1 0:00:00 --> 0:00:04,620 متنبه و جزاف قابلیت زخیره صدا و کار در حالت آفلاین 2 0:00:04,620 --> 0:00:05,880 ویژه سفر 3 0:00:05,880 --> 0:00:09,200 ایران صدا همراه را درد می رویه شد 4 0:00:09,200 --> 0:00:17 ما چند ست هزار رزمنده داشتیم 5 0:00:17,780 --> 0:00:21,600 هر کدام از اینا یک مجموعه خاطرن 6 0:00:21,600 --> 0:00:42,660 خاطرات مندگار 7 0:00:51,600 --> 0:00:58,920 بسم الله الرحمن الرحیم همراهان عزیز رادیو معارف سلام 8 0:00:58,920 --> 0:01:03,720 از این لحظه با برنامه خاطرات ماندگار در خدمت شما هستیم 9 0:01:03,720 --> 0:01:08,740 و به مرور خاطراتی از دوران هماسه و ایسار میپردازیم 10 0:01:08,740 --> 0:01:10,820 دعای حسن مستجاب شد 11 0:01:10,820 --> 0:01:17,380 او از خود گذشت و خود را در مردم در این امت بزرگ یافت 12 0:01:17,380 --> 0:01:24,580 و این چنین صفات محمود و امت حزب الله را یک جا در وجود خود گرداند 13 0:01:24,580 --> 0:01:31,780 دانشجو بود، طلبه هم بود، هنرمند بود، وزمنده هم بود 14 0:01:31,780 --> 0:01:35,380 فلسفه میخواد و فلسفه هم میگفت 15 0:01:36,020 --> 0:01:41,640 شاگر بود و درس میگرفت، معلم هم بود و درس میداد 16 0:01:41,640 --> 0:01:45,700 برزشکار بود، نویسنده هم بود 17 0:01:45,700 --> 0:01:48,120 شجاع بود و مهربان 18 0:01:48,120 --> 0:01:49,880 سرسخت بود 19 0:01:49,880 --> 0:01:51,720 و در این سرسختی 20 0:01:51,720 --> 0:01:53,880 سخت لطیف و رقیق 21 0:01:53,880 --> 0:02:02,640 در برنامه امروز خاطراتی از سردار جامباز حاج حسین اروج 22 0:02:02,640 --> 0:02:05,220 و جامباز منصور محمدی 23 0:02:05,220 --> 0:02:07,560 تقدیم شما عزیزان میکنیم 24 0:02:15,700 --> 0:02:22,760 با دوست مجال گفتگو یافتیم 25 0:02:22,760 --> 0:02:28 از نور حضور رنگ و بو یافتیم 26 0:02:28 --> 0:02:33,060 امروز اگر بخیشتن میبالیم 27 0:02:33,060 --> 0:02:37,920 از خون شهید آبرو یافتیم 28 0:02:37,920 --> 0:02:41,520 ای کبوتر سفید من 29 0:02:41,520 --> 0:02:47,660 ای برادر شهید من 30 0:02:47,660 --> 0:02:54,980 تو برای من پرند پر 31 0:02:54,980 --> 0:02:59,520 تو برای من ستارتن 32 0:02:59,520 --> 0:03:05,520 تو برای من ستارتن 33 0:03:05,520 --> 0:03:12,940 بخش اول خاطرات سردار حاج حسین اروج 34 0:03:12,940 --> 0:03:19,400 از روزهای آغازین دفاع مقدس و ایمان و توکل بالای رزمندگان 35 0:03:19,400 --> 0:03:24,140 بسم الله الرحمن الرحیم 36 0:03:24,140 --> 0:03:26,060 فدمت شنوندگان عزیز 37 0:03:26,060 --> 0:03:28,460 از سلام و خست نوشی دارم 38 0:03:28,460 --> 0:03:34,300 خاطرات رو از ابتدای جنگ من وضعش رو بگم شاید خوب باشه 39 0:03:34,300 --> 0:03:39,620 ابتدای جنگ ما وقتی بارد منطقه میخواستیم بشیم 40 0:03:39,620 --> 0:03:48,220 چون تازه این را لاب شد و سازمان سپا نگرفته بود و آموزش درستابی نداشت 41 0:03:48,220 --> 0:03:56,600 حدود 700 نفر ما بودیم که صورت نیروی مردمی با یک قطار حرکت کردیم بریم طرف احواز 42 0:03:56,600 --> 0:03:58,540 توی این 700 نفر 43 0:03:58,540 --> 0:04:00,960 چهر نفر بودن که 44 0:04:00,960 --> 0:04:02,960 سروازی رفته بودن قبلن 45 0:04:02,960 --> 0:04:04,420 و توجی بودن این مقدار با 46 0:04:04,420 --> 0:04:06,800 جسه و مسائل 47 0:04:06,800 --> 0:04:07,860 جنگی رو نمیدونستم 48 0:04:07,860 --> 0:04:10,920 بقیه قیل از این چهر نفر که دیگه استم چیزی نمیدونستم 49 0:04:10,920 --> 0:04:12,620 جالبه نه که بگم برای 50 0:04:12,620 --> 0:04:14,280 شنواندگانمون که 51 0:04:14,280 --> 0:04:16,340 700 نفر که داشتیم میرفتیم 52 0:04:16,340 --> 0:04:18,100 یک نفر بیشتر 53 0:04:18,100 --> 0:04:20,760 سلاح نداشت که پاستاری بود 54 0:04:20,760 --> 0:04:21,500 همراه ما بود 55 0:04:21,500 --> 0:04:24,960 سلاح جیوزی بود که سلاحای شهری 56 0:04:26,600 --> 0:04:32,880 این سنگار شهریه و افرادی که محافظ از محصولون هستن کارهایی داره 57 0:04:32,880 --> 0:04:37,020 یکی دو نفر کلاهانی داشتن یکی دو نفر سرنیزه 58 0:04:37,020 --> 0:04:40,420 بقیه دیگه رباحت لباس خاکی ما نداشتیم 59 0:04:40,420 --> 0:04:43,060 نه پوتین و نه لباس و نه سلاح هیچی 60 0:04:43,060 --> 0:04:46,680 خب ما وقتی رسیدیم به راهان احواز 61 0:04:46,680 --> 0:04:52,600 ایراق پونزه کلومتی احواز بیرون سنگرداش 62 0:04:52,600 --> 0:04:55,720 و خونپارایی که میزد میومد توی احواز 63 0:04:55,720 --> 0:05:01,480 اون موقع هم خونپارای که آتش بارای ایراق پنجتا پنجتا که میمد میگفتن خمسه خمسه 64 0:05:01,480 --> 0:05:02,860 یعنی پنجتا پنجتا 65 0:05:02,860 --> 0:05:05,700 خب ما توضیحی نبودیم فکر میکنیم که 66 0:05:05,700 --> 0:05:10,100 یه سلاحی پنجتا گلوه با هم پرتاب میکنیم که خمسه خمسه 67 0:05:10,100 --> 0:05:15,600 بعدها مدارده شدیم که این سلاحای ایراق آتش باراش پنجتا قبضهیه 68 0:05:15,600 --> 0:05:19,060 وقتی تیراندازی میکنه همه هم میکنن با هم تیراندازی 69 0:05:19,060 --> 0:05:21,480 این خونپارا میمد توی شهر 70 0:05:21,480 --> 0:05:23,660 که اولین و دوبامی سه بومیش 71 0:05:23,660 --> 0:05:25,260 خورد همون موقع که ما رسیدیم توی 72 0:05:25,260 --> 0:05:27,280 راهان احباز 73 0:05:27,280 --> 0:05:29,320 یادم هست که چند تا از بچه همون 74 0:05:29,320 --> 0:05:31,740 همونجا شهید مجروم شدن بخاطر این که 75 0:05:31,740 --> 0:05:33,680 وارد نبودن وقتی خونپارا که میخورد 76 0:05:33,680 --> 0:05:34,880 به جایی که فرار بکنن 77 0:05:34,880 --> 0:05:37,740 میدویدن میمدن طرف این صدا بناتی چی بود 78 0:05:37,740 --> 0:05:38,920 شهید مجروم شد 79 0:05:38,920 --> 0:05:40,620 اینو گفتن بخوادن که ما 80 0:05:40,620 --> 0:05:43,120 آموزشم شاید زیر صف بود 81 0:05:43,120 --> 0:05:45,900 دست خالی بدون آموزش 82 0:05:45,900 --> 0:05:48,160 دشمن همه چی داشت 83 0:05:48,160 --> 0:05:50,660 بعد ما رو تقسیم کردن توی مدارس 84 0:05:50,660 --> 0:05:54,540 شما پادگانی نبود که ما رو توی مدارس پخش کردن 85 0:05:54,540 --> 0:05:56,700 هر ستای توی یه مدرسهی 86 0:05:56,700 --> 0:05:59,920 و منافقن هم خیلی فعال بودن 87 0:05:59,920 --> 0:06:02,960 ما خطی نداشتیم خاکیزی نبود 88 0:06:02,960 --> 0:06:06,060 و اینا براحتی تردد می کردن 89 0:06:06,060 --> 0:06:08,300 تو شهر هم مشخص بود 90 0:06:08,300 --> 0:06:12,460 یه شبیه دوتا نور لمنور میزدن 91 0:06:12,460 --> 0:06:15,580 یا تیرای رسام هست که نور بده اینا رو میزدن 92 0:06:15,580 --> 0:06:16,380 مشخص بود 93 0:06:16,380 --> 0:06:18,720 اونا براحتی گیرام میگرفتن 94 0:06:18,720 --> 0:06:20,500 ترقی قطن ما و میزدن 95 0:06:20,500 --> 0:06:22,960 هیچ کجای شهر امن نبود 96 0:06:22,960 --> 0:06:25,580 و جالب این که تو همون شرایط 97 0:06:25,580 --> 0:06:27,380 بعضی از مردم زندگی میشه 98 0:06:27,380 --> 0:06:28,700 و نماز جمعه برگذار میشد 99 0:06:28,700 --> 0:06:30,260 که یه نماز جمعه که برگذار شد 100 0:06:30,260 --> 0:06:32,180 شهید بهشی روشن شد 101 0:06:32,180 --> 0:06:33,560 ایشونو بعدا صحبت کردن 102 0:06:33,560 --> 0:06:36,720 در حینی که ما زمان رو میگذروندیم 103 0:06:36,720 --> 0:06:38,700 در گروهی قرار گردیم 104 0:06:38,700 --> 0:06:40,820 گروه ستاد زنگای نامونظم 105 0:06:40,820 --> 0:06:42,620 که شاید چمران مسئولتی داشتن 106 0:06:42,620 --> 0:06:45,080 این تشکیل دادن برای آموزش 107 0:06:45,080 --> 0:06:47,160 مثلا یه آرپیجی میبوردن 108 0:06:47,160 --> 0:06:48,560 ما ست نفر دویست نفر میبوردن 109 0:06:48,560 --> 0:06:51,020 بیاون میگفتن که این آرپیجیه 110 0:06:51,020 --> 0:06:53,100 یک گلوه در میکردن 111 0:06:53,100 --> 0:06:54,340 شلک میشد 112 0:06:54,340 --> 0:06:55,640 میگفتن این آرپیجیه 113 0:06:55,640 --> 0:06:56,740 بعد آرپیجی میبوردن 114 0:06:56,740 --> 0:06:58,440 مهارم بردن توی سنگرمی گفتن که بلد 115 0:06:58,440 --> 0:07:00,240 این آموزه شما بود 116 0:07:00,240 --> 0:07:01,600 چون نبود گلوه که همه بزنن 117 0:07:01,600 --> 0:07:03,040 یکی میزن و بقیه نگاه میکردن 118 0:07:03,040 --> 0:07:05,100 یاد گرفتیم چارتی کلا شد 119 0:07:05,100 --> 0:07:07,420 شیرسه و اینا یاد گرفتیم 120 0:07:07,420 --> 0:07:09,780 و شبونه بیس نفر 121 0:07:09,780 --> 0:07:11,200 برم میشدیم 122 0:07:11,200 --> 0:07:13,940 که برم بزنیم به خاک ایراغو بر کردیم 123 0:07:13,940 --> 0:07:15,920 که احران واقعا وحشدناک 124 0:07:15,920 --> 0:07:16,680 همش کاری 125 0:07:16,680 --> 0:07:19,080 ایراغی دا دنده مسلح بود 126 0:07:19,080 --> 0:07:20,520 بیشتر نفر جمع می شدیم 127 0:07:20,520 --> 0:07:22,680 یه اوتوبوس یا میلوبوس سوار می شدیم 128 0:07:22,680 --> 0:07:24,360 فقط راننده یا مسلمون می دهیم 129 0:07:24,360 --> 0:07:25,200 کجا داریم این مواکنه 130 0:07:25,200 --> 0:07:30,020 می رفتیم قسمت های سوسنگیر 131 0:07:30,020 --> 0:07:31,540 قسمت های بستان 132 0:07:31,540 --> 0:07:34,700 و چند تیره می زدیم 133 0:07:34,700 --> 0:07:35,660 مثلا گفت دشمن اینجا 134 0:07:35,660 --> 0:07:38 خدایی هم بود اگه می رفتیم 135 0:07:38 --> 0:07:40,020 همون شبا قتل هم میکرد مورو ایراق 136 0:07:40,020 --> 0:07:41,540 ولی خب خوب بود 137 0:07:41,540 --> 0:07:43,260 بدن همون قوی می شد 138 0:07:43,260 --> 0:07:44,340 روحی همون قوی می شد 139 0:07:44,340 --> 0:07:46,300 میرفتیم میزدیم برمیگشتیم 140 0:07:46,300 --> 0:07:48,820 یه دنیا خاطر است 141 0:07:48,820 --> 0:07:51,220 بین من و تو 142 0:07:51,220 --> 0:07:54,500 از اون روزای تلخه 143 0:07:54,500 --> 0:07:56,680 عشق و لبخند 144 0:07:56,680 --> 0:08:00 تب شرجی قروبه 145 0:08:00 --> 0:08:01,960 سرخ کارون 146 0:08:01,960 --> 0:08:04,840 شب تنهای ما 147 0:08:04,840 --> 0:08:06,660 های عرون 148 0:08:06,660 --> 0:08:09,740 شب تنهای ما 149 0:08:09,740 --> 0:08:11,620 های عرون 150 0:08:11,620 --> 0:08:13,780 شنوندگان عزیز و همراه 151 0:08:13,780 --> 0:08:15,760 همچنان همراه شما هستیم 152 0:08:15,760 --> 0:08:18,760 با برنامه خاطرات ماندگار از رادیو معارف 153 0:08:18,760 --> 0:08:24,540 و در این بخش یک داستان کتاه و شنیدنی تقدیم شما عزیزاد می کنیم 154 0:08:24,540 --> 0:08:25,900 قلاملی جوان 155 0:08:25,900 --> 0:08:37,320 قلاملی جوان 25 ساله در سال 46 156 0:08:37,320 --> 0:08:42,960 اکس شاه را در جشن تاجگذاری در ملعه آم پاره می کند 157 0:08:42,960 --> 0:08:51 مأموران قلاملی را پس از مدتی شکنجه و آزار از زابل به بابل تبعید می کنند 158 0:08:51 --> 0:08:56,080 دوران سخت تبعید با پیروزی انقلاب خاتم می آفد 159 0:08:56,080 --> 0:09:03,520 پس از پیروزی انقلاب قلاملی و پسرانش تا آخر جنگ رنگ شهر را نمی بینند 160 0:09:03,520 --> 0:09:10,660 یکی از پسرانش در شلمچه شهید می شود و دیگری با بدن مجروح اسیر می شود 161 0:09:10,660 --> 0:09:25,780 پس از پایان جنگ غلام علی با دیگر پسر قریبانه توسط اشرار در جاده زابل زاهدان در تاریخ 27 دیماه سال 71 به شهادت میرسد 162 0:09:40,660 --> 0:09:47,180 لباس و بتن رزمنده می دو 163 0:09:47,180 --> 0:10:01,440 بخش دوم خاطره سردار جانباز حاج حسین ارود 164 0:10:01,440 --> 0:10:05,180 از روزهای اول جنگ تحمیلی هشت ساله 165 0:10:05,180 --> 0:10:10,440 یادم یکی از شباب گفتن می خواهیم که راه پیمایی بکنیم 166 0:10:10,440 --> 0:10:12,440 و بدنسازی 167 0:10:12,440 --> 0:10:15,340 خب واقعا انگیزه اون ما را جرامی بود 168 0:10:15,340 --> 0:10:16,880 اون ایمان هدفم بود 169 0:10:16,880 --> 0:10:18,560 کلو پشتی رو من یادم 170 0:10:18,560 --> 0:10:20,380 یک پتوی بزرگم 171 0:10:20,380 --> 0:10:23 به زور گذاشتم توی کلو پشتی 172 0:10:23 --> 0:10:24,740 سفت برسم که 173 0:10:24,740 --> 0:10:27,260 طولوها که میرم سنگیم باشه بدنم قوی بشه 174 0:10:27,260 --> 0:10:29,300 به ما گفتن 17 کلومتر 175 0:10:29,300 --> 0:10:30,760 را میریم 176 0:10:30,760 --> 0:10:32,740 ما نماز مغربشاری خوندیم 177 0:10:32,740 --> 0:10:34,720 و کنبوت کنسربای 178 0:10:34,720 --> 0:10:36,900 اون زمان راست بود بیشتر نون خوش کن 179 0:10:36,900 --> 0:10:38,980 کنبوت کنسر و از این آجیلای 180 0:10:38,980 --> 0:10:41,060 خونگی که می فرستدن می خوردیم 181 0:10:41,060 --> 0:10:42,400 یا تو کلپوشی می گوشیم 182 0:10:42,400 --> 0:10:45,920 و قمقمه آب کلپوشی بستیم را افتادیم 183 0:10:45,920 --> 0:10:47,280 ما هرچی را می مدیم 184 0:10:47,280 --> 0:10:50,160 گفتن چیزی نمونده چیزی نمونده 185 0:10:50,160 --> 0:10:51,300 یادمه دو بار 186 0:10:51,300 --> 0:10:53,520 یا سه بار ما نشستیم برای استراحت 187 0:10:53,520 --> 0:10:55,600 که وقتی نگاه کردیم 188 0:10:55,600 --> 0:10:57,080 مثل که دره روز می شه 189 0:10:57,080 --> 0:10:59,400 افق دره روشن می شه 190 0:10:59,400 --> 0:11:01,260 یکی از مسئولین اونها رد شد 191 0:11:01,260 --> 0:11:04,040 از کنار ما گفتیم نمازاتون بخون نماز صبح شده 192 0:11:04,040 --> 0:11:05,600 گفتیم بابا حیب ده کلومتر 193 0:11:05,600 --> 0:11:07,320 گفت خیلی بداناتون قمید 194 0:11:07,320 --> 0:11:10,780 چهل و دو کلومتر را شب ما اومده بودیم 195 0:11:10,780 --> 0:11:12,700 و ادامه شی وقت نماز صبح خوندیم 196 0:11:12,700 --> 0:11:14,420 ما اومده ما اونجا واستادیم 197 0:11:14,420 --> 0:11:16,200 اوتوبوس ما رو سوار بکنه 198 0:11:16,200 --> 0:11:18,260 توی اوتوبوس که نشسته بودیم 199 0:11:19,120 --> 0:11:20,620 بعضی چست بودن به همه میله 200 0:11:20,620 --> 0:11:21,720 وسط اوتوبوس 201 0:11:21,720 --> 0:11:24,520 دو سه نفر از همونجا قشت شدن افتادن 202 0:11:24,520 --> 0:11:25,640 این اینقدر بیهار شدن 203 0:11:25,640 --> 0:11:27,940 این هم که رو سندلی نشسته بودن 204 0:11:27,940 --> 0:11:29,260 دیخابشون بود 205 0:11:29,260 --> 0:11:32,800 چهل و دو کلومدرها رو در شب اومدن 206 0:11:32,800 --> 0:11:34,060 این باعث شد 207 0:11:34,060 --> 0:11:37,680 برای عملیت های بعدی ما بتونیم قریب باشیم 208 0:11:37,680 --> 0:11:39,420 که عملیت بیتول مقدس 209 0:11:39,420 --> 0:11:41,180 سی کلومدرها با تحجیزات 210 0:11:41,180 --> 0:11:42,580 راه اومدن 211 0:11:42,580 --> 0:11:43,680 بسیار تازه رسیدن 212 0:11:43,680 --> 0:11:45,540 کجا به پوکش میدونمین 213 0:11:45,540 --> 0:11:47,820 که باید میدونمین خونسا بشه 214 0:11:47,820 --> 0:11:49,220 درگیر بشن 215 0:11:49,220 --> 0:11:50,980 از موانه عبور بکنن 216 0:11:50,980 --> 0:11:52,800 خاکشی زود پد و اینا رو بگیرن 217 0:11:52,800 --> 0:11:54,780 بعد بیان پاکشازی کنن 218 0:11:54,780 --> 0:11:55,540 برن صبح 219 0:11:55,540 --> 0:11:58,400 صبح در اول درگیری که دوشبن 220 0:11:58,400 --> 0:12:00,040 متوجه میشه مقدار پا تقیب بکنه 221 0:12:00,040 --> 0:12:01,500 این برای این قسمت 222 0:12:01,500 --> 0:12:04,140 یه قسمت که ادامه همین خاطره است 223 0:12:04,140 --> 0:12:06,340 ما در 224 0:12:06,340 --> 0:12:08,580 جبهه داشتیم بی نام جبهه 225 0:12:08,580 --> 0:12:09,320 تر راه 226 0:12:09,320 --> 0:12:12,220 همون قسمت های سوسنگیرد بود 227 0:12:12,220 --> 0:12:14,800 بیس کلومت راه رو 228 0:12:14,800 --> 0:12:16,540 ما بیس نفر بودیم 229 0:12:16,540 --> 0:12:18,380 خط نگردشتیم 230 0:12:18,380 --> 0:12:20,040 که استلوان خط بود 231 0:12:20,040 --> 0:12:22,560 چار تا پنج چادر ما داشتیم 232 0:12:22,560 --> 0:12:25,380 و تو این چادرها زندگی میکردیم 233 0:12:25,380 --> 0:12:26,800 جلوی ما 234 0:12:26,800 --> 0:12:28,340 ما بین ما و اراقی ها 235 0:12:28,340 --> 0:12:29,480 نه یک خاکویز بود 236 0:12:29,480 --> 0:12:30,840 نه یک سیمخاردار بود 237 0:12:30,840 --> 0:12:32,080 نه یک کانال بود 238 0:12:32,080 --> 0:12:33,360 نه یک میین هیچی 239 0:12:33,360 --> 0:12:35,160 دشت خدا بود 240 0:12:35,160 --> 0:12:38 چند تا درخت های گزه که اونجا در اومده بود 241 0:12:38 --> 0:12:40,740 و فقط ما با چشم 242 0:12:40,740 --> 0:12:42,980 عادی اراقی ها نمیدیم 243 0:12:42,980 --> 0:12:44,520 با چشم مسلح و دورمی 244 0:12:44,520 --> 0:12:46,040 و دکل که نگم که بده بود 245 0:12:46,040 --> 0:12:48,900 ما با چی روی یه شب اونجا میخوابیدیم 246 0:12:48,900 --> 0:12:50,480 واسه نگهبان میگوشیم 247 0:12:50,480 --> 0:12:51,760 یه نگهبان قدم میزد 248 0:12:51,760 --> 0:12:53,720 توی کیس خواب ما میرفتیم 249 0:12:53,720 --> 0:12:54,260 میخوابیدیم 250 0:12:54,260 --> 0:12:56,060 کسی که ها میکشیدیم 251 0:12:56,060 --> 0:12:57,520 میخوابیدیم 252 0:12:57,520 --> 0:12:58,880 که الان اگر کسی 253 0:12:58,880 --> 0:13:00,480 جنگ هم کنست 254 0:13:00,480 --> 0:13:01,900 یه شب اونجا بخوابید 255 0:13:01,900 --> 0:13:03,960 با این حالت دهشت میکنه 256 0:13:03,960 --> 0:13:06,600 خب چیزی بهتر از امداد غیبی 257 0:13:06,600 --> 0:13:09 و این نویترم بگم که 258 0:13:09 --> 0:13:11,160 یه سگی بود اونجا 259 0:13:11,160 --> 0:13:12,360 شبا 260 0:13:12,360 --> 0:13:14,320 میومد اونجا نگهبانی میدن 261 0:13:14,320 --> 0:13:16,680 کمک ما میکرد اونجا روزا میرم 262 0:13:16,680 --> 0:13:18,220 این خودش برای ما خیلی جالب بود 263 0:13:18,220 --> 0:13:20,320 شبا نمیره روزا میره 264 0:13:20,320 --> 0:13:22,280 بعد متلشیم بابا خدا اناهت کرده این 265 0:13:22,280 --> 0:13:24,640 اناهت خداست برای این که 266 0:13:24,640 --> 0:13:27,380 خب سبا میگن یا حیوان هست شامبه شما قوی تره 267 0:13:27,380 --> 0:13:29,380 ما یه خونپاره داشتیم اونجا 268 0:13:29,380 --> 0:13:31,360 این 20 کلومتر که دست ما بود 269 0:13:31,360 --> 0:13:32,440 ما یه جایی قراری گذاریم که 270 0:13:32,440 --> 0:13:35,040 10 کلومتر راستیم و سمت چب مونم 271 0:13:35,040 --> 0:13:36,860 ده کلو درمه خالی بود 272 0:13:36,860 --> 0:13:39,340 ما شب که میشد 273 0:13:39,340 --> 0:13:41,140 میرفتم خونپاره رو میگفتم 274 0:13:41,140 --> 0:13:43,580 آخرین جایی که محروض به ما بود 275 0:13:43,580 --> 0:13:45,020 یه گوله میزد 276 0:13:45,020 --> 0:13:47,140 حالا کجا میرفت خدا میدونه 277 0:13:47,140 --> 0:13:49,840 فقط میخواستم دوشان آتش اینو ببینه که ما هستیم 278 0:13:49,840 --> 0:13:51,480 دو سا کلومتر میتونم دیگه گوله داریم 279 0:13:51,480 --> 0:13:53,060 مثلا 7 تا 8 گوله 280 0:13:53,060 --> 0:13:54,940 تو این قسمت ما شب میزدیم 281 0:13:54,940 --> 0:13:56,160 به ساعتهای مختلف 282 0:13:56,160 --> 0:13:58,940 که دوشان فکر کنه که همه اینجا 283 0:13:58,940 --> 0:13:59,860 نیرو هست و 284 0:13:59,860 --> 0:14:02,540 آتش به سرشون ریخته میشه 285 0:14:02,540 --> 0:14:04,700 که درگیر بشه و نمیتونن بیاد 286 0:14:04,700 --> 0:14:07,360 این قدرت فکری 287 0:14:07,360 --> 0:14:08,360 که ما همش کار بکنیم 288 0:14:08,360 --> 0:14:09,660 این عنایت خدا بود 289 0:14:09,660 --> 0:14:12 روحه دونجای استراد بکنیم 290 0:14:12 --> 0:14:13,180 این لطف خدا بود 291 0:14:13,180 --> 0:14:15,160 این سگی که من مثال زدم 292 0:14:15,160 --> 0:14:16,600 این واقعا لطف خدا بود 293 0:14:16,600 --> 0:14:19,600 و یه بارندگی جوزه که میشد 294 0:14:19,600 --> 0:14:21,160 از اونجا تا خود 295 0:14:21,160 --> 0:14:23,920 سوسنگیر یا به احواز 296 0:14:23,920 --> 0:14:26,220 ما دیگه میمونیم که چجورو بیاییم بریم 297 0:14:26,220 --> 0:14:28,020 مونم گیلهای اونجا 298 0:14:28,020 --> 0:14:29,980 زمین خاکش چسبنده است 299 0:14:29,980 --> 0:14:31,840 قدم میذاری نمیتونه را بری 300 0:14:31,840 --> 0:14:33,600 یا ماشین نیازه 301 0:14:33,600 --> 0:14:35 یا آب خوردنی میخواستیم 302 0:14:35 --> 0:14:36,300 بارون اومد که ما خوشحال بودیم 303 0:14:36,300 --> 0:14:38,660 و قدم آب از اینجا استفاده میکنیم 304 0:14:38,660 --> 0:14:40,220 یه شعرت حادی بود 305 0:14:40,220 --> 0:14:42,920 اول جبهه که برای شنوندگان گفتم 306 0:14:42,920 --> 0:14:44,620 ترسیم بکنیم که 307 0:14:44,620 --> 0:14:46,840 اونجا با سختی گذشته 308 0:14:46,840 --> 0:14:48,260 و شهید ها که ما دادیم 309 0:14:48,260 --> 0:14:51,080 و بچه ها جان فشانی کردن با سختی بوده 310 0:14:51,080 --> 0:14:53,520 اونجا فراهم نبود 311 0:14:53,520 --> 0:14:56,580 نه سلاح فرام بود نه خوردن فرام بود نه استراحت فرام بود 312 0:14:56,580 --> 0:14:57,480 هیچی فرام نبود 313 0:14:57,480 --> 0:15:01,660 چیزی که بود اون ایمان بود که بچه ها داشتن 314 0:15:01,660 --> 0:15:05,520 و اتمینانی که داشتن که خدا کمکشون میکنه و یارشون میکنه 315 0:15:05,520 --> 0:15:19,520 موسیقی 316 0:15:19,520 --> 0:15:39,720 در مقتل سرخ خون شکفتی رفتی لبایج به حکم یار گفتی رفتی ای محرم راز آشناگی ای مرد اسرار نگفترا نهفتی رفتی 317 0:15:49,520 --> 0:16:05,580 در دشت و تهره به تا قیمه ها 318 0:16:05,580 --> 0:16:09,300 دشمن هرا تانج تی کارتان 319 0:16:09,300 --> 0:16:16,920 با تد خدا و امده یه هلا به تان 320 0:16:16,920 --> 0:16:20,580 ای درم نزدان و سنگار زن 321 0:16:20,580 --> 0:16:24,240 خودت خدا و هم نگردار دار 322 0:16:24,240 --> 0:16:29,140 در این بخش از برنامه خاطرات ماندگار 323 0:16:29,140 --> 0:16:33,060 می شینیم پای خاطره جنباز سرفراز منصور محمدی 324 0:16:33,060 --> 0:16:37,500 از شرایط دوشوار خط پدافندی در جزیره مجنون 325 0:16:37,500 --> 0:16:41,020 بسم الله الرحمن الرحیم 326 0:16:41,020 --> 0:16:44,860 با عرض سلام خدمت شنواندگان 327 0:16:44,860 --> 0:16:47,300 برنامه خاطرات ماندگار 328 0:16:47,300 --> 0:16:48,720 سال شست و یک 329 0:16:48,720 --> 0:16:50,340 بعد از عملیات رمزان 330 0:16:50,340 --> 0:16:53,080 ترون 14 سالمون بود که 331 0:16:53,080 --> 0:16:54,760 تصمیم گرفتیم بیریم جبه 332 0:16:54,760 --> 0:16:57,100 بعد این تصمیم هم با مخالفت 333 0:16:57,100 --> 0:16:59,320 سریع خانواده مواجه شده بود 334 0:16:59,320 --> 0:17:00,820 اجازه نمیدادن 335 0:17:00,820 --> 0:17:03,100 علاوه برای این خود سفاه هم 336 0:17:03,100 --> 0:17:04,280 نمیبور بچه ها 337 0:17:04,280 --> 0:17:06,440 مشکل میگرفت 338 0:17:06,440 --> 0:17:09,120 اگه چه با سطح شناختی که مثلا از مهادوشن 339 0:17:09,120 --> 0:17:10,740 شده از قبلشن باشون 340 0:17:10,740 --> 0:17:12,880 همکاری میکردیم در زمین های مختلف 341 0:17:12,880 --> 0:17:14,800 خب آشنا بودن مسئولین 342 0:17:14,800 --> 0:17:16,780 اونجا به ما یه نگاه دیگه 343 0:17:16,780 --> 0:17:18,880 میکردن یعنی حاضر بودن ببرن 344 0:17:18,880 --> 0:17:20,660 ولی من یادمه که 345 0:17:20,660 --> 0:17:22,260 ما وقتی خواستیم سواره 346 0:17:22,260 --> 0:17:23,940 مثلا ماشین بشیم 347 0:17:23,940 --> 0:17:26,660 یه دیگه از بچه همسن سال ما باز بودن 348 0:17:26,660 --> 0:17:27,960 تو نمیخواستن بیان 349 0:17:27,960 --> 0:17:30,900 بعد ما رو اجازه داده 350 0:17:30,900 --> 0:17:32,400 بودن که بریم اما اونا رو 351 0:17:32,400 --> 0:17:33,940 یه مقدار مشکل میگرفتن 352 0:17:33,940 --> 0:17:35,300 اونا هم اعتراض کردن 353 0:17:35,300 --> 0:17:37,600 بخواد چرا ایشون باید ما نمیبرید 354 0:17:37,600 --> 0:17:39,580 یادم اون وقت فرمونده 355 0:17:39,580 --> 0:17:40,920 بسیج بود 356 0:17:40,920 --> 0:17:44,380 پایشون گفت ایشون هم دیگه نباید بیاد 357 0:17:44,380 --> 0:17:46,180 ما را مخواستن نباید 358 0:17:46,180 --> 0:17:47,740 با گیریه و فلا 359 0:17:47,740 --> 0:17:50,220 در ویدیو رفتیم خودمو قایم کردم 360 0:17:50,220 --> 0:17:51,780 تو مینبوسی که داشت میرفت 361 0:17:51,780 --> 0:17:53,620 رفتیم دیگه 362 0:17:53,620 --> 0:17:55,500 بعد دیگه رفتیم کشک 363 0:17:55,500 --> 0:17:57,040 بعد زمان رمزان بود 364 0:17:57,040 --> 0:17:59,800 اونجا هم خیلی از دوستان بودن 365 0:17:59,800 --> 0:18:01,940 شهید مرداسی نامی بود 366 0:18:01,940 --> 0:18:03,360 که عوضت مسرین بود 367 0:18:03,360 --> 0:18:04,720 دقیقا میان سال بود 368 0:18:04,720 --> 0:18:06,200 یکمی کمتر 369 0:18:06,200 --> 0:18:08,420 یادم ایشون اونجا شهید شد 370 0:18:08,420 --> 0:18:11,020 جریان شهادتش هم اینجور بود که 371 0:18:11,020 --> 0:18:13,760 ایشون بلند میشد میگفت که 372 0:18:13,760 --> 0:18:16,260 مرگ بر صدام زده اسلام و فلان 373 0:18:16,260 --> 0:18:18,620 خیلی خاک ریزامون نزدیک بودن 374 0:18:18,620 --> 0:18:20,220 فاصله نداشتن 375 0:18:20,220 --> 0:18:22,960 بعد این تکتر اندازه زده بود 376 0:18:22,960 --> 0:18:26,080 بلاخره تیر خورده بود تو دهن ایشونو 377 0:18:26,080 --> 0:18:28,020 افتار شهید شد 378 0:18:28,020 --> 0:18:39 بار دومی که بند توفیق پیدا کردم 379 0:18:39 --> 0:18:42,520 جبهه برم سال 63 بود 380 0:18:42,520 --> 0:18:44,540 بگیم ما وقتی رفتیم 381 0:18:44,540 --> 0:18:48,960 چون قبلن کار ما همون تیراندازی و این چیزا بود 382 0:18:48,960 --> 0:18:50,680 بار دومی که رفتم 383 0:18:50,680 --> 0:18:53,660 بیشتر کمک بیسیمشی بودن 384 0:18:53,660 --> 0:18:55,140 ما رو برده بودن 385 0:18:55,140 --> 0:18:57,480 بعد از این مدتی گذشت 386 0:18:57,480 --> 0:18:59,940 توی جزار مجنون بود داره 387 0:18:59,940 --> 0:19:02,020 که جزار مجنون 388 0:19:02,020 --> 0:19:03,340 خاطرم هست که 389 0:19:03,340 --> 0:19:05,040 یه شبیه ما رو این 390 0:19:05,040 --> 0:19:07,780 پاسگاهی که تو آب زده بودم 391 0:19:07,780 --> 0:19:08,240 بودیم 392 0:19:08,240 --> 0:19:11,060 به صورت نامحسوس 393 0:19:11,060 --> 0:19:12,760 پنهان از دید دشمن 394 0:19:12,760 --> 0:19:14,340 سنگر ساخته بودن و 395 0:19:14,340 --> 0:19:17,200 ما باید با قایق میرفتیم میومدیم 396 0:19:17,200 --> 0:19:18,800 یعنی این لازمی بودیم 397 0:19:18,800 --> 0:19:20,760 بخواده اینکه دشمن حمله نکنه 398 0:19:20,760 --> 0:19:22,780 بلاخره چیزهایی که داشته بودن که 399 0:19:22,780 --> 0:19:25,040 اگه خواست حمله کنه زودتر خبر به 400 0:19:25,040 --> 0:19:26,140 اقابه برسن 401 0:19:26,140 --> 0:19:27,840 اونجا زندگی میکردیم 402 0:19:27,840 --> 0:19:29,260 به صورت خیلی پنهان 403 0:19:55,040 --> 0:20:05,040 موسیقی 404 0:20:25,040 --> 0:20:35,580 بخش دوم و پایانی خاطره جنباز منصور محمدی از جزیره مجموع 405 0:20:55,040 --> 0:20:56,500 بود که مثلا میومدن 406 0:20:56,500 --> 0:20:58,980 حالا با قواسای 407 0:20:58,980 --> 0:21:00,280 دشمن حملی میکردن 408 0:21:00,280 --> 0:21:03,340 سر بعض بچه ها رو بردی بودن جو که شنگی بودیم 409 0:21:03,340 --> 0:21:05,140 و اول اخره یه کاری انجام میدادن 410 0:21:05,140 --> 0:21:07,140 که موجب عذیب آزار 411 0:21:07,140 --> 0:21:07,920 بود برا بچه ها 412 0:21:07,920 --> 0:21:09,840 این آقا اومد ما اینجور گفت 413 0:21:09,840 --> 0:21:12,360 گفت که من نمیدونم برای سک آبیه 414 0:21:12,360 --> 0:21:13,840 یا این که بلاخره چیز دیگه 415 0:21:13,840 --> 0:21:15,120 یه قواس نمیدونم 416 0:21:15,120 --> 0:21:18,040 حالا میل با خواهده ما باید اطلاع میدادیم 417 0:21:18,040 --> 0:21:20,760 ما گرفتیم شب هم بود 418 0:21:20,760 --> 0:21:23,080 این دیگه طول کشید تا شب دیگه 419 0:21:23,080 --> 0:21:25,180 ما بلند کردیم بیستیم 420 0:21:25,180 --> 0:21:26,380 که تماس بگیریم 421 0:21:26,380 --> 0:21:28,520 خب بس میرفتیم زیر پتو 422 0:21:28,520 --> 0:21:29,820 چراق میزدیم 423 0:21:29,820 --> 0:21:31,860 با رمز این چیزا میگفتیم 424 0:21:31,860 --> 0:21:34,380 ما دیگه حسابی نداشتیم کار بکنیم هیقد 425 0:21:34,380 --> 0:21:36,300 بعد همین که داشتیم صحبت میگیم 426 0:21:36,300 --> 0:21:37,260 اینقدر صحبت کردم 427 0:21:37,260 --> 0:21:39,500 بعد دقیقه بخواستم با رمز بگیم 428 0:21:39,500 --> 0:21:40,500 درد سر برامون 429 0:21:40,500 --> 0:21:42,280 حفظم نکرده بودیم 430 0:21:42,280 --> 0:21:45,160 بعد کجا گفتم جلوس تنگر کمین 431 0:21:45,160 --> 0:21:46,980 وقتی اینو گفتم 432 0:21:46,980 --> 0:21:49,280 که مثلا همشین جریان جلوس تنگر کمین 433 0:21:49,280 --> 0:21:50,980 فلان اینو از ور بیسیم 434 0:21:50,980 --> 0:21:52,880 گفت خراب کردی چه بازشه 435 0:21:52,880 --> 0:21:54,540 بعد یه نفر دیگه باز 436 0:21:54,540 --> 0:21:56,200 از ور بیسیم او یکی گفت 437 0:21:56,200 --> 0:21:57,500 خودت خراب کردی 438 0:21:57,500 --> 0:22:00,240 یه چرقالی بله خراب افتاده بود 439 0:22:00,240 --> 0:22:02,060 تو بله بیسیم هایی که چرا اینجور شد 440 0:22:02,060 --> 0:22:04,240 پاکوچی بودیم خیلی سن نداشتیم 441 0:22:04,240 --> 0:22:06,380 پومزه سن این مقدار ترس بودیم 442 0:22:06,380 --> 0:22:08,820 خیلی خراب نکرده باشیم 443 0:22:08,820 --> 0:22:10,320 تا فرداشی منتظر بودیم 444 0:22:10,320 --> 0:22:12,320 منسول ما بیاد مثلا یه چیزی بگه 445 0:22:12,320 --> 0:22:14,600 دیگه اونو الحمدلله هیچ خبری نشد 446 0:22:14,600 --> 0:22:15,620 هیچی هم نگفتن 447 0:22:15,620 --> 0:22:18,020 آخرش هم مشخص شد سگابی بوده 448 0:22:18,020 --> 0:22:19,020 قواس نبودن 449 0:22:19,020 --> 0:22:22,380 من یادمه که هر آن با این که امکان داشته 450 0:22:22,380 --> 0:22:24,420 قواس بیاد سر آدم رو ببرد 451 0:22:24,420 --> 0:22:25,820 یا چیز دیگه 452 0:22:25,820 --> 0:22:27,380 اینان کنار همون 453 0:22:27,380 --> 0:22:29,920 تخت ها همون گیلیت ها 454 0:22:29,920 --> 0:22:32,560 مثلا میشه نصر شب تو تارکی 455 0:22:32,560 --> 0:22:33,840 مثلا 456 0:22:33,840 --> 0:22:35,800 اطراف ما همه شویم موش و 457 0:22:35,800 --> 0:22:36,980 موشای آبی و 458 0:22:36,980 --> 0:22:39,580 ماهار و چیزهای دیگه بود بالاخره 459 0:22:39,580 --> 0:22:41,580 بعد من یادم بلند میشویم نماز شد 460 0:22:41,580 --> 0:22:43,380 بودیم بدون ترس با 461 0:22:43,380 --> 0:22:45,640 یه حالت ترسناکی هم 462 0:22:45,640 --> 0:22:47,120 واقعا اونجا داشت 463 0:22:47,120 --> 0:22:49,200 یادمه که 464 0:22:49,200 --> 0:22:51,440 یه بار از این بچه ها اطلاع 465 0:22:51,440 --> 0:22:53,760 امالیات میومدن با این بلم های 466 0:22:53,760 --> 0:22:55,620 خیلی کچیکی از اونجا 467 0:22:55,620 --> 0:22:57,900 بعض این باز بچه ها بلند میکردن 468 0:22:57,900 --> 0:23:00 مثلا یه بی سیمچی با خودشون میبردن 469 0:23:00 --> 0:23:03,360 و یه نفر دیگه خب دو نفرش میرن دوتایی میرفتن 470 0:23:03,360 --> 0:23:06,840 میرفتن تو دل نیزارها که باز اطرافو ببینن 471 0:23:06,840 --> 0:23:08,940 بعدی سریعتلاح جمع میکردن 472 0:23:08,940 --> 0:23:13,820 معمولا بعد فرداش یا جوزای بعدش بچه ها میرفتن جلوتر 473 0:23:13,820 --> 0:23:16,160 اگه یه گای اوقات یه حمله شد 474 0:23:16,160 --> 0:23:19,600 مثلا زگزاکی یه کارایی میکردن و برمیگشتن 475 0:23:19,600 --> 0:23:21,080 یه هم اتفاق میفتاد 476 0:23:21,080 --> 0:23:24,840 اونجا آباش نیزاری بود آباش خیلی سنگین بود 477 0:23:24,840 --> 0:23:26,340 خب اتیاج بود آدم همام کنه 478 0:23:26,340 --> 0:23:30,600 از توی این آب بیافته هم آباش هم معمولا تمیز نبود 479 0:23:30,600 --> 0:23:31,800 آلوده بودن 480 0:23:31,800 --> 0:23:34,500 بعضا به مواد شیمیای یا چیزای دیگه 481 0:23:34,500 --> 0:23:35,840 که باید میپردیم میرسیم 482 0:23:35,840 --> 0:23:37,200 مثلا توی آب یکم شروع میکردیم 483 0:23:37,200 --> 0:23:38,400 آبش خیلی سنگین بود 484 0:23:38,400 --> 0:23:41,740 مثلا آبه معمولی نبود که آدم میتونه راحت شنها کنه 485 0:23:41,740 --> 0:23:44,840 دیگه مثلا تو خود سنگره میان موش بود 486 0:23:44,840 --> 0:23:46,900 تو نیزار همش نیزار بود دیگه 487 0:23:46,900 --> 0:23:48,580 موش بود مار بود 488 0:23:48,580 --> 0:24:15,680 برای این که من خواه که تو باشم 489 0:24:15,680 --> 0:24:21,020 چقدر سروس نوبر هدیه دادم 490 0:24:21,020 --> 0:24:25,680 چقدر خون پای آزادی من ریخ 491 0:24:26,340 --> 0:24:30,680 چه نخلایی که بی سر ایستادم 492 0:24:31,300 --> 0:24:39,620 به پایان برنامه امروز خاطرات مندگار رسیدیم 493 0:24:39,620 --> 0:24:44,960 آرزو میکنیم زنده باشین همچنان شهیدان و خدای مهربان یارو نگهدارتان 494 0:24:45,680 --> 0:24:54,680 خاطرات که که داری ولی زخمای من تازه هست هنوزم 495 0:24:55,320 --> 0:25:06,620 یک کاری کن که بعد از این همه سال تو آتیشی که خموش نسوزم 496 0:25:15,680 --> 0:25:22,680 در یافت آرشیو روزانه برنامه های رادیو معرف در پیام رسان روبیکا 497 0:25:23,540 --> 0:25:26,880 بفرمایید مطالب مهم 498 0:25:26,880 --> 0:25:28,180 زندگی شیرینه 499 0:25:28,180 --> 0:25:31,800 زندگی تک تک این ساعت ها 500 0:25:31,800 --> 0:25:37,280 گرش تو سینه ده اما باید که پیداش بکنی یا عمل بشه 501 0:25:37,280 --> 0:25:50,700 شما می توانید با شمارگیری کود دستوری ستار 999-96 مربع برنامه های پرمخاطب رادیو معرف را دریافت نمایید. 502 0:25:50,700 --> 0:25:56,140 ستار 999-96 مربع 503 0:26:07,280 --> 0:26:12,560 همیشه سایه اش بر سر ما 504 0:26:12,560 --> 0:26:15,280 پیامه بلاگت 505 0:26:15,940 --> 0:26:22,940 در خط محمد و حدیق روح خدا 506 0:26:22,940 --> 0:26:31,440 نور دده او خامنه ای رهبر ما 507 0:26:31,440 --> 0:26:39,880 نور دلگون خامه ایران برقا 508 0:26:39,880 --> 0:26:45,940 اینها رو خوبه نسل جوان ما به روشنی بدانه 509 0:26:45,940 --> 0:26:51,980 بدانه که ما از چه گذرگاه هایی عبور کردیم 510 0:26:51,980 --> 0:26:53,660 که حالا رسیدیم اینجا 511 0:26:53,660 --> 0:26:58,560 امریکایی ها چنده هزار معمور در ایران داشتن 512 0:26:58,560 --> 0:27:01,620 الان رقم دقیقش مهم نیست 513 0:27:01,620 --> 0:27:04,320 پنجه هزار شهزار بیشتر 514 0:27:04,320 --> 0:27:08,480 اینها معمورین سیاسی بودن 515 0:27:08,480 --> 0:27:10,800 امنیتی بودن نظامی بودن 516 0:27:10,800 --> 0:27:12,660 در داخل ایران 517 0:27:12,660 --> 0:27:17,420 در داخل مجموعه مدیریت ایران 518 0:27:17,420 --> 0:27:18,460 چه در ارتش 519 0:27:18,460 --> 0:27:20,280 چه در سازمان های اطلاعاتی 520 0:27:20,280 --> 0:27:23,240 چه در بخش های گنابون دیگر 521 0:27:23,240 --> 0:27:25,180 برنامه ریزی و غیره 522 0:27:25,180 --> 0:27:26,680 نشسته بودن 523 0:27:26,680 --> 0:27:29,080 پول خودشون را 524 0:27:29,080 --> 0:27:31,820 مزد خودشون را 525 0:27:31,820 --> 0:27:33,460 به از آف مزاعف 526 0:27:33,460 --> 0:27:35,320 از دولت ایران می گرفتن 527 0:27:35,320 --> 0:27:37,680 برای امریکا کار می کردن 528 0:27:37,680 --> 0:27:39,220 خب اینا 529 0:27:39,220 --> 0:27:40,900 این کار بدی بود 530 0:27:40,900 --> 0:27:43,680 که در کشور ما اتفاق افتاده بود 531 0:27:43,680 --> 0:27:45,520 رژیم تاقود 532 0:27:45,520 --> 0:27:47,220 رژیم پهلوی 533 0:27:47,220 --> 0:27:48,580 به خاطر 534 0:27:48,580 --> 0:27:51,720 وابستگیش به امریکا 535 0:27:51,720 --> 0:27:53,780 به خاطر مزدوریش 536 0:27:53,780 --> 0:27:55,400 برای امریکا 537 0:27:55,400 --> 0:28:01,580 مجبور شده بود اینها رو آورده بود داخل کشور به تدریج در طول چند سال 538 0:28:01,580 --> 0:28:03,660 تا اینجای کار بد بود 539 0:28:03,660 --> 0:28:10,280 اما اونجا که اتفاق افتاد یک چیز بد مزاعف بود 540 0:28:10,280 --> 0:28:14,300 بد به توانه چند بود 541 0:28:14,300 --> 0:28:20,380 اون این بود که آمدن در مجلس شورای ملی اون روز 542 0:28:20,380 --> 0:28:24,020 تصریب کردن در مجلس شورا و مجلس سنا 543 0:28:24,020 --> 0:28:31,380 تصفیب کردن که این معمورین امریکایی از دادگاه های ایران 544 0:28:31,380 --> 0:28:35,940 و امکانات قضایی و امنیتی ایران معافن 545 0:28:35,940 --> 0:28:42,320 یعنی اگر فرض کنیم یکی از این معمورین یک جرم بزرگی مردکه بشه 546 0:28:42,320 --> 0:28:45,140 و در ایران دادگاه های ما حق ندارن 547 0:28:45,140 --> 0:28:49,780 او رو په طلبن به دادگاه و محاکمه کنن و محکوم کنن 548 0:28:49,780 --> 0:28:51,820 این اسمش کابتولاسیونه 549 0:28:51,820 --> 0:28:58,940 محمد رزا پهنبی احیاء کننده ای ایزولاسیان سالها بعد از خانجار دریان است 550 0:28:58,940 --> 0:29:04,840 خانونی که به همه اطباع امریکا علاوه بر سیاسیون آن مسئولیت قضایی داد 551 0:29:04,840 --> 0:29:13,020 به روایت صورت مزاکرات مجلس شنوندی اگر یک امریکایی یک ایرانی را می کش یا مورد زرب و شتم قرار می داد 552 0:29:13,020 --> 0:29:17,880 دادگاه و قوانین قضایی ایران هیچ حقی برای مجازات اون نداشتند 553 0:29:17,880 --> 0:29:21,800 ولی امام اطلاع پیده کردن؟ 554 0:29:21,800 --> 0:29:25,360 در سخنرانی قبل از سیزده آبان 555 0:29:25,360 --> 0:29:30,320 در جمع طلاب و مردم قوم فریاد کشیدن 556 0:29:30,320 --> 0:29:32,640 که این چه قانونیست 557 0:29:32,640 --> 0:29:34,240 تعبیر امام این بود 558 0:29:34,240 --> 0:29:40,700 که اگر یک معمور دونپایه امریکایی 559 0:29:40,700 --> 0:29:44,520 در کشور یک مرجع تقلید را 560 0:29:44,520 --> 0:29:47 مورد احانت قرار بده 561 0:29:47 --> 0:29:48,720 زیر بگیره با ماشین 562 0:29:48,720 --> 0:29:52,100 و هر جنایتی انجام بده 563 0:29:52,100 --> 0:29:54,020 قوانین ایران 564 0:29:54,020 --> 0:29:55,340 نسبت به این معمور 565 0:29:55,340 --> 0:29:58,100 کاملا خونسا هستند 566 0:29:58,100 --> 0:29:59,880 هیچ کسی حق تعرض