1 0:00:00 --> 0:00:04,880 که از آزادگان سرفراز دانال نفا مقدس آشنا می شیم 2 0:00:04,880 --> 0:00:07,700 پیش از اون بنده سید سعید آسینی و همکاران بزرگوارم 3 0:00:07,700 --> 0:00:10,020 آقایان علی اسماینی تیه کننده 4 0:00:10,020 --> 0:00:14,620 علی میرزایان صدا بردار و روح الله محسنی همه هنگیه پخش 5 0:00:14,620 --> 0:00:16,800 از حضورتون مرخص می شیم 6 0:00:16,800 --> 0:00:20,380 و زمن خدافزی دوت می کنم حکایت آزادگی 7 0:00:20,380 --> 0:00:23,880 و بعد از اون هم پیام ولایت رو بشنوید 8 0:00:23,880 --> 0:00:24,860 خدا نگهدار 9 0:00:30 --> 0:00:33,860 جان دشمن مسیر شما بود 10 0:00:33,860 --> 0:00:37,460 در شب قربت سرد زندان 11 0:00:37,460 --> 0:00:41,240 یارتان ذکر و یاد خدا بود 12 0:00:41,240 --> 0:00:44,800 دوه هفت پنتانون در منطقه قصر شیری 13 0:00:44,800 --> 0:00:47,200 به سارت نیروهای بحثی دارم 14 0:00:47,200 --> 0:00:50,340 هیچی ایک از موارد قانونی که برای 15 0:00:50,340 --> 0:00:53,640 اصرها وعص شده در مورد اصرای ایران 16 0:00:53,640 --> 0:00:55,840 با چوبای جبه مهمات می زدن 17 0:00:55,840 --> 0:00:58,200 نه پتوه خاصی بود نه آب خاصی بود 18 0:00:58,200 --> 0:00:59,460 که بخوان بچه ها رفته 19 0:00:59,460 --> 0:01:00,520 خیلی غصم شد 20 0:01:00,520 --> 0:01:01,560 نه از شهادت 21 0:01:01,560 --> 0:01:04,740 شهادت واقعیت برای خودم امامو لذه افتخار بود 22 0:01:04,740 --> 0:01:06,520 اصلا از شهادت باید که نداشت 23 0:01:06,520 --> 0:01:08,020 از مذروبیت بچه 24 0:01:08,020 --> 0:01:13,480 حکایت آزادگی 25 0:01:13,480 --> 0:01:16,840 آقبت عمر ظلمت سر آمد 26 0:01:16,840 --> 0:01:20,420 یوسف از غیر زندان بر آمد 27 0:01:20,420 --> 0:01:25,280 یوسف از غیر زندان بر آمد 28 0:01:25,280 --> 0:01:29,040 روز دیدار یخوب جان شد 29 0:01:29,040 --> 0:01:32,560 یوسف از جمله آزادگان شد 30 0:01:32,560 --> 0:01:38,580 بسم الله الرحمن الرحیم 31 0:01:38,580 --> 0:01:40,620 شنوندگان عزیز سلام 32 0:01:40,620 --> 0:01:42,480 از این که توفیق پیدا کردیم 33 0:01:42,480 --> 0:01:45,560 با یکی دیگه از برنامه های حکایت آزادگی 34 0:01:45,560 --> 0:01:49,540 مهمان شما باشیم خدای مهربان رو شاکر هستیم 35 0:01:49,540 --> 0:01:52,100 از این که تا پایان همراه ما میمونید 36 0:01:52,100 --> 0:01:54,780 سمیمانه از شما سپاس گذاریم 37 0:01:59,040 --> 0:02:14,040 موسیقی 38 0:02:14,040 --> 0:02:23,380 در این بخش از برنامه یه حکایت آزادگی می شینیم پای خاطرات آزاده ی عزیز کشورمون جناب آقای محمد حسین کشانی 39 0:02:23,380 --> 0:02:28,360 موقعی که ما را اصیب کردن و جمعی از برادران که تهران می شد 40 0:02:28,360 --> 0:02:31,540 گفت یه سری از برادران هم رشقیبی همون بودن 41 0:02:31,540 --> 0:02:41,060 و هم ما را دست بسته و زرب و شتمی که خودشون با معروف همیشه نیروی عراقی داشتن 42 0:02:41,060 --> 0:02:44,320 سوار آیفای کردن و مقرر استفاده شونو بودن 43 0:02:44,320 --> 0:02:49,700 در اونجا از بچه ها بازجوی کردن و از طبعا که با معروف همیشه آماده بودن 44 0:02:49,700 --> 0:02:52,080 و بعد بسیار از قبل معمولا آماده می کردم 45 0:02:52,080 --> 0:02:56,140 امانه این که اگر احیانا یه زمانی عصی شدین 46 0:02:56,140 --> 0:02:58,100 مطالبی که باید گفته شده 47 0:02:58,100 --> 0:03:00,340 مثلا مطالبی که گفته نباید بشه 48 0:03:00,340 --> 0:03:02,220 نوع همه انگی داشتن 49 0:03:02,220 --> 0:03:04,520 بعد فراموش که آماده گی داشتم 50 0:03:04,520 --> 0:03:09,300 سوالاتی که می کردن از قبلی که کدوم دشگاهی بودین 51 0:03:09,300 --> 0:03:12,540 کدوم عصی شدین منطقتون چند نیرو داشت 52 0:03:12,540 --> 0:03:14,940 معمولا بچه هم نیرو ها را زیاد می گفتن 53 0:03:14,940 --> 0:03:18,260 نسبت به تعداد نفرات که بود 54 0:03:19,700 --> 0:03:23,460 اینکه یک روبوبشتی دل دوشانان بیفته 55 0:03:23,460 --> 0:03:32,220 بعد از اینکه فهمیدن بچه ها اطلاعاتی که میخواستن با اونها 56 0:03:32,220 --> 0:03:34,840 اطلاعاتی به درد و خودشون نیمه 57 0:03:34,840 --> 0:03:38,280 باز چشمه ها رو بستن دستار ها رو بستن 58 0:03:38,280 --> 0:03:42,280 سواره آیفای کردن و به بستره منتقل کردن 59 0:03:49,700 --> 0:04:11,700 موسیقی 60 0:04:11,700 --> 0:04:19,240 در بسر اوده چهار روز که در اونجا بودیم افساران رد بالاشون می آمدن از اون بازویی می کردن 61 0:04:19,240 --> 0:04:25,820 اسم لشکرار رو از اون می خواستن اسم منطقه ها رو می خواستن که بچه هم همونان که این چیزی نداشتن به اصل هون 62 0:04:25,820 --> 0:04:33,900 اوده چهار روز اونجا بودیم و از چهار روز ما رو وارده یه قسمت به نام استخبارات راه بود که زندان های مخصوصی داشت 63 0:04:33,900 --> 0:05:03,900 برای اینکه این کار برای این کار برای این کار برای این کار برای این کار برای این کار برای این کار برای این کار برای این کار برای این کار برای این کار برای این کار برای این کار برای این کار برای این کار برای این کار برای این کار برای این کار برای این کار برای این کار برای این کار برای این کار برای این کار برای این کار برای این کار برای این کار برای این کار برای این کار برای این کار برای این کار برای این کار برا 64 0:05:03,900 --> 0:05:05,900 برای شناسه 65 0:05:05,900 --> 0:05:07,900 بعد سایه تو این مدت که تو اونجا بودیم 66 0:05:07,900 --> 0:05:09,900 سه و عده در واقع 67 0:05:09,900 --> 0:05:11,900 می آوردم ما رو بیرون 68 0:05:11,900 --> 0:05:13,900 یه بار صبح می آوردم 69 0:05:13,900 --> 0:05:15,900 یه بار نزدیکای زهر بود که 70 0:05:15,900 --> 0:05:17,900 یه بار هم برای زهر برای قلوب که برای غفه آهاجه 71 0:05:17,900 --> 0:05:19,900 که معمولا یه نفر در در بای مثلا 72 0:05:19,900 --> 0:05:21,900 یه نفر هم در در دشوی 73 0:05:21,900 --> 0:05:23,900 این با کتک و 74 0:05:23,900 --> 0:05:25,900 زهر و شد با باطونی که دستشون بودن 75 0:05:25,900 --> 0:05:27,900 می زدم تا در دشوی 76 0:05:27,900 --> 0:05:41,240 از اینجا باید برداریم که این کتاک ها را به نرفتن ترجیح میدهد. 77 0:05:57,900 --> 0:06:00,120 مردان لبخند 78 0:06:00,120 --> 0:06:04,700 اگرچه جسم تو پشمرده شون گل 79 0:06:04,700 --> 0:06:09,280 ولی روحت چه کفت از این تهمون 80 0:06:09,280 --> 0:06:13,860 اگرچه جسم تو پشمرده شون گل 81 0:06:13,860 --> 0:06:18,440 ولی روحت چه کفت از این تهمون 82 0:06:18,440 --> 0:06:22,980 اگر در محبسی تاریخ بودی 83 0:06:22,980 --> 0:06:27,640 ولی با کربلا نزدیک بودی 84 0:06:27,640 --> 0:06:37,020 اگر در محبسی تاریخ بودی ولی با کربلا نزدیک بودی 85 0:06:37,020 --> 0:06:46,340 مگر همراه تو از طربت روز که خاک مقدمت چون مشکش بود 86 0:06:46,340 --> 0:07:04,820 مگر همراه تو از طربت روز که خاک مقدمت چون مشکش بود 87 0:07:04,820 --> 0:07:13,340 و اما در این بخش از برنامه یه حکایت و آزادگی یک داستانک از دوران دفاع مقدس براتون میخونیم 88 0:07:13,340 --> 0:07:18,780 روزگاری به ما در منطقه هفتهی دو قطی کنپوت آل بالو می دادند 89 0:07:18,780 --> 0:07:21,280 می گذاشتیم وسط و می خوردیم 90 0:07:21,280 --> 0:07:31,180 غلام علی داداشی تنها کسی بود که سهمیش را نگه می داشت و به همان یکی دو دانهی که دیگران تعارف می کردند بسنده می کرد 91 0:07:31,180 --> 0:07:36,800 و حالا او هشت قطی کنپوت داشت که خیلی وسوس انگیز بود 92 0:07:36,800 --> 0:07:58,900 چند بار به زبان خودش از او خواهش کردم که از خر شیطان بیاید پایین و هر چه دارد بیاورد برادرانه دوره هم بخوریم. به خرجش نرفت که نرفت. چاره نبود. به نمایندگی از طرف سایر برادران معمولیت یافتم که در یک عملیات متحبرانه ترتیب قوتی های احتکار شده را بدهن. 93 0:07:58,900 --> 0:08:02,620 تک با موفقیت انجام شد 94 0:08:02,620 --> 0:08:10,880 شب بود کمپوت ها را آوردم ریخدم روی زمین و گفتم بیایید که انبار شما را مهمان کرده است 95 0:08:10,880 --> 0:08:14,440 جلوتر از همه بیچار داداشی آمد 96 0:08:14,440 --> 0:08:21,480 با چه هر سو ولهی می خورد و دست آخر هم مثل همیشه خورسند بود از این که شکمش سیر شده 97 0:08:21,480 --> 0:08:25,620 در حالی که انبار زخیرش دست نخورده باقی منده است 98 0:08:25,620 --> 0:08:32,620 این خبر ناگوبار را باید هرچ زودتر و البته آقلانه تر با او درمیان می گذاشتیم 99 0:08:33,360 --> 0:08:35,820 صحبت را با یک سلوات شروع کردم 100 0:08:35,820 --> 0:08:39,580 برای سلامتی برادر داداشی سلوات 101 0:08:39,580 --> 0:08:41,400 بعد ادامه دادم 102 0:08:41,400 --> 0:08:45,820 ما نمی دانیم چطور و با چه زبانی از آقای داداشی تشکر کنیم 103 0:08:45,820 --> 0:08:47,540 واقعا لطف کردند 104 0:08:47,540 --> 0:08:50,680 می شد حدستد چه حالی دارد 105 0:08:50,680 --> 0:09:05,100 بین خوف و رجا فهمیده و نفهمیده منتظر بقیه ی ماجرا بود اما بقیه ی نداشت خنده ی رفقا و سلوات های بعدی جایی هیچ گونه ابهامی را باقی نگذاشت 106 0:09:05,100 --> 0:09:16,740 او برای این که نشان بدهد خودش را نباخته بعد از آن سکوت با صدای بلندی گفت نوش جانتان کسی که چیزی انبار کند سزایش همین است 107 0:09:20,680 --> 0:09:36,680 موسیقی 108 0:09:37,280 --> 0:09:46,900 در این بخش از برنامه یه حکایت آزادگی می شینیم پای خاطرات آزاده ی عزیز کشورمون جناب آقای محمد حسین کشانی 109 0:09:46,900 --> 0:09:52,380 توی مدتی که ما اونجا بودیم تصمیم گرفتیم که اونجا یه برنامه ریزی خاصی داشته باشیم 110 0:09:52,380 --> 0:09:57,960 نسبت به اینکه توی این اوقاتی که داشتیم علاکی وقتمون هدر نداده باشیم 111 0:09:57,960 --> 0:09:59,440 نشستیم برنامه ریزی کردیم 112 0:09:59,440 --> 0:10:06,320 صبح که میشد بین روز بعد از صبحانهی که دیست میدادم واسه پونزه نفر آدم 113 0:10:06,320 --> 0:10:08,060 با چاق دونه نون 114 0:10:08,060 --> 0:10:12,160 بعد از صبحانهی میشه سیم دوره همطوری که اراقی ها متفاوت زیر نشن 115 0:10:12,160 --> 0:10:14,300 ما مشغول صحبتیم 116 0:10:14,300 --> 0:10:16,600 به صورت یک کز کرده گوشه 117 0:10:16,600 --> 0:10:19,100 یه هرکی صحبت یه حدیثی داشت 118 0:10:19,100 --> 0:10:21,580 میگفت شروع کردیم به قرارت قرآن 119 0:10:21,580 --> 0:10:23,060 یا حفظ قرآن 120 0:10:23,060 --> 0:10:25,400 حفظ احادیست برنامه کلاسایی 121 0:10:25,400 --> 0:10:27,700 یه هرکی هرچی داشت رو می کرد 122 0:10:27,700 --> 0:10:28,560 در اینکه 123 0:10:28,560 --> 0:10:30,300 مسئله همه هنگی می کردن 124 0:10:30,300 --> 0:10:32,340 چون که تو استخبارات معمولا بچه ها رو 125 0:10:32,340 --> 0:10:34,040 مورد بازروی رو هم می گرفتن 126 0:10:34,040 --> 0:10:35,820 بازروی شخصی یا 127 0:10:35,820 --> 0:10:37,640 وزنباقن بازروی جمعی 128 0:10:37,640 --> 0:10:41,600 که اطلاعاتی که داشتن تو همون قسمت ازشون گفته میشن 129 0:10:41,600 --> 0:10:46,300 بچه همه هنگی می کردن که همه یک صحبت داشته باشیم 130 0:10:46,300 --> 0:10:50,180 همه توی زمین صحبت داشته باشیم که خدایی نکرده 131 0:10:50,180 --> 0:10:53,220 مسئله سری بخته نشه یا فاش نشه 132 0:10:53,220 --> 0:10:59,200 مدتی که توی این اردوگاه بودیم که اردوگاه به نام کمپ دوازده بود 133 0:10:59,200 --> 0:11:03,900 اردوگاه دوازده معروف بود که ما قسمت تقریبا 134 0:11:03,900 --> 0:11:09,380 بچه هایی که تو عملیت شلمچه اصیل شده بودن توی قسمت نگهداشه بودن 135 0:11:09,380 --> 0:11:14,940 که ما با بچه هایی که تو اونجا بودن ما رو ستون به ستون کردن 136 0:11:14,940 --> 0:11:18,300 در این صورت آماری که خودشون میبفتن 137 0:11:18,300 --> 0:11:22,060 سرها پایین بود همیشه دوزانون شهسته سرها پایین 138 0:11:22,060 --> 0:11:27,860 بعد افسر میامد بچه ها رو ستون به ستون میشمد و بعد به یه ستون یک میکردن 139 0:11:27,860 --> 0:11:29,240 بلند میکردن داخل اردوگاه 140 0:11:29,240 --> 0:11:33,060 ما اول خیال می کردیم که بچه ها کسی اونجا نیست 141 0:11:33,060 --> 0:11:37,540 بعد ما که داخل آساشگاه بردن دیدیم خیلی بر بچه ها اینجا هم 142 0:11:37,540 --> 0:11:44 ولی امن خدا از این طرف این که خدایی نکرد عراقی ها بریزن داخل آساشگاه بزنم 143 0:11:44 --> 0:11:45,940 اول تحدید کرده بودم 144 0:11:45,940 --> 0:11:51,720 روی این صحبت بچه ها مجبورا ساکت نشست بودن که تا این که بچه ها داخل کم بردن 145 0:11:51,720 --> 0:11:57,080 و اول که اولش یه بناروف پذیرای مفصلی از بر بچه ها می کردن 146 0:11:57,080 --> 0:12:02,840 یعنی می فرستن داخل هموم و بعد از هموم که می آیدی خیست که همون یعنی دوشی که می آیدی 147 0:12:02,840 --> 0:12:05,200 بچه ها رو روخ می کردن می آوردن بیرون 148 0:12:05,200 --> 0:12:10,380 اوهانی که لباس بدن بسیار تونو پنج می کردن و شروع می کردن به کتک زدنشون 149 0:12:10,380 --> 0:12:13,100 با کاب نیفتن از جون بچه ها 150 0:12:13,100 --> 0:12:18,800 ما رفتیم داخل آساشکا نشستیم و بچه هایی که اونجا بودن جا به امون دادن 151 0:12:18,800 --> 0:12:20,320 پتوه از خودشون دادن به امون 152 0:12:20,320 --> 0:12:27,760 بعد ایکی از بسه من یادم از ناساشگاه که من کمرم اینجا دار نراحت بود از زدن اینا 153 0:12:27,760 --> 0:12:30,660 این شروع کرده به ماساج دادن کمر من 154 0:12:30,660 --> 0:12:34,980 با اینکه بازم برای نمیشن خط شهرستانی شهرستان دیگه بود 155 0:12:34,980 --> 0:12:40,700 ولی اون قوهی که با من و بسیار مسلمانی با هم دارن 156 0:12:40,700 --> 0:12:44,300 یعنی محبتی که دل همه ایرانی هست نصفت به همدیگه 157 0:12:44,300 --> 0:12:48,460 اونجا ما دیدیم نصفت به همدیگه و اصحاب اصحاب گریه هایی که داشتم 158 0:12:50,320 --> 0:13:18,320 موسیقی 159 0:13:18,320 --> 0:13:27,600 در این بخش از برنامه یه حکایت آزادگی می شینیم پای خاطرات آزاده ی عزیز کشورمون جناب آقای محمد حسین کشانی 160 0:13:27,600 --> 0:13:36,880 بعد از یه مدتی بود که اونجا بودیم روزانه بچه ها باز موقع ها می شد که یه افسری بود منام نقیب بودیم سروان بود 161 0:13:36,880 --> 0:13:42,140 که این هر موقع که می آمد باز موقع با بچه هاش می آمد یعنی بچه هاش می آورد به خودش 162 0:13:42,140 --> 0:13:47,560 یک کابلی می داد دست رویش می گفت که افیدوتا این بچه ها رو می برند در اینکه دلش خوش باشه 163 0:13:47,560 --> 0:13:52,120 برای محض خنده خودشون شادیشون بچه ها رو شروع می کردن و زدن 164 0:13:52,120 --> 0:13:58,300 یا معمولا پنی نفر پنی نفر می بردن می گفتن هر راستاش که پنی نفر بیاد بیرون 165 0:13:58,300 --> 0:14:04,980 و بچه ها می فرمیدن که به اونها رو شروع محان اینا مسئله زروشت ما بسیار بچه ها داشته باشن 166 0:14:04,980 --> 0:14:06,860 یعنی در واقع تزدیخ روحیه بود 167 0:14:06,860 --> 0:14:08,900 یعنی الحمدلله بچه ها 168 0:14:08,900 --> 0:14:12,640 اون روحیه که بچه ها من تو بچه ها می دیدم 169 0:14:12,640 --> 0:14:14,780 خیلی بیشتر از اون بود که با اینا 170 0:14:14,780 --> 0:14:16,820 این صحبت رو بخواد بیان پایین 171 0:14:16,820 --> 0:14:21 مسئله مذهبی که بین بچه ها بود 172 0:14:21 --> 0:14:22,980 البته نه با اون صورت که 173 0:14:23,640 --> 0:14:29 چون که یه سری نفرات خاصی و اشباس خاصی و 174 0:14:29 --> 0:14:33,720 بمان منافر داخل بچه ها نفوزی داخل بچه ها براداده بودم 175 0:14:33,720 --> 0:14:39,660 بچه ها جرات نمی کردن حتی نماز خودشون هم بیشتر از اون نمازی که داشتن 176 0:14:39,660 --> 0:14:43,080 نماز یومی خودشون رو بیشتر از اون ادعا کنن 177 0:14:43,080 --> 0:14:47,480 یعنی اگه نفر دوره که از ازافه تر از اون که می خونون 178 0:14:47,480 --> 0:14:52,680 فردا اسمش جزوی دیست سیاه می رفت و ببال خودشون رو می بردن 179 0:14:52,680 --> 0:14:55,420 می بردن بیرون و چرا شما مورد سال جوارشون کنید 180 0:14:55,420 --> 0:14:57,140 چرا شما این نماز خوندید 181 0:14:57,140 --> 0:14:59,500 بچه ها ببال نماز زنگی تر از اونها بودن 182 0:14:59,500 --> 0:15:06,820 یا بچه ها نماز شب نیهبانو میبودن بازید میکردن بچه ها اینا نماز شب نمیخونند دعا نمیخونند 183 0:15:06,820 --> 0:15:13,300 بچه ها معمولا میرفتن زیر پتو پتو میداختن و سرشون رو شون میکردن به عبادتی که خودشون 184 0:15:13,300 --> 0:15:18,320 اونجا معمولا بچه ها به معنویت بیشتر روژو کردن میرفتن طرف معنویت 185 0:15:18,320 --> 0:15:25,320 از که میدونستن که اینجا بیشتر جایی برای خودسازی نسب به بهترین جاست 186 0:15:25,320 --> 0:15:28,940 بچه ها در حال خوابیده نواز شب میخونند 187 0:15:28,940 --> 0:15:33,340 یا دعا کومیلشون که احیانا کسی بچه ها بیشتر هم 188 0:15:33,340 --> 0:15:35,520 یک دوتا بودن که دعا کومیل ولد بودن 189 0:15:35,520 --> 0:15:38,380 یعنی حفظ بودن یا دعا توسط حفظ بودن 190 0:15:38,380 --> 0:15:40,320 یا بعضی مددهی میکردن 191 0:15:40,320 --> 0:15:43,180 شروع میگردم نصف شهر دو نفر دو نفر 192 0:15:43,180 --> 0:15:47,360 سه شهر نفر دو رو هم جنب میشن دوری که عربی ها متوجه نشن 193 0:15:47,360 --> 0:15:49,700 نیره نفوزی متوجه نشن 194 0:15:49,700 --> 0:15:54,120 من شروع میکردم به دعا خوندن و راز نگذار خودشون 195 0:16:19,700 --> 0:16:49,680 از این بخش پرست 196 0:16:49,700 --> 0:16:53,700 موسیقی 197 0:17:19,700 --> 0:17:27,420 بین بچه ها پخش کرده بود. هرکی میگرف یکی پنجه هزار تا یکی سه هزار تا یکی هزار تا هرکی بین اصفه خودش که میتونست. 198 0:17:27,680 --> 0:17:34,860 که رست بود بین بچه ها. بچه ها با نخوایی که از پتوکی شیده بودن شروع کردن به تصویر برس کردن. 199 0:17:34,860 --> 0:17:41,120 یعنی گره میزدن مین ها رو دوره هم و سی چهار تا که میشود سرش رو گره میزدن دوره هم و شروع می کنن تصویر کردن. 200 0:17:41,120 --> 0:17:49,240 حتی عراقی ها این هم از بچه ها دریخ کرده بودن که این ها را بعض اونها در هفته دو سه بار می آوردن تفتیش می کردن 201 0:17:49,240 --> 0:17:53,360 لباس ها را می گشتن، آسالشگار ها را می گشتن، نوای پتو ها را می گشتن 202 0:17:53,360 --> 0:17:56,540 اصلا سوی چهارت سنجرم می شدن، شروع می کردن به ذکر بفتن 203 0:17:56,540 --> 0:18:03,120 از لازه قرآن هم بچه ها چون که از لازه خلم و کاغذ ما معذور بودیم 204 0:18:03,120 --> 0:18:07,040 حتی یکی دو تا بچه ها از طریق خود عراقی ها 205 0:18:11,120 --> 0:18:17,120 ارائه ها از این وقت برای ارائه ها خوب هستند. 206 0:18:17,120 --> 0:18:21,120 از این وقت، از این قدر از این مداد، از این مداد ای که برای ارائه ها خوب هستند، 207 0:18:21,120 --> 0:18:25,120 برادران سر چوبی تراشده را درست کردند. 208 0:18:25,120 --> 0:18:32,120 و این کاغذ های سیگاری که بود، را آیات قرآن بشنند و حفظ کردند. 209 0:18:41,120 --> 0:18:57,120 موسیقی 210 0:18:57,520 --> 0:19:01,220 عبدالکریم مازندارانی هستم از رابیان ادقای مقدس 211 0:19:01,220 --> 0:19:06,040 ایک از بجیگی های آزادگان در اردوگاه بحثی سبر بود 212 0:19:06,040 --> 0:19:07,660 سبر نقیز جزه است 213 0:19:07,660 --> 0:19:10,580 یعنی بیتابی نکردن خشتنداری کردن 214 0:19:10,580 --> 0:19:14,800 امام خبینی رزوالنان را تا الهی که مراد آزادگان بودن 215 0:19:14,800 --> 0:19:18,460 مقام سبر را از اون سپاد پسندیده 216 0:19:18,460 --> 0:19:22,480 و خوبی می دونستن که بقیه و سایر سپاد پسندیده 217 0:19:22,480 --> 0:19:25,200 از اون نشعت می گیره و سرچشمه می گیره 218 0:19:25,200 --> 0:19:32,380 ایشون سب کردن را مقدمه رسیدن به مقام تسلیم و رضا می دونستن 219 0:19:32,380 --> 0:19:36,500 چیزی که همه آزادگان انتظار اون را داشتن 220 0:19:36,500 --> 0:19:39,060 که به مقام تسلیم برسن 221 0:19:39,060 --> 0:19:55,120 در مورد سبر آزادگان در اصارت تقریبا میتونم بگم که همه خاطرات پجوهش های مرتبط با اردگاه بحثی این خسنت رو به عنوان ستون اصلی بقای آزادگان در اون شرایط بد اردگاه معرفی میکنن 222 0:19:55,120 --> 0:20:00,540 در فرهنگ دینی ما هم سبر به معنای تحمل منفعلانه نیست 223 0:20:00,540 --> 0:20:02,520 یه تحمل آگاهانه است 224 0:20:02,520 --> 0:20:06,160 یه نوع پایداری و ایسادگی همراه با آگاهی است 225 0:20:06,160 --> 0:20:11,460 در واقع یعنی نگه داشتن خود در مسیر درست با وجود پشار 226 0:20:11,460 --> 0:20:14,120 اما این که چرا آزادگان این همه سبر داشتن 227 0:20:14,700 --> 0:20:20,880 باید ارز کنم که ایمان امیغ اونها به خداوند و به کتاب آسمانی قرآن بود 228 0:20:20,880 --> 0:20:24 ایمان در واقع زمین ساز سبره 229 0:20:24 --> 0:20:26,040 آزادگان وقتی قرآن میخوندن 230 0:20:26,040 --> 0:20:28,600 اون آیات سبر رو میدیدن 231 0:20:28,600 --> 0:20:31,020 یادابری میشد و سبور بودن 232 0:20:31,020 --> 0:20:35,540 قرآن در این زمینه سبر میفرماد 233 0:20:54 --> 0:21:02,440 این الله مع الصابرین 234 0:21:24 --> 0:21:26,040 اصارت بود و بعضا در 235 0:21:26,040 --> 0:21:28,320 عواست دوباره سب در مقابل 236 0:21:28,320 --> 0:21:30 پشارهای روانی بود 237 0:21:30 --> 0:21:32,220 علاوه بر جز دشمن همیشه سعی میکرد 238 0:21:32,220 --> 0:21:33,880 که انظر روانی ما رو بشکنه 239 0:21:33,880 --> 0:21:35,700 اخبار دروش شایش 240 0:21:35,700 --> 0:21:38,180 شکست ها نام های ساختگی 241 0:21:38,180 --> 0:21:40,340 این ها همه موجب میشد 242 0:21:40,340 --> 0:21:41,920 که ما بشکنیم ولی سبر 243 0:21:41,920 --> 0:21:43,940 باعث میشد نشکنیم و خودمون 244 0:21:43,940 --> 0:21:44,600 نگه داریم 245 0:21:44,600 --> 0:21:47,660 باز هم به پایان 246 0:21:47,660 --> 0:21:49,920 یکی دیگه از برنامه های حکایت 247 0:21:49,920 --> 0:21:51,840 آزادگی رسیدیم انشاءالله 248 0:21:51,840 --> 0:21:53,280 که مورد توجه شما 249 0:21:53,280 --> 0:21:54,920 قرار گرفته باشه 250 0:21:54,920 --> 0:21:57,220 تا برنامه بعد که مجددن 251 0:21:57,220 --> 0:21:59,280 با خاطرات یکی از آزادگان 252 0:21:59,280 --> 0:22:01,480 سرفراز کشورمون در خدمت 253 0:22:01,480 --> 0:22:03,140 شما عزیزان شنونده باشیم 254 0:22:03,140 --> 0:22:05,420 همگیتون رو به خداونده بی هم 255 0:22:05,420 --> 0:22:07,380 تا می سپاریم. التماس دعا 256 0:22:07,380 --> 0:22:08,760 و خدا نگهدار 257 0:22:19,920 --> 0:22:30,960 گرچه در زاغ رسیر اما چومرغان رها بودید 258 0:22:30,960 --> 0:22:40,540 که ای تواند شیر را روباه در بند آورد هیهات 259 0:22:40,540 --> 0:22:47,820 در حقیقت زائران کربلا بودید 260 0:22:47,820 --> 0:22:55,340 در حقیقت زایران کربلا بودید 261 0:22:55,340 --> 0:22:58,860 قزه شهر عشق و خون 262 0:22:58,860 --> 0:23:03,960 قزه شهر لاله ها 263 0:23:03,960 --> 0:23:08,080 شهر غیرت و شرح 264 0:23:08,080 --> 0:23:10,800 در زمین آشنا 265 0:23:10,800 --> 0:23:14,820 ملت ها نسبت نمسر قزه 266 0:23:14,820 --> 0:23:18,900 حساسا مسئله اول دنیا است این مسئله 267 0:23:18,900 --> 0:23:26,740 نباید بگذاریم این مسئله از نگاه عمومی بینورملالی منحوم دنیا خارج بشه 268 0:23:26,740 --> 0:23:29,860 از این مسئله اول بودن خارج بشه 269 0:23:29,860 --> 0:23:35,180 اینجا سرزمین زیتون و سفر است 270 0:23:35,180 --> 0:23:37,800 خودکی خواب نان میبیند 271 0:23:37,800 --> 0:23:42,980 در آغوش مادری که لالایی هایش خاموش شدند 272 0:23:42,980 --> 0:23:49,520 و لبخند نورسیدهی پشت مرزهایی که گردها ساخته اند پیر شده. 273 0:23:50,400 --> 0:23:58,520 برای زنده نگه داشتن دین و انسانیت همه ما ایرانیان همدلانه همراه مردم مظلوم قضه هستیم. 274 0:23:59,360 --> 0:24:09,860 اون یش ایران همدل ادامه دارده و شما عزیزان از این دو طریق میتوانید به مردم مظلوم قضه کمک کنید. 275 0:24:09,860 --> 0:24:18,120 از طریق شمار کارت 6037 99822 707 با یا 276 0:24:18,120 --> 0:24:21,840 خود دستوری ستاره 14 مربع 277 0:24:39,860 --> 0:24:49,160 تشمه این جهان امروز دادواه بزرگ بجدان است 278 0:25:09,860 --> 0:25:13,560 نظر شما برای ما مقتنم و مقترمه 279 0:25:13,560 --> 0:25:19,560 باید با سلیغتون آشنا باشیم تا بتونیم تبقیه میل شما برنامه بسازیم 280 0:25:19,560 --> 0:25:24,760 هر جای این دیار که هستید کافیه با شماره 162 تماس بگیرید 281 0:25:25,460 --> 0:25:33,640 راه نمای ما باشید تا براتون برنامه های بهتری بسازیم 282 0:25:33,640 --> 0:25:35,760 ما به شوق شما اینجاییم 283 0:25:35,760 --> 0:25:36,360 اینجایی 284 0:25:36,360 --> 0:25:37,760 یک 285 0:25:37,760 --> 0:25:38,720 شش 286 0:25:38,720 --> 0:25:39,460 دو 287 0:25:39,460 --> 0:25:41,060 صد و شست و دو 288 0:25:41,060 --> 0:25:46,700 شماره تلفون روابط عمومی سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران 289 0:25:46,700 --> 0:25:54,860 تا پرتوبه اهل بیت 290 0:25:54,860 --> 0:25:58,900 روشنگره باز 291 0:25:58,900 --> 0:26:03,900 اسلام همیشه سایه اش 292 0:26:03,900 --> 0:26:06,040 برسد ما 293 0:26:06,040 --> 0:26:09,400 پیام بلاگت 294 0:26:09,400 --> 0:26:16,480 در خط محمد و عدید روح خدا 295 0:26:16,480 --> 0:26:24,820 نور دل او خامنه ای رهبر ما 296 0:26:24,820 --> 0:26:33,240 نور دل اون خامه ای رحمه ما 297 0:26:33,240 --> 0:26:39,720 نوجوان امروز برخلاف نوجوان قدیم 298 0:26:39,720 --> 0:26:46,100 یک انصار بالغ و آقله یه انصار خردمنده 299 0:26:46,100 --> 0:26:47,840 زمان ما اینجوری نبود 300 0:26:47,840 --> 0:26:50,300 من به شما عرض میکنم 301 0:26:50,300 --> 0:26:52,560 من خودم رو میم 302 0:26:52,560 --> 0:26:56,420 اتفاق میگم قضیه 28 برداد 303 0:26:56,420 --> 0:26:58,940 وقتی اتفاق برداد ما به سن 304 0:26:58,940 --> 0:27:00,740 بعضی از شما 305 0:27:00,740 --> 0:27:05,060 14-15 سالمون بود مثلا فرض کنید 306 0:27:05,060 --> 0:27:07,760 یه شبهی از قضایات 307 0:27:07,760 --> 0:27:10,200 دلو چشمون بود 308 0:27:10,200 --> 0:27:12,460 دقیق کنیم کین چین 309 0:27:12,460 --> 0:27:15,400 این طرف کیه اون طرف کیه 310 0:27:15,400 --> 0:27:17,040 هدف چیه چرا میکنن 311 0:27:17,040 --> 0:27:19,600 نه اینا رو ملتفت نبودیم 312 0:27:19,600 --> 0:27:21,520 نوجوان این روزی اینجوری نیست 313 0:27:21,520 --> 0:27:27,580 نوجوان امروزی فکر میکنه تحلیل میکنه 314 0:27:27,580 --> 0:27:29,980 تحلیل رو درست میفهمه 315 0:27:29,980 --> 0:27:32,900 دکاتی به نظرش میرسه 316 0:27:32,900 --> 0:27:36,300 جوان امروزی حل تحلیله 317 0:27:36,300 --> 0:27:39,800 این خیلی نکته مهم میست 318 0:27:39,800 --> 0:27:41,980 این خیلی قابل توجهه 319 0:27:41,980 --> 0:27:44,960 حرف دارن بچه های ما جوان های ما 320 0:27:44,960 --> 0:27:48,040 و این خاصیت انقلاب اسلامیست 321 0:27:48,040 --> 0:27:49,320 این عرض بکنم 322 0:27:49,320 --> 0:27:51,960 این خاصیت انقلاب اسلام 323 0:27:51,960 --> 0:27:56,080 من استادم اینجا تا هماسه دیگر برپا کنم 324 0:27:56,080 --> 0:28:00,520 ما اینجا هستیم تا نشون بدیم به امریکا که ما دست از کشورمون بر نمیداریم 325 0:28:00,520 --> 0:28:04,920 ما اینجا این تا مالند شهید فهمیده جاروان فده ایدال کنیم 326 0:28:04,920 --> 0:28:08,680 ما جواناییم ما نست سه بوم چارم انقلابیم که اومدیم راه پیمایی 327 0:28:08,680 --> 0:28:13,780 من با دانش آماز بودم بخواهم به امریکا نشون بدم که ما با هم یه قدم برداشتیم 328 0:28:13,780 --> 0:28:16,820 برای این که از کشورمون دفاع کنیم 329 0:28:16,820 --> 0:28:19,780 ما آینده سابان جوان اینجا هستیم 330 0:28:19,780 --> 0:28:21,940 فرای اعلام برای از هر کشور 331 0:28:21,940 --> 0:28:24,420 شش میدن ایان عدید ما ندارد 332 0:28:24,420 --> 0:28:26,440 ما به نیابت از خون ریفت شده 333 0:28:26,440 --> 0:28:29,400 از جوانان ما قدم برمیداریم 334 0:28:29,400 --> 0:28:31,300 دست هم دست داریم 335 0:28:31,300 --> 0:28:33,920 هم سفر راه منیم 336 0:28:33,920 --> 0:28:36,820 اگر چنانچه انقلاب اسلامی نبود 337 0:28:36,820 --> 0:28:42,120 جوانهای ما نه حالا نوجوانها و بر بچه ها نه 338 0:28:42,120 --> 0:28:49,520 حتی جمعونای دهه بیستی مثلا بیست ساله تا بیست چند ساله 339 0:28:49,520 --> 0:29:01,720 انقدر سرگرم بیهودکاری ها و شهبدرانی ها بودن که اصلا یادشون نمی آمد 340 0:29:01,720 --> 0:29:04,560 که به مسائل اصاسی کشور فکر کنن 341 0:29:04,560 --> 0:29:06,040 اون روز اینجوری بود 342 0:29:06,040 --> 0:29:10,660 بنده اینجا می آمدم توی خیابان 343 0:29:10,660 --> 0:29:17,400 یه نقطهی بود کاخ جوانان پشت پاک شهر اون روز و امروز 344 0:29:17,400 --> 0:29:19,100 کاخ جوانان 345 0:29:19,100 --> 0:29:21,340 اوائل شب بود 346 0:29:21,340 --> 0:29:24,520 یه عده جوان ریخته بودن تو خیابان 347 0:29:24,520 --> 0:29:27,520 از اونجا جلسه بوده مهمانی بوده 348 0:29:27,520 --> 0:29:31,340 مثل منی که طلبه بودم داشتم می رفتم 349 0:29:31,340 --> 0:29:40,020 گیج می شد از دیدن ریخت این جوان ها و شکل این جوان ها و کارهایی که این جوان ها تو کلیابون می کردن 350 0:29:40,020 --> 0:29:47,520 خب این جوان با این خصوصیات حال و حوصله اینو داره که به مسائل سیاست کشور و قاینده کشور 351 0:29:47,520 --> 0:29:50,720 و تأخد و مسئولیت اینها فکر کنه 352 0:29:50,720 --> 0:29:56,560 انقلاب اسلامی بود که جوان رو بیدار کرد 353 0:29:56,560 --> 0:29:59,720 هم در دوران نهزد در اون سال آخر نهزد