55,460 --> 0:29:56,240 به مراسبت 404 0:29:56,240 --> 0:29:59,900 اعیاد نیمه شهبان قدیر و قیمت