1 0:00:00 --> 0:00:04,240 و همچنان تا چارده با هاتون هستیم شما هم با ما بمانید 2 0:00:30 --> 0:00:37,240 همیشه هم در جای خالیتا نمیشه 3 0:00:37,240 --> 0:00:41,760 با یه آم خاطر پرکرم 4 0:00:41,760 --> 0:00:43,480 به نام خدا و سلام 5 0:00:43,480 --> 0:00:47,200 باز هم روایت زنانی که هماسه ها فریدند 6 0:00:47,200 --> 0:00:51 روایت زنانی که خط به خط زندگیشون 7 0:00:51 --> 0:00:53,520 پر از عشق و از خودگذشتگیه 8 0:00:53,520 --> 0:00:56,560 دفتر روایت عشق رو باز میکنیم 9 0:00:56,560 --> 0:00:59,120 و باز هم خاطراتی رو مرور میکنیم 10 0:00:59,120 --> 0:01:06,380 که لحظه به لحظش سرشار از هماسه همسران و مادران و دختران شاهده است 11 0:01:06,380 --> 0:01:10,340 در مقابل این عزیزان سر تعظیم فرود میاریم 12 0:01:10,340 --> 0:01:14,520 و بهشون میگیم بدیون تک تک شما هستیم 13 0:01:14,520 --> 0:01:17,120 از برنامه قبل مهمون خانوم نفیس کرمانی 14 0:01:17,760 --> 0:01:22,120 همسر سردار شهید علی آقازاده هستیم 15 0:01:22,120 --> 0:01:24,560 بخشی از برنامه قبل رو میشنویم 16 0:01:29,120 --> 0:01:41,140 اولین شب عاشنایی منم شب نوزه همه ماه رمزان بود 17 0:01:41,140 --> 0:01:43,520 شب قدر بود که هم دیگر دیدیم با هم 18 0:01:43,520 --> 0:01:47,740 اولین لحظه از در منزل من که وارد شدم 19 0:01:47,740 --> 0:01:49,960 خب واقعا به دلم نشستم 20 0:01:49,960 --> 0:01:52,700 عقب من چارده همه بحمن ماه بود 21 0:01:52,700 --> 0:01:55,800 و خب بالا یه عقب ساده ای بود 22 0:01:55,800 --> 0:01:57,400 سال هفته دانه 23 0:01:57,400 --> 0:02:02,360 تقوی فکر میکنم دو ماه بعد از پاشنایی اولی هم بود 24 0:02:02,360 --> 0:02:07,680 اولی الان و جوانی خیلی با شهده و معنی سودن و اونس خاصی داشتن 25 0:02:07,680 --> 0:02:10,460 کلا این چفیه ازشون جدا نمیشد 26 0:02:10,460 --> 0:02:14,520 حالا حتی سر صفره افت که یه مقدار اتاق خلوت تر شد 27 0:02:14,520 --> 0:02:16,320 حالا مهمان ها هنوز بودن 28 0:02:16,320 --> 0:02:19,700 که کلا اتاق خلوت کردیم یه حدیث کسا رو خوندیم 29 0:02:19,700 --> 0:02:21,900 با هم گفتن یه حدیث کسا بخونم 30 0:02:21,900 --> 0:02:23,700 بایشون دو اکت نماز خوندن 31 0:02:23,700 --> 0:02:25,860 توسط وزدت زهره کردم 32 0:02:25,860 --> 0:02:29,280 و همون جا بود که از من خواستن که 33 0:02:29,280 --> 0:02:33,820 اشاله زندگیمون طوری باشه که تو مسیر احلی بیت قدم برده بینم 34 0:02:33,820 --> 0:02:36,300 بهشت زهره خب زیاد منو میبردم 35 0:02:36,300 --> 0:02:37,800 یا راهیان نور 36 0:02:37,800 --> 0:02:40,100 چون خودشون راوی بودن 37 0:02:40,100 --> 0:02:43,100 همی که تفاوز کار کرده بودن 38 0:02:43,100 --> 0:02:45,840 همی که توی راهیان نور راوی بودن 39 0:02:45,840 --> 0:02:48,300 وقتی که مثلا این سفر را منو میبردن 40 0:02:48,300 --> 0:02:49,960 خیلی سبک بودم 41 0:02:49,960 --> 0:02:52,100 انقدر برام توضیح میدادن 42 0:02:52,100 --> 0:02:54,080 اطلاعاتشون هم چون زیاد بود 43 0:02:54,080 --> 0:02:55,060 تو این زمین ها 44 0:02:55,060 --> 0:02:58,280 اصلا یه حس خیلی قشنگی نمیتونم 45 0:02:58,280 --> 0:02:59,260 اون رو توصیف کنم 46 0:02:59,260 --> 0:03:01,420 که من همیشه میگفتم 47 0:03:01,420 --> 0:03:03,660 شاید خیلی از روژه زبون 48 0:03:03,660 --> 0:03:05,420 مثلا رستوران برن 49 0:03:05,420 --> 0:03:06,580 پارک برن 50 0:03:06,580 --> 0:03:09,500 مثلا شمال برن بهشون خوش بگذاره 51 0:03:09,500 --> 0:03:10,860 بلی من حقیقتا 52 0:03:10,860 --> 0:03:13,880 وقتی با همسرم بهش زهرامه رفتیم 53 0:03:13,880 --> 0:03:15,300 یا سفر راهیان 54 0:03:15,300 --> 0:03:17,620 خیلی برام دلنشین بود 55 0:03:17,620 --> 0:03:18,440 و خوش میدونم 56 0:03:18,440 --> 0:03:21,140 انقدر سربتون شدم که وقتی میومدم کنه 57 0:03:21,140 --> 0:03:22,920 میگه مثلا یه مدت طولانی هست 58 0:03:22,920 --> 0:03:24,700 انگار یه انرژی خاصی داشتم 59 0:03:24,700 --> 0:03:27,700 یه شادی و سرور روحی خاصی داشتم 60 0:03:27,700 --> 0:03:31,280 که بعد از شهادتشون فکر میکردم که دیگه اصلا نمیتونم 61 0:03:31,280 --> 0:03:33,720 اینجور جا پا بذارم برم 62 0:03:33,720 --> 0:03:36,820 مثلا دیگه کی بتونه اون حرف ها رو برم بزنه 63 0:03:36,820 --> 0:03:38,480 اون توضیحات رو برم بده 64 0:03:48,440 --> 0:03:52,560 قرآنی علم داران میدانه 65 0:03:52,560 --> 0:03:55,220 وسیران ره روانه هم 66 0:03:55,220 --> 0:03:59,100 که آهنگ قدمهای شما شد 67 0:03:59,100 --> 0:04:01 ترجمانه هم 68 0:04:01 --> 0:04:04,740 که آهنگ قدمهای شما شد 69 0:04:04,740 --> 0:04:06,840 زندگی مشترک شروع شده 70 0:04:06,840 --> 0:04:09,460 نفیسه ی عزیز برامون گفت که 71 0:04:09,460 --> 0:04:12,020 از همون روز اول زندگی مشترک 72 0:04:12,020 --> 0:04:15,180 زیر سقف پر از مهر و سمیمیت 73 0:04:15,180 --> 0:04:17,920 همه چی رو آشغانه شروع کردن 74 0:04:17,920 --> 0:04:21,160 و نفیسه با یه نگاه تازه 75 0:04:21,160 --> 0:04:25,440 عشق واقعی رو در کنار علی آقا تجربه کرد 76 0:04:25,440 --> 0:04:28,840 حالا میخواییم از شیرین شدن زندگیش پراموندگه 77 0:04:28,840 --> 0:04:31,960 و این که 23 سال زندگی مشترک 78 0:04:31,960 --> 0:04:34,160 براش چه چیزایی داشت؟ 79 0:04:34,160 --> 0:04:38,940 فاطمه فکر میکنم یک سال و هفت ماه بعد از اززواجمون به دنیا اومد 80 0:04:38,940 --> 0:04:40,920 کلن دوستشون بچه زیاد بیار 81 0:04:40,920 --> 0:04:43,220 میره بیار چهار پنجتار از ابتدا بودیم 82 0:04:43,220 --> 0:04:45,080 که چهار پنجتار بیاریم 83 0:04:45,080 --> 0:04:50,220 دیگه خب مثلا بین صالح و زینه کچلو خب یه مابای فاصله زیاد شد 84 0:04:50,220 --> 0:04:56,760 فاطمه جان روز سیزه رجب ساله 1184 به دنیا آمدن 85 0:04:56,760 --> 0:04:58,940 28 مرداده 844 86 0:04:58,940 --> 0:05:01,220 دختر و همسرم خیلی خوشحال شدن 87 0:05:01,220 --> 0:05:04,580 یعنی همخودم هم ایشون خیلی خوشحال شدیم 88 0:05:04,580 --> 0:05:08,080 دیگه اسمشم که الان با تعافق هم دیگه فاطمه گذاشتیم 89 0:05:08,080 --> 0:05:14,700 و همسرم قرآنی که ما برای مرسم عقدمون گرفته بودیم 90 0:05:14,700 --> 0:05:16,740 مثلا پشت اون قرآن برو فاطمه 91 0:05:16,740 --> 0:05:19,140 که روز سی زهر عجب به دنیا آمده 92 0:05:19,140 --> 0:05:20,860 یه چند خطی رو نوشتن 93 0:05:20,860 --> 0:05:22,520 دیگه بعد از فاطمه 94 0:05:22,520 --> 0:05:25,260 سال 1828 95 0:05:25,260 --> 0:05:28,060 خدا زهر رو به ما میده 96 0:05:28,060 --> 0:05:30,460 ایشونم زهر قدیر به دنیا آمد 97 0:05:30,460 --> 0:05:33,280 من همسرم کلن خیلی دختر دوست بودن 98 0:05:33,280 --> 0:05:34,060 خیلی 99 0:05:34,060 --> 0:05:35,460 همیشه ما بهشون گفتیم 100 0:05:35,460 --> 0:05:37,040 شما از بس دختر دوست داریم 101 0:05:37,040 --> 0:05:38,460 خدا ما دختر زیاد نیم 102 0:05:38,460 --> 0:05:40,780 یعنی من سر زینب بهش میرم و میگفتم 103 0:05:40,780 --> 0:05:42,400 بعد از زهر رو هم 104 0:05:44,700 --> 0:05:49,700 بیسته سه خدای نویدو و روز ميلاد عزت عوالفه است. 105 0:05:49,700 --> 0:05:55,700 زینب خانم هم که دیگه هزار چهار سد و دو و شونزه اوم شهرون به دنیا آمد. 106 0:05:55,700 --> 0:05:59,700 سیاهش روز بعد شهادت همسرم به دنیا آمد. 107 0:05:59,700 --> 0:06:02,700 من توی بیسته سه سال خیلی به آرامش رسیدم. 108 0:06:02,700 --> 0:06:10,700 بیسته سه سال شاید بگم درست گرفتن از همسری که خیلی جاها برام عبرت بود خیلی جاها. 109 0:06:10,700 --> 0:06:18,100 دیگه 23 سال تجربه حالا توی سختی هایی که برحال زندگی سختی هایی خودشو داره 110 0:06:18,100 --> 0:06:20 این نیست که فقط راحتی بشه 111 0:06:20 --> 0:06:23,480 مخصوصا مواقعی که همسرم معمولیت می رفتن 112 0:06:23,480 --> 0:06:27,140 ولی هم سختی ها هم تو شیرینی خاصی بود 113 0:06:27,140 --> 0:06:32,100 یعنی گاهی اوقات خدا سختی ها رو به انسان بوده که انسان بزرگ بشه 114 0:06:32,100 --> 0:06:36,340 من از اولین معمولیت هایی که همسرم مخصوصا سوریه رفتن 115 0:06:36,340 --> 0:06:42,440 اون موقع بود که خب سعی کردم که یه مقدار از دنیا جدا بشم 116 0:06:42,440 --> 0:06:45,940 یعنی احساس میگرم که دیگه همه چیز این دنیا نیست 117 0:06:45,940 --> 0:06:51,080 چون واقعا وقتی مهموریت بنافرد گاهی وقت میگفتم شاید دیگه ایشون رو نبینم 118 0:06:51,080 --> 0:06:54,800 و برام توی این دنیا شاید عزیزترین چیز همسرم بود 119 0:07:06,340 --> 0:07:11,100 همدل همیشه همدر 120 0:07:11,100 --> 0:07:15 شاهر پاکی و خوبی 121 0:07:15 --> 0:07:19,660 بی تو این صدا صدا نیست 122 0:07:19,660 --> 0:07:22 وقتی نیستی 123 0:07:22 --> 0:07:28,840 خط و دنیا قد تنهایی ما نیست 124 0:07:28,840 --> 0:07:30,960 همسران و مادران شهده 125 0:07:30,960 --> 0:07:33,520 در دورانی که کنار عزیزانشون بودن 126 0:07:33,520 --> 0:07:39,360 اونقدر ها نمیتونستن بودن در کنار شهید عزیزشون رو تجربه بکنن 127 0:07:39,360 --> 0:07:44,460 اکثر همسران و مادران شهده از همسر و فرزن دور بودن 128 0:07:44,460 --> 0:07:47,800 اونم به دلیل مشقلهی که شهید عزیز داشت 129 0:07:47,800 --> 0:07:49,380 نفیست خانوم همینطور 130 0:07:49,380 --> 0:07:53,180 اون روزا خیلی نمیتونست در کنار علی آقا باشه 131 0:07:53,180 --> 0:08:00,480 و همه اینا نشان از ایسار و از خودگذشتگی این زنان هماسه ساز داره 132 0:08:00,480 --> 0:08:07,500 خب از همون ابتدا که ما از دواج کردیم من چون دانشجو بودم ما کل هستم دور بودیم. 133 0:08:07,860 --> 0:08:13,520 یعنی ما درانه عقبمونم من زنجان بودم ایشون خب درانه دانشجوشون که تموم شد اومده بودم. 134 0:08:14,380 --> 0:08:21,160 مثلا ده روز یه بار دو هفته یه بار حتی سه هفته یه بار هم می شد که من مثلا درانه دور بودیم به حالت درست من. 135 0:08:21,160 --> 0:08:27,600 خب بعد از اون که درانه بعد از ازدواجمون بود ایشون خب مهموریت داشتن. 136 0:08:27,600 --> 0:08:29,940 هم تفاوز شهده رو داشتن 137 0:08:29,940 --> 0:08:31,880 همی که راهیان نور می رفتن 138 0:08:31,880 --> 0:08:35,080 همی که مهموریت کاری خودشونم بود 139 0:08:35,080 --> 0:08:36,440 داخل کشور 140 0:08:36,440 --> 0:08:37,900 که بعد از اون 141 0:08:37,900 --> 0:08:41 یکی دو تا مهموریت خارج از کشور بود 142 0:08:41 --> 0:08:43,020 بعد سوریه شروع شده 143 0:08:43,020 --> 0:08:44,060 دو ماه بود 144 0:08:44,060 --> 0:08:46,800 بیشتر این زمان که دور شده 145 0:08:46,800 --> 0:08:49,380 حتی الان بعد از شهادتشون 146 0:08:49,380 --> 0:08:53,020 دلتنگیه کم نمی شد 147 0:08:53,020 --> 0:08:56,260 جز این که الان ارتباطشو با خدا بیشتر بکنه 148 0:08:56,260 --> 0:08:58,580 یعنی حقیقتاً الانم همینجوره 149 0:08:58,580 --> 0:09:00,580 من وقتی که به خدا نرزید بشم 150 0:09:00,580 --> 0:09:02,260 با حالا با قرآن خوندن باشه 151 0:09:02,260 --> 0:09:05,660 با حتی یه توقع یا یه توسط دلی باشه 152 0:09:05,660 --> 0:09:08,460 خب خیلی برام اون دوری راحت تره 153 0:09:08,460 --> 0:09:09,820 خیلی راحت تر میشه 154 0:09:09,820 --> 0:09:11,820 ولی حالا یه بخشیشم 155 0:09:11,820 --> 0:09:14,380 خونه مخصوصاً پدر مادر را رفتم 156 0:09:14,380 --> 0:09:16,200 خب اون خیلی تصریبش 157 0:09:16,200 --> 0:09:18,260 همین که پیش پدر مادر را باشم 158 0:09:18,800 --> 0:09:20,440 خودش برام آرامشی داشت 159 0:09:20,440 --> 0:09:23,200 که سختی دویه ایشون برام کمترم شد 160 0:09:23,200 --> 0:09:26,020 اولین روزی که من سوریه رفتم 161 0:09:26,020 --> 0:09:29,740 من همسرم خب چندین سال که سوریه بودن 162 0:09:29,740 --> 0:09:32,980 خیلی آرزو داشتن که ما هم بریم پشه ایشون 163 0:09:32,980 --> 0:09:35,840 بعد وقتی که تصور کردن 164 0:09:35,840 --> 0:09:37,840 که خانادن برن اونجا 165 0:09:37,840 --> 0:09:39,900 برای زندگی هم ما هم بریم پشه ایشون 166 0:09:39,900 --> 0:09:42,400 اولین روزی بود که ما باید سوریه شدیم 167 0:09:42,400 --> 0:09:45,540 شاید بچه ها خیلی به اون شیخ خوشحال نبودن 168 0:09:45,540 --> 0:09:46,960 چون از ایران دور شدن 169 0:09:46,960 --> 0:09:49,660 ولی خب برا من بهتر این روز اون روز بود 170 0:09:49,660 --> 0:09:52 چون می دونستم همسرم خیلی خوشحالند 171 0:09:52 --> 0:09:55,900 یعنی یکی از آرزوهاشون توی این چندیم سال همیشه همین بود 172 0:09:55,900 --> 0:09:59,260 که اشاله همسرم یه طوری باشه که شما هم بتونین پیش من بیاین 173 0:09:59,260 --> 0:10:03,400 اونجا با هم هرامارو بریم پیش هم باشیم 174 0:10:03,400 --> 0:10:06,600 خب اون روز هم برا من هم برایشون خیلی بیار 175 0:10:06,600 --> 0:10:08,100 روز خوبی بود خیلی بیار 176 0:10:16,960 --> 0:10:20,960 هناغ خوبه خستگی که بودنت به زندگی 177 0:10:21,720 --> 0:10:24,960 یه روح و جون تازه میده 178 0:10:25,640 --> 0:10:35,240 از جنس آسمونی و مهراب مهربونی 179 0:10:35,240 --> 0:10:38,960 و آرامشی برای یارت 180 0:10:39,560 --> 0:10:45,740 هم آشیون و هم درد و مجزهی که این مرد 181 0:10:45,740 --> 0:10:49,260 میتونی کامل کنی کناره 182 0:10:49,260 --> 0:10:51,820 نفیس خانم با بچه ها میرن سوریه 183 0:10:51,820 --> 0:10:54,520 تا این که دلتنگی و دوری کمتر بشه 184 0:10:54,520 --> 0:10:57,700 و آرزوی علی آقا هم براورده 185 0:10:57,700 --> 0:11:02,220 دوری از وطن و زندگی در اون التحاب و استرابی که وجود داشت 186 0:11:02,220 --> 0:11:05,060 یه تجربه تازه برای نفیسه بود 187 0:11:05,060 --> 0:11:10,220 اما دلش خوش بود به بودن در کنار همسر و بچه هاش 188 0:11:10,220 --> 0:11:13,100 و همینه که دل یه زن رو آروم میکنه 189 0:11:13,100 --> 0:11:19,460 و دوری از وطن و خانواده خودش و خانواده همسرش رو قابل تهمان 190 0:11:19,460 --> 0:11:21,560 ما دو سالانه اونجا بودیم 191 0:11:21,560 --> 0:11:24,360 البته خب سختی های دوری از میهن 192 0:11:24,360 --> 0:11:25,960 الان من هیچی خواهی نمی کنم 193 0:11:25,960 --> 0:11:28,680 وقتی یادم یک کشور دیگه میرن قد سخت باشه 194 0:11:28,680 --> 0:11:31,160 الان اونم سختی های خودش سر جای خودش 195 0:11:31,160 --> 0:11:32,940 این که الان از میهنمون دوریم 196 0:11:32,940 --> 0:11:37,220 توی کشور دیگه هستیم که هم زبانشون فرق میکنه 197 0:11:37,220 --> 0:11:39,980 هم فرهنگشون تا حدیف فرق میکنه 198 0:11:39,980 --> 0:11:41,980 و این که الان از خانواده دورم 199 0:11:41,980 --> 0:11:44,160 مخصوصا این که هم من هم همسرم 200 0:11:44,160 --> 0:11:46,900 خانواده همون پرزمیت 201 0:11:46,900 --> 0:11:49,500 این که مثلا یه علاقه خاصی به هم داریم 202 0:11:49,500 --> 0:11:50,840 چهار تا خوهر دارم 203 0:11:50,840 --> 0:11:52,980 خب رفت آمدم خیلی زیاد بود 204 0:11:52,980 --> 0:11:55,760 طوریه که مثلا ما هر شب همدیگر رو میبینیم 205 0:11:55,760 --> 0:11:58,060 چه خانواده همسرم چه خانواده خودم 206 0:11:58,060 --> 0:12:00,260 ارتباطمون خیلی زیاده 207 0:12:00,260 --> 0:12:03,300 اینا خب یه همه باید سخت بود که از اینا دور شدم 208 0:12:03,300 --> 0:12:11,880 بله این خب این که در کنار هم سرمودم ولی خب برام چون خیلی خودم ناراحت بودم از این که از ما دوره عذیب میشه 209 0:12:11,880 --> 0:12:17,780 این که حالا در کنار ایشون هستم و بتونم به نوعی کمک بکنم به کارشون 210 0:12:17,780 --> 0:12:23,680 که برحال با تمرکز بیشتر و وقت بیشتری بتونم رو کارشون تسلط داشته باشن 211 0:12:23,680 --> 0:12:25,700 این برام خیلی بالتر 212 0:12:33,300 --> 0:13:00,300 موسیقی 213 0:13:00,300 --> 0:13:05,940 از شبکه ی رادیوی معارف با برنامه ی روایت عشق در خدمت شمایی 214 0:13:05,940 --> 0:13:09,500 و در این برنامه مهمون خانوم نفیس کرمانی 215 0:13:09,500 --> 0:13:12,720 همسر سردار شهید علی آقازاده 216 0:13:12,720 --> 0:13:15,040 از مستشاران سپاه هستیم 217 0:13:15,040 --> 0:13:19,680 که در حمله تروریستی اسرائیل به سوریه به شهادت رسید 218 0:13:19,680 --> 0:13:24,680 حالا میخواییم از روزایی بشنبیم که روزای بیقراری نفیس است 219 0:13:24,680 --> 0:13:29,440 روزایی که حتی مرور خاطراتش برای نفیس دردناکه 220 0:13:29,440 --> 0:13:36,520 و میخوایم از اون روزی بشنویم که برای نفیس فراغ و دلتنگی رقم خورد 221 0:13:36,520 --> 0:13:41,440 روزی که من همسرم شهید شدن شمبه بود صبح شمبه سیام دیماه 222 0:13:42,020 --> 0:13:45,760 بعد ما قرار بود یک شمبه بیم ایران اصلا کلا خودم 223 0:13:45,760 --> 0:13:51,120 من به خاطر ورزه هملی که داشتم قرار بود یه چند هفتهی قرار بود زودتر بیم 224 0:13:51,120 --> 0:13:54,980 شما همیشه ایده نوروز خب میامدیم اسفه ماه یعنی میامدیم ایران 225 0:13:54,980 --> 0:13:58,360 بعد یک شمه خب قرار بود ما بیاییم 226 0:13:58,360 --> 0:14:00,900 بعد کلن اونجا رسم اینجور بود 227 0:14:00,900 --> 0:14:03,760 اگه کسی شهید می شد یا مجروح می شد 228 0:14:03,760 --> 0:14:06,760 ما توی شهره که زندگی می کردیم همه ایرانی بودن 229 0:14:06,760 --> 0:14:09,940 رسم این بود که خب همه خاناده ها می اومدن 230 0:14:09,940 --> 0:14:12,880 دیگه کم کم مثلا به خانوم خونه می گفتن 231 0:14:12,880 --> 0:14:14,740 که حالا چه حادثه ای رختده 232 0:14:14,740 --> 0:14:17,360 دیگه بقیه بودن دلداری می دادن 233 0:14:17,360 --> 0:14:18,760 یه پشتگرمی بود 234 0:14:18,760 --> 0:14:21,420 اون روز که ما همسا هم رفتن 235 0:14:21,420 --> 0:14:25,220 خب شبه قبلش ما تا دیر وقت داشتیم ساک می بستیم 236 0:14:25,220 --> 0:14:27,140 من صبح خیلی خسته بودم 237 0:14:27,140 --> 0:14:30,460 یعنی وقتی همسرمی رفت خیلی خوابالو و خسته بودم 238 0:14:30,460 --> 0:14:33,220 یه مثلا خدافزی که داشتیم اتفاقا 239 0:14:33,220 --> 0:14:35,780 یه خدافزی خیلی ساده و معمولی بود 240 0:14:35,780 --> 0:14:40,400 شاید روزای قبلش من مثلا تا دم در همراهشون می کردم 241 0:14:40,400 --> 0:14:43,980 از پشت پنجره بعض وقتا می استادم کلی نگاشون می کردم 242 0:14:43,980 --> 0:14:46,240 ولی اون روز اصلا اینا نبودیم 243 0:14:46,240 --> 0:14:52,320 من چون خیلی خسته بودم فقط همین در خیلی معمولی و ساده ایشون ردافزی کردن و رفتن 244 0:14:52,320 --> 0:14:54,020 چون خیلی هم کار داشتن 245 0:14:54,020 --> 0:14:56,820 چون قرار بود یه جلسه ای ایران داشته باشن 246 0:14:56,820 --> 0:14:58,500 قرار شد اخی ایشون هم ما بیان 247 0:14:58,500 --> 0:15:01,680 به خاطر هم اون روز گفتم کارم کلن خیلی زیاده 248 0:15:01,680 --> 0:15:05,640 مثل صبح که می رفتن فقط این جمعهی که ازشون شدیدم همین بود 249 0:15:05,640 --> 0:15:09,100 گفتم خیلی اون روز خیلی کارم زیاده باید زودتر برم 250 0:15:09,100 --> 0:15:13,360 به خاطر این من صبح اون روز چون آخرین روز بود که قرار بود دمشق باشیم 251 0:15:13,360 --> 0:15:16,640 خودم یه سه یه از دوستان گفتم بیایی منزلمون که روز آخره 252 0:15:16,640 --> 0:15:20,880 حالا من دارم میرم تا چه ماه هم دیگر نمیدین دور هم باشیم 253 0:15:20,880 --> 0:15:25,420 خانواده وقتی اومدم اصلا من فکر نمی کنم به خاطر این قضیه هم هست 254 0:15:25,420 --> 0:15:29,560 تقریبا این حادثه ساعت ده و بیس تنیقه روخت 255 0:15:29,560 --> 0:15:32,980 حالا اونا فکر میکنم حدود ساعت یازده بود اومدم 256 0:15:32,980 --> 0:15:37,280 خب اونا که خیلی عادی بودن یعنی اصلا من متوجه نشدم 257 0:15:37,280 --> 0:15:42,080 من فقط نزدیکای ارزان زور که بود دخترم تماس کرد با من 258 0:15:42,080 --> 0:15:44,680 گفت که مامان بابا حالش چطوره 259 0:15:44,680 --> 0:15:48,280 گفتم چطور گفت یکی از دوستام احوال بابا رو پرسه 260 0:15:48,280 --> 0:15:50,660 خب ایشونم قبلن سوریه بودن اون دوستش 261 0:15:50,660 --> 0:15:56,580 بعد که من دخترم اینو گفت خب من خیلی یه لحظه مثلا ترسیدم 262 0:15:56,580 --> 0:15:59,060 چون احساس کردم حتما این سیزی شده 263 0:16:02,980 --> 0:16:10,780 شغونم متبرکه به اسم بینشونت 264 0:16:10,780 --> 0:16:16,680 دلخوشم به این که هر ثانیه یش 265 0:16:16,680 --> 0:16:22,800 آب رو گرفته از حرمت خونت 266 0:16:22,800 --> 0:16:28,520 از کدوم چشمه جاوید حقیقت 267 0:16:28,520 --> 0:16:34,360 واسه دیدار خدا بزو گرفتی 268 0:16:34,360 --> 0:16:39,860 چشم تو بستی به روی اهل دنیا 269 0:16:39,860 --> 0:16:46,700 سموم اهل دنیا رو گرفتی 270 0:16:46,700 --> 0:16:50,720 حالا میریم سراغ فاطمه خانوم دختر شهید آقازاده 271 0:16:50,720 --> 0:16:55,520 مادر گفتن که فاطمه تماس میگیره و از حال پدر میپرسه 272 0:16:55,520 --> 0:17:03,520 و مادر هم برای این که فاطمه رو آروم کنه و درزم هنوز از چیزی خبردار نشده به فاطمه میگه که نگران نباشه 273 0:17:04,240 --> 0:17:07,880 حالا از خود فاطمه جریان اون روز رو میشنبیم 274 0:17:07,880 --> 0:17:11,760 من اون روز دانشگاه امتحان داشتم امتحانات ترمیمون بود 275 0:17:11,760 --> 0:17:17,500 بعد از دانشگاه خب من کتاب خونه رفتم دوباره مساله داشتم میکردم برای امتحان بعدیم 276 0:17:17,500 --> 0:17:21,700 و از اینکه زوه بود رفتم نمازخونه از نمازخونه دانشگاه مدن بیرون 277 0:17:21,700 --> 0:17:26,540 در شهر می رفتم سمت سیرویس های دانشگاه که موبایل هم رو بشه ما چک می کنم 278 0:17:26,540 --> 0:17:31,480 یکی از دوست های خیلی قدیمیم که شاید ما یک بار به هم پیام می دادیم و این طرح 279 0:17:31,480 --> 0:17:37,480 من می دهم که به هم پیام دادن می گن که فتمه حال بابات چطوره بابات خوبه 280 0:17:37,480 --> 0:17:43,020 ما چون خیلی دیر به دیر به هم پیام می دادیم که یه هایی به هم پیام داده بودن 281 0:17:43,020 --> 0:17:44,860 سراغ پدرم رو گرفته بودن 282 0:17:44,860 --> 0:17:48,060 ایام دانشگی هم چهار ماه بود پدرمو ندیده بودم 283 0:17:48,060 --> 0:17:50,840 ولی خب چهار ماه هم خیلی دلم برشون پنگ شده بود 284 0:17:50,840 --> 0:17:54,440 ولی توافق میشه یک هفته قبل شهادت پدرم 285 0:17:54,440 --> 0:17:57,480 یعنی همون دهی ماه من دو هفته میرم شه پدرم 286 0:17:57,480 --> 0:18:01,860 آخرین دیدارم با پدر یه هفته قبلش من پدرمو دیده بودم 287 0:18:01,860 --> 0:18:05,840 وقتی که پنج دوستانو میبینم خیلی دلشوره میگرم 288 0:18:05,840 --> 0:18:07,840 پاهمی مقدار سوست میشه و اینها 289 0:18:07,840 --> 0:18:10,820 بعد با مادرم تماس میگرم 290 0:18:10,820 --> 0:18:13,100 مادرم میرونی که نه فتا مدی اتفاقی نیفته 291 0:18:13,100 --> 0:18:13,860 تا حالش خوبه 292 0:18:13,860 --> 0:18:17,340 و وقتی که نه مادرم گفتن که حال پدرت خوبه 293 0:18:17,340 --> 0:18:19,860 من این مقدار خیالم راحت تر شد 294 0:18:19,860 --> 0:18:22,400 بعدش دیگه صور سیویس دانشگاه 295 0:18:22,400 --> 0:18:24,440 و سیویس دانشگاه که پیاده میشم 296 0:18:24,440 --> 0:18:26,900 کانالای ایتا مون مرور میکنه 297 0:18:26,900 --> 0:18:31,280 بعد میبینم که کانالای ایتا همه نوشتن که 298 0:18:31,280 --> 0:18:33,040 حاج صادق و معاونشون 299 0:18:33,040 --> 0:18:35,380 اسم جهادی پدرمون نوشته بودند کانالا 300 0:18:35,380 --> 0:18:39,420 صدق و معاونش و مدست اسرائیل که سوریه ترور شده 301 0:18:39,420 --> 0:18:58,420 موسیقی 302 0:18:58,420 --> 0:19:01,180 مهمونای نفیس خانوم هنوز توی خونه هستن و 303 0:19:01,180 --> 0:19:04,260 همه میدونن که چه اتفاقی افتاده اما 304 0:19:04,260 --> 0:19:07,740 هیچ کس دلش رو نداره که به نفیس خبر بده 305 0:19:07,740 --> 0:19:10,280 آخه نفیسه یه توراهی داره 306 0:19:10,280 --> 0:19:15,820 و همه نگرانش هستن و نمیخوان برای نفیسه و فرزندش اتفاقی بیفته 307 0:19:15,820 --> 0:19:19,240 اما به هر حال نفیسه باید خبردار بشه 308 0:19:19,240 --> 0:19:23,360 اون روز توی خونه نفیس خانوم و علی آقا قوقایی بود 309 0:19:23,360 --> 0:19:26,560 اما نفیسه بیخبر 310 0:19:26,560 --> 0:19:30,800 بعد چون که انفجار داخل دمش بود 311 0:19:30,800 --> 0:19:32,800 ما یه مقدار دمش پاسله داریم 312 0:19:32,800 --> 0:19:35,200 بعد صدا انفجار اصلا نشینده بودم 313 0:19:35,200 --> 0:19:36,540 یا اصلا هیچ کسی نشینده بود 314 0:19:36,540 --> 0:19:37,940 چون فاصله زیاد بود 315 0:19:37,940 --> 0:19:40,260 انفجار داخل خود دمش بود 316 0:19:40,260 --> 0:19:42,980 ما مثلا یه مبانه ما خارج از دمش بودیم 317 0:19:42,980 --> 0:19:44,640 یعنی صدا نمی اومد بود 318 0:19:44,640 --> 0:19:46,620 ما نزدیک های روان زینبیه بودیم 319 0:19:46,620 --> 0:19:48,940 دیگه من رفتم نماز زهره اصلا مو خوندم 320 0:19:48,940 --> 0:19:51,140 ولی خب خیلی تو نماز نگرام بودم 321 0:19:51,140 --> 0:19:53,960 یعنی اصلا به حالت خاص نمازو خوندم 322 0:19:53,960 --> 0:19:55,120 مهون همه بودن 323 0:19:55,120 --> 0:19:59,100 تقریبا فکر کنم اون موقع ده دوازده نفر بودن 324 0:19:59,100 --> 0:20:02,640 یعنی اصلا تو خود نماز دیگه از میهونایی آدمه گفت 325 0:20:02,640 --> 0:20:04,860 من میرم خونه فلانکار دارم برمیگردم 326 0:20:04,860 --> 0:20:06,540 بعد اینم که این گفت 327 0:20:06,540 --> 0:20:07,860 برم با خواهم گفتم 328 0:20:07,860 --> 0:20:09,500 چون دیگه موقع نهار بود 329 0:20:09,500 --> 0:20:11,320 بچه ها از مدرسه میمار خواهم گفتم 330 0:20:11,320 --> 0:20:13,780 مثلا خانوم همیشه میومدن زود میرفتن 331 0:20:13,780 --> 0:20:16,540 چرا حالا بند خودم خود بری دوره برگرده 332 0:20:16,540 --> 0:20:19,240 مثلا همین حتی برام خیلی سآل شد 333 0:20:19,240 --> 0:20:21,220 و فهمیدم که یه چیزی شده 334 0:20:21,220 --> 0:20:25,040 مثلا چون اتفاقا بعد متوجه رفتاره مشکوکشونم شدم 335 0:20:25,040 --> 0:20:29,760 که یه رفت چند تایی یه چیزی به هم میگم من میام رفتارشون تغییر میکنه 336 0:20:29,760 --> 0:20:31,940 دیگه متوجه شدم که یه چیزی شده 337 0:20:31,940 --> 0:20:35,960 دیگه به گوشی همسرم زنیم زدم دیگه هرچی تماس میگرفتم 338 0:20:35,960 --> 0:20:37,260 ایشون جواب نمیدادم 339 0:20:37,260 --> 0:20:39,920 که حالا یکی از خانما گفت نبیسه امروز خطا قطعه 340 0:20:39,920 --> 0:20:42,520 ما هم تماس میگیم همسر زهاد نمیده 341 0:20:42,520 --> 0:20:44,540 بعد یکیشونو بردم تا هشپسونه 342 0:20:44,540 --> 0:20:46,080 دیگه کل بهش التماس گرم 343 0:20:46,080 --> 0:20:47,560 مثلا بگو چی شده 344 0:20:47,560 --> 0:20:50,720 من که میدونم یه اتفاقی افتاده 345 0:20:50,720 --> 0:20:53,100 دیگه ایشون اول نگفتن 346 0:20:53,100 --> 0:20:54,840 گفتن ما فهم میدونیم یه انفجاری 347 0:20:54,840 --> 0:20:56,400 تو محلی کارشون رخده 348 0:20:56,400 --> 0:20:58,940 دیگه بعد کم کم گفتن که 349 0:20:58,940 --> 0:21:01,460 مثلا همسر شما مجروح شدن 350 0:21:01,460 --> 0:21:03,420 تقریبا یک ساعت بعد بود 351 0:21:03,420 --> 0:21:06,160 دیگه به این بچه ها گفتن که اشون شهید شدن 352 0:21:33,420 --> 0:22:03,400 ای شهید ای شهید ای شهید 353 0:22:03,420 --> 0:22:05,540 از شنیدن برنامه بفرمایید 354 0:22:05,540 --> 0:22:09,020 سامانه پیامک سی هزار پانسد و پنج و سه 355 0:22:09,020 --> 0:22:10,780 در اختیار شماست 356 0:22:10,780 --> 0:22:12,760 تا سلامی دوباره 357 0:22:12,760 --> 0:22:13,600 خدا نگهدار 358 0:22:33,420 --> 0:22:40,060 این شور و غیرت ملی این اتحاد و همدلی 359 0:22:40,060 --> 0:22:45,100 یعنی قدرت ایران زمان مرگونیستیه 360 0:22:45,100 --> 0:22:50,400 رژیم سهیونیستیه به دست ملت ایران 361 0:22:50,400 --> 0:22:55,180 بسیرت و مقاومت ادامه داره خط به خط 362 0:22:55,180 --> 0:23:00,300 تا لحظه شهادت برای حفظ امنیت 363 0:23:00,300 --> 0:23:06,540 باید باشیم همه فقط پاشت سر ولایت 364 0:23:06,540 --> 0:23:11,620 رسید مرگ استقبال روشن راه مردم 365 0:23:11,620 --> 0:23:16,780 اشد دا و علال کفار رو همه او بین هم 366 0:23:16,780 --> 0:23:21,740 رسید مرگ استقبال روشن راه مردم 367 0:23:21,740 --> 0:23:26,900 اشد دا و علال کفار رو همه او بین هم 368 0:23:30,300 --> 0:23:44,220 در سال گذشته ما شعار جهش تولید با مشارکت مردم رو مطرح کردیم 369 0:23:44,220 --> 0:23:48,660 که این برای کشور لازم بود بلکه به یک مناحیاتی بود 370 0:23:48,660 --> 0:23:50,080 ایرانی 371 0:23:50,080 --> 0:23:54,240 حیات ایران در گروه حضور تو است 372 0:23:54,240 --> 0:23:57,840 امسال هم مسئله امده ما مسئله اقتصاد 373 0:23:57,840 --> 0:24:03,020 مشارکت و سرمایه گذاری با من و تو 374 0:24:03,020 --> 0:24:07,080 برنامه ریزی دقیق و دلسوزانه با مسئولان 375 0:24:07,080 --> 0:24:12,860 باید هم دولت و هم مردم با عزم و انگیزه فراغان 376 0:24:12,860 --> 0:24:17,240 سرمایه گذاریه برای تولید رو جدید بگیرن و دنبال کنن 377 0:24:17,240 --> 0:24:20,080 تا باز شبد گره های کور اقتصاد 378 0:24:20,740 --> 0:24:22,880 و جانی دوباره بگیرد 379 0:24:22,880 --> 0:24:24,200 ایران عزیز 380 0:24:24,200 --> 0:24:25,680 ایرام عزیز 381 0:24:25,680 --> 0:24:31,420 کار مردم هم این است که سرمایه های خورد و سرمایه های بزرگ خود رو 382 0:24:31,420 --> 0:24:34,680 بتوانند در راه تولید به کار رو دارند 383 0:24:34,680 --> 0:24:42,940 و امسال سال 1404 384 0:24:42,940 --> 0:24:46,640 شهار امسال سرمایه گذاری برای تولیده 385 0:24:46,640 --> 0:24:52,320 که این انشالله مایه گشایشی برای معیشت مردم خواهد رو 386 0:24:52,320 --> 0:24:55,020 سرمایه گذاری برای طرید 387 0:24:55,020 --> 0:24:58,340 رمز حیات ایرانی آباد 388 0:24:58,340 --> 0:25:00,060 ایرانی آباد 389 0:25:00,060 --> 0:25:04,660 ای چکاد سرفراز سر بلند آزاد 390 0:25:04,660 --> 0:25:06,120 ایران 391 0:25:06,120 --> 0:25:10,620 ای حسار استوار با ستار همزاد 392 0:25:10,620 --> 0:25:12,120 ایران 393 0:25:12,120 --> 0:25:16,320 ای دیار خرم امار آباد 394 0:25:16,900 --> 0:25:18,320 ایران 395 0:25:18,320 --> 0:25:24,440 ای ستیغ سرکشیده از کمند بیدان ایران 396 0:25:48,320 --> 0:25:53,720 1058-82-2 ارسال کنید 397 0:25:53,720 --> 0:25:57,900 دست رسیب پشت سحنه برنامه ها 398 0:25:57,900 --> 0:26:01,840 دست رسیب آباها، نباها و میان برنامه ها 399 0:26:01,840 --> 0:26:05,140 دریافت برنامه های جدید و پرمخاطب 400 0:26:05,140 --> 0:26:07,980 دست رسیب آخرین اخبار و اطلاعات معرفی 401 0:26:07,980 --> 0:26:08,900 همه با همه 402 0:26:08,900 --> 0:26:12,460 در پیام رسانه بله 403 0:26:12,460 --> 0:26:17,920 برای ازبیت در کانال راگیو معرف 404 0:26:17,920 --> 0:26:27,120 در پیام رسان بله فقط کافی عدد 96 رو به سرشماری 105882 ارسال کنید 405 0:26:27,120 --> 0:26:32,920 تا براحتی عضو خانوادی بزرگ رادیو معارف بشید 406 0:26:32,920 --> 0:26:39,380 ادسای راژیو معارف 407 0:26:39,380 --> 0:26:49,280 تا پرتوبه همه بیت روشنگرده مار 408 0:26:49,280 --> 0:26:56,920 اسلام همیشه سایه اش برسده مار 409 0:26:56,920 --> 0:26:59,760 پیامه بلاگت 410 0:26:59,760 --> 0:27:06,620 در خط محمد و علی روح خدا 411 0:27:06,620 --> 0:27:15,700 نور دلگو خامنه ای رهبر با 412 0:27:15,700 --> 0:27:24,720 نور دلگو خامنه ای رهبر با 413 0:27:24,720 --> 0:27:29,720 این کسانی که اسمشون رو ما خواست میگذاریم 414 0:27:29,720 --> 0:27:35,140 یعنی کسانی که دارای فکرن 415 0:27:35,140 --> 0:27:43,300 نگاهشون نگاه از روی تدبر از روی تشخیص اوضاع رو میفهمن 416 0:27:43,300 --> 0:27:45,860 میشنستن میدانن چیکار داره میشه 417 0:27:45,860 --> 0:27:49 اینجور نیست که سرشون پایین باشه 418 0:27:49 --> 0:27:51,280 هر جا دیگران رفتن اینام برن 419 0:27:51,280 --> 0:27:54,440 این افراد وظیفه دارن 420 0:27:54,720 --> 0:27:56,520 وزیفه سنگینی دارن 421 0:27:56,520 --> 0:28:02,500 اینا بایستی جهت عمومی حرکت جامعه رو 422 0:28:02,500 --> 0:28:07,960 حپس کنن و نگذارن این حرکت دوشاره نرام بشه 423 0:28:07,960 --> 0:28:14,220 اگر خواست جامعه از این وزیفه غفلت بکنن 424 0:28:14,220 --> 0:28:17,740 حوادثی که پیش خواهد آمد 425 0:28:17,740 --> 0:28:21,820 زربه های تاریخی به ملت ها میزنه 426 0:28:21,820 --> 0:28:29,940 ما در طول اسلام در تاریخ اسلام از این حوادث دیاد داشتیم 427 0:28:29,940 --> 0:28:38,400 من سلیمان ابن سرد خودهایی 428 0:28:38,400 --> 0:28:43,160 بنادارم به حسین ابن علی نامه بنویسم 429 0:28:43,160 --> 0:28:48,320 و او را به کوفه دعوت کرده و با ایشان بیعت کنه 430 0:28:48,320 --> 0:28:53,320 چنانچه با من هم عقید و هم رعید 431 0:28:53,320 --> 0:28:54,620 بسم الله 432 0:28:54,620 --> 0:28:58,680 زیل این نامه را موت کنید 433 0:29:05,380 --> 0:29:11,880 امروز جبهه دشمن برای خواست برنامه خاص داره 434 0:29:11,880 --> 0:29:17,900 برای خواست در کشور خود ما برقیل از جایی دیگه 435 0:29:17,900 --> 0:29:19,660 برنامه دارن 436 0:29:19,660 --> 0:29:22,200 اینا رو دوچار تردید کنن 437 0:29:22,200 --> 0:29:24,080 دوچار تعمل کنن 438 0:29:24,080 --> 0:29:26,240 دوچار تعلل کنن 439 0:29:26,240 --> 0:29:27,020 احیانا 440 0:29:27,020 --> 0:29:29,640 چرب و شیرین دنیا رو 441 0:29:29,640 --> 0:29:31,840 به اینا بچشانن 442 0:29:31,840 --> 0:29:33,440 اینا رو جزب کنن 443 0:29:33,440 --> 0:29:36,080 برای این که در 444 0:29:36,080 --> 0:29:38,540 به زنگاه ها در نقاط حساس 445 0:29:38,540 --> 0:29:40,020 در اونجایی که 446 0:29:40,020 --> 0:29:42,260 لازمه که یک اقدامی انجام بدن 447 0:29:42,260 --> 0:29:43,240 انجام ندم 448 0:29:43,240 --> 0:29:46,520 و اون شتاب دهندگی 449 0:29:46,520 --> 0:29:48,780 که از خواست 450 0:29:48,780 --> 0:29:49,780 متوقع است 451 0:29:49,780 --> 0:29:51,460 او صورت نگیره 452 0:29:51,460 --> 0:29:53,700 برنامه دارن برای این کار 453 0:29:53,700 --> 0:29:55,880 وظیفه خواست اینه 454 0:29:55,880 --> 0:29:58,560 باید تردید افکنی