1 0:00:00 --> 0:00:03,980 پیروزی بردشمن متجاوز کاری نممکنه 2 0:00:03,980 --> 0:00:08,560 خدای صبحان در آیه 66 سوره مبارکی انفال می فرماید 3 0:00:08,560 --> 0:00:14,240 اگر از شما یک ست تن شکیبا باشند بردویز تن پیروز شوند 4 0:00:14,240 --> 0:00:17,820 و اگر از شما هزار تن شکیبایی ورزند 5 0:00:17,820 --> 0:00:24,440 به توفیق الهی بر دو هزار نفر قلبه خواهند کرد و خدا با سابران است 6 0:00:24,440 --> 0:00:29,680 بله دوستان با سبر و توکل بود که رزمندگان ایران اسنامی 7 0:00:29,680 --> 0:00:38,100 در هشت سال دفاع مقدس در برابر دشمنان میهن و نظاممون ایستادن و سرانجام به پیروزی رسیدن 8 0:00:38,100 --> 0:00:45,640 واقعیت اینه که مهمترین عرصه ای که اهمیت و عرضش سبر و استقامت آشکارتر میشه 9 0:00:45,640 --> 0:00:49,740 عرصه و میدان جهاد در راه خداست 10 0:00:49,740 --> 0:00:53,120 یاد دلاورمدی های اون عزیزان رو گرامی میداریم 11 0:00:53,120 --> 0:00:58,680 و بر روان پاک شهیدان دفاع مقدس و انقلاب اسلامی درود میفرستیم 12 0:00:58,680 --> 0:01:08,680 از اتون دعوت میکنم در ادامه برنامه های رادیو معارف به مدت 23 دقیقه شنونده ی حکایت آزادگی باشید 13 0:01:09,220 --> 0:01:16,880 جسمتان گرچه دربند زنجیر جان دشمن نسیر شما بود 14 0:01:16,880 --> 0:01:23,680 در شب قربت سرد زندان یارتان ذکر و یاد خدا بود 15 0:01:23,680 --> 0:01:30,200 دو هفت پنجانون در منطقه قصر شیبین به اصارت نیروهای بحثی دارد 16 0:01:30,200 --> 0:01:36,660 هیچی ایک از موارد قانونی که برای اصرا وزد شده در مورد اصرای ایران 17 0:01:36,660 --> 0:01:38,860 با چوبای گره مهمات می زدن 18 0:01:38,860 --> 0:01:42,480 نه پتوه خاصی بود نه آب خاصی بود که بخواهند بچه ها رفت 19 0:01:42,480 --> 0:01:44,580 خیلی غصم شد نه از شهادت 20 0:01:44,580 --> 0:01:47,760 شهادت واقعیت برای خودم و ممول ازه افتخار بود 21 0:01:47,760 --> 0:01:49,520 اصلا از شهادت باکی نداشت 22 0:01:49,520 --> 0:01:51,120 از مظلومیت برامد 23 0:01:51,120 --> 0:01:56,040 حکایت آزادگی 24 0:01:56,040 --> 0:01:59,840 آقابت همر ظلمت سر آمد 25 0:01:59,840 --> 0:02:03,440 یوسف از غعر زندان برامد 26 0:02:03,440 --> 0:02:08,280 یوسف از غعر زندان برامد 27 0:02:08,280 --> 0:02:12,040 روز دیدار یه خوب جان شد 28 0:02:12,040 --> 0:02:15,600 یوسف از جمله آزادگان شد 29 0:02:15,600 --> 0:02:19,460 یوسف از جمله آزادگان شد 30 0:02:19,520 --> 0:02:35,880 بسم الله الرحمن الرحیم شنوندگان عزیز و عجومند سلام از رادیو معارف با برنامه یه حکایت و آزادگی دقایقی رو مهمان شما هستیم از این که در کنار ما هستید با این برنامه سمیمانه سپاس گذاریم 31 0:02:49,520 --> 0:03:04,620 در این بخش از برنامه ی حکایت آزادگی می شینیم پای خاطرات آزاده ی عزیز کشورمون جناب آقای محمد حسین کشانی 32 0:03:19,520 --> 0:03:23,520 از اینجا با اینکه این قرآن برده بود. اون هم از تجمعه بیش از دو نفر ممنوع بود. 33 0:03:23,520 --> 0:03:29,520 یعنی سه نفر که می شودی، یک رسمت می رفت جزای لیست سیاه فردا، می رفتی تو اون قسمتی که بود، اونجا شروع می کردن به کتک زدن. 34 0:03:29,520 --> 0:03:35,520 یعنی مجبوراً اون تشکر سمیت که کتک می خورد، همیشه می رفت جزای دوست در اینجا بود. 35 0:03:35,520 --> 0:03:44,520 یعنی سه نفر که می شدی، یک اسمت می رفت جزای لیست سیاه فردا، می رفتی تو اون قسمتی که بود، اونجا شروع می کردم به کتک زدن. 36 0:03:44,520 --> 0:03:51,520 یعنی مجبورا اون تشکر سنگی که کتک می خورد، همیشه می رفت جزای لیست سیاه دیگه ممنون ملاقات بود. 37 0:03:51,520 --> 0:04:03,920 بعد بچه ها شروع میکردن دو نفری که کسی که مثلا قرآن بند بود شروع میکرد یاد دادن به طرف نفر بعدی اون نفرم شروع میکرد نوشتن رو دستش با سوزن 38 0:04:03,920 --> 0:04:09,700 حالت چیزی بود آیه ها هفت میکرد پاک میکرد دوباره یه آیه دیگه مینوشت 39 0:04:09,700 --> 0:04:18,800 ممکنه مسایل فرهنگی که بین بچه ها رواج داشت از جمعه حفظ قرآن بود که رودست بچه ها می نوشن 40 0:04:18,800 --> 0:04:27,900 یعنی رودستشون شروع می کردن به نوشتن با سوزن یه خط و خطوط هایی که رودست ممکنه می افته شروع می کردن به نوشتن اون 41 0:04:27,900 --> 0:04:34,540 بعد یه آیه حفظ می کردن با دوباره شروع می کردن پاک کردن و دوباره یه آیه دیه حفظ می کردن 42 0:04:34,540 --> 0:04:42,600 بعد از مدتی که ما تو این کم بودیم که ما رو آبوردن اتقام کردن با بچه هایی که تو عملیت فا ورست شده بودن با اونا بودیم 43 0:04:42,600 --> 0:04:47,980 بعد از مدتی که بچه هایی مجنون عملیت مجنون بودن یه سریشون ما آبوردن بچه هایی عرش شدن 44 0:04:47,980 --> 0:04:55,040 اراقی ممولا بچه ها رو نصفت هم بدبین می کردن یعنی نفوزی ها رو بیشتر می کردن 45 0:04:55,040 --> 0:05:00,360 تو مجبورن بچه ها ساکت تر بودن نصفت به مسائل معنویات و اینا 46 0:05:00,360 --> 0:05:03,860 اما معمولا ساکتر میشون چون بیشتر رو میرفتن. 47 0:05:03,860 --> 0:05:06,360 یک سا بچه ها اتحاد بیشتری کردن. 48 0:05:06,360 --> 0:05:13,360 دوست نفر که اومدن توی کمپ ما بوده سد نفر بودیم توی سلو بودیم. 49 0:05:13,360 --> 0:05:15,860 دفت نوزه نفر آنو که خط میدادن. 50 0:05:15,860 --> 0:05:22,860 یکی دوتا دکتر داشتیم، یکی دوتا مهندس بودن که به همه بچه ها خط میدادن که چی کار کنن. 51 0:05:22,860 --> 0:05:27,360 باید یا باشا باش بچه ها رو تو معنویات از پایین شروع کردیم، 52 0:05:27,360 --> 0:05:34,360 یکی دو نفر شروع کردیم. من می رفتم با اون سوال می کردم. یکی از دوستان سوال می کردم. اون می رفت با دوست دو یک سوال می کرد. 53 0:05:34,360 --> 0:05:43,360 نسائل آگاهشون می کردیم. چون که بسا با کم رابطه ای نداشتن. یا نسبت بیرون اصلا آگاهی نداشتن. 54 0:05:43,360 --> 0:05:52,360 نویس هم بسا آگاهی پدی کردن و معجبه شد که اینطوری هم نمیشه با عراقی ها با اونها رو برخوردیده شد. 55 0:05:52,360 --> 0:05:56,220 مثلا همیشه باید سواره کول ما باشن عراقی ها 56 0:05:56,220 --> 0:06:00,980 و اصلا دلاشون وایستادن فهمیدن که باید دلاشون وایستاد 57 0:06:00,980 --> 0:06:04,640 اتحاد بیشتر شد نفتادن 58 0:06:04,640 --> 0:06:06,360 نه نبیاتن باز رفت بالا 59 0:06:06,360 --> 0:06:08,440 عراقی ها ترسیدن از این نزید 60 0:06:22,360 --> 0:06:28,360 موسیقی 61 0:06:52,360 --> 0:06:59,560 بعد بچه ها تو این مدت که ما بودیم بیماری هایی که تو بچه ها رواج پیدا کرده 62 0:06:59,560 --> 0:07:03,820 مریضی گال بود اونجا بیشتر که بچه ها رو لخ می کردن 63 0:07:03,820 --> 0:07:08,220 تو آفتاب نگه می داشتن بعد یه پومادهی که بود می دادن به بچه ها 64 0:07:08,220 --> 0:07:11,620 ولی اینا هیچ موقع جلو گیری از بیماری نمی کردن 65 0:07:11,620 --> 0:07:18,420 می داشتن بچه ها مریض بشدن بعد از مریضی یه دوای خواست خودشون رو می دادن 66 0:07:18,420 --> 0:07:20,640 که هیچ موقع هم خوب شدن این نمی بودست بچه ها 67 0:07:22,360 --> 0:07:25,300 این مریضی به اشنا روزیو کرده بود 68 0:07:25,300 --> 0:07:30 یعنی هیچ کسی از بسان نبود که اونجا برای یک پار مریض نشده باشد 69 0:07:30 --> 0:07:49,360 موسیقی 70 0:07:49,360 --> 0:07:59,500 و اما در این قسمت از برنامه ی حکایت آزادگی یک روایت زیبا از دوران دفاع مقدس تقدیم شما عزیزان شنونده می کنیم 71 0:07:59,500 --> 0:08:05,580 در عملیات بستان گردان ما برای عبور از سیم خاردار دوچار مشکل شده بود 72 0:08:05,580 --> 0:08:10,260 دشمن بیداد می کرد و نیروی در کسی باقی نمانده بود 73 0:08:10,260 --> 0:08:15,360 کوچکترین قفلت و اشتباهی جرائیان پیروزی را وارونه می کرد 74 0:08:15,360 --> 0:08:33,480 هسار تنگی بود. ناگهان مردی برخواست که نیروی هزار مرد را در خود داشت. برانکاردی را برداشت و به سمت سیمخاردار دوید. با برانکارد بر روی سیمخاردار خابید و راه عبور را برای رزمندگان گوشد. 75 0:08:33,480 --> 0:08:46,680 این عمل مقدمه ی فتح شهر بستان بود. آن مرد خود راه عبور شده بود. آن مرد کسی نبود جز علی موحد دوست. 76 0:09:03,480 --> 0:09:21,480 موسیقی 77 0:09:21,480 --> 0:09:31,160 در این بخش از برنامه یه حکایت آزادگی می شینیم پای خاطرات آزاده ی عزیز کشورمون جناب آقای محمد حسین کشانی 78 0:09:31,160 --> 0:09:34,820 دو دو هفتش ده روز تو بیمارستان بودم خود منم 79 0:09:34,820 --> 0:09:38,720 یادمه دو روزش بود سه تا بچه همون جور شهید شدن 80 0:09:38,720 --> 0:09:44,920 به خاطر این که مریضیشون خیلی هاد بود و اینا شهید شدن تو سه روز 81 0:09:44,920 --> 0:09:51,220 تعداد زیادی از بچه های من می آوردن از بچه ها اسماشونو می خوندن 82 0:09:51,220 --> 0:09:54,020 می گفتن که اینو می شنسته از رفه هاشونو می آوردن 83 0:09:54,020 --> 0:09:58,440 بهشون آدرس می دادن و بعد می فرمیدیم که من خدا هم تو بیمارستان شهید شده 84 0:09:58,440 --> 0:10:02,100 یا ارسال مریضی یا ارسال کترک خوردنی که داشتن 85 0:10:02,100 --> 0:10:06,240 کمبود آب خیلی بسا بسا حادی شده بود 86 0:10:06,240 --> 0:10:08,320 یکی از برادران بلند شد 87 0:10:08,320 --> 0:10:11,580 افزارشون مورد موقع صفه آمار بود 88 0:10:11,580 --> 0:10:14,200 که بهشون گفتش که جانسر و ما 89 0:10:14,200 --> 0:10:16,440 مثلا کمبود آب داریم 90 0:10:16,440 --> 0:10:20,480 اونم با آقایت تمام گفتش که 91 0:10:20,480 --> 0:10:21,640 ما وسط همه آب میاریم 92 0:10:21,640 --> 0:10:23,440 ما همیشه تانکره های آب هم وسط هم میاریم 93 0:10:24,120 --> 0:10:27,080 و مثلا نگه داشتن آبو 94 0:10:27,080 --> 0:10:30,320 گفت بهشون گفتیش که ما جایی نداریم برای نگهداشو 95 0:10:30,320 --> 0:10:31,640 کنتر ست لیر هست 96 0:10:31,640 --> 0:10:33,120 بسیار پونی سد نفر آدم 97 0:10:33,120 --> 0:10:34,980 یه پنی شیست ست ست 98 0:10:34,980 --> 0:10:36,800 هیچ مواد کفاف نمیده 99 0:10:36,800 --> 0:10:39,460 تانکر آبش رو همینطوری میاد آب میرزه 100 0:10:39,460 --> 0:10:41,780 و خداحافظ شما میده 101 0:10:41,780 --> 0:10:43,260 و مثلا تانکر 102 0:10:43,260 --> 0:10:45,080 بس ما تانکر بخرید 103 0:10:45,080 --> 0:10:47,920 اگر راتوی کنین در حق ما که تانکر بخرید 104 0:10:47,920 --> 0:10:50,200 بسا آبی که میاد نگهداری کنه 105 0:10:50,200 --> 0:10:53,660 بعد گفتن که ما بوجه همون اجازه نمیده چنین کاری بکنیم بسا شما 106 0:10:53,660 --> 0:10:58,380 بعد حتی بچه ها اون مندخدا برگشت گفتش که ما حاضریم از بوجه جیب خودمون 107 0:10:58,380 --> 0:11:01,940 چون که بچه ها مایی یه دینار و نیم میگرفتن 108 0:11:01,940 --> 0:11:04,500 گفتن ما حاضریم همون یه دینار و نیمی که به ما میدین 109 0:11:04,500 --> 0:11:11,920 بذارین رو هم هر آسرشکایی یه دونه تانکر بخریم که ما بتونیم آب نگهتیم 110 0:11:11,920 --> 0:11:15,340 بعد اشاره کرده سربازشون مردم بردن مندخدا 111 0:11:15,340 --> 0:11:20,140 که بعدن شروع کردم به زدنش که چرا اینطوری جنوب بچه ها گفتیم 112 0:11:45,340 --> 0:11:48,300 روحت شکفت از این تهمل 113 0:11:48,300 --> 0:11:52,860 اگرچه جسم تو پشمرده شون گل 114 0:11:52,860 --> 0:11:57,500 ولی روحت شکفت از این تهمل 115 0:11:57,500 --> 0:12:01,340 اگر در محبسی تاریخ بودی 116 0:12:02 --> 0:12:06,680 ولی با کربلا نزدیک بودی 117 0:12:06,680 --> 0:12:11,400 اگر در محبسی تاریخ بودی 118 0:12:11,400 --> 0:12:16,020 ولی با کربلا نزدیک بودی 119 0:12:16,020 --> 0:12:20,820 مگر همراه تو از طربت روز 120 0:12:20,820 --> 0:12:25,380 که خاک مقدمت چون مشکش بود 121 0:12:25,380 --> 0:12:30,160 مگر همراه تو از طربت روز 122 0:12:30,160 --> 0:12:34,780 که خاک مقدمت چون مشکش بود 123 0:12:34,780 --> 0:12:39,320 که خاک مقدمت چون موشکش بود 124 0:12:39,320 --> 0:12:42,600 در این بخش از برنامه یه حکایت آزادگی 125 0:12:42,600 --> 0:12:46 میشینیم پای خاطرات آزاده ی عزیز کشورمون 126 0:12:46 --> 0:12:48,840 جناب آقای محمد حسین کشانی 127 0:12:48,840 --> 0:12:50,880 روزه آشورا بود 128 0:12:50,880 --> 0:12:52,900 تون کم بودیم 129 0:12:52,900 --> 0:12:57,020 که تبای آخرین سال 130 0:12:57,020 --> 0:12:59,820 آخرین روزه اصارتم بود در برد 131 0:12:59,820 --> 0:13:03,660 در این موراک محرم رسید و 132 0:13:03,660 --> 0:13:09,680 بچه ها هم عمالی پیدا کردن به خاطر اینکه شروع کنن به ازاداری 133 0:13:09,680 --> 0:13:14,640 ولی اراقی ها که میدونستن میشناختن این بچه ها اکثرا بسیجی بودن در واقع 134 0:13:14,640 --> 0:13:20,460 میشناختن روی این حساب شروع کردن رو وحشت بچه ها رو سوا کردن از هم 135 0:13:20,460 --> 0:13:26,760 با دیگر بچه ها باید کی کردن گه سری بودن از هم برادن عربتشی بودن که 136 0:13:26,760 --> 0:13:31,340 نصر دون معنویات نیمده سرتر بودن چون ترسونده بودنشون در واقع 137 0:13:31,340 --> 0:13:35,260 من اصلا بسره درگیرمشون کردم 138 0:13:35,260 --> 0:13:41,040 باز با این ها از این بسره پیروزی که پیده کردم 139 0:13:41,040 --> 0:13:43,980 اتحاد خیلی عزیبی تو کم پیده کردم 140 0:13:43,980 --> 0:13:47,680 من اصلا بسره از طریق نامه 141 0:13:47,680 --> 0:13:48,960 نامم به چه صورت 142 0:13:48,960 --> 0:13:53,360 یعنی یه سری افراد بودن که مسئولون قضا بودن 143 0:13:53,360 --> 0:13:54,720 یه آشباسمونه مرکزی بود 144 0:13:54,720 --> 0:13:57,500 که میبادن از کم به کم میباردن 145 0:13:57,500 --> 0:14:00,580 یعنی هر وردگاه ستا گرم داشت 146 0:14:00,580 --> 0:14:07,920 که یه مرکزیت خاصی داشت که آشباسکونه در اونجا واقع شده 147 0:14:07,920 --> 0:14:12,320 بعد بچه هم از اینجا نامه میفرستن از کسی دیگه 148 0:14:12,320 --> 0:14:17,560 به عنوان اینکه مثلا امیدواری دست های دیگه غذا قایم میکردن 149 0:14:17,560 --> 0:14:21,560 دستگیر های دیگه غذا بود قایم میکردن میفرستن کسی دیگه 150 0:14:21,560 --> 0:14:26,300 اون شخص هم باخردن شد مثلا از مسائل اتفاقی که پون قسمت داره میاخته 151 0:14:30,580 --> 0:14:56,580 موسیقی 152 0:14:56,580 --> 0:15:01,180 یک بار عراقی اومد و گفتش که یکی از همین بابای بچه جوزی عراقی ها 153 0:15:01,180 --> 0:15:04,320 سربازاشون بود تازه اومده بود داخل یک کم 154 0:15:04,320 --> 0:15:08,780 گفتش که اومده داد بیداد میکرد و بریم به صرف بایستین بشین 155 0:15:08,780 --> 0:15:11,580 بلنشید این رو برکنید هیچ داد بیداد میکرد 156 0:15:12,320 --> 0:15:14,660 و یکی بچه بود نامه آقا شربون 157 0:15:14,660 --> 0:15:18,580 خیلی بچه دل و جوهت داره بود این بچه های ارتشی هم بود 158 0:15:18,580 --> 0:15:22,500 بکرد بچه کچی گفتش که برو بزن تو بوشه این بابا 159 0:15:22,500 --> 0:15:26,080 و از در تو بوشه که کابلشم یه پرتاب کردون و 160 0:15:26,080 --> 0:15:32,600 اونم ناراض شد تا اومد بزنتش بچه ها خواه کردن طرف ترسید و گذاشت رفت 161 0:15:32,600 --> 0:15:38,100 رفت و افسرشون و افسرشون منت شکارت کرد افسرشون که تا این ها منت توین کردن جلو همین 162 0:15:38,100 --> 0:15:42,300 و بعد بچه ها بهش توضیح دادن و افسرشون گفتن که این طوری شما 163 0:15:42,300 --> 0:15:45,600 بعد اکثرشون هم در جاها گفت شما نباید چین این کاری می کردین با هستن 164 0:15:45,600 --> 0:15:50,400 بعد من خدا برام شد گفتش که مای کچیکمون رو فرستدیم با سا شما 165 0:15:50,400 --> 0:15:55,040 حالا اگه بزرگمون بود باز یه حرفیم مای کچیکر فرستدیم به خاطر این که بدونیم 166 0:15:55,040 --> 0:16:00,520 بدونیم که شما ما از کچیکمون گرفته تا بزرگمون همه در رجوعات داریم 167 0:16:00,520 --> 0:16:04,720 با سما از شما هم هیچ ترس خاصی نداریم که بگیم از شما می ترسیم 168 0:16:04,720 --> 0:16:06,920 از خوابتون میترسیم، از کتکتون میترسیم 169 0:16:06,920 --> 0:16:10,360 که درگیری بین بچه ها اجاز شد با راویه 170 0:16:10,360 --> 0:16:13,480 آغاز فعالیت بچه ها بود 171 0:16:13,480 --> 0:16:16,860 یعنی فعالیت وحدت که بین بچه ها افتاده بود 172 0:16:16,860 --> 0:16:18,360 درگیری بود بینه 173 0:16:18,360 --> 0:16:20,640 یه سر از منافقین که داخل کمت بودن 174 0:16:20,640 --> 0:16:22,220 با چند از بچه ها 175 0:16:22,220 --> 0:16:25,040 که این وصفه پیدا کرد 176 0:16:25,040 --> 0:16:27,500 به کل آسارشگاه پیدا کرد 177 0:16:27,500 --> 0:16:28,420 آسارشگاه هاش خوده 178 0:16:28,420 --> 0:16:29,440 دو زانفر بود 179 0:16:29,440 --> 0:16:31 هر آسارشگاهی 180 0:16:31 --> 0:16:34,440 که این بچه ها با هم اتحاد بدید 181 0:16:34,440 --> 0:16:40,480 فهمیدن که نراد نصد به منافقین که داخل کمپ هم ساکت باشن 182 0:16:40,480 --> 0:16:42,340 شروع کردن به زدن این ها 183 0:16:42,340 --> 0:16:45,380 بعد اراقی هم پشتیوانی از این منافقین کردن 184 0:16:45,380 --> 0:16:49,380 و بعد فهمیدن که این ها پشتیوانشون گرمه 185 0:16:49,380 --> 0:16:52,100 این حساب مجبور شدن اتحاد پیدا کنن 186 0:16:52,100 --> 0:16:55,440 گفتن ما که پشتیوانی نداریم از طرف اراقی ها 187 0:16:55,440 --> 0:17:01,440 مجبورم باید اتحاد پیدا کنیم که اراقی ها نصر دومار و برشتشون بیشتر باشه 188 0:17:01,440 --> 0:17:04,340 تا این که ما ازشون بترسیم 189 0:17:04,340 --> 0:17:07,300 یه سری از مخالفین ها سوا کردن 190 0:17:07,300 --> 0:17:10,720 یه سری از بچه بسیجی بودن که سوا کردن 191 0:17:10,720 --> 0:17:17,200 بردن توی قسمت ارتشی که اونجا منافقین زیادتر بودن 192 0:17:17,200 --> 0:17:19,580 تحت شوه های بیشتری قرار میگرفتن 193 0:17:19,580 --> 0:17:23,660 امیدواری سب بچه هم خیلی زرنگتر از این حرف ها بودن 194 0:17:23,660 --> 0:17:30,400 که اونا تحت شوهه مسائل خاصی بود 195 0:17:30,400 --> 0:17:37 از لازم که مثلا اخزا آباز شاید حتی اینها بیشتر بود 196 0:17:37 --> 0:17:39,060 چون که حمایت بیشتری از اراغیان می شدن 197 0:17:39,060 --> 0:17:44,720 و از طریق همون مسائل شروع کردم به جزب بچه ارتشی 198 0:17:44,720 --> 0:17:47,040 که به معنویات آشنا شون کردم 199 0:17:47,040 --> 0:17:50,020 که این اعتعاد خاصی بود تو بچه ها 200 0:17:53,660 --> 0:18:23,640 موسیقی در موسیقی درسته 201 0:18:23,660 --> 0:18:31,800 حجت الاسان و المسلمین شیخ عبدالکریم مازندرانی راوی دفاع مقدس 202 0:18:31,800 --> 0:18:40,680 یکی از برجسته ترین و عزیباترین خسرت های برادران ما در اصارت 203 0:18:40,680 --> 0:18:45,020 ایمان داشتن به خدا و تبکل بر ذات مقدسش بود 204 0:18:45,020 --> 0:18:48,380 خدا بند در سوره هود میپرماد 205 0:18:48,380 --> 0:19:12,180 و لله غیب السماوات والأرض وإليه يرجع الأمر كله فاعبده وتوكل عليه وما ربك بغافر عما تعملون 206 0:19:12,180 --> 0:19:23,940 و آگاهی از غیب و اسرار نهان آسمان ها و زمین تنها از آن خداست و همی کارها به سویه او بازگردنده می شود. 207 0:19:25,160 --> 0:19:36,040 پس او را پرستش کن و بر او توکر نما و پروردگارت از کارهایی که می کنید هرگز غافل نیست. 208 0:19:42,180 --> 0:19:45,760 همه امور به خدا برمی گرده 209 0:19:45,760 --> 0:19:48,420 عبادت کن و توقل کن بر خدا 210 0:19:48,420 --> 0:19:52,980 اصارت با یه پذای جدید انسان رو مواجه میکنه 211 0:19:52,980 --> 0:19:54,980 شکنجه هست محدودیت هست 212 0:19:54,980 --> 0:19:57,100 از اون زمانی که دستت بالا میره 213 0:19:57,100 --> 0:19:58,780 دیگه اختیار هیچی رو نداری 214 0:19:58,780 --> 0:20:00,880 این سآل پیش میاد که حالا باید 215 0:20:00,880 --> 0:20:02,300 چگونه عبادت کنم 216 0:20:02,300 --> 0:20:03,580 دوتا دست خونی 217 0:20:03,580 --> 0:20:05 بدن خونی 218 0:20:05 --> 0:20:06,240 سرصورت خونی 219 0:20:06,240 --> 0:20:08,480 و محدودیت همه چی 220 0:20:08,480 --> 0:20:11,320 اینها آیا اجازه میدن نماز بخونی 221 0:20:11,320 --> 0:20:13,940 خدا می فرمد که تکلیفت رو انجام بده 222 0:20:13,940 --> 0:20:15,900 و بقیه رو به خدا باگذار 223 0:20:15,900 --> 0:20:17,900 خدا خودش می دونه چی کار بکنه 224 0:20:17,900 --> 0:20:20,860 و تو از اسرار با اطلاع نیستی که چی پیش میاد 225 0:20:20,860 --> 0:20:23,800 پس همه چیز رو به خدا باگذار 226 0:20:23,800 --> 0:20:25,500 خدا خودش وکیلت هست 227 0:20:25,500 --> 0:20:28,180 در اصارت برادران ما 228 0:20:28,180 --> 0:20:30,020 از همون لحظه اصارت 229 0:20:30,020 --> 0:20:31,900 هر جا که وقت نماز بود 230 0:20:31,900 --> 0:20:35,560 من شاهد بودم که شروع کردن به نماز خوندن 231 0:20:35,560 --> 0:20:38,620 این به معنای واقعی توکل بود 232 0:20:38,620 --> 0:20:44,240 یعنی اصلا در شرایطی که جان در خطره همه چیز آزادیت گرفته شده 233 0:20:44,240 --> 0:20:46,880 چجور میتونی به فکر نماز باشی 234 0:20:46,880 --> 0:20:53,620 ولی برادران ما در اصارت از همون لحظه و بعد در اردگاه و تا آخر اصارت 235 0:20:54,140 --> 0:20:59,120 نماز خوندن روزه گرفتن و همه چیز رو به خدا باگذار کردن 236 0:20:59,120 --> 0:21:04,620 نتیجه این شد که یکی از نگهبانای عراقی به من گفت شما رسکار شدید 237 0:21:04,620 --> 0:21:07,100 این نتیجه توکل به خداست 238 0:21:07,100 --> 0:21:08,940 الحمدلله رب العالمين 239 0:21:08,940 --> 0:21:15,940 باز هم به پایان یکی دیگه از برنامه های حکایت آزادگی رسیدیم 240 0:21:15,940 --> 0:21:20,940 تا برنامه بعد که مجددن با خاطرات یکی از آزادگان سرفراز کشورمون 241 0:21:21,560 --> 0:21:24,080 در خدمت شما عزیزان شنونده باشیم 242 0:21:24,080 --> 0:21:27,280 همگیتون رو به خداونده بی هم تا می سپاریم 243 0:21:27,280 --> 0:21:29,700 التماس دعا و خدا نگهدار 244 0:21:34,620 --> 0:21:41,080 رویای خیسه کوچه های دی اقاقی 245 0:21:41,080 --> 0:21:48,400 رو خاطرات زرخ سنگر مونده باقی 246 0:21:48,400 --> 0:21:55,440 از خاطرات نخفه های سبز بی سر 247 0:21:55,440 --> 0:22:02,320 تا گریه های گم شده در بغز سنگر 248 0:22:02,320 --> 0:22:11,220 در شهر خونین لاله میرقصی دربار 249 0:22:11,220 --> 0:22:18,060 گل میشک و از خاک خرم شهر آزاد 250 0:22:18,060 --> 0:22:25,240 آزادیت را روح حق فریاد کرده 251 0:22:25,240 --> 0:22:32,180 این شهر را دست خدا آزاد کرده 252 0:22:32,180 --> 0:22:38,520 این شهر را دست خدا آزاد کرده 253 0:22:38,520 --> 0:23:01,620 از قرب کارون اش جاری بود در شهر 254 0:23:01,620 --> 0:23:08,740 خرداد بود اما بحاری بود در شهر 255 0:23:08,740 --> 0:23:14,620 مردان در یادل تو را از شب گرفتن 256 0:23:14,620 --> 0:23:22,360 فرمان حق را ذکر حق بر لب گرفتن 257 0:23:22,360 --> 0:23:29,460 در شهر خونین لاله میرقصید دربار 258 0:23:29,460 --> 0:23:36,240 گل می شکفت از خاک خورم شهر آزاد 259 0:23:36,240 --> 0:23:43,400 آزادیت را روح حق فریاد کرده 260 0:23:43,400 --> 0:23:50,300 این شهر را دست خدا آزاد کرده 261 0:23:50,300 --> 0:23:58,900 این شهر را دست خدا آزاد کرده 262 0:23:58,900 --> 0:24:15,880 دریچه ای به جهان روشنایی و معرفت 263 0:24:15,880 --> 0:24:19,220 جلوه از جامعه دینی 264 0:24:19,220 --> 0:24:22,220 رادیو معارف 265 0:24:22,220 --> 0:24:24,780 صدای فضیلت و فطرت 266 0:24:24,780 --> 0:24:31,780 گروه فقه و اندیشه رادیو معارف تقدیمی کنید 267 0:24:31,780 --> 0:24:42,780 آقای قاضی با موضوع نگاهی عبرت هاموز به پرونده های قضایی 268 0:24:43,420 --> 0:24:50,800 آقای قاضی شنبه تا پند شنبه ساعت سیزده و ده دقیقه 269 0:24:50,800 --> 0:24:54,880 دنیا پرست سدا 270 0:24:54,880 --> 0:25:01,180 اما برخی سداها به رنگ خدا 271 0:25:01,180 --> 0:25:03,080 به رنگ خدا 272 0:25:03,080 --> 0:25:09,260 برنامه ازانگاهی مغرب با نگاهی به سبک زندگی مؤمنانه 273 0:25:09,260 --> 0:25:13,420 از نگاه نحج البلابه و صحیفه سجادیه 274 0:25:13,420 --> 0:25:17,060 به رنگ خدا هر روز ساعت هفته 275 0:25:17,060 --> 0:25:20,300 من خدا مدام اینای شامی هستم 276 0:25:20,300 --> 0:25:22,880 دقایی راجی به حسن خود را کانون 277 0:25:22,880 --> 0:25:24,780 صدای کانون 278 0:25:24,780 --> 0:25:28,140 با موضوع بررسی پرونده های قضایی 279 0:25:28,140 --> 0:25:31,600 در راستای پیشگیری از وقوع جهان 280 0:25:31,600 --> 0:25:36,880 صدای کانون 281 0:25:36,880 --> 0:25:38,960 یک شنبه و پنج شنبه 282 0:25:38,960 --> 0:25:41,040 ساعت بیست و سه 283 0:25:41,040 --> 0:25:44,380 رادیو معارف 284 0:25:44,380 --> 0:25:47,220 صدای فضیدت و فطرت 285 0:25:47,220 --> 0:25:56,820 تا پرتوبه اهل بید روشنگره ماست 286 0:25:56,820 --> 0:26:05,480 اسلام همیشه سایه اشت بر سد ماست 287 0:26:05,480 --> 0:26:07,280 پیامه ولایت 288 0:26:07,280 --> 0:26:32,280 موسیقی 289 0:26:32,280 --> 0:26:37,780 میدان جهاد میدان خیلی وسیع است 290 0:26:37,780 --> 0:26:43,260 یعنی این مقداری که شما حالا پیش رفتید 291 0:26:43,260 --> 0:26:49,640 شاید ده برابری این میتوانید شما پیش برید 292 0:26:49,640 --> 0:26:51,840 جهاد اینجوریه 293 0:26:51,840 --> 0:26:58,020 جهاد یعنی یک حرکت جوشیده از اعتقاد 294 0:26:58,020 --> 0:27:00,980 و باور قلبی و ایمان 295 0:27:00,980 --> 0:27:05,300 و به کارگیری توانایی ها 296 0:27:05,300 --> 0:27:08,180 اگر چون اون ایمان وجود داره 297 0:27:08,180 --> 0:27:10,340 اون بابر قلبی وجود داره 298 0:27:10,340 --> 0:27:14,980 پس این کار حد نهایی نداره 299 0:27:14,980 --> 0:27:16,980 چون توانایی ها حد نهایی نداره 300 0:27:17,540 --> 0:27:20,960 توانایی های انسان واقعا هیچ حد نداره 301 0:27:20,960 --> 0:27:21,980 اندازه نداره 302 0:27:22,800 --> 0:27:26,300 دل شما روح شما ذهن شما مغز شما 303 0:27:26,300 --> 0:27:30,440 توانایی فوق العادهی داره 304 0:27:30,980 --> 0:27:32,600 یعنی این کاره که کردید 305 0:27:32,600 --> 0:27:35,200 یعنی همینی که از بیس سال پیشت و حالا 306 0:27:35,200 --> 0:27:42,220 از کارهای ساده و انچنانی رسیدید به برنامه ریزی های کلانی اینچنینی 307 0:27:42,220 --> 0:27:45,460 این رو ادامه بدید همتون پیش برید 308 0:27:45,460 --> 0:27:53,980 بگذارید ما یک مجموعه عظیمی از نسل انقلاب اسلامی رو 309 0:27:53,980 --> 0:27:57,260 در کشورمون شاهد باشیم 310 0:27:57,260 --> 0:28:07,020 که از لحاظ سطح فهم مسائل مدیریتی و خدمت رسانی و ایجاد ادالت و قیامه به قسط 311 0:28:07,020 --> 0:28:11,420 که اینا در اسلام لازمه جامعه اسلامی قیامه به قسط لازمه 312 0:28:11,420 --> 0:28:20,020 به جایی رسیده که ذهنهای معمولی بشر به اونجا نرسیده و باید از اون الگو بگیرن 313 0:28:20,020 --> 0:28:27,040 پس از تیه مسافت طولانی قرار پنجه و پنج کلومت دیگر رو تقییم کنیم 314 0:28:27,040 --> 0:28:31,640 و به شهرستان قلگنج برسیم و با گروه های جهادی همراه بشیم 315 0:28:31,640 --> 0:28:35,540 چپر بکنید چون اینجا سپید کاری 316 0:28:35,540 --> 0:28:37,380 از کجا اومدید و از که از 317 0:28:37,380 --> 0:28:40,720 اینجا روشتای سناخان کلگنج 318 0:28:40,720 --> 0:28:43,800 اصول دیگی دوبارتن 319 0:28:43,800 --> 0:28:46,380 دانستان دوبارتن 320 0:28:47,060 --> 0:28:48,380 چه فالیتی اینجا انجام میدید؟ 321 0:28:48,380 --> 0:29:01,080 ما ده تا گروه جهادی در شهرستان حضور پیدا کردن 322 0:29:01,080 --> 0:29:04,820 از شونزه گروه جهادی که اعلام آمادگی کرده بودن 323 0:29:04,820 --> 0:29:14,360 می توانید شما با ترویج این گفتمان 324 0:29:14,360 --> 0:29:18,460 عبده خودتون رو افضایش بدید 325 0:29:18,460 --> 0:29:22,460 همچنان این که کیفیت خودتون رو زیاد میکنید 326 0:29:22,460 --> 0:29:25,500 کمیت خودتون رو هم بتونید افضایش بدید 327 0:29:25,500 --> 0:29:29,180 این که یکی از وسائلش همونیست که به ایشون گفتم 328 0:29:29,180 --> 0:29:33,320 من کار تبلیغاتی تبلیغات درست تبلیغات هنری 329 0:29:33,320 --> 0:29:38,020 من میبینم گایی وقتی تبلیغاتی کارای خوبی شده 330 0:29:38,020 --> 0:29:41,280 حالا مثلا فضایی همین که غلگنگی که 331 0:29:41,280 --> 0:29:43,180 یکی از دوستان اشاره کردن 332 0:29:43,180 --> 0:29:45,180 که بنده هم در یاریانش هستم 333 0:29:45,180 --> 0:29:47,820 خب قلقه هنجه هم گفته شده 334 0:29:47,820 --> 0:29:49,780 اما مردم اصلا نمیدونن 335 0:29:49,780 --> 0:29:52,300 که یک کاری در یک گوشه یک کشورد 336 0:29:52,300 --> 0:29:53,460 یک مندقه محروم 337 0:29:53,460 --> 0:29:56 به وسیده یک جمع با هممت 338 0:29:56 --> 0:29:57,520 انجام گرفته 339 0:29:57,520 --> 0:29:59,680 که محرومیت رو