1 0:00:00 --> 0:00:04,720 اولا زمان تنت نزده آیه به دست خداست و این نوانه ندیر و مبین 2 0:00:04,720 --> 0:00:09,560 ثانیان اولا یک فیم ان نانزلن آلیکا کتابی اطلاع علیهم 3 0:00:09,560 --> 0:00:14,200 شما شب و روز در آیات الهی زی فضاده این فضاده رو زندگی میکنید 4 0:00:14,200 --> 0:00:15,780 چطور آیه نزده نشده است 5 0:00:15,780 --> 0:00:18,540 همه این صوره قرآنی موجزه است 6 0:00:18,540 --> 0:00:20,380 الحمدلله و ربه امان 7 0:00:30 --> 0:00:39,640 اما جنب زندگی آیات قرآن مبین 8 0:00:39,640 --> 0:00:51,980 به نام خدا با سلام خدمت شما شنوندگان گرامی و با سلواز بر محمد و آل محمد 9 0:00:51,980 --> 0:00:55,380 از شما دوست میکنم با این بخش خبری همراه پاشی 10 0:00:55,380 --> 0:01:14,280 رحبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار ست ها نفر از قهرمانان رشده های مختلف برزشی و مدالابران اولمپیات های علمی جهانی 11 0:01:14,280 --> 0:01:19,900 این افتخار آفرینان را مظهر روشت و تجلیه قدرت ملی خوندند و تحکید کردند 12 0:01:19,900 --> 0:01:34,400 شما ثابت کردید جوانان امیدافرین ایران عزیز به عنوان نماد ملت این قدرت را دارند که برگله ها بیستند و از اینها و چشمهای جهان را متوجه فضای روشن ایران کنند 13 0:01:34,400 --> 0:01:40,560 رئیس جمهور در مراسم آغاز سال تحصیلی جدید دانشگاه ها 14 0:01:40,560 --> 0:01:44,440 با تحکید بر ضرورت مسئله به ور بودن فعالیت دانشگاه ها 15 0:01:44,440 --> 0:01:51,120 راه برون رفت از مسائل موجود را بحرمندی از ذرفیت کارشناسان و متخصصان هر حوز دانست 16 0:01:51,120 --> 0:01:56,540 و از دانشگاهیان خواست برای حل مشکلات کشور بارده میدان شبند 17 0:01:56,540 --> 0:02:06,980 امیر زرلشگر موسوی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح در آین دانش آمختگی دانشگیان دانشگاه های افسریتش گفت 18 0:02:06,980 --> 0:02:17,940 قواعد آتش بس را خوب می دانیم ولی تمام تحرکات دشمن را زیر نظر داریم و پاسخ به هر خطایی بسیار متفاوت از قبل خواهد بود 19 0:02:17,940 --> 0:02:23,920 معابن پشتیبانی و اعظام ستاد عمر و عصبات دانشگاهیان 20 0:02:23,920 --> 0:02:27,400 از آغاز سبت نام پنجامین دوره ی کاروان حج تمنطو 21 0:02:27,400 --> 0:02:33,120 بیجه ی استادان و از آگه حیثنی دانشگاه ها تا 26 شام آبان خبر داد 22 0:02:33,120 --> 0:02:38,540 اولین کنگه ی ملی حیات تیبه ی علمای جهان اسلام 23 0:02:38,540 --> 0:02:43,460 اول آبان با حضور علما و اندیشمندان در قوم برگزار می شود 24 0:02:43,460 --> 0:02:55 رئیس دیوان محاسبات کل کشور گفت نام دستگاه های متخلف یا کمکار در خصوص اجرای قانون جوانی جمعیت اعلام می شود 25 0:02:56,680 --> 0:03:08,020 بیش از هزار و ست گردشگر غیر مسلمان از پنجاه و شش کشور جهان در نیمه گه نخست امسال در حرم متحر بانوی کرامت خدمات گردشگری دریافت کردند 26 0:03:08,020 --> 0:03:15,540 شرمندگان گرامی سپاس کذارم از همراهیتان با این بخش و از حضور شما خداحافظی میکنم 27 0:03:15,540 --> 0:03:16,320 شب بخیر 28 0:03:16,320 --> 0:03:39,200 بسم الله الرحمن الرحیم 29 0:03:39,200 --> 0:03:41,660 آن شاهدان عشق 30 0:03:41,660 --> 0:03:45,540 هر گز گمان مدار که از یاد رفتند 31 0:03:45,540 --> 0:03:50,360 یا چون گل بهار برباد رفتند 32 0:03:50,360 --> 0:03:55,800 این سرخ جامگان شفقگون دشت عشق 33 0:03:55,800 --> 0:04:02,040 هر شب به بال روح در نشعه شهود به معراج می روند 34 0:04:02,040 --> 0:04:08 جایی که عقل را نبود رخصت ورود 35 0:04:08 --> 0:04:16,240 در خلوت خدای با روح تاقناک شهیدان کربلا همراز می شوند 36 0:04:16,240 --> 0:04:21,340 این شاهدان عشق با چهره گشاده و خندان 37 0:04:21,340 --> 0:04:28,880 اصاف دلپذیر مقامات خیش را در گوش روزگار فریاد می کنند 38 0:04:28,880 --> 0:04:33,460 که خفدگان برای بالگشودن به اوجها 39 0:04:33,460 --> 0:04:40,380 تا خلوتی شگرف در بارگاه حضرت دلدار بی نشان 40 0:04:40,380 --> 0:04:43,680 در واضع بهشت را گشودند 41 0:04:43,680 --> 0:04:47,440 اینان چون نور مطلق هستی 42 0:04:47,440 --> 0:04:49,660 چون روح عشق 43 0:04:49,660 --> 0:04:57 یا چون تجرد عبدیت به طول دهر جاوید زندند 44 0:04:57 --> 0:05:01,780 اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 45 0:05:01,780 --> 0:05:05,180 سلام شنبندگان ارجمند رادیو معرف شبتون به خیر 46 0:05:05,180 --> 0:05:11 با بخش دیگری از براموهای رادیو معرف در کنار شما هستیم دو شمب شب 47 0:05:11 --> 0:05:17,020 بیست و هشتمه مهرماه بیست و هفتمه رویستانی و این بخش از براموها رو تقدم میکنیم 48 0:05:17,020 --> 0:05:20,460 به روح پرفتوه همه شهده های والا مقام این سرزمین 49 0:05:20,460 --> 0:05:26,060 روح بلند و ملکوتی بنیانگزار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی رحمت الله علیه 50 0:05:26,060 --> 0:05:32,280 من رزاه دایتفر به اتفاق همکاران عجمند هم تایی کننده آقای سید محمد علی حسینیان 51 0:05:32,280 --> 0:05:39,880 صدواردار آقای علی مرزاییان همانگی پخش آقای نمتولای فتی با افتخار در کنار شما عزیزان هستیم 52 0:05:39,880 --> 0:05:47 و بخش سبمه براموها رو تقدم شما میکنیم تا ساعت شش صبح فردا سشنبه 53 0:05:47 --> 0:05:50,520 امیدوارم که فرصت همراهی ما رو داشته باشید 54 0:05:50,520 --> 0:06:01,040 شروع براموهای ما با حکایت آزادگی است خاطرات آزادگان دوران دفاع مقدس که حدود 25 دقیقه تقدم میتونیم 55 0:06:01,040 --> 0:06:10,080 جسمتان گرچه دربند زنجیر جان دشمن نسیر شما بود 56 0:06:10,080 --> 0:06:17,460 در شب قربت سرد زندان یارتان ذکر و یاد خدا بود 57 0:06:17,460 --> 0:06:29,860 هیچی ایک از موارد قانونی که برای اصرا وزشده در مورد اصرای ایران 58 0:06:29,860 --> 0:06:32,080 با چوبای جبه مهمات می زدن 59 0:06:32,080 --> 0:06:35,700 نه پتوه خاصی بود نه آب خاصی بود که بخوان بچه ها رفتی 60 0:06:35,700 --> 0:06:36,740 خیلی غصم شد 61 0:06:36,740 --> 0:06:37,780 نه از شهادت 62 0:06:37,780 --> 0:06:40,960 شهادت واقعیت برای خودم امامون لرزه افتخار بود 63 0:06:40,960 --> 0:06:42,740 اصلا از شهادت باید که نداشت 64 0:06:42,740 --> 0:06:44,300 از مظلومیت برد شد 65 0:06:44,300 --> 0:06:49,220 حکایت آزادگی 66 0:06:49,220 --> 0:06:53,040 آقبت همه ظلمت سر آمد 67 0:06:53,040 --> 0:06:56,640 یوسف از غائر زندان بر آمد 68 0:06:56,640 --> 0:07:05,260 روز دیدار یه خوب جان شد 69 0:07:05,260 --> 0:07:08,800 یوسف از جمله آزادگان شد 70 0:07:08,800 --> 0:07:12,740 یوسف از جمله آزادگان شد 71 0:07:12,740 --> 0:07:14,660 بسم الله الرحمن الرحیم 72 0:07:14,660 --> 0:07:16,840 شنوندگان عزیز سلام 73 0:07:16,840 --> 0:07:18,700 از این که توفیق پیدا کردیم 74 0:07:18,700 --> 0:07:21,780 با یکی دیگه از برنامه های حکایت آزادگی 75 0:07:21,780 --> 0:07:25,740 مهمان شما باشیم خدای مهربان رو شاکر هستیم 76 0:07:25,740 --> 0:07:28,340 از این که تا پایان همراه ما میمونید 77 0:07:28,340 --> 0:07:31 سمیمانه از شما سپاس گذاریم 78 0:07:38,800 --> 0:07:49,800 موسیقی 79 0:08:08,800 --> 0:08:17,280 مرا دست بسته با زرب و شتم که خودشون با مغرب همیشه نیروی عراقی داشتن 80 0:08:17,280 --> 0:08:20,540 سواره آیفای کردن و مغرب استفاده شونو بودن 81 0:08:20,540 --> 0:08:23,340 در اونجا از بچه ها بازجویی کردن 82 0:08:23,340 --> 0:08:25,940 بسه هم که با مغرب همیشه آماده بودن 83 0:08:25,940 --> 0:08:28,340 بچه بسه زیار از قبل ممیلان آماده می کردن 84 0:08:28,340 --> 0:08:32,420 ممانه این که اگر احیانا یه زمانی اصری شدین 85 0:08:32,420 --> 0:08:36,640 مطالبی که باید گفته شده مثلا مطالبی که گفته نباید بشه 86 0:08:36,640 --> 0:08:38,780 نوع همه اینگی داشتن از قبل 87 0:08:38,780 --> 0:08:40,760 بعد فهم که آمادگی داشتم 88 0:08:40,760 --> 0:08:45,560 و سوالاتی که میکردن از قبلی که کدوم لشگر بودین 89 0:08:45,560 --> 0:08:48,820 کلوه هستی شدین منطقتون چند نیرو داشت 90 0:08:48,820 --> 0:08:54,520 معلوم بچه هم نیروها را زیاد میگفتن نسبت به تعداد نفرات که بود 91 0:08:54,520 --> 0:08:59,680 زیادتر از اون بخاطر این که یه روبو بخشتی دل دشمنان بیاخت 92 0:08:59,680 --> 0:09:11,100 بعد از اینکه فهمیدن بچه ها اطلاعاتی که میخواستن به اطلاعات دردو خودشون نیمه 93 0:09:11,100 --> 0:09:18,520 چشمه ها رو بستن دستار ها رو بستن سوار آیفای کردن و به بسره منتقل کردن 94 0:09:29,680 --> 0:09:47,680 موسیقی 95 0:09:47,680 --> 0:09:55,500 در بسر اوده چهار روز که در اونجا بودیم افسران رد بالاشون می آمدن از اون بازوی می کردن 96 0:09:55,500 --> 0:10:02,060 اسم لشکرار رو از اون می خواستن اسم منطقه ها رو می خواستن که بچه ها معمولا که اینجایی نداشتن در بسر اون 97 0:10:02,060 --> 0:10:11,080 اوده چهار روز اونجا بودیم و از چهار روز ما رو وارده یه قسمتی به نام استخبارات راه بود که زندان های محسوسی داشت چهار دیواری بود 98 0:10:11,080 --> 0:10:18,680 پونزر نفر رو داخل یه سلول تقریبا سده چهاری بود انداختن که یه دره خیلی بزرگ آهنگی بود 99 0:10:18,680 --> 0:10:23,320 پنجره کچی که روش تبیه شده بود که بعضی مواد می آدن سرکشی می کردن 100 0:10:23,320 --> 0:10:30,780 در اون جا که بوده یه هفته طول کشید بچه ها اول که رسیدن شروع کردن بازید زندان 101 0:10:30,780 --> 0:10:35 یعنی منظوری که بازید سی کردن که احیانا میکروفون ای چیزی تبیه نشده باشد 102 0:10:35 --> 0:10:41,460 و خواهد صداهایشون رو سبب بگذاری کنه که اگه صحبتی احیانا میشه از اون گرفته بشه برای شناسه 103 0:10:41,460 --> 0:10:46,600 بعد سایت این مدت که اونجا بودیم سه و عده در واقع میابردم بارو بیرون 104 0:10:46,600 --> 0:10:53,880 یه بار صبح میابردم یه بار نزدیکای زهر بود که یه بار هم برای زهر برای قلوب که برای رفعه هاجه 105 0:10:53,880 --> 0:10:58,300 که معمولا یه نفر دم در بای میساد یه نفر هم دم در دستشوی 106 0:10:58,300 --> 0:11:03,840 این با کتک و زر و شد با باطونی که دستشون بودن می زدم تا در این دستشون 107 0:11:03,840 --> 0:11:06,300 اونجا هم که می فرستن در خدای دستشونی بوده 108 0:11:06,300 --> 0:11:12,440 یه دقیقه دو دقیقه که می شود سریع با لغد و در می زدم به درک سریع بیاریم می روند 109 0:11:12,440 --> 0:11:17,460 که معمولا براتون هم با اونها این کتک ها رو به نرختن ترزیح می دادن 110 0:11:28,300 --> 0:11:36,320 مرد رست از بند به سختی ها زدی مردان لبخند 111 0:11:36,320 --> 0:11:40,940 اگرچه جسم تو پشمرده شون گل 112 0:11:40,940 --> 0:11:45,480 ولی روحت چه کفت از این تهمون 113 0:11:45,480 --> 0:11:50,080 اگرچه جسم تو پشمرده شون گل 114 0:11:50,080 --> 0:11:54,640 ولی روحت چه کفت از این تهمون 115 0:11:54,640 --> 0:12:13,200 اگر در محبسی تاریک بودی ولی با کربلا نزدیک بودی 116 0:12:13,200 --> 0:12:22,560 مگر همراه تو از طربت روز که خاک مقدمت چون مشت خوش بود 117 0:12:22,560 --> 0:12:41,040 مگر همراه تو از طربت روز که خاک مقدمت چون مشکش بود 118 0:12:41,040 --> 0:12:49,560 و اما در این بخش از برنامه یه حکایت و آزادگی یک داستانک از دوران دفاع مقدس براتون میخونیم 119 0:12:49,560 --> 0:12:57,140 روزگاری به ما در منطقه هفتهی دو قطی کنپوت آل بالو می دادند. می گذاشتیم وسط و می خوردیم. 120 0:12:57,140 --> 0:13:07,320 غلام علی داداشی تنها کسی بود که سهمیش را نگه می داشت و به همان یکی دو دانهی که دیگران تعارف می کردند بسنده می کرد. 121 0:13:07,480 --> 0:13:13,040 و حالا او هشت قطی کنپوت داشت که خیلی وسوس انگیز بود. 122 0:13:13,040 --> 0:13:35,120 چند بار به زبان خودش از او خواهش کردم که از خر شیطان بیاید پایین و هر چه دارد بیاورد برادرانه دوره هم بخوریم. به خرجش نرفت که نرفت. چاره نبود. به نمایندگی از طرف سایر برادران معمولیت یافتم که در یک عملیات متحف برانه ترتیب قوتی های احتکار شده را بدهم. 123 0:13:35,120 --> 0:13:38,860 تک با موفقیت انجام شد 124 0:13:38,860 --> 0:13:47,140 شب بود کمپوت ها را آوردم ریخدم روی زمین و گفتم بیایید که انبار شما را مهمان کرده است 125 0:13:47,140 --> 0:13:50,680 جلوتر از همه بیچار داداشی آمد 126 0:13:50,680 --> 0:13:57,720 با چه هرسو ولی می خورد و دست آخر هم مثل همیشه خورسند بود از این که شکمش سیر شده 127 0:13:57,720 --> 0:14:01,880 در حالی که انبار زخیرش دست نخورده باقی مانده است 128 0:14:01,880 --> 0:14:08,880 این خبر ناگوبار را باید هرچ زودتر و البته آقلانه تر با او درمیان می گذاشتیم 129 0:14:09,600 --> 0:14:12,080 صحبت را با یک سلوات شروع کردم 130 0:14:12,080 --> 0:14:15,820 برای سلامتی برادر داداشی سلوات 131 0:14:15,820 --> 0:14:17,660 بعد ادامه دادم 132 0:14:17,660 --> 0:14:22,080 ما نمی دانیم چطور و با چه زبانی از آقای داداشی تشکر کنیم 133 0:14:22,080 --> 0:14:23,800 واقعا لطف کردند 134 0:14:23,800 --> 0:14:26,940 می شد حدستد چه حالی دارد 135 0:14:26,940 --> 0:14:41,360 بین خوف و رجا فهمیده و نفهمیده منتظر بقیه ی ماجرا بود اما بقیه ی نداشت خنده ی رفقا و سلوات های بعدی جایی هیچ گونه ابهامی را باقی نگذاشت 136 0:14:41,360 --> 0:14:53 او برای این که نشان بدهد خودش را نباخته بعد از آن سکوت با صدای بلندی گفت نوش جانتان کسی که چیزی انبار کند سزایش همین است 137 0:14:56,940 --> 0:15:12,940 موسیقی 138 0:15:13,460 --> 0:15:23,120 در این بخش از برنامه یه حکایت آزادگی می شینیم پای خاطرات آزاده ی عزیز کشورمون جناب آقای محمد حسین کشانی 139 0:15:23,120 --> 0:15:28,600 توی مدتی که ما اونجا بودیم تصمیم گرفتیم که اونجا یه برنامه ریزی خاصی داشته باشیم 140 0:15:28,600 --> 0:15:34,160 نسبت به این که توی این اوقاتی که داشتیم حالا که وقتمون هدر نداده باشیم 141 0:15:34,160 --> 0:15:35,640 نکرستیم برنامه ریزی کردیم 142 0:15:35,640 --> 0:15:42,600 صبح که می شد بین روز بعد از صبحانه که دیست می دادم واسه پونزن افرادم 143 0:15:42,600 --> 0:15:44,320 و چهات دونمون 144 0:15:44,320 --> 0:15:48,380 بعد از صبحانه می شدیم دوره هم طوری که اراقی ها متفرزی نشن 145 0:15:48,380 --> 0:15:51,120 ما مشغول صحبتیم 146 0:15:53,120 --> 0:16:04,120 که یکی یک صحبت یک حدیثی داشت میگفت شروع کرده به قراعت قرآن یا حفظ قرآن، حفظ احادیث، برنامه کلاس های دیگه، هر چی داشت رو می کرد. 147 0:16:04,120 --> 0:16:10,120 در اینکه مسئله همه هنگی می کردن چون که تو استخبارات نمونند بچه ها رو مورد بازجوی رو می گرفتن، 148 0:16:10,120 --> 0:16:14,120 حالا بازجوی شخصی یا بعضی ما واقعا بازجوی جمعی. 149 0:16:14,120 --> 0:16:18,120 که اطلاعاتی که داشتن تو همون قسمت ازشون گرفته می شون. 150 0:16:18,120 --> 0:16:22,460 بچه ها همه اینکه همه یک صحبت داشته باشیم 151 0:16:22,460 --> 0:16:25,620 همه توی زمین صحبت داشته باشیم که 152 0:16:25,620 --> 0:16:29,400 رای نکرده مسئله سروی بخته نشه یا فاش نشه 153 0:16:29,400 --> 0:16:35,400 مدتی که توی این اردوگاه بودیم که اردوگاه به نام کمپ دوازده بود 154 0:16:35,400 --> 0:16:36,940 اردوگاه دوازده معروف بود 155 0:16:36,940 --> 0:16:43,820 که ما قسمت تقریبا بچه هایی که توی عملیات شلمکه اصیل شده بودن 156 0:16:43,820 --> 0:16:45,820 توی قسمت نگهداشده بودن 157 0:16:45,820 --> 0:16:51,160 که ما با بچه هایی که اونجا بودن ما رو ستون به ستون می کردن 158 0:16:51,160 --> 0:16:54,540 در این بسرات آماری که خودشون می بخدن 159 0:16:54,540 --> 0:16:58,280 سرا پایین بود همیشه دوزانون شهسته سرا پایین 160 0:16:58,280 --> 0:17:02,180 و افصال می آمد بچه ها رو ستون به ستون می شمورد 161 0:17:02,180 --> 0:17:05,440 و بعد به یه ستون یک می کردن بلند می کردن داخل اردوگاه 162 0:17:05,440 --> 0:17:09,240 که ما اول خیال می کردیم که بچه هایی کسی اونجا نیست 163 0:17:09,240 --> 0:17:12,360 که بعد مایی که داخل آساشگاه بودن دیدیم 164 0:17:12,360 --> 0:17:21,920 خیلی بر بچه ها اینجا هستند ولی امن خدا از این تحت اینکه خدایی نکرده عراقی ها بریزند داخل آساشگاه بزنند اول تهدید کرده بودند 165 0:17:21,920 --> 0:17:27,960 روی این صحبت بچه ها مجبورا ساکت نشست بودند تا اینکه بچه ها داخل کمپ آوردند 166 0:17:27,960 --> 0:17:34,680 و اول اینکه اولش یه بناروف پذیرای مفصلی از بر بچه ها می کردند یعنی می فرستند داخل همون 167 0:17:34,680 --> 0:17:39,240 و بعد از همون که می آیده خیست که همون یه دوشی که می رسدن 168 0:17:39,240 --> 0:17:41,420 بچه ها رو روح می کردن می آوردن ویرون 169 0:17:41,420 --> 0:17:43,180 و اما اینکه لباس بدن 170 0:17:43,180 --> 0:17:46,620 بسیار تنو پنج می کردن و شروع می کردن به کتک زدنشون 171 0:17:46,620 --> 0:17:49,040 با کاب نیفتن روز جون بچه ها 172 0:17:49,040 --> 0:17:55,060 ما رفتیم داخل آساشکا نشستیم و بچه هایی که اونجا بودن جا به امون دادن 173 0:17:55,060 --> 0:17:56,580 پتوه از خودشون دادن به امون 174 0:17:56,580 --> 0:18:04,080 بعد یکی از بسه من یادم از این آساشگاه که من کمرم اینجا دار نراحت بود از زدن اینها 175 0:18:04,080 --> 0:18:06,880 این شروع کرد به ماساج زدن کمر من 176 0:18:06,880 --> 0:18:11,220 با این که بازم ما را نمیشنم خط شهرستانی شهرستان دیگه بود 177 0:18:11,220 --> 0:18:16,940 ولی اون قوهی که با من و بسه مسلمانی با هم دارن 178 0:18:16,940 --> 0:18:20,540 یعنی محبتی که دل همه ایرانی هست نصفت به همدیگه 179 0:18:20,540 --> 0:18:24,700 اونجا ما دیدیم نصفت به همدیگه و اصلا ایسارگری هایی که داشتن 180 0:18:26,580 --> 0:18:54,580 موسیقی 181 0:18:54,580 --> 0:19:03,840 در این بخش از برنامه یه حکایت آزادگی می شینیم پای خاطرات آزاده ی عزیز کشورمون جناب آقای محمد حسین کشانی 182 0:19:03,840 --> 0:19:13,140 بعد از یه مدتی بود که اونجا بودیم روزانه بچه ها باز موقع می شد که یه افسری بود منام نقیب بود یعنی سروان بود 183 0:19:13,140 --> 0:19:18,360 که این هر موقع که می آمد باز موقع با بچه هاش می آمد یعنی بچه هاش می آورد به خودش 184 0:19:18,360 --> 0:19:22,380 یک کابلی می داد دست روش می گفت که اکی دوتا این بچه ها رو می آورد 185 0:19:22,380 --> 0:19:23,820 برای اینکه دلش خوش باشه 186 0:19:23,820 --> 0:19:28,340 برای محض خنده خودشون شادیشون بچه ها رو شروع می کردن و بزرگن 187 0:19:28,340 --> 0:19:32,020 یا معمولا پنگ نفر پنگ نفر می آوردن 188 0:19:32,020 --> 0:19:34,560 گفتن هر راستش که پنگ نفر بیاد بیرون 189 0:19:34,560 --> 0:19:37,700 بعد بچه ها می فرمیدن که به اون رو شروع 190 0:19:37,700 --> 0:19:41,680 محان اینا مسئله زرب و شد ما بسیار بچه ها داشته باشیم 191 0:19:41,680 --> 0:19:43,160 این در واقع تضریف روحیه بود. 192 0:19:43,160 --> 0:19:53,020 این روحیه که بچه ها من تو بچه ها می دیدم خیلی بیشتر از اون بود که با اینا این صحبت رو بخواد بیان پایین. 193 0:19:54,140 --> 0:20:09,900 مسئله مذهبی که بین بچه ها بود البته نه با اون صورت که اراغیا چون که یه سری نفرات خاصی و اشخاص خاصی و به عنوان منافق داخل بچه ها نفوزی داخل بچه ها براداده بودن. 194 0:20:09,900 --> 0:20:15,880 بچه ها جرات نمی کردن حتی نماز خودشون هم بیشتر از اون نمازی که داشتن 195 0:20:15,880 --> 0:20:19,300 نماز یومی خودشون رو بیشتر از اون ادعا کنن 196 0:20:19,300 --> 0:20:23,680 یعنی اگر نفری دوره کرد اضافه تر از اون که می خونون 197 0:20:23,680 --> 0:20:29,300 فردا اسمش جزه دیست سیاه می رفت و با با خودشون رو می بردن بیرون 198 0:20:29,300 --> 0:20:32,820 و چرا شما مثلا مورد سادیه ها و شما چرا شما این نماز رو خوندین 199 0:20:32,820 --> 0:20:35,700 یا بچه ها هم با برنامه زنگی تر از اون ها بودن 200 0:20:35,700 --> 0:20:39,680 یا بچه ها نماز شب نیهبانو میبنن بازید میکرد 201 0:20:39,680 --> 0:20:43,020 میدن بچه ها یه نماز شب نمیخونند دعا نمیخونند 202 0:20:43,020 --> 0:20:45,980 بچه ها معمولا میرفتن زیر پتو پتو میداختن 203 0:20:45,980 --> 0:20:49,500 از سرشون رو شون میکردن به عبادتی که خودشون 204 0:20:49,500 --> 0:20:52,620 اینجا معمولا بچه ها به معنویت بیشتر رجوع کردن 205 0:20:52,620 --> 0:20:54,520 میرفتن طرف معنویت 206 0:20:54,520 --> 0:20:57,820 که میدونستن که اینجا بیشتر جاییه 207 0:20:57,820 --> 0:21:01,540 برای خودسازی نصر به بهترین جاست 208 0:21:01,540 --> 0:21:05,160 بچه ها در حال خوابیده نواز شب میخوندن 209 0:21:05,160 --> 0:21:09,560 یا دعا کومیل داشتون که احیانا کسی بچه ها بیشتر هم 210 0:21:09,560 --> 0:21:11,740 یک دوتا بودن که دعا کومیل برد بودن 211 0:21:11,740 --> 0:21:14,580 یعنی حفظ بودن یا دعا توسط حفظ بودن 212 0:21:14,580 --> 0:21:16,540 یا بعضو مددهی میکردن 213 0:21:16,540 --> 0:21:19,380 شروع میگردم نصف شهر دو نفر دو نفر 214 0:21:19,380 --> 0:21:23,580 سه شهر نفر دو رو هم جمع شدن دوری که عربی ها متوازی نشن 215 0:21:23,580 --> 0:21:25,900 نیرای نفوزی متوازی نشن 216 0:21:25,900 --> 0:21:30,340 من شروع میکردم به دعا خوندن و رازمیادهای خودشون 217 0:21:55,900 --> 0:22:20,900 موسیقی 218 0:22:20,900 --> 0:22:30,380 در این بخش از برنامه یه حکایت آزادگی می شینیم پای خاطرات آزاده ی عزیز کشورمون جناب آقای محمد حسین کشانی 219 0:22:30,380 --> 0:22:36,140 مسئله فرهنگی که بین بچه ها بود تو اینکه من دیدم مسئله حفظ قرآن بود 220 0:22:36,140 --> 0:22:41,500 موقع قدنامه که شد امایده اون عراقی ها و عدو و عید زیاد دادن به بچه ها 221 0:22:41,500 --> 0:22:45,660 بچه ها می دونستن در واقع آخرهای جنگ هم تموم می شه 222 0:22:45,660 --> 0:22:52,660 و در این حساب به نفع ایران پیوز بندنوشه واسه نظرونیازهای خودشون داشتن 223 0:22:52,660 --> 0:22:56,660 من حتی یادمم که پنج میلون تا سرهاد یکی از ها نرس کرده بود و بین بچه ها پخ کرده بود 224 0:22:56,660 --> 0:23:03,660 هرکی میگرف یکی پنجه هزار تا یکی سه هزار تا یکی هزار تا هرکی به اصفه خودش که میتونست 225 0:23:03,660 --> 0:23:10,660 که رست بود بین بچه ها بچه ها با نخواهی که از پتو کشیده بودن شروع کرده بودن به تصویر برس کردن 226 0:23:10,660 --> 0:23:17,360 یعنی گره می زدن اینها رو دوره هم و سی چهار تا که می شود سرش رو گره می زدن دوره هم و شروع می کنند تصویر کردن 227 0:23:17,360 --> 0:23:25,520 حتی عراقی ها این هم از بچه ها دریخ کرده بودن که اینها رو بعض موقع هفته ی دو سه بار می آدن تفتیش می کردن 228 0:23:25,520 --> 0:23:29,620 لباس ها رو می گشتن آسرشگاه ها رو می گشتن نای پتو ها رو می گشتن 229 0:23:29,620 --> 0:23:32,640 سی چهار تا سنجر می شدن شروع می کنند و ذکر بفتن 230 0:23:32,640 --> 0:23:39,360 از لازم قرآن هم بچه ها چون که از لازم قلم و کاغذ ما معذور بودیم 231 0:23:39,360 --> 0:23:43,320 حتی یکی دو تا بچه ها از طریق خود اراقی ها 232 0:23:43,320 --> 0:23:47,920 یکی دو تا اراقی ها شیعه بودن که اون دو بچه ها همکاری خاصی داشتن 233 0:23:47,920 --> 0:23:53,380 و از یک تا مخفیانه که بعض بچه ها نفهمند که اراقی ها با اونو خوبند 234 0:23:53,380 --> 0:23:57,260 و ازشون قلم یک چیزی مدادی حتی یک مداد خیلی کچیکی 235 0:23:57,260 --> 0:24:01,140 داشت بطرها سر یه چوبی تراشیده رو دستورش درست کرده بود 236 0:24:01,140 --> 0:24:04,900 گلشت در آن و با این کاغذ های سیگاری که بود 237 0:24:04,900 --> 0:24:07,660 روش آیات قرآن نوشته بودن و حفظ میکردن 238 0:24:27,260 --> 0:24:33,260 موسیقی 239 0:24:57,260 --> 0:24:59,780 سایر استفاده پسندیده از اون نشعت می گیره 240 0:24:59,780 --> 0:25:01,400 و سرچشمه می گیره 241 0:25:01,400 --> 0:25:03,480 ایشون سب کردن 242 0:25:03,480 --> 0:25:05,400 رو مقدمه رسیدن 243 0:25:05,400 --> 0:25:06,900 به مقام تسلیم 244 0:25:06,900 --> 0:25:08,580 و رضا می دانستن 245 0:25:08,580 --> 0:25:10,380 چیزی که همه آزادگان 246 0:25:10,380 --> 0:25:12,700 انتظار اون رو داشتن 247 0:25:12,700 --> 0:25:15,220 که به مقام تسلیم برسن 248 0:25:15,220 --> 0:25:17,260 در مورد سبر آزادگان 249 0:25:17,260 --> 0:25:19,320 در اصارت تقریبا می تونن بگم 250 0:25:19,320 --> 0:25:20,920 که همه خاطرات 251 0:25:20,920 --> 0:25:23,440 پجوهش های مرتبط با اردوگاهی 252 0:25:23,440 --> 0:25:25,420 بحثی این خستت رو 253 0:25:25,420 --> 0:25:31,240 به عنوان ستون اصلی بقای آزادگان در اون شرایط بد اردگاه معرفی می کنن 254 0:25:31,240 --> 0:25:36,760 در فرهنگ دینی ما هم سبر به معنی تحمل منفعلانه نیست 255 0:25:36,760 --> 0:25:38,720 یه تحمل آگاهانه است 256 0:25:38,720 --> 0:25:42,360 یه نوع پایداری و ایسادگی همراه با آگاهی است 257 0:25:42,360 --> 0:25:47,660 در واقع یعنی نگه داشتن خود در مسیر درست با وجود پشار 258 0:25:47,660 --> 0:25:50,900 اما این که چرا آزادگان این همه سبر داشتن 259 0:25:50,900 --> 0:25:57,080 باید ارز کنم که ایمان امیغ اونها به خداوند و به کتاب آسمانی قرآن بود 260 0:25:57,080 --> 0:26:00,240 ایمان در واقع زمین ساز سبره 261 0:26:00,240 --> 0:26:07,220 آزادگان وقتی قرآن میخوندن اون آیات سبر رو میدیدن یاداوری میشد و سبور بودن 262 0:26:07,220 --> 0:26:11,740 قرآن در این زمینه سبر میفرماد 263 0:26:11,740 --> 0:26:39,740 موسیقی 264 0:26:39,740 --> 0:26:47,200 بله از سبر و استقامت و نماز کمک بگیرید که خدا بند با سابران است 265 0:26:47,200 --> 0:26:50,060 ما انواع سبر داشتیم در اصارت 266 0:26:50,060 --> 0:26:52,660 یکی از سبرها شکنجای جسمی بود 267 0:26:52,660 --> 0:26:55,100 ضربوشت، بیخابی، محرومیت، قضایی 268 0:26:55,100 --> 0:26:57,940 همه اینا بخشی از ایک برنامه های شکنجه بود 269 0:26:57,940 --> 0:27:02,880 که در قالبن در اوز اوائل اصارت بود و بعضا در اواسط 270 0:27:02,880 --> 0:27:06,240 دوبام سبر در مقابل پشارهای روانی بود 271 0:27:06,240 --> 0:27:10,100 علاوه بر جز دشمن همیشه سعی میکرد که انظر روانی ما رو بشکنه 272 0:27:10,100 --> 0:27:14,400 اخبار دروش، شایش، شکست ها، نام های ساختگی 273 0:27:14,400 --> 0:27:17,420 این ها همه موجب میشد که ما بشکنیم 274 0:27:17,420 --> 0:27:20,820 ولی سحب باعث میشد نشکنیم و خود ما نگه داریم 275 0:27:20,820 --> 0:27:27,340 باز هم به پایان یکی دیگه از برنامه های حکایت آزادگی رسیدیم 276 0:27:27,340 --> 0:27:31,140 انشاءالله که مورد توجه شما قرار گرفته باشه 277 0:27:31,140 --> 0:27:39,380 تا برنامه بعد که مجددن با خاطرات یکی از آزادگان سرفراز کشورمون در خدمت شما عزیزان شنونده باشیم 278 0:27:39,380 --> 0:27:42,600 همگیتون رو به خداونده بی هم تا می سپاریم 279 0:27:42,600 --> 0:27:45 التماس دعا و خدا نگهدار 280 0:27:45 --> 0:27:57,660 گرچه در زاغ رسیر اما چو مرغان رها بودید 281 0:27:57,660 --> 0:28:06,660 گرچه در زاغ رسیر اما چمرغان رها بودید 282 0:28:07,220 --> 0:28:16,760 که ای تواند شیر را روباه در بند آورد حیات 283 0:28:16,760 --> 0:28:24,060 در حقیقت زائران کربلا بودید 284 0:28:24,060 --> 0:28:31,560 در حقیقت زایران کربلا بودید 285 0:28:54,060 --> 0:29:06,060 سلام سرخط شنده تا پنج شمبه ساعت شش و سی دقیقه 286 0:29:06,060 --> 0:29:11,320 مجلوی صبحگاهی مهربان باشی 287 0:29:11,320 --> 0:29:17,860 با مهوریت نشات معنوی و آماده شدن برای یک صبح خوب 288 0:29:17,860 --> 0:29:21,060 مهربان باشی 289 0:29:21,060 --> 0:29:26,380 شنبه تا پنج شنبه شش و چهل و پنج دقیقه صبح 290 0:29:26,380 --> 0:29:29,700 سینما معنا 291 0:29:29,700 --> 0:29:35,340 با موضوع بازخانی سینمای معناگران 292 0:29:35,340 --> 0:29:41,800 همنشینی کارشناسان ناماشنای سینما در سینما معنا 293 0:29:41,800 --> 0:29:46,660 یک شنبه و پنج شنبه ساعت بیست و سه 294 0:29:51,060 --> 0:29:57,140 راژیو معارف صدای فزیلت و فترانت